کد خبر:۴۷۹۸
تاریخ انتشار: ۲۵ بهمن ۱۳۸۹ - ۰۸:۲۷
تعداد بازدید: 3019
print نسخه چاپی
send ارسال به دوستان
saveذخیره
مجازات مرگ برای4 ابلیس بیابان «یوردوشا»
4 عضو باند آدم‌ربايي،‌ سرقت و تجاوز به عنف از سوي دادگاه کيفري به 14 بار اعدام و قصاص و 82 سال حبس محکوم شدند.

4 عضو باند آدم‌ربايي،‌ سرقت و تجاوز به عنف از سوي دادگاه کيفري به 14 بار اعدام و قصاص و 82 سال حبس محکوم شدند. به گزارش فارس، 29 مهر سال 88 با انتقال پيکر نيمه‌جان زن جواني به بيمارستاني در شهرستان پاکدشت رسيدگي به يک پرونده مخوف آغاز شد. راننده خودروي سواري که پيکر نيمه‌جان اين زن را پيدا کرده و به کمک مأموران پليس به بيمارستاني در اين شهرستان رسانده بود مدعي شد وقتي براي کمک به طرف اين زن زخمي که کنار جاده رها شده بود رفتم، بريده بريده از سياوش، کريم و سرنشينان فراري يک پرايد حرف مي‌زد. زن 28 ساله قبل از مرگش روي تخت بيمارستان جزئيات جنايت 4پسر شرور را فاش کرد و به مأموران گفت از سوي چهار جوان شرور ربوده شده و مورد آزار و اذيت قرار گرفته است. محبوبه درباره جزئيات حادثه گفت: چند روز پيش پسر ناشناسي با تلفن همراهم تماس گرفت و پس از دقايقي گفت‌وگو ضمن عذرخواهي مدعي شد شماره‌ام را اشتباه گرفته است. اما از آن به بعد مزاحمت‌هاي تلفني‌اش ادامه يافت. تا اين‌که به صحبت‌هاي او مشکوک شدم و تصميم گرفتم در قرار ملاقاتش حاضر شوم تا بفهمم از سوي چه کسي اجير شده تا زندگي خانوادگي‌ام را متلاشي کند. صبح آن روز طبق قرار در يکي از محله‌هاي پاکدشت منتظرش شدم تا اين‌که خودروي پرايد سفيد رنگي مقابلم توقف کرد و از صداي راننده فهميدم که او «سياوش» است. پسر تبهکار همه فکر و ذهن مرا با دروغ‌هايش آشفته کرده بود که ناگهان از سوي او و 3همدستش ربوده شدم. آن ها مرا به بيابان‌هاي اطراف کشانده و قصد آزار و اذيتم را داشتند که در برابرشان مقاومت کردم اما آن ها با چاقو مرا زدند. در حالي که به شدت مجروح شده بودم بي‌رحمانه مرا مورد آزار و اذيت قرار داده و رهايم کردند و گريختند. شايد اگر راننده خودروي عبوري نجاتم نمي‌داد کسي از اين جنايت تلخ باخبر نمي‌شد. تلاش محبوبه براي زنده ماندن نتيجه نداد و او 15 روز بعد بر اثر شدت خونريزي و جراحت جان باخت. تحقيقات گسترده پليس در اين‌ زمينه ادامه داشت تا اين که مدتي بعد دختر جواني با مراجعه به مأموران پليس، اطلاعات جديدي از جزئيات جنايت سياه 4 پسر شرور در اختيار گذاشت. همزمان با به دست آمدن اين اطلاعات جديد و چهره‌نگاري متهمان از سوي شاکي، تصوير آنان در اختيار پليس قرار گرفت و سرانجام سردسته اين باند مخوف دستگير شد و از خودروي اين شرور چندين کيف زنانه، مقداري طلا و لکه‌هاي خون کشف شد. سياوش با رو به رو شدن با شاکي پرونده، به سرقت، آدم‌ربايي و آزار و اذيت 5 زن و دختر به همراه همدستانش «محمود»، «علي» و «کريم» اعتراف کرد. اعضاي شبکه نيز پس از دستگيري انگيزه خود را سرقت طلا و آزار و اذيت طعمه‌هايشان عنوان کردند. سياوش22 ساله درباره قتل زن مسافر نيز گفت: پس از تشکيل باند سرقت و ربودن زنان و دختران جوان، آن ها را شکنجه مي‌کرديم تا ماجراي سرقت، آدم‌ربايي و تجاوز را فاش نکنند. اما وقتي يکي از آن ها به شدت مقاومت کرد دوستم «کريم» با عصبانيت او را با کارد زد. مقتول نيمه‌جان بود که رهايش کرده و پا به فرار گذاشتيم. وي افزود: اما چند ساعت بعد که به محل حادثه برگشتيم تا از مرگش مطمئن شويم به جز آثار خون چيزي نيافتيم. بنابراين چند روز بعد با تلفن همراه مقتول تماس گرفتم تا خبري از او بگيرم که در نهايت دستگير شديم. بعد از اعتراف متهمان، قرار مجرميت آن ها از سوي دادسراي جنايي صادر و پرونده براي رسيدگي به دادگاه کيفري استان تهران ارسال شد؛ جلسه محاکمه روزشنبه در شعبه 71 و به رياست قاضي نورا... عزيزمحمدي و به صورت غيرعلني برگزار شد. در جلسه محاکمه، ابتدا نماينده دادستان با بيان کيفرخواست گفت: سياوش 27 ساله، متهم به 5 فقره تجاوز به عنف و معاونت در قتل عمدي زني به نام «محبوبه» است. محمود 25 ساله، متهم به 4 فقره تجاوز،‌ علي 26 ساله،‌ متهم به 3 فقره تجاوز و کريم 31 ساله، متهم به يک فقره تجاوز و مباشرت در قتل عمدي «محبوبه» است. بنابراين تقاضاي اشد مجازات قانوني آن ها را دارم. در ادامه جلسه محاکمه نيز همسر محبوبه به عنوان قيم فرزندش خواستار قصاص و مجازات عاملان قتل همسرش شد و گفت: همسرم در آخرين لحظه‌هاي زندگي اش ماجراي تلخي را فاش کرد و از مزاحمت‌هاي تلفني پسر ناشناسي پرده برداشت. او براي حفظ زندگي‌مان بدون اطلاع من، روز حادثه براي گفت‌وگو با مرد ناشناس با وي در يکي از محله‌هاي پاکدشت قرار ملاقات گذاشته بود. اما راننده تبهکار پرايد و 3همدستش او را ربوده و زماني که در برابر خواسته شيطاني آن ها مقاومت کرده بود او را با چاقو زدند. سپس سياوش (سردسته باند) گفت: پس از تشکيل باند سرقت، زنان و دختران جوان را ربوده و پس از آزار و اذيت به شدت شکنجه‌شان مي‌کرديم تا ماجراي سرقت و آدم‌ربايي را فاش نکنند. اما وقتي «محبوبه» در برابر ما مقاومت کرد، «کريم» او را با کارد مجروح کرد. کريم هم در جايگاه قرار گرفت و اتهامش را پذيرفت. در ادامه جلسه محاکمه، 4زن و دختر جوان ديگر در مواجهه حضوري با متهمان به بيان جزئيات جنايت‌هاي سياه تبهکاران پرداختند. بعد از اظهارات متهمان،‌ قاضي عزيزمحمدي و مستشاران دادگاه وارد شور شدند و در نهايت حکم متهمان را بدين شرح صادر کردند:

1_ سياوش، به اتهام 5 فقره تجاوز، شرکت در آدم‌ربايي و سرقت، به 5 بار اعدام، 25 سال حبس و تحمل 74 ضربه شلاق محکوم شد،2_ محمود، به اتهام 4 فقره تجاوز،‌ شرکت در آدم‌ربايي و سرقت،‌ به 4 بار اعدام، 25 سال حبس و تحمل 74 ضربه شلاق محکوم شد،3_ علي، به اتهام 3 فقره تجاوز، شرکت در آدم‌ربايي و سرقت، به 3 بار اعدام، 25 سال حبس و تحمل 74 ضربه شلاق محکوم شد، 4_ کريم، به اتهام يک فقره تجاوز، مباشرت در قتل و مشارکت در سرقت و آدم‌ربايي، به يک بار قصاص،‌ يک بار اعدام، 7 سال حبس و 74ضربه شلاق محکوم شد.

-----------------------------------
 

فيلم هاي پنهاني!

پسري که ادعا مي کرد حاضر است برايم بميرد خيلي راحت به چشمانم خيره شد و گفت: فيلم هايي به طور پنهاني از تو ضبط کرده ام که اگر روي بلوتوث گوشي هاي تلفن همراه منتشر شود راهي جز خودکشي نخواهي داشت! با شنيدن اين حرف هاي تهديد آميز دنيا روي سرم خراب شد و دوست داشتم محسن را خفه کنم، اما او خيلي خونسرد نگاهم کرد و خنديد. دختر جوان در دايره اجتماعي کلانتري خواجه ربيع مشهد افزود: حدود يک سال قبل با محسن آشنا شدم. او که براي انجام کاري به محل کارم رفت و آمد داشت به من ابراز علاقه کرد و ما خيلي زود به هم وابسته شديم. پس از گذشت ۲ ماه يک روز محسن مادرش را به خانه ما فرستاد تا گفت وگوهاي اوليه انجام گيرد. مادرم که از علاقه ام نسبت به اين پسر جوان خبر داشت با رويي خوش برخورد کرد و گفت: من به نظر و خواسته دخترم احترام مي گذارم اما چون پدرشوهرم وصيت کرده سارا با پسرعمويش ازدواج کند اجازه مي خواهم تا سرفرصت شوهرم را متقاعد کنم تا اين ازدواج عاشقانه سربگيرد. دختر جوان افزود: با اين شرايط رابطه من و محسن عادي تر شد و ما گاهي در حضور مادرم همديگر را مي ديديم ولي پدرم از اين جريان خبر نداشت. متاسفانه من از اعتماد مادرم سوءاستفاده کردم و با اين تصور غلط که به زودي شرايط ازدواج با محسن برايم فراهم خواهد شد به طور پنهاني با پسر مورد علاقه ام قرار ملاقات گذاشتم و...! چند ماه از اين ماجرا گذشت و يک روز که به خانه محسن رفته بودم متوجه شدم او به موادمخدر اعتياد دارد. با روشن شدن اين واقعيت خودم را عقب کشيدم و گفتم بايد همديگر را براي هميشه فراموش کنيم. اما موضوع به همين جا ختم نشد و محسن با لحني تهديدآميز گفت يا پدرت را راضي کن با هم ازدواج کنيم و يا فيلم هايي که به طور پنهاني از تو ضبط کرده ام را از طريق بلوتوث منتشر خواهم کرد. باورم نمي شد محسن دست به چنين کاري زده باشد و لحظه اي که او قسمتي از اين تصاوير شرم آور را نشانم داد تازه فهميدم چه حماقتي کرده ام. من خيلي ترسيده بودم و چند روزي از محل کارم مرخصي گرفتم تا اين که محسن تماس گرفت و با زباني چرب و نرم گفت: پشيمان شده است و مي خواهد در حضور خودم فيلم ها را از روي حافظه گوشي پاک کند. من دوباره مرتکب اشتباه ديگري شدم و به طور مخفيانه به خانه آن ها رفتم و در آن جا او و يکي از دوستان بي سر و پايش مرا مورد آزار و اذيت قرار دادند. نمي دانم چرا چنين حماقتي کردم ولي هر بلايي که به سر آدم مي آيد نتيجه کارهاي خودش است!
 
-----------------------------------
 
زيبايي بيني به قيمت نفس نكشيدن

 دختر جوان كه براي زيبايي، بيني خود را به تيغ جراحان سپرده بود هيچ‌گاه تصور نمي‌كرد پس از عمل فقط مي‌تواند با دستگاه نفس بكشد.
 الهام 26 ساله چندي قبل در حالي كه به كپسول اكسيژن وصل بود و به سختي نفس مي‌كشيد به دادسراي جرايم پزشكي و دارويي تهران رفت و از پزشك جراح شكايت كرد. وي به داديار پرونده گفت: حدود يك سال و نيم قبل براي جراحي زيبايي بيني به مطب يك پزشك متخصص زيبايي در شمال تهران رفتم. او هم پس از تعريف‌هاي فراوان از جراحي‌هاي موفقش به من وعده داد پس از عمل جراحي زيبايي‌ام دو چندان خواهد شد. بدين ترتيب پس از انجام آزمايش‌هاي لازم و تعيين وقت قبلي در كلينيك‌اش تحت عمل جراحي قرار گرفتم اما متأسفانه پس از عمل دچار مشكل تنفسي شدم. به طوري كه موقع خواب احساس خفگي مي‌كردم به همين خاطر چندين بار به پزشكم مراجعه كردم. اما او مدعي بود اين مشكلات از عوارض طبيعي بعد از جراحي است و بزودي حالم خوب مي‌شود. بنابراين چند روزي با مشكلات فراوان سپري كردم اما يك شب به دليل وخامت حالم راهي بيمارستان شدم. اما به‌رغم اينكه ميليون‌ها تومان ديگر نيز هزينه كردم متأسفانه هيچ يك از پزشكان موفق به درمانم نشده و اعلام كردند به خاطر عوارض جراحي سيستم تنفسي‌ام با مشكلات جدي مواجه شده است. حالا هم بدون دستگاه اكسيژن قادر به تنفس نيستم و از پزشك معالجم شكايت دارم! بدين ترتيب با دستور داديار پرونده كارشناسان كميسيون تخصصي پزشكي قانوني به بررسي پرونده باليني دختر بيمار پرداخته و دريافتند 80 درصد مخاط تنفسي شاكي به خاطر عوارض جراحي از بين رفته است. به همين خاطر پزشك جراح را به ميزان 20 درصد مقصر شناختند. با اعلام نظريه كارشناسي پرونده با صدور كيفرخواست به شعبه 1043 دادگاه عمومي – جزايي تهران ارجاع شد. قاضي افراسياب نيز پس از بررسي‌هاي لازم و پايان جلسه محاكمه سرانجام پزشك متخلف را به ميزان 20 درصد ديه يك زن مسلمان محكوم كرد.
 
 
--------------------------------
 
 
دستگيري مادر بزرگ مست

مقامات دپارتمان ايالت «ايلينويز» در آمريكا از دستگيري مادربزرگي به اتهام مستي خبر دادند.
به گزارش سرويس «حوادث» خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، «كتي هاف ماير» سخنگوي پليس منطقه «ويل كانتي» در آمريكا در اين باره به رسانه‌هاي دولتي اين كشور يادآور شد: روز گذشته يك زن 48 ساله با پليس تماس گرفت و اعلام كرد كه به گروگان گرفته شده است. هنگامي كه ماموران به محل اعزام شدند، از گروگانگيري خبري نبود.
اين مقام مسئول در ادامه به خبرگزاري يونايتدپرس اينترنشنال خاطر نشان كرد: اين زن كه چهار نوه دارد، ‌به دليل مصرف مشروبات الكلي به شدت مست كرده بود و به اشتباه با پليس تماس گرفته و اعلام كرده بود كه گروگان گرفته شده است.
به گزارش ايسنا، بر اساس اعلام دپارتمان دادگستري ايالت «ايلينويز» آمريكا اين مادر بزرگ 48 ساله به اتهام مستي، عدم تعادل و هدر دادن وقت پليس به حبس و پرداخت جريمه نقدي محكوم شد.
 
 
---------------------------------
 
مردي براي رسيدن به نامزدش برف‌هاي راه‌آهن را پارو كرد
 
رسانه‌هاي محلي ايالت ايلينويز در گزارشي اعلام كردند كه مردي براي رسيدن به نامزدش برف‌هاي خط آهن اين منطقه را پارو كرد.
به گزارش ايسنا، «فيليس جونز» كه يك كارمند در كارخانه «شيكاگو» در آمريكا است در مصاحبه‌اي با رسانه‌هاي دولتي اين كشور عنوان كرد: روز گذشته حين بازگشت از كار متوجه شدم نامزدم در حالي كه يك پارو به دست دارد، در انتظار من است.
اين زن جوان به خبرگزاري آسوشيتدپرس يادآور شد: هنگامي كه از او دليل اين حضور غيرمنتظره را پرسيدم، پاسخ داد كه تمام خط‌آهن را پارو كرده تا قطار بتواند به راحتي حركت كند و او را نزد من بياورد. اين موضوع براي من غيرقابل باور بود.
به گزارش ايسنا، «چارلز بريار» كه نامزد اين زن است، نيز تصريح كرد: مطمئن بودم كه به دليل شدت بارش برف قطار نمي‌تواند حركت كند. به همين دليل، برف‌ها را پارو كردم.


 
 
Bookmark and Share
نظرات بینندگان:
نام:
ایمیل:
* نظر: