کد خبر:۵۴۳۰
تاریخ انتشار: ۰۲ مرداد ۱۳۹۰ - ۱۰:۳۱
تعداد بازدید: 6503
print نسخه چاپی
send ارسال به دوستان
saveذخیره
اشک‌های تازه‌عروس در آشیانه شیطان
این زن که بعد از ازدواج پی برده بود شوهرش یک ابلیس است نمی‌دانست وی و دوستانش به خاطر تجاوز به زنی در برابر دیدگان پسر خردسالش تحت تعقیب هستند

تازه‌داماد به خاطر یک جنایت سیاه در مرند تحت تعقیب پلیس بود راز دخمه شیطان وقتی فاش شد که تازه‌عروس اشک‌ریزان به پلیس پناه برد.

این زن که بعد از ازدواج پی برده بود شوهرش یک ابلیس است نمی‌دانست وی و دوستانش به خاطر تجاوز به زنی در برابر دیدگان پسر خردسالش تحت تعقیب هستند.چندی پیش تازه‌عروس 20 ساله‌ای به همراه مادرش و در حالی که آشفته و گریان بود به کلانتری 12 مرند در آذربایجان شرقی رفت و پرده از سرنوشت وحشتناک خود برداشت.

این زن به افسر پرونده گفت: «من دختر بزرگ خانواده‌ام هستم و 2 خواهر کوچک‌تر دارم، پدرم راننده و مادرم خانه‌دار است. زمانی که به مدرسه می‌رفتم پسری که مکانیک بود همیشه دنبالم می‌آمد و مزاحم می‌شد. او که خانه‌مان را شناخته بود دست از سرم برنمی‌داشت تا اینکه با سماجت‌بازی‌های خیلی زیاد من را به خودش علاقه‌مند کرد و این در حالی بود که پدرم به خاطر موردی به زندان افتاده بود و من احساس تنهایی می‌کردم».وی افزود: «پدرم باید سال‌ها در زندان بماند، 3 سال من و شوهرم با هم دوستی کردیم و در حالی که مادر، خواهران و پدرم مخالف بودند من با این مکانیک ازدواج کردم. پدرم مدام از زندان پیغام می‌فرستاد که برای ازدواج عجله نکنم، یک ماه پیش به دفترخانه ازدواج رفتیم و در آنجا اتفاقی افتاد که من با خاله، دایی و عمویم دعوا کردم. با رفتن به خانه شوهرم فهمیدم پای در خلوتگاه یک ابلیس گذاشته‌ام، او هرگونه رفت و آمد را برای من ممنوع کرد اما وقتی خواسته‌اش را شنیدم همه دنیا روی سرم خراب شد». تازه‌عروس مکثی کرد و سر به زیر انداخت و گفت: «شوهرم با بیان اینکه دوستانم را می‌شناسد و به داشتن رابطه با آنها علاقه‌مند است خواست تا آنها را اغفال کرده و به خانه بکشانم، باور نمی‌کردم چنین حرف‌هایی را می‌شنوم، روح و روانم به هم ریخته بود. از ترس چاره‌ای جز پذیرفتن خواسته‌اش نداشتم از سویی هم نزد خانواده‌ام و فامیل‌هایم شرمنده بودم.هر کدام از دوستانم یا زنانی که او انتخاب می‌کرد و من به خانه می‌کشاندم را در اختیارش قرار می‌دادم. او با بی‌شرمی حتی از صحنه اقدام شیطانی‌اش فیلمبرداری می‌کرد و همه را برای‌ تهدید آنها در گوشی موبایلش نگه می‌داشت.

شوهرم مرد کثیفی است. حتی با دوستانش به شکار زنان دیگر می‌روند و گاهی فیلم‌هایش را نیز به من نشان می‌دهد. بعد از یک ماه دیگر تحمل نکردم و با درددل نزد مادرم تصمیم گرفتیم اینجا بیاییم و او را لو بدهم».

شبکه ابلیس‌ها

مأموران با شنیدن داستان باورنکردنی این زن، وقتی مشخصات شوهرش را شنیدند آن را با تراژدی هولناکی که مدتی پیش برای یک زن در برابر دیدگان بچه‌اش رخ داده بود مقایسه کردند و دریافتند این مرد مکانیک با دوستانش یک شبکه از ابلیس‌ها را راه‌اندازی کرده است و نه‌تنها با تجاوز به کسانی‌که همسرش از روی ناچاری به خانه‌شان می‌کشاند اقدامات شیطانی انجام می‌دهد بلکه در خارج از خانه با دوستانش به تجاوز و تهیه فیلم سیاه اقدام می‌کند.

باغ متروکه

تحقیقات نشان داد که 3 ماه‌پیش زنی 32 ساله که یک پسر 6 ساله داشت با وضعیتی آشفته در حالی که همسر و برادرش وی را همراهی می‌کردند به کلانتری 12 مرند رفته و پرده از راز باغ متروکه برداشته‌اند.این زن به ماموران گفته بود که مردی وی را با زور چاقو و در حالی که پسرش نیز همراهشان بود سوار خودرویش کرده و به باغ متروکه‌ای در اطراف شهر انتقال داده و در آنجا با 2 دوستش و بی‌اعتنا به اینکه پسربچه‌ شاهد صحنه تجاوز است، وی را هدف نیت شوم خود قرار داده‌اند و به تهیه فیلم پرداخته‌اند.وقتی ماجرای این زن به همسر مرد شیطان‌صفت شرح داده شد، ماموران شنیدند که وی ماجرای این تجاوز را از زبان شوهرش شنیده است در حالی که این تراژدی در هیچ جا انتشار نیافته بود.بدین ترتیب با دستور قاضی پرونده، مرد شیطان‌صفت و دوستانش دستگیر شدند و با وجود اینکه مدارک کاملی از اقدامات هولناک آنها وجود دارد سکوت کرده و خود را بی‌گناه می‌دانند.بنابراین گزارش، تحقیقات در این‌باره ادامه دارد و تازه‌عروس نیز اقدام به طلاق کرده است تا لانه شیطان را برای همیشه ترک کند.
 
--------------------------------------
 
 
نوعروس و مادرش قرباني اسيدپاشي شدند

در پي اسيدپاشي به مادر و دختر ايلامي، عمو و زن عموي اين خانواده به عنوان عاملان حادثه دستگير شدند و خواستگار سابق دختر آسيب‌ديده نيز در جريان اين حادثه تحت تعقيب قرار گرفت.دختر جوان قرار بود چند روز ديگر جشن عروسي‌اش را برگزار كند و به خانه بخت برود كه قرباني انتقامي كور شد.
به گزارش «جام‌جم»، بامداد 18 تيرماه سال‌جاري و در پي وقوع يك حادثه اسيدپاشي، ماموران انتظامي با حضور در محل حادثه ـ خيابان مفتح شهرستان سرابله ـ و تحقيق از همسايه‌ها متوجه شدند يك مادر و دختر پس از حمله با اسيد آسيب‌ ديده‌اند و از سوي عموي خانواده و چند نفر از همسايه‌ها به بيمارستان منتقل شده‌اند.
ماموران پس از بازرسي محل حادثه موضوع را به بازپرس كشيك دادسراي ايلام خبر دادند و با تشكيل پرونده قضايي در اين باره براي رازگشايي از اين حادثه در بيمارستان حضور يافتند و با انتقال عموي خانواده به پليس آگاهي، تحقيق از وي آغاز شد.
انكار متهم
عموي خانواده در بازجويي گفت: شب حادثه با شنيدن صداي كمك‌خواهي همسر برادرم ـ زيور ـ و دختر 19 ساله‌اش وارد خانه آنها در طبقه فوقاني شدم.آن دو بدحال كناري افتاده بودند. هنگام انتقال آنها به بيمارستان دست‌هاي من و همسرم بر اثر اسيدي كه روي مادر و دختر پاشيده شده بود، دچار سوختگي شد. همسرم هم به بيمارستان آمد و اكنون به خانه يكي از اقوام رفته است.
در پي اظهارات مرد ميانسال، گزارشي از بيمارستان در اختيار پليس قرار گرفت مبني بر اين كه مادر و دختر آسيب‌ديده از مرگ نجات يافته‌اند.
با حضور ماموران در بيمارستان، تحقيق از اين مادر و دختر آغاز شد.
نوعروس از روز حادثه گفت
دختر جوان به پليس گفت: پدرم فوت كرده و 4 سال است با مادر در طبقه فوقاني خانه عمويم زندگي مي‌كرديم. از چندي پيش برادرزن عمويم به من ابراز علاقه مي‌كرد و چند باري هم به خواستگاري‌ام آمد، اما من علاقه‌اي به او نداشتم و هر بار به خواسته‌اش پاسخ منفي مي‌دادم.
شاكي اضافه كرد: جوان خواستگار و خانواده عمويم بارها من و مادرم را تهديد كردند و مي‌خواستند تا به اين وصلت رضايت دهم. دخترعمويم شاهد اين اختلاف‌ها و تهديدها بود. چندي بعد مردي به خواستگاري‌ام آمد و عقد كرديم. قرار بود بزودي مراسم جشن عروسي‌مان برگزار شود كه اين حادثه رخ داد.
اسيدپاشي به قصد انتقام
نوعروس با اشاره به ماجراي اسيدپاشي گفت: قرار بود مادرم به خانه ديگري نقل مكان كند و در حال جمع‌آوري اثاثيه‌اش بودم. آن شب من و مادرم در يكي از اتاق‌ها خوابيديم و نيمه شب با احساس سوزش شديد در سر و صورتمان از خواب بيدار شديم. در همين موقع بسختي كليد چراغ اتاق را روشن كردم. عمو و زن عمويم كمي دورتر از ما ايستاده بودند و يك سطل در دست داشتند.
وي اضافه كرد: با فريادهاي كمك‌خواهي ما كه از ناحيه چشم، صورت و دست‌ها دچار سوختگي شده بوديم، آن دو سطل را به كناري انداختند و از ما مي‌خواستند به آنها نزديك نشويم. همسايه‌ها با شنيدن صداي كمك‌خواهي‌مان به كمكمان آمدند و در اين موقع عمويم به همسايه‌ها ملحق شد و همراه آنها ما را به بيمارستان منتقل كرد. شاكي گفت: عمويم و همسرش با خواستگار سابقم در اسيدپاشي به من و مادرم همدست بوده‌اند. در پي اظهارات وي، مادر آسيب‌ديده نيز بازجويي شد و گفته‌هاي فرزندش را تاييد كرد.
با مشخص شدن اين موضوع روند رسيدگي به پرونده وارد مرحله تازه‌اي شد. ماموران به جست‌وجو براي يافتن زن عموي شاكي پرداختند و او چند روز پيش دستگير شد، اما در بازجويي‌هاي پليسي هرگونه همدستي در اسيدپاشي به اين مادر و دختر را انكار كرد.
زوج متهم با قرار قانوني روانه زندان شده‌اند. تحقيقات از آنها در حالي ادامه دارد كه مادر و دختر آسيب‌ديده براي ادامه درمان به بيمارستان شهيد مطهري تهران انتقال يافته‌اند.
بنابر اين گزارش، خواستگار سابق نوعروس نيز تحت تعقيب پليس قرار گرفت تا با دستگيري وي، راز اين اسيدپاشي دلخراش فاش شود
Bookmark and Share
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۰
انتشار یافته: ۱
حامد
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۳:۲۸ - ۱۳۹۲/۰۵/۲۹
0
1
خیلی وحشتناک بود
نظرات بینندگان:
نام:
ایمیل:
* نظر: