کد خبر:۵۴۳۴
تاریخ انتشار: ۰۳ مرداد ۱۳۹۰ - ۰۹:۴۸
تعداد بازدید: 4706
print نسخه چاپی
send ارسال به دوستان
saveذخیره
محاكمه دختر اسيدپاش
دختر جوان فريب‌خورده كه در انتقامي هولناك، همسر و دختر مرد هوسران را هدف اسيدپاشي قرار داده بود در دادگاه كيفري استان همدان پاي ميز محاكمه ايستاد.

دختر جوان فريب‌خورده كه در انتقامي هولناك، همسر و دختر مرد هوسران را هدف اسيدپاشي قرار داده بود در دادگاه كيفري استان همدان پاي ميز محاكمه ايستاد.

به گزارش خبرنگار ايران و براساس اوراق پرونده، روز چهارشنبه 15 ارديبهشت 89، مأموران پليس همدان به دنبال اطلاع از ماجراي اسيدپاشي راهي يكي از بيمارستان‌هاي شهر شدند.
زن 20 ساله كه از ناحيه سر و صورت بشدت سوخته بود به مأموران گفت: «در خانه خواب بودم كه صداي زنگ در را شنيدم. پس از باز كردن در زن جوان ناشناسي كه مي‌گفت غذاي نذري آورده وارد خانه شد و لحظاتي بعد مرا مورد ضرب و شتم قرار داد و بعد هم به طرفم اسيد پاشيد و فرار كرد. متأسفانه دختر دو ساله‌ام نيز دچار سوختگي شد.»
در حالي كه زن جوان براي معالجات تخصصي به بيمارستاني در تهران منتقل شده بود كارآگاهان كه در تلاش براي شناسايي و دستگيري عامل جنايت بودند، در تحقيقات تخصصي دريافتند همسر قرباني اسيدپاشي، از يك سال قبل با دختر 27 ساله‌اي ارتباط پنهاني دارد. با كشف اين سرنخ، فرضيه اسيدپاشي به دست «مونا» قوت گرفت. كارآگاهان شناسايي و دستگيري وي را در دستور كار داشتند كه از انتقال دختر جواني به يكي از بيمارستان‌ها باخبر شدند كه دستش با اسيد سوخته بود.
بنابراين كارآگاهان بلافاصله راهي بيمارستان شده و با «مونا» روبه‌رو شدند. وي پس از انتقال به اداره آگاهي منكر اسيدپاشي شد، اما پس از روبه‌رو شدن با مدارك و مستندات پليسي، جزئيات ارتباط پنهاني با مرد هوسران و اسيدپاشي انتقامجويانه روي همسر و دختر وي را فاش كرد.
متهم به كارآگاهان گفت: «ناصر» راننده ميني‌بوس محل كارم است. حدود يك سال قبل نيز با هم آشنا شديم. پس از مدتي در حالي كه فريب حرف‌ها و چرب‌زباني‌هايش را خورده و ارتباط‌مان بيشتر شده بود از «ناصر» قول ازدواج گرفتم اما بعد از گذشت
يك سال وقتي از او خواستم به قولش براي ازدواج عمل كند، ادعا كرد همسرش راضي به طلاق نمي‌شود و به همين خاطر نمي‌تواند با من ازدواج كند!
وقتي خودم را با اين شكست روبه‌رو ديدم تصميم به انتقام از او و همسرش گرفتم. روز حادثه نيز با تهيه يك ظرف اسيد راهي خانه «ناصر» شدم، چرا كه مي‌دانستم آن موقع روز در خانه نيست. وقتي همسرش در را باز كرد، بدون هيچ حرفي ظرف اسيد را به طرفش پاشيدم كه مقداري از آن هم روي دست خودم ريخت.
پس از تكميل تحقيقات مقدماتي نخستين جلسه رسيدگي به اتهام اسيدپاشي هفته گذشته به رياست قاضي شريفي و مستشارانش - قاضي وثيقي، ‌پورمهدي و رمضاني - در دادگاه كيفري استان همدان برگزار شد.
قصاصش كنيد تابداند چه مي‌كشم
طاهره - قرباني اين جنايت هولناك - كه با صورت باندپيچي و دستان پنهان زيردستكش در جلسه دادگاه حاضر شده بود با شکايت از مونا گفت: من متهم را نمي‌شناختم و تا روز حادثه هم او را نديده بودم. به هيچكس هم بدي نكرده بودم به همين دليل خيلي راحت اجازه دادم وارد خانه‌ام شود و اين بلا را سر من و دخترم بياورد.
وي درباره روز حادثه به قضات دادگاه گفت: بعد از رفتن شوهرم به محل كارش همراه دخترم پانيذ خوابيده بودم كه با شنيدن صداي زنگ در از خواب پريده و در را باز كردم. دختر جواني به من ‌گفت: برايم غذاي نذري آورده است. او دستكش پوشيده بود و سطل آبي رنگي در دست داشت. وقتي براي آوردن ظرف رفتم پشت سرم وارد خانه شد و از من خواست ظرف بزرگتري بياورم، رفتم ظرف بزرگتر بياورم كه دختر جوان ناگهان وسيله‌اي شبيه آچار از كيفش خارج كرد و با آن چند ضربه به سرم زد كه از حال رفتم و روي زمين افتادم. براي چند لحظه او را نديدم. فكر كردم رفته است. اما وقتي از جا بلند شدم و به طرف در ورودي رفتم ديدم همانجا منتظر من است. سپس مايع داخل سطل را به سمت چپ صورت و بدنم پاشيد پس از چند لحظه باقيمانده آن را هم به سمت راست بدنم پاشيد.
من از رابطه او با شوهرم خبر نداشتم البته از مدت‌ها قبل به رفتار شوهرم شك كرده بودم و حدس مي‌زدم كه گرفتار مشكلات سختي شده اما او مدعي بود علت تغيير رفتارش، مشكلات كاري است.
قرباني اسيدپاشي در ادامه خطاب به دادگاه گفت: از آن روز تاكنون حتي لحظه‌اي از كابوس سايه شوم و وحشتناك ماجرا رها نشده‌ام. وقتي اثرات داروهاي مسكن و ضد درد از بين مي‌رود روح و جانم از درد و سوزش آتش مي‌گيرد گويي حادثه دوباره و چند باره برايم اتفاق مي‌افتد. مي‌خواهم متهم قصاص شود به همان شيوه‌اي كه روي من اسيد پاشيد بايد رويش اسيد پاشيده شود. مي‌خواهم او هم كمي از عذاب مرا تحمل كند.
جعفر- ز همسر طاهره و پدر پانيذ كه در مرحله اول و قبل از صدور قرار منع تعقيب يكي از متهمان اين جنايت بود با اعلام شكايت از متهمه و تقاضاي قصاص گفت: اگر من گناهي كرده بودم بايد اسيد روي من ريخته مي‌شد نه روي همسرم و فرزند بيگناهم.
اتهامم را قبول دارم مجازاتم كنيد
مونا متهم اين جنايت هولناك نيز با قبول كيفرخواست و اتهام اسيد پاشي در محضر دادگاه گفت: به شاكي حق مي‌دهم بخواهد مرا اعدام كند و تمام بدنم را با اسيد بسوزاند. چون او هيچ بدي به من نكرده بود فقط از دادگاه مي‌خواهم هر طوري كه مي‌خواهد مرا قصاص كند ولي بعد از اينكه مجازات شدم حلالم كند.
وكيل متهم نيز با اشاره به وجود مواردي در پرونده مبني بر نقش جعفر (همسر قرباني) در جنايت از دادگاه خواست به رغم صدور قرار منع تعقيب وي در رابطه با جرم اسيد پاشي، او را نيز محاكمه و متهم را با توجه به سابقه مصرف ماده روانگردان شيشه از لحاظ سلامت عقلي در زمان وقوع حادثه تحت معاينات پزشكي قانوني قرار دهند. در پايان جلسه، با دستور رئيس دادگاه ادامه رسيدگي به پرونده و صدور حكم به جلسه آينده موكول شد.
 
 
------------------------------------------
 
 
حكم مرگ سايه شيطان

مرد جنايتكار كه از مجازات قصاص رهايي يافته بود، مدتي پس از آزادي، به اتهام آزار و اذيت 4 زن به مرگ محكوم شد.
بر‌اساس محتويات پرونده، عليرضا - 25 ساله - معروف به سايه شيطان، اواخر پائيز 89 تحت عنوان مأمور اداره آب و به بهانه بازديد كنتور وارد خانه زن جواني شد و با اطمينان از تنها بودن زن جوان، وي را با تهديد مورد آزار و اذيت قرار داد. مرد شيطان‌صفت پس از سرقت طلاهاي قرباني، فرار كرد. در حالي كه عمليات پليسي براي شناسايي و دستگيري او آغاز شده بود، شكايت ديگري از وي مطرح شد. در حالي كه شكايت 4 زن و دختر از متهم تحت تعقيب ثبت شد، وي زماني كه به عنوان مأمور شهرداري وارد خانه پنجمين طعمه‌اش شده بود، با هوشياري صاحبخانه ناكام ماند و در دام پليس گرفتار شد. اما او پس از مواجهه حضوري با شاكي‌ها، ادعاي عجيبي مطرح كرد و مدعي شد با 4 زن جوان رابطه پنهاني و دوستي داشته و بارها به خانه آنها رفت و آمد داشته است! در حالي كه گواهي پزشكي قانوني حاكي از درگيري مرد متجاوز با قربانيانش و تهديد آنان داشت، شاكي‌ها نيز ادعاهاي وي را دروغ دانستند. از سوي ديگر تحقيقات قضايي نيز نشان داد متهم داراي 13 فقره سابقه كيفري است و پيش از اين نيز به اتهام قتل عمد تا پاي چوبه دار رفته، اما با رضايت اولياي دم نجات يافته بود. بدين‌ترتيب مرد جنايتكار پس از محاكمه در شعبه 75 دادگاه كيفري استان تهران به اتفاق آرا از سوي 5 قاضي به اعدام محكوم شد.

 
------------------------------------------
 
 
دختر ناخلف!
نويسنده: غلامرضا تديني راد
امان از دست اين بچه ناخلف که شرم و حيا را کنار گذاشته است و به خاطر اين که به کارهايش گير ندهم پيشنهاد مي دهد که با پدر پسر مورد علاقه اش ارتباط برقرار کنم و ...«نسيم» مي خواهد مرا با اين حرف ها خام کند تا رفت و آمدهايش برايم عادي شود اما او نمي داند من موهايم را در آسياب سفيد نکرده ام و تجربه ۵۰ سال زندگي پرفراز و نشيبم مي گويد هر گونه ارتباطي قبل از ازدواج بين پسر و دختر اگر از حد و مرز خود فراتر رود مشکل ساز است و مي تواند آثار و عواقب شوم و خطرناکي در پي داشته باشد. مادر دل شکسته در دايره اجتماعي کلانتري سجاد مشهد افزود: سال ها با شوهرم زير يک سقف زندگي کرديم و با تلاش همديگر خانه و کاشانه باصفايي براي خودمان ساختيم اما شريک زندگي ام مرا تنها گذاشت و ۴ سال قبل در اثر بيماري فوت کرد.از زمان مرگ همسرم، مشکلات من شروع شد و دختر نوجوانم سرناسازگاري گذاشت. او با وجود آن که گواهينامه رانندگي ندارد هميشه خودروي شخصي مان را سوار مي شود و با دوستان ناباب خود در خيابان ها ولگردي مي کند. تا به حال چندبار از دختر بزرگم خواسته ام او را نصيحت کند اما فايده اي ندارد و حرف حساب به گوش اين بچه فرو نمي رود. زن ۵۰ ساله آهي کشيد و افزود: از مدتي قبل متوجه شدم دخترم بالاخره دلباخته يکي از پسرهايي که با آن ها رابطه تلفني و خياباني دارد شده است. من با نگراني از اين موضوع، خيلي دوستانه به فرزندم گفتم حالا که احساس مي کني به اين پسر جوان واقعا علاقه مند هستي بهتر است برايش شرط بگذاري و از او بخواهي که به خواستگاريت بيايد. اما نسيم پيشنهادم را نپذيرفت و مي گفت بايد با پسر مورد علاقه اش بيشتر آشنا شود و ...من به عنوان يک مادر، نگراني عجيبي درباره آينده دخترم دارم و هر چه نصيحتش مي کنم فايده اي ندارد. نسيم الان سيگار مي کشد و به خاطر جور کردن پول تو جيبي دوست پسر خود با من جنگ و دعوا مي کند. او با توسل به زور و تهديد هر روز مبلغ ۱۰ هزار تومان مي گيرد تا با آن آقا پسر به تفريح و خوشگذراني برود.امروز هم مي خواست به همراه آن پسر و پدر او به مسافرت برود و من مانع اين کار شدم. نسيم خيلي بي شرمانه گفت تو هم بيا برويم در اين سفر با پدر داريوش بيشتر آشنا خواهي شد و مي تواني از تنهايي در بيايي. از شنيدن اين حرف خيلي عصبي شدم و به طرفش رفتم تا گوش او را بکشم اما انتظار نداشتم دخترم مرا اين چنين مورد ضرب و شتم قرار دهد و سپس با برداشتن يک بسته پول از خانه بيرون بزند. از دست اين دختر سر به هوا خسته شده ام.خراسان
 
 
 
----------------------------------------------
 
 
زن جوان در مقابل چشمان حيرت زده مردم با ضربات چاقو در مشهد مجروح شد
باز هم سلاح سرد حادثه آفريد و اين بار زني در مقابل يکي از پاساژهاي مشهد و در مقابل چشمان حيرت زده مردم هدف ضربات چاقو قرار گرفت و به شدت مجروح شد. سرهنگ احد کريمي فرمانده انتظامي مشهد درباره اين حادثه به خراسان گفت: در ساعت حدود يک بعدازظهر ديروز، شهروندان در تماس با مرکز فوريت هاي پليسي ۱۱۰ اعلام کردند که مرد مسني به يک خانم جوان حمله کرده است و ضرباتي را با چاقو بر پيکر او وارد ساخته است. وي افزود: به محض اعلام اين موضوع، ماموران کلانتري شهيد فياض بخش به محل حادثه اعزام شدند و مشاهده کردند که زن جواني بر اثر ضربات پي درپي چاقو غرق خون شده است و اين در حالي بود که ضارب ۶۳ ساله نيز هنوز قصد داشت تا زن مذکور را مورد ضربات بيشتر قرار دهد که ماموران از اقدام وي جلوگيري و ضارب را دستگير کردند. رئيس پليس مشهد گفت: در بررسي هاي به عمل آمده مشخص شد که ضارب با چاقوي کوچکي که در دست داشت ۴ ضربه به دست، بازو و پشت زن ۳۲ ساله وارد کرده است. وي افزود: فرد ضارب پس از دستگيري تحويل مقامات قضايي شد و زن مذکور هم براي مداوا به بيمارستان امدادي مشهد انتقال يافت. سرهنگ کريمي گفت: طبق آخرين اطلاعات، حال اين زن مساعد گزارش شده است. وي در مورد علت بروز اين حادثه اظهار داشت، گفته مي شود مرد مسن بر سر يکسري از اختلافات به سراغ اين زن رفته و او را هدف ضربات چاقو قرار داده است ولي تحقيقات پليس درباره علت و انگيزه اين اقدام ادامه دارد. گزارش خراسان همچنين به نقل از برخي شاهدان اين ماجرا حاکي از آن است که گفته مي شود زن جواني به نام «م» که مورد حمله قرار گرفته بود، در يکي از پاساژهاي خيابان جنت مشهد به عنوان فروشنده مشغول به کار بوده است که ضارب به محل کار وي آمده و پس از درگيري لفظي با او، اين زن را هدف يکي دو ضربه چاقو قرار داده که به دنبال اين اقدام، زن جوان براي نجات جان خود به سمت پيشخوان مغازه فرار کرده اما ضارب همچنان به تعقيب او پرداخته است و ضربه ديگري به او وارد نموده است و مردم و رهگذران که از ماجرا اطلاع پيدا کرده و نظاره گر حادثه و شاهد تهديدهاي ضارب بودند، موضوع را به پليس اطلاع دادند.

 
Bookmark and Share
نظرات بینندگان:
نام:
ایمیل:
* نظر: