کد خبر:۵۱۶۰
تاریخ انتشار: ۲۴ ارديبهشت ۱۳۹۰ - ۰۸:۳۹
تعداد بازدید: 4773
print نسخه چاپی
send ارسال به دوستان
saveذخیره
پيامك ‌ها زن جوان را به زندان برد
زن عصباني به خاطر ارسال پيامك‌هاي توهين‌آميز به همكارش محاكمه و به زندان محكوم شد.

زن عصباني به خاطر ارسال پيامك‌هاي توهين‌آميز به همكارش محاكمه و به زندان محكوم شد.
به گزارش خبرنگار ايران، پائيز 89 زن 35 ساله‌اي با حضور در شعبه چهاردهم بازپرسي دادسراي ناحيه 10 تهران از يك مزاحم تلفني ناشناس به خاطر فرستادن پيامك‌هاي توهين‌آميز شكايت كرد. وي گفت: از چند ماه قبل زن ناشناسي با استفاده از دو خط تلفن اعتباري آرامش روحي، رواني‌ام را سلب و با الفاظ و كلمات زشت و ناپسند زندگي خانوادگي‌ام را به هم ريخته است. حالا هم مزاحمت‌هايش زندگي‌ام را در آستانه فروپاشي قرار داده است بنابراين چاره‌اي جز طرح شكايت و شناسايي و دستگيري مزاحم تلفني ندارم. بازپرس پرونده پس از مشاهده چند پيام ذخيره شده در تلفن همراه شاكي براي بررسي درستي آنها از اداره مخابرات خواست تا فهرست و جزئيات پيامك‌ها و نام و نشاني فرستنده را اعلام نمايد.در حالي كه متن 40 پيامك حاكي از خصومت ارسال‌كننده و كينه‌اي عميق داشت، بازپرس دستور احضار وي را صادر كرد. «سيما» در بازجويي‌ها گفت: شاكي با من دشمني ديرينه دارد و 4 سال است با طرح شكايت‌هاي واهي روزگارم را سياه كرده است. حتي چند سال قبل در يك كارگاه توليدي مشغول كار شده بودم و شب‌ها هم به ناچار همراه تنها فرزندم همانجا مي‌خوابيديم. چندي بعد از همكارم «سارا» مبلغي پول با بهره زياد قرض گرفتم و سفته هم دادم. اما پس از مدتي بدهي‌ام را پرداختم. ولي وقتي سفته را خواستم او ادعا كرد مدارك را گم كرده با اين حال چند ماه بعد سفته‌ام را به اجرا گذاشت كه به نتيجه نرسيد و از همان موقع اذيت‌هايش شروع شد تا اينكه در محيط كارگاه سيم‌كارت‌هايم گم شد و حدس مي‌زنم شاكي براي انتقام‌جويي از آنها سوءاستفاده كرده و پيامك‌ها را براي خودش ارسال و شكايت ساختگي مطرح كرده است. تمام اظهاراتش نيز بي‌اساس و كذب است و من بيگناهم!بازپرس پرونده وقتي با ادعاهاي عجيب و متناقض دو زن جوان روبه‌رو شد دفاعيات متهم را نپذيرفت. چراكه او صاحب واقعي دو خط تلفن اعتباري بود و در صورت گم شدن سيم‌كارت‌هايش وظيفه داشت موضوع را به شركت مربوطه اعلام و آنها را بسوزاند تا مورد سوءاستفاده قرار نگيرند.بدين ترتيب قرار مجرميت زن جوان صادر و او از سوي قاضي شعبه 1171 دادگاه عمومي تهران به 91 روز زندان و پراخت 10 هزار تومان جزاي نقدي محكوم شد.با اعتراض متهم به رأي دادگاه و درخواست برائت، هيأت قضايي شعبه 39 دادگاه تجديدنظر استان تهران – «رضايي» و «ايراني» - حكم را مطابق موازين قانوني دانسته و آن را تأييد كردند.

------------------------------
 

تازه ‌داماد بيني همسرش را شكست

تازه‌داماد كه در جريان مشاجره شديد خانوادگي، بيني نوعروس را شكسته بود، با شكايت همسرش تحت تعقيب قضايي قرار گرفت.
بر‌اساس اوراق پرونده‌اي كه در دادسراي ناحيه 4 تحت رسيدگي است، مدتي قبل زني با حضور در دادسرا به خاطر شكستگي بيني از همسرش شكايت كرد و به بازپرس گفت: «چند ماه قبل با يك كارگردان ازدواج كردم، اما بر خلاف تصورم متأسفانه همسرم مردي بدبين و بهانه‌جو بود كه بر سر هر اختلاف جزئي مرا به باد كتك مي‌گرفت. حتي مانع ارتباط با خانواده‌ام شد و با بدرفتاري و تندخويي‌هايش امنيت جسمي و رواني را از من گرفت. دو روز قبل هم بر سر موضوعي با هم مشاجره كرديم كه به او هشدار دادم در صورت ادامه رفتارهايش طلاق خواهم گرفت، اما ناگهان همسرم با عصبانيت به طرفم هجوم آورد و مرا به باد كتك گرفت كه بيني‌ام شكست.

به دنبال اين اظهارات، بازپرس وي را براي تعيين طول درمان به پزشكي قانوني معرفي نمود و همسرش را نيز به دادسرا احضار كرد.در حالي كه پزشكي قانوني براي زن جوان يك ماه طول درمان تعيين كرده بود، مرد ميانسال در دفاع از خود گفت: شغلم به گونه‌اي است كه فرصت زيادي براي مسائل حاشيه‌اي زندگي ندارم، اما باور كنيد بي‌علاقگي و بي‌توجهي‌هاي همسرم باعث سوء‌ظن من شده است. او تمكين نمي‌كند و بسيار خودرأي و خودسر است.
بنابراين براي حفظ زندگي و خانواده‌ام چاره‌اي جز كنترل رفتارهايش نداشتم. حالا هم اتهامم را قبول دارم.بدين‌ترتيب پس از صدور قرار كفالت براي متهم، قرار مجرميت وي به اتهام ايراد ضرب و جرح عمدي صادر شد و پرونده براي صدور رأي به شعبه 1085 دادگاه عمومي تهران به رياست قاضي «حميد عبدالمنافي» فرستاده شد.
 
--------------------------------------
 
 
چهره‌نگاری شکارچی دختران ساده‌لوح 

رویای ازدواج دختر 20 ساله وقتی رنگ باخت که پسر مورد علاقه وی فراری شد. این دختر پس از فراری شدن پسر مورد علاقه‌اش به دادسرا مراجعه کرد و پرده از راز یک اخاذی میلیونی برداشت.
نازنین 20 ساله در حالی که بسیار مضطرب بود در شکایت خود به بازپرس مکرمی گفت: 8 ماه پیش با دوستانم برای تفریح و کوهنوردی به یکی از کوه‌های تهران رفتیم. آن روز در کوه با سجاد آشنا شدم. می‌گفت در بوشهر و کیش کار می‌کند و بیشتر اوقات تهران نیست. وی افزود: آشنایی من و سجاد آغاز شد و ما هر روز با هم تماس تلفنی داشتیم. در مدت یک هفته از آشنایی‌مان که در تهران بود، هر روز همدیگر را می‌دیدیم. از آینده صحبت می‌کرد و می‌گفت پس از پایان پروژه کاری‌اش در جنوب به خواستگاری‌ام می‌آید. روزهای خوبی بود. رویاهای شیرینی در سر داشتم و خود را خوشبخت‌ترین دختر دنیا می‌دیدم غافل از اینکه همه رویاهایم سرابی بیش نبود. وی ادامه داد: سجاد یک هفته پس از آشنایی‌مان به بوشهر رفت. کمتر تلفن‌هایم را پاسخ می‌داد و می‌گفت مشغول کارهای پروژه‌اش است. به او شک کرده بودم چون رفتارهایش مرموز بود اما هر وقت با او صحبت می‌کردم با چرب‌زبانی وعده‌های بزرگ می‌داد و می‌گفت بهترین زندگی را برایم در نظر دارد. من هم فریب همین حرف‌هایش را می‌خوردم. پس از مدتی دوباره به تهران بازگشت و یک هفته‌ای که در تهران بود، چند بار یکدیگر را ملاقات کردیم و باز هم سجاد وعده داد بزودی همراه خانواده‌اش به خواستگاری‌ام می‌آید و مجلل‌ترین جشن عروسی را برگزار می‌کنیم. وی افزود: چند روز بعد سجاد دوباره به جنوب بازگشت وقتی به آنجا رسید با موبایلم تماس گرفت. خیلی مضطرب بود. می‌گفت چک دارد و پول‌هایش را در تهران جا گذاشته است. از من خواست 2 میلیون تومان آماده کرده و به حسابش واریز کنم. من هم حرف‌هایش را باور کرده و قسمتی از طلاهایم را فروختم و پول به حسابش واریز کردم. سجاد بار دیگر با من تماس گرفت و باز هم به بهانه اینکه پول‌هایش همراهش نیست از من خواست برایش یک‌میلیون و 500 هزار تومان واریز کنم. بعد از اینکه پول‌ها را به حسابش ریختم دیگر خبری از سجاد نشد. شماره تلفن همراهش را تغییر داده و من هیچ خبری از او ندارم. این پسر مرا بازی داد تا از من اخاذی کند. وی ادامه داد: بر سر یک مساله جزئی با هم درگیر شدیم و او به حالت قهر تلفنش را قطع کرد و پس از آن شماره موبایلش را تغییر داد. من هیچ خبری از او ندارم و این پسر به بهانه خواستگاری و ازدواج از من اخاذی کرده است. این پسر احساسات مرا به بازی گرفته و فریبم داد. من هم تصمیم گرفتم از وی شکایت کنم تا انتقام بگیرم چون او با چرب‌زبانی می‌تواند از دختران ساده‌لوحی مثل من به‌راحتی اخاذی کند. پس از شکایت این دختر جوان، وی به چهره‌نگاری رایانه‌ای پرداخت و تنها سرنخ این تصویر است تا با دستگیری این خواستگار، زوایای پنهان اين پرونده آشکار شود.
 
Bookmark and Share
نظرات بینندگان:
نام:
ایمیل:
* نظر: