کد خبر:۴۷۹۲
تاریخ انتشار: ۲۳ بهمن ۱۳۸۹ - ۰۹:۴۴
تعداد بازدید: 3551
print نسخه چاپی
send ارسال به دوستان
saveذخیره
توقیف قبر 20 میلیونی به جای مهریه
زن ميانسالي با مراجعه به دادگاه خانواده ، مهريه خود را به اجرا گذاشت اما وقتي همسرش مدعي شد مالي ندارد تا مهريه وي را پرداخت كند ، شاكي از قاضي خواست تا قبر او را توقيف كند.
زن در دادگاه خانواده عنوان‌كرد: توقيف قبر شوهر درقبال دريافت مهريه

زن ميانسالي با مراجعه به دادگاه خانواده ، مهريه خود را به اجرا گذاشت اما وقتي همسرش مدعي شد مالي ندارد تا مهريه وي را پرداخت كند ، شاكي از قاضي خواست تا قبر او را توقيف كند.
به گزارش ايسنا ، زني با مراجعه به دادگاه خانواده ضمن به اجرا گذاشتن مهريه خود از شوهرش به خاطر نپرداختن نفقه شكايت كرد، وي در همين خصوص خطاب به قاضي دادگاه گفت: 14 سال از آغاز زندگي مشترك من و شوهرم مي‌گذرد. از همان آغاز زندگي متوجه شدم او مرد زندگي نيست، او فوق‌العاده خسيس است و از پرداخت خرجي به من امتناع مي‌كند. چند بار خواستم از او به دادگاه خانواده شكايت كنم اما خانواده‌ام مانع شدند. آنها با پرداخت پول و كمك‌هاي ديگر مرا به ادامه زندگي تشويق مي‌كردند.
اين زن ميانسال افزود: در شرايطي كه بچه‌هايم بزرگ شده‌اند و به مدرسه مي‌روند و نياز به پول توجيبي دارند، همسرم از دادن خرجي به آنها امتناع مي‌كند و هر وقت اعتراض مي‌كنم او با پررويي مي‌گويد پول و خرجي خودت و بچه‌ها را از پدر و مادرت بگير.
وي اضافه كرد: مدتي قبل پدرم فوت كرد و پولي كه خانواده‌ام به من مي‌دادند قطع شد، با اين وضعيت ادامه زندگي برايم دشوار شده است بنابراين تصميم گرفتم براي جبران همه زجري كه كشيدم مهريه‌ام را كه 50 سكه طلاست، به اجرا بگذارم.
بنا بر اين گزارش ، همسر شاكي كه در دادگاه حضور داشت با بيان اينكه مالي براي پرداخت مهريه همسرش ندارد از قاضي خواست تا مهريه وي را قسط‌ بندي كند.
در همين حين شاكي، مدعي شد همسرش دو دستگاه ساختمان، يك مغازه و يك دستگاه اتومبيل سواري دارد و درآمد ماهيانه‌اش بسيار بالاست اين در حالي بود كه مرد ادعاهاي همسرش را به شدت رد كرد.
زن كه مدركي براي اثبات حرف هايش نداشت اين بار مدعي شد همسرش يك قطعه قبر در بهشت زهرا براي خودش خريده است. وي با ارائه آدرس و مشخصات قبر از قاضي خواست تا دستور توقيف آن را صادر كند اما شوهر اين زن همچنان ادعاهاي همسرش را انكار مي‌كرد. سرانجام وي در بازجويي‌هاي فني دچار تناقض گويي شد و به داشتن قبري در بهشت زهرا اعتراف كرد.
وي سپس به همسرش قول داد كه ماهيانه مبلغي از درآمد خود را به عنوان خرجي به او و بچه‌هايش در نظر بگيرد و از او خواست تا از شكايت خود صرف نظر كند.
اما زن با درخواست همسرش همچنان برخواسته خود تاكيد كرد و از قاضي خواست تا قبر شوهرش را در ازاي مطالبه نفقه و مهريه‌اش توقيف كند.
اين گزارش حاكي است قاضي دادگاه پس از شنيدن اظهارات طرفين و با توجه به اينكه مهريه عندالمطالبه است، دستور توقيف قبر 20 ميليون توماني وي را صادر كرد.
 
----------------------------------------
 
 
فاجعه

از خانه فرار کرده ام و امنيت جاني ندارم. مي ترسم پسرم مرا پيدا کند و بلايي به سرم بياورد. او ياغي شده است و مدام مرا متهم مي کند که عامل بدبختي خانواده ام بوده ام. مرد ۶۰ ساله آهي کشيد و در حالي که قطرات اشک چشمانش را خيس کرده بود در دايره اجتماعي کلانتري نواب مشهد افزود: نمي دانم چرا سرنوشت شوم من که يک عمر زحمت کشيده ام به نقطه کور بدبختي ختم شده است و به جاي اين که در دوران بازنشستگي استراحت کنم و دسترنج زندگي ام را ببينم زانوي غم بغل کرده ام و فراري شده ام. من روزي براي خودم صاحب خانه و زندگي بودم و هيچ وقت فکر نمي کردم خوشبختي ام را به اين شکل از دست بدهم. مشکل در خانواده ام از روزي شروع شد که دختر و ۲ پسرم قد کشيدند و بزرگ شدند و هر وقت مي خواستم با آن ها يک کلمه حرف بزنم همسرم مي گفت تو حق نداري شخصيت بچه هاي مان را خرد کني! منيره که هيچ ارزش و احترامي برايم قائل نبود با چشم حسرت به زندگي ديگران، تا آخرين لحظه عمرش دنبال فرصتي مي گشت تا روي اعصابم راه برود و جو خانه را به هم بريزد. متاسفانه با درگيري هاي لفظي و مشاجره هايي که ما داشتيم دختر بزرگمان از کانون خانواده فاصله گرفت. روزي که او خودکشي کرد و جسد غرق به خونش را پيدا کرديم فهميديم در اثر يک ارتباط خياباني چه بلايي به سرش آمده است و براي اين که کسي از اين مسئله بويي نبرد به زندگي اش پايان داده است. من و خانواده ام اين مصيبت را به سختي پشت سر گذاشتيم اما پسر نوجوانم که دوستانش درباره کار خواهرش به او نيش و کنايه مي زدند هم يک روز خودش را از پنجره اتاق به بيرون پرتاب کرد و در اثر ضربه اي که به سرش وارد شد جان خودش را از دست داد. با مرگ دومين فرزندم ما خانه خود را به نصف قيمت فروختيم و از دست حرف مردم فرار کرديم ولي تحمل اين ۲ مصيبت کمرمان را شکست و همسرم که خيلي جوش مي زد پس از مدتي دچار عارضه قلبي شد و دق کرد و مرد. مرد ۶۰ ساله افزود: از روزي که منيره را از دست دادم تنها اميدم به پسرم بود و سعي مي کردم هر چه او مي خواهد برايش فراهم کنم تا احساس تنهايي و افسردگي نکند. اما متاسفانه فرشاد در شرايط روحي بسيار نابسامان خيلي عقده اي بار آمده است و مدام با بهانه جويي اعتراض مي کند که تو مادر خدابيامرزم را دق مرگ کرده اي و عامل بدبختي خانواده مان هستي! من هر چه تلاش کردم نتوانستم او را متقاعد کنم و به ناچار سوختم و ساختم تا اين که از مدتي قبل متوجه شدم پسر ۱۸ ساله ام به کريستال اعتياد پيدا کرده است. او هر وقت نياز به پول پيدا مي کند با چاقو به جانم مي افتد و حتي چندين بار مرا مورد ضرب و شتم قرار داده است. با اين وضعيت چون مي ترسيدم بلايي به سرم بياورد از خانه فرار کردم و آواره شدم. من از تمام زوج هاي جوان خواهش مي کنم با درگيري هاي لفظي و بهانه جويي هاي بچه گانه محيط خانه خود را براي کودکان شان آشفته و ناامن نکنند و براي همديگر احترام قائل باشند، چون بي توجهي به همين مسائل ساده باعث شد زندگي من نابود شود!
 
----------------------------------------
 
 
زن در دادگاه خانواده خواستار شد:
 
طلاق به خاطر پيشنهاد مصرف موادمخدر
 
زني در دادگاه خانواده گفت: مي‌خواهم از شوهرم كه معتاد است، جدا شوم چرا كه او بارها به برادرم پيشنهاد مصرف مواد داده است ؛ ديگر طاقتم تمام شده است و امنيت جاني ندارم.
 
 به گزارش فارس، زني با مراجعه به دادگاه خانواده شهيد محلاتي دادخواست جدايي خود را به قاضي يكي از شعب ارائه كرد.

اين زن در مقابل قاضي شعبه 245 اين مجتمع قضايي خانواده با بيان اينكه از اين وضع خسته شدم و شوهرم بايد با جدايي موافقت كند ، گفت: شوهرم معتاد به هروئين است و گاهي به برادرم كه به خانه‌مان مي‌آيد، پيشنهاد مصرف مواد مخدر مي‌دهد؛ ديگر تحمل ندارم و بايد هر چه زودتر از او جدا شوم.

وي با اشاره به اينكه شوهرم بسيار بي‌مسئوليت است ، افزود: وقتي شوهرم به خود رحم نكرده و به برادرم نيز پيشنهاد مصرف مواد مي‌دهد ، من نيز امنيت جاني ندارم و بايد از او فاصله بگيرم.

زن بار ديگر در حضور قاضي اين پرونده بيان كرد: ما يك فرزند 7 ساله داريم و حدود 12 سال است كه در كنار يكديگر زندگي مي‌كنيم ولي ديگر تحملم تمام شده و خواهان جدايي هستم.

وي در ادامه با بيان اينكه شوهرم به غير از اعتيادش، بسيار خسيس است، گفت: نمي‌توانم با مردي زندگي كنم كه در كنارش، احساس امنيت روحي و جاني ندارم.

قاضي اين شعبه حكمي مبني بر طلاق صادر نكرد و جلسه را با وجود مدارك و در حضور مرد به روزي ديگر موكول كرد.

-----------------------------------------

تخلیه آب سد گوغر برای یافتن یک جسد
 
پیکر بی‌جان جوان بافتی که در آب سد گوغر غرق شده بود پس از 22 روز بیرون کشیده شد.پس از گذشت 22 روز از غرق شدن 2 جوان بافتی در سد گوغر جسد یکی از آنان در این سد که مهم‌ترین منبع آب شرب و آبیاری مزارع منطقه گوغر است توسط نیروهای مردمی خارج شد.این 2 جوان بافتی 22 روز پیش به قصد ماهیگیری به سد گوغر مراجعه کرده بودند که به دلیل شکست یخ سطح آب سد به درون آن سقوط کردند که جسد یکی از آنان در ساعات اولیه از آب خارج شد اما تلاش‌های مردم محلی برای خارج کردن جسد باقیمانده از آب در نهایت در روز چهارشنبه به نتیجه رسید و جسد این جوان از آب خارج شد.مردم محلی از عدم همکاری دستگاه‌های دولتی برای خارج کردن جسد از سد گوغر، عدم حصارکشی در اطراف سد و همچنین اجرای طرح پرورش ماهی در این سد گلایه‌مند هستند.محمد اسلامی، عضو شورای شهر امیرآباد در گفت‌وگویی درباره وضعیت سد گوغر اظهار داشت: طی روزهای گذشته مردم گوغر به صورت شبانه‌روزی برای خروج این جسد از سد تلاش کردند. وی تصریح کرد: پس از روزها تلاش روز چهارشنبه با همت مردم یکی از وسایل همراه جسد پیدا شد و جوانان منطقه در این قسمت از سد جست‌وجو کردند و در نهایت نیز روز چهارشنبه جسد از آب بیرون آورده شد. فرماندار بافت در این باره اظهار داشت: با توجه به سردی هوا، غواص‌ها نتوانستند درون آب یخ‌زده بروند و به همین دلیل این عملیات با تاخیر مواجه شد. محمدعلی بهروز افزود: به دلیل اینکه حضور جسد در سد به طول انجامید مجبور شدیم آب سد را تخلیه کنیم
 
---------------------------------------------
 
 
راز هولناک اشک‌های زنانه در شب زمستانی
 
گریه‌های زنانه سکوت شبانه محله‌ای در جنوب پایتخت را شکست. همه می‌دیدند 2 زن بالای سر جسد مردی نشسته و به سر و صورت خود می‌کوبند. تراژدی تلخی بود، هیچ‌کس نمی‌دانست مرد جوان چه سرنوشت شومی در آن شب زمستانی داشته است.

عقربه‌ها ساعت 5 و 30 دقیقه صبح 10 آذرماه سال جاری را نشان می‌داد که پلیس گزارشی از یک سانحه مرموز دریافت کرد که در آن مرد 31 ساله‌ای به کام مرگ فرو رفته بود.
 
وقتی ماموران کلانتری 130 نازی‌آباد خود را به خیابان تندگویان رساندند در برابر صحنه دلخراشی قرار گرفتند که در آن جمعیت زیادی دور 2 زن گریان جمع شده بودند. در دو قدمی آنان، جسد مردی دیده می‌شد که از نحوه قرار گرفتنش می‌شد حدس زد وی در یک سانحه رانندگی به کام مرگ فرو رفته است. تحقیقات میدانی نشان داد قربانی مردی به نام «صادق» بود که برای گرفتن امانتی‌ای شبانه خانه‌شان در نزدیکی محل پیدا شدن جسدش را ترک کرده و دیگر بازنگشته است. زن 28 ساله‌ای که گریه می‌کرد با دیدن ماموران خود را سمیه، همسر قربانی معرفی کرد و گفت پس از ساعت‌ها جست‌وجو به همراه خواهرشوهرش با جسد صادق روبه‌رو شده است. هیچ‌کس ندیده بود صادق با چه خودرویی تصادف کرده است، خواهر قربانی نیز تایید کرد از نیمه‌شب به همه بیمارستان‌ها و حتی پزشکی قانونی سرک کشیده‌اند تا اینکه در راه بازگشت به خانه در خیابان تندگویان جسد برادرش را دیده‌اند. پلیس در صحنه پیدا شدن جسد صادق با توجه به شکستگی‌های اندام‌های بدن قربانی و اینکه هیچ اثری از وارد آمدن ضربات چاقو در بدنش دیده نمی‌شد، علت مرگ را تصادف شبانه دانست و تاکید کرد هیچ‌کس خودروی راننده فراری را ندیده است. در شاخه قضایی، بازپرس شعبه 8 دادسرای ناحیه 16 تهران به تیمی از کارشناسان تصادفات ماموریت داد تا با حضور در صحنه مرگ صادق، چگونگی سانحه را تجزیه و تحلیل کنند. وقتی نظریه کارشناسان نشان داد تصادف مرموز بوده است و می‌توانسته ساختگی و با نقشه قبلی بوده باشد پرونده در اختیار بازپرس شاهنگیان از شعبه 2 دادسرای امور جنایی تهران قرار داده شد و گروهی از کارآگاهان جنایی وارد عمل شدند. سمیه، نخستین آشنایی بود که تحت بازجویی گرفته شد، این زن سیاهپوش که هنوز بغض داشت، گفت: نمی‌دانم چه کسی بود که ساعت 10 شب به موبایل شوهرم زنگ زد وقتی تماس قطع شد صادق گفت که مردی ناشناس ادعا کرده بسته‌ای پیدا شده که موبایل من روی آن بوده و قرار گذاشته‌ایم آن را به من برساند. چند دقیقه بعد بیرون رفت هرچه منتظر ماندم نیامد، نگران شدم، جواب تلفن‌هایش را هم نمی‌داد به خواهرشوهرم زنگ زدم و او با همسرش به خانه‌مان آمد، هرچه جست‌وجو کردیم از شوهرم خبری نشد در مسیر برگشت به خانه ناگهان جنازه صادق را در کنار خیابان دیدم، باورم نمی‌شد او نفس نمی‌کشید. نمی‌دانم کدام نامردی شوهرم را زیر گرفته و فرار کرده است. کارآگاهان جنایی که پی برده بودند در زمان پیدا شدن جسد صادق هیچ بسته‌ای در اختیارش نبود به ردیابی مخابراتی پرداختند و دیدند تماس‌گیرنده از کیوسک تلفنی در نزدیکی خانه صادق با وی تماس گرفته و حتما توطئه‌ای برای وی داشته است. بررسی‌های تخصصی به سمتی پیش می‌رفت که در روزهای نخست باورکردنی نبود، وقتی سمیه بار دیگر پشت میز بازجویی نشست و شنید پلیس جنایی وی را طراح نقشه قتل شوهرش می‌شناسد، شوکه شد و سعی کرد خود را بی‌گناه نشان دهد اما دید کارآگاهان می‌دانند وی قرار بوده از شوهرش طلاق بگیرد و گریه‌هایش برای گمراه کردن مسیر تحقیقات است. 24 ساعت از سکوت این زن سیاهوپش نگذشته بود که وی پذیرفت در توطئه‌چینی برای قتل شوهرش دست داشته است و عامل جنایت پسر مورد علاقه‌اش است. سمیه گفت: از 6 ماه پیش با «پرویز» آشنا شدم، تصور می‌کرد من زن تنهایی هستم تا اینکه به هم علاقه‌مند شدیم و پیشنهاد داد ازدواج کنیم. باید رازم را می‌گفتم، همزمان صادق به تماس‌ها و رفت‌وآمدهایم شک کرده بود، به ناچار به پرویز گفتم که شوهر دارم اما اگر صادق را از پیش پایم بردارد می‌توانم با وی ازدواج کنم. زن خیانتکار افزود: پرویز پذیرفت شوهرم را به قتل برساند، شب جنایت با موبایل صادق تماس گرفت و به بهانه همان بسته واهی او را به خیابان کشاند و بعد از زیر گرفتن شوهرم فرار کرد، من نیز وقتی مطمئن شدم پرویز توانسته نقشه را اجرا کند به صورت ساختگی خودم را نگران نشان دادم و... . با این اعترافات وحشتناک، کارآگاهان ساعت 6 صبح 19 بهمن‌ماه سال جاری خانه قاتل اصلی را در خزانه شناسایی کرده و وی را به دام انداختند. پرویز که باور نمی‌کرد راز تصادف جنایت‌آمیزش فاش شده باشد به کارآگاهان گفت: «در نزدیکی محل قرار کمین کرده بودم وقتی شوهر سمیه جایی ایستاد که می‌توانستم وی را زیر بگیرم با سرعت حرکت کردم و بعد از برخورد شدید با این مرد پا به فرار گذاشتم. هیچگاه باور نمی‌کردم راز این تصادف فاش شود
Bookmark and Share
نظرات بینندگان:
نام:
ایمیل:
* نظر: