کد خبر:۴۹۱۹
تاریخ انتشار: ۲۴ اسفند ۱۳۸۹ - ۰۹:۴۲
تعداد بازدید: 7274
print نسخه چاپی
send ارسال به دوستان
saveذخیره
فرار 100 میلیونی داماد سرخانه
داماد سرخانه وقتی از مادرزنش 100 میلیون تومان پول گرفت، فراری شد تا اینکه به دام پلیس افتاد. چندی پیش زن جوانی به دادسرای ....
داماد سرخانه وقتی از مادرزنش 100 میلیون تومان پول گرفت، فراری شد تا اینکه به دام پلیس افتاد. چندی پیش زن جوانی به دادسرای شهرری مراجعه کرد و در برابر بازپرس پرونده ادعای عجیبی مطرح کرد. وی گفت: 3 سال پیش در خیابان با «محمد» آشنا شدم و با وجود مخالفت خانواده‌ام با او ازدواج کردم.
زن جوان در ادامه گفت: پیش از ازدواج محمد به من گفته بود حسابدار یک شرکت خصوصی است اما بعد فهمیدم که او بیکار است و در هیچ شرکتی کار نمی‌کند، می‌دانستم فریب خورده‌ام اما باید می‌سوختم و می‌ساختم چرا که ازدواجمان رسمی شده بود. بیکاری شوهرم را پنهان نگه داشتم اما دیدم مشکلات زیادی پیش‌روی‌مان قرار می‌گیرد. به ناچار پس از یک ماه نزد پدر و مادرم ادعا کردم محمد با تعطیلی شرکتش بیکار شده است.
این زن جوان در حالی که صدایش می‌لرزید و گریه می‌کرد، گفت: پولی نداشتیم و چاره‌ای نبود جز اینکه در طبقه دوم خانه پدرم زندگی کنیم. روز‌های نخست، خانواده‌ام هزینه زندگی‌مان را می‌دادند و همین شوهرم را تنبل و خانه‌نشین کرده بود تا اینکه پدرم عصبانی شد و خواست از خانه‌اش بیرون برویم. اين تصمیم پدرم باعث شد بین من و محمد اختلاف بيفتد و پی ببرم شوهرم نمی‌خواهد تن به کار بدهد و داماد سرخانه بودن را بیشتر دوست دارد. زن جوان در ادامه افزود: مادرم وقتی فهمید من و همسرم دچار اختلاف شده‌ایم برای جلوگیری از اختلافات بیشتر ما خانه‌مان را که به نام خودش بود در رهن بانک گذاشت و 100 میلیون تومان از بانک وام گرفت تا محمد این پول را سرمایه خود کرده و با آن کاری دست و پا کند. این زن در ادامه گفت: محمد به من و مادرم خیانت کرد و به بهانه تجارت لوازم خارجی به بندرعباس رفت. شوهرم در روز‌های نخست در تماس‌های تلفنی جویای احوال ما بود اما پس از یک سال نه‌تنها دیگر تماس نگرفت بلکه خود را گم کرد تا ما نتوانیم سرنخی از او بگیریم. مدت‌ها در جست‌و‌جویش بودیم و چه شب‌ها با نگرانی گریه‌کنان خوابیدم. هیچ اثری از خودش به جا نگذاشته بود. چند‌بار به همراه پدرم برای پیدا کردن محمد به جنوب رفتم اما اثری از او نبود. از طرفی مهلت بانک به پایان رسیده بود و قرار بود خانه از طرف بانک مصادره شود تا اینکه یک ماه پیش، از طریق یک آشنا متوجه شدم محمد در بندرعباس ازدواج کرده و با پول مادرم برای خود مغازه‌ای خریده است.
زن جوان در ادامه افزود: این خبر مثل پتک بر سرم فرود آمد و از آنجا که هیچ مدرکی برای پرداخت پول به محمد نداشتیم تصمیم گرفتم از دادگاه برای حل این موضوع کمک بگیرم.
بعد از اين ماجرا، مادرزن محمد نیز از دامادش شکایت کرد و بازپرس پرونده دستور دستگیری محمد به اتهام کلاهبرداری از مادر همسرش را صادر کرد.
داماد کلاهبردار با دستور بازپرس پایتخت در بندرعباس تحت تعقیب قرار گرفته و با راهنمایی خانواده همسرش بازداشت شد و با انتقال به تهران تحت بازجویی قضایی قرار گرفت.
محمد گفت: من مدیون خانواده همسرم هستم و اصلا نیتی برای چنین کاری نداشتم. فقط مي‌خواستم كاري براي خودم دست و پا کنم كه با دختری آشنا شدم و برای رهایی از تنهایی با او ازدواج کردم و با پولی که داشتم مغازه‌ای خریدم. وی گفت: پشیمانم و اگر همسرم بپذیرد حاضرم به شرایط قبلی بازگشته و با وی زندگی کنم و پول مادرزنم را پس خواهم داد. بنا به گزارش خبرنگار «قدس» همسر این داماد کلاهبردار در برابر ابراز پشیمانی وی حاضر به گذشت نشد و جز طلاق چیزی نخواست و بازپرس در پرونده کلاهبرداری، محمد را گناهکار دانست و با قرار قانونی روانه زندان کرد. 
 
----------------------------------------
 
 
آتش حسادت!

آرزو داشتم به دانشگاه بروم و ادامه تحصيل بدهم اما پدرم گفت حالا که خواستگار خوبي برايت آمده، بهتر است ازدواج کني .زن جوان در دايره اجتماعي کلانتري مصلاي مشهد افزود: من که همه اختيارم را به دست خانواده ام سپرده بودم قبول کردم و به خواستگارم جواب بله گفتم، ولي متاسفانه از همان لحظه اول متوجه حساسيت هاي بي جا و حسادت بي حد و اندازه مادرشوهرم شدم. او وقتي مي خواست سرسفره عقد به من کادو بدهد در گوشم گفت: ميثم از دوران کودکي، سايه پدر روي سرش نبوده است و با هزار و يک رنج و بدبختي او را بزرگ کرده ام، حواست را خوب جمع کن و بدان که به هيچ قيمتي نمي گذارم پسر نازنينم را از من و ۲ خواهرش جدا کني. اگرچه او بدون اجازه ما آب هم نمي خورد و...! در آن لحظه من صورت مادرشوهرم را بوسيدم و با لبخندي به او گفتم: مادرجان اميدوارم بتوانم عروس خوبي براي تان باشم و مطمئن باشيد اگر ميثم بخواهد احترام شما و خواهرانش را زير پا بگذارد خودم گوشش را مي برم.مادرشوهرم که انگار دنبال بهانه مي گشت به گريه افتاد و جواب داد: من دستانت را قطع خواهم کرد تا نتواني به بچه ام آسيبي برساني! با شنيدن اين حرف در شب جشن عروسي ام دلم گرفت ولي تحمل کردم و به روي خودم نياوردم. سعي داشتم مادر ميثم را خاطرجمع کنم که مثل مادر خودم دوستش دارم و قرار نيست پسرش از او جدا بشود اما هرچه تلاش کردم نتوانستم آتش حسادت اين زن حسود را خاموش کنم. او چشم ديدن مرا نداشت و حاضر نبود پسرش حتي به من نگاه کند. با نگراني از اين بابت موضوع را به پدر و مادرم اطلاع دادم و آن ها تاکيد کردند تا جايي که مي توانم به مادرشوهرم احترام بگذارم. بيچاره پدرم براي اين که صداقت خود را ثابت کند براي ميثم مغازه اي دست و پا کرد تا از کارگري نجات يابد و آقا بالاسر نداشته باشد. ولي اين کارها بي فايده بود و مادرشوهرم سوهان عمر شد. باور کنيد خيلي با خودم کلنجار رفتم تا کارهايش را ناديده بگيرم اما هر روز که مي گذشت اوضاع بدتر مي شد و از حدود ۳ ماه قبل، او شوهرم را از من جدا کرد و اجازه نمي داد همديگر را ببينيم.معصومه افزود: هفته پيش يک روز، ميثم به دور از چشم مادرش به خانه ما آمد و ناهار را با هم خورديم. من که خيلي دوست داشتم حال مادرشوهرم را بگيرم مرتکب اشتباه بزرگي شدم و کمي داروي خواب آور به ميثم خوراندم تا او با تاخير به خانه برود و مادرش دلواپس شود اما چشمتان روز بد نبيند چون ميثم به خواب رفت و تا صبح روز بعد بيدار نشد. با توجه به اين که حالش خراب شده بود موضوع را به مادرم گفتم و ما او را به بيمارستان رسانديم. حالا مادر ميثم که متوجه اين ماجرا شده است اصرار دارد که پسرش مرا طلاق بدهد و شوهرم نيز مي گويد بين ما هرچه بود تمام شده است.
 
------------------------------
 

فيس‌بوك باعث جدايي يك زوج شد!

مرد جوان با حضور در دادگاه خانواده اظهار كرد: تصور مي‌كردم فيس‌بوك شيوه بي‌ضرري براي برقراري ارتباط همسرم با دوستان و اقوام است، اما سخت در اشتباه بودم.
به گزارش ايسنا، زوج جواني با حضور در دادگاه خانواده يك، عامل طلاق خود را فيس بوك معرفي و دادخواست طلاق‌شان را به رييس دادگاه ارائه كردند.
مرد جوان در دادگاه گفت: همسرم كارمند است و نيمي از وقت روزانه خود را در اداره مي‌گذارند و از زماني كه به منزل باز مي‌گردد تا آخر شب در فيس بوك است و كار منزل را به طور كامل كنار گذاشته است و زماني كه من به اين مساله اعتراض مي‌كنم، مي‌گويد چون وقت كافي براي ديدن دوستان و اقوام ندارد از اين طريق از احوال آنها باخبر مي‌شود اما او شئونات اخلاقي زندگي مشترك‌مان را زير پا گذاشته و با افراد مختلفي غير از دوستان و اقوام ارتباط دارد.
زن جوان كه در دادگاه حضور داشت، گفت: من از انجام كارهاي روزانه براي زندگي‌مان شانه خالي نكرده‌ام، نمي‌دانم چرا شوهرم بهانه‌گيري مي‌كند.
مرد در ادامه گفت: من هرگز قصد ندارم با بهانه‌تراشي زندگي مشترك‌مان را خراب كنم اما همسر من به واسطه فيس بوك زندگي‌اش را خراب كرده و خودش متوجه اين مساله نيست.
اين زن جوان گفت: من با كسي رابطه ندارم و شوهرم اين حرف را طبق افكار قديمي كه دارد مي‌زند.
براساس اين گزارش، مرد جوان با ارائه مداركي براي قاضي دادگاه از جمله يك شاهد و عكس‌هايي از همسرش با مردان ديگر، حرف خود را ثابت كرد و قاضي بعد از شنيدن اظهارات زوج جوان، حكم طلاق را صادر كرد.
 
-------------------------------------
 
 
انفجار مواد محترقه، دست مرد 54 ساله را قطع كرد

بر اثر انفجار ترقه‌هاي داخل جيب مرد 54 ساله در كرمان، تيم پزشكي مجبور شد دست وي را از ناحيه مچ قطع كند.
به گزارش پايگاه اطلاع‌رساني پليس، امروز يك فقره انفجار مواد محترقه از طريق 110 به پليس اعلام شد و ماموران كلانتري 16 شهر كرمان به (خيابان خواجو) محل حادثه اعزام شدند.
در بررسي اوليه مشخص شد بر اثر انفجار ترقه‌هاي داخل جيب مرد 54 ساله‌اي، وي بشدت مجروح و به بيمارستان انتقال يافته است.
در تحقيقات پليس در بيمارستان از تيم پزشكي و همسر مجروح مشخص شد، وي بشدت مجروح شده و تيم پزشكي با وجود تلاش‌هاي فراوان مجبور به قطع دست وي از ناحيه مچ شده است.
پزشك معالج اظهار كرد: پاي چپ اين مرد 54 ساله نيز به علت شدت جراحات تحت عمل جراحي قرار گرفته و وي قادر به تكلم نيست.
كارشناس آتش‌نشاني نيز در ارتباط با اين انفجار گفت: مواد محترقه زماني كه در دست يا در جيب قرار مي‌گيرند، با جذب كمترين حرارت بدن منفجر مي‌شوند و اين انفجار باعث وارد آمدن جراحات شديد به بدن فرد مي‌شود.
متاسفانه به‌‌رغم تمام توصيه‌ها و هشدارهاي پليسي، بعضا شاهد برخي بي‌احتياطي‌ها و وقوع حوادثي هستيم كه در آستانه سال نو، تمام اعضاي يك خانواده متاثر از آن خسارات جبران‌ناپذيري را مي‌پردازند.
پليس به خانواده‌ها توصيه كرد در مراقبت از فرزندان خود نهايت دقت را به عمل آورند و با توجه به اين‌كه برخي دوره‌گردها و دستفروشان اقدام به تهيه و توزيع مواد آتش‌زا مي‌كنند، در صورت مشاهده هرگونه مورد مشكوك، مراتب را از طريق مركز فوريت‌هاي 110 به پليس منعكس كنند.
 
---------------------------------------
 
 
مردي كه همسرش را با سيم خفه كرد

كارآگاهان پليس آگاهي مرد جواني را كه در هنگام نزاع و درگيري با همسرش وي را با سيم تلويزيون خفه كرده بود را دستگير كردند.
به گزارش ايسنا، سرهنگ حميدرضا گلصباحي درباره پرونده اين قتل گفت: 16 اسفند ماه سال جاري كارآگاهان پليس آگاهي استان تهران از طريق تماس با مركز فوريتهاي پليسي 110 در جريان وقوع قتلي در يكي از محلات كرج قرار گرفتند.
وي افزود: كارآگاهان با حضور در صحنه حادثه با جسد بي جان زن 29 ساله‌اي روبرو شدند كه سيم برق تلويزيون دور گردن وي پيچيده شده بود.
كارآگاهان با ثبت اين پرونده و در بررسي‌هاي اوليه از همسايگان اين مقتوله دريافتند كه وي با همسرش ميثم دچار اختلافات خانوادگي شديد بوده است.
كارآگاهان با دريافت اين سرنخ به محل كار ميثم مراجعه كردند اما وي ضمن رد هرگونه اختلاف گفت: كه در روز حادثه پس از آن كه از منزل خارج شده به بانك مراجعه كرده و پس از آن نيز به سر كار رفتم.
ميثم به كارآگاهان گفت كه با توجه به اينكه همسرم طلا و جواهرات زيادي در خانه نگهداري مي‌كرد احتمال زياد سارقان همسر من را به قتل رساندند.
كارآگاهان پليس آگاهي با بازبيني محل جنايت هيچگونه سرنخي مبني بر ورود سارقان به منزل يا سرقت طلا و جواهرات مقتوله نيافتند.
تلاش كارآگاهان براي روشن كردن زواياي پنهان اين پرونده ادامه داشت تا اينكه كارآگاهان به اظهارات ضد و نقيض ميثم مشكوك شده و با توجه به دلايل و مدارك معتبر وي را بازداشت كردند.
ميثم در بازجويي‌هاي خود علاوه بر آن كه در اعترافات خود قويا بزه انتسابي را انكار مي‌كرد سرانجام در دام تناقض گويي‌هاي خود گرفتار شد و كارآگاهان پس از گذشت 5 ساعت از جنايت اين پرونده را رمزگشايي كردند.
وي در اعترافات خود با بيان اينكه در طول پنج ماه گذشته مكررا با همسر خود نزاع و جدال داشته است، گفت: روز حادثه به علت مسائل خانوادگي با همسرم درگير شده و در يك لحظه سيم تلويزيون را به دور گردن وي پيچيده و او را خفه كردم.
ميثم درباره مطرح‌كردن ادعاي سرقت از منزل گفت: اين ادعا را براي گمراه كردن كارآگاهان مطرح كردم.
 
 
----------------------------------------
 
 
استخدام آدمكش براي قتل شوهر
 
دو مرد جنايتكار كه در توطئه‌اي شيطاني، شوهر زن خيانتكار را در خواب خفه كرده بودند، با حكم قضات دادگاه كيفري استان تهران به مرگ محكوم شدند.
به گزارش خبرنگار ما و براساس اوراق پرونده، «روح‌الله» و «مهدي» متهم‌اند سوم خرداد امسال با همدستي زني به نام «ناهيد»، همسر وي را در جنايتي هولناك به قتل رسانده و پس از صحنه‌سازي، از محل جنايت متواري شدند.به دنبال اعلام خبر قتل به پليس كرج، تيم جنايي دريافتند «ثابت»- مقتول- نيمه شب در خانه‌اش- حوالي كرج- به دست افراد ناشناس به قتل رسيده است. همسر مقتول كه مدعي بود توسط جنايتكاران در يكي از اتاق‌هاي خانه حبس شده، به كارآگاهان گفت: دزدان سياهپوش پس از قتل شوهرش، جواهرات وي را به سرقت برده‌اند. اما كارآگاهان پس از بررسي‌هاي تخصصي به رابطه پنهاني وي با مردي به نام «روح‌الله» پي بردند.با افشاي اين راز، «ناهيد» پرده از راز جنايت برداشت و گفت: شب حادثه در غذاي شوهرم داروي خواب‌آور ريختم و در خانه را نيمه باز گذاشتم تا «روح‌الله» و دوستش وارد شوند. نيمه‌هاي شب «روح‌الله» پس از ورود ابتدا با چكش ضربه‌اي به سر شوهرم زد و بعد هم با كمك دوستش او را با طناب خفه كردند.سه متهم صبح ديروز براي آخرين دفاع در برابر هيأت قضايي شعبه 71 دادگاه كيفري استان تهران به رياست نورالله عزيزمحمدي قرار گرفتند. «روح‌الله» سعي كرد با طرح اظهارات متناقض، مسير تحقيقات را منحرف كند اما پس از دريافت دفاعيات متهمان، هيأت قضايي پرونده وارد شور شده و به اتفاق آرا، «روح‌الله» و «مهدي» را به اعدام و «ناهيد» را به 15 سال زندان محكوم كردند.
 
 
----------------------------------------------
 

سناریوی ساختگی در قتل همسر
 
 
مرد جنایتکار پس از قتل همسرش به صحنه‌سازی پرداخت. این مرد وقتی با پلیس تماس گرفت، مدعی شد دزدان ناشناس، همسرش را به قتل رسانده و فرار کرده‌اند. راز این پرونده زمانی فاش شد که در 16 اسفندماه سال جاری مرد جوانی با پلیس آگاهی کرج تماس گرفت و خبر از قتل همسر 29 ساله‌اش به نام «معصومه» داد. پلیس و بازپرس ویژه قتل پای در قتلگاه زن جوان گذاشتند و در بررسی‌های پلیسی و قضایی دریافتند که این زن با سیم برق خفه شده و به کام مرگ فرورفته است. «میثم»، همسر مقتول در بازجویی‌های نخست گفت: ساعتی پیش برای برداشتن پول از عابربانک از خانه بیرون رفتم که پس از بازگشت متوجه شدم معصومه از سوی دزدان ناشناس به قتل رسیده است. در حالی که همه شواهد حاکی از آن بود که میثم دست به قتل همسرش زده، پلیس به بررسی پرداخت تا اینکه مرد جوان پرده از راز قتل برداشت و گفت: 5 ماه بود که با همسرم اختلاف داشتم. روز حادثه دوباره با هم درگیر شدیم. در یک لحظه به علت عصبانیت کنترلم را از دست داده و او را به قتل رساندم، بعد هم از خانه بیرون رفتم و به صحنه‌سازی پرداختم تا مسیر پرونده را تغییر دهم. این مرد همسرکش پس از اقرار به جنایت با صدور قرار قانونی روانه زندان شد.

 
---------------------------------------------
 
بازداشت هکر 21 ساله
 
هکری که به اطلاعات ایمیل محرمانه چند تن دسترسی یافته بود توسط پلیس فضای تبادل اطلاعات اصفهان شناسایی و دستگیر شد. مصطفی صادقیان، سرپرست مرکز اطلاع‌رسانی پلیس اصفهان تاکید کرد: در پی کسب خبری مبنی بر اینکه فرد یا افرادی در فضاهای مجازی فیس‌بوک و یاهو با کاربران دیگر ارتباط برقرار کرده و پس از تبادل چند نامه الکترونیکی و پیام اقدام به هک صندوق ایمیل و دسترسی غیرمجاز به داده‌ها و اطلاعات شخصی و خانوادگی کاربران کرده‌‌اند با توجه به حساسیت موضوع مراتب در دستور کار ماموران پلیس فضای تبادل اطلاعات استان قرار گرفت. وی افزود: با بررسی‌های فنی و گشت‌های اینترنتی، چند کاربر که به نوعی با موضوع در ارتباط بودند شناسایی شدند و تحقیقات جامعی از آنان به عمل آمد. این مقام مسؤول تصریح کرد: در نتیجه تحقیقات انجام شده نهایتا جوانی به نام «مسعود» 21 ساله شناسایی و در یک عملیات غافلگیرانه دستگیر شد. سرپرست مرکز اطلاع رسانی پلیس استان گفت: این جوان ابتدا منکر هرگونه جرمی شد اما پس از رویارویی با مستندات و ادله الکترونیکی جمع‌آوری شده توسط پلیس اصفهان، به بزه ارتکابی اقرار کرد. این مقام انتظامی افزود: متهم عنوان کرد که در محیط‌های فیس‌بوک و یاهو با دیدن اطلاعات کاربران آن سایت‌ها نظیر نام و نام خانوادگی، عکس و... سعی در برقراری ارتباط با آنان کرده و پس از مدتی اقدام به دسترسی و ورود غیرمجاز به صندوق ایمیل و تهدید آنها با استفاده از محتویات ایمیل آنان می‌کرده است. صادقیان با بیان اینکه متهم به همراه پرونده جهت سیر مراحل قانونی تحویل مراجع قضایی شده است به شهروندان هشدار داد: فضای اینترنتی یک دنیای مجازی است که در آن دوست و دشمن قابل شناسایی نیست لذا از اعتماد به افراد ناشناس در اینگونه فضاها جدا خودداری کنید که سهل‌‌انگاری در این امر تهدیدی جدی برای فرد، خانواده، شغل و حیثیت را به دنبال دارد.
 
 
----------------------------------
 

شلیک مادر هفت‌تیرکش به دختر نافرمان

مادر هفت‌تیرکش پس از 17 ماه، راز قتل دختر نوجوانش را فاش کرد. این زن 45‌ساله وقتی اسلحه را به سمت دختر 17 ساله‌اش نشانه گرفت، نمی‌دانست سناریوی تلخی را کلید می‌زند.

 اواسط سال 88، یک زن و شوهر پیکر نیمه‌جان دختر نوجوانشان را به بیمارستانی در رباط‌کریم رساندند. دختر 17 ساله به نام «مرضیه» از ناحیه سر مورد اصابت گلوله قرار گرفته بود و تلاش پزشکان برای نجات وی نتیجه نداد.
 
مرضیه در اثر خونریزی شدید روی تخت بیمارستان جان باخت و ماجرای مرگ اسرار‌آمیز این دختر نوجوان به بازپرس ویژه دادسرای رباط‌کریم مخابره شد. لحظاتی بعد ماموران پلیس همراه بازپرس ویژه قتل پای در بیمارستان گذاشتند و به تحقیقات میدانی پرداختند. مادر، پدر و برادر مرضیه در بیمارستان حضور داشتند و در بازجویی‌ها مدعی شدند که مرضیه با شلیک گلوله دست به خودکشی زده و به زندگی خود پایان داده است. مادر مرضیه در بازجویی‌ها گفت: پیش از این در یکی از استان‌های غربی کشور زندگی می‌کردیم، وقتی از آنجا نقل مکان کرده و به رباط‌کریم آمدیم، متوجه شدم که مرضیه دچار افسردگی شده است، علتش را نمی‌دانستم اما مرضیه مرتب گریه کرده و خودش را در اتاق حبس می‌کرد. بارها با او صحبت کردم اما بی‌فایده بود. وی افزود: روز حادثه در حیاط بودم که صدای شلیک گلوله را شنیدیم، از ترس من و شوهرم به داخل خانه رفتیم و دیدیم که مرضیه اسلحه را برداشته و به سرش شلیک کرده است. وی ادامه داد: اسلحه متعلق به شوهرم بود که سال‌ها پیش از دوستش هدیه گرفته بود. تیم تحقیق در قدم بعدی به بازجویی از پدر و برادر مرضیه پرداختند و متوجه تناقض‌گویی‌های این خانواده شدند. تحقیقات پلیس برای افشای راز مرگ این دختر نوجوان ادامه داشت و فرضیه خودکشی از سوی تیم تحقیق رد شد. پلیس با احتمال اینکه مرضیه از سوی اعضای خانواده‌اش به قتل رسیده است، به تحقیقات پرداختند. بررسی‌ها ادامه داشت تا اینکه 17 ماه پس از جنایت، مادر مرضیه پرده از راز قتل دخترش برداشت. این زن 45 ساله با اقرار به جنایت، گفت: روز حادثه مرضیه وسایلش را جمع کرده بود و می‌خواست از خانه فرار کند. می‌گفت قصد دارد به یکی از استان‌های غربی کشور که در آنجا زندگی می‌کردیم، فرار کند اما من برای ترساندن وی کلت کمری همسرم را به سمت او گرفتم که ناگهان تیری از اسلحه شلیک شد. مادر جنایتکار به نام «حرمت» ادامه داد:‌ پس از شلیک این گلوله، پسر و همسرم به داخل اتاق آمدند و با دیدن این صحنه بلافاصله مرضیه را به بیمارستان رساندند. خیلی بهم ریخته بودم. به شوهر و پسرم گفتم مرضیه با شلیک گلوله دست به خودکشی زده است اما عذاب‌وجدان لحظه‌ای رهایم نمی‌کرد، به همین‌خاطر تصمیم گرفتم خود را معرفی کنم و پرده از راز قتل دخترم بردارم تا به آرامش برسم. این مادر بی‌عاطفه پس از اقرار به جنایت، با صدور قرار وثیقه روانه زندان شد.
 
 
---------------------------------------

پشت پرده داستان دروغ برای ارثیه پدری
 
مرگ برادر، داستان دروغی بود تا خواهر و برادرانش بتوانند ارثیه میلیونی پدرشان را بالا بکشند.

این6 خواهر و برادر بدون اینکه به جست‌وجوی برادر طرد‌شده خود بپردازند همگی ادعا کردند وی مرده است و سهمی از ارثیه پدری ندارد. روز نخست دی‌ماه سال جاری پسر جوانی که چهره‌ای تکیده داشت در برابر بازپرس شعبه 11 دادسرای شهرری ایستاد و داستان عجیبی را پیش روی وی گذاشت. این پسر گفت: «باور نمی‌کنم خواهر و برادرانم آرزوی مرگ من را داشته باشند تا سهم بیشتری از ارثیه ببرند». وی گفت:‌ «وقتی پدرم جان باخت من نیز مانند خواهر و برادرانم در مراسم عزاداری و خاکسپاری بودم، 40 روز نگذشته بود که در خانه، برادر بزرگ‌ترم ناگهان به من گیر داد، او علت مرگ پدرم را اعتیاد من می‌دانست، خیلی ناراحت شدم، مادر و خواهر و برادرانم نگاه‌های خوبی به من نداشتند، کم آوردم و برای فرار از این سنگینی‌ نگاه‌ها خانه پدری‌ام را ترک کردم تا همه آرام بگیرند. من شیشه‌ای هستم و نمی‌توانم ترک کنم، وقتی از خانه بیرون رفتم سرگردان شدم، چند روزی در پارک‌ها و خیابان‌ها می‌خوابیدم تا اینکه هم خانه چند جوان شیشه‌ای دیگر شدم، دیگر به نزد مادر و اعضای خانواده‌ام نرفتم، نمی‌خواستم آرامششان را به هم بزنم اما چند روز پیش متوجه شدم آنها ارثیه پدری‌ام را بین خودشان تقسیم کرده‌اند و در روزنامه‌ها آگهی داده‌اند من از وقتی بچه 2 ساله بودم ناپدید شده‌ام. با همین آگهی و استشهادنامه‌ای که هم‌محلی‌هایم آن را به دروغ امضا کرده بودند ارثیه پدری‌ام را به جیب زدند و من با ناباوری‌ کامل دیدم اطرافیانم چنین بلایی به سرم آورده‌اند». بازپرس نوفرستی پس از شنيدن ادعاهای جوان شیشه‌ای که آرش نام دارد، 6 خواهر و برادر وی را به دادسرا فراخواند که همگی با بیان اینکه برادرشان دروغ می‌گوید، اتهام کلاهبرداری را نپذیرفتند. برادر بزرگ‌تر جوان شیشه‌ای گفت: «وقتی وی از خانه پدری‌ام رفت همه جا را به دنبالش گشتیم ولی نتوانستیم هیچ اثری از وی پیدا کنیم. از مدت‌ها پیش به خانه همه دوستان و بستگانمان سرک کشیدیم اما خبری از وی نبود، چاره‌ای نداشتیم، به روزنامه‌ها آگهی دادیم که برادرمان گم شده است و از آنجایی که خواهر کوچک‌مان نیز در 2 سالگی ناپدید شده و مرده بود در یک اشتباه چاپی طوری نوشته شده بود که آرش نیز از کودکی ناپدید شده است». وی افزود: «هیچ خبری از برادرم نبود. مادرم پیر شده و باید چند روزه تکلیف خودمان را مشخص می‌کردیم،‌ هم‌محلی‌هایمان نیز چون می‌دانستند آرش گم شده است، با ما همراه شدند، چون از برادرمان خبری نبود احتمال دادیم به خاطر اعتیادش مرده است و هیچگاه نمی‌خواستیم ارثیه وی را بالا بکشیم». «آرش» که بعد از مدت‌ها خواهر و برادرانش را دیده بود، گفت: «همه اعضای خانواده‌ام باکلاس و دانشگاهی هستند، من بچه اضافی بودم و همیشه آنان از من بیزار بودند به خاطر همین بدرفتاری‌های زیادی داشتند، آنها پس از مرگ پدرم با حمله‌ای که روی روح و روانم راه انداختند باعث شدند خانه گرم پدری‌ام را ترک کنم و به سرگردانی بیفتم». بنا به گزارش خبرنگار «وطن امروز»، پس از این جلسه بازپرسی قرار شد برادران و خواهران آرش سهم ارثیه وی را پرداخت کنند.
Bookmark and Share
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۰
انتشار یافته: ۱
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۳:۱۷ - ۱۳۸۹/۱۲/۲۷
0
0
اين داماد سرخونه رو بايد قوه قضائيه يه حالي بهش بده كه ديگه هيچ داماد سرخونه اي از اين غلطا نكنه و يه عمري خانواده دختر و اذيت و نگران نكنه
نظرات بینندگان:
نام:
ایمیل:
* نظر: