کد خبر:۵۰۰۸
تاریخ انتشار: ۱۷ فروردين ۱۳۹۰ - ۱۲:۲۰
تعداد بازدید: 7359
print نسخه چاپی
send ارسال به دوستان
saveذخیره
راز وحشتناک باغ‌وحش خانگی
در حیاط خانه قدیمی این مرد جوان مارهای سمی، تمساح‌های کوچک و لاک‌پشت‌های وحشی در شرایط بسیار بد و کثیفی زندگی می‌کردند
راز مرد قاچاقچی که خانه خود را باغ‌وحشی برای خزندگان خطرناک کرده بود با اعتراض هم‌محلی‌هایش فاش شد.
در حیاط خانه قدیمی این مرد جوان مارهای سمی، تمساح‌های کوچک و لاک‌پشت‌های وحشی در شرایط بسیار بد و کثیفی زندگی می‌کردند.
مدتی بود همسایه‌های محله‌ای در مولوی تهران رفت و آمدهای مشکوکی را در خانه‌ای قدیمی در انتهای خیابان می‌دیدند. میهمانان این خانه که حیوانات وحشی با خود حمل می‌کردند هیچ هراسی در چهره‌شان وجود نداشت. بوی تعفن، ساکنان این محله را آزار می‌داد و هیچ‌کس راز خانه شماره 356 را نمی‌دانست.
با زیاد شدن بوی بد و مشمئزکننده در محله، بعضی از همسایه‌ها پی بردند پسر جوانی از موجودات عجیب و غریب نگهداری می‌کند.
وقتی ساکنان محله مولوی از رفت و آمدهای مرموز ساکنان خانه 356 به ستوه آمدند، به طرح شکایت پرداختند.
20 اسفند‌ماه سال 89 ماموران گارد حفاظت محیط‌زیست در جریان نگهداری حیوانات وحشی در منطقه مولوی قرار گرفتند.
وقتی ماموران به خانه تک‌واحدی پسر 27ساله رفتند، ناباورانه خود را در برابر حیوانات خزنده وحشی دیدند که در حیاط خانه به‌راحتی می‌خزيدند. در حیاط خانه قدیمی این مرد جوان مارهای سمی، تمساح‌های کوچک‌اندام و لاک‌پشت‌های وحشی زندگی می‌کردند؛ 1500 لاک‌پشت در شرایطي بد و کثیف در کنار 26 ایگوانا در رنگ‌های مختلف وجود داشتند، همچنین 12 مار سمی غذا می‌خوردند و حرکت می‌کردند.
پسر 27 ساله که خانه خود را باغ‌وحشی برای خزندگان خطر‌ناک کرده بود وقتی رازش را فاش شده دید، چاره‌ای جز اعتراف نيافت و گفت: بیکار بودم و دنبال کار می‌گشتم، بارها از دوستان و آشنایانم شنیده بودم که می‌توانم با سرمایه کم دست به کاری بزنم و با خرید و فروش حیوانات پولدار شوم. به همین خاطر خانه تک‌واحدی قدیمی را اجاره کردم و ابتدا تنها لاک‌پشت خرید و فروش می‌کردم ولی پس از گذشت چند ماه ایگوانا و مار هم که از مرز وارد کرده بودم جزو کلکسیون باغ‌وحش خانگی‌ام درآمدند.
نمی‌دانستم چطور باید آنها را نگهداری کنم و به همین خاطر از دوستان و آشنایانم می‌خواستم در حفظ و نگهداری آنها به من کمک کنند، به همین خاطر رفت و‌ آمدهای زیادی در خانه‌ام بود.
من این حیوانات را وقتی تازه متولد می‌شدند خریداری می‌کردم و پس از گذشت مدتی با بزرگ‌تر شدن آنها در بازار به فروش می‌رساندم. بنا به گزارش خبرنگار «قدس»، وقتی پسر قاچاقچی به دادسرا انتقال داده شد پیش‌روی بازپرس پرونده قرار گرفت و خود را بی‌گناه دانست و گفت تنها می‌خواسته بیکار نباشد. با ادعاهای این پسر 27 ساله، بازپرس پرونده متهم را با قرار وثیقه راهی زندان کرد و سپس به تیمی از کارشناسان دستور داد تا کمیسیونی تشکیل شود و وحشی و اهلی بودن این حیوانات مشخص شود. وقتی تیمی از کارشناسان این خزندگان را از نوع حیوانات وحشی اعلام کردند و نظر دادند که آنها باید در مکان خاص و دور از زندگی مردم نگهداری شوند، بازپرس پرونده دستور داد این حیوانات به باغ‌وحش انتقال داده شوند.
به گزارش خبرنگار ما، 1500 لاک‌پشت، 26 ایگوانا و 12 مار سمی با همکاری ماموران محیط‌زیست به پارک وحشي واقع در پاکدشت انتقال یافتند.
 
 
----------------------------------
 
 
اتفاق شوم!

از زندگي توقع زيادي داشتم و به پدر و مادرم سرکوفت مي زدم که چرا من مثل دختر خاله هايم نيستم و ما وضعيت اقتصادي خوبي نداريم. مادرم هميشه مي گفت: پدرت کارگر ساده و زحمت کشي است و ما بايد براي سلامتي و آسايشي که داريم خداي بزرگ را شکر کنيم. او سعي مي کرد با نصيحت هايش مرا به سر عقل بياورد اما افسوس و صدافسوس که گوشم بدهکار ۲ کلمه حرف حساب نبود و معناي حرف هاي والدينم را درک نمي کردم.البته خاله و شوهر خاله ام نيز هر وقت که به خانه آن ها مي رفتم با حالتي تمسخرآميز به پدر و مادرم توهين مي کردند و مي گفتند اگر والدين تو عرضه داشتند و در دوران جواني شان کمي به فکر آينده بودند الان تو هم يک ماشين مدل بالا و بهترين امکانات را در اختيار داشتي و حتي مي توانستي با فردي ثروتمند و با کلاس ازدواج کني. شايد باور نکنيد آن قدر تحت تاثير حرف هاي شوهر خاله ام قرار گرفته بودم که از آن ها خواهش مي کردم اگر روزي خواستگاري برايم آمد اجازه بدهند مراسم خواستگاري در خانه آن ها برگزار شود!دختر جوان در مرکز مشاوره پليس خراسان رضوي افزود: متاسفانه من خودم را گم کرده بودم و واقعيت هاي زندگي ام را نمي ديدم براي همين هم روز به روز از پدر و مادر نازنينم فاصله گرفتم و به تصوري غلط دنبال راه نجاتي مي گشتم که يک روز دختر خاله ام، پسر پولداري را معرفي کرد و گفت: اگر با او دوست بشوي پول خوبي به جيب خواهي زد و شايد از طريق اين پسر جوان بتواني شوهر پولداري براي خودت پيدا کني و ... يلدا با اين حرف ها مرا وسوسه کرد و متاسفانه با پسري حيوان صفت ارتباط برقرار کردم که در اثر اين اتفاق شوم طعمه چند جوان ديگر هم شدم و خودم را دستي دستي روسياه و بدبخت کردم.افسوس که خيلي دير فهميدم چه کلاهي سرم رفته است چون دختر خاله ام نيز توسط يکي از دوستان اين پسر جوان مورد سوء استفاده قرار گرفته است و حتي به مواد مخدر اعتياد دارد.دختر جوان اشک هايش را پاک کرد و افزود: به راستي هيچ چيزي در زندگي بهتر از سادگي و پاکي و نجابت نيست و اين بهترين ثروت و بزرگ ترين نعمت و مرحمت است که اگر آدم آن را از دست بدهد فقير و بدبخت خواهد شد. اي کاش خود واقعي ام را مي ديدم و به اين روزگار سياه نمي نشستم!
 
-------------------------------------
 
 
شليک مادر به زندگي دختر 17 ساله پايان داد

ماموران نيروي انتظامي با حضور در بيمارستان با جسد خون‌آلود دختري نوجوان به نام مرضيه روبرو شدند که از ناحيه گيج‌گاه مورد اصابت گلوله قرار گرفته بود. به گزارش تابناک به نقل از عبرت ماموران نيروي انتظامي در بررسي‌هاي اوليه و با تحقيقات از خانواده اين فرد دريافتند که اين دختر نوجوان به قصد خودکشي به خود تيري شليک کرده است. با ثبت اين پرونده و با توجه به تناقض‌گويي‌هاي اعضاي اين خانواده به دستور مقام قضايي پرونده براي بررسي تخصصي در اختيار کارآگاهان پليس آگاهي قرار گرفت. کارآگاهان در تحقيقات بعدي و با بررسي صحنه وقوع اتفاق و بنا بر نظر پزشکي قانوني درباره نحوه شليک گلوله به سر اين دختر نوجوان دريافتند که احتمال خودکشي مرضيه منتفي است و تحقيقات از خانواده مقتوله آغاز شد. کارآگاهان در تحقيق از اعضاي اين خانواده متوجه تناقض‌گويي‌هاي اين افراد شده و در بازجويي‌هاي جداگانه از اعضاي اين خانواده سرنخ جديدي از قتل اين دختر 17 ساله به دست آوردند. کارآگاهان در بازجويي‌هاي جداگانه از اعضاي خانواده سرانجام راز اين جنايت را از زبان مادر اين دختر نوجوان فاش کردند. «حرمت» مادر 45 ساله اين دختر نوجوان در بازجويي‌ها ضمن قبول قتل دخترش گفت: در روز حادثه مرضيه قصد داشت که بدون اجازه من و پدرش به يکي از استان هاي غربي که پيش از اين در آن جا سکونت داشتيم سفر کند که من براي ترساندن وي کلت کمري همسرم را به سمت او گرفتم که ناگهان تيري از اسلحه شليک شد. به گفته «حرمت»، پس از شليک اين گلوله پسر و همسرش مرضيه را به بيمارستان منتقل کردند اما پيش از رسيدن آن ها به بيمارستان مرضيه جان خود را از دست داده بود. سرهنگ گلصباحي رئيس پليس آگاهي استان تهران گفت:‌ متهم با قرار وثيقه راهي زندان شد.
 
------------------------------------------
 
 
مرگ 2 زن بر اثر واژگوني خودرو در بزرگراه يادگار امام

واژگوني خودروي سواري در بزرگراه يادگار امام خميني (ره) 2 کشته بر جاي گذاشت. به گزارش ايسنا، ستاد فرماندهي آتش‌نشاني تهران در ساعت 20:20 شب دوشنبه با دريافت خبر وقوع تصادفي در مسير شرق به غرب بزرگراه يادگار امام آتش‌نشانان را به اين محل اعزام کردند. جعفر آرميده، فرمانده آتش‌نشانان اعزامي به اين عمليات اظهار کرد: خودروي سواري به رانندگي و سرنشيني 2 خانم حدود 30 ساله پس از منحرف شدن از مسير خود با محافظ وسط بزرگراه برخورد کرده بود. وي افزود: رخداد اين حادثه به گونه‌اي بود که سرنشين خودرو به بيرون پرتاب و راننده نيز در خودرو گرفتار شده بود. آرميده افزود: آتش‌نشانان پس از ايمن‌سازي محل و قرار دادن علائم هشدار دهنده با بکارگيري تجهيزات ويژه نجات، راننده گرفتار شده را از درون خودرو بيرون آوردند و مصدومان را در اختيار امدادگران اورژانس قرار دادند. وي خاطرنشان کرد: امدادگران اورژانس پس از بررسي و انجام معاينات لازم مرگ حادثه‌ديدگان را تاييد و اعلام کردند.
 
 
---------------------------------
 
 
وحشت 6 مرد از تسخیر در دنیای مجازی
 
مردان تسخیر شده در فضای مجازی اینترنت با شنیدن صداهای مرموز وحشت به جانشان افتاده است.
 
این 6 مرد برای شکایت به دادسرای جرائم رایانه‌ای آمدند و به طرح شکایت از نیروهای متافیزیکی و غیبی پرداختند. راز این پرونده زمانی فاش شد که مرد جوانی به شعبه دوم دادسرای ناحیه 31 تهران مراجعه کرد و ادعای عجیبی را پیش روی بازپرس قرار داد. وی گفت: چندماه پیش در خانه‌ام نشسته بودم. وقتی به کامپیوتری که در گوشه اتاقم بود خیره شدم ناگهان سروصداهای عجیبی در گوشم شنیدم. صداهای ترسناکی بود که مرا تحت تاثیر قرار داد و می‌خواست مرا اسیر خواسته‌های خود کند. در برابر این صداها هیچ مقاومتی نمی‌توانستم انجام بدهم. ناخواسته تسخیر شده بودم و باید تن به خواسته‌های صداها می‌دادم. وی ادامه داد: صدای چند بازیگر سینما و تلویزیون بود که از من می‌خواست تسلیم خواسته‌هایشان شوم. آن روز پشت کامپیوتر نشستم باز هم صداهای بازیگران مشهور سینما به سراغم آمدند و درخواست‌های عجیبی کردند که باورکردنی نبود. صداها کاملا مرا تسخیر کرده بودند. هیچ اراده‌ای از خودم نداشتم. وحشت به جانم افتاده بود. این صداها در زندگی‌ام تاثیر بدی گذاشته بود. می‌ترسیدم از خانه بیرون بروم چون باید هر کاری را با دستور آن صداها انجام می‌دادم. دیگر خسته شده بودم. تصمیم گرفتم برای شکایت از این صداها به دادسرا مراجعه کنم. پس از اظهارات عجیب این مرد جوان، تحقیقات ویژه در این زمینه آغاز شد تا زوایای پنهان پرونده افشا شود. در حالی که بررسی‌ها ادامه داشت مرد دیگری شکایت مشابهی را پیش‌روی بازپرس قرار داد. این مرد در شکایت خود به بازپرس گفت: مدت‌هاست که صداهای مجازی در گوشم شنیده می‌شد‌ تا جایی که آنها از من خواستند ‌ برای شکایت به دادسرا مراجعه کنم. وی ادامه داد: با وجودی که در خانه اینترنت و کامپيوتر نداریم اما صداها از طریق دنیای مجازی وارد خانه‌مان می‌شوند و صداهایمان را شنود می‌کنند. این مرد افزود: تاثیر این صداها در زندگی‌مان به حدی است که باعث شده بین من و همسرم اختلاف پیش آید. همسرم مدت‌ها پیش مرا ترک کرد و به خانه پدری‌اش رفت. همسایه‌ها از طریق دنیای مجازی از زندگی‌مان با خبر بودند. من و همسرم را تهدید می‌کردند و اکنون هم مرا وادار می‌کنند هر کاری را انجام دهم. در برابر این صداها مقاومتی ندارم و نمی‌دانم چه باید کرد. هر روز بهم ریخته‌ام آنها به من دستور می‌دهند که تسلیم خواسته‌هایشان شوم و این وضع مرا کلافه کرده است. در حالی که بررسی‌ها درباره این 2 ادعا ادامه داشت بازپرس رئیسی با 4 شکایت مشابه دیگر روبه‌رو شد که از صداهای متافیزیکی و نیروهای غیبی و تاثیرات آنان در زندگیشان داستان‌سرایی می‌کردند. در حالی 6 پرونده مشابه پیش‌روی بازپرس قرار گرفته که این مردان هیچ شناختی از یکدیگر نداشته و یکی از آنان هیچ‌گاه اینترنت نداشته است. بنا بر گزارش خبرنگار «وطن‌امروز»، بررسی‌ها در این پرونده عجیب 6 مرد تسخیر شده ادامه دارد تا زوایای پنهان آن آشکار شود.
 

 
-----------------------------------

زن جوان قرباني جنايت مرموز

پيكر زن جوان تنها كه قرباني جنايت مرموزي شده است، در آپارتمانش واقع در شمال شهر تهران پيدا شد.
به گزارش خبرنگار جنايي ما،‌شامگاه دوشنبه - 15 فروردين - ساكنان ساختماني در خيابان ولنجك در تماس با پليس از بوي تعفن شديد كه فضاي ساختمان را فرا گرفته بود، خبر دادند. آنها پس از رسيدن مأموران گفتند: «زن جواني به نام سپيده ساكن طبقه دوم است، اما از چند روز قبل هيچ‌كس او را نديده و بوي تعفن نيز از خانه او به مشام مي‌رسد.مأموران كلانتري 163 ولنجك نيز پس از ورود به آپارتمان با پيكر بي‌جان وي روبه‌رو شدند.

پس از حضور بازپرس شهرياري و كارآگاهان جنايي در محل حادثه، مشخص شد زن 35 ساله خفه شده است.
تيم جنايي در نخستين بررسي‌ها دريافتند سپيده چند شب قبل ميزبان زن و مرد جواني بوده كه در طبقه سوم ساختمان زندگي مي‌كنند. بنابراين بلافاصله تحقيق از آنها آغاز شد، اما كارآگاهان دريافتند مريم و حميد هيچ نسبت قانوني با يكديگر نداشته و چهار ماه قبل خانه را اجاره كرده‌اند.مريم كه مدعي بود همسر حميد است، گفت: سپيده خيلي اصرار داشت با او رفت‌و‌آمد كنيم، يك شب كه به خانه‌اش رفتيم، با ديدن برخي حركات ناشايست او بشدت ناراحت شده و به خانه برگشتم. حميد هم دقايقي بعد از من به خانه آمد و با هم جر‌و‌بحث كرديم. از آن شب نيز سپيده را نديديم!بدين‌ترتيب زن و مرد جوان بازداشت شده و براي تحقيقات تخصصي به اداره دهم پليس آگاهي منتقل شدند. جسد سپيده نيز براي تعيين علت اصلي مرگ به پزشكي قانوني منتقل شد. در حال حاضر تحقيق براي شناسايي خانواده مقتول و كشف راز جنايت ادامه دارد.
 
 
 
----------------------------------

فرارهای مرد 90 ساله از مهریه 10 سکه‌ای
 
زني ميانسال در دادگاه خانواده گفت:‌ مهريه‌ 10 سكه‌اي خود را از شوهر 90 ساله‌ام مي‌خواهم. این زن با مراجعه به دادگاه خانواده شهيد محلاتي دادخواست مهريه خود را به قاضي يكي از شعب ارائه كرد. اين زن در حضور قاضي شعبه 240 اين مجتمع قضايي خانواده با بيان اينكه مهريه 10 سكه‌اي خود را از شوهرم كه 90 سال دارد، مي‌خواهم، گفت:‌ شوهرم آنقدر خسيس است كه حاضر نيست بعد از اين همه سال زندگي مشترك مهريه مرا بپردازد و هميشه در هنگام مطرح شدن اين موضوع، صحبت را عوض مي‌كند. وي با بيان اينكه ما داراي فرزند و نوه نيز هستيم، افزود:‌ مهريه حق من است و شوهرم بايد آن را بپردازد و از پرداخت آن امتناع نكند؛ من امروز به دادگاه آمده‌ام تا او مجبور به پرداخت مهريه‌ام شود. زن بار ديگر در مقابل قاضي اين پرونده بيان كرد:‌ درست است كه مهريه من بسيار كم است ولي شوهرم حتي اين مقدار كم را نيز نمي‌پردازد؛ من براي مبلغ مهريه‌ام برنامه‌ريزي كرده و تصميماتي گرفته‌ام و حالا مهريه‌ام را مي‌خواهم و به هر قيمتي كه شده، بايد آن را بپردازد. وي با اشاره به اينكه فرزندانم نيز با گرفتن مهريه من موافق هستند، گفت:‌ مي‌خواهم با گرفتن مهريه خود، يك كار مهم انجام دهم و از اين تصميم منصرف نخواهم شد. قاضي اين شعبه به دليل عدم حضور مرد و نبود مدارك لازم درباره مهريه زن، حكمي صادر نكرد و جلسه را به آينده موكول كرد.
 

 ---------------------------------
 

زنم آشپزی نمی‌کند!

مردي در دادگاه خانواده گفت: همسرم حتي يك‌بار هم در خانه غذايي درست نكرده و ما همیشه فست‌فود مي‌خوريم؛ ديگر تحملم تمام شده و طلاق مي‌خواهم.
 
مردي 24 ساله با مراجعه به دادگاه خانواده شهيد محلاتي در حضور قاضي شعبه 254 اين مجتمع قضايي خانواده با بيان اينكه همسرم اصلا اهل زندگي نيست و فقط تمايل به تفريح، همراه با من دارد، گفت: ما با يكديگر بسيار متفاوت هستيم. وي با اشاره به اينكه همسرم رفتارهايي بچگانه دارد و دائم به فكر تفريح است، ادامه داد: كار ما فقط غذا خوردن در بيرون از خانه است و زمان كمي را در خانه حضور داريم. مرد با بيان اينكه فست‌فود پاي ثابت غذاي روزانه‌‌مان است، گفت: همسرم دائم خواهان خريد و مسافرت بوده و ديگر مرا از اين زندگي مشترك خسته كرده است. زن در دادگاه خانواده حاضر شد و بيان كرد: فكر نمي‌كردم شوهرم درخواست جدايي دهد چرا كه من براي بهتر شدن روحيه او تمايل به تفريح يا مسافرت داشتم. وي با اشاره به اينكه فكر مي‌كردم شوهرم غذاي بيرون را بيشتر دوست دارد، گفت: من حاضر به جدايي نيستم و شوهرم نبايد دست به اين اقدام بزند. مرد در برابر قاضي اين شعبه افزود: من خواهان جدايي هستم و نمي‌خواهم به اين زندگي ادامه دهم. قاضي اين شعبه بعد از شنيدن اظهارات طرفين حكمي مبني بر طلاق صادر نكرد و براي گرفتن تصميمي جديد توسط زن و مرد، جلسه را به روزهاي آينده موكول كرد.
 
 


 
Bookmark and Share
نظرات بینندگان:
نام:
ایمیل:
* نظر: