کد خبر:۴۸۸۴
تاریخ انتشار: ۱۶ اسفند ۱۳۸۹ - ۰۸:۴۵
تعداد بازدید: 7123
print نسخه چاپی
send ارسال به دوستان
saveذخیره
3 طلاقه شدن هووها
مرد سالخورده‌ای که ادعا می‌کرد از بدشانسی‌هایش خسته شده، با حضور در دادگاه خانواده 3 زنش را همزمان طلاق داد.
مرد سالخورده‌ای که ادعا می‌کرد از بدشانسی‌هایش خسته شده، با حضور در دادگاه خانواده 3 زنش را همزمان طلاق داد.
زمانی که در راهروهای دادگاه خانواده برای گرفتن خبر پرسه می‌زدم، با دستور رئیس دادگاه یک پرونده طلاق را که بسته شده بود بازخوانی کردم. در صورتجلسه‌های تنظیم شده در پرونده آمده بود که همسران «محمد» سال‌ها با خوبی و خوشی کنار هم زندگی می‌کردند و برخلاف بسیاری از هووها، هرگز کدورتی نداشتند. اما همیشه در به روی یک پاشنه نمی‌چرخد و درست زمانی که هووها تصور می‌کردند زندگی آرام خود را ادامه خواهند داد، اتفاق عجیبی در زندگیشان افتاد. محمد که مردی سالخورده بود تصمیم گرفته بود بقیه عمرش را تنها زندگی کند و به همین دلیل از همسرانش خواست در دادگاه خانواده حاضر شوند تا به زندگی مشترکشان خاتمه دهند. اینگونه بود که مرد سالخورده با 3 زن خود در دادگاه حاضر شد. قاضی بعد از مطالعه پرونده از محمد سوال کرده بود چرا 3 زن گرفتی؟ محمد جواب داد: زن اولم باردار نمی‌شد. 5 سال بعد از ازدواجمان متوجه این موضوع شدم، آن موقع علم پزشکی آنقدر پیشرفت نکرده بود که بتوانیم مشکلاتمان را حل کنیم. همسر اول محمد که در جلسه حاضر بود با تایید حرف شوهر خود در اظهاراتش عنوان کرده بود: به‌رغم میل باطنی من به خاطر اینکه همسرم شدیدا بچه دوست داشت، حاضر شدم مجدد ازدواج کند. محمد ازدواج کرد ولی از شانس بدش متوجه شد همسر دومش نیز به همین مشکل مبتلاست به همین خاطر باز با تقدیر خود جنگیده و همسر سومی گرفت. همسر سوم محمد بنا به گفته خودش که زن جوان و زیبایی بود بچه‌دار شد و خدا 2 پسر به وی داد که یکی از آنها کور بود، در این حین بود که این زن نیز دچار یک بیماری خونی بسیار وخیم شد. همسران محمد همه از وی راضی بودند اما خودش می‌گفت دیگر حوصله تحمل این زجرها و بدشانسی‌ها را ندارد و می‌خواهد تنها زندگی کند. مرد سالخورده دلش بسیار پر بود و ادعا می‌کرد دیگر خسته شده و می‌خواهد به همه این اتفاقات پایان دهد و بقیه عمرش را برای خودش زندگی کند. قاضی با اینکه در این پرونده بسیار اطاله دادرسی کرده بود تا شاید مرد پشیمان شود ولی او در نهایت تصمیمش تنها زندگی کردن بود. در پایان پرونده قاضی حکم طلاق 3 زن را صادر کرد.قدس
 
 
---------------------------------------
 
 
 طرد شده

سر و گوشم مي جنبيد و شوهرم وقتي فهميد با پسر جواني رابطه پنهاني دارم بدون هيچ عذر و بهانه اي طلاقم داد. من با سرافکندگي و شرمساري به خانه پدرم برگشتم و مدتي سرزنش هاي خانواده ام را تحمل کردم تا اين که آن پسر جوان به خواستگاري ام آمد و ما با هم ازدواج کرديم.«محمود» شغل درست و حسابي نداشت و اهل رفيق بازي بود. ما زندگي مشترک خود را آغاز کرديم و با توجه به اين که از سوي اقوام و آشنايان طرد شده بوديم سعي مي کردم به هر قيمتي شده زندگي مان را حفظ کنم ولي افسوس که پس از گذشت مدت کوتاهي فهميدم شوهرم به مواد مخدر اعتياد دارد.با اطلاع از اين واقعيت تلخ مي خواستم طلاق بگيرم اما هيچ کس از من حمايت نکرد و مجبور شدم بسوزم و بسازم چرا که اين بدبختي نتيجه اشتباه هاي خودم بود. زن ۳۹ ساله در دايره اجتماعي کلانتري آبکوه مشهد افزود: من از روز اول زندگي با اين جوان در يک شرکت توليدي مشغول کار شدم تا بتوانم خرج و مخارج زندگي مان را تامين کنم و در طول اين سال ها تمام دلخوشي ام به پسرم بود چرا که از شوهر معتاد و بي مسئوليتم قطع اميد کرده بودم. با هر رنج و زحمتي که بود چرخ زندگي را مي گرداندم و زندگي سردي را سپري مي کردم تا اين که يک روز برايم خبر آوردند محمود پس از تزريق مواد مخدر داخل مخروبه اي در حاشيه شهر فوت کرده است.
بعد از مرگ فلاکت بار شوهرم، تنها ماندم و تمام سعي خودم را براي خوشبختي پسرم به کار بستم. ولي از اين همه تلاش و زحمت نتيجه اي نگرفتم. متاسفانه در اين سال ها فکر و ذهن پسرم هميشه با اين سوال درگير بود که چرا اطرافيان و فاميل با ما هيچ رابطه اي ندارند و برخورد تحقيرآميزي مي کنند.
او با پرس و جو و تحقيقات فراوان متوجه شد من چه گذشته تاريکي داشته ام و علت طلاقم از همسر اولم رابطه نامشروع بوده است.با روشن شدن اين راز پسر جوانم از نظر روحي و رواني آسيب جدي ديد و دچار افسردگي شديدي شد. او که خودش را قرباني هوس هاي من مي داند در سال دوم دبيرستان ترک تحصيل کرد و دنبال کارهاي غيراخلاقي رفت. پسر ۱۸ ساله ام تا به حال چندين بار به اتهام سرقت، شرارت و عربده کشي و نزاع دستگير شده است و به مواد مخدر اعتياد دارد. او حتي با بي شرمي، زنان خياباني را به خانه مي آورد و ...من مي ترسم يک کلمه با پسرم حرف بزنم چون تيزي چاقو را نشانم مي دهد و گذشته ام را برايم يادآوري مي کند. مانده ام با او چه کار کنم و هيچ ياور و دادرسي ندارم. از آشنايان و اقوام شنيده ام که مي گويند از چنين مادري، اين طور بچه اي به عمل مي آيد! خراسان
 
------------------------------------------
 
زن در دادگاه خانواده:

شوهرم مانند 100 ساله‌ها رفتار مي‌كند
 
زني در دادگاه خانواده گفت: شوهرم فقط 57 سال دارد ولي مانند افراد 100 ساله رفتار مي‌كند، من از اين وضع خسته شده‌ام و طلاق مي‌خواهم.
به گزارش فارس ، زني 40 ساله با مراجعه به دادگاه خانواده شهيد محلاتي دادخواست جدايي خود را به قاضي يكي از شعب ارائه كرد.
اين زن ميانسال در حضور قاضي شعبه 245 اين مجتمع قضايي خانواده با بيان اينكه شوهرم فقط 57 سال دارد ولي مانند افراد از كار افتاده و پير رفتار مي‌كند، گفت: شوهرم دائم از رفتار‌هاي من ايراد گرفته و من جز جدايي، چاره‌ ديگري براي رهايي از اين وضع پيدا نكرده‌ام.
وي با اشاره به اينكه ما دو فرزند متأهل داريم كه در خارج از كشور زندگي مي‌كنند، افزود: شوهرم يا خواب است يا به فكر حل كردن جدول؛ من ديگر تحمل اين وضع را ندارم.
زن بار ديگر در مقابل قاضي اين پرونده بيان كرد: مي‌خواهم از شوهرم جدا شوم چرا كه ديگر تحمل رفتار‌هاي او را ندارم؛ شوهرم مانند افراد بسيار مسن رفتار مي‌كند و با رفت و آمد نيز مخالف است.
وي با بيان اينكه شوهرم، بازنشسته يك شركت دولتي است، گفت: او گاهي آنقدر خساست به خرج مي‌دهد كه رفتارهاي ديگرش را فراموش مي‌كنم و هر كاري براي دوري از او انجام مي‌دهم.
زن در برابر قاضي اين شعبه با اشاره به اينكه جدايي بهترين راه‌حل است ، افزود: شوهرم قدر مرا ندانسته و فقط به فكر استراحت و كار خود است و اصلاً توجهي به سلامتي و تفريح من نمي‌كند چرا كه او معتقد است بعد از 40 سالگي، زن و مرد مي‌ميرند و نبايد زندگي كنند.
قاضي اين شعبه بعد از شنيدن اظهارات زن، حكمي مبني بر طلاق صادر نكرد و جلسه را پايان داد. ايران
 
 
-----------------------------------------
 
 
جنایت هولناك علیه یك روحانی دراستان تهران!

یكشنبه گذشته چند فرد ناشناس با مراجعه به منزل حجت الاسلام والمسلمین "شیخ مهدی اسناوندی" از روحانیون سرشناس منطقه ورامین  در استان تهران از وی تقاضا می كنند برای اقامه نماز میت بر جنازه  یك شخص بی بضاعت با آنان همراه شود.
حجت الاسلام" اسناوندی" دعوت آنان را پذیرفته و با انان به طرف محل اقامه نماز حركت میكند. جنایتكاران در مسیر حركت، وی را ربوده  و به امامزاده هاجر واقع در جاده چرمشهر به ورامین منتقل نموده و ایشان را با طناب به ضریح امامزاده بسته و با ریختن بنزین به آتش میكشند و از محل متواری میشوند.
با شعله ور شدن آتش و دود ناشی از آن چند فرد كه از نزدیكی امامزاده عبور میكردند متوجه آتش سوزی داخل امامزاده شده و پس از مراجعه با صحنه دلخراش و بدن نیمه جان این روحانی مواجه میگردند.
پزشكی قانونی اعلام نموده است این روحانی پیش از به آتش كشیده شدن مورد ضرب و شتم شدید قرار گرفته است.
پیكر این شهید مدافع مكتب حقه تشیع روز دوشنبه گذشته با حضور پرشور علاقمندان به خاندان عصمت و طهارت طی مراسم باشكوهی به خاك سپرده شد. برخی از افراد محلی از دست داشتن وهابیون در این جنایت هولناك خبر میدهند.آينده


-----------------------------------
 
 
شكايت30 زن از سايه شيطان

همزمان با چاپ خبر دستگيري و عكس شكارچي زنان در روزنامه ايران 15 زن ديگر نيز با شناسايي مرد شيطان‌صفت، جزئيات تازه‌اي از تبهكاري‌هاي او را فاش كردند.
پسر شرور، سرقت‌هاي سريالي‌اش را از دو سال قبل در ورامين آغاز كرد. او در نخستين سرقت سراغ زن بارداري رفت و با تهديد كارد 20 هزار تومان سرقت كرد. زن جوان كه در پي حمله پسر شيطان صفت جنينش بشدت آسيب ديده بود به بازپرس «كوهپايه» از شعبه دوم دادسراي ورامين گفت: «من و همسرم در يك ساختمان نيمه‌كاره زندگي مي‌كنيم. روز حادثه پسر جوان به بهانه آوردن مصالح وارد ساختمان شد اما با تهديد ،‌پولم را سرقت كرد و گريخت».
پس از اين شكايت تيمي از مأموران، تحقيق براي دستگيري پسر شرور را آغاز كردند اما هيچ ردي از او به دست نيامد. اين در حالي بود كه چند زن ديگر نيز با مراجعه به پليس از اين تبهكار شكايت كردند. بدين‌ترتيب مأموران با كمك شاكي‌ها به چهره‌نگاري از پسر شيطان‌صفت پرداخته و مشخصات او براي شناسايي در اختيار گشتي‌هاي پليس قرار گرفت. اظهارات شاهدان نيز حاكي از آن بود پسر شرور كه با يك دستگاه پيكان و يا موتوسيكلت قرمز تردد مي‌كرد به محض مقاومت طعمه‌هايش، آنها را بشدت مجروح مي‌كرد. سرانجام يكي از قربانيان با ارائه شماره پلاك خودروي پيكاني، كليد دستگيري پسر شيطان‌صفت را به پليس داد. كارآگاهان اداره پنجم پليس آگاهي نيز با رديابي‌هاي ويژه، - سعيد 25 ساله – را در مخفيگاهش به دام انداختند.
«سعيد» پس از انتقال به اداره آگاهي منكر هرگونه جرمي شد اما پس از روبه‌رو شدن با چند تن از شاكي‌ها چاره‌اي جز اعتراف نديد.
در ادامه نيز 15 زن با مراجعه به اداره آگاهي و دادسراي ورامين، «سعيد» را شناسايي كردند.
با توجه به احتمال افزايش شكايت‌ها، بازپرس پرونده درخواست كرد عكس بدون پوشش متهم در روزنامه ايران چاپ شود. همزمان با چاپ چهره متهم و خبر دستگيري‌اش، 15 زن ديگر با مراجعه به پليس عليه «سعيد» شكايت كردند. يكي از شاكي‌ها كه زن 65 ساله‌اي است به قاضي «كوهپايه» گفت: «13 فروردين سال گذشته پسر جواني در خانه آمد و يك ليوان آب خواست، وقتي به آشپزخانه رفتم تا برايش آب بياورم ناگهان او را در تعقيبم ديدم. همان موقع مي‌خواستم سروصدا كنم كه پسر ناشناس با كارد تهديدم كرد. او هنگام سرقت گردنبندم مرا به زمين كوبيد كه كمرم بشدت آسيب ديد. تاكنون هم هفت ميليون تومان هزينه درمان كرده و مدتي را در بيمارستان بستري بودم. به محض مشاهده عكس او در روزنامه ايران، بلافاصله شناسايي‌اش كرده و براي طرح شكايت به دادسرا آمدم.» يكي ديگر از شاكي‌ها نيز اظهار داشت: «يك ماه قبل در خانه تنها بودم كه پسر جواني زنگ زد. وقتي در را باز كردم او كه خود را محسن و از دوستان شوهرم معرفي كرد مدعي شد از همسرم چك دارد. با اين حال در جريان حرف‌ها وقتي مطمئن شد تنها هستم از من خواست برگه‌اي بياورم تا شماره تلفنش را بنويسد. وقتي به خانه رفتم ناگهان پسر قوي‌هيكل به طرفم حمله‌ور شد و طلاهايم را سرقت كرد. حال آن‌كه به خاطر وحشت از متهم سكته كرده و راهي بيمارستان شدم.» رئيس شعبه دوم بازپرسي دادسراي ورامين در اين‌باره به خبرنگار ما گفت: در جريان شكايت‌هاي جديد مشخص شد متهم علاوه بر ورامين در شريف‌آباد، پيشوا، جمال آباد، قرچك و پاكدشت نيز مرتكب جرم شده است. بنابراين با توجه به احتمال افزايش شاكي‌ها و ارتكاب جرم در شهرهاي ديگر درخواست مي‌شود عكس بدون پوشش او بار ديگر در روزنامه ايران منتشر شود تا ساير قربانيان نيز به اداره آگاهي يا شعبه دوم بازپرسي دادسراي ورامين مراجعه كنند. به گفته وي، متهم در سرقت‌هايش سه زن را نيز با كارد مجروح كرده كه تحقيقات در‌ اين باره نيز ادامه دارد. وطن امروز
 
----------------------------------------
 
 
3 جنايتكار افغاني به دار آويخته شدند

سه مرد افغان كه در جنايتي سياه زن بارداري را مورد آزار و اذيت قرار داده بودند، سحرگاه ديروز در زندان اوين به دار مجازات آويخته شدند.
رسيدگي به پرونده اين سه تبهكار از ارديبهشت 88 همزمان با طرح شكايت زوج جواني به اداره پليس آگاهي پيشواي ورامين در دستور كار پليس قرار گرفت.مرد جوان افغاني در تشريح ماجرا گفت: من و همسر و فرزند خردسالمان سرايدار يك خانه هستيم. نيمه‌هاي شب گذشته در خواب بوديم كه ناگهان سه پسر جوان از ديوار به حياط پريدند كه با آنها درگير شدم، اما هر سه نفر با زور و تهديد، دست و پايم را بسته و مرا داخل گوني انداختند. دقايقي بعد هم صداي فريادهاي همسرم را شنيدم كه التماس مي‌كرد و از آنها مي‌خواست رهايش كنند. ساعتي پس از فرار سه ناشناس، همسرم را در وضعيت وخيمي ديدم. بلافاصله پليس را خبر كردم.كارآگاهان در ادامه به تحقيق از زن باردار پرداختند كه وي گفت: وقتي صداي درگيري شوهرم با چند مرد را شنيدم، به حياط رفتم، اما آنها پس از بستن دست و پاي شوهرم مرا مورد آزار و اذيت قرار دادند كه موقع فرار چهره يكي از آنها را شناختم. او تا چندي قبل همكار شوهرم بود!بدين‌ترتيب كارآگاهان با رديابي‌هاي پليسي، متهمان را شناسايي و دستگير كردند. آنها نيز ضمن اعتراف به جرم خود مدعي شدند براي سرقت به خانه مورد نظر رفته بودند! متهمان پس از محاكمه با حكم قضات دادگاه كيفري استان تهران به اعدام محكوم شدند. پس از تأييد حكم، سحرگاه شنبه - چهاردهم اسفند - هر سه تبهكار با دستور رئيس قوه قضائيه و در حضور قاضي علي جمشيدي - سرپرست اجراي احكام دادسراي جنايي تهران - و جمعي از مسئولان در محوطه زندان اوين به دار مجازات آويخته شدند.وطن امروز
 
  
--------------------------------------

جسد اسیدی در جوی آب
 
پیدا شدن جسدی وحشتناک که با اسید سوزانده شده است پلیس جنایی پایتخت را در برابر انتقامی فجیع قرار داد.
 
در این معمای پیچیده، شناسایی قربانی جنایت خاموش که هیچ نشانه‌ای از صورتش بر جای نمانده می‌تواند سرنخ اصلی برای ردیابی عاملان انتقام اسیدی را در اختیار پلیس قرار دهد.
 
ساعت 8 و 30 دقیقه صبح دیروز – یکشنبه 15 اسفندماه سال جاری‌– رفته‌گری در خیابان بوستان واقع در استخر با دیدن بدن انسانی که کاملا سوخته بود با ترس بسیاری رهگذران را خبر کرد و آنان با پلیس تماس گرفتند. دقایقی بعد، تیمی از تجسس کلانتری 126 تهرانپارس خود را به محل پیدا شدن جسد رساندند و آن را در حالی که داخل جوی آب رها شده بود، پیدا کردند.
 
تحقیقات میدانی نشان داد که عاملان جنایت، جسد قربانی خود را در تاریکی شب به آنجا انتقال داده و داخل جوی آب انداخته‌اند.
 
وقتی بازپرس شاهنگیان از شعبه دوم دادسرای امور جنایی تهران به همراه تیمی از اداره ویژه قتل پلیس خود را به بالای سر جسد رساندند، بدن مردانه از جوی آب بیرون کشیده شده و تحت معاینه قرار گرفت.
 
تیم تحقیق که خود را در برابر صحنه وحشتناک می‌دید پی برد صورت و اندام‌های بدن صاحب جسد با اسید کاملا سوخته به نوعی که قابل شناسایی نیست. دور صورت جسد پلاستیک کشیده شده، در دهانش لیف حمام و شلوار استرج زنانه چسبانده شده و همه لباس‌هایش با اسید سوزانده شده بود. از چگونگی جنایت، تیم تحقیق فرضیه‌ای را پیش روی خود می‌دید که در آن یک قتل انتقامجویانه مطرح بود و نشان می‌داد عاملان جنایت، قربانی خود را به خانه‌ای کشانده و پس از کشتن و سوزاندن وی با اسید، جنازه‌اش را با خودرو از قتلگاه خارج کرده‌اند.
 
بنا به گزارش خبرنگار جنایی «وطن امروز»، بازپرس شاهنگیان دستور داد تا جسد اسیدی به پزشکی قانونی انتقال داده شود تا پس از شناسایی وی و خانواده‌اش ردیابی قاتلان آشنا از سوی کارآگاهان اداره 10 صورت گيرد.
 
برچسب ها: طلاق ، جنايت ، شكايت
Bookmark and Share
نظرات بینندگان:
نام:
ایمیل:
* نظر: