کد خبر:۴۷۸۳
تاریخ انتشار: ۲۱ بهمن ۱۳۸۹ - ۱۱:۴۸
تعداد بازدید: 4708
print نسخه چاپی
send ارسال به دوستان
saveذخیره
دختر عقدی 9 سال در حسرت عروسی
دختر جوان عقد كرده پس از 9 سال چشم‌انتظاري براي ازدواج در كمال نااميدي به دادگاه رفت و با بخشش مقداري از مهريه 300 سكه ایش خواستار جدايي شد.
دختر جوان عقد كرده پس از 9 سال چشم‌انتظاري براي ازدواج در كمال نااميدي به دادگاه رفت و با بخشش مقداري از مهريه 300 سكه ایش خواستار جدايي شد. 
چندي قبل دختر 30ساله‌اي به دادگاه خانواده تهران رفت و با ارائه دادخواست طلاق خواستار صدور گواهي عدم امكان سازش شد. وي به قاضي دادگاه گفت: «حدود 9 سال قبل من و شوهرم «حامد» با مهريه 300 سكه طلا پاي سفره عقد نشسته و پيمان زناشويي بستيم. اما متأسفانه با گذشت اين همه سال شوهرم هيچ تلاشي براي تشكيل خانواده و شروع زندگي مشترك نكرده و دائم به بهانه‌هاي مختلف از برگزاري جشن عروسي و تهيه خانه مشترك خودداري مي‌كند. حالا هم به دليل روابط سرد و كراهت شديد از او تقاضاي طلاق دارم.»
قاضي دادگاه با شنيدن اظهارات عجيب دختر جوان ضمن صدور دستور تعيين وقت دادرسي، همسر شاكي را نيز احضار كرد.«حامد» پس از حضور در دادگاه و اطلاع از خواسته همسرش منكر ادعاهاي وي شد و درباره علت طولاني شدن دوران نامزدي‌شان گفت: «من فقط به خاطر شرايط و مشكلات خانواده عروس در تهيه جهيزيه و رفع ساير مشكلات به آنها 2 سال مهلت دادم. حتي همان سال اول براي همسرم يك دستگاه خودرو خريدم و هر هفته نيز او را به گردش و تفريح و ميهماني مي‌بردم. اما پس از 2 سال وقتي حرف عروسي و شروع زندگي مشترك را به ميان كشيدم خانواده‌اش سنگ بزرگي پيش پايم انداختند. آنها وقتي شنيدند قرار است در طبقه بالاي خانه پدري‌ام زندگي كنيم، از من خواستند سند 3 دانگ از خانه را به همسرم واگذار كنم كه با مخالفت خانواده‌ام روبه‌رو شدند. آنها پس از اين ناكامي با ارائه فهرست 800 ميهمان، از من خواستند جشن عروسي بزرگ و پرتجملي برگزار كنم كه از توانم خارج بود. بدين ترتيب همسرم و خانواده‌اش به هزار و يك بهانه مانع شروع زندگي مشترك‌مان شدند.
به همين خاطر دوران عقدمان طولاني شد و در اين ميان همسرم با تحريك خانواده‌اش به سنگ‌اندازي‌ها ادامه داد. حتي درخواست نفقه 9 سال گذشته را كرد و مهريه‌اش را نيز اجرا گذاشت كه محكوم به پرداخت ماهيانه 250 هزار تومان بابت نفقه شدم. اما وقتي براي پرداخت نفقه معوقه به اجراي احكام رفتم شوكه شدم چرا كه نفقه اين سال‌ها 27 ميليون تومان شده بود. در حالي كه من حتي يك روز زندگي مشترك هم نداشته و حالا بايد 150 سكه طلا نيز مهريه بدهم. اين در حالي است كه اعتياد ندارم، تاكنون با همسرم و خانواده‌اش بدرفتاري نكرده‌ام و همه فاميل و اهل محل شاهدند كه از كودكي كار كرده‌ام و تاكنون مرتكب هيچ خلافي هم نشده‌ام.در ادامه جلسه زن جوان گفت: آقاي قاضي از اين همه انتظار بيهوده خسته‌ام. شايد اوضاع مالي همسرم تا 20 سال آينده و حتي تا آخر عمر هم سر و سامان نگيرد. او در اين سال‌ها فقط يك خودروي قديمي برايم خريده كه دو ميليون تومان هم ارزش ندارد و چند سالي است در كوچه خاك مي‌خورد. تمام جهيزيه‌ام نيز قديمي شده و از مد افتاده است. از همه مهمتر اينكه شوهرم توانايي مالي شروع زندگي و اداره آن را ندارد و من مي‌خواهم از بلاتكليفي و سرگرداني رها شوم. حالا هم حاضرم نيمي از مهريه‌ام را ببخشم تا طلاق بگيرم.قاضي پرونده پس از شنيدن اظهارات طرفين و بررسي‌هاي نهايي، حكم طلاق زوج جوان را صادر كرد تا پس از تسويه‌حساب صيغه طلاق جاري شود.با اين وجود پس از صدور حكم و اعتراض مرد جوان پرونده به شعبه دوم دادگاه تجديدنظر استان تهران ارسال شد.قرار است قاضي «حجت‌الاسلام سيدمحمد حسيني اراكي» - رئيس – و «غلامرضا نحوي» - مستشار – پس از بررسي‌هاي نهايي حكم نهايي پرونده را صادر و تكليف زوج جوان را روشن كنند.
 
----------------------------------------
 
 
جدايي رايانه‌اي

خانم دكتر جوان كه از اعتياد شوهرش به بازي‌هاي رايانه‌اي به ستوه آمده بود با بخشش مهريه‌اش طلاق گرفت.
سردي نگاه و حرف‌هاي زوج جوان كه مقابل قاضي عموزادي – رئيس شعبه 268 دادگاه خانواده – نشسته بودند همه و همه از اختلاف‌هاي شديدشان حكايت داشت. هر دو سكوت كرده و به كاشي‌هاي كف اتاق دادگاه خيره مانده بودند. قاضي كه از سكوت آنها بشدت تعجب كرده بود در حالي كه پرونده را در دست داشت، گفت: خب بفرماييد علت طلاق چيست؟
زن جوان نيم‌نگاهي به همسرش انداخت و گفت: آقاي قاضي ديگر از دست كارها و رفتارهاي كودكانه همسرم خسته شده‌ام، چرا كه او مثل بچه‌ها فقط دنبال بازي‌هاي رايانه‌اي است و به هيچ عنوان نمي‌توانم به او تكيه كنم. مشكلاتش به حدي است كه رفتارهاي بچه‌گانه‌اش تربيت فرزند ما را هم به خطر انداخته است و...
سولـماز در ادامــه گفت: حــدود
10 سال پيش زماني كه دانشجوي سال آخر دندانپزشكي بودم در دانشگاه با كامران كه او هم دانشجوي سال آخر بود آشنا شدم. بعد هم او با خانواده‌اش به خواستگاري‌ام آمد و پس از مدتي تحقيق در مورد كامران و خانواده‌اش به او جواب مثبت داده و با مهريه 114 سكه طلا به عقدش درآمدم.
چند ماه بعد نيز با برگزاري مراسم جشني زندگي مشترك‌مان را آغاز كرديم.
اوايل زندگي خوب و آرامي داشتيم و هر دو با هم در يك مطب كار مي‌كرديم تا اينكه متوجه شدم باردارم بنابراين تصميم گرفتم كمتر كار كنم تا سلامت بچه به خطر نيفتد. پس از تولد فرزندمان زندگي گرم‌تر و شيرين‌تر شد چرا كه هر دو بيشتر در تلاش بوديم تا زندگي مشتركمان را به بهترين شكل ممكن بسازيم. پسرم يك‌ساله شده بود كه تصميم گرفتم به سر كارم بازگردم بنابراين نگهداري از او را به مادرم سپردم. به همين دليل روز بعد بدون اينكه به همسرم حرفي بزنم راهي مطب شدم تا حسابي خوشحال شود. اما وقتي وارد شدم صحنه عجيبي ديدم كه باوركردني نبود. كامران و دستيارش با وجود شلوغي مطب در اتاق معاينه را بسته و مشغول بازي رايانه‌اي بودند. من كه هميشه بيمار در اولويت كارم بود از ديدن اين صحنه بسيار ناراحت شده و به تندي با همسرم برخورد كردم اما او در كمال خونسردي گفت: من عاشق اين بازي هستم و اگر بازي نكنم عصبي مي‌شوم و نمي‌توانم به كارم برسم. «من و دستيارم مجيد هر روز با همين روش كارمان را شروع مي‌كنيم و تا حالا هم اتفاقي پيش نيامده پس خودت را ناراحت نكن»!
پس از مدتي متوجه شدم كامران هر شب تا ديروقت بيدار مي‌ماند و ساعت‌ها پشت ميز رايانه مي‌نشيند. هر بار هم اعتراض مي‌كردم مي‌گفت با اينترنت كار مي‌كند. با اين حال اغلب روزها خواب‌آلود به مطب مي‌آمد يا دائم در حال چرت زدن و بازي رايانه‌اي بود. عده زيادي از بيماران هم از مشكلاتشان در مطب گلايه و اعتراض داشتند. به همين‌خاطر مجبور بودم كم‌كاري‌هاي شوهرم را نيز جبران كنم. كامران كه ديگر به بازي‌هاي رايانه‌اي اعتياد پيدا كرده بود نيمي از درآمدش را صرف خريد سي‌دي بازي‌ها مي‌كرد. بنابراين هميشه سر اين موضوع با هم اختلاف شديد داشتيم. چرا كه به هم ريختگي او از بچه خردسال‌مان نيز بيشتر بود. ضمن اين‌كه در اتاقش هميشه قفل بود و هيچكس اجازه ورود نداشت. حتي روزهاي تعطيل نيز خود را در اتاق حبس مي‌كرد و فقط براي شام و ناهار بيرون مي‌آمد. زن جوان آهي كشيد و ادامه داد: آقاي قاضي به خدا ديگر خسته شده‌ام. كار همسرم به جايي رسيده كه ديگر به مطب هم نمي‌آيد. چرا كه شب‌ها تا صبح بيدار است و صبح تا ظهر مي‌خوابد. چند بار هم به دليل خواب‌آلودگي به بيماران آسيب رسانده كه مجبور شديم جريمه سنگيني بپردازيم. حالا هم پسرمان كه بزرگتر شده پدرش را الگو قرار داده و مدام رفتارهاي او را تكرار مي‌كند و اين بشدت باعث نگراني‌ام شده. وقتي از او مي‌خواهم كه به درس و مشقش برسد در پاسخ مي‌گويد مي‌خواهد مثل پدرش با رايانه بازي كند. باور كنيد به خاطر شب‌بيداري‌ها و بازي‌هايش بشدت دچار افت تحصيلي شده و متأسفانه شوهرم نيز به هيچ عنوان حاضر به ترك عادت‌هاي غلط و تغيير روش زندگي‌اش نيست. او طي اين چند سال به خوبي ثابت كرده بازي رايانه‌اي را به من و فرزندش ترجيح داده است. بنابراين تصميم گرفتم هرچه زودتر جدا شويم و به اين زندگي پرفراز و نشيب پايان دهيم و...
قاضي عموزادي سپس رو به كامران گفت: «صحبت‌هاي همسرتان را شنيدي آيا اين حرف‌ها را قبول داري؟ آيا واقعاً اينقدر به بازي با رايانه علاقه‌مند هستي كه حاضري زندگي خود و خانواده‌ات فنا شود؟»
مرد جوان كه تا آن لحظه سكوت كرده بود، گفت: بله آقاي قاضي من به قدري عاشق بازي‌هاي رايانه‌اي هستم كه شغل و حرفه‌ام را رها كرده‌ام. به همين دليل وقتي همسرم از من خواست كه به طور توافقي جدا شويم مخالفتي نكردم حتي حاضر شدم سرپرستي‌ پسرمان را نيز به او بدهم تا بلكه از اين پس بتوانم با آرامش بيشتر بازي كنم و براي علاقه‌ام مجبور نباشم به هيچكس جواب پس بدهم!
قاضي عموزادي پس از شنيدن اظهارات زوج جوان و با توجه به بخشش مهريه 114 سكه طلا از سوي خانم دكتر وقتي با اصرارهاي آنها براي جدايي روبه‌رو شد سرانجام حكم طلاق داد.
 
 
--------------------------------------
 
 
كلاهي كه شوهر سر همسرش گذاشت
 
يك قاضي دادگاه خانواده گفت: در صورتي كه مرد به بيش از پنج سال زندان محكوم شود، همسرش مي‌تواند حكم طلاق خود را بگيرد.

به گزارش ايسنا، زني 24 ساله با مراجعه به دادگاه خانواده دادخواست طلاق داد. وي كه به همراه پدرش در دادگاه حضور داشت، در خصوص علت طلاق خود به قاضي، گفت: سال گذشته يكي از آشنايان از من خواستگاري كرد، اما وقتي پدر و مادرم شرط ازدواج من را با او در حضور پدر و مادر همسرم اعلام كردند، وي مدعي شد اهل شهرستان است و از آنجا كه پدر و مادرش قصد داشتند به زور دختر عمويش را به عقد او در بياورند و مجبور شده براي مقابله با اين تصميم از خانه فرار كند. شوهرم ادعا كرد كه هرگز حاضر نمي‌شد تن به ازدواج تحميلي و سنتي بدهد، به همين دليل خانه را ترك كرده و اطمينان دارد خانواده‌اش به خاطر تصميمي كه گرفته است، حاضر نيستند در جشن ازدواج او شركت كنند.

زن شاكي افزود: شوهرم با بيان اينكه دوست دارد همسر آينده‌اش را خودش انتخاب كند به شدت نسبت به من اظهار علاقه كرد، من و خانواده‌ام نيز تحت تاثير حرف‌هاي به ظاهر صادقانه او قرار گرفتيم. بنابراين مراسم عروسي به سرعت بر پا شد و ما به عقد همديگر درآمديم. اما هنوز دو ماه از ازدوجمان نگذشته بود كه پليس خانه ما را محاصره و شوهرم را به اتهام مالخري دستگير كرد.

وي در حالي‌كه به شدت عصباني بود، افزود: پس از دستگيري او تازه متوجه شدم چه كلاه گشادي سر من و خانواده‌ام رفته است.

زن با اشاره به شوهرش كه با لباس زندان در دادگاه حاضر بود، گفت: او يك كلاهبردار است و هرگز از حق و حقوق خود نخواهم گذشت.

بنا بر اين گزارش ، قاضي پس از شنيدن اظهارات زن شاكي و مطالعه پرونده از آنجا كه از سوي دادگاه به تحمل هفت سال زندان محكوم شده است، از همسر او خواست تا با معرفي شهود خود به دادگاه نسبت به صدور حكم طلاق اقدام كند.

گفتني است ؛ بر اساس قانون در صورتي كه مرد به تحمل بيش از پنج سال زندان محكوم شود، همسرش مي‌تواند با مراحعه به دادگاه حكم طلاق خود را بگيرد.
 
 
----------------------------------
 
 
فرار مادر و فرزند از دست پدر خانواده

زن جوان با ظاهري ژوليده درحالي که لباس هاي مندرس و کهنه اي به تن داشت در دايره اجتماعي کلانتري شهيد نواب صفوي مشهد افزود: ۱۳ساله بودم که يک روز دوست پدرم سربساط موادمخدر مرا براي پسرش خواستگاري کرد. متاسفانه پدرم که خمار دود ترياک شده بود همان جا جواب بله را گفت و من به همين راحتي با جعفر ازدواج کردم. شوهرم ۱۵سال سن داشت و ما زندگي مشترک خود را در خانه پدرش آغاز کرديم. «معصومه» افزود: روزهاي بسيار سختي را پشت سر گذاشتيم و متاسفانه جعفر در مدت کوتاهي از طريق پدر و مادرش به موادمخدر آلوده شد. آن ها قصد داشتند مرا هم معتاد کنند تا به قول مادر شوهرم هم پياله شان بشوم، اما چون از زمان کودکي بدبختي پدر معتادم را به چشم ديده بودم زرنگي کردم و آلوده نشدم. چند سال گذشت و تا چشم به هم زدم ديدم ۵بچه قدو نيم قد دور و برمان را گرفته اند و ۱۴سال از زندگي نکبت بارم مي گذرد. در اين سال ها و روزها من يک روز خوش هم نديدم و در واقع سرنوشتم سوخت و خاکستر شد. خيلي راحت بگويم حدود ۶سال قبل پدر شوهرم فوت کرد و مادر شوهرم نيز که غرق در اعتياد است و حال خوشي ندارد به روستاي خودش برگشت. من و شوهرم در خانه پدر شوهرم مستقر شديم اما من مجبور بودم براي تامين هزينه هاي زندگي در خانه هاي مردم کار کنم. مدتي گذشت و چون خيلي جوان بودم يک روز فردي که در خانه اش کار مي کردم قصد داشت با توسل به زور و تهديد مرا طعمه هوس هاي کثيف خودش بکند. به هر بدبختي که بود خودم را از چنگ اين فرد هوسران نجات دادم و از آن به بعد با گاري دستي ضايعات جمع مي کردم. متاسفانه شوهر بي غيرتم تمام وقتش را پاي برنامه هاي مستهجن ماهواره و منقل دود و دم سپري مي کرد و اين اواخر تهمت هاي زشت و ناروايي مي زد و با اين ترفند مي خواست قبح کارهاي زشت را در نظرم بشکند و مرا به فساد اخلاقي بکشاند. اما در برابرش ايستادم و همراه فرزندانم از خانه فرار کرديم و چند ماه به روستا رفتيم. ما با کمک عمويم که مرد خيرخواهي است به شهر برگشتيم و او برايمان خانه اي اجاره کرد و حتي مرا به سرکار آبرومندي فرستاده است اما ما هم چنان از دست شوهرم فراري هستيم. اما او محل زندگي مان را پيدا کرده است و هر روز غروب مي آيد و پول توجيبي اش را مي گيرد و مي رود. من ديروز صبح به ديدن پدرم رفتم و گفتم از دست شوهرم خسته شده ام و مي خواهم طلاق بگيرم اما او خيلي پرغرور حرفم را قطع کرد و گفت تو غلط کرده اي که مي خواهي طلاق بگيري! با چشماني گريان از خانه بيرون آمدم ولي در بين راه فهميدم پدرم نيز کيفم را خالي کرده است.
 
 
---------------------------------
 
حبس ابد براي مردي كه 49 زن را كشت

سازمان دادگستري انگلستان اعلام كرد كه يك مرد 61 ساله به اتهام تجاوز و قتل 49 زن و دختر در 28 سال گذشته به حبس ابد محكوم شده است.
به گزارش ايسنا، بر اساس اعلام سازمان دادگستري انگلستان كه در رسانه‌هاي دولتي اين كشور نيز منتشر شده است، «گري ريگ وي» 61 ساله در 28 سال گذشته اقدام به ربودن، تجاوز و قتل 49 زن و دختر بين سنين 15 تا 30 سال كرده و به همين دليل توسط هيات منصفه و قاضي رسيدگي به پرونده‌ به حبس ابد محكوم شد.
 
«دن ستربرگ» بازرس رسيدگي به پرونده‌ اين مرد 61 ساله خاطر نشان كرد: اين مرد از سال 1982 ميلادي تاكنون 49 تن را به قتل رسانده است، اما تا هفته گذشته براي خود آزادانه در نقاط مختلف انگلستان مي‌گشت و هيچ كس نمي‌توانست اتهامات وارده بر وي را اثبات كند.
 
اين بازرس دادگاه عالي انگلستان در ادامه يادآور شد: هفته گذشته يك زن 20 ساله در منطقه «گرين ريور» ناپديد و پس از آن جسد مثله شده وي در يكي از كوچه‌هاي فرعي منطقه يافت شد.
تحقيقات صورت گرفته و گزارش‌هاي پزشكي قانوني اين منطقه مشخص كرد كه وي در 28 سال گذشته زنان و دختران را ربوده و به آنان تجاوز مي‌كرده است.
 
اين فرد «گري ريگ وي» بود و در نهايت ماموران با حمله به منزل مسكوني وي، او را غافلگير و دستگير كردند.
 
 بر اساس اعلام سازمان دادگستري اين كشور كوچك‌ترين قرباني اين مرد كه در سال 2003 ميلادي جسد وي در منطقه‌اي جنگلي در «گرين ريور» يافت شد، دختر بچه‌اي 15 ساله به نام «دبرا لورن استس» نام داشت. البته در آن زمان اين مرد از اتهاماتش تبرئه شد. با اين حال، روز گذشته سازمان دادگاه انگلستان اين مرد را به دليل ارتكاب اين قتل‌ها به حبس ابد در زندان «والا والا» محكوم كرد.همچنين اين مرد تنها اجازه دارد هر روز يك ساعت از سلول‌ش بيرون بيايد.
 
--------------------------------------
 
 
محاکمه دوباره عقرب سياه اين بار با حضور ۸ شاکي

نويسنده: حميدرضا ناسخ
با شنيدن صداي زنجير پاهاي «عقرب سياه» چند نفر از ۸ زن شاکي که در دفتر شعبه ۷۹ دادگاه کيفري استان تهران منتظر محاکمه جوان متجاوز بودند به سرعت از دفتر خارج شدند تا بلکه با زدن ضربه، ذره اي از دردهاي نيش اين عقرب را جبران کنند و اندکي آرام گيرند، اما ۵ سرباز محافظ متهم و ماموران انتظامي زن حاضر در محل مانع از اين کار شدند. به گزارش خبرگزاري ها پرونده جنايت هاي «عقرب سياه» زماني فاش شد که در هفتم ارديبهشت سال ۸۷ زن جواني به نام «مليحه» به کلانتري ۱۷۶ حسن آباد، از راننده يک خودروي پرايد به دليل آزار و اذيت خود شکايت کرد. مليحه به ماموران گفت: روز گذشته در جاده فشافويه براي رفتن به خانه ام سوار خودروي پرايد مسافرکش شدم اما پس از طي مسافتي ناگهان راننده خودرو ديوانه وار با شوکر برقي به من حمله کرد و پس از اين که دست و صورتم را سوزاند خودرو را به جاده اي بياباني برد و در حوالي حسن آباد به شدت آزارم داد، در حالي که تحقيقات براي شناسايي و دستگيري متهم به صورت ويژه آغاز شده بود، چند زن و دختر ديگر نيز شکايت هاي مشابهي را مطرح کردند، تا اين که ماموران سرانجام «عقرب سياه» را هنگام درگيري با يک زن در بيابان هاي اطراف تهران به دام انداختند.اين جوان ۲۷ ساله پس از دستگيري به شکار طعمه هايش با خودرو و آزار و اذيت آن ها اعتراف کرد و بدين ترتيب پرونده جنايات وي به شعبه ۷۷ دادگاه کيفري تهران ارسال شد و متهم مورد محاکمه قرار گرفت. در جلسه محاکمه غيرعلني ، «عقرب سياه» در برابر ۵ قاضي از خود دفاع کرد و گفت: فقط براي سرقت پول، طلا و اموال گران قيمت، زنان و دختران را مي دزديدم! شاکيان «عقرب سياه» وقتي با انکارهاي بي شرمانه او روبه رو شدند، لحظات هولناک جنايات را به خاطر آوردند و آن را براي قضات بازگو کردند. در پايان جلسه اين دادگاه که ۱۱ بهمن ماه جاري برگزار شد رئيس شعبه ۷۷ و ۴ قاضي مستشار به اتفاق آرا حکم اعدام «عقرب سياه» را به اتهام آزار و اذيت ۳۰ زن جوان صادر کردند. اين حکم براي تاييد به ديوان عالي کشور ارسال شد اما ديوان به دليل اين که گفته مي شود «عقرب سياه» توانسته بود رضايت تعدادي از شاکيان را به دست آورد و همچنين به دليل اين که شرايط تجاوز به عنف احراز نشده بود، حکم را نقض و براي رسيدگي به شعبه هم عرض ارسال کرد تا اين بار پرونده در شعبه ۷۹ دادگاه کيفري تهران مورد رسيدگي قرار گيرد. جلسه اين رسيدگي قرار بود چند روز پيش برگزار شود اما به دليل اين که وکيل متهم از وکالت «عقرب سياه» استعفا داده بود محاکمه به تعويق افتاد و جلسه محاکمه ديروز برگزار شد؛ جلسه اي که اين بار به رغم تهديدهاي مکرر شخص «عقرب سياه» و بستگانش با حضور ۸ شاکي برگزار شد. در اولين جلسه محاکمه اين جنايتکار به دليل تهديدهاي بي شمار او و اقوامش فقط ۳ نفر از شاکيان حضور يافته بودند. شاکياني خشمگين که حتي هنگامي که «عقرب سياه» پشت در دادگاه ايستاده بود نيز از حمله به او ابايي نداشتند و اگر به دستور مسئولان حفاظت متهم به بخش حفاظت انتقال داده نمي شد، عقده هاي خود را بر سر «عقرب» خالي مي کردند. يکي از شاکيان زني بود که گفته مي شد بعد از گذشت مدت زيادي از حادثه هنوز موضوع را به خانواده و حتي شوهرش نگفته است. خبرگزاري فارس گزارش داد قبل از شروع جلسه محاکمه، تعدادي از شاکيان بريده روزنامه هايي که درباره «عقرب سياه» و جناياتش مطالبي نوشته بودند را در دادگاه پخش کردند اما اين برگه ها توسط مسئولان حفاظت جمع آوري شد. اقوام و بستگان متهم که تعدادشان بيشتر از شاکيان نشان مي داد نيز در پشت در دادگاه همچون جلسه قبل حضور يافتند و از هر دري سخن مي راندند، يکي از آن ها مي گفت: «حاضر بوديم بزرگان طايفه ما مي مردند اما چنين ننگي  ما را سرافکنده نمي کرد!»متهم و شاکيان وارد دادگاه شدند. تعدادي مامور زن هم به منظور جلوگيري از هر گونه تنش و جنجالي وارد دادگاه شدند.
جلسه محاکمه به رياست قاضي ولي ا... حسيني برگزار شد. ۸ نفر از شاکيان پرونده در جايگاه ايستادند و دوباره اعلام شکايت کردند. نحوه اقدامات «عقرب سياه» را بازگو کردند و سپس متهم در جايگاه ايستاد و از خود دفاع کرد و گفت: اعتراف هاي قبلي ام در آگاهي تحت فشار بوده و اکنون فقط اتهام آدم ربايي و سرقت اموال شاکيان را قبول دارم و آن ها را مورد آزار و اذيت قرار ندادم . بعد از متهم وکيل تسخيري وي به دفاع از موکل خود پرداخت. قاضي ولي ا... حسيني ختم جلسه را اعلام و صدور حکم را به بعد از مشورت با مستشاران دادگاه موکول کرد.
 
-------------------------------------
 
 
كتك خوردن خواستگار از اجيركنندگان خانواده مخالف

مردي كه مخالف ازدواج خواهرش با يك خواستگار جوان بود ، دوستش را براي كتك زدن او اجير كرد.
به گزارش «جام‌جم» ، چند شب پيش مردي در غرب تهران، 2 مرد جوان را ديد كه با هم درگير شده و همديگر را كتك مي‌زنند.
مرد رهگذر براي ميانجيگري به سمت 2 مرد جوان رفت كه يكي از آنها او را نيز كتك زد. مرد رهگذر نيز با پليس تماس گرفت و ماجرا را خبر داد. ماموران كلانتري 138 جنت‌آباد تهران هنگامي به محل حادثه رسيدند كه 2 مرد جوان همچنان يكديگر را كتك مي‌زدند. ماموران با پايان دادن به دعوا، يكي از آنها را كه زخمي شده بود، به بيمارستان منتقل و با دستگيري جوان ديگر، تحقيق از او را آغاز كردند.
متهم به پليس گفت: مرد مصدوم خواستگار خواهر دوستم است و هيچ اختلافي با او ندارم. چند روز پيش دوستم با من تماس گرفت و گفت خواهرش با اين كه به جوان خواستگار پاسخ منفي داده، ولي اين جوان همچنان براي خواهر و خانواده‌اش ايجاد مزاحمت مي‌كند و آرامش را از آنها سلب كرده است. متهم اضافه كرد: دوستم خواست مقابل خانه پدري‌اش كشيك دهم تا به‌محض ديدن مرد مزاحم، او (دوستم) را در جريان قرار دهم.
متهم تصريح كرد: طبق خواسته دوستم، مقابل در خانه‌شان ايستادم و وقتي جوان خواستگار به محل آمد و زنگ در را به صدا درآورد، از او خواستم مزاحم اين خانواده نشود؛ اما توجهي به حرف‌هايم نكرد. من هم با دوستم تماس گرفتم و حضور مرد خواستگار را خبر دادم.وي افزود: دوستم از من خواست هرطور شده مرد مزاحم را همان‌‌جا نگه دارم و وقتي خواستگار جوان متوجه شد سد راهش شده‌ام، با من درگير شد و بشدت كتكش زدم. در پي اظهارات متهم جوان، ماموران از مرد مصدوم نيز بازجويي كردند.
اختلاف خواستگار با برادر دختر جوان
جوان خواستگار به پليس گفت: من و دختر مورد علاقه‌ام قرار بود بزودي با هم نامزد كنيم و نمي‌دانم مرد جوان ـ متهم ـ به چه انگيزه‌اي مرا كتك زد و سرم را شكست. برادر دختر مورد علاقه‌ام از ابتدا مخالفت خود را به هر طريق ممكن با اين وصلت نشان مي‌داد.
بنابر اين گزارش، با تشكيل پرونده در شعبه هفتم بازپرسي دادسراي ناحيه 5 تهران، براي مرد متهم قرار قانوني صادر شد و جواني كه وي را اجير كرده بود، براي تحقيقات به دادسرا احضار شد.
 
Bookmark and Share
نظرات بینندگان:
نام:
ایمیل:
* نظر: