کد خبر:۵۳۵۱
تاریخ انتشار: ۱۱ تير ۱۳۹۰ - ۱۱:۲۸
تعداد بازدید: 5812
print نسخه چاپی
send ارسال به دوستان
saveذخیره
‌زوج فرانسوي يك گوريل را به فرزندخواندگي گرفتند
زوج بدون فرزند فرانسوي يک گوريل را به فرزندي پذيرفتند. اين زوج نازاي فرانسوي گوريل 13 ساله را به‌عنوان فرزند از يک باغ‌وحش پذيرفتند

زوج بدون فرزند فرانسوي يک گوريل را به فرزندي پذيرفتند. اين زوج نازاي فرانسوي گوريل 13 ساله را به‌عنوان فرزند از يک باغ‌وحش پذيرفتند و اين حيوان را به خانواده خود راه دادند. بر اساس گزارش شبکه خبري BBC، اين گوريل که «ديجيت» نام دارد، پيش از آنکه توسط اين زوج به فرزندي پذيرفته شود، در قرنطينه باغ‌وحش به مدت يک روز باقي ماند.

 
 
----------------------------------------
 
زن صاحب خانه
نويسنده: غلامرضا تديني راد

خجالت مي کشيدم درباره مسائل خصوصي زندگي ام به مادر و مادر شوهرم چيزي بگويم. يک روز موضوع را براي زن صاحبخانه مان تعريف کردم. او که زني ۴۶ ساله است لبخندي زد و گفت: غصه نخور، دواي مشکل تو پيش من است و کاش زودتر از اين ها اين مسئله را مطرح مي کردي. دخترجان، تو از نظر قواي بدني ضعيف هستي و بايد خودت را تقويت کني. ابتدا فکر مي کردم منظورش اين است که از نظر تغذيه توجه بيشتري کنم اما او مرا به داخل خانه اش دعوت کرد و براي اولين بار بود که چند پک به سيخ سرخ ترياک زدم. زن جوان در معاونت اجتماعي پليس شهرستان گناباد افزود: متاسفانه اين عمل اشتباه در روزهاي بعد هم تکرار شد و اين طور به خودم تلقين مي کردم که از نظر قواي جسماني و جنسي قوي شده ام. من حتي با انتقال باورهاي غلط زن صاحبخانه به شوهرم، او را نيز به استعمال موادمخدر دعوت کردم و تا به خودم آمدم ديدم من و شوهرم هر دو معتاد شده ايم. ما هر شب ميهمان صاحبخانه بوديم و ترياک مصرف مي کرديم. مدتي گذشت و من متوجه حرکات و رفتار مشکوک شوهرم شدم. با اندکي تحقيق و مراقبت فهميدم مراسم شب نشيني در خانه همسايه کار دستم داده است و شوهرم با زن صاحبخانه ارتباط پنهاني دارد. زن جوان افزود: اين موضوع براي من خيلي نگران کننده بود و تصميم گرفتم محل سکونت خود را تغيير دهم و با زني که عامل بدبختي هاي مان بود ترک مراوده کنم. ما خانه ديگري اجاره کرديم و در آن ساکن شديم و من تصميم به ترک اعتياد گرفتم اما با وجود آن که حدود ۶ ماه از اين ماجرا مي گذرد ولي شوهرم ارتباط خود را با آن زن حفظ کرد و متاسفانه با پيشنهاد اين زن و به طمع پول و ثروت بادآورده فريب خورد. امروز برايم خبر آوردند که پليس شوهرم را به اتهام حمل موادمخدر دستگير کرده است.
 

---------------------------------------

نيمه شب هولناك پسر گرافيست

 جوان گرافيستي كه نيمه شب از محل كارش به خانه بازمي‌گشت به دام چهار زورگير خشن افتاد.
به گزارش خبرنگار ما، اواخر هفته گذشته يك مرد روستايي حدود ساعت 2 بامداد سوار بر موتوسيكلت به سوي مزرعه‌اش در جنوب تهران مي‌رفت كه با پيكر خونين و نيمه جان پسر جواني در كنار جاده روبه‌رو شد.
وي اين جوان را سوار بر موتوسيكلت به روستا منتقل كرد و بلافاصله از پليس كمك خواست.پسر جوان هنگام انتقال به بيمارستان و در تشريح ماجرا گفت: «حدود ساعت 12 و نيم شب پس از پايان كارم، در ميدان توحيد براي عزيمت به خيابان هاشمي سوار يك دستگاه خودروي پژو 405 مشكي شدم كه چهار سرنشين داشت. اما چند دقيقه بعد ناگهان سرنشينان خودرو با شوكر و چاقو به جانم افتاده و پس از گرفتن ساعت، گوشي تلفن همراه، پول و كارت عابربانك با تهديد وادارم كردند رمز كارت‌هاي بانكي‌ام را نيز به آنها بدهم. سپس مقابل دستگاه خودپرداز توقف كرده و 2 ميليون تومان موجودي حسابم را به كارت ديگري منتقل كردند.حدود يك ساعت بعد و پس از ضرب و شتم شديد مرا در بيابان رها كردند.نيم ساعتي همانجا افتاده بودم تا اينكه بسختي خودم را به كنار جاده روستايي رساندم و مرد موتورسوار رسيد.بدين ترتيب پرونده براي شناسايي و دستگيري تبهكاران خشن در اختيار كارآگاهان پايگاه نهم پليس آگاهي شهرري قرار گرفت.


--------------------------------------

تقاضاي طلاق از شوهر هميشه مسافر

زن جوانی در دادگاه خانواده گفت: شوهرم براي رسيدگي به كارش در شهرستان هر هفته 3، 4 روز مرا رها مي‌كند و من ديگر تحمل اين وضع را نداريم و طلاق مي‌خواهم.این زن با مراجعه به دادگاه خانواده شهيد محلاتي دادخواست جدايي خود را به قاضي يكي از شعب ارائه كرد.وی در حضور قاضي شعبه 240 اين مجتمع قضايي خانواده با بيان اينكه مي‌خواهم هرچه سريع‌تر از شوهرم جدا شوم، گفت: از اين وضع زندگي خسته شده‌ام چرا كه دائم شوهرم مرا رها كرده و بعد از 3، 4 روز به خانه باز مي‌گردد.وي با اشاره به اينكه شوهرم در شهرستان سرمايه‌گذاري كرده و دائم براي رسيدگي به كار خود به شهرستان مي‌رود و 3،‌4‌روز در آنجا مي‌ماند، ادامه داد: شوهرم دائم مرا تنها مي‌گذارد و من بايد از او جدا شوم تا به زندگيم سر و سامان دهم.مرد در دادگاه خانواده شهيد محلاتي حاضر شد و با بيان اينكه به هيچ وجه همسرم را طلاق نمي‌دهم و او بايد با اين وضع كنار بيايد، گفت: هميشه به دنبال تامين رفاه همسرم هستم؛ ما حدود 3 سال از زندگي مشتركمان مي‌گذرد و اين سرمايه‌گذاري را با مشورت همسرم انجام دادم ولي در حال حاضر او با اين كارم مخالف است و به دنبال بهانه براي نرفتن من به شهرستان مي‌گردد. زن بيان كرد: طلاق مي‌خواهم و از درخواستم منصرف نمي‌شوم چرا كه تحمل زندگی‌ای كه شوهرم يك روز در آن حضور داشته و روز ديگر مرا رها كند، ندارم.قاضي اين شعبه بعد از صحبت‌هاي زن و مرد، آن 2 را به مصالحه دعوت كرد و حكمي مبني بر طلاق صادر نكرد.


------------------------------------------


دردسرهای علاقه زن برای خرید کفش

مردي در دادگاه گفت: همسرم به دليل علاقه شديد به كفش‌هاي گرانقيمت چرم، همه پس‌اندازمان را هدر داده است، طوري كه يكي از اتاق‌هاي منزلمان به كفش‌هاي او تعلق دارد. اين مرد با حضور در دادگاه خانواده با ارائه درخواست طلاق به قاضي شعبه 268 مدعي شد: 2 سال پيش با همسرم ازدواج كردم. در اين 2 سال از لحاظ اخلاقي با همسرم هيچگونه مشكلي نداشتم و او زن بسيار خوش‌اخلاقي است اما او از نظر رواني بيمار است. بارها از وي خواهش كردم كه نزد روانشناس برويم ولي او قبول نمي‌كند. وي در پاسخ به پرسش قاضي درباره نحوه بيماري همسرش گفت: همسر من كارمند است. او در ماه، 8 تا 9 عدد كفش خريداري مي‌كند؛ آن هم از نوع كفش‌هاي گرانقيمت، طوري كه يكي از اتاق‌هاي خانه ما به كفش‌هاي همسرم اختصاص دارد. زن نيز كه در دادگاه حضور داشت به رئيس دادگاه گفت: من از دوران نوجواني به خريداري كفش علاقه بسيار داشتم و به نظر من اين علاقه يك بيماري تلقي نمي‌شود. همسر من در اين زمينه بيش از حد حساس شده و خواهان طلاق است. من بيمار نيستم و تحت هيچ شرايطي حاضر نيستم به پزشك مراجعه كنم. اين همسرم است كه بيمار است. قاضي دادگاه بعد از شنيدن اظهارات زوج جوان با متقاعد كردن زن براي مراجعه به روانشناس، حكم طلاق را صادر نكرد.

Bookmark and Share
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۰
انتشار یافته: ۱
علی
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۳:۵۰ - ۱۳۹۱/۰۴/۳۰
0
0
جالبه
نظرات بینندگان:
نام:
ایمیل:
* نظر: