کد خبر:۵۱۴۵
تاریخ انتشار: ۲۰ ارديبهشت ۱۳۹۰ - ۱۲:۲۴
تعداد بازدید: 3147
print نسخه چاپی
send ارسال به دوستان
saveذخیره
مرگ تلخ يك مادر ودختر و پسر
ساعت 7:20 دوشنبه‌شب ساکنان خیابان بیست و سوم سازمان برنامه جنوبی شاهد ریزش آوار ساختمان 3 طبقه‌ای بودند که به‌خاطر گودبرداری غیراصولی 5 زن و مرد و کودک زیر آوار مبحوس شدند
میهمانی علی کوچولو در خانه خاله‌اش با ریزش آوار رنگ مرگ گرفت. ساعت 7:20 دوشنبه‌شب ساکنان خیابان بیست و سوم سازمان برنامه جنوبی شاهد ریزش آوار ساختمان 3 طبقه‌ای بودند که به‌خاطر گودبرداری غیراصولی 5 زن و مرد و کودک زیر آوار مبحوس شدند.

قسمتی از ساختمان 3 طبقه فروریخته بود. دقایقی نگذاشته بود که 5 تیم از ایستگاه‌های 72، 80 و 77 و گروه نجات 8 و 3 آتش‌نشانی خود را به محل حادثه رساندند و به بررسی‌های میدانی دست زدند. آتش‌نشانان در همان برخورد نخست پی‌ بردند که 5 زن و مرد زیر آوار گرفتار شده‌اند. عملیات امداد و نجات آتش‌نشانان 5 ساعت و 30 دقیقه به طول انجامید و ماموران با کمک تجهیزات تخصصی اقدام به نجات 5 حادثه‌دیده کردند.
 
آتش‌نشانان همزمان با اجرای عملیات ایمن‌سازی و استفاده از تجهیزات ایمنی و نجات، عملیات آواربرداری و نجات گرفتار‌شدگان را آغاز کردند و توانستند 2 مرد 54 و 41 ساله را از زیر خروار‌ها خاک بیرون بکشند و به بیمارستان حضرت رسول(ص) انتقال دهند. با مخابره شدن این گزارش 6 خودروی آمبولانس نیز به منطقه حادثه‌دیده اعزام شدند. تیم تخصصی عملیات پس از 5 ساعت توانستند اجساد مادر 54ساله و دختر 27ساله معلولش را به همراه خواهرزاده 7 ساله‌اش بیرون بکشند. مدیر روابط عمومی سازمان آتش‌نشانی تهران به خبرنگار ما گفت: این حادثه دلخراش ساعت 7:20 دوشنبه شب به ستاد فرماندهی آتش‌نشانی گزارش شد. همزمان آتش‌نشانان به محل حادثه در بلوار فردوس، خیابان سازمان برنامه جنوبی اعزام شدند. عملیات امداد و نجات ساعت 1:28 بامداد دوشنبه به پایان رسید. محل حادثه ساختمان 3 طبقه‌ای قدیمی بود که به خاطر گودبرداری غیراصولی قسمتی از آن فروریخته بود. یکی از ساکنان که زیر آوار مانده بود با تلاش آتش‌نشانان در همان دقایق نخست زنده بیرون کشیده شد و ماموران اورژانس به مداوای وی پرداختند.
 
این حادثه به خاطر نجات تخصصی حادثه‌‌دیدگان 5 ساعت و 30 دقیقه به طول انجامید. تیم کارشناسی آتش‌نشانان به صورت گام به گام جلو می‌رفتند تا از بروز حادثه جدی‌تر خودداری کنند. سرانجام جسد مادر و دختری به همراه بچه 7 ساله خواهر وی با تجهیزات آتش‌نشانی از زیر آوار بیرون کشیده شدند.
 
وی در ادامه افزود: یکی از آتش‌نشانان نیز هنگام انجام عملیات آواربرداری دچار آسیب شد که برای مداوا به مرکز درمانی اعزام شد. در این حادثه 3 خودروی سواری که در پارکینگ ساختمان بودند زیر خروارها خاک گرفتار شدند.
 
شاهدان چه می‌گفتند

پسر جوانی که در زمان حادثه روبه‌روی آپارتمان با دوستانش ایستاده بود به خبرنگار «وطن‌امروز» گفت: زمان حادثه من همراه دوستانم روبه‌روی ساختمان مشغول صحبت بودیم که ناگهان صدای دلخراشی آمد. محو آپارتمان شده بودم، ناگهان ضلع غربی دیوار ساختمان فروریخت و پسر جوانی خود را به سمت ایرانیت‌های بیرون از ساختمان پرتاب کرد. فکر می‌کردم مستند است و این فیلم قرار است از شبکه تلویزیونی پخش شود. چند لحظه نگذشت که ساکنان خانه با وحشت به بیرون پریدند. در همان لحظه شاهد پرتاب شدن زنی 50 ساله بودم که با اجاق گاز از داخل ساختمان به محل گودبرداری پرتاب شد و دختر جوانی را دیدم که با ویلچرش هنگام شکاف ساختمان از طبقه سوم به بیرون از ساختمان افتاد. خانم جوانی که از ساکنان این خانه وحشت بوده است به خبرنگار ما گفت: 20 روز از گودبرداری این خانه 8 طبقه نمی‌گذشت که این حادثه تلخ اتفاق افتاد. روز حادثه همسرم به مهندس ناظر ساختمان گفت ساختمان ما در حال ترک خوردن است ولی وی این موضوع را طبیعی دانست و ادعا داشت که مشکلی پيش نخواهد آمد. این زن در ادامه افزود: همراه همسرم و 2 پسرم در خانه بودیم که احساس کردم صدای عجیب و غریبی می‌آید. از آنجایی که پدرم بنا بوده است، احساس کردم ساختمان در حال نشست است. به همسرم گوشزد کردم ولی توجهی نکرد تا اینکه صدایی شبیه غرش آمد. ابتدا بچه‌ها تصور کردند رعد و برق است ولی ناگهان همه به بیرون از خانه آمدیم.
 
خانم رضایی در ادامه گفت: همسر آقای عباسی به همراه دختر معلولش مریم و 2 پسرش 2 سال بود که مستاجر این خانه بودند. آن شب شام دعوت بودند و خواهر و بچه‌ خواهرش علی در خانه‌ او بودند که این اتفاق وحشتناک رخ داد. همسر وی نیز به خاطر ناراحتی قلبی به بیمارستان انتقال داده شد.
 
 
-----------------------------------------
 
 
خشم و غرور!

همسرم مثل هميشه با الفاظي تحقيرآميز مي گفت: چه قدر مرد بي عرضه اي هستي و هيچ وقت فکر آبرو و غرور خانواده ات را نمي کني.«منيره» مي خواست هديه گران بهايي براي جشن تولد مادرش بخرد. هرچه مي خواستم او را توجيه کنم که من کارمند ساده اي هستم و توان ريخت و پاش هاي اين چنيني را ندارم نتيجه اي نگرفتم. آن روز غروب تصميم گرفتم براي برآورده کردن خواسته هاي منيره با خودروي شخصي چند ساعتي مسافرکشي کنم.مرد جوان قطرات اشک را از چشمانش پاک کرد و افزود که من از خانه بيرون رفتم و سر اولين چهارراه در کنار خانواده اي که منتظر تاکسي ايستاده بودند توقف کردم. در اين لحظه راننده خودروي سواري ديگري که از ترمز ناگهاني و پارک دوبل خودروي من شاکي شده بود با بوق زدن پي در پي اعتراض خودش را اعلام کرد.من که ازقبل هم ناراحت بودم با شنيدن صداي بوق از کوره دررفتم و بدون آن که کنترلي بر رفتار و حرکاتم داشته باشم پياده شدم و به سراغ راننده خودروي پرايد رفتم. او هم عصباني بود و ما باهم درگير شديم.در کمتر از چند ثانيه کارمان به ضرب وجرح کشيده شد و متاسفانه در اثر مشت محکمي که به سرش کوبيدم بيهوش شد و روي زمين افتاد.ما بلافاصله با اورژانس ۱۱۵ تماس گرفتيم و راننده پرايد به بيمارستان منتقل شد.پزشکان مي گويند در اثر ضربه اي که به سر اين مرد جوان وارد شده است او به حالت کما رفته. عذاب وجدان دارم و هنوز هم باور نمي کنم چنين کاري کرده باشم.
 
 
-----------------------------------------
 

اختلاف عروس و داماد بر سر زندگي در اروپا

زوج جوان كه براي ادامه تحصيلات عاليه راهي دو كشور اروپايي شده بودند، پس از كشمكش‌هاي فراوان و بي‌نتيجه، براي تعيين محل زندگي مشترك، از دادگاه ايران كمك خواستند. 
چندي قبل يك وكيل دادگستري به وكالت از نوعروس تحصيلكرده به دادسراي ناحيه 4 - رسالت - رفت و شكايتي درباره ترك نفقه مطرح كرد.
وي با ارائه وكالتنامه رسمي ـ كه به تأييد سفارت ايران هم رسيده بود ـ به بازپرس گفت: موكلم خانم «شراره» دانشجوي مقطع دكتري در پاريس است. او يك سال پيش با مهريه دو هزار سكه طلا به عقد مرد تحصيلكرده‌اي درآمد. ضمن اينكه هنگام عقد قرار شده حق انتخاب محل زندگي و مسكن با عروس خانم باشد. در حالي كه تنها 4 ماه از آغاز زندگي مشترك آنها در تهران گذشته بود به طور غيرمنتظره‌اي، عروس وداماد در دانشگاه‌هاي دو كشور اروپايي در مقطع دكتري پذيرفته شدند. بنابراين با خوشحالي زياد مقدمات سفرشان را فراهم كردند تا هر چه زودتر در رشته مورد علاقه‌شان ادامه تحصيل دهند. نوعروس راهي فرانسه و تازه داماد هم عازم نروژ شداما يك ماه پس از سفرشان، آوازه اختلاف شديد و مشاجرات آنها به گوش خانواده‌هايشان رسيد، چرا كه زوج جوان پس از سكونت در شهر محل تحصيل‌شان، متوجه شدند از زندگي مشترك دور افتاده‌اند و فرسنگ‌ها با هم فاصله دارند. از آنجا كه ادامه اين دوري زندگي‌شان را با خطر جدايي و فروپاشي تهديد مي‌كرد هر يك از آنها سعي كردند ديگري را متقاعد كند تا از ادامه تحصيل منصرف شده و در پي فرصتي دوباره باشد بنابراين هر دو با استخدام وكيل تصميم به طرح موضوع در دادگاه گرفتند اما به دليل اين كه «شراره» براساس قوانين ايران قصد دارد از شرط ضمن عقدش استفاده نمايد به كنسولگري كشورمان رفته و با معرفي وكيل خواستار پيگيري موضوع شده است.
وكيل شاكي ادامه داد: مسكن بخشي از نفقه يك زن است و شوهر بايد آن را در شأن همسرش تهيه نمايد اما «سينا» به بهانه اينكه خانه مشترك را در شهر «اسلو» - پايتخت نروژ - و نزديك محل تحصيل خودش در نظر گرفته، همسرش را بلاتكليف و سرگردان در كشور ديگري رها كرده و از انجام وظايف شرعي و اخلاقي‌اش خودداري مي‌كند. بنابراين از دادگاه تقاضا دارم با احضار همسر موكلم يا وكيلش، او را ملزم به تهيه مسكن براي نوعروس و اقامت در شهر محل تحصيل نوعروس نمايد.بازپرس پرونده پس از دريافت شكايت وكيل زن دستور داد تا وي عقدنامه عروس را به دادگاه ارائه دهد تا شرط ضمن عقد زوج جوان در مورد مسكن و جزئيات اجراي اين شرط را بررسي كند. از سوي ديگر وكيل تازه داماد را نيز به دادسرا احضار كرد.وكيل «سينا» با حضور در محكمه گفت: در عقدنامه به صراحت قيد شده كه تعيين محل سكونت با توافق عروس و داماد و رضايت نهايي زن مي‌باشد. پس تصميم‌گيري فقط با زن نيست چرا كه زندگي مستقل او در كشوري ديگر و دور از شوهر، امنيت و تداوم خانوادگي آنها را مختل مي‌كند. بنابراين زن چاره‌اي جز سفر به خانه شوهرش ندارد. من هم با دريافت وكالت مرد جوان، از اروپا به تهران آمده‌ام تا نوعروس را به خانه شوهرش برگردانم.بازپرس دادسراي رسالت، پس از بررسي دلايل و مدارك طرفين پرونده، شكايت وكيل زن را بي‌اساس و غيرقانوني دانست و پرونده را مختومه كرد.اما با اعتراض «شراره» و وكيلش به تصميم دادسرا، پرونده روي ميز قاضي «حميد عبدالمنافي» - رئيس شعبه 1085 مستقر در مجتمع قضايي مدرس - قرار گرفت. وي نيز پس از بررسي‌هاي لازم با تأييد نظر بازپرس، نوعروس را ملزم به زندگي در خانه همسرش و زير يك سقف كرد.
Bookmark and Share
نظرات بینندگان:
نام:
ایمیل:
* نظر: