کد خبر:۴۹۸۷
تاریخ انتشار: ۱۳ فروردين ۱۳۹۰ - ۱۰:۱۵
تعداد بازدید: 6791
print نسخه چاپی
send ارسال به دوستان
saveذخیره
سیزده بدر حسن ختام آئین های نوروزی
سنت «سيزده به در» نيز در دنياى امروزى، بيشتر به عنوان يك عنصر فرهنگى با كاركردهاى مثبتى همچون تقويت نمودن هويت جمعى به جاى فرديت گرايى مدرن، برانگيختن توجه مردم به طبيعت وجلوه هاى آفرينش و از همه مهمتر ايجاد فضايى...
«سيزده به در» يكى از مراسم نمادين سلسله «جشن ها و آيين هاى نوروزى» است كه توانسته با وجود دگرگونى هاى فراوان اجتماعى، فرهنگى در جامعه ايران، راه به دوران ما رسانده و به عنوان يك جشن فراگير در بين گروه ها و اقشار مختلف اجرا شود. در حقيقت، «سيزده به در» حسن ختامى بر «جشن ها و آيين هاى نوروزى» است كه در آن هم به بدرقه نوروز رفته و هم «نحسى» سيزده را با ترك شهر و سپردن خود به دامن مام طبيعت كه همواره مورد احترام و ستايش ايرانيان بوده، به در مى كنند! و جالب اينكه، با وجود باور نحسى و نامباركى روز سيزده فروردين، اين روز به خوش باشى و خوش گويى و خوش خورى سپرى مى شود.
 
حتى طبق باورى كهن، در اين روز غم و اندوه و خمودى حرام است؛ چرا كه «غم و اندوه و گرفتارى و پريشانى هديه اهريمن و عشق و شور و نشاط و حيات و تعالى و تندرستى از هداياى نيك اهورامزداى بزرگ (خداوند) است».

به نظر مى رسد «سيزده به در» نمى تواند بى ارتباط با جايگاه عدد سيزده در فرهنگ و باورعاميانه مردم ايران باشد. هر چند گروهى از صاحبنظران و حتى بسيارى از كسانى كه آن را به عنوان يك آيين كهن ملى اجرا مى كنند، با اين باور كه تمامى روزها در فرهنگ ايران باستان مقدس و قابل احترام هستند، نحسى سيزده و وجود چنين چيزى را در ايران باستان رد مى كنند؛ ولى حقيقت اين است كه، آنچه در اعتقادات و باورداشت هاى عامه مردم (به عنوان جزء لاينفك فرهنگ عامه ) در خصوص عدد سيزده وجود دارد، همگى حاكى از نامباركى و نحسى آن است. تا آنجا كه منشأ بسيارى از رفتارها و اعمال آنها مى شود: اگر از كوچه پس كوچه هاى برخى شهرها گذر كنيم، هنوز پلاك هاى ۱+۱۲ را خواهيم ديد كه ساكنانش براى درامان مانندن از نحسى عدد سيزده، آن را جايگزين عدد واقعى پلاك كه ۱۳ است، كرده اند.
 
و حتى «برخى با وحشت از جادوى عدد سيزده، در هنگام شمارش، با گفتن واژه «زياده» از آن مى گذرند» و جالب اينكه بسيارى از شركت هاى هواپيمايى نيز (از جمله شركت هواپيمايى «هما» در ايران ) رديف سيزده ندارد؛ و موارد بسيارى كه همگى دال بر دورى و گريز افراد از نحسى و بديمنى اين عدد است. علامه عباسعلى كيوان در كتابش (كيوان نامه) درباره نحسى سيزده بدر مى نويسد: «روز سيزده به در جايز نبود براى ديد و بازديد به خانه اى رفت، هم صاحبخانه به فال بد مى گرفت و مى گفت نحوست را به خانه من آوردند و هم رونده. چرا كه نمى خواست مبتلا به نحوست آن خانه شود. روز سيزده بايد به صحرا رفت. زيرا آنچه بلا در اين سال بيايد، در آن روز مقدور و تقسيم مى شود. پس خوب است ما در شهر و خانه خود نباشيم، شايد در تقسيم بلا، فراموش شده و از قلم بيفتيم.»

اين امر تنها مختص ايران و ايرانيان نيست بلكه نحوست عدد سيزده موضوعى است كه از دير باز در فرهنگ هاى كهن مطرح بوده است و در اكثرآنها، هرچه عدد هفت مقدس و مبارك است، در مقابل، سيزده به عنوان عددى نحس و نامبارك شناخته شده!كه به نظر مى رسد تقارن برخى حوادث ناگوار با عدد سيزده، در اين فرهنگ ها، زمينه ساز ذهنيتى منفى و اضطرابى همگانى از آن شده است. چنانكه نقل است «در دوران اساطيرى و تاريخى، در روز سيزدهم سال نو زلزله سهمگين و خوف انگيزى جهان را در هم پيچيده و زمينه ساز اين باور در انديشه مردم شد كه در هر چند هزار سال يك بار در همين هنگام سال، بلايى آسمانى فرا خواهد رسيد. از اين رو، مردم همه ساله به هنگام روز سيزدهم فروردين ماه، منتظر زمين لرزه اى سهمگين بوده اند و به همين دليل، خانمان خود را رها كرده و در زير سقف و بام نمى ماندند، تا اگر زمين لرزه اى فرا رسد، از آسيب در امان باشند و بدين ترتيب، رفته رفته روز سيزدهم سال و درپى آن عدد سيزده نحس شمرده شد و ترس و وحشتى روانى براى تمام مردم روى زمين پديد آورد.
 
برخى از پژوهشگران در تأييد اين مسأله، عقيده دارند مفهوم ناخجستگى روز سيزده فروردين در نخستين سال رصد زرتشت پديد آمد كه سيزده فروردين با روز سيزدهم ماه قمرى همان سال يكى شد و آفتاب و ماه در مقابل يكديگر قرار گرفتند. منجمان اين روز خاص استثنايى را نحس خواندند و گفتند مردم از خانه ها خارج شوند و به صحرا بروند تا نحوست اين روز را در بيابان به در كنند.، و يا دركتاب تورات يهوديان، از برخورد ستاره دنباله دارى با زمين در روز سيزده فروردين (روز سيزدهم سال نو مصرى) گزارش مى دهد كه در فضاى زمين درخشيد و باعث آتشفشان و زمين لرزه، ويرانى كاخ ها و مرگ بسيارى از مردم شد. همچنين گفته مى شود گرفتارى حضرت مسيح در روز سيزده ماه مزيد بر اين نحوست است. مسيحيان بر اين باورند كه در آخرين غذاى حضرت عيسى (شام آخر)، سيزده نفر بر سر سفره بوده اند و خيانت يكى از آنان موجب مصلوب شدن مسيح شده است؛ و از اين رو، اين عدد را شوم مى دانند. بطورى كه هرگز سيزده نفر بر سر يك سفره غذا نمى خورند و جالب اينكه، تاريخ يونان نيز به اين ناخجستگى شماره سيزده مبتلاست، چنانكه در تاريخ آنان آمده است پدر اسكندر مقدونى، مجسمه خود را در معبدى گذاشت كه دوازده مجسمه ديگر از خدايان در آن بود، اما پس از زمانى كوتاه، نامباركى عدد سيزده دامنش را گرفت و به دست دشمنانش به قتل رسيد .« اين عقيده با رسوخ غريبى در تمام جهان متمدن آن زمان انتشار يافت و مردم به همان عقيده گرويدند و از عدد سيزده ترسيدند».

ولى در يافتن خاستگاه و پيشينه رسم سيزده به در كه آيينى نمادين است، بايد به اساطير ايران كه بنا بر نظر دكتر مهرداد بهار تحت تأثير نجوم بين النهرينى ، شكل گرفته است، رجوع كرد. طبق اين اساطير، هر يك از دوازده اختر كه خود بر يكى از برج هاى دوازده گانه حاكم است، هزار سال بر جهان حكومت خواهد كرد . از اين رو عمر جهان دوازده هزار سال است و در پايان دوازده هزار سال، آسمان و زمين در هم خواهد شد و آشفتگى آغازين باز خواهد گشت و از آنجا كه به گمان انسان اعصار كهن آن چه در كيهان بزرگ (هستى) رخ مى داد، در كيهان ُخرد (در جهان انسانى) نيز رخ مى داد ؛ جشن هاى دوازده روزه آغاز سال را نيز با اين سال دوازده ماهه و دوره دوازده هزار ساله عمر جهان مربوط مى دانست و آنچه را در اين دوازده روز پيش مى آمد، سرنوشت سال خود مى انگاشت و گمان مى كرد اگر روز هاى نوروزى به اندوه بگذرد، همه سال به اندوه خواهد گذشت.
 
در مقابل، عده اى توجيه و مناسبت ديگرى براى اين روز قائل شده و با رجوع به تقويم ايران باستان، نه تنها براى سيزدهم فروردين نحسى و ناخجستگى قائل نيستند بلكه آن را مختص خداى باران (تيشتر‎/تير) و دليل حضور در طبيعت را شكرگزارى و طلب باران و نعمت مى دانند. همچنانكه، استاد فره وشى، مراسم سيزده نوروز را «روز ويژه طلب باران براى كشتزارهاى نو دميده» در دوران هاى كهن دانسته است.
 
وى در خصوص رسم سبزه گره زدن نيز معتقد است « رسمى است از روزگاران كهن كه در آن دوران، آيين هاى مذهبى و جادويى به هم آميخته بود و هركس آرزوى خود را عملاً به نوعى براى خود برآورده مى كرد و مى پنداشت بدين طريق در تحقق آن تسريع خواهد شد و گره زدن دو شاخه سبزه در روزهاى پايان زايش كيهانى،تمثيلى از پيوند زن و مرد براى تسلسل نسل هاست.» كه امروزه حتى به شوخى هم كه شده، دختران و پسران جوان با گره زدن سبزه در روز سيزده به در، آرزوى ازدواج و به قول قديمى ها باز شدن بختشان را دارند!

و ديگر رسم اين جشن كه در گذشته بسيار معمول بوده، شركت در مسابقات بُرد و باختى بويژه سواركارى است كه ياد آور نبرد ايزد باران با ديو خشكسالى است و امروزه با تغيير چهره، در غالب ديگر بازيها و مسابقات رقابتى، مثل شطرنج، كشتى و… اجرا مى شود.

و مطلب آخر اينكه، درست است كه اين سنت اساطيرى همچون بسيارى ديگر، در هاله اى از خرافات و افسانه ها قرار دارد، و بسيارى با انگشت نهادن بر اين وجه آيين، و با اين توجيه كه عارى از هرگونه ادله علمى و عقلى است، آن را رد مى كنند اما هرچه هست، آيينى است از گذشته كه با خود بارى از هويت ايرانى به همراه دارد و بايد آگاه بود كه هرچند در جوامع مدرن امروزى با گسترش «علم گرايى» و «استدلال» و «تعقّل» و «لزوم تجربه»، دامنه اينگونه آيين ها و مراسم ها كه به ظاهر ريشه در خرافات دارد محدودتر و شيوع و پذيرش آن كم تر مى شود، ولى هيچ گاه از بين نمى رود. بلكه به واسطه پيشرفت علم و زمان، لباس كهن از تن به در كرده و پوششى متناسب دوره خود بر تن مى كند. و حتى در نسل و عصر امروزى، نيز، به اشكال متفاوت و شايد به ظاهر مدرن! تجلى مى يابند و با از دست دادن كاركرد غيرعلمى خود، بيشتر با كاركرد فرهنگى - نمادين حضور مى يابد.
 
سنت «سيزده به در» نيز در دنياى امروزى، بيشتر به عنوان يك عنصر فرهنگى با كاركردهاى مثبتى همچون تقويت نمودن هويت جمعى به جاى فرديت گرايى مدرن، برانگيختن توجه مردم به طبيعت و جلوه هاى آفرينش و از همه مهمتر ايجاد فضايى شاد جهت كسب انرژى و روحيه براى شروع فعاليت در سال جديد و ... ظهور پيدا مى كند.
Bookmark and Share
نظرات بینندگان:
نام:
ایمیل:
* نظر: