کد خبر:۴۸۳۲
تاریخ انتشار: ۰۳ اسفند ۱۳۸۹ - ۱۰:۰۲
تعداد بازدید: 4288
print نسخه چاپی
send ارسال به دوستان
saveذخیره
درخواست طلاق براي تغيير چهره
مرد جوان به محض بازگشت از مسافرت خارج وقتي با چهره جديد همسرش روبه‌رو شد به دادگاه خانواده رفت و تقاضاي طلاق داد.

مرد جوان به محض بازگشت از مسافرت خارج وقتي با چهره جديد همسرش روبه‌رو شد به دادگاه خانواده رفت و تقاضاي طلاق داد.

مرد جوان كه انگار دل‌ پردردي داشت ، به قاضي عموزادي از شعبه 268 دادگاه خانواده گفت: 7 سال قبل و خيلي اتفاقي با همسرم آشنا شدم. آن روز در حال رفتن به محل كارم بودم كه دختر جواني – مبينا – كه ساك بزرگي در دست داشت به طرفم آمد و در حالي كه كاغذ كوچكي در دست داشت پرسيد: پلاك 16 كجاست؟ با اين‌كه مي‌دانستم پلاك خانه خودمان است، آنجا را نشانش دادم خيلي هم كنجكاو بودم كه بدانم با خانه ما چه كار دارد. اما به دليل اين‌كه براي رسيدن به شركت عجله داشتم راهي محل كارم شدم اما آن روز تمام فكرم در خانه بود و آن ميهمان ناشناس. پس از پايان كارم وقتي به خانه برگشتم متوجه شدم «مبينا» دوست و هم‌دانشگاهي خواهرم است كه 4 سال قبل در شهرستان هم خانه بوده‌اند و حالا هم براي كار به تهران آمده بود اما به دليل اين‌كه برادرش به مسافرت خارج از كشور رفته بود چند روزي ميهمان خانه ماشد.چند روزي كه مبينا در خانه ما بود همه چيز حال و هواي ديگري داشت همه شاد و خوشحال بوديم. زيرا پس از فوت پدرم مدت‌ها بود كه شادي را در چهره مادر و خواهرم نديده بودم. همان موقع بود كه احساس كردم حس عجيبي به مبينا دارم. مادرم كه به خوبي مرا مي‌شناخت به رفتارهايم مشكوك شده بود. با اين حال چند روز بعد «مبينا» به خانه برادرش رفت و از همان موقع جاي خالي‌اش را بشدت احساس كردم. مادرم كه متوجه موضوع شده بود كمي با من حرف زده چند روز بعد هم خبر خوشي برايم آورد.
«مبينا» هم به من علاقه‌مند بود و به درخواست ازدواجم جواب مثبت داده بود. بنابراين پس از مدت كوتاهي با برپايي جشن عروسي، زندگي مشتركمان را آغاز كرديم. اما افسوس كه از حدود دو سال قبل و همزمان با اصرارهاي همسرم براي عمل‌هاي جراحي زيبايي در صورتش شرايط زندگي ما بشدت تغيير كرد. چرا كه من مخالف جراحي پلاستيك صورتش بودم و چهره او را همان گونه كه ديده بودم مي‌پسنديدم. اما همسرم كه به خاطر برخي مشكلات روحي و افسردگي احساس مي‌كرد چهره‌اش زشت شده همچنان بر عمل‌هاي جراحي زيبايي اصرار داشت. چند ماه قبل براي يك مأموريت كاري راهي خارج از كشور شدم. اما وقتي بعد از يكماه به خانه برگشتم در كمال ناباوري با چهره عجيب و غريب و بشدت تغيير يافته همسرم روبه‌رو شدم. باور كنيد اول او را نشناختم. بنابراين پس از مشاجره شديد ابتدا تصميم گرفتم از پزشك مبينا شكايت كنم چرا كه بدون رضايت من جراحي را انجام داده بود. اما بعد پشيمان شدم و سعي كردم كه با چهره جديد همسرم كنار بيايم و او را بپذيرم. اما افسوس كه بي‌فايده بود و به همين دليل كم‌كم از او دورتر و دورتر شدم و ديگر نمي‌توانستم با چهره جديدش ارتباط برقرار كنم. چرا كه او را زن ديگري مي‌ديدم! بنابراين وقتي به حالت قهر از خانه رفت و ديگر بازنگشت تصميم به طلاق گرفتم. پس از پايان حرف‌هاي مرد جوان، همسرش كه تا آن لحظه سكوت كرده و آهسته اشك مي‌ريخت به قاضي گفت: قبول دارم كه اشتباه كرده‌ام اما باور كنيد وقتي احساس كردم چهره‌ام پير و زشت شده گمان بردم كه همسرم را از دست مي‌دهم و اين فكر همانند خوره به جانم افتاده بود و يك لحظه هم رهايم نمي‌كرد. بنابراين تصميم گرفتم با تغيير چهره‌ام جذابتر و زيباتر شوم. حالا اگر تحمل چهره‌ام براي شوهرم مشكل است با طلاق موافقم حتي حاضرم همه حق و حقوقم را ببخشم تا شوهرم خوشبخت شود. قاضي عموزادي پس از شنيدن اظهارات زوج جوان و پس از دقايقي گفت‌وگو، از آنها خواست با مراجعه به يك مركز مشاوره خانواده براي حل مشكلاتشان تلاش كنند تا شايد زندگي‌شان از هم نپاشد. بدين‌ترتيب زوج جوان با درخواست قاضي دادگاه يكماه براي تصميم‌گيري نهايي فرصت گرفتند.
 
--------------------------------------
 
لبخند سرد

من دزد نيستم و مي خواستم کفش و لباس نو بخرم. مادرم قول داده بود که امروز با هم به بازار برويم و خريد کنيم. اما بدشانسي آوردم و دستگير شدم. دختر بچه ۹ ساله که هنگام دخل زني از داخل فروشگاهي بزرگ دستگير شده پس از انتقال به کلانتري در گوشه اي نشسته بود و گريه مي کرد. او به سوالات افسر پليس جوابي نمي داد و فقط التماس مي کرد که اجازه بدهند به خانه برگردد. سارا پس از گفت وگويي کوتاه با کارشناس اجتماعي پليس خراسان رضوي گفت: پدرم فوت کرده است و مادرم به موادمخدر اعتياد دارد. او گدايي را به من و خواهر ۱۲ ساله ام يادداده است و ما هر روز ۳ نفري در خيابان ها کار مي کنيم. مادرم هر شب پول هاي من و خواهرم را مي گيرد و کريستال مي خرد. سارا خودش را روي صندلي جابه جا کرد و در حالي که دست هاي کوچکش را زير چانه اش گذاشته بود با نگاهي معصومانه افزود: يک برادر کوچولو هم داشتم که ۳ سال قبل گم شد و ما هيچ خبري از او نداريم. خواهرم مي گويد شايد مامان، برادرمان را فروخته باشد و من و تو بايد بزرگ که شديم برادرمان را پيدا کنيم. سارا ادامه داد: يک روز که براي گدايي به پارک رفته بوديم من هوس کردم کمي تاب بازي کنم ولي مادرم ناراحت شد و به دليل بازيگوشي کتکم زد و گفت: ما براي کار به اين جا آمده ايم!
من از اين برخورد مادرم خيلي ناراحت شده بودم و مي خواستم فرار کنم اما خواهرم گفت: مامان ما بهترين مامان دنياست و ما نبايد به او بي احترامي کنيم. دخترک لاغر اندام آهي کشيد و گفت: مدتي است که خرج مادرم زياد شده است و اگر من و خواهرم يک روز پول کمتري برايش ببريم با عصبانيت کتک مان مي زند. مامانم مي گويد با اين مقدار پول، نصف پول خريد کريستال من جور نمي شود و حتما شما ۲ تا هم مي خواهيد باد هوا بخوريد. مامان يادمان داد که من و خواهرم چه طوري در بين روز گدايي را چند دقيقه اي تعطيل کنيم و از دخل مغازه ها پول برداريم.وي در حالي که به کفش هاي کهنه و پاره اش نگاه مي کرد لبخند سردي زد و گفت: مامانم قول داد که امروز پول هايم را نگيرد و با هم به خريد برويم. من و خواهرم قصد داشتيم براي مامان کفش و لباس بخريم چون خواهرم از روي شناسنامه او فهميد که فردا شب جشن تولدش است او در پاسخ به اين سوال که چه آرزويي داري؟ جواب داد: دوست دارم به مدرسه بروم و درس بخوانم و بچه خوبي باشم.
با پي گيري هاي به عمل آمده از سوي کارشناس اجتماعي پليس خراسان رضوي، يکي از نيکوکاران حامي کودکان بدسرپرست براي حمايت قانوني و پشتيباني از اين ۲ خواهر بي گناه اعلام آمادگي کرد و اقدامات قانوني لازم در اين باره به عمل آمده است.
 
---------------------------------------
 
زن عموي ندا كوچولو: من بيمار رواني هستم!

گروه حوادث، حميده گودرزي «من بيمار رواني بوده و هستم اما هيچ وقت براي معالجه به روانپزشك مراجعه نكردم. به همين خاطر در لحظه‌هايي كه عصباني مي‌شدم، نه تنها «ندا» بلكه شوهر و 2 فرزندم را نيز بشدت كتك مي‌زدم و بعد هم گريه مي‌كردم و كم كم آرام مي‌گرفتم.»
اين بخشي از گفته‌هاي زن عموي «ندا كوچولو» در آخرين جلسه بازجويي بود.به گزارش خبرنگار ما، «فاطمه»- 30 ساله- كه ديروز همراه وكيل مدافعش براي بازجويي به دادسراي ناحيه 6 تهران احضار شده بود، با اشاره به رفتارهاي خشونت‌آميزش در خانواده، به بازپرس عباس خوشكام گفت: قبل از اين كه «ندا كوچولو» براي زندگي به خانه ما بيايد، بيماري روحي- رواني داشتم و پيوسته بر سر هر موضوع كوچكي داد و فرياد راه مي‌انداختم؛ به طوري كه همسايه‌ها از شدت فريادهايم به خانه مي‌آمدند و وقتي با چهره برافروخته و عصباني‌ام روبه‌رو مي‌شدند، از من مي‌خواستند كه به دكتر بروم و خودم را معالجه كنم اما هيچ گاه اين كار را نكردم! با اين حال هيچ وقت تنها «ندا» را كتك نمي‌زدم، بلكه وقتي عصباني مي‌شدم، اعضاي خانواده‌ام را كتك مي‌زدم و بعد هم كلي گريه مي‌كردم، آن وقت آرامش مي‌يافتم. وكيل مدافع متهم نيز در ادامه با اشاره به بيماري رواني فاطمه گفت: اعضاي خانواده و همسايه‌هاي موكلم حاضرند شهادت دهند كه وي بيمار رواني بوده است و قصد قتل «ندا» را نيز نداشته است، بلكه اين موضوع فقط يك اتفاق بوده است، چرا كه آن روز «فاطمه» عصباني بود و «ندا» را هم داخل حمام انداخته بود كه ناگهان سرش به ديوار خورد. حالا هم تقاضا دارم براي صحت گفته‌هايم، «فاطمه» معاينه رواني شود. بدين ترتيب بازپرس پرونده پس از ختم اين جلسه، از كارشناسان پزشكي قانوني خواست پس از انجام معاينات و بررسي‌هاي لازم،‌ نتايج تحقيقات را به دادسرا اعلام نمايند.گفتني است، پيكر نيمه جان «ندا كوچولو» روز دوشنبه 25 مرداد امسال به بيمارستاني در مركز تهران منتقل شد. پزشكان با مشاهده آثار جراحت، سوختگي و ضرب و شتم شديد روي پيكر نيمه جان دخترك، موضوع را به پليس اطلاع دادند. همزمان با شروع تحقيقات قضايي، پليسي در اين باره، «ندا» پس از 18 روز جدال با مرگ، روي تخت بيمارستان جان سپرد. از سوي ديگر، زن عموي دختربچه كه بازداشت شده بود، سرانجام بعد از 51 روز سكوت در بازجويي‌‌ها، لب به اعتراف گشود و ماجراي مرگ تلخ دختربچه بي‌گناه را فاش كرد.

 
-------------------------------------
 
لبخند سرد
 
نويسنده: حميدرضاناسخ
 
روز يکشنبه در همين صفحه نوشتيم که «عقرب سياه»  در دومين محاکمه در شعبه ۷۹ دادگاه کيفري تهران از اتهام تجاوز به عنف ۳۰ زن و دختر جوان تبرئه شد، هرچند که اين حکم هنوز به تاييد ديوان عالي کشور نرسيده است و راه نيز براي اعتراض شاکيان باز است. در سال ۸۶ نيز جنايتکاري ديگر که جنايات او دست کمي از عقرب سياه ندارد، چندين زن را موردآزارواذيت قرار داد و در نهايت وي در شعبه ۸۰ دادگاه کيفري استان محاکمه شد و آن گونه که فارس گزارش داد براي اين متهم تنها ۱۰۰ ضربه شلاق و ۷ سال زندان به عنوان مجازات تعيين شد و متهم ۲۵ ساله به نام حسن و معروف به «کثافت» که هم اکنون دوران حبس خود را مي گذراند، تقاضاي عفو کرده است که با اين تقاضاي وي مخالفت شده است.جنايت شيطاني «کثافت» پس از آن فاش شد که در تابستان ۸۶ بلوتوثي مشمئز کننده در بين مسافران متروي کرج منتشر شد. در اين فيلم چند دقيقه اي ديده مي‌شده که متهم مذکور و همدستانش زن جواني را در داخل يک باغ متروکه به زور مورد آزار و اذيت قرار مي دادند و به التماس هاي وي نيز توجهي نمي کردند. هنگامي که از سوي قاضي فخرالدين جعفرزاده، سرپرست دادسراي جنايي دستور ويژه اي براي دستگيري متهم صادر شد، مشخص شد که حسن معروف به «کثافت» از افراد شرور منطقه سرآسياب است که در به آتش کشيدن ۲ پمپ بنزين نيز نقش داشته است و طي اجراي طرح امنيت اجتماعي دستگير و به زندان رجايي شهر منتقل شده است. متهم در روز ۳ شهريور ۸۶ براي تحقيقات از وي به دادسراي جنايي تهران انتقال يافت و پس از نمايش بلوتوث اعتراف کرد به دليل اين که زن مذکور موضوع شرارت هاي من را به پليس گزارش داد، او را ربودم و به يک باغ متروکه در حوالي کرج کشاندم و به اتفاق ۸ نفر از دوستانم وي را مورد آزار و اذيت قرار داديم و حتي وقتي او به من و دوستانم التماس مي کرد، از التماس هايش لذت مي بردم.او در ادامه اعترافاتش گفت: حدود ۹ زن و دختر را پس از ربودن به اين باغ متروکه که به «باغ وحشت» معروف است، منتقل کرديم و پس از آزار و اذيت شان از آن ها فيلم و عکس گرفتيم. چند روز پس از اين اعترافات، ماموران ۴ نفر از همدستان او را در شهرهاي مختلف شناسايي کردند که تلاش براي دستگيري آن ها ادامه دارد.پس از انتشار خبر دستگيري شرور «باغ وحشت» رئيس قوه قضاييه دستور ويژه اي براي رسيدگي سريع به اين پرونده صادر کرد. پرونده حسن، در شعبه ۸۰ دادگاه کيفري تهران مورد رسيدگي قرار گرفت. اما از حکم آن کمتر در رسانه ها چيزي درج شد تا آن که فارس براي اطلاع از سرنوشت اين متهم به سراغ مسئول سابق واحد اجراي احکام دادسراي جنايي رفت که اين مقام مسئول عنوان کرد: براي حسن تنها ۱۰۰ ضربه شلاق و تحمل ۷ سال زندان در نظر گرفته شده و او در حال گذراندن دوران محکوميت خود است.وي گفت: متهم چندي قبل درخواست عفو و بخشودگي باقي مانده دوران محکوميت اش را داده بود که مورد موافقت قرار نگرفت. وقتي از قاضي واحد اجراي احکام سوال شد که در پرونده قيد شده بود، متهم به زور زن جوان را به باغ کشانده است گفت: زني که در فيلم مورد ضرب و شتم قرار مي گيرد مدعي شده بود که خودش به ميل خود و با رضايت کامل به مخفيگاه حسن رفته است و به هيچ عنوان ربودني در کار نبوده است و اين علم براي قاضي به وجود آمد و دادگاه براي رابطه نامشروع و ساير جرائم وي براي او شلاق و حبس در نظر گرفته است.صدور چنين حکمي براي سر کرده باند «باغ وحشت» اگر چه مي تواند تا حدودي مرهمي بر زخم هاي قربانيان باشد ولي هرگز اين حکم افکار عمومي را قانع نخواهد کرد و اين سوال پيش مي آيد که چگونه زني که در فيلم التماس مي کند، خود به پاي خويشتن به «باغ وحشت» رفته باشد؟ اين نکته را نيز بايد گفت که متهم به آزار و اذيت ۹ زن و دختر ديگر نيز به همين شيوه اعتراف کرده بود، و اگر بر فرض که زن مورد اشاره در فيلم گفته است با رضايت به «باغ وحشت» رفته است، چگونه علم قاضي اين موضوع را تاييد کرده است؟ هر چند گفته مي شود هشدار داده شده است که قضات زياد بر مبناي علم خويش عمل نکنند. حال سوال اين است در دوره رياست کنوني قوه قضاييه که دستور ويژه براي محاکمه و مجازات متجاوزان به نواميس مردم، آن هم در اسرع وقت داده شده است، آيا نمي توان با رجوع دوباره به پرونده دوباره افرادي مثل سرکرده باند «باغ وحشت» را محاکمه کرد؟

طبق ماده ۱۸ و در صورت پيدا شدن دلايل جديد، رئيس قوه قضاييه مي تواند تجويز اعاده دادرسي کند

سيدجلال عزيزي از قضات سابق ديوان عالي کشور مي گويد: اگر دليل جديدي پيدا شود تا به موجب آن به متهم اتهامي وارد شود، رئيس قوه قضاييه مي تواند براساس ماده ۱۸ طبق وظايف و اختيارات خود، هر چند هم که از زمان صدور حکم گذشته و متهم در حال تحمل کيفر باشد ، دوباره تجويز اعاده دادرسي کند.اما اگر دلايل جديد پيدا نشود چون حکم قطعي شده حتي اگر يکي از شاکيان نيز اکنون به حکم اعتراض کند رئيس قوه قضاييه نمي تواند تجويز اعاده دادرسي کند.اين قاضي بازنشسته در مورد 100 ضربه شلاق متهم به نام «حسن» دراين پرونده گفت: اين حکم نشانگر آن است که متهم عمل زنا را انجام داده است. چرا که مجازات زنا براي کسي که مجرد است حد ۱۰۰ تازيانه است.

تجمع شاکيان «عقرب سياه» در اعتراض به حکم صادره مقابل دادگستري برگزار نشد
براساس شنيده‌ها، قرار بود شاکيان اين پرونده در اعتراض به حکم صادره، روز يکشنبه در مقابل ساختمان دادگستري و دادگاه کيفري استان تهران تجمع کنند که اين تجمع به دلايلي برگزار نشد.به گزارش فارس، جوان معروف به «عقرب سياه» و متهم به ربودن، آزار و اذيت و سرقت اموال 30 زن و دختر جوان، بعد از محاکمه در شعبه 79 دادگاه کيفري از اتهام تجاوز به عنف تبرئه شد.نظرات غيررسمي که روزهاي قبل از صدور حکم، درباره رأي اين پرونده منعکس شده بود، نشان دهنده اين بود که يک نفر از قضات اين شعبه، قائل به 2 بار اعدام اين متهم بود اما 4 نفر ديگر،‌ قائل به اين مسئله نبودند و نظر به تبرئه وي از اتهام تجاوز به عنف داشتند؛ اما در نهايت متهم اين پرونده با نظر 3 نفر از مستشاران، تبرئه شد.منبع:خراسان
 
 
---------------------------------

طلاق به‌خاطر سریال‌های فارسی‌وان
 
تماشای سریال از شبکه ماهواره‌ای «فارسی‌وان»، موجب بروز اختلاف بین یک زوج جوان شد؛ تا جایی که این زوج با حضور در دادگاه خانواده، دادخواست طلاق توافقی دادند. زن جوان در حالی که مقابل قاضی عموزادی، رئیس شعبه 268 دادگاه خانواده قرار گرفته بود، از علاقه‌اش به سریال‌های ماهواره‌ای گفت و مدعی شد: 20 روز پیش در حالی که سرگرم تماشای یکی از این سریال‌ها بودم، همسرم از سر کار به خانه بازگشت. او بعد از عوض کردن لباس‌هایش به حمام رفت و درست زمانی که فیلم به جای حساسش نزدیک شده بود، مرا صدا زد و از من یک قالب صابون خواست تا دست‌هایش را بشوید. من کمی به درخواست همسرم بی‌توجهی کردم و همین مساله موجب شد او عصبانی شود. زن جوان ادامه داد: همسرم با عصبانیت مقابل تلویزیون قرار گرفت و از من خواست تا به او یک قالب صابون بدهم. من هم که از رفتار همسرم ناراحت شده بودم، دیگر با او صحبت نکردم و همین اتفاق موجب شد تا در طول مدت کوتاهی چندین‌بار با هم مشکل پیدا کنیم و اختلاف‌مان شدیدتر شود. وی در ادامه اظهاراتش گفت: ما با هم در طول چند سال زندگی مشترک هیچ‌وقت مشکلی نداشتیم و با خوبی و خوشی زندگی می‌کردیم ولی انگار سریال‌های ماهواره‌ای بهانه‌ای بود برای اینکه من و همسرم متوجه شویم با هم مشکل داریم و حالا چون تحمل این شرایط برایمان ممکن نیست، می‌خواهیم به صورت توافقی از یکدیگر جدا شویم. در ادامه جلسه دادگاه، مرد جوان نیز در پاسخ به سوال قاضی درباره دلیل جدایی از همسرش گفت: من و همسرم با هم بر سر مسائل مختلف توافق نظر نداشتیم اما همدیگر را تحمل می‌کردیم. حالا متوجه شده‌ام که همسرم به دیدن سریال‌های ماهواره‌ای بیشتر از نیازهای من اهمیت می‌دهد، بنابراین جدایی درخواست 2 طرفمان است و ما هر دو به این نتیجه رسیده‌ایم. قاضی عموزادی در ابتدا با توجه به اظهارات زوج جوان، آنها را برای ادامه زندگی تشویق کرد و از آنها خواست به مشاور مراجعه کنند اما زمانی که با پافشاری این زوج جوان در اجرای حکم طلاق رو‌به‌رو شد، حکم به جدایی آنها داد
 
 
----------------------------------

سرنوشت عامل بلوتوث وحشت در زندان
 
عامل بلوتوث وحشت که در آن مرد شروری زن جوانی را کتک زده و با بی‌اعتنایی به التماس‌هایش با ناسزاهای زیادی او را وادار به تسلیم می‌دارد، تا پایان دوران محکومیت باید در زندان بماند. تابستان سال 86 بین برخی از شهروندان که عمدتا در متروی کرج تردد داشتند بلوتوثی منتشر شد که حکایت از یک جنایت سیاه داشت. در این بلوتوث چند دقیقه‌ای مرد جوان شروری به نام حسن که بعدها مشخص شد نام او حسن معروف به کثافت است در طول فیلم زن جوانی را مورد آزار و اذیت قرار داده و به هیچ عنوان به خواهش و التماس این زن بی‌گناه توجهی نمی‌کند. این فیلم به دلیل دیالوگ‌های مطرح شده و همچنین اعمال منافی عفت حسن با این زن جوان به قدری دردناک بود که واکنش عمومی را به همراه داشت و به این ترتیب دستگیری این شرور در دستور کار پلیس قرار گرفت. در این فیلم نشان داده شده بود که حسن و همدستانش زن جوان را به باغ متروکه‌ای منتقل کرده و با وجود التماس‌های زن، او را مورد تجاوز قرار می‌دهند و در تمام این مراحل از وی فیلم تهیه می‌کنند. هیچ‌کس نمی‌دانست که برای پیگیری این موضوع به کدام‌یک از بخش‌های پلیس باید مراجعه کند تا اینکه این فیلم در تلفن همراه یک متهم دستگیر شده در شعبه دوم دادیاری دادسرا مشاهده شد. دقایقی بعد این فیلم از سوی فخرالدین جعفرزاده، سرپرست دادسرای جنایی مشاهده و با توجه به ابعاد تکان‌دهنده این فیلم، وی دستور ویژه‌ای را خطاب به دادیار شعبه دوم دادسرای جنایی صادر کرد تا این متهم دستگیر شود و به سزای اعمال مجرمانه خود برسد. با آغاز تحقیق از سوی دادیار سلیمانی، مشخص شد؛ این فیلم به نام مرد شروری تحت عنوان حسن ثبت شده است؛ شرور سابقه‌داری که با چند سابقه کیفری، برای مردم محله سرآسیاب در منطقه کرج سلب آسایش می‌کرده است. در بررسی سوابق حسن معروف به کثافت نکات مهمی مشخص شد از جمله اینکه این فرد در به آتش کشیدن 2 پمپ بنزین دست داشته و همین امر نشان داد این فرد یک شرور سابقه‌دار است. وقتي مشخص شد متهم تبهکار پس از اجرای طرح امنیت اجتماعی دستگیر شده و در زندان رجایی‌شهر به سر می‌برد، به دادسراي جنايي تهران منتقل شد. حسن در بازجويي‌ها زبان به اعتراف گشود و پرده از اعمال تبهکارانه خود و 7 نفر از دوستانش در باغ وحشت برداشت. متهم در اعترافات خود مدعی شد 25 سال سن دارد و پس از ربودن زنی که در فیلم ديده مي‌شود، قصد انتقام از وی را داشته، زیرا او موضوع نزاع و درگیری و شرارت‌های وی را به پلیس گزارش کرده است.
 
وي در ادامه گفت: 9 زن و دختر را پس از ربودن به این باغ متروکه که به باغ وحشت معروف است، منتقل و پس از آزار و اذیت‌شان، از آنها فیلم و عکس تهیه کرده بودیم. پرونده حسن در شعبه 80 دادگاه کیفری استان تهران بازگشایی و مقرر شد تا قضات این دادگاه برای وی و همدستانش حکمی صادر کنند و برای حسن تنها 100 ضربه شلاق و تحمل 7 سال زندان در نظر بگیرند که این حکم تأیید شده و هم‌زمان با زندانی بودن حسن کثافت حکم ضربات شلاق اجرا شد. حسن، چندی پیش درخواست عفو و بخشودگی مابقی دوره محکومیتش را داده بود که این درخواست مورد موافقت واقع نشد و به این ترتیب حسن باید تا پایان دوره محکومیتش در زندان بماند.
Bookmark and Share
نظرات بینندگان:
نام:
ایمیل:
* نظر: