کد خبر:۵۱۵۵
تاریخ انتشار: ۲۲ ارديبهشت ۱۳۹۰ - ۱۰:۵۷
تعداد بازدید: 2649
print نسخه چاپی
send ارسال به دوستان
saveذخیره
راننده 14 ساله، 7 كودك را زير گرفت
اين نوجوان كه بدون گواهينامه با خودروي مزدا رانندگي مي‌كرد، 7 كودكي را كه كنار جاده شهر كوهپايه مشغول بازي بودند،‌ زير گرفت
نوجوان 14 ساله به دليل عدم توانايي در كنترل خودرو 7كودك را زير گرفت.
 
به گزارش واحد مركزي خبر، رئيس پليس مركز استان اصفهان گفت: اين نوجوان كه بدون گواهينامه با خودروي مزدا رانندگي مي‌كرد، 7 كودكي را كه كنار جاده شهر كوهپايه مشغول بازي بودند،‌ زير گرفت كه بر اثر آن يك كودك جان باخت و بقيه مجروح شدند.

سرهنگ محمدعلي بختياري افزود: خودرو توقيف و راننده نوجوان آن تحويل مراجع قضايي شد.

در حادثه‌اي ديگر در نايين، سقوط اتاقك خودرو روي راننده كه در حال رفع نقص فني موتور تريلي بود، موجب مرگ وي شد.
 
---------------------------------------
 
 
دفن همسر صیغه‌ای در كمد ديواري
مردي كه پس از قتل همسر صيغه‌اي، جسدش را كف‌كمد ديواري خانه دفن كرده بود، به جنايت خود اعتراف كرد.

متهم در چندين مرحله با حضور در پليس آگاهي، خبر گم‌شدن همسرش را به ماموران اطلاع داده و از آنها براي يافتن او، كمك خواسته بود.

در يكي از روزهاي سال گذشته مردي با حضور در دادسراي جنايي تهران با ارائه شكايتي عنوان كرد همسر صيغه‌اي او به طرز مرموزي ناپديد شده و تلاش‌هايش براي يافتن وي بي‌نتيجه مانده است.

با طرح اين شكايت از سوي مرد ميانسال، پرونده با دستور قضايي براي پيگيري و تحقيقات به شعبه 11 پليس آگاهي تهران ارسال و تحقيق در اين زمينه آغاز شد.

بررسي اوليه در ارتباط با اين پرونده نشان مي‌داد، زن گمشده 28 سال دارد كه پس از جدايي از همسرش، با مرد ميانسالي كه در حال حاضر شاكي پرونده است، ازدواج كرده است.

بنا بر اين گزارش، ماموران در 4 ماه گذشته تحقيقات گسترده‌اي را در اين ارتباط انجام دادند و پس از احضار چند نفر از كساني كه به نوعي با زن گمشده در ارتباط بودند، سرانجام تحقيقات خود را معطوف شاكي پرونده (همسر زن گمشده)‌ كردند. با گزارش موضوع به قاضي پرونده، دستور بازداشت مرد شاكي صادر و تحقيق از وي در شعبه 11 پليس آگاهي آغاز شد.

مرد ميانسال كه نقش خود را در گم شدن همسرش انكار مي‌كرد، در ادامه به بيان اظهارات ضد و نقيض پرداخت تا اين كه روز گذشته زبان به اعتراف گشود و راز قتل همسر صيغه‌اي‌اش را فاش كرد.

متهم در اظهارات خود به كارآگاهان شعبه 11 پليس آگاهي گفت: از چندي پيش با فرشته كه از همسرش جدا شده بود، آشنا شده و او را به عقد موقت درآوردم.

وي افزود: مدتي بود با هم اختلاف داشتيم و مدام ميان ما درگيري پيش مي‌آمد تا اين كه وقتي احساس كردم او ديگر علاقه‌اي به من ندارد، نقشه قتلش را كشيدم و در يكي از روزهاي بهمن وقتي با هم مشاجره كرديم، او را به قتل رساندم.

متهم تصريح كرد : پس از قتل چون امكان حمل جسد به خارج از خانه وجود نداشت، آن را در كف كمد ديواري طبقه همكف ساختمان محل سكونتم دفن كرده و سپس روي آن را گچكاري كردم.

در پي اين اعترافات، بعدازظهر روز گذشته (چهارشنبه) ماموران شعبه‌هاي 10 و 11 پليس آگاهي همراه بازپرس ويژه قتل تهران با عزيمت به محل، بقاياي جسد زن جوان را از اين محل خارج و به پزشكي قانوني منتقل كردند. با صدور قرار بازداشت موقت براي متهم و دستور بازسازي صحنه جنايت و تحقيق درباره انگيزه‌هاي اين قتل، بار ديگر متهم در اختيار ماموران پليس آگاهي قرار گرفت.
 
 
---------------------------------------
 

پس از آزمايش‌هاي پزشكي قانوني
 
دختر كوچولو به پدر و مادرخوانده رسيد

سرنوشت دختر 6 ساله كه دو خانواده مدعي بودند او فرزندشان است با انجام آزمايش‌هاي پزشكي قانوني مشخص شد.
به گزارش خبرنگار جنايي ما، آرامش زندگي «يگانه كوچولو» كه 6 سال در كنار پدر و مادرخوانده‌اش زندگي كرده و عاشقانه به آنها دل‌بسته بود چندي قبل با شكايت زن و مرد جواني كه مدعي بودند، «يگانه» دخترشان است به هم ريخت. زن جوان كه در حضور قاضي سليماني از شعبه دوم دادياري دادسراي جنايي تهران ايستاده بود هنگام تسليم شكايتش گفت: 6 سال قبل در يكي از بيمارستان‌هاي تهران زايمان كردم و پس از به هوش آمدن، پرستار، دختركوچولويم را نشانم داد و لحظاتي بعد هم او را با خود برد. اما صبح روز بعد در كمال ناباوري به من اعلام كردند دخترم بر اثر بيماري فوت كرده است. البته اين ادعاي پرستار بيمارستان بود. همان روز هم با ناراحتي فراوان به خانه بازگشتم. اما چند سال بعد متوجه شدم يكي از كاركنان بيمارستان در زمينه خريد و فروش نوزاد فعاليت مي‌كرده است. بنابراين احتمال دادم دختر من را هم فروخته باشد. به همين خاطر تصميم به شكايت گرفتم. قاضي سليماني پس از شنيدن اظهارات زن جوان دستور تحقيق در اين‌باره را صادر كرد. تا اين‌كه مدتي بعد، شاكي با مراجعه به اداره آگاهي، در حالي كه نشاني يك خانواده را در شهرستان‌ قزوين به پليس مي‌داد گفت: «مطمئنم دخترم نزد اين خانواده است!» از سوي ديگر مأموران با تحقيقات پليسي دريافتند زوج جوان، 6 سال قبل نوزادي را به فرزندخواندگي پذيرفته‌اند. بنابراين بلافاصله دستور احضار زوج صادر شد. از آنجا كه احتمال مي‌رفت دختر كوچولو فرزند واقعي شاكي باشد قاضي او را به طور موقت به بهزيستي سپرد و دستور انجام آزمايش‌‌هاي تخصصي لازم را صادر كرد. حال آن‌كه يگانه كوچولو به دليل وابستگي شديد به پدر و مادرخوانده‌اش بشدت بي‌تابي مي‌كرد و حاضر به جدايي از آنها نبود. سرانجام پس از 14 روز پردلهره و در حالي كه لحظات سنگين زندگي براي زوج جوان به كندي مي‌گذشت جواب آزمايش پزشكي قانوني اعلام و ادعاي شاكي‌ رد شد. بدين‌ترتيب قاضي سليماني بلافاصله دستور تحويل «يگانه» به پدر و مادرخوانده‌اش را صادر كرد و صبح ديروز در حالي كه زوج جوان بي‌صبرانه منتظر تحويل يگانه كوچولو بودند، همراه قاضي پرونده به اتاق سرپرست دادسرا رفته و «يگانه كوچولو» را از مددكاران بهزيستي تحويل گرفتند. پدر و مادر خوانده «يگانه» به محض مشاهده دختر كوچولو با چشمان اشكبار او را در آغوش كشيدند. يكي از مددكاران نيز به مسئولان قضايي گفت: در اين 14 روز «يگانه» بشدت بي‌تاب بود و دلتنگي مي‌كرد. او با هيچ‌كس حرف نمي‌زد و فقط بهانه پدر و مادرخوانده‌اش را مي‌گرفت. اگر هم اين جدايي چند روز ديگر طول مي‌كشيد يگانه بشدت بيمار مي‌شد. قاضي «اميرآبادي» - سرپرست دادسراي جنايي تهران – نيز در اين‌باره گفت: در اين پرونده با توجه به اين‌كه سرنوشت يك دختربچه و چند تن ديگر در ميان بود و نيز به خاطر وابستگي شديد دخترك به پدر و مادرخوانده‌اش، از مسئولان پزشكي قانوني خواستيم در اعلام نتايج آزمايش‌ها سرعت به خرج دهند كه خوشبختانه اين كار با پيگيري‌هاي قاضي پرونده در كوتاهترين زمان ممكن صورت گرفت

------------------------------------

دكتر با مشت مردي را كشت

پدر خدمتكار يك پزشك وقتي براي توضيح درباره اخراج دخترش رفته بود با ضربه مشت از پا درآمد.
به گزارش خبرنگار ما، روز دوشنبه پنجم ارديبهشت پيكر نيمه‌جان مردي به نام سيروس توسط دخترش به بيمارستان رسول اكرم(ص) منتقل شد. اما معالجات پزشكان مؤثر واقع نشد و او روي تخت بيمارستان جان باخت.
پس از اعلام خبر مرگ، دختر وي با مراجعه به دادسراي جنايي تهران و تسليم شكايتي به قاضي رسولي از شعبه پنجم بازپرسي گفت: مدت‌ها دنبال كار بودم تا اينكه با مشاهده آگهي استخدام به عنوان خدمتكار در خانه آقاي دكتر 42 ساله‌اي مشغول كار شدم.
چند ماهي از كارم گذشت و صاحبكارم نيز از من راضي بود كه ناگهان متوجه تغيير اخلاق و رفتارش شدم. يك شب قبل از مرگ پدرم نيز با توهين و نسبت دادن اتهام‌هاي ناروا مرا اخراج كرد. وقتي با ناراحتي به خانه برگشتم موضوع را با پدرم در ميان گذاشتم. او نيز ناراحت و عصباني شبانه به خانه دكتر رفت. چند ساعت بعد كه برگشت در حالي كه از سردرد شديدش حرف مي‌زد، گفت: با صاحبكارم درگير شده و او نيز با مشت ضربه محكمي به سرش كوبيده است و...
بازپرس كشيك ويژه قتل پس از اين شكايت، پزشك را مورد بازجويي قرار داد اما وي منكر قتل شد.
با وجود اين وقتي كارآگاهان با دستور قضايي خانه متهم را بازرسي كردند مقداري مواد مخدر – هروئين – كشف كردند كه بازپرس نيز وي را به اتهام نگهداري مواد مخدر بازداشت كرد. چند روز بعد وقتي پزشكي قانوني علت مرگ «سيروس» را ضربه مغزي اعلام كرد متهم لب به اعتراف گشود. شب حادثه بين من و مرد سالخورده مشاجره لفظي شديد رخ داد و او با عصبانيت ضربه‌اي به من زد. من هم از شدت ناراحتي مشتي به سرش زدم كه متأسفانه ناخواسته اين اتفاق افتاد. بازپرس به دنبال اين اعتراف، متهم را به اتهام قتل عمد بازداشت كرد و تحقيقات در اين‌باره همچنان ادامه دارد.
 
--------------------------------------
 
 
پيامک هاي لعنتي!

نويسنده: غلامرضا تديني راد
کارمند يکي از شرکت هاي خصوصي هستم و ۲ سال قبل با پسرعمويم ازدواج کرده ام. شوهرم خيلي بي خيال است. او که پا توي کفش پدرش گذاشته، اعتقاد دارد به زن جماعت نبايد رو داد و احترامي برايشان قائل شد. با وجود اين روحيات، من همسرم را دوست دارم اما افسوس که پيامک لعنتي زندگي ام را به هم ريخت و بلاي زندگي ام شد.
«سرور» در دايره اجتماعي کلانتري مصلاي مشهد افزود: ماجرا از اين قرار است که حدود ۲ ماه قبل يکي از همکارانم، شماره تلفن همراهم را به منظور هماهنگي براي انجام کار اداري گرفت. ۲ روز بعد، پيامک عاشقانه اي از شماره همکارم دريافت کردم اما نسبت به آن توجه چنداني نشان ندادم. اما اين پيامک هاي عاشقانه در خارج از وقت اداري همچنان ادامه يافت و متاسفانه من هم که دل خوشي از شوهرم نداشتم فريب خوردم و مرتکب حماقت بزرگي شدم چون جواب پيامک هاي عاشقانه و هوس انگيز را دادم.
افسوس که با اين عمل اشتباه بين من و سينا رابطه اي مخفيانه برقرار شد و همسرش که ما را زير نظر داشت موضوع را به پليس اطلاع داد و ...!
ادامه اين قصه تلخ را از زبان همسر سينا مي خوانيم.
او اظهار داشت: من يک روز بعدازظهر پس از آن که شوهرم ناهار خورد و مشغول استراحت بود بر طبق عادت گوشي تلفن همراهش را بررسي کردم که متوجه ذخيره يک شماره ناشناس شدم. با آن شماره تماس گرفتم و وقتي صداي خانم جواني را شنيدم گوشي را قطع کردم. افکار آزار دهنده اي به سراغم آمده بود و به دور از چشم همسرم به آن شماره تلفن پيامک هاي عاشقانه ارسال کردم. سپس پيامک ها را از روي گوشي پاک مي کردم تا سينا بويي از موضوع نبرد. ۲ روز گذشت و آن خانم جوان هم براي شوهرم پيامک هاي عاشقانه اي فرستاد. از آن به بعد شوهرم را زير نظر گرفتم که فهميدم گول خورده است.سينا نيز در دايره اجتماعي کلانتري مصلا با اظهار ندامت و پشيماني از کرده خود گفت: من براي خانم ... که همکارم است احترام زيادي قائل هستم اما با دريافت پيامک هاي عاشقانه شوکه شدم و پس از گذشت چند روز نمي دانم چرا جوابش را دادم و کارم به اين جا کشيده شد. قبول دارم که اشتباه کرده ام و شرمنده هستم اما همسرم نيز اشتباه کرده، چون اگر موضوع شک و ترديد خود را نسبت به من از روز اول منطقي و دوستانه مطرح مي کرد کار به اين جا کشيده نمي شد.
 
-----------------------------------
 
 
برچسب ها: گواهينامه
Bookmark and Share
نظرات بینندگان:
نام:
ایمیل:
* نظر: