کد خبر:۵۳۲۴
تاریخ انتشار: ۰۴ تير ۱۳۹۰ - ۰۹:۱۷
تعداد بازدید: 5731
print نسخه چاپی
send ارسال به دوستان
saveذخیره
بخشش 2 دست به همسر
مرد جوان كه هنگام كار دستانش را از دست داده بود، ديه‌اش را به جاي مهريه به همسرش بخشيد و او را طلاق داد.
مرد جوان كه هنگام كار دستانش را از دست داده بود، ديه‌اش را به جاي مهريه به همسرش بخشيد و او را طلاق داد.

چندي قبل مرد جواني به دادگاه خانواده تهران رفت و دادخواست طلاق داد. وي به قاضي محكمه گفت: حدود شش سال قبل «راضيه» را با مهريه 100 سكه طلا به عقد خود درآوردم. اما افسوس كه زندگي سرد و بي‌روحي داشته و هر دو از اين ازدواج، سرخورده و پشيمان بوديم. با اينكه هيچ تفاهمي نداشتيم فقط به خاطر حفظ آبروي خود و خانواده‌هايمان زندگي مصلحت‌آميز را تحمل كرده و لب به گله باز نمي‌كرديم. حتي هيچگاه بر سر بچه‌دار شدن با هم حرفي نمي‌زديم و زندگي در سكوت و تنهايي سپري مي‌شد. تا اينكه چند ماه قبل در محل كارم دستانم زير دستگاه پرس ماند و هر دو دستم از مچ قطع شد. پس از اين حادثه و در اوج نااميدي و افسردگي مطمئن شدم رابطه ام با «راضيه» رو به تاريكي نهاده و اختلاف‌مان عميق‌تر و ريشه‌دارتر خواهد شد و البته پيش‌بيني‌هايم درست از آب درآمد. همسرم كه هيچ علاقه‌اي به من نداشت، با زخم زبان و كنايه از من پرستاري مي‌كرد و مدام به بخت سياه و سرنوشتش لعنت مي‌فرستاد. زندگي‌مان ديگر يك برزخ پردرد و انتظار بود. هر يك منتظر حادثه‌اي براي رهايي بوديم تا اين كه به دنبال پيگيري پرونده پس از شكايت از كارفرمايم دريافتم ديه دست‌هايم حدود 45 ميليون تومان مي‌شود. بنابراين تصميم گرفتم ديه هر دو دستم را به جاي مهريه به همسرم بدهم تا از هم جدا شويم. چرا كه پس از اين حادثه تلخ ديگر طاقت بي‌محبتي و زخم زبان‌هايش را ندارم و نمي‌خواهم «راضيه» هم در اوج جواني تمام زندگي‌اش را به پاي مردي بيمار و ناقص بريزد كه ذره‌اي هم دوستش ندارد. در حال حاضر نقص عضوم را پذيرفته‌ام و سعي دارم زندگي‌ام را به جريان عادي بازگردانم. پس تصميم گرفته‌ام همسرم را بيش از اين عذاب ندهم تا هم او و هم خودم به آرامش نسبي برسيم. قاضي دادگاه پس از شنيدن اظهارات تأسف‌انگيز مرد جوان، دستور احضار همسرش را صادر كرد. اما «راضيه» پس از اطلاع از خواسته شوهرش با تقاضاي طلاق‌شان مخالفت كرد و حاضر به جدايي نشد. با اين وجود به خاطر اصرار و پافشاري مرد، پس از محاسبه مهريه، اجرت‌المثل و نفقه دوران عده، حكم طلاق زن و مرد جوان صادر شد. اما با اعتراض زن پرونده براي رسيدگي به شعبه 45 دادگاه تجديدنظر استان تهران فرستاده شد. «راضيه» در لايحه اعتراض نوشت: با همسرم اختلاف ديرينه داشتيم اما باور كنيد زني كينه‌توز نيستم و نمي‌خواهم در اين شرايط سخت، از همسرم انتقام بگيرم. از سوي ديگر هنوز خواهران دم‌بخت در خانه دارم و اگر شوهر بيمار و افسرده‌ام را رها كنم و جدا شوم، زندگي آنها نيز تحت تأثير قرار خواهد گرفت. چرا كه هيچكس حاضر نمي‌شود با دخترهاي خانواده ما ازدواج كند و همه تصور مي‌كنند ما زن‌هاي بي‌وفايي هستيم كه در شرايط حساس زندگي، همسرمان را تنها مي‌گذاريم. با اين وجود قاضي «محمدرضا اصلاني» - رئيس - و حجت‌الاسلام «قربانعلي احمدي» - مستشار دادگاه پس از بررسي نهايي پرونده حق طلاق را از آن مرد دانستند و به او اجازه دادند پس از پرداخت همه حق و حقوق همسرش حكم طلاق را اجرا كند.
 
 
----------------------------------------
 
زن بنگلادشی بخاطر تحصیل توسط همسرش کور شد
 
دانشجوی دانشگاه یو بی سی شهر ونکوورکه برای بازدید اقوام به بنگلادش سفر کرده بود توسط همسرش کور شد.

رومانا همچنین قصد داشت  شرایط کار در شهر داکار را بررسی کند اما همسرش پس از یک مشاجره طولانی و ناامیدی از نگاه  داشتنش در بنگلادش، چشمان او را با انگشتانش کور کرد و بخشی ازدماغ او راهم با دندان کند.

پزشکان در بیمارستان لاب اید داکار سخت در تلاش هستند تا شاید بینایی او را برگردانند اما به نظر می رسد آسیب وارد شده به چشمهای او بیش از حدی است که بتوان کاری برای این دانشجوی ترم آخر علوم سیاسی انجام داد.این زوج دختر 5 ساله ای به نام انوشا دارند که همکنون نزد خانواده مادرش به سر می برد.

منظور یک سال و نیم قبل به ونکوور آمده بود تا تحصیلات تکمیلی را در رشته علوم سیاسی در دانشگاه معتبر یوبی سی به پایان برساند اما ظاهرا همسرش از ادامه تحصیل او دل خوشی نداشته و سعی داشته به هر ترتیبی مانع بازگشت او به ونکوور شود و برای رسیدن به  این هدف از بدترین ابزار ممکن استفاده کرده تا بازگشت او را غیرممکن کند.

سیف اسلام یکی از دوستان منظور درباره این حادثه می گوید:«انگار صحنه هایی از فیلم وحشتناک تماشا می کنیم . واقعا چطور ممکن است در این دوره وزمانه افرادی دست به این گونه جنایتها بزنند. حمله همسرش به قدری شدید بوده که نه تنها بازگشت به کانادا بلکه ادامه زندگی هم برای منظور بسیار مشکل خواهد بود.»

استفن توپ رییس دانشگاه یو بی سی در نامه ای به منظور تاکید کرده از هر اقدامی برای ادامه تحصیل این دانشجو حمایت خواهد کرد و هر گزینه ای که بتواند به این هدف کمک کند را در نظر خواهد گرفت. منبع: عبرت
 
 
-----------------------------------
 
 
کتک‌کاری 2 خواهر به خاطر طوطی پدر! 

2 خواهر پولدار به خاطر یک طوطی گرانقیمت به جان هم افتادند و کتک‌کاری کردند.
با مرگ پدر این 2 دختر، آنان بر سر صاحب شدن طوطی وی با هم اختلاف پیدا کردند.
چندی پیش، زن شیک‌پوشی با مراجعه به دادسرای شمیران در حالی که صورتش زخمی بود به طرح شکایت پرداخت و خواستار مجازات خواهرش شد.
این زن 48 ساله وقتی پیش‌روی دادیار پرونده ایستاد، گفت: «پدرم یک سرمایه‌گذار در زمینه مواد غذایی بویژه سوسیس و کالباس بود و زندگی مرفهی داشتیم. وقتی مادرم زنده بود من و خواهرم «ثریا» با هم صمیمی بودیم و همیشه دور مادرمان مانند پروانه می‌چرخیدیم تا اینکه مامان صدف به خاطر سرطان سینه مرد و من و خواهرم که سرگرم بچه‌هایمان شده بودیم هر روز بیشتر از یکدیگر دور شدیم».
وی افزود: «پدرم تنها مانده بود و من و ثریا اختلاف داشتیم چه کسی از او پرستاری کند. بارها با هم دعوا کردیم و ثریا به دروغ می‌گفت بیشتر از من وقت می‌گذارد. تا جایی پیش رفتیم که پدر پیرم هر دوی ما را از خانه بیرون انداخت و گفت با طوطی خود که طلاخانم نام دارد، راحت‌تر است».
فاطمه در ادامه گفت: «این طوطی نه‌تنها زیباست بلکه شیرین‌ترین موجودی است که دیده‌ایم، مادرم هم آن را خیلی دوست داشت و هر بار خواسته بودیم آن را به ما بدهند با چشم‌غره‌هایشان مواجه شده بودیم. پدرم هم خدابیامرز شد، از لحاظ زندگی همه خواهر و برادرها وضعیت مالی مناسبی داریم و هیچ چشمداشتی به ثروت و ارثیه پدری نداشتیم، همه چیز به خیر و خوشی تمام شد تا رسیدیم به اینکه طوطی را چه کسی بردارد؟! برادرانم کنار کشیدند و من و ثریا قرار گذاشتیم با هم توافق کنیم.
ابتدا قرعه‌کشی کردیم و قرار شد طوطی برای من باشد اما خواهرم نپذیرفت. حتی حاضر شدم پول خوبی به ثریا بدهم اما نشد تا اینکه خواهرم با بی‌انصافی ادعا کرد چون بیشتر از من پرستاری پدرم را کرده طلاخانم حق او است و به هیچ عنوان عقب‌نشینی نخواهد کرد. با شنیدن این ادعای دروغ عصبانی شدم و به او پرخاشگری کردم. ثریا که 4 سال از من کوچک‌تر است این‌بار با خشم به من حمله کرد و با هم گلاویز شدیم. کسی هم نبود میانجیگری کند، کتک‌ جانانه‌ای خوردم. نمی‌دانم چرا نمی‌توانستم ثریا را بزنم یا از خودم دور کنم. زیر دست و پایش مانده بودم تا اینکه التماس‌کنان خواستم دست از سرم بردارد و طوطی را با خود ببرد. وقتی از خانه‌ام رفت و طلاخانم را هم با خودش برد به اندازه‌ای کینه به دل گرفته بودم که به موبایلش زنگ زدم و ناخواسته ناسزاگویی کردم، سر و صورتم خون‌آلود بود. شوهر و بچه‌هایم خواستند شکایت کنم و من می‌خواهم خواهرم مجازات شود».
با ادعاهای زن زخمی، خواهرش به دادسرا احضار شد، ثریا که تعجب کرده بود، گفت: «باورم نمی‌شود فاطمه از من شکایت کرده باشد، ما سال‌ها هم‌بازی و هم‌درد و سنگ‌صبور یکدیگر بودیم حالا به خاطر یک طوطی باید به زندان بروم».
وی افزود: «پدرم گفته بود طوطی برای من است چرا که وقتی خواهرم نزدش می‌رفت پرستاری کند با طلاخانم بدرفتاری می‌کرد اما رابطه من و این پرنده عالی بود، این طوطی من را آبجی صدا می‌کند و انس بیشتری با من دارد».
«ثریا» با پذیرفتن اینکه با خواهرش دعوا کرده، گفت: «طلاخانم یادگار پدر و مادرم بود و اگر در خانه خواهرم می‌ماند از دوری پدرم دق می‌کرد چون من را خوب می‌شناخت، اصرار داشتم در خانه ‌من باشد و الان هم به هیچ قیمتی آن را پس نمی‌دهم». بنا به گزارش پرونده، داديار پس از شنیدن ادعاهای این 2 خواهر، فرصت داد تا با هم آشتی کنند و در غیر این صورت به اتهام ضرب و شتم به پرونده رسیدگی شود. منبع:قدس
 
 
---------------------------------
 

یک اعتراف در تراژدی زن کاشمری
 
فرمانده انتظامي استان خراسان رضوي با نپذیرفتن ارسال نامه از سوي زن کاشمری به پلیس از ارجاع مجدد اين پرونده از دستگاه قضايي به پليس خبر داد.
 
سردار اميري‌مقدم اظهار كرد: هيچگونه‌ نامه‌اي به اين فرماندهي از سوي قرباني پرونده تجاوز گروهي در روستاي قوژد كاشمر داده نشده است، تنها اين زن در اظهارات خود به پليس و دادستان اعلام كرده بود كه به دنبال پيگيري اين موضوع نيستم.

وي خاطرنشان كرد: اين جرم جنبه عمومي دارد و نمي‌توان با اعلام اينكه قرباني قصد پيگيري موضوع را ندارد از آن گذشت. سردار اميري‌مقدم با رد اخبار منتشر شده مبني بر اينكه شمار متجاوزان 50 تن است، افزود: بنا بر ادعاي قرباني پرونده 13 تن وي را مورد تعرض قرار داده‌اند كه متهمان نيز از سوي پليس دستگير شده‌اند. فرمانده انتظامي استان خراسان رضوي اعلام كرد: پرونده اين حادثه از دستگاه قضايي مجددا در اختيار پليس قرار گرفته است و تحقيقات در اين‌باره انجام مي‌شود تا براي صدور حكم نهايي نتيجه به مراجع قضايي اعلام شود. وي با بيان اينكه در حال حاضر افراد دستگير شده در بازداشت به‌سر مي‌برند، به ايسنا گفت: تاكنون يكي از متهمان به ارتكاب اين جرم اعتراف كرده است و مابقي منكر اتهام انتسابي شده‌اند كه تحقيقات براي مشخص شدن زواياي پنهان پرونده همچنان ادامه دارد.
 
آسیب‌شناسی حادثه
 
پژوهشگر، رفتارشناس و آسيب‌شناس مسائل اجتماعي كه به كاشمر سفر كرده و از نزديك در جريان رسيدگي و تحقيقات اين پرونده قرار گرفته بود، گفت: وقوع اينگونه حوادث زنگ هشداري براي ساماندهي مديريت جنسي جوانان مجرد است. مجيد ابهري با بيان اينكه پس از 30 سال پژوهش ميداني و كاربردي در حوزه رفتارشناسي و آسيب‌شناسي به كاشمر رفتم و از نزديك در جريان روند رسيدگي قرار گرفتم، گفت: حادثه خميني‌شهر و كاشمر هيچ شباهتي با يكديگر ندارند. وي با رد برخي ادعاها مبني بر اينكه افراد دستگير شده داراي سابقه شرارت بوده يا وابسته به گروه خاصي بودند، گفت: اين افراد همگي كارگر و كشاورز بوده و برخلاف حادثه خميني‌شهر هيچگونه سابقه شرارت نداشته‌اند. وي افزود: در حادثه كاشمر برخلاف اظهارات يك فرد بي‌صلاحيت و اخراجي كه عنوان كرده بود 50 تن اين زن را محاصره كرده‌اند، 13 جوان روستايي و كشاورز 18 تا 25 ساله اين حادثه را رقم زدند. ابهري افزود: براساس تحقيقات رفتارشناسانه و آسيب‌شناسي كه در مدت سفر به كاشمر داشتم متوجه شدم كه زن کاشمری به علت اعتياد همسر با وجود داشتن 2 بچه 11 و 3 ساله از او جدا زندگي مي‌كرده و در يك آرايشگاه زنانه مشغول به فعاليت بوده است. اين پژوهشگر افزود: اين زن چندي پيش به خاطر مشكلاتي، مجبور به ترك محل زندگي خود شده بود.
 
ابهري افزود: حادثه كاشمر در روز سوم ارديبهشت‌ماه سال جاري رقم خورد به گونه‌اي كه در ساعت 20:30 اين زن به اتفاق مردي كه با وي ارتباط داشته در كنار يك خودرو با چراغ خاموش و در محيط تاريك جاده روستايي در حال صحبت كردن بودند كه ناگهان 2 ‌موتورسوار كه حدودا 18 تا 20 سال داشتند با مشاهده اين منظره كنجكاو و تحريك شده و با تلفن همراه دوستان خود را به اين محل دعوت مي‌كنند. وي افزود: اين زن در ابتدا ادعا كرد كه يك تعداد جوان دور من حلقه زده بودند و به خاطر تاريكي هوا نتوانستم تعداد آنان را تشخيص دهم اما به نظرم 2 يا 3 نفر كه باز هم مطمئن نيستم به من تجاوز كردند. اين رفتارشناس با بيان اينكه اين زن پس از انتقال به شهر به ماموران انتظامي گفته بود كه شكايتي ندارم اما بعد از مدتي اين زن شكايتي را به دادستاني مي‌نويسد، گفت: با كمك قرباني حادثه و مرد روستايي كه اين زن را نجات داده بود 13 متهم شناسايي و دستگير شدند.
 
ابهري افزود: با توجه به حساسيت موضوع و نوع جرم، پرونده توسط دادستان كاشمر به شعبه 5 كيفري دادگاه خراسان رضوي ارسال شد و پس از اطلاع به رئيس كل دادگستري خراسان رضوي، وي ضمن دادن دستور صريح در دستگيري و مجازات عاملان اين حادثه، ماموران ويژه‌اي را براي رسيدگي به اين پرونده در نظر گرفت. اين رفتارشناس در عين حال با اشاره به حساسيت‌هاي اينگونه حوادث و لزوم دقت در اطلاع‌رساني در اين باره، تاكيد كرد: مسؤولان قبل از بيان عمومي حوادث درباره زمان، چگونگي و نحوه جرم تحقيق كنند. وي با تاكيد براينكه نا‌امن جلوه دادن جامعه و اخلال در امنيت اجتماعي، با بيان و بزرگنمايي برخي ‌حوادث رخ مي‌دهد، به ايسناگفت: اين مساله سبب مي‌شود رسانه‌هاي بيگانه و دشمن با تجزيه و تحليل‌هايي مختلف از بروز اين حوادث جشن بگيرند. وي افزود: متاسفانه در اين حادثه نيز برخي رسانه‌ها بدون اطلاع از تخلفات و سوابق يك فرد، اظهارات دروغين اين فرد اخراجي را بدون تحقيق منتشر كردند كه با توجه به اينكه گسترش اينگونه اخبار سبب ايجاد هراس اجتماعي مي‌شود رسانه‌ها باید توجه كنند كه ضمن بيان حقايق بايد از اقدامات ژورناليستي خودداري كنند. ابهري درباره رسيدگي به جرائم متهمان اين پرونده، با بيان اينكه تا ثابت نشود كه تجاوز به عنفي صورت گرفته نمي‌توان آنان را مجازات كرد، گفت: رئيس كل دادگستري خراسان رضوي با دقت پيگير و ناظر موضوع است. وي با بيان اينكه مقصر دانستن قوه قضائيه و نيروي انتظامي در اين 3 پرونده كم‌لطفي است، گفت: در اين موضوع خاص به دور از هرگونه تعصب مي‌توان گفت كه پليس و مسؤولان قضايي كاملا به وظايف خود عمل كرده‌اند. اين رفتارشناس با بيان اينكه وقوع اينگونه حوادث زنگ هشداري براي ساماندهي مديريت غرايز جنسي جوانان مجرد است، گفت: فراهم كردن و افزايش امكانات ازدواج و گسترش فرهنگ اخلاقي مي‌تواند در اين باره موثر باشد. وي افزود: براي غريزه جنسي جوانان مجرد بايد فكري كرد كه هم در چارچوب مسائل ديني باشد و هم نيازهاي اينگونه افراد را پاسخگو باشد و اين مساله با حرف، صحبت و جلسه ممكن نيست. اين پژوهشگر با بيان اينكه تحريك شدن جوانان در حادثه كاشمر علت بروز اين حادثه بوده، گفت: اين مساله عمل مجرمانه متهمان را توجيه نمي‌كند اما مسؤولان بايد به نيازهاي اينگونه افراد توجه كنند.
 
اين جامعه‌شناس در خاتمه افزود: قبل از آنكه پليس و قوه قضائيه وارد عمل شود 22 سازمان و نهاد پيشگيري و فرهنگي وجود دارند كه اگر آنها وظايف خود را به درستي انجام دهند، نيازي به دخالت اين ارگان‌ها نيست
 
--------------------------------
 
 
 قصاص، مجازات شليك‌هاي كور
 
مأموري كه در اقدامي انتقامجويانه با شليك چند گلوله دو افسر را به شهادت رسانده بود با حكم دادگاه به 2 بار قصاص محكوم شد.
به گزارش خبرنگار ايران در اين حادثه مرگبار كه ساعت 10 صبح شنبه اول تير 87 در پايگاه هشتم پليس امنيت تهران رخ داد، استوار يكم «حسينعلي» ناگهان به شليك‌هاي كور پرداخت كه در اين ميان يكي از افسران ارشد به نام سرهنگ دوم «محمدرضا ميرجلالي» و ستوانيكم «امير صادق خوشرفتار» شهيد شدند. اما ستوانيكم «صادق قره‌باغي» كه بر اثر اصابت گلوله بشدت مجروح شده بود پس از انتقال به بيمارستان نجات يافت. متهم نيز پس از بازداشت تحت بازجويي قرار گرفت و به جنايت انتقامجويانه‌اش اعتراف كرد.
محاكمه
در جلسه محاكمه ديروز كه در شعبه 74 دادگاه كيفري استان تهران با حضور 5 قاضي و نماينده دادستان برگزار شد، پس از بيان كيفرخواست و درخواست مجازات قانوني متهمان، خانواده شهيدان «ميرجلالي» و «خوشرفتار» خواستار قصاص عامل جنايت شدند. افسر مجروح نيز خواستار دريافت ديه شد. در ادامه دادگاه متهم در دفاع از خود گفت: يك هفته قبل از حادثه، افسر مافوقم مرا به‌خاطر اين‌كه با لباس شخصي در مراسم رسمي شركت كرده بودم، توبيخ كرد كه از او كينه به دل گرفتم. روز حادثه وقتي از انبار، اسلحه‌اي تحويل گرفتم براي انتقامجويي به طرف دفتر افسر ارشد رفتم. باور كنيد انگيزه‌اي براي كشتن او و ديگر همكارانم نداشتم و فقط مي‌خواستم وحشت ايجاد كنم. اما پس از تيراندازي به خاطر هيجان و اضطراب، دستپاچه شده و به هر طرف شليك مي‌كردم كه ناخواسته اين اتفاق افتاد. حالا هم پشيمانم و تقاضاي بخشش دارم. وكيل مدافع متهم نيز اعلام كرد وي دچار اختلالات روحي و رواني است و در زمان حادثه، تعادل روحي نداشته است. اما رئيس‌ دادگاه اعلام كرد كميسيون پزشكي قانوني، 2 بار سلامت رواني متهم را تأييد كرده است. بنابراين با دريافت آخرين دفاعيات متهم، 5 قاضي پرونده به اتفاق آرا او را به 2 بار قصاص - اعدام- و پرداخت ديه افسر مجروح محكوم كردند.

--------------------------------------
 
 
لانه فساد

چه مي گوييد؟ من از روز اول گرداننده لانه فساد نبودم و براي خودم غرور و شخصيتي داشتم. الان هم خوب مي دانم که سرنوشت دختر نوجوانم را خراب کرده ام و نبايد او را شريک کارهاي کثيف خودم مي کردم اما لعنت بر موادمخدر که غيرتم را سوزاند و مرا به اين روز فلاکت بار نشاند. زن ۳۴ ساله با چشماني گريان در دايره اجتماعي کلانتري ۳۷ مشهد افزود: مدتي در يک خانه فساد بودم اما از چندي قبل به همراه دخترم، ساختماني اجاره کرديم و ...!اجازه بدهيد بگويم که چه شد به اين حال و روز گرفتار شدم و امروز آن قدر عذاب وجدان و احساس گناه و معصيت دارم که از چهره خودم نيز نفرت پيدا کرده ام و دوست ندارم صورتم را در آينه نگاه کنم.زن جوان با صدايي بغض گرفته ادامه داد: ۱۸ سال قبل با مردي ازدواج کردم که بي مسئوليت، مغرور و خودخواه بود. از همان روز اول خونسردي و برخوردهاي او آزارم مي داد و کمي نگران شده بودم اما فکر نمي کردم که مجيد غيرتش را پاي بساط رفيق بازي هايش ببازد و آلوده موادمخدر بشود. به هر بدبختي که بود چند سال زير يک سقف با هم زندگي کرديم ولي شوهرم اين اواخر به کريستال معتاد شد و مرا با زور و تهديد وادار به کارهاي غيراخلاقي کرد. براي مجيد مهم نبود که به چه قيمتي خرجي مواد مخدرش را تامين مي کند و تا به خودم آمدم متوجه شدم در لجنزار فساد غوطه ور شده ام. مدتي گذشت و من که از اين شرايط خسته شده بودم طلاقم را گرفتم و سرپرستي تنها دخترمان را عهده دار شدم.من سعي داشتم زندگي جديدي بسازم و بچه ام را آبرومندانه بزرگ کنم اما ...! در اين لحظه بغض دلتنگي هاي زن جوان ترکيد و هق هق گريه هاي او در فضاي اتاق مشاوره کلانتري پيچيد. او پس از مکث کوتاهي در حالي که صدايش مي لرزيد، گفت: اگر شرم و حيا در وجود آدم بميرد ديگر نمي تواند خودش را کنترل کند. شوهرم گوهر عفتم را فداي ندانم کاري هاي خودش کرد و من که در شرايط جديد زندگي ام با مشکلات اقتصادي رو به رو شدم، دوباره تن به فساد اخلاقي دادم. ولي اين بار نه تنها خودم معتاد شدم بلکه سرنوشت دختر بيچاره ام را نيز سوزاندم و خراب کردم. از کرده خود پشيمان هستم ولي مي خواهم عاجزانه از تمام پدران و مادراني که داستان تلخ زندگي مرا مي خوانند خواهش کنم در زمان ازدواج فرزندان تان دستپاچه نشويد و تحقيقات درست و حسابي انجام بدهيد. همچنين به همه جوان ها مي گويم مراقب حد و مرزهاي شرم و حيا باشيد و اين گوهر با ارزش را در عمق وجود خود حفظ کنيد تا مسير خوشبختي را بيابيد.

Bookmark and Share
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۰
انتشار یافته: ۱
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۸:۵۰ - ۱۳۹۰/۰۴/۰۵
0
2
هيچ حرفي ندارم چي بگم !!!!!!!!كي مقصره ؟ ولي ميدونم دستايي تو كاره كه ميخواد تموم جووناي اين مملكتو به باد فنا بده كه صد البته موفقم شده حالا از هر راهي كه شده
فقط دلم براي بچه هاي بي گناهي ميسوزه كه قرباني اين جرايم ميشن
نظرات بینندگان:
نام:
ایمیل:
* نظر: