کد خبر:۴۸۰۷
تاریخ انتشار: ۲۷ بهمن ۱۳۸۹ - ۰۹:۰۷
تعداد بازدید: 2990
print نسخه چاپی
send ارسال به دوستان
saveذخیره
يك آلماني با سوءاستفاده جنسي از نادختري خود 7 بچه دارد
مرد 48 ساله آلماني متهم به تجاوز به نادختري خود و نيز سوء استفاده از دختر تني و پسر ناتني خود در خانه محل زندگي شان مظنون است
مرد 48 ساله آلماني متهم به تجاوز به نادختري خود و نيز سوء استفاده از دختر تني و پسر ناتني خود در خانه محل زندگي شان مظنون است

به گزارش خبرگزاري فارس، يك مرد 48 ساله آلماني به اتهام تجاوز جنسي به نادختري خود و داشتن هفت فرزند از وي دردادگاه محاكمه مي شود.
سي ان ان در گزارش به اين محاكمه پرداخت و نوشت اين مرد در دادگاه با اتهام سوء استفاده جنسي از نادختري خود به مدت بيش از 20 سال مواجه است.
وي همچنين به سوء استفاده از دختر تني و پسر ناتني خود در خانه محل زندگي شان مظنون است. او همچنين به مجبوركردن دخترتني و دختر ناتني اش به خودفروشي متهم شده است.

اين پرونده قضايي توجه مردم سراسر المان با به خود جلب كرده است و دادگاه محاكمه فرد متهم در دادگاه ايالتي كوبلنتس برگزار مي شود.

در كيفرخواست صادر شده براي اين مرد چهل و هشت ساله ، 350 مورد اتهام سوء استفاده جنسي، تجاوز و مجبور كردن افراد به خود فروشي بين سال هاي 1987 و 2010 ميلادي قيد شده است.
 
--------------------------------------
 
در دادگاه خانواده

زن: اعتياد شوهرم آبرويم را برده است

زني در دادگاه خانواده گفت: به دليل اعتياد و مصرف مواد مخدر توسط شوهرم به صورت علني ، ديگر نزد داماد‌هايم نيز آبرويي برايم نمانده است و بايد هر چه زودتر از شوهرم جدا شوم.
به گزارش فارس، زني ميانسال با مراجعه به دادگاه خانواده شهيد محلاتي دادخواست جدايي خود را به قاضي يكي از شعب ارائه كرد.
اين زن در مقابل قاضي شعبه 245 اين مجتمع قضايي خانواده با بيان اينكه رفتار شوهرم ديگر غير قابل تحمل شده است، گفت: شوهرم هنگام مصرف مواد مخدر بسيار خشن شده و فقط به من و اقوامم فحش مي‌دهد؛ ديگر تحمل اين زندگي را ندارم چرا كه هر روز ميزان مصرف شوهرم بيشتر مي‌شود و كسي نمي‌تواند جلوي او را بگيرد.
وي با اشاره به اينكه دو دختر متأهل دارم، افزود: شوهرم حتي از داماد‌هايش نيز خجالت نمي‌كشد و گاهي جلوي آنها مواد مخدر مصرف مي‌كند؛ ديگر آبرويي برايم باقي نمانده و مي‌خواهم هر چه سريعتر از شوهرم جدا شوم و در كنار يكي از دخترانم به زندگي ادامه دهم.
زن بار ديگر در برابر قاضي اين پرونده با بيان اينكه شغل شوهرم آزاد است، گفت: شوهرم وضع مالي خوبي دارد ولي اين موضوع برايم اهميتي ندارد و فقط خواهان دوري از او هستم.
وي بيان كرد: بعد از مشورت با دخترانم به اين نتيجه رسيدم كه امنيت جاني و روحي من نيز در خطر است؛ شوهرم با مصرف مواد مخدر حتي آبروي دخترانم را در مقابل شوهرانشان برده است و آنها از پناه و تكيه‌گاه پدرانه محروم شده‌اند.
اين زن در پايان اظهار داشت: اگر از شوهرم جدا شوم، به راحتي زندگي كرده و به فرزندانم رسيدگي بيشتري خواهم داشت چرا كه ارث زيادي از پدرم به من رسيده و مهريه‌ام را نيز سال گذشته از شوهرم دريافت كرده‌ام.
قاضي بعد از صحبت‌هاي زن حكمي صادر نكرد و رسيدگي به جلسه را به روزي ديگر موكول كرد.
 
-----------------------------------
 
حكم دادگاه صادر شد

اعدام براي 3 آدم‌رباي مأمورنما

 3 فرد شرور كه با جعل عنوان مأمور و بسيج اقدام به ربودن و آزار و اذيت يك دختر جوان كرده بودند،‌با حكم دادگاه به اعدام محكوم شدند.
به گزارش خبرنگار حوادث فارس، روز 2 آذر امسال، دختر جواني با حضور در دادسراي جنايي تهران، مدعي شد كه چند روز قبل از سوي سرنشينان يك خودرو ربوده شده و بعد از اينكه او را به حوالي تهران بردند، مورد آزار و اذيت قرار دادند.
با توجه به حساسيت موضوع، رسيدگي به پرونده در دستور كار مأموران پليس آگاهي قرار گرفت تا اينكه مدتي بعد و با توجه به چهره‌نگاري‌هاي انجام شده از سوي دختر جوان، تعدادي از متهمان شناسايي و دستگير شدند.
بعد از اينكه دختر جوان توانست تمام متهمان را شناسايي كند، متهمان نيز لب به اعتراف گشودند و مدعي شدند كه بعد از سرقت و زورگيري از چند مرد، اقدام به ربودن اين دختر جوان كرده‌اند.
يكي از متهمان گفت: شب حادثه با استفاده از سلاح قلابي اقدام به سرقت لپ‌تاپ، پول نقد و اموال چند مرد كرديم؛ بعد از آن، با استفاده از خودرويي كه صبح حادثه از منطقه نياوران ربوده بوديم، دختر جواني را به بهانه اينكه پوشش نامناسبي دارد ربوديم و خودمان را هم بسيجي معرفي كرديم.
دختر جوان درباره نحوه ربوده شدن خود توسط متهمان گفت: بعد از اينكه مرا ربودند، به ساختمان مخروبه‌اي در حاشيه تهران بردند و 3 روز در آنجا مرا نگه داشتند و بعد از اينكه 4 نفر از آنها مرا مورد آزار و اذيت قرار دادند، رهايم كردند.
با كامل شدن تحقيقات، پرونده به دادگاه كيفري استان تهران ارسال شد كه در تاريخ 17 بهمن، آخرين جلسه دادگاه در شعبه 77 و به رياست قاضي اكبر ساعي برگزار شد.
دختر جوان، بعد از اينكه تمام متهمان را شناسايي كرد، مدعي شد كه فقط يك نفر از آنها، وي را مورد آزار و اذيت قرار نداده است.
متهمان نيز با انكار اتهام آزار و اذيت شاكي، مدعي بودند كه دختر جوان در كار قاچاق و عرضه مواد مخدر مخصوصاً شيشه بوده است و به خاطر مشكلاتي كه در اين زمينه با آن‌ها داشته است، او را ربوده‌اند.
البته اين ادعا از سوي قضات دادگاه به دليل اينكه اثبات نشد، رد شد.
اين ادعاي متهمان در حالي بود كه در پرونده آنها، اتهاماتي مانند ايجاد رعب و وحشت و همچنين درگيري با مأموران پليس و همچنين حمله به كيوسك‌ ناجا وجود دارد.
بعد از اتمام اظهارات متهمان، قاضي اكبر ساعي ختم جلسه را اعلام و صدور حكم را به بعد از مشورت با مستشاران دادگاه موكول كرد.
صبح امروز، حكم متهمان اين پرونده از سوي قضات اين شعبه به شرح ذيل صادر شد:
1_ 3 نفر از متهمان به خاطر تجاوز به عنف به اعدام محكوم شدند.
2_ اين سه متهم به خاطر شركت در آدم‌ربايي به 10 سال حبس محكوم شدند. همچنين متهمان به خاطر سرقت اموال و خودرو شاكيان به 4 سال حبس و 100 ضربه شلاق محكوم شدند.
3_ متهمان به خاطر جعل عنوان مأمور و بسيج به تحمل يك‌سال حبس محكوم شدند.
4_ 2 نفر از متهمان به خاطر نگهداري موادمخدر به 100 ضربه شلاق محكوم شدند و پرونده اين افراد به اتهام حمله به مأموران و كيوسك پليس براي رسيدگي به دادگاه انقلاب ارسال شد.
 
 
--------------------------------------
 
 
ازدواج مخفي مرد، زن را مجبور به دريافت مهريه كرد

زني در دادگاه خانواده گفت: از زماني كه متوجه شدم شوهرم ازدواج كرده و درخواست طلاق داده است، خانه را ترك كرده و خواهان دريافت مهريه‌ام هستم.
به گزارش خبرنگار اجتماعي باشگاه خبري فارس «توانا»، زني با مراجعه دادگاه خانواده 2 (ونك) دادخواست مهريه 400 سكه بهار آزادي خود را به قاضي حسن عموزادي رئيس شعبه 268 اين مجتمع قضايي خانواده ارائه كرد.
اين زن ميانسال در مقابل قاضي عموزادي با بيان اينكه احتياج شديد به پول دارم، گفت: شوهرم حدود يك سال است كه به من نفقه نداده و من امروز به دادگاه آمده‌ام تا مهريه‌ام را بگيرم تا نياز مالي‌ام برطرف شود.
وي با اشاره به اينكه دو پسر و يك دختر دارم، ادامه داد: زماني كه درخواست طلاق از سوي شوهرم به درب منزل ما آمد، من خانه را ترك كرده و مهريه‌ام را خواهان شدم.
مرد در دادگاه خانواده حاضر بود و با بيان اينكه كار دولتي داشته و در كنارش كار غيردولتي نيز دارد، گفت: همسرم ترك منزل كرده است؛ او طي اين هشت سال زندگي به هر جايي كه من راضي نبودم، رفته است؛ در واقع من با اصرار و به خاطر به وجود نيامدن ناراحتي، با او موافقت مي‌كردم.
وي ادامه داد: اگر همسرم از من تنفر دارد، مي‌خواهم به صورت توافقي جدا شويم و اگر خواهان زندگي است، مي‌تواند بازگردد؛ همسرم آبروي مرا در كل فاميل برده است و از من انتظار دارد كه به زندگي ادامه دهم، من به دليل اين رفتارهايش كه هميشه در مقابل اقوام از من بدگويي مي‌كرد، درخواست جدايي دادم.
مرد ميانسال بار ديگر در حضور قاضي عموزادي بيان كرد: همسرم در برابر من تمكين خاص و عام نكرده است ولي اگر در حال حاضر خواهان زندگي باشد من حرفي نداشته و به زندگي با او ادامه مي‌دهم.
زن خطاب به قاضي اين پرونده با بيان اينكه شوهرم حرمت زندگي را نگه نداشته است، افزود: در بهمن 85 شوهرم 2 بار ازدواج كرده است و من ديگر از او زده شده و مي‌خواهم مهريه‌ام را بگيرم و در خانه ديگري زندگي كنم ولي هيچ‌گاه از او طلاق نمي‌گيرم.
مرد در خصوص پرداخت مهريه به قاضي عموزادي گفت: حاضرم چهار برابر مهريه همسرم را بپردازم ولي 70 هزار تومان آن را به عنوان مهريه مي‌دهم و مابقي را تحت عنواني ديگر مي‌پردازم چرا كه مرجع تقليد من، پرداخت اين ميزان مهريه را حرام مي‌داند.
وي بيان كرد: حرف اصلي‌ام اين است كه اگر همسرم مي‌خواهد به خانه بازنگردد، بايد طلاق بگيرد و دست از لجاجت بردارد.
پسر اين زوج در دادگاه حاضر شد و با بيان اينكه بعد از فهميدن موضوع ازدواج ديگر پدرم، رابطه خوبي با او ندارم، گفت: پدرم مي‌تواند بي‌دليل مادرم را طلاق دهد ولي خواهان طلاق توافقي يا درخواست آن از سوي مادرم است.
وي در پاسخ به سؤال قاضي عموزادي مبني بر اينكه آيا مي‌تواني خرجي مادرت را بدهي، ‌افزود: من مهندس معدن هستم و فقط خرج خود را مي‌توانم بدهم؛ پدرم ارزش خانواده را ندانست و با ازدواج‌هاي متعدد و صيغه‌هاي 99 ساله ما را از خود دور كرد؛ پدرم وضع مالي خوبي دارد و مي‌تواند به راحتي مهريه مادرم را پرداخت كند.
پسر 27 ساله در برابر قاضي عموزادي گفت: 8 ماه پيش، بعد از 25 سال زندگي، پدرم تهديد كرد كه خانه‌مان را از قيطريه به شوش منتقل خواهد كرد و ما بسيار رنجيده خاطر شديم.
وي با بيان اينكه يك برادرم در قم دانشجوست و خواهرم نيز متأهل بوده و فرزند دارد، افزود: من از ازدواج‌هاي پدرم آگاه هستم حتي او با دختري كه هم‌سن من است، عقد 99 ساله كرده است و من ديگر تحمل چنين پدري را ندارم.
زن خطاب به قاضي عموزادي گفت: نمي‌خواهم در كنار شوهرم زندگي كنم چرا كه از سال 84 او با دو منشي‌ شركت خود ازدواج كرده است و دائم عاشق يك فرد شده و با او ازدواج مي‌كند، در حقيقت من ديگر به شوهرم اعتماد ندارم.
پسر جوان بار ديگر بيان كرد: پدرم مي‌خواهد همه را مجبور كند تا كاري را انجام دهند كه او دوست دارد ولي ما زير بار نرفته و ديگر او را به پدري قبول نداريم.
قاضي اين پرونده، به دليل اينكه مهريه عندالمطالبه است تقاضاي زن را نوشت و اعلام كرد كه رأي صادرشده به دست شما خواهد رسيد و در پايان از زن خواست كه دل شوهرش را به دست آورد.
 
 
---------------------------------------
 

بازگشت مرد 6 زنه به محبت همسر اول
 
مرد در دادگاه خانواده گفت: بعد از گرفتن 6 زن تازه متوجه شدم چه اشتباهی مرتکب شده‌ام و چرا قدر محبت زن اولم را ندانستم، حال خواهان زندگی مجدد با وی هستم. مردی میانسال برای درخواست طلاق از همسرش نزد قاضی حسن عموزادی، رئیس شعبه 268 دادگاه خانواده 2 ونک رفت. این مرد بیان کرد: تا به ‌حال 6 بار ازدواج کرده‌ام و از همه همسرانم به دلایل مختلف جدا شده‌ام و این زن ششم است که در حال حاضر خواهان جدایی از او هستم. وی ادامه داد: تنها راه برای بهتر زندگی کردن، ازدواج با زن اولم است چرا که تازه متوجه شدم چه گوهر گرانبهایی را از دست داده‌‌ام. این مرد با بیان اینکه فقط خواهان زندگی با زن اولم هستم و باید در کنار او به زندگی ادامه دهم، گفت: همسر اولم به خاطر ازدواج‌های مکرر از من جدا شد و حالا درخواست بازگشت او را دارم. مرد در مقابل قاضی عموزادی گفت: زن اولم با تمام مشکلات من کنار آمد اما من قدر او را ندانستم و در حال حاضر حسرت او را می‌خورم.
 

--------------------------------

کورس خونین در بالای شهر پایتخت
 
شکست در عشق به دختر دانشجو کافی بود تا پسر پولدار به کورس خیابانی خونینی در خیابان‌های بالای شهر تهران دست بزند.
عصر 24 مردادماه بود که رهگذران در میدان تجریش با عربده‌‌کشی‌های 2 پسر جوان روبه‌رو شدند که هیچ شباهتی به اراذل و اوباش نداشتند و با لباس‌های شیک در حالی که قفل فرمان در دستانشان بود به سمت یکدیگر حمله‌ور شده بودند.

پلیس وارد عمل شد. یکی از پسران که آینه خودروی 206 وی شکسته بود فریاد می‌زد باید 2 برابر خسارت بدهد و با قفل فرمان ضربات را به سر و صورت راننده خودروی ریویی می‌زد. هر دو به هم ضربه می‌زدند تا اینکه راننده ریو با سر و صورتی خون‌آلود و ناله‌کنان روی زمین افتاد و همزمان پسر شیک‌پوش بازداشت شد. در حالی که جوان مجروح به درمانگاه انتقال داده می‌شد، مهاجم اصلی که عصبانی بود با سپردن وثیقه آزاد شد تا راننده ریو پس از بهبود به طرح شکایت بپردازد و جزئیات حادثه فاش شود. یک هفته‌ای نگذشته بود که مرد جوان با دست باندپیچی شده پیش روی دادیار عبدی از شعبه سوم دادسرای الهیه تهران حاضر شد و به طرح شکایت پرداخت. پسر جوان به دادیار عبدی گفت: «در خیابان ولی‌عصر به سمت میدان تجریش در حرکت بودم که راننده خودروی 206 کنارم توقف کرد و با زدن بوق وقتی توجهم را به خودش جلب کرد پیشنهاد داد با هم کورس بگذاریم. پذیرفتم چون از هیجان بدم نمی‌آمد. قرار شد تا نیاوران با هم مسابقه بدهیم. با سرعت حرکت کردیم که در نیاوران وقتی خواستیم بازگردیم من آینه به آینه شدم که اصلا عمدی نبود و آینه پژو 206 شکست و راننده‌اش که بعد فهمیدم کنترل اعصابش را در اختیار ندارد شروع به ناسزاگویی کرد. راستش را بخواهید ترسیدم و با سرعت خواستم فرار کنم اما او دست‌بردار نبود، در این کورس‌بازی‌ها خسارت دیدن خودرو یک امر طبیعی است اما انگار او عصبانی شده بود و تعقیبم کرد تا اینکه در میدان تجریش خودش را به من رساند. وقتی ایستادم او را دیدم که قفل فرمان برداشته و به سمت من می‌آید، من هم برای دفاع قفل فرمان را برداشتم اما اصلا قصدی برای ضربه زدن نداشتم، او ضرباتی به دستان و سر و صورتم زد، دستم زخمی شد و الان 15 بخیه خورده است، پایم نیز خیلی درد می‌کند».
 
در این مرحله دادیار عبدی، «شهرام» را که تحقیقات نشان می‌داد پسر یک تاجر پولدار است به دادسرا احضار کرد. این پسر که از حادثه خیلی ناراحت بود، گفت: «مقصر اصلی من بودم چرا که آن روز عصبانی بودم». وی افزود: «از 2 سال پیش به دختر دانشجویی دل بسته‌ام، می‌خواستم با او ازدواج کنم. دلبستگی زیادی به او داشتم و اگر یک روز خودش را نمی‌دیدم یا صدایش را نمی‌شنیدم عصبانی می‌شدم. روز دعوا، با این دختر اختلاف پیدا کرده بودم، در دانشگاه او را با پسر دیگری دیدم. وقتی به موبایلش زنگ زدم نه‌تنها با سردی جوابم را داد، بلکه با گفتن اینکه دیگر حاضر نیست با من ازدواج کند و خواستگار دیگری دارد، خواست دیگر به او زنگ نزنم و بعد تلفن را قطع کرد، هر چه زنگ زدم موبایلش خاموش بود.داغون بودم که به خانه دوست صمیمی‌ام رفتم. هر دو مشروب خوردیم و من سوار پژویم بیرون آمدم. خیلی گریه کرده بودم تا اینکه به راننده ریو پیشنهاد دادم کورس بگذاریم، باور کنید اگر در حالت عادی بودم هرگز این اتفاق نمی‌افتاد. یک آینه ارزش نداشت من وحشی‌بازی دربیاورم و می‌دانم از آن پسر باید عذرخواهی کرده و رضایت بگیرم».
 
 
--------------------------------------
 
سقط جنين!

تو خواهر بزرگ داري و به نامزدت بگو حق ندارد در دوران عقد به منزل ما رفت و آمد داشته باشد. اگر هم مي خواهيد همديگر را ببينيد هفته اي يک بار قرار بگذاريد و با هم به پارک برويد. اصلا چه معني دارد که دختر و پسر در دوران عقد با هم رفت و آمد زيادي داشته باشند و جلف بازي دربياورند؟پدر و مادر هديه که خودشان دوران عقد بسيار سختي را در ۳۰ سال قبل تجربه کرده بودند تعصب زيادي در مورد دختر جوان و دامادشان به خرج مي دادند و محدوديت هاي زيادي براي اين عروس و داماد جوان قائل مي شدند.اين زوج جوان احساس دلتنگي عجيبي داشتند و براي ملاقات يکديگر لحظه شماري مي کردند. اما هديه در رفت و آمدهايي که با شوهرش داشت باردار شد و با به وجود آمدن اين مشکل او و شوهرش مضطرب و نگران بودند و دچار افسردگي شديد شدند.زن ۲۳ ساله با گريه و التماس از شوهرش خواست تا در اين باره به کسي چيزي نگويد چون اگر خانواده اش متوجه موضوع مي شدند با تعصبي که دارند غوغا به پا مي کردند.زن و شوهر جوان با حساسيت بيش از حد در اين مورد، روزهاي بسيار بدي را پشت سر گذاشتند و هديه مدام در اين فکر بود که چگونه مشکل را حل کند. او پس از مشورت با يکي از دوستانش، نقشه اي به سرش زد و بدون آن که چيزي به شوهرش و ديگر اعضاي خانواده بگويد مرتکب خطاي بزرگي شد. زن جوان تصميم گرفت سقط جنين کند بنابراين با خريد مقداري دارو اقدام به اين کار خطرناک کرد. متاسفانه در اثر اين اقدام اشتباه، زن جوان و جنين ۴ ماهه اش دچار آسيب جدي شدند و جان خود را از دست دادند.
 
Bookmark and Share
نظرات بینندگان:
نام:
ایمیل:
* نظر: