کد خبر:۵۳۲۹
تاریخ انتشار: ۰۵ تير ۱۳۹۰ - ۰۸:۲۲
تعداد بازدید: 5535
print نسخه چاپی
send ارسال به دوستان
saveذخیره
اسيد پاشي پسر عاشق‌پیشه به دخترجوان
جوان کینه‌جو وقتی در خواستگاری از دختر موردعلاقه‌اش به بن‌بست رسيد، دست به جنايت هولناکی زد.این پسر 22 ساله فراری است
جوان کینه‌جو وقتی در خواستگاری از دختر موردعلاقه‌اش به بن‌بست رسيد، دست به جنايت هولناکی زد.این پسر 22 ساله که فراری است در مسیر بازگشت دختر جوان از سر کار به‌خانه سایه به سایه وی را تعقیب کرد تا توطئه‌اش را اجرا كند. شامگاه چهارشنبه یکم تیرماه امسال ساکنان محله‌ای در سه‌راه جمهوری با فریادهای «سوختم، سوختم» دختر جوانی از خانه‌هایشان بیرون ریختند و این در حالی بود که جوان موتورسوار با سرعت زیاد صحنه جرم را ترک کرد و گریخت.همه دیدند که دختر 21 ساله به اطراف می‌دود و با دست و صورتی سوخته کمک می‌خواهد، وقتی چند زن و مرد به سمت وی دویدند و با ریختن آب روی آثار سوختگی به کنترل درد وی پرداختند، پلیس و اورژانس نیز در جریان این اسیدپاشی قرار گرفتند.
ماموران کلانتری 129 جامی که اطلاع یافته بودند دختر جوان به بیمارستان سوانح سوختگی شهید مطهری انتقال یافته با دستور بازپرس شاهنگیان از شعبه دوم دادسرای امور جنایی تهران به تحقیقات میدانی دست زدند و پرده از عشق انتقامجویانه جوان اسیدپاش برداشتند.
تجسس‌ها نشان داد قربانی این اسیدپاشی دختری به نام «المیرا» است که فروشنده پوشاک بوده و شب حادثه با تعطیلی محل کارش در حال رفتن به خانه‌ بوده که ناگهان هدف حمله اسیدپاشی قرار گرفته است. خانواه المیرا در تحقیقات پلیسی و قضایی گفتند که دخترشان یک خواستگار سمج دارد اما مشخص نیست اسیدپاشی کار وی بوده باشد. بدین ترتیب، ماموران خود را به بالای سر المیرا در بیمارستان رساندند و در حالی که وی از ناحیه چشم، گوش، گردن و دست چپ بشدت سوخته بود به تحقیق از اين دختر غمگین پرداختند.
المیرا که بغض بشدت گلویش را مي‌فشرد، گفت: «من و پسری به نام «بشیر» هر دو فروشنده پوشاک بودیم تا اینکه او به من ابراز علاقه کرد و من از همان ابتدا نپذیرفتم. دوبار هم به صورت غیررسمی از خانواه‌ام خواستگاری‌ کرد که باز قبول نکردیم و اصلا باور نمی‌کردم این پسر دست به اسیدپاشی بزند». وی افزود: شب بود و با تعطیلی فروشگاه من راه افتادم تا به خانه‌مان بروم، «بشیر» در تعقیب من بود، خودش به تنهایی سوار موتوسیکلتی شده بود و از من می‌خواست با او ازدواج کنم، خیلی اذیت ‌شدم.يك لحظه كه به سمت وی برگشتم و با ناراحتی خواستم دست از سرم بردارد ناگهان ظرفی از زیر لباسش بیرون آورد و مایعی را روی صورتم ریخت. با احساس سوزش در سر و صورتم فهمیدم به صورتم اسید پاشيده است. بشیر فرار کرد و من با فریاد از همسایه‌ها کمک خواستم». ماموران که مشخصات جوان اسیدپاش را به دست آورده بودند به بررسی‌های اطلاعاتی پرداختند و دریافتند این پسر فرار کرده است و هیچ اثری از او در خانه یا پاتوق‌هایش نیست. بنا به این گزارش، با دستور بازپرس شاهنگیان پرونده این اسیدپاشی در اختیار اداره 16 پلیس آگاهی قرار خواهد گرفت تا با اقدامات تخصصی «بشیر» را به دام اندازند.قدس
 
-----------------------------------------
 
 
قمار هوس!

نويسنده: غلامرضا تديني راد
زندگي ما فداي رفيق بازي هاي يک معتاد بي مسئوليت شد و او در قمار هوس هاي پليد خود همه چيزش را باخت. در واقع تمام بدبختي هايي که به سرمان آمده است از روزي شروع شد که شوهرم با زني فاسد ارتباط مخفيانه برقرار کرد. اين زن او را در مدت کوتاهي به دام موادمخدر انداخت و آن قدر گرفتار شد که يادش نمي آمد من و دو فرزندش نيز حقي بر گردنش داريم. او با کوچک ترين حرفي از کوره در مي رفت و ما را تاحد مرگ کتک مي زد. برخوردهاي تحقير آميز شوهرم با پسر بزرگم باعث شد تا او عقده اي و زودرنج بار بيايد. اما از زماني که شوهرم سرش را به زمين گذاشت و فوت کرد مشکلات زندگي ام چند برابر شد چون پسرم فرصتي به دست آورد تا خودش را نشان بدهد و انتقام سال ها رنج و تحقيري که از پدرش ديده بود را از من و دو خواهر بيچاره اش بگيرد. زن ۳۹ ساله در دايره اجتماعي کلانتري سيدي مشهد افزود: فرشيد به دليل آسيب جدي که از نظر روحي و رواني ديده است برخوردهاي بسيار غضبناک و کينه جويانه اي با ما دارد. متاسفانه او از چهار سال قبل به پيشنهاد احمقانه يکي از دوستانش و با اين هدف که خودش را از نظر عصبي کمي آرام کند به مصرف قرص هاي ترامادول روي آورد. او در مدت کوتاهي به مصرف اين دارو اعتياد پيدا کرد. اوايل او ۲۰ عدد قرص مصرف مي کرد اما الان ميزان مصرف را کم کرده است و روزي ۱۰ عدد قرص ترامادول و ۵ عدد کدئين مي خورد. متاسفانه استفاده از اين قرص ها او را عصبي تر کرده است و هيچ کنترلي بر رفتار و حرکاتش ندارد. او هر شب من و دخترانم را کتک مي زد و حتي چند بار نيز چاقو را زير گلويم گذاشته است و تهديد کرده که اگر مسائل خصوصي زندگي مان بيرون از خانه درز بکند مرا خواهد کشت.الان مدت ۲ ماه است که ما از خانه فرار کرده ايم و به منزل پدر نامزد دخترم پناهنده شده ايم. نمي دانم چه خاکي بر سرم بريزم و مي ترسم دو دختر جوانم را به خانه اي برگردانم که پسري ديوانه در آن زندگي مي کند. مادر افسرده گفت: دلم براي دو دخترم و فرشيد مي سوزد.خراسان
 
برچسب ها: اسيد پاشي
Bookmark and Share
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۰
انتشار یافته: ۲
فاطمه
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۳:۰۳ - ۱۳۹۰/۰۴/۰۶
0
1
وقتي دركشور قانون قصاص اسيدپاشان اجرانشود بايد هرروزشاهداينگونه حوادث باشيم .
زيبا
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۲:۲۰ - ۱۳۹۰/۰۴/۱۵
0
1
كشورهاي زيادي هستند كه قانون قصاص ندارند ولي سطح جرائم فجيعي مثل اسيد پاشي و تجاوز گروهي بسيار كمتر از ايران است
نظرات بینندگان:
نام:
ایمیل:
* نظر: