
اينكه بايد با لباس سفيد به خانه بخت رفت و با كفن سفيد هم از آن بيرون آمد اين روزها با پيشرفت علم ديگر خريدار چنداني ندارد و دختر خانمها با همان لباس سفيدي كه به خانه بخت ميروند به دادگاه هم رفته تا مهريهشان را به اجرا بگذارند.
كارشناسان چه ميگويند؟
در جامعه كنوني طلاق براي نسل جوان پديدهاي ساده و بعضا جالبي شده كه بعضي افراد هنوز ازدواج نكرده به فكر طلاق و چگونگي آن هستند. طلاقي كه در نظر 80 درصد مردم ايران ديگر به عنوان معضل به حساب نميآيد و نسبت به اين امر هم بيتوجه شدهاند. بيتوجهي كه اين روزها آفت بسياري از مسائل و مشكلات اجتماعي ما شده است و تمام هم نميشود. محمدجمشيدي افزايش پديده طلاق در كشور را نتيجه بيتوجهي برخي نهادها ميداند.
اين جامعه شناس به خبرنگار سياست روز ميگويد: «وقتي هيچ نهادي مهارتهاي زندگي را به نسل جوان آموزش نميدهد نبايد از معضلي به نام طلاق صحبت كنيم. طلاقي كه با وجود مشكلاتي همچون مهيا نبودن امكانات زندگي حتي در سال اول ازدواج هم طبيعي است.»
وي در ادامه اضافه ميكند: «در پايتختي به نام تهران نبايد عامل اقتصادي را دليل افزايش پديده طلاق دانست چرا كه مشكل در نبود آموزش مهارتهاي زندگي است چرا كه بسياري از جوانان در زمان آغاز زندگي مشترك هيچ آشنايي با مسائل زندگي ندارند.»
به اعتقاد جمشيدي وقتي دو انسان با هم ازدواج ميكنند يعني دو انسان با فرهنگ، خانواده، منش و نگرشهاي متفاوت زندگي خود را در زير يك سقف آغاز ميكنند، همين امر باعث ميشود كه با آمار نگران كنندهاي در خصوص طلاق و زنان مطلقه مواجه باشيم.
اين استاد دانشگاه شتاب زدگي در امر ازدواج را نيز عامل مهم ديگري براي طلاق ميداند و ادامه ميدهد: «از آنجا كه افراد در برخوردهاي اول رفتار و واقعيت وجودي خود را بروز نميدهند پس از ازدواج رفتارهاي نمايشي كنار ميرود و رفتارها و چهره واقعي در زوج نمايان ميشود و در آن شرايط است كه دو جوان احساس ميكنند كه به اندازه جغرافيايي انساني از يكديگر فاصله دارند و هيچ راه حلي را براي حل مشكل نياموختهاند و تقاضاي طلاق مي دهند.»
از سرزمينهاي دور
نتيجه تحقيقاتي كه طي 32 سال در دانشگاههاي هاروارد، براون و كاليفرنيا به طول انجاميد نشان ميدهد كه طلاق يك دوست صميمي يا يك خويشاوند نزديك به طور شگفت انگيزي خطر طلاق افراد نزديك به آنها را به ميزان 75 درصد افزايش ميدهد همچنين طلاق يك همكار، دوست يك دوست و يا آشنايي كه تنها آنها را ديدهايم ميتواند احتمال طلاق را 33 درصد افزايش دهد.
البته در اين ميان حضور فرزندان نقش يك تعديل كننده را ايفا كرده و درصد طلاق خانوادههايي را كه در نزديك خود آشنايان طلاق گرفته دارند كاهش ميدهد. از سويي ديگر، تاثير يك طلاق در بين دوستان نزديك ميتواند موجب شود كه خانواده نزديك به آنها فرزندان كمتري داشته باشند.
باز همين محققان در توضيح اين پديده غيرمنتظره اظهار ميكنند: «طلاق پديدهاي ويروسي است كه ميتواند به مرزهاي فراتر از كساني كه مستقيما درگير آن شدهاند نفوذ كند.»
اين پژوهشگران در خصوص تئوري طلاق مسري اضافه مي كنند: «رفتار بسياري از زوجهاي متاهل نشان ميدهد كه وقتي يكي از دوستان آنها جدا ميشود هر نوع رابطهاي را با افراد طلاق گرفته قطع ميكنند.» تاكنون تصور ميشد شايد علت اين قطع رابطه اين باشد كه زوجها نميخواهند يك نمونه بد از يك ازدواج را در جلوي چشمان خود ببينند.
ادامه نتيجه اين تحقيقات نشان ميدهد كه در حال حاضر افراد متاهل ميتوانند با قطع رابطه خود از ابتلا به اين بيماري مسري جلوگيري كنند. درست همانند زماني كه وقتي يك نفر به آنفلوانزا مبتلا ميشود ديگران براي مبتلا شدن از وي فاصله ميگيرند.