کد خبر:۵۰۵۹
تاریخ انتشار: ۳۰ فروردين ۱۳۹۰ - ۰۹:۴۲
تعداد بازدید: 12121
print نسخه چاپی
send ارسال به دوستان
saveذخیره
توطئه زن مرموز براي مردان هوسران
‌ یک زن با وجود اینکه شوهر پولداری داشت، سناریوی اخاذی از مردان هوسران را کلید زد. این زن حتی وقتی دید شوهرش می‌خواهد طلاقش دهد، نخواست دست از این اقدامات تبهکارانه‌اش بردارد.
‌ یک زن با وجود اینکه شوهر پولداری داشت، سناریوی اخاذی از مردان هوسران را کلید زد. این زن حتی وقتی دید شوهرش می‌خواهد طلاقش دهد، نخواست دست از این اقدامات تبهکارانه‌اش بردارد. وقتی مرد کارخانه‌دار برای رفتن به ماموریت کاری به سمت اصفهان و شیراز می‌رفت در حوالی ترمینال جنوب زن جوانی را دید که کنار خیابان ایستاده است. زن جوان از او خواست تا جایی او را برساند. مرد کارخانه‌دار که سوار سوناتای سفیدرنگ بود، زن جوان را سوار خودرو کرده و آشنایی آنها کلید خورد. زن جوان خود را «سارا» معرفی کرد و مدعی شد با همسرش اختلافات شدیدی دارد و می‌خواهند از یکدیگر جدا شوند. وی با چرب‌زبانی نظر مرد راننده را به خود جلب کرد تا جایی که مرد کارخانه‌دار دلش به حالش سوخت و به او قول داد که کمکش ‌کند. هنوز مسافتی نرفته بودند که سارا از کیفش 2 آبمیوه بیرون آورد و یکی از آنها را به مرد کارخانه‌دار داد. هر دو آبمیوه را نوشیدند، غافل از اینکه زن توطئه‌گر نقشه شومی در سر دارد. ساعتی بعد مرد کارخانه‌دار در شعبه چهارم دادسرای بعثت حاضر شد و به بازپرس بخشوده گفت: وقتی آبمیوه را نوشیدم، بیهوش شدم و چیزی نفهمیدم. وقتی به هوش آمدم ناباورانه خود را در کنار بزرگراه دیدم و متوجه شدم که سارا دزد بوده و با این شگرد دست به سرقت خودرو و یک میلیون و نیم پول و مدارکم زده است. مرد کارخانه‌دار افزود: سارا با چرب‌زبانی اعتماد مرا به خود جلب کرد و من هرگز تصور نمی‌کردم او چنین نقشه‌ای در سر دارد، من فریب خوردم و نباید دلم به حال این زن می‌سوخت. پس از شکایت مرد کارخانه‌دار، تیم تحقیق به بررسی‌های گسترده دست زد و به این حقیقت دست یافت که سارا با شگردی خاص مردان پولدار و هوسران را شکار کرده و سناریوی سرقت را به مرحله اجرا می‌گذاشته است. در حالی که بررسی‌های پلیسی در این زمینه ادامه داشت، ماموران خودروی مرد کارخانه‌دار را در خوزستان پیدا کردند. وقتی این حقیقت افشا شد که سارا با جعل اسناد خودروی سوناتا را فروخته است با همکاری وی ردی از این زن سارق به دست آمد. بهمن‌ماه سال 89 سارا بازداشت شد. این زن 35 ساله در حالی به 5 مورد اخاذی از مردان پولدار و هوسران اقرار کرد که تنها مرد کارخانه‌دار به طرح شکایت پرداخته بود و مالباخته‌های دیگر از ترس آبرو جرات شکایت نداشتند. سارا در بازجویی‌ها گفت: من در زندگی‌ام هیچ مشکلی نداشتم. شوهرم وضع مالی خوبی داشت و عاشق من بود اما من به او خیانت کردم و می‌دانم که اشتباه کرده‌ام. وی ادامه داد: وقتی همسرم متوجه شد من نقشه اخاذی از مردان پولدار را کشیده‌ام، درخواست طلاق داد و از هم جدا شدیم. پس از طلاق هم سر راه مردان پولدار و هوسران قرار می‌گرفتم و با تهیه آبمیوه مسموم، نقشه‌ام را اجرا می‌کردم. این زن جوان 4 سابقه سرقت داشته و تا به حال چندین‌بار پشت میله‌های سلول را تجربه کرده است. وی پس از محاکمه در دادگاه بعثت به اتهام جعل و سرقت محکوم شد تا 10 سال پشت میله‌های زندان بماند. همچنین قاضی دادگاه این زن باجگیر را به 74 ضربه شلاق و رد مال نیز محکوم کرد.

 
----------------------------------
 
 
زن دور از چشم شوهرش، فال مي‌گرفت

مردي در دادگاه خانواده گفت: همسرم فالگير است و من بعد از 9 سال زندگي مشترك ، سال پيش متوجه اين موضوع شدم و خواهان طلاق هستم.
به گزارش فارس، مردي با مراجعه به دادگاه خانواده شهيد محلاتي دادخواست جدايي خود را به قاضي يكي از شعب ارائه كرد.
اين مرد در حضور قاضي شعبه 254 اين مجتمع قضايي خانواده با بيان اينكه مي‌خواهم از همسرم جدا شوم چرا كه او دائم در خانه بساط فالگيري دارد، گفت: بعد از 9 سال زندگي مشترك، يك سال است كه متوجه شغل مخفيانه همسرم شدم و در حال حاضر ديگر تحمل اين وضع را ندارم و مي‌خواهم از او جدا شوم.
وي با اشاره به اينكه يك فرزند دارم و او نيز با اينكه سن كمي دارد متوجه اين كار بوده و به من نگفته است،‌ ادامه داد: مي‌خواهم از همسرم جدا شوم چرا كه به او اعتماد نداشته و مي‌خواهم به تنهايي زندگي كنم.
زن در دادگاه حاضر شد و با بيان اينكه ادعاي شوهرم اشتباه است و من هرگز در خانه بساط نداشته‌ام، گفت: من از شوهرم جدا نمي‌شوم چرا كه من فقط در خانه ميهماني مي‌دهم و او فكر مي‌كند كه من فالگيري مي‌كنم؛ من حاضر به جدايي نيستم و شوهرم بايد از درخواستش منصرف شود.
وي با اشاره به اينكه شوهرم به دنبال بهانه براي جدايي است، افزود: اطمينان دارم كه شوهرم به فكر ازدواج مجدد است كه اين درخواست را داده و من گذشت نكرده و از او جدا نمي‌شوم.
قاضي اين پرونده زن و مرد را به مصالحه دعوت كرد و براي تصميم درست به هر دوي آنها فرصت داد.
 
----------------------------------

قطع شدن دست مرد طلافروش
 
وقتی ماموران کلانتری 129 مرزداران خود را به محل درگیری خونین رساندند با دستگیری دزد بی‌هوش که هنوز قمه خون‌آلود را به دست داشت، دیدند دست راست مرد 40‌ساله‌ای به نام علیرضا از مچ قطع شده است و هنوز خونریزی دارد. همزمان با انتقال وی به بیمارستان و دستگیری دزد 27‌ساله که وی نیز علیرضا نام دارد، تحقیق از مرد طلافروش دیگر در دستور کار قرار گرفت و مشخص شد دزدان 3 مرد جوان بوده‌اند. با توجه به اقدام هولناک این باند و اینکه مشخص بود آنان با آگاهی از وجود 7 کیلو طلا در بامداد به مردان طلافروش حمله کرده و سرقت این گروه خشن سازمان‌یافته است، دادیار شعبه 7 دادسرای امور جنایی تهران تیمی از پایگاه 2 پلیس آگاهی را مامور کرد تا به ردیابی دزدان بامدادی بپردازد. بدین‌ترتیب، هادی 40 ساله که از دست مهاجمان جان سالم به در برده بود تحت تحقیق قرار گرفته شد و گفت: «من و علیرضا طلافروش و همکار هستیم و از مدت‌ها پیش با هم شریک شده‌ایم». وی افزود: «ما هر هفته مقدار زیادی طلا را از تهران با هواپیما به شهر‌های دیگر می‌بریم و این یک رویه همیشگی در کارمان است، یکشنبه‌ 5 صبح از خانه خارج شده و با نخستین پرواز حرکت می‌کنیم، روز سرقت نیز من با خودروی پراید به در خانه علیرضا رفتم تا هر دو به فرودگاه برویم، تا علیرضا با کیف پر از 7 کیلو طلا بیرون آمد ناگهان خودروی پژو سفیدرنگی با سرعت زیاد خود را به یک قدمی ما رساند و 2 مرد قمه‌کش به سمت ما حمله کردند، آنها بی‌رحمانه به علیرضا قمه می‌زدند تا کیف را رها کند، صحنه وحشتناکی بود. وقتی کیف را گرفتند و به سمت خودرو دویدند، ناگهان رفتگری که جارو در دست داشت به هواخواهی ما آمد و ضربه محکمی به سر دزد قمه‌کش زد، با روی زمین افتادن آن دزد و بی‌هوش شدن وی، همدستش نیز روی زمین افتاد، من تنها توانستم کیف طلاها را بردارم و آن دزد خود را به خودرویشان رساند و توانستند فرار کنند اما همدستشان بی‌هوش روی زمین افتاده بود».
 

--------------------------------
 
ميهمان شيطان!
 
پرت و پلا مي گفت و عادت کرده بود اشتباه هاي خودش را با حرف هاي بي ارزش توجيه کند. اما اين بچه ناخلف بالاخره نتيجه کارهايش را ديد و زندگي اش را از دست داد. حدود ۶ ماه قبل يک روز غروب در خانه مشغول انجام کارهايم بودم که ناگهان پسرم با دستاني خون آلود و در حالي که خيلي مضطرب و آشفته بود وارد خانه شد. من که فکر مي کردم بهروز در خيابان با کسي دعوا کرده است، با نگراني پرسيدم چه اتفاقي افتاده است؟ در اين لحظه بغض بهروز ترکيد و او با گريه جواب داد: همسرش را با چاقو زخمي کرده است. با شنيدن اين حرف انگار دنيا روي سرم خراب شد و بلافاصله خودم را به بيمارستاني رساندم که عروسم در آن تحت مراقبت هاي ويژه پزشکي قرار گرفته بود. خوشبختانه با تلاش پزشکان، «نفيسه» از مرگ نجات يافت، اما با اعلام شکايت او و خانواده اش، بهروز دستگير شد.زن ۶۵ ساله در دايره اجتماعي کلانتري نواب مشهد افزود: متاسفانه من از روز اول به بهروز گوشزد مي کردم که با دوستان و افراد غريبه رفت و آمد بي حد و اندازه نکن، ولي پسرم به اين حرف ها توجهي نداشت و با يکي از دوستان دوران مجردي اش خانه يکي شده بود. بهروز با عصبانيت مي گفت دوستش متاهل است و آن ها مثل ۲ برادر هستند. افسوس که در اين رفت و آمدها که بيشتر به ميهماني هاي شبانه و شب ماندن در خانه همديگر منتهي مي شد، عروسم به پسرم خيانت کرد و بهروز وقتي فهميد که نفيسه با دوستش ارتباط مخفيانه دارد او را با چاقو زخمي کرد.پيرزن آهي کشيد و افزود: ۲۷ سال قبل شوهرم در حادثه اي فوت کرد و من بچه هايم را با هزار بدبختي بزرگ کردم و آرزويي جز خوشبختي آن ها ندارم، اما پسرم از همان دوران نوجواني رفيق باز بود و به حرف خواهران و برادرانش گوش نمي داد. حميد نجات، دکتراي روان شناسي و مشاور خانواده در اين باره معتقد است: با تشکيل زندگي بايد مرزهاي جديدي در برخورد با ديگران و رفت و آمد با افراد غريبه شکل بگيرد تا خانواده در سلامت بماند، چرا که ورود افراد نامحرم به حريم خصوصي افراد به مرور مشکلاتي را مانند آن چه در اين ماجرا خوانديم، به دنبال خواهد داشت.
 
برچسب ها: فالگيري ، شيطان
Bookmark and Share
نظرات بینندگان:
نام:
ایمیل:
* نظر: