کد خبر:۵۱۵۸
تاریخ انتشار: ۲۳ ارديبهشت ۱۳۹۰ - ۱۵:۰۰
تعداد بازدید: 2424
print نسخه چاپی
send ارسال به دوستان
saveذخیره
معضل بزرگ مسؤوليت پذيري حمل اجساد در جاده ها!
پس اين آمبولانسهايي كه شب و روز در بهشت زهرا و ساير گورستانهاي كشور مستقرند و براي حمل اجساد مي آيند آمبولانس نيستند شاتل فضايي هستند!
در اين سال 1390 كه قرار است ما خود را آماده پذيرفتن مديريت و مسؤوليتهاي جهاني بكنيم، رئيس اورژانس كشور كه جوان رعنايي است فرموده اند «براساس ابلاغ رئيس جمهوري حمل اجساد در جاده ها برعهده وزارت بهداشت است، اما اين كار به حداقل 20 ميليارد تومان اعتبار نياز دارد!» بنابراين حمل اجساد در جاده ها همچنان برزمين مانده و بلاتكليف است سنگ بزرگ برداشته اند كه موضوع لاينحل بماند.

آقاي غلامرضا معصومي كه نمي دانم دكتر هستند يا نه افاضه كلام فرموده اند: براساس قانون، حمل اجساد در شهرها، قطعاً به عهده شهرداريهاست ]ملاحظه مي فرماييد چه كشف بزرگي كرده اند. از زمان تأسيس اداره احتسابيه در عصر محمدشاه قاجار و حاجي ميرزا آقاسي معلوم و مشخص بوده كه احتسابيه يا بلديه بايد اجساد را در شهرها حمل كند. اگر ايشان توضيح نمي داد ممكن بود خوانندگان يا به قول جرايد عصر مشروطه قارئين محترم تصور كنند حمل اجساد با دايره آتش نشاني است يا اداره ملزومات وزارت راه و شايد سازمان انرژي اتمي!

بعد فرموده اند، اما در مورد جاده ها يك بحث چالشي! قديمي است كه بارها در كميسيون ايمني راهها مطرح شده و در آخرين مصوبات اين كميسيون تصويب شد كه حمل اجساد در ورودي شهرها و محدوده شهرداريها به عهده شهرداري است و حمل اجساد در خارج از اين محدوده و جاده به عهده وزارت بهداشت است و اين كشف و اعلام تصميم درست شبيه يافتن قانون جاذبه زمين به وسيله اسحاق نيوتن، يافتن وزن انسان در آب به وسيله ارشميدس و قانون نسبيت انيشتاين است. خدا پدر اين كميسيون و اعضاي آن را بيامرزد كه به اين نتيجه رسيدند.

خب حال مي رسيم به اينكه بله گر چه قرار است اجساد در جاده ها- اجساد بي خود و بي جهت در جاده ها نمي رويند و از آسمان نمي افتند. بر اثر رانندگي ديوانه وار بعضي از رانندگان، جاده هاي غيرمهندسي و عدم كنترل هاي لازم است- به وسيله وزارت بهداشت جمع آوري شود، اما كار دولت و ديوان كه شوخي نيست!

اولاً: بيست ميليارد تومان اعتبار مي خواهد !يكي نيست از اين آقاي محترم بپرسد پدرجان، برادر جان! كشور سي و چند استان دارد. در هر استان 10 آمبولانس مرده كشي براي حمل اجساد اجاره كنيد. اصلاً اجاره كنيد 20 ميليارد تومان مي شود؟

ثانياً: مطابق قانون قطعاً آمبولانس خودروي حمل جسد نيست، بنابراين نمي شود از آمبولانس براي حمل مردگان ناشي از حوادث استفاده كرد. پس اين آمبولانسهايي كه شب و روز در بهشت زهرا و ساير گورستانهاي كشور مستقرند و براي حمل اجساد مي آيند آمبولانس نيستند شاتل فضايي هستند !از سراسر اين مصاحبه يا اعلام نامه بروكراسي، كاغذ بازي، قرطاس بازي مي بارد. من منكر خدمات بزرگ و مفيد سازمان اورژانس بويژه اورژانس تهران كه كارمندان جوان و غيرتمند و شريف آن متحمل فداكاري و كار شبانه روزي شده و با روي گشاده و لبخند و ادب و تواضع خود به بيماران و بستگان آنها آرامش و روحيه مي دهند نيستم. دكتر شيخ الاسلام زاده در سال 1353 يا 1354 با تأسيس سازمان اورژانس گامي بلند برداشت و نام نيك و ماندگاري از خود باقي گذاشت. كار دكتر شيخ الاسلام زاده كه تحصيلكرده خارج بود كار بزرگي بود و مردم را از سرگرداني نجات داد. حالا كه از غليان احساسات كاسته شده بايد از او و امثال او قدرداني كرد، زيرا پنجاه سال بود صحبت چنين سازماني مي شد و كسي به همين دلايلي كه مي بينيم گام پيش نمي گذارد.

حالا براي حل چنين معضل بزرگي چرا از امثال پزشكان مجربي چون دكتر شيخ الاسلام زاده كه در بيمارستان پارس هر روز ساعتها به مداواي بيماران مي نشيند صوابديد نمي جوييد؟ با اشكالاتي كه عنوان مي شود عجالتاً تكليف هر كس در جاده زير ماشين مي رود يا قرباني بي مبالاتي رانندگان خسته و شتابزده مي شود كه اتوبوس و ميني بوس را به تريلر مي زنند بايد جسدش در جاده آنقدر بماند تا آدم خيري از راه برسد و ميت را بردارد.

با اين مديران مدبر و مبتكر كه يك «نه» مي گويند و خيال خودشان را راحت مي كنند باز مي گرديم به سالهاي قبل و پس از شهريور 1320 كه خبرنگاران اروپايي و آمريكايي مانند هنري كاسيدي و ژرژ ويليه و ادوارد سابليه وقتي به ايران مي آمدند جالبترين و شگفت انگيز ترين منظره ديدني و دردناك ايران را در چندين شهر ايران- سواي تهران كه نعش كش داشت- درشكه هايي مي دانستند كه چون در شهرهاي كوچك حتي نزديك تهران اتومبيل نعش كش وجود نداشت، بستگان اموات، مردگان را روي نيمكت درشكه، البته كفن پوشيده مي گذاشتند و راهي گورستان مي شدند! از اين منظره خوفناك كه نشان بي توجهي مسؤولان بيست ساله عصر طلايي ايران به ساده ترين احتياجات عامه بود، عكسها برداشته مي شد و در جرايد جهان به اضافه مناظري از آب آشاميدني كثيف و پلشت مردم كه از شهرهاي سرباز- حتي در تهران- مي گذشت به چاپ مي رسيد. آخر من نمي دانم اختصاص دادن يك بله فقط يك يا دو آمبولانس در هر شهر داراي اورژانس به حمل اجساد قربانيان جاده ها يا بستن پروتكلي با هر گورستان در هر شهر براي اينكه وقتي در جاده حادثه اي رخ مي دهد، آمبولانس نعش كش از گورستان به محل حادثه برود و راننده و مأمور اضافه حقوق و مزايا بگيرند اينقدر دنگ و فنگ دارد؟
 
نويسنده : خسرو معتضد -قدس
Bookmark and Share
نظرات بینندگان:
نام:
ایمیل:
* نظر: