کد خبر:۵۰۹۸
تاریخ انتشار: ۰۸ ارديبهشت ۱۳۹۰ - ۱۰:۲۸
تعداد بازدید: 6755
print نسخه چاپی
send ارسال به دوستان
saveذخیره
زن همسركش مارمولك به خورد شوهرش داد
اسرار قتل مرد جوان كه قرباني دسيسه هولناك همسرش، خواهر خود و مرد غريبه‌ شده بود در تحقيقات ويژه پليسي فاش شد.

اسرار قتل مرد جوان كه قرباني دسيسه هولناك همسرش، خواهر خود و مرد غريبه‌ شده بود در تحقيقات ويژه پليسي فاش شد.

 صبح پنجشنبه – 18 فروردين – كارگر يك كارخانه در حاشيه اهواز به محل كارش مي‌رفت كه با جسد سوخته‌اي روبه‌رو شد. دقايقي بعد گروهي از كارآگاهان پليس آگاهي خوزستان به همراه بازپرس جنايي خود را به محل حادثه رساندند. نخستين بررسي‌ها حاكي از آن بود مرد ناشناس در محل ديگري به قتل رسيده و سپس جسدش به آتش كشيده شده است. از پاهاي قرباني هم خبري نبود. پس از بررسي‌هاي مقدماتي، جسد براي تعيين علت، زمان مرگ و شناسايي هويت قرباني به پزشكي قانوني منتقل شد. سپس تيمي از كارآگاهان به تحقيق براي افشاي راز جنايت پرداختند. تحقيقات ادامه داشت كه زن جواني با مراجعه به پليس راز جنايت را فاش كرد. «برادرم «امير» معتاد بود و هميشه من و همسرش را كتك مي‌زد. به همين خاطر نقشه قتلش را طراحي كرده و شامگاه 17 فروردين با همدستي همسر برادرم و مرد غريبه‌اي «امير» را كشته و جسدش را در حاشيه شهر به آتش كشيديم. سرهنگ محسني – رئيس پليس آگاهي خوزستان – در اين‌‌باره گفت: با اعتراف‌هاي زن جوان روند رسيدگي به پرونده وارد مرحله‌ تازه‌اي شد و مأموران براي دستگيري «ساناز» - همسر مقتول – و مرد غريبه راهي خانه آنها شدند اما متهمان فرار كرده بودند. كارآگاهان پس از تجسس‌هاي گسترده، مخفيگاه زن و مرد جنايتكار را در خرمشهر شناسايي كرده و 28 فروردين هر دو را در عملياتي غافلگيرانه دستگير كردند.
اعتراف به جنايت
وي افزود: متهمان پس از انتقال به اداره آگاهي لب به اعتراف گشوده و جزئيات قتل مرد 28 ساله را فاش كردند. «ساناز» گفت: همسرم مرد بداخلاقي بود و كم كم رفتارهايش باعث شد در زندگي سرد شوم.چندي قبل نيز با مردي به نام «اشكان» آشنا شده و به خاطر دلبستگي به او تصميم گرفتيم شوهرم را از سر راه زندگي آينده‌مان برداريم. ابتدا قصد داشتيم با انداختن «مارمولك» در غذايش او را از پا درآوريم. بعد هم با كمك خواهرشوهرم يك «مارمولك» گرفته و آن را در غذاي شوهرم انداختيم، اما هيچ اتفاقي نيفتاد. سه نفري جلسه‌اي تشكيل داديم و قرار شد با كمك «اشكان» او را در يك درگيري صوري از پا درآوريم. به همين خاطر شب حادثه من در خانه را باز گذاشتم و بعد هم با شوهرم بر سر اعتيادش درگير شدم. همان موقع «اشكان» وارد خانه شد و «امير» را مقابل چشمان دو فرزندم با ضربه كارد از پا درآورد.مي‌خواستيم جسد را داخل كمد مخفي كنيم اما به دليل اين كه همسرم قدبلند بود با كلنگ پاهايش را قطع كرده و جسد را در خرابه‌اي به آتش كشيديم. در ادامه پيكر همسرم را در كمد قرار داديم تا شك برانگيز نباشد. البته كمد خالي را هم به خانه بازگردانديم!به گفته رئيس پليس آگاهي استان خوزستان، در حال حاضر تحقيق براي كشف انگيزه خواهر مقتول براي شركت در اين جنايت ادامه دارد.

 
------------------------------------
 
مجازات راننده پورشه مرگ

راننده پورشه مرگ كه در تصادف مهيب نيمه شب، اعضاي خانواده‌اي را به كام مرگ كشانده بود، با حكم دادگاه به زندان و ديه محكوم شد.

در جريان اين سانحه هولناك كه شامگاه پنجشنبه آخرين روز تير سال 89 رخ داده بود، «عليرضا»- 24 ساله- سوار بر خودروي پورشه مسي با سرعت سرسام‌آور در خيابان سئول تهران در حركت بود كه ناگهان با خودروي پژو 405 برخورد كرد.
هنوز دقايقي از حادثه نگذشته بود كه خودروي پژو مقابل چشمان حيرت‌زده مردم و راننده پورشه منفجر شد. در اين ميان راننده پورشه با رها كردن خودرو‌اش، از محل حادثه گريخت. دقايقي بعد امدادگران اورژانس و آتش‌نشاني خود را به خيابان سئول رساندند اما «قاسم»- راننده خودرو كه مقيم نروژ بود- به همراه دو خواهرزاده همسرش به نام‌هاي «الهام»- 26 ساله- و «ندا»- 30 ساله- در شعله‌هاي آتش سوختند. اين در حالي بود كه «شمسي»- همسر 45 ساله قاسم- كه از خودرو به بيرون پرتاب شده بود، به طور معجزه‌آسا نجات يافت.
از سوي ديگر، همزمان با شروع تحقيقات ويژه قضايي- پليسي، راننده پورشه مرگ روز بعد خود را به مأموران پليس معرفي كرد. بعد هم با قرار قانوني از سوي بازپرس شعبه هشتم دادسراي ونك بازداشت و چند روز بعد با سپردن وثيقه تا زمان محاكمه آزاد شد. متهم، اسفند سال گذشته در شعبه 1029 مجتمع قضايي شهيد قدوسي به رياست قاضي ستوده كلام پاي ميز محاكمه ايستاد.
در ابتداي جلسه پدر ندا و الهام، وكيل مدافع قاسم و همسرش از متهم به اتهام سرعت غيرمجاز و فرار از صحنه تصادف و كمك نكردن به حادثه ديدگان شكايت كرده و براي راننده اشد مجازات خواستند.
در ادامه جلسه متهم با اعتراف به جرمش ضمن ابراز تأسف گفت: شب حادثه سرعتم زياد بود به همين خاطر وقتي راننده پژو جلويم پيچيد، نتوانستم خودرو را كنترل كنم. بعد هم با شدت به آنها برخورد كردم. همان موقع با عصبانيت از خودرو پياده شده و به طرف راننده پژو رفتم كه ناگهان خودرو منفجر شد.
به همين خاطر از شدت ترس با رها كردن خودرو فرار كردم. حالا هم از خانواده قربانيان و مصدوم حادثه تقاضاي بخشش دارم! پس از ختم رسيدگي به پرونده، قاضي دادگاه متهم را به خاطر سرعت غيرمجاز و فرار از صحنه تصادف به 3 سال زندان و پرداخت 3 فقره ديه به اولياي دم و نيز پرداخت ديه تنها مصدوم حادثه محكوم كرد.
قاضي پرونده با اعلام اين خبر، اظهار داشت: اين حكم غيرقطعي و قابل اعتراض است.

 
----------------------------
 
بازپرس و كارآگاهان به دنبال بيماران رها شده ديگر

 رسيدگي تخصصي به پرونده 3 بيمار رها شده در بيابان‌هاي اطراف تهران در دستور كار مأموران پليس آگاهي تهران قرار گرفت.
اين در حالي است كه كارآگاهان درباره وقوع موارد احتمالي مشابه نيز از 7 متهم بازداشت شده تحقيق خواهند كرد.

در حالي‌كه پيگيري‌هاي ويژه اين پرونده از سوي دادستاني تهران و پليس آگاهي ادامه دارد معاون سلامت وزارت بهداشت نيز ديروز از ادامه تحقيقات درباره پرونده سومين بيمار رها شده و موارد احتمالي تا رسيدن به نتيجه نهايي خبر داد.
از سوي ديگر در جريان تحقيقات شاهپور بيرانوند – بازپرس شعبه 15 دادسراي ناحيه 6 تهران – و مأموران پليس تهران مشخص شده است سومين بيمار رها شده - «شوكت كريمي» 80 ساله – از سوي متهمان پرونده به آسايشگاه كهريزك منتقل شده بود. اما مسئولان مربوطه در آسايشگاه اعلام كردند بدون دستور قضايي مجاز به پذيرش زن سالخورده نيستند. ضمن اين‌كه وضعيت جسماني وي نيز حاكي از بيماري شديد زن سالخورده و نياز فوري‌اش به درمان در بيمارستان است. بدين‌ترتيب پس از ارجاع زن سالخورده به بيمارستان، راننده و خدمه آمبولانس، وي را تحويل گرفته و از آسايشگاه خارج شدند اما در بين راه زن بيمار را كنار جاده رها كرده و از آنجا دور شدند. تا اين‌كه مردم «شوكت» را يافته و با كمك مأموران پليس، وي را دوباره به آسايشگاه كهريزك منتقل كردند. در همين حال متهمان در جلسه بازجويي به بازپرس گفتند: اين زن را نيز با دستور مقامات مافوق‌شان، كنار بيابان‌هاي اطراف تهران رها كرده‌اند! بدين‌ترتيب، بازپرس با شنيدن اعتراف‌هاي متهمان، 3 خدمه، 3 تن از مديران مياني و يك پزشك كه از مسئولان ارشد بيمارستان امام كه همگي در ماجراي رهاسازي 3 بيمار دست داشته‌اند، را با صدور قرار قانوني بازداشت و روانه زندان اوين كرد. بازپرس پرونده نيز ديروز با تأييد خبر رها شدن سومين بيمار – كه براي نخستين بار از طريق روزنامه ايران فاش شد – گفت: دستگاه قضايي در رابطه با اين پرونده پيگيري‌هاي جدي مربوطه را به عمل خواهد آورد و ضمن اين‌كه قانون بدون توجه به سمت‌هاي متهمان بازداشتي و همچنين افرادي كه شايد در تحقيقات بعدي به عنوان متهم تحت تعقيب قرار گيرند با قاطعيت برخورد خواهد كرد و آنها را مجازات خواهد نمود.

رسيدگي به پرونده بيمار سوم ادامه دارد

به گزارش خبرنگار ما، صبح ديروز دكتر حسن امامي رضوي، معاون درمان وزارت بهداشت نيز در حاشيه برگزاري ششمين كنگره بين‌المللي مراقبت‌هاي ويژه در پاسخ به خبرنگاران گفت: بررسي‌هاي فعلي نشان مي‌دهد بيمار سوم براي درمان سرپايي به بيمارستان امام مراجعه كرد، و پس از بهبود به آسايشگاه كهريزك منتقل شده است. با اين وجود تحقيقات ويژه قضايي، پليسي تا كشف اين ماجرا ادامه خواهد يافت. ضمن اين‌كه به طور قطع با متخلفان اين پرونده بشدت برخورد خواهد شد.

سومين بيمار كيست؟
به دنبال انتشار گزارش‌ها و تصاوير مربوط به سه بيمار رها شده، يكي از همسايه‌هاي زن سالخورده با مراجعه به دفتر روزنامه، اطلاعات تازه‌اي درباره اين زن و خانواده‌اش ارائه كرد. وي گفت: همسر اين زن از تجار سرشناس كشور بود. وي چند سال قبل هم با زن ديگري ازدواج كرده و هر دو همسرش نيز خانه مستقلي داشتند.
وي افزود: ‌تا آنجا كه اطلاع داريم، آنها حدود 35 سال قبل پسري را به فرزندخواندگي پذيرفتند. اما افسوس كه او در جواني به خاطر برخي اشتباهاتش بخش قابل توجهي از اموال پدر و مادرخوانده‌اش را از دست داد. او حتي چندي قبل با سوءاستفاده از كهولت سن و بيماري فراموشي پدر و مادرخوانده‌اش، شوكت را به دفتر اسناد رسمي برد و خانه او را در خيابان جامي تصاحب كرد و بعد هم آن را فروخت. اما خريدار خانه وقتي متوجه شد زوج سالخورده حاضر به تخليه خانه نيستند، با دستور قضايي حكم تخليه گرفت. بعد از آن هم از سرنوشت زوج همسايه بي‌خبر بوديم تا اينكه با مشاهده عكس شوكت در روزنامه ايران، او را شناسايي كرديم. اما از شوهر و فرزندخوانده‌اش بي‌خبر هستيم.
«حميد» خواهرزاده شوكت نيز با تأييد صحبت‌هاي مرد همسايه گفت: اسفند سال گذشته از طريق همسايه «شوكت» اطلاع يافتم كه پسرخوانده خاله‌ام خانه آنها را فروخته است. از آنجايي كه خاله و شوهرخاله‌ام بيش از 70 سال سن داشته و ناتوان و دچار بيماري فراموشي نيز بودند، بلافاصله براي سركشي به خانه آنها رفتم و فهميدم كه آنها در كلانتري هستند و سرانجام با پيگيري‌هايي كه در اين‌باره انجام دادم مشخص شد شوهرخاله‌ام به خاطر فك پلمپ خانه‌اش با قاضي پرونده درگير شد كه سرانجام او و خاله‌ام با دستور قضايي روانه زندان اوين شدند. من هم با شنيدن موضوع براي گرفتن رضايت شاكي پرونده‌اش به هر كجا مي‌توانستم رفتم تا آنها شب عيد در زندان نباشند. اما به نتيجه‌اي نرسيدم و حتي با پسرخاله‌ام چندين بار تماس گرفتم كه سرانجام پدرزن او گفت: در اين موضوع دخالت نكنم. حالا هم كه اين موضوع را شنيدم بسيار تأسف مي‌خورم و حتماً پيگير موضوع هستم.

عاملان رهاسازی دو بیمار ارتباطی
با جامعه پزشکی ندارند

رئیس کل سازمان نظام پزشکی ایران نيز گفت: عاملان رهاسازی دو بیمار در بیابان‌های اطراف تهران هیچ ارتباطی با جامعه پزشکی ندارند ضمن اينكه وزارت بهداشت باید با متخلفان برخورد جدی داشته باشد. دکتر سیدشهاب‌‌الدین صدر با اعلام اين مطلب اظهار داشت: رها شدن این دو بیمار در حال پیگیری است و پس از اثبات جرم آنها برخورد قانوني صورت خواهد گرفت.

------------------------------------


بچه هاي بد!
نويسنده: غلامرضا تديني راد
نمي خواستم با آن ها درگير بشوم اما هرچه به دهانشان مي آمد نثار من بدبخت کردند براي همين هم کنترل خودم را از دست دادم و نفهميدم که چه کار مي کنم.

زن ۴۸ ساله در دايره اجتماعي کلانتري جهاد مشهد افزود: ۱۴ ساله بودم که مادرم در اثر بيماري فوت کرد و مرا براي هميشه تنها گذاشت. پدرم ۳ روز پس از برگزاري مراسم چهلم با دختر يکي از دوستان پدر بزرگم ازدواج کرد و از لحظه اي که نامادري ام پا به خانه ما گذاشت بدبختي هايم شروع شد. اين زن سنگدل آن قدر اذيتم کرد که يک بار از خانه فراري شدم ولي چون جايي نداشتم بروم يک شبانه روز در خانه يکي از هم کلاسي هايم مخفي شدم و دوباره به خانه برگشتم. در اين شرايط نامادري ام که بهانه خوبي به دست آورده بود با تهمت هاي ناروا پدرم را نسبت به من بدبين کرد و به اجبار زن دوم مردي شدم که ۴۷ سال سن داشت و از آشنايان نامادري ام بود. شوهرم مرا به خانه اش برد و ۱۶ سال با خفت در کنار هوويم زندگي کردم.من صاحب ۲ فرزند شدم که شوهرم به علت سکته قلبي فوت کرد. هوويم و فرزندانش که چشم ديدنم را نداشتند من و بچه هايم را از خانه بيرون کردند و به ناچار براي گذران زندگي و سير کردن شکم فرزندانم مجبور به کارگري در خانه هاي مردم شدم. حدود ۱۴ سال گذشت تا اين که يک روزبراي قرائت فاتحه به قبرستان رفته بودم که هوويم را ديدم. او نابينا شده بود و از بي مهري فرزندانش که تنهايش گذاشته اند مي ناليد. دلم خيلي براي هوويم سوخت و اين زن را که هم سن مادر خدا بيامرزم بود به خانه ام بردم و الان ۳ سال است که از او نگهداري مي کنم. هوويم با اصرار، ملک و ميراث خودش را به نام بچه هايم انتقال سند داد تا محبت هايم را تلافي کند اما امروز بچه هاي ناخلفش به خانه ام آمدند و مرا با الفاظي رکيک و توهين آميز متهم کردند که سر مادرشان را کلاه گذاشته ام. در اين درگيري متاسفانه از کوره در رفتم و با چاقو پسر بزرگ شوهرم را زخمي کردم.

---------------------------------
 
خودسوزي کارمند فرانسوي به دليل جابجايي فراوان
پليس فرانسه اعلام کرد که يک کارمند شرکت دولتي اين کشور به دليل جابجايي فراوان توسط کارفرمايش اقدام به خودسوزي کرد. به گزارش ايسنا، پليس فرانسه در اين‌باره به رسانه‌هاي رسمي اين کشور يادآور شد: اين کارمند شرکت «تله کام» که 57 سال داشت و پدر 4 فرزند بود، روز سه شنبه با بنزين خودش را سوزاند. انگيزه‌ وي جابجايي فراوان توسط کارفرمايش اعلام شده است. يکي از مقامات ارشد شرکت «تله‌کام» در اين‌باره به شبکه خبري بي‌بي‌سي يادآور شد: اين مرد به مدت بيش از 30 سال در اين شرکت فعاليت کرده بود. متاسفانه در چند سال اخير و به دليل بحران اقتصادي او را از بخشي به بخش ديگر منتقل مي‌کردند. به همين دليل، احتمال دارد که اين مورد عامل خودسوزي وي باشد.
 
 
-----------------------------------
 
افشاي راز جسد زني در شعله هاي آتش
تبعه خارجي که پس از کشتن همسر ايراني خود، منزلش را به همراه جسد آتش زد دستگير و به جنايت هولناک خود اعتراف کرد.به گزارش خراسان، ساعت 22:40 شب چهارشنبه فردي در تماس با مراکز امدادي و اورژانس از وقوع آتش سوزي منزلي واقع در منطقه بازه شيخ مشهد خبر داد. در پي دريافت اين خبر، بلافاصله نيروهاي اطفاي حريق و امداد و نجات آتش نشاني و ماموران کلانتري شهرک شهيدرجايي به محل اعلام شده عزيمت کردند. به محض رسيدن نيروهاي آتش نشاني، عمليات مهار و اطفاي حريق در اين منزل مسکوني آغاز شد و آنان موفق شدند در مدت زماني کوتاه شعله هاي سرکش  آتش را خاموش کنند. نگراني و اضطراب مردي که مدعي بود دخترش در ميان شعله هاي آتش گير افتاده و او به هنگام آتش سوزي در منزل بوده است، موجب شد تا نيروهاي امدادي با دقت و حساسيت وارد اتاق هاي منزل شوند که ناگهان در ميان دودهاي غليظي که پس از اطفاي حريق وجود داشت، پيکر نيمه سوخته زني داخل اتاق خواب نمايان شد و بررسي ها نشان داد که او جان خود را از دست داده است. مرد نگران به ماموران گفت: ساعتي قبل دامادم با من تماس گرفت و گفت که منزلش آتش گرفته و احتمالا همسرش هم سوخته است.اين گزارش حاکي است؛ با توجه به اهميت ماجرا، ماموران کلانتري شهيدرجايي با حفظ صحنه حادثه، بلافاصله مراتب را به قاضي علي اکبر صفائيان (قاضي ويژه قتل عمد) اطلاع دادند. دقايقي بعد با حضور مقام قضايي، کارآگاهان شعبه جنايي آگاهي خراسان رضوي و ماموران تشخيص هويت، بررسي هاي قضايي و پليسي در اين باره آغاز شد. جسد مربوط به زن جوان ۳۰ ساله اي بود که نيمي از پيکرش در شعله هاي آتش سوخته بود اما وجود بريدگي در پهلوي اين زن که احتمالا با شيئي نو ک تيز و برنده  ايجاد شده بود حکايت از آن داشت که اين زن قبل از وقوع آتش سوزي مورد ضرب و جرح قرار گرفته است. همين موضوع موجب شد تا مقام قضايي که با دقت صحنه حادثه را بررسي مي کرد به عمدي بودن آتش سوزي و صحنه سازي براي پنهان کردن يک جنايت مشکوک شود. بنابراين به دستور قاضي ويژه قتل عمد جسد اين زن براي انجام معاينات و تعيين علت دقيق مرگ به پزشکي قانوني حمل و تحقيقات پليسي براي روشن شدن ماجراي آتش سوزي ادامه يافت. به دستور سرهنگ جانعلي سرگزي (سرکلانتر شرق مشهد) اولين اقدامات پليسي با نظارت مقام قضايي از همسر اين تبعه خارجي اين زن با بازجويي از وي توسط ماموران تجسس کلانتري شهيدرجايي شروع شد، اما او گفت: من سر کار بودم وقتي به منزلم بازگشتم متوجه آتش سوزي شدم که بلافاصله با پدر همسرم تماس گرفتم و به او گفتم که دخترش در حادثه آتش سوزي منزل سوخته است و ديگر چيزي نمي دانم اما اظهارات اين مرد نتوانست ظن مقام قضايي و ماموران انتظامي را برطرف کند چرا که شواهد و دلايل موجود در صحنه حادثه حکايت از ماجرايي ديگر داشت. بنابراين به دستور مقام قضايي اين تبعه خارجي در اختيار ماموران انتظامي قرار گرفت تا بازجويي ها از وي به شيوه فني و پليسي ادامه يابد.در بازرسي بدني از اين مرد مقاديري موادمخدر نيز کشف شد و او به دايره آگاهي کلانتري هدايت شد. وي که در مقابل دلايل و شواهد موجود چاره اي جز بيان حقيقت نمي ديد، به ناچار لب به اعتراف گشود و راز جنايتي هولناک را فاش کرد. او گفت: روز حادثه با همسرم به مشاجره پرداختيم که درگيري ما همچنان تا اوايل سپيده دم ادامه داشت. وي درباره انگيزه مشاجره خود با همسرش گفت: من ۴ هزار تومان براي او کريستال خريدم اما وقتي آن را به خانه آوردم، او گفت اين کريستال ها به درد نمي خورد، به همين دليل با هم مشاجره کرديم که بعد اين مشاجره لفظي به درگيري انجاميد و من با چاقو ضربه اي به پهلوي او زدم. وي که خود نيز به موادمخدر اعتياد دارد، اضافه کرد: فرزندم روز حادثه در منزل پدر همسرم بود، وقتي ديدم همسرم ديگر تکان نمي خورد ترسيدم و به فکر چاره افتادم تا جنايت به گردن من نيفتد. بنابراين شيلنگ گاز آبگرمکن را بيرون کشيدم و زماني که کمي گاز داخل خانه منتشر شد با فندک منزل را به آتش کشيدم و خودم نيز با صحنه سازي از منزل بيرون آمدم و سر کار رفتم. پس از ساعتي برگشتم و موضوع را به پدر همسرم اطلاع دادم. گزارش خراسان حاکي است؛ در پي اعتراف صريح اين مرد، مقام قضايي با صدور قرار بازداشت موقت او را در اختيار کارآگاهان پليس آگاهي خراسان رضوي قرار داد تا زواياي پنهان اين جنايت، بيشتر مورد بررسي قرار گيرد.خراسان
 
 

 
برچسب ها: همسركشي ، خودسوزي
Bookmark and Share
نظرات بینندگان:
نام:
ایمیل:
* نظر: