کد خبر:۴۸۶۹
تاریخ انتشار: ۱۲ اسفند ۱۳۸۹ - ۱۰:۴۹
تعداد بازدید: 7542
print نسخه چاپی
send ارسال به دوستان
saveذخیره
دختر گرگي، پرموترين بچه جهان
دختر 11 ساله تايلندي سوپاترا ساسوفان امروز رسما به‌عنوان پر موترين دختر دنيا نامش در کتاب رکورد داران به ثبت رسيد
دختر 11 ساله تايلندي سوپاترا ساسوفان امروز رسما به‌عنوان پر موترين دختر دنيا نامش در کتاب رکورد داران به ثبت رسيد.محلي‌ها نام بچه گرگ را به وي داده اند. وي يکي از 50 فرد مبتلا به سندورم آمبراس در جهان است که ناشي از وجود کروموزوم متفاوت در بدنش است. جراحي ليزر هم نتوانسته ميزان رشد موهاي وي را کم کند. اين دختربچه مي‌گويد:« قبلا همه من را مسخره کرده و به من لقب ميمون مي‌دادند اما بعد از معروف شدنم کسي ديگر اين کار را نمي‌کند. مردم زيادي براي به ثبت رسيدن در اين کتاب تلاش فراواني مي‌کنند اما من تنها به چند سوال پاسخ دادم و نامم در گينس ثبت شد.»سوپاترا از اهالي تايلند بوده و به بيماري پرمويي يا Hypertrichosis که در اثر اختلال ژنتيکي به وجود مي‌آيد، مبتلا است. پيش از شناسايي اين بيماري که به سندروم «امبارس» نيز شهرت دارد، به مبتلايان آن «گرگ نما» گفته مي‌شد.
 
---------------------------------
 
جدايي از يك زن و ازدواج با زن ديگر در همان روز
 
مرد ميانسالي با حضور در مجتمع قضايي خانواده در مقابل رييس دادگاه، خواهان طلاق از همسرش شد و بلافاصله پس از جدايي از همسر خود با زن ديگري ازدواج كرد.
به گزارش ايسنا، اين مرد كه چندين ماه در دادگاه خانواده رفت‌آمد داشت، به دليل آنچه كه آن را رفتارهاي ناشايست همسرش مي‌خواند، خواهان جدايي از وي شد.
او به رييس دادگاه گفت: من از رفتارهاي همسرم ناراضي هستم و ديگر نمي‌خواهم با او زندگي كنم. او از من تمكين نمي‌كند و وظايف زناشويي را انجام نمي‌دهد. تحت هيچ شرايطي حاضر نيستم در كنار اين زن به زندگي ادامه دهم.
زن ميانسال با اينكه در جلسه حضور داشت، كلمه‌اي از خود دفاع نكرد و فقط شوهرش را دروغگو خواند. سپس از قاضي خواست كه راي به طلاق بدهد.
پس از آنكه رييس دادگاه با انجام بررسي‌هاي لازم و اصرار مرد، حكم به جدايي اين زوج داد، مرد ميانسال بعد از انجام كارهاي مربوط به طلاق همسرش از دادگاه بيرون رفت و بلافاصله با زن ديگري در يكي از دفترخانه‌هاي نزديك دادگاه پيمان ازدواج بست.
 
 
-------------------------------
 

آشنايي زوج جوان در شركت هرمي

مرد خسيس ميوه‌ها را مي شمرد

زني در دادگاه خانواده گفت: شوهرم خسيس است، با او در يك شركت هرمي آشنا شدم و حالا مي‌خواهم جدا شوم، او هر روز تخم مرغ و ميوه‌هاي داخل يخچال را مي‌شمارد.
به گزارش فارس، زني 25 ساله با مراجعه به دادگاه خانواده 2 (ونك) درخواست جدايي خود را به قاضي حسن عموزادي رئيس شعبه 268 اين مجتمع قضايي خانواده ارائه كرد.
اين زن جوان در حضور قاضي عموزادي با بيان اينكه 4 سال و نيم از زندگي مشترك‌مان مي‌گذرد، گفت: شوهرم حدود 6 ماه است كه خانه را ترك كرده و به منزل مادرش رفته است.
وي با اشاره به اينكه مهريه 514 سكه بهار آزادي‌ام را مي‌خواهم ، افزود: از ابتدا شوهرم را دوست نداشتم و به اصرار دايي‌ام با شوهرم ازدواج كردم.
اين زن در مقابل قاضي عموزادي در خصوص نحوه آشنايي خود با شوهرش بيان كرد: شوهرم در شركت هرمي كه من و دايي‌ام نيز در آن مشغول بوديم، كار مي‌كرد؛ ما به مرور با يكديگر آشنا شده و با اصرار دايي‌ام با يكديگر ازدواج كرديم.
وي با بيان اينكه شوهرم به من خرجي نمي‌دهد و به دليل مسائل كوچك از من ايراد مي‌گيرد، گفت: درست است كه شوهرم معتاد نيست و از نظر جسمي سالم است ولي او از رفتار‌هاي من بسيار ايراد مي‌گيرد و من ديگر تحمل زندگي با او را ندارم.
زن در حضور قاضي عموزادي بيان كرد: شوهرم بسيار بي‌فكر است و بهترين كارش ايراد گرفتن است؛ با اين تفاسير من بايد به سر كار بروم تا خرجم را در بياورم ولي شوهرم اجازه كار بيرون از منزل را به من نمي‌دهد. مادرم بعد از فوت پدرم بر اثر بيماري كليوي، ازدواج كرده است و فقط يك خواهر مجرد دارم كه بعد از طلاق با او زندگي‌ خواهم كرد.
زن جوان در مقابل قاضي عموزادي با بيان اينكه هر گاه دعوا مي‌كنيم، شوهرم به شكلي مرا كتك مي‌زند كه جايش باقي نماند تا نتوانم به دادگاه رفته و شكايت كنم.
وي با اشاره به اينكه خانواده شوهرم هميشه به جاي او تصميم مي‌گيرند و شوهرم دائماً در خانه آنها به سر مي‌برد، گفت: او هميشه براي كم يا زياد شدن مواد غذايي در خانه دعوا راه مي‌اندازد و همه وسايل را كنترل مي‌كند.
زن با بيان اينكه شوهرم حساب همه وسايل خانه و پول‌هايش را دارد ، اضافه كرد: اگر او مقداري پول بابت كرايه تاكسي به من بدهد، بعد از بازگشت به خانه، آن مقدار پول را دقيقاً حساب مي‌كند و باقي آن را از من درخواست مي‌كند حتي اگر مقدار پول باقي‌مانده 25 تومان باشد؛ من ديگر تحمل اين وضع را ندارم و خواهان جدايي هستم.
وي در حضور قاضي عموزادي بيان كرد: شوهرم حتي تخم مرغ و ميوه‌هاي خانه را مي‌شمارد تا چيزي كم نشود، در واقع او بسيار خسيس است و من فقط مي‌خواهم از او جدا شوم.
مرد 29 ساله كه راننده آژانس است و ديپلم دارد، در مقابل قاضي عموزادي حاضر شد و با بيان اينكه همسرم را طلاق نمي‌دهم، گفت: همسرم دچار توهم بوده و اين حرف‌هايش بدون مدرك است و در صورت ارائه مداركي در اين خصوص، حرف‌هايش را قبول مي‌كنم.
زن بار ديگر در برابر قاضي عموزادي بيان كرد: شوهرم نمي‌خواهد من با كسي رفت و آمد داشته باشم اما خودش مانند «خاله زنك‌ها» پشت سر همه حرف در مي‌آورد و همه اقوام و آشنايان از اين رفتار او شاكي هستند.
وي با بيان اينكه من در خانه به هيچ چيز نمي‌توانم دست بزنم گويي شوهرم رئيس خانه و صاحب وسايل آن است، گفت: اگر وسيله‌اي سر جايش نباشد، او دعوا به راه انداخته و مرا «تنبل و شلخته» خطاب مي‌كند.
مرد در برابر قاضي عموزادي رئيس شعبه 268 اين مجتمع قضايي خانواده گفت: مهريه همسرم عندالمطالبه است و من تا حد توانم آن را مي‌پردازم.
وي با اشاره به اينكه حقوق من 303 هزار تومان در ماه است و حتي به پرداخت مبلغ يك سكه هم نمي‌رسد، افزود: من در حد توان و به صورت قسطي مهريه زنم را مي‌پردازم اما او را طلاق نمي‌دهم.
قاضي عموزادي بعد از شنيدن اظهارات طرفين (زن و مرد)، حكم پرداخت مهريه زن را صادر كرد اما حكمي مبني بر طلاق صادر نكرد و زن و شوهر را به مصالحه دعوت كرد.
 
---------------------------------------
 
 
علف تلخ!

نگران دخترم بودم و مي ترسيدم مبادا شوهرم از موضوع بويي ببرد. هر چه زنگ مي زدم، گوشي «شهره» خاموش بود و تماس هايم بي جواب مي ماند. نمي دانستم چه کار کنم تا اين که به شماره تلفن هم کلاسي دخترم زنگ زدم. بهاره که از شنيدن خبر تاخير شهره دلواپس شده بود، گفت: شايد او به خانه دوست پسرش رفته باشد. من نشاني خانه پسر جوان را گرفتم و با تاکسي تلفني خودم را به محل مورد نظر رساندم. وقتي زنگ در اين خانه را زدم خانمي خوشرو در را گشود. او با رويي باز از من دعوت کرد به داخل خانه بروم و گفت: خودم مي خواستم با شما تماس بگيرم و بگويم که شهره جان يکي ۲ ساعت ميهمان ماست. زن ۳۸ ساله در دايره اجتماعي کلانتري سجاد مشهد افزود: زندگي مجلل و خانه بسيار شيک اين خانواده مرا تحت تاثير قرار داده بود و براي همين هم وقتي با شهره رو به رو شدم سعي مي کردم خودم را فردي باکلاس نشان بدهم و چيزي درباره علت حضور او در آن خانه نپرسيدم.مادر آرش با شيريني و شربت از من پذيرايي کرد و گفت: دختر بسيار خوب و زيبايي داريد. شهره و آرش همديگر را دوست دارند و ما بايد شرايطي را ايجاد کنيم تا آن ها براي ازدواج و تشکيل زندگي عاشقانه در آينده آماده شوند. اگر ما بر اين رفت و آمدها کنترل داشته باشيم آن ها يک ماجراي عشقي سالم و مطمئن را تجربه خواهند کرد و ...!من تحت تاثير اين حرف ها قرار گرفته بودم و در ذهنم روزهايي را به تصوير مي کشيدم که دخترم صاحب شوهري ثروتمند و زندگي مجللي شود و بتواند جلوي دخترهاي فاميل از همه يک سر و گردن بالاتر باشد. آن روز با شهره به خانه برگشتيم و در مورد اين ماجرا به شوهرم چيزي نگفتيم. اگر چه دختران خواهرم خيلي زود متوجه شدند که قرار است شهره با جواني پولدار ازدواج کند. متاسفانه از آن به بعد دخترم هر موقع مي خواست به ديدن پسر مورد علاقه اش برود بهانه اي پيدا مي کردم تا به مادر آرش عرض احترامي بکنم و خودم دخترم را راهي آن خانه لعنتي کنم. مدتي گذشت و رفتار شهره تغيير کرد و ديگر با آرش تماسي نداشت. من از او پرسيدم که چرا اين قدر ناراحت هستي؟ شهره جواب داد پسر مورد علاقه اش او را به موادمخدر معتاد کرده است و پس از سوءاستفاده هاي مکرر حالا مي گويد که ما به درد هم نمي خوريم و نمي توانيم با هم ازدواج کنيم. با شنيدن اين حرف  دنيا روي سرم خراب شد و به سرعت خودم را به خانه آرش رساندم اما مادر اين پسر جوان خيلي خونسرد گفت: تصميم داريم پسرم را به خارج از کشور بفرستيم و او معتقد است که نمي تواند با شهره خوشبخت شود. مثل اين که اين دختر علف تلخي براي بزي ما بوده است و ...!
 
---------------------------------------
 

فيش حقوقي عجيب‌ فروشنده را شوكه كرد

يك بازارياب و فروشنده وسايل كمكهاي اوليه پس از مشاهده برگه حقوق خود دچار شوك شد!
به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از مركز اطلاع رساني "The local "، يك فروشنده و بازارياب كمكهاي اوليه در سوئد پس از اينكه صورت حساب حقوق خود را مشاهده كرد دريافت كه تنها دو كرون (معادل 300 تومان) به حساب او واريز شده است!
نكته جالب توجه اينكه مبلغ كل حقوق اين فرد سه كرون بوده است اما پس از كسر ماليات تنها دو كرون براي او باقي مانده است .
مسئولين شركتي كه اين فروشنده به استخدام آن در آمده است اعلام كرده اند كه تقلبي در اين خصوص صورت نگرفته و اين مبلغ حق وي است!
مقامات اين شركت عنوان كرده اند كه فرد فروشنده در مواردي كارهاي غير ضروري صورت داده و به شركت هزينه تحميل كرده است .
فروشنده سوئدي عنوان كرده است كه با مشاهده فيش حقوقي خود به شدت شوكه شده و چنين مسئله اي براي او غير قابل باور است .
كارفرماي اين فرد اعلام كرده است كه حاضر است در دادگاه نيز از تصميم خود مبني بر واريز اين حقوق اندك به حساب كارگر خود دفاع كند.
 
--------------------------------------
 

قهر زن نتوانست مرد بيكار و پرتوقع را تنبيه كند

مردي در دادگاه خانواده گفت: مي‌خواهم از همسرم كه به دليل بيكاري‌ام خانه را ترك كرده و بازنمي‌گردد، جدا شوم.
به گزارش خبرنگار اجتماعي باشگاه خبري فارس «توانا»، مردي با مراجعه به دادگاه خانواده شهيد محلاتي دادخواست جدايي خود را به قاضي شعبه 254 اين مجتمع قضايي خانواده ارائه كرد.
اين مرد 32 ساله در حضور قاضي اين شعبه با بيان اينكه همسرم خانه را ترك كرده و تمكين نمي‌كند، گفت: بارها به دنبال همسرم رفتم ولي او از بازگشت امتناع كرد و من ديگر مجبور به جدايي هستم.
وي با اشاره به اينكه همسرم به دليل بيكاري من، خانه را ترك كرده و بارها به دنبالش رفتم اما او بازنگشته است، افزود: جدايي بهترين راه حل است چرا كه در حال حاضر نيز ما جدا از يكديگر زندگي مي‌كنيم و دور از هم هستيم، گويي زن و شوهر نيستيم.
مرد بار ديگر در برابر قاضي اين پرونده لب به سخن گشود و با بيان اينكه حدود 5 سال از زندگي مشترك‌مان مي‌گذرد، گفت: همسرم شاغل بود و خرج خانه را او مي‌داد و از من خواسته بود تا سر كار بروم ولي من تمايل به كاري دارم كه در شأن من باشد چرا كه مدرك ليسانس مكانيك دارم و تن به هر كاري نمي‌دهم؛ همسرم نتوانست اين موضوع را تحمل كند و خانه را ترك كرد.
قاضي بعد از شنيدن اظهارات مرد و به دليل عدم حضور زن در دادگاه، حكمي صادر نكرد و جلسه را به روزي ديگر موكول كرد.
Bookmark and Share
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۰
انتشار یافته: ۱
سیاوش
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۰۳:۱۶ - ۱۳۹۰/۱۰/۲۴
0
1
با سلام
اینجانب با همسری مهربان و فداکار زندگی میکنم که تازه معنای زندگی مشترک زیبا رو بعد از طی ده سال و یک ماه و یک روز زندگی ناموفق قبلی میچشم
واقعا چه زیباست که آدم همسری داشته باشد که از صمیم قلب دوستش داشته باشد و به او بتواند اتکا کند و او را دوست داشته باشد
من بعد از یک جدایی تلخ
دوباره ازدواج کردم
هرگز فکر نمیکردم که زندگی من بشه روزی شیرین باشه
هرچه به نامزد سابقم خوبی میکردم در جواب بدی میدیدم
واقعا از زندگی سیر شده بودم
اما الان واقعا میفهمم زندگی یعنی چه
خدایا ازت متشکرم و واقعا دوستت دارم که به یاد بنده دل شکسته ای مثل من هم بودی که در این دنیا بدون نیمه گم شده نمونه
واقعا ازت ممنونم خدا :)
نظرات بینندگان:
نام:
ایمیل:
* نظر: