کد خبر:۴۸۹۶
تاریخ انتشار: ۱۹ اسفند ۱۳۸۹ - ۰۸:۵۱
تعداد بازدید: 7396
print نسخه چاپی
send ارسال به دوستان
saveذخیره
دختري به جاي دانشگاه، زندان رفت
خانواده روستايي وقتي دختر جوانشان را براي ادامه تحصيل راهي تهران مي‌كردند، نمي‌دانستند او پس از 5 سال يك مجرم حرفه‌اي مي‌شود.
خانواده روستايي وقتي دختر جوانشان را براي ادامه تحصيل راهي تهران مي‌كردند، نمي‌دانستند او پس از 5 سال يك مجرم حرفه‌اي مي‌شود. 
اوايل آذر امسال يك زن ميانسال شهرستاني به اداره يازدهم پليس آگاهي تهران رفت و از ناپديد شدن دخترش خبر داد و گفت: دخترم مهناز 5 سال قبل در دانشگاه قبول شد و براي ادامه تحصيل به تهران آمد. در اين مدت به بهانه اينكه گرفتار كار و تحصيل است، هر از گاهي به ديدنمان مي‌آمد، اما چند ماهي است كه از او بي‌خبرم، ديروز هم به محل زندگي‌اش رفتم، اما متوجه شدم از آنجا نقل‌مكان كرده است. وقتي هم به دانشگاه محل تحصيلش مراجعه كردم، در كمال ناباوري پي بردم او چند سال قبل ترك‌تحصيل كرده و دانشگاه نمي‌رفته است. حالا هم بشدت نگران سرنوشتش هستم.
پس از اين شكايت، پرونده با دستور قاضي سليماني - داديار شعبه دوم دادسراي جنايي تهران - در اختيار كارآگاهان اداره يازدهم پليس آگاهي تهران قرار گرفت.با شروع تحقيقات، مشخص شد مهناز بيشتر اوقات با راننده 53 ساله يك خودروي كرايه‌اي ديده شده است.بنابراين كارآگاهان به سراغ مرد مسافربر رفتند، اما از همكارانش شنيدند او از 4 سال قبل مسافركشي را رها كرده و ناپديد شده است. با وجود اين مأموران با رديابي‌هاي تخصصي، اوايل مرداد خودروي بدون سرنشين متهم تحت تعقيب را در استان خراسان شمالي كشف كردند.در ادامه تحقيقات، كارآگاهان با مراجعه به بانك اطلاعاتي مجرمان سابقه‌دار دريافتند مرد ميانسال مدتي قبل به اتهام حمل و نگهداري مواد مخدر دستگير و زنداني شده است. بنابراين پس از انجام هماهنگي‌هاي قضايي، متهم به اداره آگاهي منتقل و تحت بازجويي قرار گرفت.
وي درباره دختر ناپديد شده گفت: «من و مهناز چند سال قبل با هم ازدواج كرديم. اما از آنجا كه معتاد بودم، به خاطر تأمين هزينه‌هاي مواد مجبور به خريد و فروش مواد بودم. اين اواخر هم به‌خاطر وضعيت بد مالي در يك چادر در اطراف تهران زندگي مي‌كرديم. البته در اين مدت مهناز هم به طرف مواد كشيده شد و وقتي به خود آمديم كه او هم معتاد شده بود. مهناز به خاطر مصرف ماده مخدر شيشه رفتار نامعقولي پيدا كرده بود، تا اينكه چندي قبل به اتهام حمل و مصرف مواد مخدر و تهديد با چاقو دستگير و زنداني شد.
همزمان با به‌دست آمدن اين اطلاعات، مهناز در زندان رجايي‌شهر شناسايي شد. خانواده‌اش نيز با ديدن زن معتاد و سابقه‌دار بشدت شوكه شدند.! سرهنگ كارآگاه آريا حاجي‌زاده - معاون مبارزه با جرايم جنايي پليس آگاهي تهران بزرگ - با اعلام اين خبر گفت: متأسفانه برخي خانواده‌ها بدون اينكه به سرنوشت و عاقبت فرزندانشان توجه جدي نمايند، آنها را كه سال‌ها در شهرهاي كوچك با امكانات كم و فرهنگي متفاوت با پايتخت و شهرهاي بزرگ زندگي كرده‌اند بدون كمترين حمايت و توجه راهي شهرهاي بزرگ مي‌كنند، اما افسوس كه نمي‌دانند چه سرنوشت شومي در انتظار فرزندان پاك و ساده‌انديش آنها است.
بنابراين همواره بايد با نظارت‌هاي دقيق و منطقي فرزندان دور از خانه را تحت كنترل داشته باشند.ايران
 
 
----------------------------------------
 

پايان تلخ اختلاف خانوادگي

اختلاف‌هاي شديد دو برادر، سرانجام با قتل يكي از آنها مقابل چشمان حيرت‌زده مادر پيرشان پايان يافت.به گزارش خبرنگار جنايي ما، غروب سه‌شنبه مأموران كلانتري 139 مرزداران از قتل مردي در خانه‌اش باخبر شدند. دقايقي بعد محمد شهرياري، بازپرس كشيك ويژه قتل به همراه تيمي از كارآگاهان جنايي پايتخت راهي محل حادثه شدند. همزمان با حضور آنها و كشف جسد خونين داوود- 40 ساله- در يكي از اتاق‌ها، مرد 50 ساله‌اي به نام احمد كه خود را عامل قتل معرفي مي‌كرد، به آنها گفت: برادر مجردم همراه مادرم در اين خانه زندگي مي‌كرد. من نيز گاهي اوقات براي ملاقات مادرم به اينجا مي‌آمدم اما هر بار به خاطر رفتارهاي برادرم با او درگير مي‌شدم. امروز هم وقتي با مادرم صحبت مي‌كردم، ميان من و داوود درگيري لفظي رخ داد كه ناگهان او در اوج عصبانيت گلدان بزرگي را به طرفم پرتاب كرد. من هم كاردي از آشپزخانه برداشته و به طرفش حمله برم و او را زدم اما باور كنيد نمي‌خواستم او را بكشم چرا كه به خاطر مادرم هميشه مراعاتش را مي‌كردم.بدين ترتيب مرد ميانسال پس از اعتراف به قتل برادرش، بازداشت شد و براي تحقيقات بيشتر در اختيار كارآگاهان اداره دهم پليس آگاهي تهران قرار گرفت. جسد نيز با دستور بازپرس به پزشكي قانوني انتقال يافت.
 
--------------------------------------
 
جنايت‌هاي سياه در خانه متروكه
 
گروه حوادث سه پسر شرور كه پس از ربودن و انتقال پسران دانش‌آموز به خانه متروكه، از آزار و اذيت آنان فيلمبرداري مي‌كردند در عمليات تعقيب و گريز طولاني و با شليك پليس دستگير شدند.
به گزارش خبرنگار ما، شامگاه يكشنبه 15 اسفند، مأمور كلانتري هاشمي‌نژاد مشهد سه پسر موتورسوار را هنگام زورگيري از پسر دانش‌آموزي ديد. او بلافاصله با كمك يكي از بسيجيان محل براي دستگيري سه شرور وارد عمل شد. اما متهمان با شمشير به آنها حمله ور شده و به خودروي جوان بسيجي هم خسارت زدند. در ادامه موضوع به كلانتري اطلاع داده شد و تيمي از مأموران به سرپرستي رئيس كلانتري تحقيق براي شناسايي و دستگيري تبهكاران خشن را آغاز كردند. از آنجا كه يكي از متهمان در جريان درگيري مجروح شده بود مأموران به تجسس نامحسوس در بيمارستان‌ها پرداختند. سرانجام موتوسيكلت متهمان فراري مقابل يكي از بيمارستان‌ها شناسايي شد. اما زماني كه يكي از مأموران براي دستگيري سه شرور وارد عمل شد آنها با تهديد شمشير گريختند. از سوي ديگر به خاطر شلوغي بيمارستان و احتمال گروگانگيري و حوادث تلخ ديگر، مأموران به ناچار از اسلحه استفاده نكردند. بنابراين سركرده باند خود را به داخل يك خودروي مسافربر رساند و با تهديد راننده از او خواست كه حركت كند. اما راننده جوان با برداشتن سوئيچ، بلافاصله خودرو را ترك كرد. از سوي ديگر همزمان با شليك تير هوايي مأموران، متهم به سوي آنان حمله‌ور شد كه در نهايت از ناحيه پا هدف گلوله قرار گرفت. متهم پس از دستگيري به بيمارستان انتقال يافت و دو همدستش هم در عمليات ديگري به دام افتادند.
«امير»، «ميثم» و «سامان» در بازجويي‌ها به پنج فقره زورگيري با تهديد قمه در مشهد اعتراف كردند. سرهنگ احد كريمي – فرمانده انتظامي مشهد – در اين‌باره به خبرنگار ما گفت: با توجه به احتمال وقوع جرايم مشابه ديگر از سوي اعضاي اين باند مأموران به تحقيقات تخصصي ادامه دادند تا اين‌كه راز جنايت‌هاي سياه اعضاي باند فاش شد. اين در حالي بود كه همزمان با دستگيري متهمان، مردي همراه پسر دانش‌آموزش به مأموران پليس مراجعه كرد و عليه سه شرور به اتهام آزار و اذيت پسرش شكايت كرد. قرباني جنايت سياه نيز تبهكاران شيطان‌صفت را شناسايي كرد.
به گفته فرمانده انتظامي مشهد تاكنون دو پسر دانش‌آموز از متهمان به خاطر آزار و اذيت و تهديد به قتل شكايت كرده‌اند
 
-------------------------------------
 
 
زخم عميق!

مادرشوهرم هر موقع به خانه ما مي آمد گوشزد مي کرد که زنبيل خريد را به دست دختربچه ات نده و فرزندت را راهي کوچه و خيابان نکن، اما افسوس که من به تصوري غلط فکر مي کردم او قصد دخالت در زندگي ام را دارد و به حرف هايش توجهي نشان نمي دادم.
زن جوان در دايره اجتماعي کلانتري نواب مشهد افزود: حدود ۲ ماه قبل يک روز دخترم را براي خريد به مغازه سرکوچه فرستادم و لحظاتي بعد او در حالي که دست راستش زخمي شده بود با آه و ناله به خانه برگشت. دختر ۶ ساله ام گفت که پسر همسايه مان پس از نوشيدن نوشابه، شيشه آن را محکم به زمين کوبيده و دستش بر اثر اصابت تکه هاي تيز شيشه نوشابه زخمي شده است. من با شنيدن اظهارات فرزندم عصباني شدم و براي گلايه به خانه همسايه رفتم اما با برخورد بسيار تند و خشن اعضاي اين خانواده که همگي به مواد مخدر اعتياد دارند روبه رو شدم.
آن روز در برابر بي حرمتي هاي همسايه کوتاه آمدم و خودم زخم دست دخترم را پانسمان کردم. افسوس که من اين زخم را جدي نگرفتم و فکر مي کردم با پانسمان بهبود خواهد يافت اما اين زخم عميق روزبه روز بدتر شد و حالا که دخترم را به بيمارستان برده ايم پزشکان متخصص پس از انجام معاينات دقيق اعلام کردند زخم دست دخترم عفوني و رگ عصب دستش آسيب جدي ديده است.متاسفانه تعلل من و شوهرم در رساندن بچه به بيمارستان و درمان صحيح و درست آن باعث شده دخترم دچار چنين مشکلي شود.
زن جوان اشک هايش را پاک کرد و گفت: بعد از وقوع اين حادثه چند بار مادر شوهرم تذکر داد که کيميا را به نزد دکتر ببريد اما من به شوهرم گفتم مادر تو عادت دارد هر موضوعي را بزرگ و خطرناک جلوه دهد و مي خواهد از آب گل آلود ماهي بگيرد!اي کاش بچه ام را به تنهايي از خانه بيرون نمي فرستادم و به نصايح مادرانه و خيرخواهانه مادرشوهرم کمي توجه نشان مي دادم تا چنين مشکلي به وجود نمي آمد. آمده ام تا از پسر همسايه مان که جواني معتاد و بي کار است شکايت کنم.من در پايان از تمام پدران و مادران خواهش مي کنم مراقب بچه هاي نازنين خود باشند تا مبادا خداي ناکرده با يک سهل انگاري کوچک، مشکل و بلاي بزرگي براي آنان به وجود بيايد و يک عمر حسرت و اندوه در زندگي داشته باشند!خراسان
 
------------------------------------
 

دستگيري ۱۱زن و مرد در پارتي شبانه در مشهد

ماموران پليس مشهد ۶مرد و ۵زن را در يک پارتي شبانه دستگير کردند. به گزارش پايگاه اطلاع رساني پليس ماموران کلانتري شهرک ناجاي مشهد ساعت ۲بامداد ۱۸ اسفندماه در پي دريافت تماس تلفني از سوي شهروندان مبني بر ايجاد مزاحمت توسط افرادي در يک منزل واقع در بولوار وکيل آباد و برپايي پارتي از سوي آنان بلافاصله به محل اعزام شدند.ماموران با هماهنگي مقام قضايي وارد منزل شدند و ۶مرد و ۵زن را که به صورت مختلط در محل بودند دستگير کردند.مالک منزل و همسرش با ديدن ماموران اقدام به فحاشي کرده و قصد درگيري با ماموران را داشتند که هر ۲نفر آنان دستگير شدند.افراد دستگير شده با دستور مقام قضايي به پزشکي قانوني اعزام و تحقيقات در اين باره ادامه دارد.
 
-----------------------------------------
 

ملاقات با ابلیس در کمینگاه پلیس
 
زن جوان با تیزهوشی، مرد ابلیس را به محل قرار کشاند تا در محاصره پلیس گرفتار شود.

این مرد سوار بر پراید سبزرنگ زنان تنها را به بهانه مسافرکشی شکار و با تهدید چاقو تسلیم نیت شوم خود می‌کرد. چندی پیش زن جوانی با مراجعه به کلانتری 190 مجیدیه از راز یک ابلیس که به بهانه مسافرکشی وی را شکار کرده بود پرده برداشت و گفت: «در میدان ملت برای رفتن به میدان رسالت سوار خودروی پراید سبزرنگی شدم. در میانه راه بودیم که ناگهان راننده ایستاد و با تهدید چاقو مرا مورد آزار و اذیت قرار داد و همان جا رهایم کرد. وی افزود: من که بسیار ناراحت و عصبانی شده بودم برای اینکه وی توسط پلیس دستگیر شود شماره تلفن همراهم را به او دادم. در حالی که هیچ سرنخی از مرد ابلیس نبود، روز بعد ماموران شنیدند که وی در تماس با موبایل زن جوان خواستار ملاقات با وی شده است. زن جوان با آموزش‌های پلیس با این مرد قرار گذاشت و همراه ماموران به ملاقات ابلیس رفت. وقتی راننده جوان بازداشت شد در حالی که تعجب کرده بود در بازجویی‌ها گفت: من این زن را چند روز پیش سوار کردم و بین ما فقط شماره تلفن رد و بدل شد و تنها با هم اس‌ام‌اس بازی می‌کردیم و به هیچ وجه این زن را مورد آزار و اذیت قرار نداده‌ام. در این مرحله، تیمی از اداره 16 پلیس آگاهی وارد عمل شد و پی برد متهم دارای 2 سابقه مشابه در همین رابطه است و این راننده در بازجویی‌های فنی، وقتی دید چاره‌ای دیگر ندارد، به کارآگاهان گفت: هر از گاهی از محل کارم به سمت خانه می‌رفتم و اگر زن جوان تنهایی را در خیابان می‌دیدم به بهانه مسافرکشی سوار کرده و در میانه راه در جایی خلوت توقف کرده و وی را اذیت می‌کردم. این مرد شیطان‌صفت در ادامه افزود: «با توجه به اینکه خودرویم پراید است و ظاهرم نشان نمی‌داد چه نیتی می‌توانم داشته باشم بیشتر زنان اعتماد می‌کردند، من بیشتر اوقات در مسیرهای عباس‌آباد، مطهری و شهرک قدس تردد داشتم و همه طعمه‌هایم در این مسیر بودند». وی گفت: «نمی‌دانم چرا التماس‌هایشان را گوش نمی‌دادم، در محل‌های خلوت چاقو را زیر گلویشان گذاشته و با تهدید آنان را تسلیم می‌کردم تا اینکه آخرین زن جوان با وجود اینکه التماس کرد وقتی دید اعتنایی ندارم با من طرح دوستی ریخت و شماره موبایلش را به من داد تا با هم در موقعیت بهتری ملاقات کنیم، خیلی راحت فریب خوردم. اصلا تصور نمی‌کردم این زن پلیس را در جریان قرار بدهد. تاوان کارهایم را دادم، وقتی با زن جوان تماس گرفتم او با رویی گشاده با من حرف زد، وسوسه شدم باز وی را ببینم تا اینکه قرار گذاشتیم، خیلی خونسرد به محل قرار رفتم و در آنجا بود که خودم را در محاصره پلیس دیدم و فهمیدم خانه خراب شده‌ام». بنا به گزارش خبرنگار جنایی «وطن امروز»، با توجه به اینکه ابلیس خیابان‌گرد شمار قربانیانش را نمی‌داند و می‌گوید زنان در دام گرفتار شده زیادی داشته است و از سوی دیگر طعمه‌های این مرد احتمال دارد از ترس آبرویشان به طرح شکایت نپرداخته باشند، پلیس آگاهی تهران از آنان خواست با اطمینان از محرمانه ماندن مشخصات‌شان برای طرح شکایت با شماره 51055516 تماس بگیرند.
 
 
-------------------------------------

طلاق به خاطر همسر موقت یک مرد
 
یک زوج جوان با حضور در دادگاه خانواده به علت ازدواج موقت مرد با زنی دیگر، دادخواست طلاق خود را ارائه‌ کردند. زن جوان به رئیس‌ دادگاه گفت: 2 سال بعد از ازدواج با شوهرم متوجه ازدواج موقت او شدم و به همین دلیل دیگر نمی‌توانم با او زندگی کنم. وی درباره نحوه اطلاع از این موضوع اظهار کرد: مدتی پیش یکی از اقوام، همسرم را مقابل بنگاه املاکش به همراه زنی دیده بود که بسیار صمیمی با هم حرف می‌زدند. او موضوع را به من گفت و من هم شروع به تحقیق درباره‌ آن زن کردم. بعد از انجام تحقیقات متوجه شدم آن زن همسر موقت شوهرم است و قبل از من، با او ازدواج کرده است. شوهرم نیز سرانجام به این رابطه اعتراف کرد. شوهر این زن نیز که در دادگاه حضور داشت به قاضی گفت: 3 سال قبل از ازدواج با همسرم، با زنی که 10 سال از خودم بزرگ‌تر بود آشنا شدم و او را به صورت موقت به عقد خود درآوردم. وی ادامه داد: زمانی که تصمیم به ازدواج دائم با همسر جدید گرفتم موضوع را به همسر موقتم گفتم و وقتی دیدم او خواسته زیادی از من ندارد، تصمیم گرفتم همچنان در عقد موقت من بماند و تا امروز، هر سال مدت عقد را تمدید کرده‌ام. مرد جوان به همسرش گفت: من به تو علاقه دارم و حاضرم همسر موقتم را طلاق بدهم و هیچ وقت سراغی از او نگیرم تا تو به زندگی برگردی. با این وجود زن جوان راضی به بازگشت به زندگی مشترک نشد و سرانجام با قبول دریافت 40 سکه از مهریه 360 سکه‌ای خود، حکم طلاق توافقی آنها صادر شد.
Bookmark and Share
نظرات بینندگان:
نام:
ایمیل:
* نظر: