کد خبر:۵۱۷۲
تاریخ انتشار: ۲۶ ارديبهشت ۱۳۹۰ - ۱۰:۴۲
تعداد بازدید: 2738
print نسخه چاپی
send ارسال به دوستان
saveذخیره
گلايه آمنه از ادعاهاي بشردوستانه مخالفان اجراي قصاص
«آمنه» از عدم اجرای حکم قصاص و کور شدن 2 چشم مرد اسید‌پاش گله‌مند است. این دختر رنجدیده از حمایت‌های خارجی منجر به لغو شدن این حکم قانونی ناراحت است
این دختر رنجدیده از حمایت‌های خارجی منجر به لغو شدن این حکم قانونی ناراحت است و با تندی به این اقدامات حمله کرد. آمنه از زمستان سال 83 با پاشیدن اسید از سوی خواستگار تلفنی‌اش که هم‌دانشگاهی وی نیز بود از ناحیه 2 چشم نابینا شد و چهره‌اش کاملا سوخت.
«مجید موحدی» با حکم قاطع قاضی دادگاه کیفری استان تهران به قصاص از ناحیه چشم محکوم شد و این رای به تایید قضات دیوانعالی کشور رسید اما در حالی‌که قرار بود شنبه گذشته در بیمارستان دادگستری اجرا شود به تعویق افتاد. آمنه بعد از اینکه حکم اجرا نشد بسیار ناراحت شده و در مصاحبه‌هایی به ادعاهای حقوق بشری حمله کرد.
وي در پاسخ به این سوال روز که اگر این مخارج تامین شود آیا شما از قصاص صرف‌نظر خواهید کرد؟ با کنایه به ادعاهای حقوق بشری محافل غربی و ضدانقلاب گفت: به من اگر 2 میلیون یورو بدهند گذشت می‌کنم، این همه فعالان حقوق بشر این روزها علیه من حرف می‌زنند و مخالف حکم هستند خب به جای اینکه مدام شعار دهند و فقط حرف بزنند یک‌بار عمل کنند. این پول را برای درمان من بدهند تا از قصاص گذشت کنم. به عنوان نمونه سفرای سوئد و انگلیس که خواستار لغو حکم قصاص شده‌اند، چرا دست به کار نمی‌شوند.
وی افزود: مساله من مجید موحدی نیست مساله ریشه این مشكلات است. مجید برای من ارزشی ندارد که حتی به او فکر کنم. مساله این است که باید به امثال من کمک شود؛ ما به درمان نیاز داریم. ۶ سال است مانند گداها دستم را دراز کرده‌ام و برای درمان کمک می‌خواهم. این ۶ سال همین حقوق بشری‌ها کجا بودند؟ کجا بودند وقتی می‌گفتم نیاز به پول برای درمان دارم، نیاز به همراه دارم. مگر از حقوق من نباید دفاعی می‌شد؟ چه کسی به فکر حقوق من بود؟ چه کسی کمک کرد؟ الان هم که ایستاده‌اند جلوی من و جوی علیه من ساخته‌اند که انگار من گناهکار هستم.
آمنه با اشاره به شعارهای حقوق بشری محافل غربی و ضدانقلاب درباره حکم قصاص مجید عنوان کرد: واقعا بیایید عمل کنید. همین جا می‌گویم که اگر ۲میلیون یورو را ندهید معلوم می‌شود فقط اهل شعار هستید، فقط حرف می‌زنید، فقط ژست می‌گیرید، خود را مطرح کنید وگرنه مگر من حقوقی ندارم؟ مگر من نباید مساله باشم برای حقوق بشری‌ها و دنبال حقوق من هم نباید باشند؟ می‌دانم که این پول زیاد نیست اما همین پول را اعلام کردم که ببینم این افرادی که مرا می‌کوبند پای عمل که می‌رسد چه می‌کنند؟ الان از شما می‌خواهم بپرسید و به این افراد بگویید من چقدر باید بدهم چشم‌های شما را بخرم؟ می‌دانید یعنی چی؟ من با خانواده‌ام سوختم تنها نسوختم که... خانواده من همه بیمار شده‌اند، همه قرص اعصاب می‌خورند.
اما مادر مجید موحدی به آمنه پیشنهاد داده که بهتر است با پسرش ازدواج کند تا او هر روز آمنه را ببیند و رنج ببرد از اینکه چه به روز عشق خود آورده و همزمان برای تامین مخارج درمانش هم تلاش کند!
آمنه در پاسخ به این درخواست گفت: این فکر عاقلانه نیست. این مادر فکر می‌کند چون من جواب رد به پسرش داده‌ام حق داشته پسرش با من چنین کند؟ چه کسی حاضر است با این آدم وحشی ازدواج کند؟ من که هیچ تعهدی نسبت به او نداشتم؛ نه دوست‌دخترش بودم نه نامزدش و نه هیچ چیز دیگر و تنها تلفنی از من خواستگاری کرده بود و با من چنین کرد. منبع: قدس
 
 
 
----------------------------------------
 

اعتراف بوکسور خشمگین به مشت‌زنی خیابانی 

 «با همسرم درگیر شده بودم و حالت عادی نداشتم، نمی‌دانستم چنین اتفاقی می‌افتد».
این ادعای یک مرد بوکسور است که در برابر دادیار عبدی از شعبه سوم دادسرای شمیرانات مطرح کرد.
این مرد ورزشکار بر سر جای پارک با مردی درگیر شده و با مشت سر و صورتش را سیاه و کبود کرد و او را به بيمارستان فرستاد.
اهالی خیابان تجریش شاهد درگیری 2 مرد بودند که بر سر جای پارک به جان هم افتاده بودند.
هردو ناسزاگویی می‌کردند تا اینکه از خودرو‌هایشان پیاده شده و هرکدام به سمت دیگری هجوم بردند. شاهدان به سرعت به سمت آنها رفتند تا به درگیری‌شان خاتمه دهند اما هر دو مرد عصبانی بودند و حالت عادی نداشتند. یکی از آنها ناگهان با مشت ضربه‌ای به سر و صورت دیگری زد و خون سرازیر شد.
مرد مجروح روی زمین افتاد و شاهدان او را به بیمارستان رساندند.
پس از بهبودی، مرد کبود به دادسرا رفت و به طرح شکایت پرداخت. مهاجم مشت‌زن فراری بود و تنها چیزی که شاهدان یادداشت کرده بودند شماره پلاک خودروی این مرد بود. با این سرنخ مرد مشت‌زن بازداشت شد و در بازجویی‌ها ابتدا خود را بی‌گناه دانست اما وقتی در برابر شاکی و شاهدان حادثه قرار گرفت، چاره‌ای جز اقرار ندید.
این مرد 34 ساله که بوکسور است و بارها در مسابقات کشوری شرکت کرده در بازجویی‌ها گفت: «مدتی بود با همسرم اختلاف داشتم. او می‌گفت باید همه زندگیت را رها کنی و با هم به اروپا برویم. من زندگی در ایران را دوست داشتم اما چون خواهرزن و برادرزنم در اروپا بودند، همسرم اصرار داشت که باید همراه او بروم اما من موقعیت مناسبی برای زندگی در خارج از کشور نداشتم و در ایران راحت‌تر زندگی می‌کردم. همیشه بر سر این موضوع با هم درگیر بودیم».
این مرد ورزشکار ادامه داد: «آن روز از سرکار به خانه آمدم. همسرم بدون اینکه مرا در جریان قرار دهد برای شام دوستانش را به خانه دعوت کرده بود. از من خواست به خرید بروم. من که خسته از سرکار آمده بودم و اصلا در جریان این میهمانی نبودم، عصبانی شدم و به او اعتراض کردم. باز هم مسائل رفتن به خارج از کشور را مطرح کرد و من از شدت عصبانیت همه ظرف‌ها را شکستم و از خانه بیرون آمدم.
همسرم برایم پیامک فرستاد که دیگر حاضر نیست با من زندگی کند و می‌خواهد طلاق بگیرد. حال و هوای خوبی نداشتم. پشت فرمان بودم. می‌خواستم خودرویم را پارک کنم و قدمی بزنم.
در همین هنگام مرد راننده‌ای بدون نوبت خودرویش را پارک کرد و بر سر همین موضوع با هم درگیر شدیم. من اصلا حالت عادی نداشتم و به‌خاطر همسرم، اعصابم بهم ریخته بود. با هم درگیر شدیم. نمی‌خواستم چنین اتفاقی بیفتد. نمی‌دانم چه شد که با مشت به سر و صورت آن مرد زدم اما باور کنید بعد از آن پشیمان شدم».
پس از اظهارات این مرد ورزشکار، شاکی مدعی شد چنانچه یک‌میلیون تومان به او بپردازد، رضایت می‌دهد.
مرد بوکسور نیز با پرداخت یک‌میلیون تومان پول رضایت شاکی را جلب کرد و بدین‌ترتیب این پرونده با رضایت شاکی مختومه اعلام شد.
 
--------------------------------------
 

معماي مرگ اسكي‌باز جوان

كارشناسان پزشكي قانوني در حالي پس از 5 ماه علت اصلي مرگ اسكي‌باز جوان در ارتفاعات توچال را يخ‌زدگي اعلام كردند كه سخنگوي مجموعه ورزشي، تفريحي توچال علت مرگ پسر 25 ساله را ايست قلبي اعلام كرده بود.
3 دي 89 پسري به نام موسي براي اسكي به ارتفاعات توچال - در شمال تهران - رفته بود كه به دلايل نامشخصي هنگام اسكي با دختر اسكي‌باز ديگري به نام «زينب» بشدت برخورد كرده كه هر دو مجروح شدند. چند ساعت پس از انتقال آنها به بيمارستان، موسي جان سپرد و با اعلام موضوع به خانواده‌اش، شكايتي از سوي آنها در دادسراي جنايي تهران تشكيل شد.ايوب - برادر موسي - درباره علت شكايت خانواده‌اش گفت: در جريان تحقيقات محلي و گفت‌و‌گو با شاهدان حادثه دريافتيم خانم اسكي‌باز بلافاصله توسط دوستش به ايستگاه‌هاي پائين‌تر و سپس به بيمارستان منتقل شده است، اما برادرم كه دچار آسيب شديدتري شده بود، 5 ساعت در همان وضعيت در همان محل رها شده بود تا اينكه سرانجام يكي از اسكي‌بازان، پزشك پيست را خبر كرده و بعد هم او را به بيمارستان منتقل كرده بودند. اين در حالي است كه مسئولان بهداري توچال نيز علت مرگ برادرم را ايست قلبي اعلام كردند. حتي سخنگوي مجموعه توچال نيز به خبرگزاري‌ها و رسانه‌ها گفته بود موسي سه روز قبل در يكي از بيمارستان‌هاي تهران تحت عمل جراحي قلب قرار گرفته و پزشكان او را از حضور در پيست‌هاي اسكي و ارتفاع زياد منع كرده بودند در حالي كه چنين موضوعي به هيچ عنوان صحت نداشته و برادرم در سلامت كامل بود.
بنابراين با طرح شكايت در دادسراي جنايي، خواهان پيگيري ماجرا شديم. تا اينكه سرانجام كارشناسان پزشكي قانوني علت مرگ برادرم را يخ‌زدگي بر اثر ماندن طولاني در ميان برف‌ها اعلام كردند. بدين‌ترتيب صبح ديروز در جلسه‌اي كه با حضور خانواده قرباني، نماينده حراست مجموعه توچال و مسئولان بهداري و پيمانكار مربوطه در شعبه چهارم بازپرسي دادسراي جنايي برگزار شد، قاضي پرونده با اعتراض به عدم حضور رئيس حراست مجموعه، جلسه رسيدگي را به روز ديگري موكول كرد.
وي همچنين دستور شناسايي و احضار زينب - اسكي‌باز ديگر - را نيز صادر كرد تا پس از تحقيقات لازم مقصر اصلي حادثه شناسايي شود.
 
 
----------------------------------------
 
 
قرص برنج!

با همسرم مشکل و اختلاف داشتم و از مدتي قبل تصميم گرفتم تجديد فراش کنم اما فرد مناسبي را پيدا نمي کردم. چند ماه قبل به طور اتفاقي با خانم مطلقه اي که در همسايگي مان زندگي مي کرد آشنا شدم. او از مزاحمت هاي مرد غريبه اي مي ناليد و از من خواست تا کمکش کنم. به اين ترتيب بود که ارتباط من و زن جوان آغاز شد و پس از گذشت چند هفته، به طور موقت و بدون اطلاع همسرم با هم محرم شديم. مرد جوان در دايره اجتماعي کلانتري شهرک ناجاي مشهد افزود: شيما گفت بايد او را به عقد رسمي خودم دربياورم.با وجود آن که شرط شيما را نپذيرفتم رابطه ما هم چنان ادامه يافت تا اين که فهميدم به مشروبات الکلي و سيگار اعتياد دارد. چندين بار به او تذکر دادم اعتيادش را ترک کند ولي فايده اي نداشت. مرد جوان افزود: ۳ روز قبل به ديدنش رفتم و متوجه شدم به دليل مصرف مشروبات الکلي وضعيت عادي ندارد. خيلي ناراحت شدم و با او اتمام حجت کردم و گفتم بايد همديگر را براي هميشه فراموش کنيم. شيما تهديدم کرد که اگر رهايش کنم دست به خودکشي خواهد زد.غروب روز جمعه بود که همراه همسرم به بيرون شهر رفتيم. در طول مسير متوجه شدم شيما ما را تعقيب مي کند. برايش پيامک فرستادم که منظورت از اين مسخره بازي ها چيست؟ جوابي نداد و چند ساعت بعد با او تماس گرفتم ولي پاسخگو نبود. با نگراني به مقابل خانه اش رفتم اما کسي داخل منزل نبود. استرس عجيبي داشتم و موضوع را به خواهر و عمه اش اطلاع دادم. مرد جوان آهي کشيد و گفت: ساعت ۱۴:۴۵ روز گذشته، او در حالي که خيلي عصباني بود جلوي خانه ام آمد و با سروصدا همه همسايه ها را بيرون کشيد. بيچاره همسرم که از مدتي قبل مي دانست با زني رابطه دارم از من خواست خونسردي ام را حفظ کنم. دقايقي بعد، شيما در راهروي آپارتمان درخواست يک ليوان آب خنک کرد. همسرم برايش آب آورد و همسايه ها از او خواستند که محل را ترک کند اما پس از آن که آب را سرکشيد حالش خراب تر شد. او دست بردار نبود و هم چنان ناسزا مي گفت. هنوز چند دقيقه نگذشته بود که بدنش کبود شد و روي زمين بيهوش افتاد، ما موضوع را به اورژانس ۱۱۵ اطلاع داديم و تيم پزشکي با انجام معاينات اوليه، مرگ شيما را بر اثر خوردن قرص برنج اعلام کردند. ما تازه فهميديم که او همراه آب خنک قرص برنج خورده است و اي کاش...!در خور يادآوري است تحقيقات کارآگاهان مبارزه با جرايم جنايي پليس آگاهي درباره ادعاي اين مرد جوان و چگونگي ماجرا هم چنان ادامه دارد.
 
------------------------------------------
 
 
برچسب ها: اسيد پاشي
Bookmark and Share
نظرات بینندگان:
نام:
ایمیل:
* نظر: