کد خبر:۵۰۵۰
تاریخ انتشار: ۲۸ فروردين ۱۳۹۰ - ۰۸:۵۰
تعداد بازدید: 181778
print نسخه چاپی
send ارسال به دوستان
saveذخیره
رابطه مخفیانه بین داماد و خواهر زن!!
‌چهار سال است که از زندگی مشترک ما می‌گذرد و یک فرزند پنج ماهه داریم. شوهرم متاسفانه با خواهرم رابطه دارد و من این ماجرا را بعد از به دنیا آمدن فرزندمان متوجه شدم.
رابطه مردی با خواهر زنش، به چهار سال زندگی مشترک پایان داد. به گزارش ایسنا؛ زنی با حضور در شعبه ۲۴۰ دادگاه خانواده با بیان اینکه «شوهرم لیاقت پاکدامنی من را در زندگی نداشت»، مدعی شد:‌ چهار سال است که از زندگی مشترک ما می‌گذرد و یک فرزند پنج ماهه داریم. شوهرم متاسفانه با خواهرم رابطه دارد و من این ماجرا را بعد از به دنیا آمدن فرزندمان متوجه شدم.

وی در مورد نحوه اطلاع از این موضوع گفت:‌ در دوران نقاهت بارداری در خانه پدر و مادرم بودم. یک شب به همراه برادرم برای برداشتن وسایل به خانه رفتم و آنجا بود که متوجه شدم شوهرم با خواهرم رابطه دارد. ابتدا اصلا نمی‌توانستم باور کنم که خواهرم در حق من خیانت کرده است ولی بعد از مدتی که توانستم بر خودم مسلط شوم به واقعیت پی بردم.

این زن جوان با بیان اینکه «شوهرم از همکاران خواهرم است و به واسطه او به خانواده‌مان معرفی شده بود»، اظهار کرد: بارها از خواهرم پرسیدم که اگر تو به این مرد علاقه داشتی چرا او را برای زندگی کردن به من معرفی کردی؟ ولی او هر بار در پاسخ می‌گفت اصلا به شوهرت علاقه‌ نداشتم و اگر رابطه‌ای بوده به اصرار او بوده است.

شوهر ۲۴ ساله این زن نیز به رییس دادگاه گفت: من چهار سال از همسرم کوچکتر هستم. به او علاقه زیادی دارم ولی با او بودن مرا شاد نمی‌کند و زمانی که کنارش هستم احساس خاصی ندارم.

وی ادامه داد: همسرم موقعیت شغلی خوبی داشت و به همین خاطر با او ازدواج کردم.

زن جوان عنوان کرد: من از تمام حق و حقوق خودم می‌گذرم ولی حضانت بچه‌ام را برای همیشه می‌خواهم زیرا شوهرم لیاقت پدر بودن را ندارد و نمی‌تواند بچه من را به خوبی تربیت کند. تحت هیچ شرایطی از خواسته‌ام کوتاه نمی‌آیم و خواهان طلاق هستم.

رییس دادگاه پس از شنیدن اظهارات طرفین حکم طلاق را صادر کرد.

----------------------------------
 
خيانت و مکافات

از لحظه اي که خطبه عقد جاري شد فکر مي کردم آزاد شده ام و مي توانم هر طور که دلم خواست خودم را آرايش کنم و از خانه بيرون بروم. نامزدم نيز نسبت به اين موضوع حساسيتي نشان نمي داد ولي از همان روزهاي اول با مادرم دچار اختلاف شدم. او با نگراني مي گفت: آرايش خيلي غليظ و لباس هاي جلف و ناجور زيبنده تو نيست و سعي کن هميشه اعتدال را در حرکات و رفتارت رعايت کني. افسوس که بدون توجه به حرف هاي مادرم فقط مي گفتم من ازدواج کرده ام، اختيارم دست خودم است و شوهرم دوست دارد اين طوري باشم. حدود ۲ ماه گذشت و در اين مدت متوجه پسر جواني شدم که هر موقع با نامزدم از خانه بيرون مي رفتيم ما را تعقيب مي کرد.

اين پسر غريبه بالاخره يک روز که براي خريد بيرون رفته بودم مرا در خيابان تنها ديد و با تعريف و تمجيد از تيپ و قيافه ام سرصحبت را باز کرد. متاسفانه من که خيلي به خودم مغرور شده بودم و به باوري غلط دوست داشتم با ظاهر زننده ام خودي نشان بدهم فريب حرف هاي اين پسر جوان را خوردم و به تعهداتي که نسبت به نامزدم داشتم پشت پا زدم. مدت زيادي طول نکشيد تا همسرم از اين ارتباط مخفيانه مطلع شد و او بدون هيچ گونه معطلي طلاقم داد. با به وجود آمدن اين مشکل من ارتباطم را با آن پسر جوان ادامه دادم تا هر چه زودتر به خواستگاري ام بيايد و از بلاتکليفي دربيايم ولي او پس از آن که مدتي از من سوء استفاده کرد خودش را کنار کشيد و گفت: زني که به شوهرش خيانت کند نمي تواند شريک خوبي براي زندگي باشد و ...!

عروس پشيمان در دايره اجتماعي کلانتري کاظم آباد مشهد افزود: آن جوان بدون توجه به موقعيت نابساماني که در زندگي برايم به وجود آورده با دختر ديگري ازدواج کرده است، اما الان اصرار دارد که با يکي از دوستانش ارتباط برقرار کنم.

اين آدم حيوان صفت تهديدم مي کند که اگر به خواسته هايش تن ندهم فيلم ها و تصاويري که از من در اختيار دارد را منتشر خواهد کرد تا آبرو و حيثيتم برود. خواهش مي کنم کمکم کنيد و مرا از اين بدبختي نجات بدهيد. اي کاش به نصيحت هاي والدينم گوش مي دادم و نامزدم نيز کمي در مورد حجاب و نوع پوشش و حرکات و رفتارم غيرت به خرج مي داد تا به اين بدبختي  نمي افتادم؛ اگر چه مقصر اصلي خودم هستم! خراسان
 
 
--------------------------------------

شكايت زن نابينا از چشم‌پزشك

 پزشك متخصص چشم به دليل نابينايي بيمارش با حكم دادگاه محكوم به پرداخت ديه شد.
پائيز سال 88 زن 67 ساله‌اي به نام «نرگس» به دادسراي ناحيه 19 ويژه جرائم پزشكي و دارويي تهران رفت و با تسليم شكايتي به داديار گفت: «اواخر مرداد بينايي‌ام با مشكل روبه‌رو شد. به همين خاطر به مطب يك چشم‌پزشك رفتم كه او نيز با تشخيص آب مرواريد در هر دو چشمم پيشنهاد كرد هر چه سريعتر جراحي شوم. بدين ترتيب پس از تعيين وقت در يكي از بيمارستان‌هاي غرب تهران بستري شدم اما پس از عمل جراحي همه جا را تيره مي‌ديدم و درد بسيار شديدي هم داشتم. وقتي در اين باره با پزشك معالجم صحبت كردم، اظهار داشت: اين حالت به خاطر عوارض بعد از جراحي است و خوب مي‌شوم. چند روزي را با همين وضعيت گذراندم اما به دليل اين كه درد چشمم غيرقابل تحمل شده بود به مطب پزشك ديگري مراجعه كردم كه وي با تشخيص خونريزي شبكيه، مرا در بيمارستان ديگري تحت عمل جراحي قرار داد. اما به خاطر عوارض جراحي قبلي‌ام درمان‌ها تأثيري نداشت و سرانجام بينايي چشم چپم را از دست دادم. حالا هم از پزشك معالج شكايت دارم. پس از اين شكايت با دستور قضايي كارشناسان كميسيون تخصصي پزشكي قانوني به بررسي موضوع پرداخته و دريافتند مرد چشم پزشك هنگام جراحي موجب پارگي شبكيه چشم بيمارش شده است. بدين ترتيب كارشناسان ميزان قصور پزشك جراح را به ميزان 10 درصد ديه كامل انسان اعلام كردند. اين در حالي است كه پس از پايان تحقيقات پرونده پزشك متخلف با صدور قرار مجرميت در شعبه 1043 دادگاه عمومي - جزايي مجتمع قضايي شهيد قدوسي تحت بررسي قرار گرفت. قاضي «افراسياب» نيز متهم را به پرداخت ديه به شاكي محكوم كرد.

-------------------------------------
 
 
تغيير جنسيت هم «ديبا» را خوشبخت نكرد

جواني كه قرار بود بعد از تغيير جنسيت مسير زندگي خود را عوض كند و به آرزوهايش برسد، به قتل رسيد.
عصر 27 مرداد سال گذشته، مأموران كلانتري 120 سيدخندان از طريق مركز فوريت‌هاي پليس، از وقوع قتل يك زن جوان در خانه خود باخبر شدند.
مأموران با حضور در محل حادثه واقع در خيابان بني‌هاشم، با جسد غرق در خون زن جواني به نام ديبا رو‌به‌رو شدند كه به گفته همسايه‌ها، توسط برادرش به قتل رسيده بود.
مهران، برادر ديبا كه خود نيز زخمي بود، مدعي شد كه با خواهرش درگير شده و بعد از زخمي كردن خود و خواهرش، او را با دستانش خفه كرده است.
بعد از انتقال متهم به كلانتري و همچنين پليس آگاهي، وي مدعي شد كه روز حادثه بر سر مسائلي با خواهرش درگير شده و او را به قتل رسانده است؛ قرار مجرميت وي از سوي دادسراي جنايي تهران صادر و پرونده براي رسيدگي به شعبه 113 دادگاه كيفري ارسال شد.
صبح امروز جلسه محاكمه در شعبه 113 و به رياست قاضي محمدسلطان همتيار برگزار شد؛ شفيعي، نماينده دادستان با اشاره به مدارك موجود در پرونده و همچنين اعلام گذشت اولياي‌دم،‌ خواستار مجازات متهم شد.
در ادامه متهم در جايگاه قرار گرفت و با بيان اينكه اتهام را قبول دارد گفت: حامد،‌ 32 ساله بود و از حدود 10 سال قبل با توجه به اينكه تمايلات زنانه در او شديد شده بود، تصميم گرفت تغيير جنسيت دهد. او همچنين تصميم گرفت براي ادامه زندگي و كار به تهران بيايد. تمام اين موارد در حالي بود كه در خانواده ما غير از من هيچ‌كس از اين راز باخبر نبود.
وي ادامه داد: چند سالي از اين موضوع گذشت تا اينكه من براي تحصيل به تبريز رفتم و بعد از فارغ‌التحصيل شدن، همانجا مشغول به كار شدم. در اين مدت ارتباطم با حامد كم شده بود و در سال حدود 2 بار او را مي‌ديدم. در اين مدت حامد به خارج از كشور رفت و در آنجا عمل جراحي تغيير جنسيت انجام داد.
متهم گفت: تمام اين موارد را آخرين باري كه به تهران آمدم متوجه شدم؛ او به من گفت كار در تبريز را رها كنم و براي كار در مجموعه‌اي كه او انتخاب كرده بود به تهران بيايم. به خاطر علاقه زيادي كه به او داشتم قبول كردم و به تهران آمدم؛ اما فهميدم كار جديدم را پسري كه با ديبا رابطه دارد انتخاب كرده است.
مهران افزود: اولين شبي كه تهران بودم، نيمه‌شب مرا از خواب بيدار كرد و حرف‌هاي نامربوطي زد؛ مي‌دانستم كه بعد از اين عمل سنگين شرايط روحي و رواني خاصي دارد و به همين دليل قرص‌هاي آرام‌بخش مصرف مي‌كند. او را آرام كردم تا توانست دوباره بخوابد. طي چند روزي كه آنجا بودم به طور مداوم رفتارهاي نامناسب انجام مي‌داد ولي بعد از صحبت‌هاي من آرام مي‌شد.
وي ادامه داد: آخرين روزي كه در خانه او بودم و قرار بود به شهرستان برگردم،‌ صبح زود از خانه خارج شد و چند ساعت بعد با آن پسر برگشت. او به من گفت به آن پسر 30 ميليون تومان بدهكار است و از من خواست پول او را بدهم. بعد از اينكه آن پسر از خانه رفت، ديبا دوباره شروع به درخواست‌هاي نامعقول از من كرد و مي‌خواست با او ارتباط برقرار كنم.
متهم گفت: مي‌دانستم كه وضعيت روحي و رواني مناسبي ندارد، تلاش كردم با صحبت كردن او را آرام كنم اما موفق نبودم؛ تصميم گرفتم خودم را هم بكشم و با ليواني شكسته رگ خودم را زدم و شير گاز را باز كردم تا هر دويمان بميريم اما او گاز را قطع و حرف‌هايش را تكرار كرد. با ليوان چند ضربه به سرش زدم كه به اتاق خواب رفت و آنجا باهم درگير شديم كه ليوان به گردنش خود. بعد از آن هم او را خفه كردم.
بعد از اظهارات متهم، وكيل وي در جايگاه قرار گرفت و با بيان اينكه موكل بدون قصد قبلي اين كار را انجام داده و الان بسيار پشيمان است، خواستار تخفيف در مجازات وي شد.
بار ديگر متهم براي بيان آخرين دفاعيات در جايگاه قرار گرفت و گفت: من از كاري كه كردم به شدت پشيمان هستم اما فاصله بين پشيماني و اثبات آن براي ديگران بسيار سخت است. از خداوند مي‌خواهم مرا بابت كاري كه كردم ببخشد تا بتوانم به آغوش خانواده برگردم و كار و تحصيلم را ادامه دهم.
بعد از اظهارات متهم، قاضي همتيار ختم جلسه را اعلام و صدور حكم را به بعد از مشورت با مستشاران دادگاه موكول كرد.
Bookmark and Share
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۳
انتشار یافته: ۳۰
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۹:۳۹ - ۱۳۹۱/۰۵/۲۰
14
33
به نظر من در مجازاتش تخفیف قاعل شوید
پاسخ ها
موسی
| - |
۲۳:۵۰ - ۱۳۹۱/۱۱/۲۷
لعنت.برشیطان
محمد
| IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF |
۱۰:۳۷ - ۱۳۹۲/۰۲/۰۵
ناشناس محترم " قاعل " نه " قائل "
بهنام
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۰۹:۵۰ - ۱۳۹۱/۱۰/۰۸
6
33
نمی دانم چی بگم فقط خدا اخر عاقبت مارو بخیر کنه مردم این زمانه البته برخی انگشت شمار از اونا
علی
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۸:۵۳ - ۱۳۹۱/۱۰/۲۸
6
16
اگر ایتوری باشه پسرودختری باهم ازدواج کنند که تک فرزند باشند.
پاسخ ها
ناشناس
| IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF |
۰۹:۴۱ - ۱۳۹۲/۰۵/۲۴
فکرکنم یه بارمتن وبخونی بدنیس اینتورنه اینطور درسته
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۸:۵۵ - ۱۳۹۱/۱۱/۰۲
1
7
به نظر من کرم ازخوددرخت است وعیب به ریشه درخت برمیگردد.
شبنم
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۷:۰۶ - ۱۳۹۲/۰۲/۰۱
5
22
واقعا جای تاسف است
محمدرجبي
|
-
|
۱۰:۲۹ - ۱۳۹۲/۰۳/۰۹
3
9
هركس باخواهرزنش رفيق بشه ازاوآدم كثيف ترنيست
امیر
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۵:۱۷ - ۱۳۹۲/۰۳/۲۱
5
5
متاسفم که انسا نها شرم را دستاویز شهوت نمو دند ئ صد البته که حیا برازنده هر کسی نیست
هم وطن
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۲۲:۲۳ - ۱۳۹۲/۰۳/۲۳
5
5
زن که خیانت کرد هم باید عذابش داد وبعد طلاق و آبرویش را نیز باید داد تا به نفر بعدی خیانت نکند .
نفس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۵:۱۸ - ۱۳۹۲/۰۴/۰۳
5
13
واقعا باید برای همچین ادمایی فقط احساس تاسف کرد و از کنارشون گذشت .لیاقت فکر کردن هم ندارن.
رکسانا
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۳:۵۴ - ۱۳۹۲/۰۴/۲۸
2
4
متاسفم
حامد
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۷:۲۹ - ۱۳۹۲/۰۴/۳۱
1
2
اصلا چی میشه گفت.
افشان
|
UNITED KINGDOM
|
۱۸:۵۳ - ۱۳۹۲/۰۵/۱۱
3
3
واقعا متاسفم براتون
ناشناس
|
UNITED STATES
|
۰۹:۱۷ - ۱۳۹۲/۰۵/۱۹
2
8
ابتدا درود ..
باید بگم :
تو مملکت ما .. باید اینگونه افراد رو پند داد و سپس راه درست
رو نشونشون داد ..
اما همیشه میبینیم که تنها سرکوفت میخورن و کسی نیست
که راه درست رو نشونشون بده ..
خواسته من دفاع از اینگونه انسان هایی نیست ..
تنها میگم میتونیم بجای سرزنش ، کمکشون کنیم ..
ما مسلمونیم ..
برادر و خواهر همدیگه ..
مردان و زنان آریایی و پارسی ..
امیدوارم سخنانم سودمند بوده باشند ..
بدرود .. !
مجید
|
-
|
۱۲:۱۹ - ۱۳۹۲/۰۵/۲۶
3
13
یه وقتهایی انسان عقلشو از دست میده / ولی نمیشه تمام تقصیر را گردن داماده انداخت یا حتی خواهر زنه بعضی اوقات کم توجهی زن میتونه مرد را به هزار کار وادار کنه
محمد
|
-
|
۲۱:۲۱ - ۱۳۹۲/۰۶/۰۴
3
6
مطالب خوبی نوشتی،اگاهی بیشترازمسائل روزخوبه
مریم
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۰۳:۲۳ - ۱۳۹۲/۰۶/۱۱
7
4
خود انسان باید مواظب خودباشه ولی این جور دامادها روباید قیدشان را زد
مجتبی
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۱:۱۰ - ۱۳۹۲/۰۶/۱۸
1
3
چی میشه گفت ادمای عجیب غریب زیادشدن
ارش
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۶:۰۵ - ۱۳۹۲/۰۷/۱۸
7
2
چی بگم خداازشان نگذره؟
ناشناس
|
-
|
۱۲:۵۴ - ۱۳۹۲/۰۸/۰۱
2
3
بنظرمن خواهرش باعث خراب شدن زندگیش شده
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۰۱:۵۲ - ۱۳۹۲/۰۸/۲۴
2
3
خواسته کار نا مقعول انجام نده و باید تخفیف داد
مهسا
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۲:۲۰ - ۱۳۹۲/۰۸/۲۵
2
3
خدا مرگشون بده، چرا بعضیا اینقد بیشعورن
نازنین
|
UNITED KINGDOM
|
۱۳:۳۱ - ۱۳۹۲/۰۹/۰۳
2
4
سلام دوستان شیطان را دست کم نگیرید ادمهای خوب و بد باید خودشان را نشون بدن.
محسن
|
UNITED KINGDOM
|
۰۹:۲۹ - ۱۳۹۲/۰۹/۲۲
6
6
تا خواهر زنه چراغ سبز نشون نداده باشه داماده به طرفش نمیره زن باید تو جامعه نجابت داشته باشه تا جامعه ای سالم داشته باشیم
مجتبی
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۰۱:۳۶ - ۱۳۹۲/۰۹/۲۵
5
3
واقعا متاسفم
لقمان
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۰۳:۲۴ - ۱۳۹۲/۱۰/۰۳
4
7
به نضر من باید مشکلات جنسی وروحی جوانان راهم خانواده هم اجتماع هم حکومت درکم کنند که کار به مرگ ختم نشود .متاسفم
محمد
|
-
|
۲۱:۳۲ - ۱۳۹۲/۱۰/۰۴
13
10
کاشکی میشد یک مرد دو خواهر رابگیرد که زندگیشون بهم نمیخورد
حبیب
|
-
|
۲۳:۳۸ - ۱۳۹۲/۱۰/۱۸
6
6
واقعا که؟اینها انسان نیسن.
نظرات بینندگان:
نام:
ایمیل:
* نظر: