کد خبر:۴۶۷۲
تاریخ انتشار: ۲۳ دی ۱۳۸۹ - ۰۸:۲۲
تعداد بازدید: 3956
print نسخه چاپی
send ارسال به دوستان
saveذخیره
قتل فجيع دختربچه 7ساله در خانه مخروبه
اين جوان 22ساله چند روز قبل از ارتكاب جنايت از يكي از استان‌هاي جنوبي كشور براي كار به مشهد آمده بود و در يك كارگاه توليدي واقع در حاشيه ...
جوان 22ساله‌اي پس از شكنجه دختري 7ساله در مشهد او را به طرز فجيعي كشت.
اين جوان 22ساله چند روز قبل از ارتكاب جنايت از يكي از استان‌هاي جنوبي كشور براي كار به مشهد آمده بود و در يك كارگاه توليدي واقع در حاشيه شهر مشهد كار مي‌كرد.قاتل در چند روز نخست كاري‌اش متوجه دختر دانش‌آموزي شد كه از مقابل كارگاه عبور مي‌كرد و به مدرسه مي‌رفت.
جوان 22ساله كه افكار پليدي را در سر مي‌پروراند با ديدن دختربچه، نقشه سوءاستفاده از وي را در ذهن خودش طراحي كرد و ظهر روز بيست و سوم آذرماه با نيت شيطاني خود، دخترك را به بهانه‌اي به داخل ساختماني مخروبه كشاند و جلوي دهان او را محكم گرفت. در اين لحظه جوان شيطان‌صفت با توسل به زور دختربچه را شكنجه كرد و به خاطر ترس از اينكه دختر هفت ساله وي را شناخته است، طعمه خود را به طرز فجيعي به قتل رساند.قاتل بي‌رحم سپس جسد غرق به خون دخترك را داخل زمين‌هاي كشاورزي جاده مشهد- كلات رها كرد و به سركار خود برگشت.خانواده اين دختر معصوم كه از ناپديد شدن او نگران شده بودند، مفقود شدن فرزندشان را به پليس اطلاع دادند.
24ساعت بعد
يكي از اهالي مشهد در تماس با فوريت‌هاي پليسي110 گفت كه جسد غرق به خون دختربچه‌اي را در كنار جاده مشاهده كرده است.در پي اين گزارش، ماموران كلانتري خلق‌آباد مشهد براي بررسي موضوع به محل اعزام شدند و جسد خون‌آلود دخترك را داخل گودالي در پشت پمپ بنزين جاده مشهد- كلات كشف كردند.با كشف اين جسد، به دستور علي‌اكبر صفائيان، بازپرس ويژه قتل تلاش براي احراز هويت مقتول آغاز شد و باتوجه به اينكه مفقودي، دختربچه‌اي در همان منطقه اعلام شده بود، موضوع به اطلاع اين خانواده رسيد و جسد مورد شناسايي والدين كودك قرار گرفت.اين درحالي است كه معاينات لازم در پزشكي قانوني حاكي از آن بود كه كودك هفت ساله قبل از مرگ، مورد آزار و اذيت جنسي قرار گرفته است.
دستگيري 8مظنون به قتل
رئيس پليس آگاهي خراسان رضوي در گفت: با معاينه دقيق نشانه‌ها و اثراتي كه از رد كفش قاتل و خون‌هاي ريخته شده روي زمين در محل جنايت به جا مانده بود، كارآگاهان مبارزه با جرايم جنايي هشت نفر را به عنوان مظنون دستگير كردند اما اين افراد كه قاتل نيز يكي از آنان بود منكر ارتكاب هرگونه عمل خلاف و جرمي شده و بنابه حكم قضايي تمامي آنها آزاد شدند. اگرچه به طور كاملا نامحسوس تحت كنترل قرار گرفتند و از آنان خواسته شد تا روشن شدن نتايج آزمايشات پزشكي قانوني، از مشهد خارج نشوند.سرهنگ حسين بيدمشكي افزود: مظنون اصلي پرونده با وحشت از اين كه پليس حقيقت را دريابد مشهد را به مقصد شهرستان فردوس ترك كرد، اما تيم‌هاي كنترل نامحسوس پليس همچنان او را تحت نظر داشتند.اين مقام انتظامي گفت: متهم پس از گذشت 21روز درحالي كه نمي‌توانست خود را از چنگ عذاب وجدان نجات دهد با مراجعه به پاسگاه انتظامي باغستان پليس فردوس در اظهاراتي متناقض بيان داشت كه دختربچه‌اي را در حوالي مشهد به قتل رسانده است.وي خاطرنشان كرد: در پي اين اعترافات، موضوع به پليس آگاهي استان اعلام و كارآگاهان مبارزه با جرايم جنايي با اخذ نيابت قضايي به شهرستان فردوس اعزام شده و متهم را به مشهد انتقال دادند.سرهنگ بيدمشكي افزود: جوان 22ساله‌ پس از مشخص شدن نتيجه كالبدشكافي مبني بر تاييد تجاوز به دختر بچه و قتل او به وسيله ضربه اي سخت، در مقابل مقام قضايي، صراحتاً به قتل اعتراف كرد.هم‌اكنون متهم براي انجام آزمايشات تشخيص سلامت رواني به پزشكي قانوني انتقال يافته است.
اعترافات هولناك عامل جنايت
جوان 22ساله در بازجويي‌هاي به عمل آمده گفت: اهل يكي از شهرهاي جنوبي هستم و تا كلاس دوم دبيرستان درس خوانده‌ام. من براي كار به مشهد آمدم و در كارگاهي مشغول كار شدم. چند روزي بود كه دخترك را مي‌ديدم تا اينكه روز قبل از حادثه به بهانه گرفتن شيلنگ آب به در خانه آنها رفتم و او را از نزديك ديدم. با ديدن اين دختربچه وسوسه شدم تا نياز جنسي‌ام را با سوءاستفاده از او برطرف كنم به همين خاطر ظهر روز بعد، زماني كه دخترك از مدرسه به خانه برمي‌گشت، صدايش كردم و به بهانه اين كه بيا شيلنگ را بگير او را به داخل ساختماني مخروبه كشاندم.قاتل 22ساله افزود: من جلوي دهان دختربچه را گرفتم و با زور او را مورد آزار و اذيت قرار دادم. بعد از آن كه به نيت پليد خود رسيدم دختربچه درحالي كه حالش بد بود و گريه مي‌كرد چند ثانيه به چشمانم خيره شد. با اين تصور كه او مرا شناخته است او را كشتم.من كه اصلا نمي‌فهميدم چه كار مي‌كنم جسد دخترك را به كنار جاده كشاندم و داخل گودالي انداختم و فرار كردم.عامل جنايت درحالي كه به شدت دچار عذاب وجدان و احساس پشيماني و ندامت شده بود و دستانش مي‌لرزيد با صدايي لرزان گفت: در اين مدت از خواب و خوراك افتاده بودم و به هر كجا نگاه مي‌كردم چهره دختر بي‌گناه يادم مي‌آمد.من خيلي عذاب كشيدم و وجدانم ناراحت بود بالاخره خودم را از كابوس و وحشت نجات دادم و حقيقت را گفتم اگرچه ديگر راهي براي بازگشت نمانده است.
تحليل پليسي
همه در مقابل ناهنجاري‌هاي اجتماعي مسئولند
سرهنگ امجد، جانشين امنيت اخلاقي نيروي انتظامي در ادامه در گفت‌وگو با خبرنگار «امين‌جامعه» در اين باره ضمن هشدار به خانواده كساني كه قرباني اين نوع رفتارها مي‌شوند، گفت: خواسته يا ناخواسته نتيجه جنگ نرمي كه سرمايه‌گذاري شده از بين رفتن قيودات اجتماعي است و وقتي در ميان افراد، خانواده‌ها و اجتماع رعايت نشود اعضاي خانواده به راحتي در كنار هم پاي توليدات محصولات فرهنگي بيگانگان مي‌نشينند تا فرزند در كنار آنها تجربه كند. وي گفت: ما در اين قضيه نمي‌توانيم بگوييم بالا رفتن سن ازدواج باعث اين عمل شده، اين جوان قبل از اينكه مرتكب اين كار شود حداقل بيشتر از 10 بار فيلم‌هاي غيراخلاقي را ديده است. جانشين امنيت اخلاقي نيروي انتظامي با اشاره به اينكه در ناهنجاري‌هاي اجتماعي خانواده، محيط و فرد مقصر است، يادآور شد: وقتي در دين اسلام در رابطه با روابط دختر و پسر و رعايت اخلاقيات جنسي توصيه‌ها‌يي را دارد و در جامعه رعايت نمي‌شود يكي از پيامدهاي سوء آن، اين است كه پسري تحريك مي‌شود و دختري زيرسن بلوغ مورد تجاوز جنسي قرار مي‌گيرد.وي با اشاره به اينكه دانش پدر و مادر را نسبت به پيامدهاي سوء محتواهاي توليد شده در عرصه سايبري بايد افزايش داد، گفت: فرزندان بدون اينكه از پدر و مادر يا در مدرسه آموزشي ببينند براي بهره‌برداري از اينترنت (كه در عرصه فناوري امروز براي انتقال اطلاعات و ارتباطات معجزه است) هجمه‌هاي سنگيني در قالب همين معجزه (دام‌هاي عنكبوتي بي‌شمار) بدون كنترل در اختيار آنها قرار مي‌گيرد. وي با تاكيد بر اينكه آيا ميزان كليد واژه‌هايي كه فرزندان از اينترنت و محتواي آن جست‌وجو مي‌كنند، كنترل شده است، خاطرنشان كرد: وقتي كه ما به عنوان پليس، قوه‌قضاييه به عنوان مجازات‌كننده و درضمن نهادهاي فرهنگي كارشان را درست انجام ندهند دسترسي اين افراد براي اينگونه محرك‌ها ومتغيرها زياد و نتيجه آن اين مي‌شود كه دختربچه هفت‌ساله در امان نباشد. سرهنگ امجد افزود: همه نهادهاي فرهنگي، خانواده، گروه‌هاي مردم نهاد و... در مقابل ناهنجاري‌هاي اجتماعي مسئولند و تنها پليس عاملي براي محدوديت و ممنوعيت مفاسد و ناهنجاري‌هاي اجتماعي محسوب نمي‌شود.
هشدار پليسي
خانواده‌ها مواظب فرزندان باشند
سرهنگ احمدي، رئيس پليس پيشگيري مشهد در ادامه اين گفت‌وگو با اشاره به اين موضوع با بيان اينكه پيشگيري بهتر از درمان است با هشدار به خانواده‌ها گفت: خانواده‌ها بايد رفت و آمد فرزندان را در طول شبانه‌روز كنترل كنند تا آنها در رفت و آمدشان دقت بيشتري داشته باشند. وي افزود: خانواده‌ها بايد فرزندانشان را در انتخاب دوست هدايت و راهنمايي كنند تا از اين طريق از ارتباط با دوستان ناباب جلوگيري شود. رئيس پليس پيشگيري با اشاره به اينكه ايجاد شرايط سالم و محيط تربيتي مناسب در خانواده لازم و ضروري است، تصريح كرد: ما بايد الگوي مناسب شخصيت‌هاي علمي و ديني را براي فرزندانمان داشته باشيم تا آنها از اين الگوها تاثير بپذيرند. وي خاطرنشان كرد: ضمن اينكه والدين نبايد بين فرزندان تبعيض قايل شوند، رفتار پدر و مادر با فرزندان بايد دوستانه و به‌ويژه ارتباط حسي باشد چرا كه فرزندان ما نياز دارند كه گاهي پدر و مادر دستي به سر و صورت آنها بكشند و ببوسند تا بتوانند از اين طريق ارتباط صميمي‌تري را با آنها برقرار كنند تا عقده و حقارت در فرزند ايجاد نشود. 
 
   
-----------------------------------------------
 
 
راز مرد 400 میلیونی در اعترافات عروس پنهان 
 
جزییات گمشدن 400میلیونی مرد مرموز با اعترافات عجیب عروس پنهان فاش شد. خانواده این مرد اطلاع نداشتند وی با زن تنهایی ازدواج کرده و از بازاری های آهن به کلاهبرداری نیلیونی دست زده است.
سوم دیماه سالجاری مرد جوانی با مراجعه به کلانتری 152 خانی آبادنو ادعا کرد برادر 25 ساله اش به نام "سعید " 12 ظهر 27 آذر ماه به بهانه پاس کردن چک هایش از خانه خارج شده و دیگر برنگشته است. با دستور دادیار هاشمیان ازشعبه اول دادسرای امور جنایی تهران ، پرونده جهت رسیدگی تخصصی در اختیار پایگاه پنجم پلیس آگاهی تهران قرار گرفت. کارآگاهان در تحقیقات خود با مراجعه به شعبات بانکی که مرد گمشده در آنها افتتاح حساب کرده بود اطمینان پیدا کردند که وی دیگر مراجعه ای به شعبات بانکی نداشته است. در ادامه تحقیقات تیم پلیسی با مراجعه به محل کار سعید در پامنار اطلاع پیدا کردند که وی از چندی پیش به بهانه خرید و فروش آهن چند میلیون تومانی از بازاری ها گرفته و پس از مدتی با 400 میلیون تومان ناپدید شده است. با شناسایی تعدادی از بازار ی ها که اقدام به پرداخت پول به سعید کرده بودند ، آنان ادعا کردند که پس از ناپدید شدن "سعید” به در خانه شان رفته و از همسرش شنیده اند از سعید اطلاعی ندارد. این درحالی بود که خانواده پدری سعید همگی ادعا داشتند وی تاکنون ازدواجی نداشته و عروسشان را نمی شناسند. کارآگاهان در این مرحله با شناسایی خانه ای در شهرک ولی عصر که سعید بدون اطلاع اعضای خانواده اش در آن زندگی جداگانه ای داشت ، به آنجا رفته و در آنجا با زن جوانی به نام "مریم” که مالباختگان او را همسرمرد گمشده معرفی کرده بودند ، روبرو شدند.با وجود اظهارات و تأکید مالباختگان در خصوص ازدواج سعید با مریم وی در بازجویی های پلیسی ادعای عجیبی کرد و گفت : "من کسی به نام سعید را نمی شناسم و پس از متارکه از همسر به تنهایی زندگی می کنم ". کارآگاهان با دروغ دانستن اظهارات مریم روز 15 دیماه خانه زن مرموز را تحت بازرسی قرار دادند و نه تنها مدارکی از سعید به دست آوردند بلکه سند ازدواج مریم و مرد گمشده را پیدا کردند و زن 26 ساله چاره ای جز اعتراف ندید.مریم گفت : "روز اول مردادماه با شناسنامه جعلی ای که خود سعید برایم فراهم کرده بود با هم ازدواج کرده و قرار بر آن گذاشتیم که هیچ کس از ازدواج ما اطلاع پیدا نکند چراکه من به تازگی از همسر سابق خود متارکه کرده و اطمینان داشتیم که اگر خانواده سعید از این موضوع اطلاع پیدا کنند به هیچ عنوان حاضر به قبول ازدواج ما نخواهند شد ؛ از سوی دیگر همسر سابقم نیز اصرار داشت با داشتن دختری 9 ساله از او ، بار دیگر به خانه اش برگردم ؛ برای همین به پیشنهاد سعید قبول کردم تا پس از تهیه شناسنانه ای جدید و جعل شده با او ازدواج کرده و هیچ کس نیز از این ازدواج اطلاع پیدا نکند ". مریم ادامه داد : "پس از آنکه سعید مقداری پول از بازار آهن پامنار تهیه کرد ، تصمیم داشت تا به طور کامل از تهران خارج شود و پس از مدتی نیز من نزدش بروم او به محمود آباد رفته تا من نیز به وی ملحق شوم. با توجه به اطلاعات بدست آمده از مخفیگاه سعید در محمود آباد ، کارآگاهان به محمودآباد رفته و با همکاری پلیس آگاهی محمودآاباد ، سعید را 24 ساعت بعد غافلگیر کرده و به دام انداختند. بنابه گزارش خبرنگار ما،بررسی های پلیسی نشان داد سعید از ناحیه دست چپ دچار نقص عضو بوده و دست وی به علت تصادف رانندگی از ناحیه مچ قطع شده که همین مشخصات مرد کلاهبردار کافی است کسانی که در دام نقشه های ماهرانه وی گرفتار شده اند می توانند به پایگاه 5 پلیس آگاهی پایتخت مراجعه و طرح شکایت کنند. 
 
     
 ------------------------------------
 
 
آشنايي دردسر ساز در اتوبوس

نمي دانم مقصر کيست؟ من ، شوهرم، محمود يا سهيلا؟ در هر صورت خيلي نگران تنها پسرم هستم و از خداي بزرگ مي خواهم که خودش راه نجاتي براي نجات پسرم پيش رويم بگذارد. مادر دل شکسته که براي مشاوره به دايره اجتماعي کلانتري مصلاي مشهد مراجعه کرده بود افزود: فرهنگي هستم و ۴۲ سال سن دارم. من و همسرم تمام سعي و تلاش خود را به کار بسته ايم تا ۳ فرزندمان کم و کسري در زندگي نداشته باشند و عاقبت به خير شوند. اما نمي دانم چرا با اين که ۲ دخترم بسيار فهميده و سر به راه هستند پسرمان راه زندگي اش را گم کرد و گرفتار مشکلات پيچيده اي شد. ماجرا از اين قرار است که محمود براي ادامه تحصيلات دانشگاهي به يکي از شهرهاي نزديک مشهد رفت. او ترم اول تحصيلي اش را با موفقيت پشت سر گذاشت ولي از ترم دوم تحصيلي متوجه تغيير حرکات و رفتارش شدم.
او هر وقت در تعطيلات آخر هفته به مشهد مي آمد خيلي مضطرب و بي قرار بود و مدام به داخل اتاقش مي رفت و با گوشي تلفن همراهش پچ پچ مي کرد. من که خيلي نگران شده بودم از او خواستم دليل اضطراب و بي قراري اش را توضيح دهد. محمود خيلي صادقانه گفت که از چندي قبل در مسير رفت و آمد به دانشگاه، داخل اتوبوس بين شهري با دختري دانشجو آشنا شده است و آن ها به هم علاقه مند هستند. زن ۴۲ ساله افزود: من و شوهرم با اطلاع از خواسته قلبي پسرم بلافاصله دست به کار شديم تا دختر مورد علاقه اش را در صورت تاييد برايش عقد کنيم اما تحقيقات ما در مورد اين خانم نشان داد که او متاهل است و عقل پسرم را با حيله و نيرنگ ربوده است.
 
با روشن شدن اين واقعيت به محمود گفتيم که سهيلا دروغ گوي بزرگي است و بايد هر چه سريع تر با او قطع رابطه کني! پسرم نيز که خودش را بسيار تعصبي و ناراحت نشان مي داد به ما اطمينان داد که سهيلا را فراموش خواهد کرد اما متاسفانه پس از گذشت ۲ ماه، يکي از دوستان محمود زنگ زد و گفت محمود هنوز با سهيلا در ارتباط است و اين مسئله ممکن است برايش دردسر ساز شود. من و شوهرم در پي اطلاع از اين موضوع بسيار دلواپس شديم و چون دل شوره عجيبي داشتم از همسرم خواستم تا به شهرستان محل تحصيل پسرمان برويم و با او به طور منطقي حرف بزنيم ولي در همان روز پليس محمود و سهيلا را در خياباني دستگير کرده بود و حضور ما باعث شد تا با سپردن تعهد و پس از طي مراحل قانوني او را از اين گرفتاري نجات بدهيم. محمود که خيلي خجل و شرمنده شده بود همراه ما به مشهد آمد و قول داد که مردانه سهيلا را از ذهن خويش پاک کند اما همان شب تا صبح او و اين زن جوان از طريق پيامک با هم در ارتباط بودند و من با چشماني گريان فرزندم را زير نظر داشتم و پلک نزدم. فرداي آن روز پسرم گفت که نمي تواند سهيلا را فراموش کند. متاسفانه او که خيلي هيجاني شده بود و نمي فهميد چه کار مي کند دست به خودکشي زد و اگر چند دقيقه ديرتر کمکش کرده بوديم جان خودش را از دست مي داد. ما از آن به بعد ديگر نتوانستيم محمود را کنترل کنيم و پس از مدت کوتاهي متوجه شديم سهيلا او را به دام کريستال انداخته است. اين زن جوان که شوهرش نيز به کريستال اعتياد دارد با اطلاع همسرش به دليل اين که بتواند خرج و مخارج زندگي اش را تامين کند چنين نقشه اي براي پسر ساده لوح ما کشيد و احساسات او را به بازي گرفت. الان محمود ترک تحصيل کرده است و ما نيز در کنارش هستيم تا از منجلاب اعتياد نجاتش دهيم.

 
--------------------------------------------
 
دزد هاي يك زن در خريد اينترنتي 
 
معاون اجتماعي پليس آگاهي ناجا ضمن هشدار نسبت به افراد سودجويي كه از طريق سوءاستفاده از رمز و نام كاربري اقدام به خريد اينترنتي مي‌كنند از دستگيري يك زن كلاهبردار در فضاي اينترنت خبر داد. سرهنگ عبدالله قاسمي افزود: « چندي پيش زن جواني با مراجعه به يكي از كلانتري‌هاي يكي از شهرستان‌هاي استان مركزي؛ پرونده‌ سرقتي را پيش‌روي ماموران گشود.»وي گفت: « مالباخته به ماموران گفت كه شخصي 27 مرتبه از حساب عابربانك وي مبالغي را برداشت كرده است.»قاسمي با بيان اينكه پس از ثبت شكايت پرونده‌ براي رسيدگي بيشتر در اختيار كارآگاهان پليس آگاهي قرار گرفت، افزود: « با توجه به مستندات، صحت اين موضوع تاييد شد و كارآگاهان مبارزه با جرايم رايانه‌يي رسيدگي به اين پرونده‌ را در دستور كار خود قرار دادند.»معاون اجتماعي پليس آگاهي ناجا ادامه داد: « در بررسي‌هاي انجام شده مشخص شد كه تمام اين برداشت‌ها به صورت مجازي و در قالب خريد اينترنتي از فروشگاه‌ها بوده است.»وي افزود: « كارآگاهان با بررسي‌هاي فني و گشت‌هاي اينترنتي در نهايت به يكسري سرنخ‌هايي رسيده و شخصي به نام «رزيتا» را شناسايي كردند.»قاسمي با اعلام اينكه كارآگاهان اداره مبارزه با جرايم رايانه‌يي پليس آگاهي ناجا شخص موردنظر را دستگير كردند، گفت: « متهم پس از دستگيري در ابتدا منكر هرگونه اقدامي شد، اما در نهايت با توجه به مدارك و شواهد، در دام تناقض‌گويي‌هاي خود گرفتار شد و لب به اعتراف گشود و به 27 فقره سرقت از شاكي اعتراف كرد.»معاون اجتماعي پليس آگاهي ناجا، افزود: « «رزيتا» در اعترافات خود عنوان كرد كه با شاکی در دوران دانشجويي هم‌اتاقي بوده‌ است و يك مرتبه شاكي از طريق كامپيوتر وي، اقدام به خريد اينترنتي كرده و با توجه به ذخيره بودن رمز و شماره كارت شاكي متهم بارها اقدام به خريد اينترنتي از كارت شاكي كرده بود.»
هشدار پليسي
قاسمي ضمن هشدار به شهروندان گفت: هنگام خريد بويژه خريد اينترنتي رمز و نام كاربري را پس از استفاده پاك كنند تا كاربر بعدي نتواند از طريق رمز و نام كاربري شخص سوءاستفاده كند. معاون اجتماعي پليس آگاهي ناجا ادامه داد: افرادي كه به خريد اينترنتي مي‌پردازند، حداقل هفته‌يي يك‌مرتبه حساب‌هاي مالي خود را بررسي كنند تا از نقل و انتقال وجوه خود مطلع شوند. وي ضمن هشدار به جوانان و زنان خاطرنشان كرد: اگر در كافي‌نت اقدام به خريد اينترنتي مي‌كنيد، مطمئن شويد كه رمز و نام كاربري خود را حذف كرده‌ايد و همچنين افرادي كه در كنار شما هستند، از رمز شما مطلع نشوند. 

 
------------------------------------------
 
توضيحات دادستان ياسوج درباره شايعه دستگيري «آدم‌خواران»

دادستان عمومي و انقلاب ياسوج توضيحاتي درباره شايعه دستگيري «آدم‌خواران» ارائه كرد.
سيدمحمد موسوي‌پور دادستان عمومي و انقلاب ياسوج در گفت‌وگو با خبرنگار حوادث فارس، با دروغ خواندن اين شايعات، اظهار داشت: اصلا چنين اتفاقي در پارك جنگلي آبشار ياسوج رخ نداده است.
موسوي‌پور با بيان اينكه اين خبر از اساس كذب است، گفت: هر رسانه‌اي كه اقدام به انتشار اين خبر كذب كرده باشد، تحت تعقيب قرار خواهد گرفت.
دادستان عمومي و انقلاب مركز استان كهگيلويه و بويراحمد با تأكيد بر اينكه خبر قتل دختر جوان هم دروغ است، اظهارداشت: هم موضوع ربودن و هم موضوع قتل كذب است.
برخي رسانه‌ها مدعي شده‌ بودند كه دو جوان بعد از ربودن دختر جواني در ياسوج، او را به يك پارك جنگلي برده و بعد از آزار و اذيت و قتل، اقدام به خوردن آن كرده بودند.
 
----------------------------------------
 

در گلستان رخ داد

انفجار مخزن سي‌ان‌جي 4 كشته برجاي گذاشت

انفجار مخزن سي ان جي خودروي پژو 405 در شهرستان آزادشهر چهار كشته برجاي گذاشت.
به گزارش مهر، اين حادثه بعد از ظهر چهارشنبه درحالي رخ داد كه راننده خودرو پژو در حال سوختگيري خودرو بود و و انفجار مخزن سي اجي موجب مرگ چهار سرنشين خودرو شد.
جانباختگان دو زن و كودك بودند و راننده كه براي سوخت گيري پياده شده بود، زنده ماند.
 علت اين حادثه در دست بررسي است.
 به گفته شاهدان عيني، به دليل سرد بودن هوا، مسافران داخل خودرو بودند و پياده نشدند و در هنگام سوخت گيري ناگهان شاهد خودرو منفجر شد.
 شهرستان آزادشهر در شرق گلستان واقع شده است.
 
-----------------------------------------------
 
 
مرد خسيس هر بار فقط چند عدد ميوه مي‌خريد

 زني در دادگاه خانواده با بيان اينكه مي‌خواهم از شوهرم جدا شوم و ديگر تحملم تمام شده است، گفت: شوهرم بسيار خسيس است؛ او به تعداد افراد و بسيار كم به شكلي كه هميشه مواد غذايي و ميوه جلوي مهمان‌ها كم مي‌آيد، خوراكي تهيه مي‌كند.
به گزارش خبرنگار اجتماعي باشگاه خبري فارس «توانا»، زني با مراجعه به دادگاه خانواده شهيد محلاتي دادخواست جدايي خود را به قاضي يكي از شعب ارايه كرد.
اين زن در مقابل قاضي شعبه 254 اين مجتمع قضايي خانواده با اشاره به اينكه از اين وضع خسته شده‌ام و حالا تصميم خود را براي جدايي از شوهر خسيسم گرفته‌ام، گفت: شوهرم به قدري خسيس است كه حاضر نيست من به خريد ميوه و وسايل خانه بروم چرا كه احساس مي‌كند من ولخرجي مي‌كنم و پول‌هايش تمام مي‌شود.
وي با بيان اينكه شوهرم وقتي به ميوه تره‌بار يا خريد سبزي مي‌رود، دانه‌اي و به تعداد خريد مي‌كند، ادامه داد: شوهرم اكثر اوقات 5 تا 6 سيب يا پرتقال تهيه مي‌كند و اگر مهمان داشته باشيم فرقي نمي‌كند و خودمان به دليل كم بودن ميوه حق خوردن ميوه را نداريم چرا كه هميشه به تعداد كم خريد مي‌كند؛ ديگر تحملم تمام شده و بايد از او جدا شوم.
زن بار ديگر در برابر قاضي اين پرونده لب به سخن گشود و با بيان اينكه حدود 3 سال از زندگي مشترك ما مي‌گذرد و او هنوز با كارهايش مرا عذاب داده و توجهي به ناراحتي من ندارد، افزود: بايد هرچه زودتر از شوهرم جدا شوم چرا كه او روز به روز خسيس تر شده و مانند بيماران رواني نسبت به اجناس منزل حساسيت دارد.
وي با اشاره به اينكه نمي‌توانم به اين زندگي كه تمامش عذاب‌آور بوده و غمگين كننده است، ادامه دهم چرا كه بيمار يا افسرده مي‌شوم، گفت: جدايي بهترين و تنها راه‌حلي بود كه به ذهنم رسيد بنابراين تصميم خودم را گرفته‌ام و فقط طلاقم را گرفته‌ام.
قاضي اين شعبه بعد از شنيدن اظهارات اين زن به دليل اصرار او براي طلاق، رسيدگي به پرونده را با حضور مرد به روزي ديگر موكول كرد.
 
-----------------------------------------------
 

اعدام يك متجاوز و 7 قاچاقچي در زندان اوين 
 
7 نفر از محكومان جرايم مواد مخدر كه از سوي دادگاه‌هاي انقلاب اسلامي تهران و يك محكوم متجاوز به عنف كه به اعدام محكوم شده بودند، سحرگاه روز چهارشنبه - ديروز - ‌به‌دار مجازات آويخته شدند. «فرزاد عليزاده» فرزند بهادر كه با همدستي دو نفر ديگر اقدام به تجاوز به عنف به يك دختر نوجوان محصل كرده بود، نخستين اعدامي سحرگاه ديروز ‌در زندان اوين بود كه به‌دار مجازات آويخته شد. این مجرم با كمك 2 نفر ديگر از همدستان خود، دختر نوجواني را كه در حال بازگشت از مدرسه بود، به اجبار سوار يك خودروي مسافركش كرده بودند. محكوم عليه و همدستانش همچنين با تهديد راننده خودرو به وسيله چاقو، وي را مجبور كرده بودند تا آنـان را به منطقه‌يي در جاده ملارد منتقل كند كه پس از مقاومت راننده در برابر خواسته آنان، ‌وي را از ناحيه دست مضروب و از خودرو به بيرون پرت كردند. راننده مضروب نيز بلافاصله به نيروي انتظامي مراجعه و ماوقع را براي ماموران گزارش مي‌كند كه متعاقبا متهمان ياد شده در يكي از باغ‌هاي اطراف تهران در حين ارتكاب عمل منافي عفت دستگير مي‌شوند. بر اساس پايگاه اطلاع‌رساني دادسراي عمومي و انقلاب تهران، در پي دستگيري متهمان ياد شده، دادگاه رسيدگي به اتهامات آنان با حضور نماينده مدعي‌العموم و وكلاي‌شان برگزار و نهايتا پس از طي تمام مراحل قانوني، شعبه رسيدگي‌كننده، متهم ياد شده را به اتهام ارتكاب زناي به عنف به اعدام محكوم كرد كه پس از اعتراض محكوم عليه، راي دادگاه بدوي توسط ديوانعالي كشور نيز مورد تاييد قرار گرفت.
7 اعدامي ديگر مردان افيوني بودند كه اسامي و موارد اتهامي هر يك از محكومان ياد شده به شرح زير اعلام شده است:
١- محسن بهرامي فرزند عبدالله به اتهام نگهداري يك هزار و ‌٩٨٠ گرم هرويين.
‌٢- پرويز اصغري فرزند فرخ به اتهام نگهداري بيش از ‌٦ كيلوگر هرويين.
‌٣- منوچهر نجفي فرزند فرمان به اتهام خريد و فروش ‌٩ كيلوگرم حشيش.
‌٤- عبدالواحد باران زهي فرزند محمد به اتهام فروش ‌٨٤/٥ كيلوگرم و نگهداري‌١٥ كيلو و ‌٥٠٠ گرم هرويين.
‌٥- لطيف صحرايي فرزند بهار بك به اتهام حمل و نگهداري ‌٤ كيلو و ‌٩١٠ گرم هرويين و نگهداري پنجاه كيلوگرم ترياک.
‌٦- خليل تاجيك ‌فرزند فضل احمد به اتهام نگهداري ‌٢ كيلو و ‌٥٥ گرم موادمخدر.
‌٧- رضا قرباني فرزند غلامرضا به اتهام فروش ‌٢٠٠ گرم ترياك و خريد و فروش دويست گرم هرويين در مدت چهار ماه و نيز نگهداري يك كيلو و سيصد و پنجاه و پنج گرم هرويين.
بر اساس گزارش پايگاه اطلاع‌رساني دادسراي تهران، محاكمه افراد ياد شده در شعب مختلف دادگاه‌هاي انقلاب اسلامي در سال ‌١٣٨٨ با حضور نمايندگان دادستان و وكلاي آنان برگزار شده بود و احكام ياد شده درباره نامبردگان نيز پس از طي تمام مراحل قانوني بموقع اجرا گذارده شد. 
 
   
  ---------------------------------------------
 
 
عاقبت آداب و رسوم مختلف زن و شوهر به جدايي ختم شد

مردي در دادگاه خانواده گفت: همسرم بسيار به آداب و رسومش اهميت داده و من با اين موضوع نمي‌توانم كنار بيايم بنابراين تنها راه جدايي از اوست.

به گزارش خبرنگار اجتماعي باشگاه خبري فارس «توانا»، مردي با مراجعه به دادگاه خانواده شهيد محلاتي دادخواست جدايي خود را به قاضي يكي از شعب ارايه كرد و بعد از چند ثانيه سكوت، در مقابل قاضي شروع به صحبت كرد.
اين مرد 34 ساله در حضور قاضي شعبه 245 اين مجتمع قضايي خانواده با بيان اينكه آداب و رسوم خاص همسرم با من سازگار نيست، گفت: ابتدا به دليل عشقي كه به آداب و رسوم همسرم داشتم با او با اشتياق فراوان ازدواج كردم ولي حالا كه 4 سال از اين موضوع مي‌گذرد، ديگر حاضر به زندگي با او نيستم و نمي‌توانم با اين موضوع كنار بيايم.
وي با اشاره به اينكه يك فرزند يك سال و نيمه داريم و زندگي‌ام را با چنين آداب و رسومي دوست ندارم، ادامه داد: همسرم اگر هم بخواهد نمي‌تواند دست از اين آداب و رسوم خود بردارد چرا كه در خانواده‌اي شهرستاني كه داراي آداب و رسوم خاص بوده و آنها به اين آداب و رسوم اعتقاد دارند، زندگي مي‌كند.
مرد بار ديگر در مقابل قاضي اين پرونده با بيان اينكه همسرم بايد از من جدا شود چرا كه تحمل اين كارش برايم سخت است، افزود: اگر همسرم بخواهد با من به زندگي ادامه دهد بايد از خانواده‌اش كه منشاء اين مشكل آزار‌ دهنده هستند، جدا شود.
وي با اشاره به اينكه رسم و رسوم او به دليل زندگي‌اش با خانواده‌اش است، گفت: همسرم اگر فرزندم را نيز بخواهد من حاضرم او را به همسرم دهم تا مشكل و اختلافي بين ما پيش نيايد؛ من تا امروز اين درد و مشكل را حتي به خود او ابراز نكردم ولي ديگر طاقتم تمام شده است و مي‌خواهم از او جدا شوم.
قاضي اين شعبه، حكمي صادر نكرده و پرونده را مختومه اعلام كرد همچنين مرد را به سازگاري دعوت كرد.
 
--------------------------------------------------------
 
 
جدايي از شوهر ايدزي بخاطر خيانت 
 
زني با مراجعه به دادگاه خانواده بخاطر ارتباط نامشروع همسرش و بيماري ايدز وي دادخواست طلاق داد. او كه براي چندمين بار در جلسه دادگاه حاضر شده بود، به هيچ عنوان از درخواستش منصرف نشد. در جريان رسيدگي به اين پرنده، زن خطاب به قاضي دادگاه گفت: دفعه گذشته وقتي از دادگاه به خانه رفتيم براي مدت يكسال همه‌چيز خوب بود اما يك شب با صداي تلفن همسرم از خواب بيدار شدم. او بمدت نيم ساعت با تلفن آهسته صحبت ‌كرد. وي ادامه داد: «از مكالمه آنها فهميدم كه آن سوي خط بايد زني باشد كه از همسرم تقاضاي پول مي‌كند و مي‌گويد در صورتي‌كه يك ميليون تومان به او ندهد، همه‌چيز را به من خواهد گفت. همسرم وقتي مرا بالاي سر خود ديد تعجب و گوشي را قطع كرد، اما من بلافاصله گوشي را برداشتم و آن زن همه جريان دوستي و رابطه نامشروع خود و همسرم را براي من توضيح داد.»اين زن گفت: «اين ماجرا باعث شد كه اختلاف ما بيشتر و بيشتر شود و حرف‌هاي همسرم كه مدام در حال توجيه مساله و عمل خود بود براي من راضي‌كننده نبود. براي همين دادخواست طلاق دادم، اما چند ماه بخاطر فوت پدرم مساله را عقب انداخته تا همه‌چيز به آرامي برگزار شود اما متاسفانه در اين مدت براي همسرم مساله‌يي پيش آمد كه باعث نابودي او شد و آن مساله بيماري او بود.»وي گفت: «بيماري عفوني حادي در شوهرم به وجود آمد و پس از آزمايش‌هاي پزشكي معلوم شد كه او به ايدز مبتلا شده است. اين مساله تصميم مرا براي جدايي بيشتر كرد و امروز براي آخرين بار به دادگاه آمده‌ام تا طلاق بگيرم و همه حق و حقوق خود را مي‌بخشم.»براساس اين گزارش، قاضي پرونده نيز بعد از شنيدن اظهارات زن و بررسي‌هاي انجام شده، حكم طلاق آنها را صادر كرد
 
 
-----------------------------------------
 

ديپلم گرفتن زن بلاي جان مرد شده بود

 مردي در دادگاه خانواده گفت: همسر 27 ساله‌ام تازه به فكر ديپلم گرفتن افتاده و در حقيقت تمام فكرش ادامه تحصيل است و به همين دليل مي‌خواهم از او جدا شوم.
به گزارش خبرنگار اجتماعي باشگاه خبري فارس «توانا»، مردي 31 ساله با مراجعه به دادگاه خانواده شهيد محلاتي دادخواست جدايي خود را به قاضي يكي از شعب ارائه كرد.
اين مرد در مقابل قاضي شعبه 245 اين مجتمع قضايي خانواده با بيان اينكه حدود 7 سال از زندگي مشتركمان مي‌گذرد و ما فرزندي نداريم، گفت: همسرم دائم به فكر ادامه تحصيل است و من نمي‌توانم جلودار او باشم.
وي ادامه داد: همسرم صبح تا شب مشغول درس خواندن است و هرگاه از او خواستم تا با يكديگر راجع به زندگي و فرزنددار شدن صحبت كنيم، به من مي‌گويد وقتي ديپلم خود را گرفتم در موردش مفصل با هم صحبت مي‌كنيم؛ از اين وضع خسته شدم چرا كه همسرم اصلاً مرا درك نمي‌كند.
اين مرد بار ديگر در برابر قاضي اين پرونده ايستاد و با بيان اينكه جدايي راه ‌حل خوبي براي رسيدن همسرم به تحصيلاتش است، افزود: همسرم 27 سال دارد و بعد از گرفتن مدرك سيكل، درس خود را رها كرده است و حالا مي‌خواهد آن را ادامه داده و ديپلم خود را بگيرد.
زن جوان در دادگاه خانواده شهيد محلاتي حاضر شد و با اشاره به اينكه اگر ديپلم بگيرم، مي‌توانم سر كار رفته و برخي از خواسته‌هايم را برآورده كنم، گفت: شوهرم بايد مرا بيشتر درك كند؛ من با گذراندن چند درس ديگر مي‌توانم ديپلم خود را بگيرم و بعد از آن، او تازه متوجه مي‌شود كه چه كار خوبي انجام داده‌ام.
قاضي اين شعبه بعد از شنيدن اظهارات طرفين زن و مرد را به مصالحه دعوت كرد و جلسه را پايان داد.

Bookmark and Share
نظرات بینندگان:
نام:
ایمیل:
* نظر: