کد خبر:۴۸۸۱
تاریخ انتشار: ۱۵ اسفند ۱۳۸۹ - ۱۲:۱۵
تعداد بازدید: 6771
print نسخه چاپی
send ارسال به دوستان
saveذخیره
مردم يك چهارم مبلغ يارانه‌هارا براي خنديدن هزينه مي‌كنند
شهرام شكيبا سال 89 را اسفبارترين سال براي طنز رسانه‌اي ايران مي‌نامد و مقصر اصلي ترويج شبكه‌هاي ماهواره‌اي و موقعيت ضعيف طنز در سينماي كميك را مسولان صدا و سيما مي‌داند.
شهرام شكيبا سال 89 را اسفبارترين سال براي طنز رسانه‌اي ايران مي‌نامد. او مي‌گويد: خندين يك نياز روحي‌ست كه بايد برآورده شود.
شكيبا معتقد است: ظرفيت و استعداد خنديدن مردم، در مواجهه با طنز‌هاي تصويري تغيير كرده‌است اما همانطور كه مباني طنز مطبوعاتي ثابت هستند، استعداد خوانندگان اين‌نوع طنز همچنان يكسان باقي مانده است.
شكيبا در گفتگو با خبرنگار ايلنا افزود: ذائقه‌ي مردم در طنز‌هاي تصويري نسبت به چند سال قبل، تفاوت‌ها عمده‌اي داشته‌است و دليل اصلي اين تغيير، تقابل و تكثر شبكه‌هاي جهاني‌ست كه مخاطبان ايراني را تحت‌الشعاع قرار داده است. زماني مردم تنها 2 كانال تلويزيوني را تماشا مي‌كردند اما امروزه امكان تماشاكردن شبكه‌هاي خارجي باعث مي‌شود مخاطبان به نگاه تازه‌اي دست پيدا كنند، به طوري‌كه امروز كسي به طنز‌هاي تصويري 5 سال پيش نمي‌خندد.
وي ضمن بيان اين مطلب كه ذائقه‌ي مردم از ظنز كلامي به سمت طنز موقعيت سوق پيدا كرده، گفت: مخاطبان به صورت ناخود‌آگاه با موضوعاتي همچون ريتم آشنا شده‌اند. قبلا داستان‌گويي در برنامه‌ها ريتم و ضرباهنگ كندي داشت و اندازه‌ي قاب‌ها و نمادها محدودتر بود. حتي شيوه‌هاي شوخي‌سازي نيز تغيير كرده و نمي‌شود مخاطب را فقط با طنز كلامي خنداند.
اين طنزپرداز ادامه داد: در حوزه‌ي طنز مطبوعاتي تغييرات عمده‌اي ظرف اين چندسال اخير رخ نداده‌است. در طنز مطبوعاتي شيوه‌هاي طنزپردازي ثابت است و اين سوژه‌ها هستند كه عوض مي‌شوند و طبيعتا سوژه‌ها با مناسبات روز خلق مي‌شوند و تنها در دوره‌اي خاص امكان خندادن مخاطبان را دارد. مثلاً جريان استيضاح مهاجراني(وزير وقت ارشاد) يا اشتباه نماينده‌اي در صحن مجلس كه سيمين دانشور را با سيمين بهباني اشتباه گرفت، امروز ديگر هيچكسي را نمي‌خنداند.
وي در پاسخ به اين سوال كه آيا ذائقه‌ي مردم در مواجه با مشكلات اقتصادي و اجتماعي تغيير كرده‌است يا خير، اظهار داشت: من بر اين باور نيستم. درست است كه مسائلي همچون تورم و اقتصاد گريبانگير خانواده‌هاي ايراني بوده‌است اما اين به اين معنا نيست كه مردم ديگر نمي‌خواهند يا نمي‌توانند بخندند. اتفاقا امروزه اين نياز در ميان مردم ديده مي‌شود تا جاييكه يك خانواده حاضر مي‌شود در ماه 10هزار تومان يعني چيزي معادل يك چهارم سهم يارانه‌ يكي از اعضاي خود را صرف خريد فيلم‌ها و يا سريال‌هاي طنزي همچون قهوه‌تلخ بكند. اين اتفاقي‌ست كه سابق بر اين كمتر رخ مي‌داد.
شكيبا در توضيح سخنش اضافه كرد: اينكه چرا خانواده‌هاي ايراني كه اغلب دچار كم و كاست‌هاي اقتصادي هستند، در چنين شرايطي براي خنديدن هزينه مي‌كنند، جاي سوال و بررسي دارد. به اعتقاد من نياز مردن به شاد بودن و خنديدن از يكسو و ضعف رسانه‌ي ملي در توليد و پخش آثار طنز و كميك ازسوي ديگر باعث شده خانواده‌ها خود براي اغنا كردن نياز شادخواري، آستين بالا بزنند.
وي وضعيت طنز در رسانه‌هاي سال 89 را اسفبار توصيف كرد و درمورد صدا و سيما گفت: انگار مسولان صدا و سيما براين باورند كه خنديدن براي مردم گناه به شمار مي‌آيد. آن‌ها در سال 89 هيچ برنامه‌ي درخوري در حوزه‌ي طنز نساختند و نگاه اشتباهي به جايگاه طنز داشته‌اند.
اين طنزپرداز ضمن بيان اين مطلب كه صدا و سيما بسيار سياست‌زده عمل‌ مي‌كند، ادامه داد: مديران راديو و تلويزيون فكر مي‌كنند اگر با طنز كه بن‌مايه‌ي آن انتقاد است، به پاره‌اي از امور اجرايي دولت انتقادي وارد شود، دولت ضعيف مي‌شود و احيانا دشمنان داخلي و خارجي از ضعيف شدن دولت به نفع خود استفاده خواهند كرد. اين غلط‌ترين نگاه به طنز در طول تاريخ صدا و سيماي ايران است. چراكه ما باري ايجاد همدلي و آشتي بين مردم و مسولان دولتي چاره‌اي بجز استفاده از طنز انتقادي نداريم.
وي اضافه كرد: وقتي صداوسيما مانع كوچكترين انتقادات در قالب طنز مي‌شود و بر اشتباه خود اصرار دارد، نتيجه اين مي‌شود كه يك شبكه‌ي ماهواره‌اي با نام فارسي وان، از موقعيت استفاده كرده و با توليد و پخش ضعيف‌ترين آثار تلويزيوني اركان اخلاقي جامعه‌ي ما را هدف قرار مي‌دهد و مسولان رده بالاي كشور را نگران مي‌كند.
شكيبا، سينماي كميك ايران را نيز مورد انتقاد قرار داد و گفت: به نظر مي‌رسد سينماي كميك ما راه خود را در استفاده از طنز، گم كرده‌است. به نحوي كه كارگردانان سينما به سمت ساخت آثاري مي روند كه بايد در تلويزيون ساخته شوند. اگر بنا باشد سينماي كميك ايران تنها با استفاده از خوشمزگي‌هاي بازيگراني كه سابقه‌ي خنداندن مردم را داشته‌اند؛ اداره شود و تنها با اين وسيله مردم را به سينما بكشاند، بايد به موقعيت طنز در سينما شك كرد.
وي بازهم مقصر اصلي موقعيت سينماي كميك در ايران را مسولان صدا و سيما مي‌داند و مي‌گويد: سينماگران تقصيري ندارند زيرا سينما براي بقا به گردش سرمايه نياز دارد و در شرايطي كه رسانه‌ي ملي كشور با بهره‌گيري مستقيم از منابع مالي وظيفه‌ي خود را درست انجام نمي‌دهد، طبيعي‌ست كه پاي اين آثار به سينما باز شود و سينماگران تنها به دليل توجيهات اقتصادي، به جاي نوآوري در حوزه طنز از تجربيات تكراري بازيگران معروف كميك بهره ببرند زيرا اين مطمئن‌ترين راه است.
اين طنز نويس اضافه كرد: مردم به خنديدن و شاد بودن نياز مبرم دارند. همانطور كه بايد نياز‌هاي اوليه انسان از قبيل غذا، سرپناه و ... مرتفع شوند، نيازهاي روحي مردم را نيز بايد مورد توجه قرار داد. از طرفي نبايد ظرفيت مردم را در درك طنز و انتقاد ناديده گرفت و نگراني‌ها دراين مورد كه انتقاد دولت را ضعيف مي‌كند، اشتباه است. بنابراين مسولان رسانه‌ي ملي بايد فكري به حال مرتفع كردن اين نياز در مردم بكنند، چراكه در غير اينصورت، مردم باري خنديدن از راه‌هاي ديگر استفاده خواهند كرد كه ممكن است برخي از آنان مثل استفاده از شبكه‌هاي ماهواره‌اي به نفع جامعه نباشد.
Bookmark and Share
نظرات بینندگان:
نام:
ایمیل:
* نظر: