کد خبر:۴۷۰۴
تاریخ انتشار: ۰۲ بهمن ۱۳۸۹ - ۱۰:۲۴
تعداد بازدید: 3078
print نسخه چاپی
send ارسال به دوستان
saveذخیره
طلاق به خاطر 3 سگ!
مرد جوان وقتي مطمئن شد همسرش پس از 10 سال زندگي همچنان سگ‌هايش را به او ترجيح مي‌دهد، دادخواست طلاق داد.

حکم 4 بار قصاص تأیید شد

قاتل سريالي كازرون و برادرش محارب شناخته نشدند

قضات ديوان عالي كشور عامل قتل‌هاي سريالي كازرون و برادرش را محارب نشناخته و حكم اعدام آنها را نقض كردند. اين در حالي است كه پيش از اين، قاتل سريالي به اتهام چهار جنايت از 8 فقره قتل به چهار بار قصاص محكوم شده بود.

مرتضي 28 ساله و برادرانش پائيز سال 88 در جريان تجسس‌هاي ويژه جنايي درباره پرونده قتل مردي به نام هاشم در كازرون دستگير شدند. مرتضي – عامل اصلي جنايت‌ها - در تحقيقات به قتل هشت مرد از سال 85 تا 88 اعتراف كرد و مدعي شد در خونخواهي پدرشان، عوامل قتل را كشته‌ است.مرتضي در بازجويي‌ها به قتل ماشاءالله، شاه‌رضا، حسن، فرهاد، داوود، شهاب، محمدشريف و هاشم اعتراف كرد.قاتل سريالي درباره انگيزه‌اش گفت: «سال 62 پدرم به صورت مرموزي ناپديد شد. طي اين سال‌ها نيز پيوسته از اطرافيانم مي‌شنيدم مردي به نام هاشم و چند تن از دوستانش به خاطر اختلاف‌هاي‌شان، پدرم را کشته و جسدش را در محلي نامعلوم دفن کرده‌اند. بدين ترتيب وقتي بزرگ‌تر شدم، تصميم به انتقام خون پدرم گرفتم. پرونده پس از پايان تحقيقات مقدماتي به شعبه دوم دادگاه کيفري استان فارس فرستاده شد. مرتضي در جلسات محاکمه همه اتهامات را پذيرفت و با خونسردي به تشريح قتل قربانيان پرداخت. اما اولياي دم چهار تن از قربانيان با معرفي شاهداني به دادگاه، اعلام کردند چهار تن از قربانيان به دست نريمان - يکي از برادران مرتضي - به قتل رسيده‌اند.بنابراين پس از پايان رسيدگي به پرونده، قضات دادگاه «مرتضي» را در چهار فقره از قتل‌ها به طور قطعي مجرم شناخته و او را به چهار بار قصاص محکوم کردند. در ادامه نيز حكم چهار بار قصاص مرتضي از سوي قضات ديوان عالي كشور تأييد شد.يك مقام آگاه در اين خصوص به خبرنگار ما گفت: مرتضي و يكي از برادرانش به نام نريمان به اتهام تيراندازي و سرقت مسلحانه نيز در دادگاه انقلاب محاكمه شده و محارب شناخته شدند. با صدور حكم اعدام براي دو برادر پرونده براي تأييد حكم به ديوان عالي كشور فرستاده شد كه قضات ديوان‌عالي آنها را محارب نشناخته و پس از نقض حكم پرونده را بازگرداندند.وي افزود: مرتضي همچنين هفته گذشته به اتهام قتل فرهاد - پنجمين قربانيش- در شعبه پنجم دادگاه كيفري استان فارس محاكمه شد كه ارتكاب اين قتل را هم پذيرفت.پسر جنايتكار بزودي به اتهام سه جنايت ديگر خود در دادگاه كيفري محاكمه مي‌شود كه پس از صدور حكم و انجام تشريفات قانوني او به سزاي جنايت‌هايش خواهد رسيد.

---------------------------------------
 

2 زن قربانی جنايت‌هاي خانوادگي

 دو پسر در جنايت‌هاي جنون‌آميز طي كمتر از هفت ساعت مادران‌شان را به قتل رساندند. در نخستين حادثه پسري به نام مجيد شامگاه پنجشنبه در اقدامي جنون‌آميز، مادر، پدر و دوستش را در محله خزانه با ضربه‌هاي كارد مجروح كرد كه در اين ميان «نادره» - 60 ساله - بر اثر شدت جراحات جان سپرد. هفت ساعت پس از اين جنايت، مأموران كلانتري 144 جواديه تهرانپارس از قتل زن 47 ساله‌اي باخبر شدند. و یک تیم به سرپرستی سرهنگ خوش بین ـ رئیس کلانتری ـ با حضور در محل دريافتند محمد - 24 ساله - با ضربه‌هاي كارد مادرش را به قتل رسانده و پدرخوانده‌‌اش را هم مجروح كرده است.دو جنايتكار پس از دستگيري با دستور قاضي محمد شهرياري - بازپرس كشيك قتل - براي تحقيقات بيشتر در اختيار كارآگاهان پليس آگاهي قرار گرفتند.

--------------------------------------

مخدر جدید در کشور
برخي منابع خبري از ورود ماده مخدر جديد موسوم به «بي‌.تي» خبر داده‌اند كه محصول کشور هندوستان است و در بسته‌هاي مثلثي شکل عرضه مي‌شود. ماده اصلي آن از درخت بتل گرفته شده که با اسانس‌هاي غيرطبيعي و غيرمجاز مخلوط و در بازار عرضه مي‌شود.اين مواد هم سرطان‌زا و هم اعتيادآور است و متأسفانه به علت عدم اعلام هشدارهای لازم، مورد توجه جوانان قرار گرفته است.اعتياد، تحريك و سرخوشي، گيجي و احساس خارج شدن بخار سرد از مغز، از دست دادن تعادل روحي و رفتاري از عوارض رواني اين ماده مخدر است.براساس گزارش‌ها، تنها در یکی از شهرهای مرکزی کشور، قریب هزار بسته از این موادمخدر کشف و ضبط شده است. این مواد به طور معمول در مغازه‌ها و روزنامه‌فروشي‌هاي اين شهر توزیع شده و همانند آدامس در دسترس بوده است.
به نظر می‌رسد مسئولان مربوطه باید در راستاي اطلاع‌رساني به خانواده‌ها و بخصوص جوانان در این باره بشدت تلاش نمايند.
 
 
-------------------------------------

طلاق به خاطر 3 سگ!

مرد جوان وقتي مطمئن شد همسرش پس از 10 سال زندگي همچنان سگ‌هايش را به او ترجيح مي‌دهد، دادخواست طلاق داد.

به گزارش خبرنگار ما، زن و مرد روبه‌روي قاضي عموزادي – رئيس شعبه 268 دادگاه خانواده – نشسته بودند. مرد هر از گاهي به همسرش زيرچشمي نگاهي مي‌انداخت و زير لب ناسزا مي‌گفت.
دقايقي بعد وقتي قاضي علت تقاضاي طلاق آنها را پرسيد خود را روي صندلي جابه‌جا كرد و گفت: آقاي قاضي من و همسرم «ويدا»‌ 10 سال قبل آشنا شديم. پس از مدتي رفت و آمد به هم علاقه‌مند شده و تصميم به ازدواج گرفتيم. وقتي خانواده‌ام را در جريان موضوع قرار دادم با خوشحالي براي اين وصلت اعلام آمادگي كردند.
بنابراين خيلي زود و پس از برگزاري مراسم عقد «ويدا» را با مهريه 514 سكه طلا به عقد دائم درآوردم. همسرم زن بسيار خوب و مهرباني است اما تنها چيزي كه در اين ‌سال‌ها آزارم داده دلبستگي شديد او به سگ‌هايش است. حال آنكه قبل از شروع زندگي مشترك مخالفت جدي خود را با نگهداري سگ‌هايش در خانه اعلام كرده بودم. او هم قول داده بود در اين‌باره تجديدنظر كند. بنابراين «ويدا» به‌رغم ميل باطني سگ‌هايش را در خانه پدرش گذاشت و زندگي مشترك‌مان را آغاز كرديم. اما سه ماه از ازدواجمان گذشته بود كه كم‌كم متوجه افسردگي شديد همسرم شدم چرا كه با من حرف نمي‌زد، به مسائل خانه رسيدگي نمي‌كرد و حتي وقتي ميهمان به خانه مي‌آمد به اتاق خوابش مي‌رفت و خود را مخفي مي‌كرد. در چنين شرايطي از آنجا كه بسيار نگران سلامتي‌اش بودم تصميم گرفتم كه مشكل را با كمك يك دكتر روانشناس حل كنم. سرانجام او گفت دوري و وابستگي شديد «ويدا» به سگ‌هايش عامل اصلي افسردگي اوست. بنابراين پيشنهاد داد براي مدتي اجازه دهم همسرم سگ‌هايش را به خانه بياورد. با اين حال برخلاف ميل باطني‌ام موافقت كردم زيرا سلامتي همسرم برايم مهمتر بود. به همين دليل بدون اطلاع همسرم به خانه مادرش رفتم و هر سه سگش را همراه خود به خانه آوردم. همسرم با ديدن سگ‌هايش از خوشحالي در پوستش نمي‌گنجيد. به خاطر بازگشت سگ‌هايش چند شب بعد ميهماني مفصلي گرفت، در اين ميان من هم با وجود مخالفت و تنفرم از حضور سگ‌ها در خانه به خاطر خوشحالي همسرم چاره‌اي جز سكوت نديدم!
مرد جوان آهي كشيد و ادامه داد: چهار سال پس از ازدواجمان همسرم پيشنهاد كرد بچه‌دار شويم كه بشدت با او مخالفت كردم چرا كه معتقد بودم وجود سگ‌ها در خانه مي‌تواند براي يك نوزاد بسيار خطرناك باشد. بنابراين همسرم با وجود اينكه علاقه زيادي به مادر شدن داشت به خاطر سگ‌هايش قيد بچه‌دار شدن را هم زد.
آقاي قاضي حالا حدود 10 سال از شروع زندگي مشترك‌مان گذشته و من تا امروز روي تمام خواسته‌هايم به خاطر همسرم پا گذاشته‌ام و برخلاف ميل باطني‌ام در كنار 3 سگ زندگي سخت و طاقت‌فرسايي را گذراندم اما ديگر از اين وضع خسته شده‌ام چرا كه 10 سال است پدر و مادر و خانواده‌ام پا به خانه ما نگذاشته‌اند و در 45 سالگي هنوز فرزندي ندارم! ضمن اينكه هر روز شاهد پيشرفت بيماري تنگي نفس و آسم در همسرم هستم. تمام پزشكان هم معتقدند علتش زندگي با سگ‌هاست. چندي قبل هم با همسرم شرط كردم بين من و سگ‌هايش يكي را انتخاب كند كه او هم ترجيح داد كنار سگ‌هايش زندگي كند. بنابراين حاضر شده تمام مهريه و حق و حقوقش را ببخشد تا توافقي از هم جدا شويم. زن جوان كه تا آن لحظه سكوت كرده بود به قاضي گفت: زماني كه يك دختر بچه بودم يكي از بستگانم كه مقيم خارج است 3 توله سگ گرانقيمت برايم هديه آورد. من كه علاقه شديدي به آنها داشتم تمام تلاشم را براي بزرگ كردن آنها به كار بستم. حالا هم نمي‌توانم از آنها جدا شوم. همسرم نيز نمي‌تواند با اين شرايط كنار بيايد بنابراين مهريه‌ام را مي‌بخشم تا توافقي از هم جدا شويم.
قاضي عموزادي پس از شنيدن اظهارات اين زوج و بنا به توافق‌شان حكم طلاق آنها را صادر كرد.
 
-----------------------------------------
 
کلاه گشاد!

مشکل من اين است که هيچ وقت در کارهايم با خانواده ام مشورت نکرده ام و متاسفانه خودم را عقل کل مي دانم! مرد ۵۶ ساله  آهي کشيد و افزود: بازنشسته يکي از سازمان هاي دولتي هستم و تا به حال چندين بار در زندگي شکست خورده ام. ۳ سال قبل با بي توجهي به تاکيد همسرم براي مشورت با پدرش و ديگر اعضاي خانواده فريب فرد شيادي را خوردم و آپارتماني را خريدم که به چند نفر ديگر هم فروخته شده بود. من در اين معامله ۷۹ ميليون تومان ضرر کردم و از آن به بعد اجاره نشين شدم.در واقع اين بزرگ ترين شکست زندگي ام بود ولي همه تقصيرها را به گردن شانس و اقبال بدم انداختم.
مدتي گذشت و من پس از بازنشستگي مبلغي را به عنوان پاداش پايان خدمت دريافت کردم. همسرم گفت: بايد خودمان را جمع و جور کنيم و يک آپارتمان کوچک بخريم اما من باز هم اشتباه کردم و شکست ديگري را متحمل شدم.مرد ۵۶ ساله آهي کشيد و افزود: افسوس که يک تماس تلفني از غرب کشور مرا بدبخت و بيچاره کرد. ماجرا از اين قرار است که حدود يک ماه قبل، فردي ناشناس با تلفن همراهم تماس گرفت و در حالي که با لهجه عجيب و ساده لوحانه اي حرف مي زد، ادعا کرد که چوپاني بي سواد است و از يک مکان باستاني، کوزه سفالي کوچکي پر از سکه هاي طلا پيدا کرده است. او که خود را جمال معرفي مي کرد گفت: چون آشنا و فاميل درست و حسابي ندارد سکه ها را آب کند به طور شانسي با تلفن همراهم تماس گرفته است تا بلکه بتوانيم سکه ها را با هم به فروش برسانيم.
از شما چه پنهان با اين تماس لعنتي، حرص و طمع به جانم افتاد و باز هم بدون مشورت با شريک زندگي و ديگر اعضاي خانواده ام راهي شهري در غرب کشور شدم تا به خيال خام خودم کوزه سکه ها را به نصف قيمت از چنگ چوپان بي سواد در بياورم.من پرسان پرسان به سر قرار رسيدم و به اتفاق جمال، يک عدد سکه را از داخل کوزه سفالي در آورديم و آن را به يک زرگري نشان داديم. مرد طلافروش با ديدن اين سکه، قيمت آن را حدود ۵ ميليون تومان تخمين زد و چند بار پرسيد اين سکه را از کجا آورده ايد؟به اين ترتيب بود که من کوزه سفالي پر از سکه را به مبلغ ۱۸ ميليون تومان پول بي زباني که از پاداش پايان خدمتم گرفته بودم خريدم و با خوشحالي به مشهد برگشتم اما حالا متوجه شده ام فقط جنس يک سکه طلا مي باشد و بقيه سکه ها تقلبي هستند و کلاه گشادي سرم رفته است.

---------------------------------- 
 

تقاضای امان‌نامه توسط
 
اعضای یک گروه شرارت در بم
 
دادستان شهرستان بم گفت: یک گروه 7 نفره از اشرار در بم از دستگاه قضایی تقاضای امان‌نامه کرده‌اند. دادستان عمومی و انقلاب بم با اشاره به اعلام دستگاه قضایی به اشرار و باندهای مخل امنیت در سطح استان مبنی بر بازگشت به دامن جامعه و تقاضای امان‌نامه از نظام گفت: در همین رابطه یک گروه مسلح 7 نفره که سال‌ها در مناطق مختلف بم و ریگان متواری بوده و به اقدامات مجرمانه دست می‌زدند، خود را تسلیم و سلاح و مهمات خود را تحویل دادند. محمدرضا سنجری افزود: اقدامات اولیه برای بررسی صلاحیت و احراز توبه و ندامت این گروه در حال انجام است و در صورت اثبات این امر توسط دستگاه‌های ذی‌ربط، امان‌نامه موقت 6 ماهه به این اشرار داده می‌شود. وی یادآور شد: تاکنون تعداد 24 تن از اعضای گروه‌ها و باندهای شرارت و ناامنی، خود را تسلیم و تقاضای دریافت امان‌نامه کرد‌ه‌اند.
 

 --------------------------------
 
اين مرد در پرداخت مهريه كلاهبرداري كرد
اشک‌ نویسنده زن در برابر شوهر تاریخدان
 
 استاد دانشگاه در سفر اروپایی بود که همسر هنرمندش وی را به کلاهبرداری میلیونی متهم کرد. این مرد که دکترای تاریخ دارد وقتی مخالفت همسر نویسنده‌اش در مهاجرت به خارج از ایران را دید، دست به فریب وی زد.
 

ساسان وقتی از سفر به انگلیس بازگشت، شنید باید به شعبه اول بازپرسی دادسرای منیریه تهران برود و در برابر اتهام عجیبی از خود دفاع کند.
 
در پرونده استاد دانشگاه، همسرش ادعا کرده بود وی با اسناد جعلی وکالت، خانه‌اش را رهن داده و پولش را به جیب زده است. در ابتدای آذرماه سال جاری، زن جوانی که کارشناس ارشد ادبیات و نویسنده کتاب است،
پیش روی بازپرس مکرمی ایستاد و گفت: «شوهرم دکترای تاریخ دارد، 46 سال پیش بود که با وی آشنا شدم، 2 سال نامزد بودیم تا اینکه با هم ازدواج کردیم، خیلی زود به تفاهم زیادی رسیدیم و 4 سالی نگذشته بود که دخترمان به دنیا آمد. بعد از مدتی در حالی که هیچ اختلافی بین ما و مشکلی در زندگی‌مان نبود ناگهان ساسان شروع به لجبازی کرد، اصرار داشت به خارج از ایران برویم که نپذیرفتم». وی افزود: «همین مخالفت‌های من موجب شد شوهرم سر کوچک‌ترین‌ مسائل غرغر کند. تربیت و بزرگ کردن بچه‌مان دردسر شده بود و مرتبا با هم دعوایمان می‌شد. حتی من را کتک می‌زد. خسته‌ام کرده بود. در حالی که خودش درس خوانده و تاریخ را دوست داشت ایراد می‌‌گرفت که نباید کتاب بنویسم یا درس بخوانم، هر روز مبارزه می‌کردیم، خودخواهی‌هایش مرا به تنگ آورده بود و تنها به خاطر وجود دخترم در آن زندگی جهنمی دوام آوردم تا اینکه دخترم عروسی کرد و من و ساسان تنها شدیم». این زن گفت: «چاره‌ای جز طلاق نداشتم، پس از اینکه دادگاه حکم طلاق را صادر کرد، ساسان حاضر نشد به محضر بیاید و صیغه طلاق جاری شود، وقتی جدا شدیم و من مهریه‌ام را خواستم شوهرم خانه‌اش در خیابان پاستور را به من داد بعد به انگلیس سفر کرد. وقتی صاحبخانه‌ام خواست آنجا را تخلیه کنم تصمیم گرفتم به خانه خودم بروم و با تعجب فهمیدم ساسان خانه را رهن داده و پول‌هایش را به جیب زده است، وقتی بررسی کردم دیدم، وی با اسناد جعلی دست به کلاهبرداری زده و خانه مرا بدون اجازه رهن داده است.» این نویسنده زن افزود: «من الان بی‌خانه‌ام در حالی که آپارتمان دارم و آن را شوهرم پس از این همه سال زندگی به‌طور پنهانی رهن داده و خواستار پیگیری قضایی هستم تا مشخص شود چگونه اسناد را جعل کرده است». پس از اینکه دستور احضار استاد دانشگاه صادر شد، ساسان پیش روی بازپرس مکرمی ایستاد و گفت: «نمی‌دانم چرا همسرم این رفتارها را می‌کند. انگار مشکل روحی و روانی دارد. با این حال حاضرم تا آخر عمرم با وی زندگی کنم». وی افزود: «نخستین اختلافم با وی سفر ناگهانی و بدون اطلاعش به آلمان بود. همیشه کارهای عجیبی می‌کرد. مرتب با هم اختلاف داشتیم اما هیچ وقت همسرم را کتک نزده‌ام، او به دروغ در دادگاه خانواده گفته که وی را زده‌ام و شکنجه‌اش می‌دهم، وی نویسنده کتاب است و تخلیل خوبی دارد و هوش خیلی خوبی در این زمینه دارد و تصور می‌کنم من را مدل یکی از کتاب‌هایش کرده است. هیچ وقت دوست ندارم همسرم را طلاق بدهم به خاطر همین از رفتن به محضر امتناع کرده‌ام. همیشه به خودم می‌گویم حتما راه بازگشتی است، ما یک دختر داریم و نباید دامادم و خانواده‌اش ببینند من و همسرم طلاق گرفته‌ایم». استاد تاریخ گفت: «از نیش و کنایه‌هایش خسته شده بودم. وقتی مهریه‌اش را به اجرا گذاشت خانه‌ام را به وی دادم اما آن هنوز به نام خودم است و پیش از اینکه آپارتمانم را به همسرم بدهم آن را اجاره داده بودم و حالا تعجب می‌کنم وی مرا متهم به کلاهبرداری می‌‌کند در حالی که نیازی به جعل اسناد نبود چرا که خانه هنوز به نام من است». وقتی استاد دانشگاه چنین ادعاهایی را مطرح کرد، همسرش با گریه گفت: «این مرد دروغ می‌گوید. باید هنرپیشه می‌شد. هنوز کبودی کتک‌هایش روی بدنم است و این مرد نمی‌خواهد حقم را بدهد، من تنها هستم و جوانی‌ام را نزد شوهرم و در زندگی با او از دست داده‌ام، همیشه از مسؤولیت‌هایی که داشت فرار می‌کرد، همیشه در سفرهای خارجی و داخلی بود و من‌دخترم را به تنهایی بزرگ کرده‌ام و الان نمی‌خواهد خانه‌ام را بدهد و آن را رهن داده است». بنا به گزارش خبرنگار «وطن امروز»، بازپرس مکرمی با توجه به ادعاهای این زن و شوهر تحصیلکرده دستور داد تا بررسی‌هایی درباره چگونگی رهن خانه زن نویسنده از سوی استاد دانشگاه صورت گیرد تا تصمیم‌گیری قضایی کند.

 
برچسب ها: كلاه گشاد ، شرارت ، طلاق
Bookmark and Share
نظرات بینندگان:
نام:
ایمیل:
* نظر: