کد خبر:۵۱۹۷
تاریخ انتشار: ۰۲ خرداد ۱۳۹۰ - ۱۰:۵۵
تعداد بازدید: 3161
print نسخه چاپی
send ارسال به دوستان
saveذخیره
جدال زن و شوهر تحصيلكرده بر سر تقسيم اموال ميلياردي
آخرين مرحله طلاق زن و شوهر تحصيلكرده هنگام تقسيم دارايي‌هايشان به جنجال كشيده شد و قضات دادگاه تجديدنظر براي بررسي صحت اظهارات زن و شوهر فرزندان آنها را به دادگاه فراخواندند.
آخرين مرحله طلاق زن و شوهر تحصيلكرده هنگام تقسيم دارايي‌هايشان به جنجال كشيده شد و قضات دادگاه تجديدنظر براي بررسي صحت اظهارات زن و شوهر فرزندان آنها را به دادگاه فراخواندند. 
پرونده اين زوج چند ماه قبل به دنبال مراجعه مرد 60 ساله به دادگاه خانواده تهران در حالي گشوده شد كه وي خواستار جدايي از همسرش بود. مرد پزشك در شكايتش گفت: «حدود 30 سال قبل كه به عنوان پزشك متخصص در يكي از بيمارستان‌هاي تهران مشغول كار شده بودم، به نسرين علاقه‌مند شده و ازدواج كرديم. در اين سال‌ها همسرم تمام وقت كار مي‌كرد و براي پيشرفتش از همه خواسته‌هايم گذشتم تا او نيز به درجات بالاي علمي دست يافت. اما به مرور روحيات و روش زندگي همسرم تغيير كرد و بدون توجه به زندگي مشترك و نيازهاي آينده فرزندانمان بناي ناسازگاري و بهانه‌جويي گذاشت و اين اواخر هم اختلاف‌هايما ن بشدت اوج گرفت. به طوري كه بارها به مطب و محل كارم در بيمارستان مراجعه كرد و با توهين و تهديد آبرويم را به باد داد. متأسفانه همسرم به دليل سوءظن مرا به روابط غيراخلاقي با بيمارانم متهم مي‌كند. يك بار هم به طور ناگهاني به مطبم آمد و يك قلاده سگ را در آنجا رها كرد. به طوري كه حمله سگ به بيماران موجب رعب و وحشت مردم و تعطيلي مطب شد. حالا هم به خاطر اين رفتارها به ستوه آمده و تصميم به جدايي گرفته‌ام. ضمن اينكه به تازگي متوجه شدم نسرين طي چند روز كه خانه را به حالت قهر ترك كرده بودم، اعلاميه ترحيم مرا اطراف مطب و بيمارستان چسبانده و اعلام كرده است هزينه مراسم صرف بيماران رواني خواهد شد. انتشار اين اعلاميه هم موجي از تمسخر دوستان، همكاران و خانواده‌ام را در پي داشت.» قاضي دادگاه با شنيدن اظهارات مرد دستور احضار زن را صادر كرد. با ارجاع موضوع به دو داور از آنها خواست براي ايجاد سازش اين زوج تلاش كنند.در حالي كه تلاش داوران براي برقراري صلح بين زوج تحصيلكرده بي‌نتيجه بود، قاضي پرونده دستور داد مرد با پرداخت مهريه همسرش ـ يك جلد قرآن و يك جفت آينه و شمعدان ـ حكم طلاق را اجرا كند. ضمن آنكه حدود 10 ميليون تومان نيز به عنوان اجرت‌المثل زن براي سال‌هاي زندگي مشتركش تعيين شد.با صدور اين حكم، «نسرين» به رأي دادگاه اعتراض كرد و خواستار رسيدگي دوباره به پرونده شد. وي اين بار به بيان بخشي از مشكلات فراوان زندگي‌شان پرداخت و به هيأت قضايي گفت: « مهريه معنوي‌ام را فقط به عنوان يك نماد در نظر گرفتم. اما مهريه واقعي‌ام براساس شأن و جايگاه اجتماعي‌ام بايد توسط كارشناس تعيين شود. ضمن آنكه شوهرم چند ميليارد تومان ثروت دارد و بايد نيمي از دارايي‌اش را به من واگذار كند.»زن در حالي با ارائه فهرستي از دارايي‌هاي همسرش خواستار توقيف اموال و حساب‌هاي بانكي شوهرش بود كه سه قاضي پرونده، تقاضاي وي براي افزايش مهريه را قانوني ندانستند چرا كه عقد نكاح بر مبناي همان مهريه صورت گرفته بود. با اين وجود قضات دستور دادند مرد پيش از اجراي حكم طلاق نيمي از دارايي‌اش، 10 ميليون تومان اجرت‌المثل سالهاي مشترك زندگي و نفقه ايام عده را به همسرش بپردازد.مرد با اعتراض به حكم، از قضات ديوان عالي كشور خواست همسرش را به خاطر سوء معاشرت و بدرفتاري از دريافت نصف دارايي‌اش محروم كنند. بنابراين دستور بررسي صلاحيت اخلاقي و رفتاري زن و حسن معاشرت وي با شوهرش صادر شد. تا اينكه در جلسه بعدي دادگاه زن و شوهر براي بيان دلايل جدايي‌شان در برابر يكديگر قرار گرفتند.«نسرين» كه به خاطر حفظ آبروي خود و فرزندانش نمي‌خواست حرفي بزند، به ناچار سكوت را شكست و گفت: تا چند سال پيش زندگي خوبي داشتيم و فرزندانمان به داشتن پدر و مادري با تحصيلات عاليه احساس افتخار و سربلندي مي‌كردند، اما متأسفانه شوهرم كم‌كم تغيير رفتار داد و به هر بهانه كوچكي مرا به باد كتك و توهين مي‌گرفت. او ديگر حاضر نبود مخارج زندگي را بپردازد. ضمن اينكه پس از مدتي تحقيق و تعقيب به رابطه پنهاني‌اش پي بردم. حال آن كه فرزندانمان بشدت دچار بحران روحي خطرناك شده و با مشكلات فراواني دست به گريبان شديم، اما «بيژن» اهميتي به موضوع نمي‌داد. به همين خاطر براي فراموش كردن وي ناچار اعلاميه‌اي منتشر كردم و او را مرده خواندم تا تخليه رواني شوم. بدين ترتيب هيأت قضايي شعبه 26 دادگاه تجديد نظر استان تهران كه با اظهارات متناقض زوج تحصيلكرده در مورد علت جدايي‌شان روبه‌رو شده بودند فرزندان آنها را به دادگاه فراخواندند تا پس از كشف علل اصلي جدايي زن و شوهر، درباره تقسيم دارايي‌هاي مرد تصميم بگيرند.
 
-------------------------------------
 
 
طلاق به بهانه پسرزا بودن زن

مردي در دادگاه خانواده گفت: من آرزو دارم دختری داشته باشم اما داراي 3 پسر هستم و مي‌خواهم با ازدواج مجدد خود به آرزويم برسم. مردي با حضور در دادگاه خانواده 2 درخواست طلاق خود را ارائه كرد و گفت: 15 سال است با همسرم ازدواج کرده و داراي 3 پسر هستم. من در خانواده خود از داشتن خواهر محروم بوده‌ام و هميشه خواهان اين بودم كه خواهري داشته باشم. زماني كه ازدواج كردم از روز اول به همسرم گفتم من مي‌خواهم دختري داشته باشم، او از ابتدا به من ايراد گرفت اما من واقعا عاشق دختر بودم تا تمام مهر و محبت پدرانه خود را خرج او كنم. وي ادامه داد: بعد از گذشت 15 سال از زندگي مشترك‌مان خداوند 3 پسر به ما عطا كرده، هيچگاه از داشتن اين 3 پسر ناشكري نكرده‌ام اما آرزوي دختر داشتن بر دل من مانده است و همسرم ديگر حاضر نيست داراي فرزند شويم هرچند از لحاظ مالي در وضع خوبي هستيم. همسر اين مرد كه در دادگاه حضور داشت، اظهار كرد: همسرم با اينكه فردي تحصيلكرده است اما داراي عقايد پوچي است و اين مساله را متوجه نمي‌شود كه خداوند طبق صلاح و مصلحت خود فرزندي به بندگانش عنايت مي‌كند و بارها به همسرم گفته‌ام اگر به جاي 3 پسر سالمي كه خداوند به ما داده دختري داشتيم كه از لحاظ جسمي دچار ناراحتي بود راضي مي‌شدي، مي‌گفت خدا مي‌داند كه من عاشقانه دختر را دوست دارم و هيچ‌وقت با اين وسيله مرا امتحان نخواهد كرد. مرد در ادامه عنوان كرد: اكنون كه 3 فرزند پسر دارم هيچگاه از نظر محبت كمبودي احساس نكرده‌اند و اينگونه نبوده كه به آنها بي‌توجهي كنم اما الان خواهان طلاق هستم و مي‌خواهم با شخص ديگري ازدواج كنم كه با فرزنددار شدن مشكلي نداشته باشد. زن در ادامه گفت: من نيز با اين شرايط موافق هستم زيرا همسرم قدر نعمت‌هاي خداوند كه 3 فرزند سالم است را نمي‌داند و من نمي‌توانم با كسي كه از لحاظ فكري اينگونه است زندگي كنم. قاضي جلسه بعد از شنيدن اظهارات طرفين حكم طلاق را صادر نكرد و مرد را نزد مشاور فرستاد.
 
 
 
-------------------------------------
 
 
قتل فجيع مرد آمريكايي و تمسخر همسرش توسط پليس!
 
يك تيم از نيروهاي ويژه پليس آمريكا، در جنايتي فجيع وارد منزل يك زن و شوهر جوان در شهر "توسكان" ايالت آريزونا شدند و مرد جوان را با شليك بيش از ۶۰ گلوله در برابر چشمان همسر و فرزندش كشتند.
 
به گزارش رجانیوز به نقل از جهان، يك تيم امنيتي از نيروهاي ويژه آمريكايي موسوم به SWAT، در اقدامي جنايتكارانه وارد منزل يك زن و شوهر جوان در شهر "توسكان" ايالت آريزونا شدند و با شليك بيش از ۶۰ گلوله، مرد اين خانواده سه نفره را به طرز فجيعي به قتل رساندند.
بنابر اين گزارش، همسر اين شخص كه شوهرش را در اين وضعيت مي‌بيند بلافاصله با شماره ۹۱۱ يعني شماره نيروي پليس تماس مي‌گيرد اما مامورين اداره پليس ۵ دقيقه تمام اين زن را كه در حال گريه بوده، دست مي‌اندازند و در عين حال رسيدن تيم پزشكي به منزل اين قرباني قريب به يك ساعت به طول مي‌انجامد.
اين گزارش حاكيست، مامورين پليسي كه آن سوي خط تلفن در حال صحبت با خانم "وانسا گوئرنا" همسر مقتول بودند، به خوبي مي‌دانستند كه يك تيم از مامورين SWAT براي آنچه بازرسي خوانده شده است، وارد منزل متوفي شده‌اند اما دست به هيچ كاري نزدند.
"خوزه گوئرنا" كه در اين جنايت جان باخته است، يك عضو نيروي دريايي آمريكا بود كه بين سال‌هاي ۲۰۰۳ تا ۲۰۰۵ در عراق نيز حضور داشته است. وي كه ساعت ۶:۳۰ براي استراحت از محل كار به منزل بازگشته بود، ساعت ۹:۳۰ توسط همسرش بيدار مي‌شود.
همسرش به وي هشدار مي‌دهد كه سر و صداهاي عجيبي به گوش مي‌رسد. خوزه به همسرش توصيه مي‌كند كه فرزند چهارساله‌شان را برداشته و در جايي مناسب پنهان شود و خود به استقبال ماجرا مي‌رود؛ ماجرايي كه در نهايت با شليك بيش از ۶۰ گلوله به تن خوزه انجاميد.
پليس منطقه مدعي است كه در حال تحقيق در خصوص ماوقع است و خود را براي توجيه اين جنايت به كمك رسانه‌هاي جمعي آماده مي‌كند.
اين اتفاق در كشوري رخ مي‌دهد كه ادعاهاي حقوق بشري آن، گوش جهان را كر كرده و اگر در گوشه‌اي از جهان، مجرمي به خاطر جنايتش مورد مجازات قرار بگيرد، ناله‌هاي سوزناك سر مي‌دهد!
طبعاً شخصي كه ۵ دقيقه پاي تلفن در حال ضجه زدن به تمسخر گرفته شده است، انسان بوده و حقوق بشر شامل وي نيز مي‌شود. پس بهتر است مقامات آمريكايي اندكي به حقوق بشر در داخل مرزهاي سرزمين خود بينديشند و دست از دخالت‌هاي بيجا در ديگر كشورها بردارند.
 
----------------------------------
 
 
علاقه مرموز پسر جوان به لباس پلیس

پسر جوان که لباس پلیس در ساک دستی‌اش پیدا شده اصرار دارد بی‌گناه است و به خاطر علاقه به خدمت در پلیس آن لباس را خریده است.
ساعت 9 صبح 27 اردیبهشت‌ماه سال جاری مأموران گشت پلیس راه‌آهن هنگام گشتزنی در محدوده ایستگاه‌های راه‌آهن تهران به 2 جوان که روی صندلی یکی از ایستگاه‌ها در حال استراحت بودند مظنون شدند. در بازرسی از لوازم این 2 مرد، از ساک و لوازم جوان 22 ساله به نام «علی» لباس فرم پلیس با درجه گروهبانی به همراه عکس نظامی و لوازم استعمال مواد مخدّر به دست آمد. از آنجا که این جوان از ارائه مدارک شناسایی مبنی بر استخدام در پلیس عاجز بود و ادعا می‌کرد این لباس را به خاطر علاقه به خدمت در پلیس خریده و نگهداری می‌کند‌، با دستور بازپرس میرزازاده از شعبه هفتم بازپرسی دادسرای ناحیه 16 تهران وی برای رسیدگی تخصصی در اختیار اداره 5 پلیس آگاهی تهران قرار گرفت. پلیس قلابی در برابر افسر پرونده گفت: «من علاقه زیادی به خدمت در پلیس داشتم واین لباس را قبلاًخریده بودم و تاکنون هیچ کار خلاف ویا سوء‌استفاده‌ای از آن نکرده‌ام». در ادامه بررسی کارآگاهان مشخص شد گوشی تلفن همراه متعلق به «علی» سرقتی بوده و در تحقیقات بعدی و با شناسایی صاحب گوشی، مالباخته گفت: «در ایستگاه راه‌آهن منتظر بودم و گوشی‌ام را برای شارژ به یک پریز برق زده بودم که در یک لحظه غفلت، گوشی‌ام سرقت شد». متهم سرقت گوشی را به‌گونه‌ای که مالباخته اعلام کرده بود پذیرفت و با توجه به اینکه «علی» مدعی شده تا کنون هیچ سوء‌استفاده‌اي از لباس پلیس نكرده و غیر از همین یک مورد سرقت گوشی، دزدی دیگری نداشته بازپرس پرونده با مدارک به دست آمده از «علی» و با احتمال انجام سرقت‌های مشابه تحت پوشش مأمور و یا سرقت گوشی تلفن همراه خواستار انتشار عکس وی در روزنامه‌ها شد. سرهنگ قزلباش معاون مبارزه با سرقت‌های خاص پلیس آگاهی تهران با اعلام این خبر گفت: از کسانی که با اين شیوه‌ها توسط این مرد جوان از آنان سرقت شده است می‌خواهیم با شماره تلفن‌های 51055505 یا 51055238 تماس بگیرند.
 
 
-------------------------------------
 
 
روستاییان هندی زن جادوگر را با قيچي كور كردند 

پليس هندوستان اعلام كرد 11 تن از اهالي يك روستا در مركز اين كشور با هجوم به خانه يك زن او را به اتهام جادوگري با قيچي كور كردند. بر اساس اعلام پليس ايالت «چاتيس گارا» در هندوستان اين حادثه اواخر روز جمعه در روستاي «كايرا» رخ داده است. به گزارش پليس اين ايالت و شبكه خبري BBC، ماموران پليس موفق شدند 10 تن از مظنونان اين رويداد را شناسايي و دستگير كنند. اهالي اين روستا معتقدند اين زن و شوهر با انجام اعمال جادوگري موجب بروز بيماري‌ها و مشكلاتي شده‌اند و كشتن آنان ضروري است.
 
--------------------------------------
 

متهم به 3 فقره سرقت اعتراف كرده است
عذرخواهي از‌بانك‌ها پس‌از‌هربار سرقت

 سارق مسلح بانك شعبه بزرگراه آسيايي مشهد كه تحت تعقيب پليس بود، روز گذشته دستگير شد و به 2 سرقت مشابه ديگر اعتراف كرد.متهم يك روز بعد از هر سرقت با مسوولان بانك‌ها تماس مي‌گرفت و بابت سرقت پول‌هاي بانك و گروگان گرفتن كاركنان، تقاضاي بخشش مي‌كرد.
به گزارش «جام‌جم»، سرقت مسلحانه از بانك صادرات شعبه بزرگراه آسيايي مشهد بعدازظهر روز چهارشنبه هفته گذشته رخ داد؛ به اين ترتيب كه مردي در حالي كه كلاه‌كاسكت به سر داشت، وارد بانك شد و با تهديد مسلحانه يكي از كارمندان، از او پول‌هاي موجود در گيشه را خواست.
آن‌گاه دزد مسلح، مديربانك و 5 كارمندش را با تهديد به انباري منتقل و پس از سرقت 30 ميليون تومان پول و چك و زدن قفل به در ورودي، با يك خودروي پرايد فرار كرد.
ماموران با اطلاع از سرقت بانك و شروع تحقيقات، متوجه شدند شيوه سرقت از اين بانك با سرقت مسلحانه از 2 بانك ديگر كه چندي پيش در مشهد رخ داده، يكسان است.
به اين ترتيب با احتمال سريالي بودن سرقت‌ها، روند رسيدگي به پرونده وارد مرحله جديدي شد.
دزد، بعد از سرقت عذرخواهي مي‌كرد
ماموران در بررسي هر سه پرونده سرقت از بانك‌ها متوجه شدند، دزد فراري پس از هر سرقت با روساي بانك‌ها تماس گرفته و بابت سرقت از محل كارشان و گروگان گرفتن كارمندان، تقاضاي بخشش كرده است.
با مشخص شدن اين موضوع، ماموران در ادامه تحقيقات مطلع شدند مردي با مراجعه به بانكي، قصد نقد كردن يكي از چك‌هاي مسروقه را دارد.
ماموران بلافاصله به بانك مورد نظر رفته و با دستگيري مردي كه در حال نقد كردن چك بود، متوجه شدند او چك را از صاحب يك مغازه ابزارفروشي در جاده كلات مشهد تحويل گرفته تا برايش نقد كند.
دستگيري مغازه‌دار
ماموران در قالب يك گروه عملياتي روز گذشته به مغازه ابزارفروشي اعزام شدند و صاحب آنجا را دستگير كردند.
متهم در بازجويي ابتدا به تناقض‌گويي پرداخت، اما در مواجهه حضوري با نقدكننده چك دزدي، بناچار اعتراف كرد كه سارق بانك است.
اعتراف به دزدي از بانك
متهم در اظهاراتش به پليس گفت: پيش از سرقت بانك شعبه بزرگراه آسيايي مشهد، يك هفته رفت و آمد رئيس و كاركنان بانك را زيرنظر گرفتم تا اين كه روز حادثه كلاه‌كاسكت به سر گذاشته و با ورود به بانك و زنداني كردن كاركنان در انباري، با سرقت چك و پول به مبلغ 30 ميليون تومان فرار كردم.
دزد مسلح اضافه كرد: پول‌هاي دزدي را به طلبكاران مي‌دادم. بعد هم دچار عذاب وجدان شده و در تماس با رئيس بانك، از او و همكارانش تقاضاي بخشش مي‌كردم.
سرقت‌ بانك‌ها، سريالي بود
ماموران كه احتمال مي‌دادند او در 2 سرقت ديگر نيز نقش داشته، به بازجويي از دزد مسلح ادامه دادند تا اين كه وي ديروز اعتراف كرد، 16 ارديبهشت سال گذشته نيز از يكي از شعبات بانك سپه مشهد چند ميليون پول و چك را مسلحانه سرقت كرده ولي 18 فروردين امسال در سرقت مسلحانه از بانك ملي شعبه تربيت اين شهر ناموفق بوده و فرار كرده است.
سرهنگ بيدمشكي، رئيس پليس آگاهي استان خراسان رضوي در اين زمينه به «جام‌جم» گفت: متهم با اعتراف به 3 فقره سرقت مسلحانه از بانك‌هاي مشهد ـ كه در 2 مورد آن موفق بوده ـ اكنون در بازداشتگاه پليس به سر مي‌برد. تحقيقات از وي ادامه دارد.
سرهنگ بيدمشكي اضافه كرد: در بازرسي از مغازه ابزارفروشي متهم، 3 قبضه سلاح كلت، 13 عدد فشنگ، يك عدد كلاه كاسكت و خودرويي كه در سرقت‌ها از آن استفاده مي‌كرد، كشف و ضبط شد.
Bookmark and Share
نظرات بینندگان:
نام:
ایمیل:
* نظر: