برخورد هیجانی با کودک‌فروشی
رکوردشکنی ظریف و کری از 1919 و ناشنیده ها
ایران و 1+5 بر سر «راه‌حل‌ها» به تفاهم رسیدند
«وایبر» و «واتس آپ» چقدر امنیت دارند؟
فریب تبلیغات چاقی و لاغری در ماهواره ها را نخورید
شیوع بیماری‌های قلبی در افراد زير 40 سال رو به افزایش است
وقتی کتاب کارت ویزیت می‌شود!
قصد داعش برای حذف برخی از آیات قرآن!
داعش دانشگاه موصل را تفکیک جنسیتی کرد
پول شرکت اپل از پارو بالا می‌رود
کد خبر:۴۸۹۵
تاریخ انتشار: ۱۹ اسفند ۱۳۸۹ - ۰۸:۳۵
تعداد بازدید: 7245
print نسخه چاپی
send ارسال به دوستان
saveذخیره
آيا فيلمهاي پرفروش سينماي ايران،واقعا پرفروش اند؟دروغ هاي حقيقي!
اينکه بعد از گذشت 12 ماه از سال 1389 ، فروش تنها يک فيلم (آن هم با ضرب و زور بليت هاي اهدايي به آموزش و پرورش و استفاده از برخي امدادهاي پيدا و پنهان)از مرز يک ميليارد تومان فراتر مي رود،خود نشانگر معضلي است

با مرور فيلمهاي پر فروش سينماي ايران مشخص ميشود که وضعيت سينماي ايران در جذب مخاطب در نقطه بحراني قرار دارد.

از روزي که جواد شمقدري، ادعاي مطرح شده از سوي سينماگران و رسانه هاي جمعي مبني بر اضمحلال موجوديت سينماي ايران در مقابله با بحران فراگير «ريزش مخاطب» را «سياه نمايي» توصيف کرد، تا لحظه اي که خود او، در مراسم افتتاح پرديس سينمايي «شکوفه» اين ادعا را تکرار و بر درستي آن شهادت داد، سينماي ايران، دوراني جديد را طي حيات يکصد و اندي ساله خود تجربه کرده و پشت سر گذاشت.

اينکه بعد از گذشت 12 ماه از سال 1389 ، فروش تنها يک فيلم (آن هم با ضرب و زور بليت هاي اهدايي به آموزش و پرورش و استفاده از برخي امدادهاي پيدا و پنهان) از مرز يک ميليارد تومان فراتر مي رود، خود نشانگر معضلي است که نه تنها به شکلي جدي رخ نموده، بلکه هرچه زمان پيش مي رود، بيش از گذشته گسترش يافته و بر تار پود سينماي ايران چنگ مي اندازد.
در اين شرايط، ديگر پنهان شدن پشت واژه هاي ثقيل و رسمي، دردي از دردهاي بي شمار سينماي ايران را دوا نمي کند و بجاست که بي پرده و فاش بگوييم که «ايراني ها ديگر به سينما نمي روند» و اين محصول فرهنگي، به کلي از سبد خريد خانوارها حذف شده است.

دلايل ريژش مخاطب

حال اينکه «چرا به سينما نمي روند؟» و «چه کنيم تا به سينما بروند؟» و «تقصير کيست که به سينما نمي روند؟» و «يقه چه کسي را بگيريم تا به سينما بروند؟» و ... هم خود داستاني ديگر است! البته در اين مقال، قصد پاسخ دادن به سوال هاي فوق را نداريم، چه آنکه بزرگان و اعاظم و مديران و متوليان سينماي ايران هم در پاسخ به اين سوال ها درمانده اند، چه رسد به ما!
اين گزارش، تنها به قصد يادآوري ايامي که حال سينماي ايران، بهتر از احوال امروزش بود نوشته شده و مقصودي ندارد جز مرور خاطرات خوش گذشته. روزهايي که صف مشتاقان «کلاه قرمزي و پسرخاله» از مقابل گيشه سينما آزادي تا پيچ خيابان قائم مقام امتداد داشت. دوراني که براي اکران «عقاب ها» هم بايد در صف خريد بليت اين پا و آن پا مي کرديم. لحظاتي که در صف سينماي «اجاره نشين ها»، انگشت در گوش مي کرديم تا پرحرفي هاي نفر جلويي که براي بار ششم بليت خريده و به ديدن فيلم آمده، داستان فيلم را برايمان بي مزه نکند.

مروري بر ليست فيلمهاي پرفروش

اما در مروري بر ليست فيلمهاي پرفروش سينماي ايران، به نامهاي جالبي برميخوريم و البته به اتفاقات مهمي هم برخورد مي کنيم که هر کدام از آنها، در سرنوشت پرفروش بودن يا کم فروش شدن شان، موثر بوده اند. مثلا اينکه فيلم هايي مثل «برزخي ها» و «مارمولک»، پس از تنها دو سه هفته از پرده سينما پايين کشيده شدند و چه بسا اگر اکران شان ادامه مي يافت، جايگاهشان فراتر از اين چيزي بود که اکنون مشاهده مي شود.

اما نکته مهم تر تعداد مخاطبان فيلم هاست که از تقسيم مبلغ فروش فيلم بر قيمت بليت سينما بدست آمده است. مقايسه تعداد بليت هاي فروخته شده براي برخي فيلم هاي به اصطلاح «رکودشکن» سال هاي اخير، با فيلم هاي پرمخاطب سال هاي گذشته هم، نشانه آنست که فيلمهاي به اصطلاح «پرفروش» اين چند سال اخير، تعداد مخاطب کمتري داشته اند و تنها به مدد اتفاق ساده «بالا رفتن قيمت بليت سينماها»، توانسته اند اين لقب را از آن خود کنند والا، فيلمهاي بسياري بوده اند که واقعا تعداد مخاطبان انبوه شان، باعث پرفروش شدن آنها بوده است و بس.

استقبال تماشاگران

به عنوان مثال، فيلم پر فروش سال 1361 يعني فيلم «برزخيها»، اگرچه تنها 8 ميليون تومان فروش داشته، اما تعداد بليطهايي که فروخته، يک ميليون و 600 هزار بليط بوده است و در مقابل، پرفروشترين فيلم سال 1389 يعني فيلم «ملک سليمان»، تنها 500 هزار تماشاگر داشته و تنها به واسطه قيمت افزايش يافته بيلت سينما، توانسته است که به فروش يک ميليارد و 500 ميليوني دست يابد.

مرور ليست پرفروش ترين فيلمهاي تاريخ سينماي ايران، مي تواند کمي به روشن شدن اذهان کساني که فکر مي کنند فروش ميلياردي بعضي از فيلمها، نشانه زنده بودن سينماي ايران است و هنوز مي توان به اين محتضر اميد داشت، را روشن کند.

در سال 61 ، فيلم «برزخي ها» ساخته ايرج قادري، با بليت پنج توماني، يک ميليون و ششصد بليت فروخت و هشت ميليون تومان فروش کرد. يک فروش خوب براي يک فيلم متوسط که در شرايط قابل قبول ساخته و اکران شد، اما اکران بادوامي نداشت.

در سال 64 ، فيلم «عقابها» ساخته ساموئل خاچيکيان، با بليت هشت توماني، يک ميليون و هشتصد و هفتاد و پنج هزار بليت فروخت و پانزده ميليون تومان سقف فروشش شد.در سال 73 ، فروش بليت فيلم «کلاه قرمزي و پسرخاله» ساخته ايرج طهماسب، از سه ميليون و چهارصد و چهل هزار بليت فراتر رفت و با فروش يکصد و هفتاد و دو ميليون تومان، آنهم با بليت پنجاه توماني، شگفتي ساز شد.اگر از اين ليست نسبتا مطول فاکتور بگيريم و به فيلمهاي مهم اين يکي دو سال اخير بپردازيم، به دو سه فيلم برمي خوريم که پرفروش شدن آنها، تنها يک علت دارد: بالا رفتن بليت سينماها!

مثلا فيلم «اخراجيها 2 » ساخته مسعود ده نمکي، تنها توانست يک ميليون و پانصد هزار بليت بفروشد، البته با قيمت بليت دو هزار و پانصد تومان و «ملک سليمان» هم فقط پانصد هزار بليت فروخت تا با قيمت بليت سه هزار تومان، وارد ليست پرفروش ها شود!

پس با نيم نگاهي به ليست فيلمهاي پرفروش تاريخ سينماي ايران، مي توان دريافت که بسياري از اين فيلمها، با رشد قيمت بليت سينماها، به جرگه «پرفروش ها» پيوسته اند و اين، فارغ از ارزش هاي تکنيکي يا سينمايي اينگونه آثار بوده است.

اما هدف نهايي طرح اين بحث، ارجاع ذهن سياستگذاران سينمايي و مديران و متوليان اين عرصه است تا با بررسي دقيق تر و جامع تر شرايط ساخت و نمايش فيلمها، علل اصلي افت وحشتناک تعداد مخاطبان اين سينما را پيگيري کرده، راهکارهاي جذب هر چه بيشتر آنها به سالن هاي سينما را طراحي کنند و اجازه ندهند که سينما، از برنامه فرهنگي/ هنري خانواده ها حذف شود.  منبع:قدس
Bookmark and Share
نظرات بینندگان:
نام:
ایمیل:
* نظر: