کد خبر:۵۳۸۳
تاریخ انتشار: ۲۱ تير ۱۳۹۰ - ۱۲:۲۷
تعداد بازدید: 9412
print نسخه چاپی
send ارسال به دوستان
saveذخیره
رهاكردن نوزاد معلول در سطل زباله
يك نوزاد معلول كه در يك سطل زباله رها شده بود توسط ماموران پليس كشف شد. چندي پيش رهاسازي يك نوزاد حدود هفت‌ماهه در محدوده ...
يك نوزاد معلول كه در يك سطل زباله رها شده بود توسط ماموران پليس كشف شد.
سرهنگ علي محمدي سركلانتر دوم تهران در گفتگو با ايسنا، درباره جزئيات اين خبر اظهار كرد: چندي پيش رهاسازي يك نوزاد حدود هفت‌ماهه در محدوده يكي از بيمارستان تهران به ماموران كلانتري 134 شهرك قدس گزارش و پليس به محل مورد نظر اعزام شد.
وي افزود: ماموران پليس پس از حضور در منطقه مورد نظر مشاهده كردند كه يك كودك حدود هفت‌ماهه در داخل يك سطل زباله رها شده است.
سرهنگ محمدي با بيان اينكه در بررسي‌هاي بيشتر مشخص شد اين نوزاد داراي معلوليت است، افزود: در حال حاضر پرونده رسيدگي به اين موضوع تشكيل و به پليس آگاهي ارجاع داده شده است.
 
----------------------------------------
 
 
راز سياه قهر‌خواستگار از عروس‌ خانم
 
پسر جوان به بهانه خواستگاری سراغ دختران می‌رفت و با خونسردی به فریب آنان می‌پرداخت.

این تبهکار با استفاده از روحیه عاطفی دختران جوان از آنان پول میلیونی می‌گرفت و فراری می‌شد.
 
چندی پیش‌ دختر 20 ساله‌ای به نام نازنین در حالی که بسیار آشفته بود به دادسرای ناحیه 11 تهران رفت و ادعا کرد از خواستگارش شکایت دارد.
 
این دختر به بازپرس پرونده گفت: 8 ماه پیش با دوستانم برای کوهنوردی به یکی از ارتفاعات دماوند رفتیم، همانجا با پسری به نام سجاد آشنا شدم که می‌گفت در بوشهر و کیش کار می‌کند و خیلی وقت‌ها در تهران نیست. از آن به بعد من و سجاد هر روز با هم تماس تلفنی داشتیم و در مدت یک هفته پس از آشنایی‌مان که در تهران بود، هر روز همدیگر را می‌دیدیم. از آینده صحبت می‌کرد و می‌گفت پس از پایان پروژه کاری‌اش در جنوب به خواستگاری‌ام می‌آید. روزهای خوبی بود. رویاهای شیرینی در سر داشتم و خودم را خوشبخت‌ترین دختر دنیا می‌دیدم. اما غافل از اینکه همه رویاهایم سرابی بیش نبود.وی ادامه داد: سجاد یک هفته پس از آشنایی‌مان به بوشهر رفت. کمتر تلفن‌هایم را پاسخ می‌داد و می‌گفت که مشغول کارهای پروژه‌اش است. به او شک کرده بودم چون رفتارهایش مرموز بود اما هر وقت با او صحبت می‌کردم با چرب‌زبانی وعده‌های بزرگ می‌داد و می‌گفت بهترین زندگی را برایم در نظر دارد. من هم فریب همین حرف‌هایش را می‌خوردم. پس از مدتی دوباره به تهران بازگشت و یک هفته‌ای که در تهران بود، چند بار یکدیگر را ملاقات کردیم و باز هم سجاد وعده داد که بزودی به همراه خانواده‌اش به خواستگاری‌ام می‌آید و مجلل‌ترین جشن عروسی را برگزار می‌کنیم.وی افزود: چند روز بعد سجاد دوباره به جنوب بازگشت. وقتی به آنجا رسید با موبایلم تماس گرفت. خیلی مضطرب بود. می‌گفت چک دارد و پول‌هایش را در تهران جا گذاشته است. از من خواست 2 میلیون تومان برایش آماده کرده و به حسابش واریز کنم. من هم حرف‌هایش را باور کردم و قسمتی از طلاهایم را فروختم و پول را به حسابش واریز کردم.
 
سجاد بار دیگر با من تماس گرفت و باز هم به بهانه اینکه پول‌هایش همراهش نیست از من خواست یک میلیون و 500 هزار تومان برایش پول واریز کنم. بعد از اینکه پول‌ها را به حسابش ریختم دیگر خبری از سجاد نشد. شماره تلفن همراهش را تغییر داده و من هیچ خبری از او ندارم. این پسر من را بازی داد تا بتواند اخاذی کند.وی ادامه داد: بر سر یک مساله جزئی با هم دعوا کردیم و او به حالت قهر تلفنش را قطع کرد. پس از آن شماره موبایلش را تغییر داد، هیچ خبری از او ندارم و این پسر خواستگاری را بهانه کرده بود. سجاد با احساساتم بازی کرده است و فریب خورده‌ام. به خاطر انتقام تصمیم گرفتم از او شکایت کنم چون با چرب‌زبانی‌اش حتما دختران دیگری را نیز به دام کشانده است.
 
بنا به گزارش خبرنگار «وطن امروز»، با توجه به عدم وجود سرنخی از پسر فراری، با راهنمایی‌های نازنین چهره کامپیوتری‌اش به دست آمد و کسانی که با دیدن این عکس فرضی، صاحب آن را شناختند می‌توانند پلیس را در جریان قرار دهند.
 
 
 
 
-----------------------------------------
 
حمله 4 دزد به زن تنها در تهران

4 سارق كه با تعقيب يك زن ميانسال از صرافي در شمال تهران به او حمله كرده و 14 ميليون تومان پول او را سرقت كرده‌اند، تحت تعقيب پليس آگاهي قرار گرفتند.

به گزارش «جام‌جم»، چند روز پيش زني در تماس با مركز فوريت‌هاي پليسي 110 از حمله 4 دزد در شمال تهران و سرقت 7 هزار يورو و 4 ميليون تومان پول نقدي كه همراه داشت، خبر داد.

در پي اين تماس ماموران كلانتري 163 ولنجك با حضور در محل پرونده‌اي را تشكيل و موضوع با دستور داديار شعبه 4 دادسراي جنايي براي تحقيقات به پايگاه يكم پليس آگاهي ارجاع شد. زن مالباخته در مرحله بعدي از تحقيقات به ماموران پليس آگاهي گفت: زماني كه با ورود به يك صرافي 7 هزار يورو خريداري كردم، در منطقه زعفرانيه پس از پياده شدن از تاكسي سرنشينان 2 دستگاه موتورسيكلت به من حمله كرده و با سرقت 7 هزار يورو و 4 ميليون تومان پول كه همراه داشتم، متواري شدند.در پي اين اظهارات ماموران با حضور در صرافي و بررسي دوربين مداربسته موفق به شناسايي يكي از سارقان شدند كه مالباخته را از ابتداي حضور در اين محل تحت‌نظر قرار داده بود و پس از ترك صرافي از سوي مالباخته، اين فرد نيز به دنبال وي محل را ترك كرده است.با شناسايي اين فرد و مشاهده تصوير از سوي مالباخته، وي او را يكي از سارقان معرفي كرد.

سرهنگ اكبرپور، رئيس پايگاه يكم پليس آگاهي در اين باره گفت: با گزارش موضوع به داديار رضوانفر در دادسراي جنايي، وي دستور چاپ تصوير متهم تحت تعقيب را بدون پوشاندن چهره صادر كرد. از مردم درخواست مي‌شود در صورت شناسايي متهم موضوع را با تلفن 22292013 و 21868298 به پليس آگاهي اطلاع دهند.
 
 
---------------------------------------------
 
 
پيامک مرگ

لحظه اي که با چهره کبود و چشمان از حدقه در آمده فرزندم روبه رو شدم ترس تمام وجودم را فرا گرفت و دستپاچه و هراسان طناب را از دور گردنش باز کردم و او را در آغوش گرفتم اما جمشيد نفس نمي کشيد و بدنش سرد شده بود.پدر عزادار در دايره اجتماعي کلانتري ۱۲ مشهد افزود: يک عمر خون دل خوردم و زحمت کشيدم تا تنها گل زندگي ام بزرگ شود و هر موقع به قد رعناي او نگاه مي کردم لذت مي بردم. اما افسوس که پسرم نتوانست راه درست زندگي را پيدا کند و گرفتار يک عشق احساسي و خياباني شد. جمشيد دو سال قبل با دختري به نام نسرين که حدود سه سال از او بزرگتر بود آشنا شد. او چشم بسته شيفته و دلباخته اين دختر جوان شده بود و هر چه من و مادرش او را نصيحت مي کرديم که صبر کن تا با انجام تحقيقات و به موقع برايت به خواستگاري برويم فايده اي نداشت.پدر سياه پوش در حالي که لب ها و گونه هايش مي لرزيدند و قطرات اشک چهره اش را خيس کرده بود افزود: فکر مي کنم سه ماه قبل بود که جمشيد از ما خواست به خواستگاري دختر مورد علاقه اش برويم. من و مادرش به ناچار قبول کرديم اما با انجام تحقيقات از همسايگان و آشنايان خانواده نسرين متوجه شدم که واقعا اين ازدواج به صلاح پسرم نيست. با توجه به اين که تمام شرايط و واقعيت هاي پنهان موضوع را براي پسرم توضيح دادم اما او هم چنان اصرار داشت که با اين دختر ازدواج کند و متأسفانه وقتي که با خواسته اش مخالفت کرديم داخل خانه دست به خودکشي زد و زماني به بالاي سرش رسيديم که فوت کرده بود.ما موضوع را به پليس اطلاع داديم و با بررسي هايي که درباره مرگ پسرم به عمل آمد مشخص شد صبح همان روز، نسرين پس از ارسال چند پيامک عاشقانه از طريق تلفن همراه، در آخرين پيامک خود از جمشيد خواسته که هر دوي آن ها در يک روز و ساعت مشخص و معين دست به خودکشي بزنند.افسوس که پسرم با تصورات اشتباهي که از احساسات هيجاني خود داشت اقدام به خودکشي کرد. در اين لحظه بغض پدر ۵۲ ساله شکست و او با گريه و ناله گفت: قصد دارم از نسرين شکايت کنم اما چه فايده چون تنها فرزندم را از دست داده ام و ديگر نمي توانم او را ببينم. من به عنوان يک پدر مصيبت ديده در پايان از تمام پسران و دختران جوان خواهش مي کنم خودشان را گرفتار اين دوستي هاي خياباني نکنند و در هر کاري با بزرگ ترهاي خود و افراد معتمد مشورت داشته باشند تا چنين بلاها و مصيبت هاي غير قابل جبراني به بار نيايد.
 
---------------------------------------------
 
 
عامل جنایت در محوطه پلیس آگاهی تهران در برابر دوربین فیلمبرداری قرار گرفت
 
بازسازی صحنه‌قتل‌« مهسا»پشت در‌بسته
 
عامل جنایت عشقی در پل مدیریت که با قتل «مهسا» جنجال‌آفرینی کرد در چهاردیواری بسته پلیس آ‌گاهی تهران به بازسازی صحنه قتل هولناک پرداخت.
 
این در حالی است که تصور می‌شد این اقدام علمی پلیسی روی پل مدیریت صورت گیرد.ساعت 14 و 30 دقیقه بعدازظهر چهارشنبه 15 تیرماه سال‌جاری جنایتی هولناک سایه وحشت را به دل مردم انداخت و در آن پسری عاشق‌پیشه با حمله به دختر دانشجو و در برابر دیدگان زنان و مردان زیادی وی را کشت.در حالی که صحنه این قتل از سوی رهگذران فیلمبرداری می‌شد گروهی دلسوز با دیدن فرار قاتل نقابدار وی را محاصره کرده و با به جان خریدن خطر اصابت ضربات چاقو، وی را دستگیر کردند.«مهسا امین‌فروغی» دانشجوی 22 ساله رشته ادبیات فارسی دانشگاه علامه طباطبایی هنوز به بیمارستان نرسیده بود که به کام مرگ فرو رفت و دوستش به نام «مرضیه» که با ضربات چاقو دستانش زخمی شده بود تحت درمان قرار گرفت.وقتی مشخص شد قاتل، هم‌دانشگاهی مهسا بوده است و همه شنیدند «کوشا.پ» دست به این جنایت زده است باور نکردند چرا که وی پسری گوشه‌گیر و آرام بود.کوشا که خودش نیز زخمی شده بود پس از پانسمان زخم‌هایش تحت تحقیق گرفته شد و گفت: «علاقه من به مهسا یکطرفه بود. او نه‌تنها من را از خود می‌راند بلکه با نیشخندها و متلک‌پرانی‌هایش اذیتم می‌کرد، عشق من پاک بود و وقتی فهمیدم آینده‌ای در این فضا ندارم برای رهایی از عقده‌ام تصمیم گرفتم مهسا را کشته و سپس خودم را از بین ببرم».کوشا، خیلی ناامید بود حتی در زمینه آینده‌اش هیچ امیدی برای خود نمی‌دید و افسوس می‌خورد که چرا تن به وسوسه شیطان در قتل داده است.
 
بازسازی صحنه قتل در محوطه آگاهی

با دستور بازپرس رسولی از شعبه 5 دادسرای امور جنایی تهران، کوشا تحت بررسی‌های روانشناسانه قرار گرفت و پزشکی قانونی سلامت روانی وی را تایید کرد.
 
بدین ترتیب «قاتل مهسا» در رویه خاص پرونده که قرار است خارج از نوبت تحت رسیدگی‌های پلیسی و قضایی قرار گیرد، به شاخه بازسازی صحنه قتل رسید.برخلاف تصور که باید کوشا به بالای پل مکانیزه در پل مدیریت انتقال می‌یافت و در برابر دوربین فیلمبرداری و عکاسی تشخیص هویت پلیس جزئیات قتل مهسا را به تصویر می‌کشید، کارآگاهان جنایی تصمیم گرفتند چگونگی این جنایت جنجالی را در چهاردیواری پلیس آگاهی بازسازی و فیلمبرداری کنند.کوشا در محوطه آگاهی نشان داد که چگونه با تعقیب مهسا و مرضیه از دانشگاه تا پل مدیریت وقتی آنها از پله‌های پل مکانیزه بالا رفتند موتورش را در گوشه‌ای پارک کرده و با بستن پارچه‌ای سفید و سیاه به صورتش دنبالشان رفته و به سمت آن دو حمله کرده است.عامل جنایت که بغض داشت و از یادآوری صحنه قتل وحشت‌زده شده و دستانش می‌لرزید در برابر دوربین‌های پلیس گفت: «مهسا فرصت نکرد التماس کند. مرتب به وی ضربه می‌زدم. مرضیه که با زدن ضربات چاقو به دستانش در گوشه‌ای روی زمین افتاده بود مرتب داد می‌زد و کمک می‌خواست. وقتی مطمئن شدم مهسا دیگر زنده نمی‌ماند بلند شدم و به سمت موتورم دویدم که مردم سر رسیدند. خواستم با چاقو آنها را بترسانم اما نشد. وقتی درگیر شدیم چاقو به دست خودم فرو رفت و زخمی شدم».پس از این بازسازی که خیلی سریع صورت گرفت، مراحل تحقیق پلیسی و قضایی خاتمه یافت.بنا به این گزارش، به نظر می‌رسد بزودی قرار مجرمیت و کیفرخواست این قاتل صادر شده و وی از سوی 5 قاضی دادگاه کیفری استان تهران به صورت فوق‌العاده محاکمه شود تا خیلی زود به سزای اقدام هولناکش برسد.
 
 
------------------------------------------

اعتراف تازه‌داماد به قتل خواهر و برادر عروس
 
تازه‌داماد در درگيري با خانواده نامزداش، 2 تن را کشت. سرهنگ مهدي يارندي، معاون اجتماعي استان تهران و البرز گفت: به دنبال تماس يکي از شهروندان با مرکز فوريت‌هاي پليسي110مبني بر رخ دادن يک درگيري خانوادگي در همسايگي آنها و به قتل رسيدن 2 نفر در اين درگيري بلافاصله ماموران پليس آگاهي جهت بررسي موضوع به محل اعزام شدند.
 
وي اظهار داشت: ماموران کلانتري 26 صباشهر پس از حضور در محل حادثه با پيکرهاي خونين 2 خواهر و برادر به نام‌هاي‌ «مريم» و« امين» مواجه شدند که براثر ضربات چاقو به قتل رسيده بودند‌. سرهنگ يارندي افزود: با حضور ماموران در صحنه جرم و مواجه شدن با فردي که در بالاي سر اجساد با يک کارد خونين در دست ايستاده بود بر آنها محرز شد که قاتل همين فرد است که بلافاصله دستگير و به پليس آگاهي منتقل شد‌. معاون اجتماعي استان تهران و البرز ادامه داد: متهم دستگير شده در چندين نوبت بازجويي از سوي ماموران پليس پرده از جنايت خود برداشته و به قتل 2 نفر از اعضاي خانواده همسرش اعتراف و درباره چگونگي حادثه اذعان داشت که خواهر مقتولان را به مبلغ 120 ميليون ريال مهريه به عقد خود درآوردم‌.
 
قاتل در ادامه اعترافاتش اقرار کرد که با گذاشتن شرط از سوي خانواده نامزدم مبني بر پرداخت مبلغ مهريه به صورت نقد بعد از جاري شدن خطبه عقد و پرداخت مبلغ یادشده توسط من، با توجه به توافق قبلي خانواده دختر حاضر به ازدواج دخترشان با من نشده و از نشان دادن وي به من امتناع کردند که در نهايت عصباني شدم و پس از درگيري با برادر و خواهر نامزدم با ضربات چاقو آنها را به قتل رساندم.
 
سرهنگ يارندي توصيه کرد: پيچيدگي‌ها و استرس‌هاي‌ زندگي يكي از علل عمده تنش‌ها محسوب شده و عدم توانايي در برخي از انسان‌ها در كنترل خشم و عصبانيت بعضا مي‌تواند به حوادث ناگواري نظير قتل‌، خود كشي‌، مصدوميت و... منتهي شده و آينده فرد و نزديكان وي را تحت‌تاثير قرار دهد که شهروندان در اينگونه مواقع مي‌توانند با حفظ خونسردي خود و کنترل اعصاب‌، از بروز حوادث ناگوار اينچنيني جلوگيري کنند و در نهايت براي حل مشکلات از راه‌هاي‌ قانوني وارد عمل شوند‌.
 
متهم پس از دستگيري و تشکيل پرونده جهت سير مراحل قانوني تحويل مقام قضايي و از آنجا روانه زندان شد.
 

 
Bookmark and Share
نظرات بینندگان:
نام:
ایمیل:
* نظر: