کد خبر:۴۶۰۲
تاریخ انتشار: ۰۵ دی ۱۳۸۹ - ۰۷:۵۸
تعداد بازدید: 2605
print نسخه چاپی
send ارسال به دوستان
saveذخیره
سارقي كه خودروهاي سرقتي را 350 هزار تومان مي‌فروخت
ماموران نيروي انتظامي كرج، سارقي را که خودروها را پس از سرقت به قيمت 350 هزار تومان به اوراقي‌هاي مي‌فروخت دستگير كردند.

کورس خیابانی به خاطرشکست عشقی 

قهر پسر یک تاجر ثروتمند با دخترمورد علاقه‌اش، سناریوی یک پرونده درگیری خونین را کلید زد.
این پسر خشمگین در کورس خیابانی با پسری درگیر شد و با قفل فرمان به سمت وی حمله کرد.
24 مردادماه سال جاری ساکنان میدان تجریش شاهد درگیری 2 پسر جوان بودند که یکی از آنها با قفل فرمان به سمت دیگری حمله کرده بود. در حالی که آینه خودروی 206 پسر مهاجم شکسته شده بود، وی فریاد می‌زد که باید خسارتش را 2 برابر پرداخت کنی و در همین هنگام به سمت پسری که سوار خودروی ریو بود حمله کرد.
هر دو با هم گلاویز شدند تا اینکه راننده خودروی ریو خون‌آلود روی زمین افتاد و با دخالت پلیس و ماموران این نزاع خیابانی پایان یافت.
پسر مجروح به درمانگاه انتقال یافت و در حالی که از ناحیه دست آسیب دیده بود به طرح شکایت از راننده خودروی 206 پرداخت.
وی گفت: در خیابان ولیعصر بودم و به سمت میدان تجریش می‌رفتم که ناگهان یک خودروی 206 از من خواست با هم کورس بگذاریم. من هم برای تفریح و سرگرمی پذیرفتم و با هم به حوالی خیابان نیاوران رفتیم. در آنجا وقتی می‌خواستیم برگردیم ناگهان با هم تصادف کردیم و آینه خودروی او شکست و وی شروع به ناسزاگویی کرد. خیلی عصبانی شد من هم از ترس پایم را روی پدال گاز گذاشتم و فرار کردم. در یک لحظه متوجه شدم که راننده خشمگین در تعقیب من است.
حوالی میدان تجریش خودش را به من رساند و با هم درگیر شدیم. ناگهان از داخل خودرو یک قفل فرمان بیرون آورد و به سمت من حمله کرد. به دستانم ضربه زد، طوری که پزشکان در درمانگاه 15 بخیه زدند و به پایم نیز ضربه شدیدی وارد کرد. پس از شکایت این پسر، پرونده‌ای در شعبه سوم دادیاری دادسرای الهیه تهران تشکیل شد و دادیار عبدی دستور بازداشت متهم را صادر کرد. راننده خودروی 206 به اتهام ضرب و شتم و ناسزاگویی با قرار قانونی روانه بازداشت شد و پس از مدتی با سپردن وثیقه آزاد شد.
در حالی که پرونده در حال رسیدگی بود و شاکی برای گرفتن طول درمان به پزشکی قانونی معرفی شده بود، راننده جوان خوردوی 206 در دادسرا حاضر شد و ادعای عجیبی را مطرح کرد.
این پسر جوان به نام شهرام که پسر یک تاجر ثروتمند است در دفاع از خود به دادیار عبدی گفت: 2 سال است که با دختری آشنا شده‌ام و قصد داشتیم با یکدیگر ازدواج کنیم. به یکدیگر علاقه داشتیم و اگر روزی صدای او را نمی‌شنیدم، عصبی می‌شدم. وی افزود: روز حادثه با دختر مورد علاقه‌ام درگیر شده بودم. وقتی به دانشگاه رفته بودم او را همراه پسر دیگری دیدم و بشدت عصبانی شدم. به او تلفن زدم و او با تندی جوابم را داد. می‌گفت دیگر حاضر نیست با من ازدواج کند و مرد رویاهایش را پیدا کرده است. بعد از گفتن این حرف‌ها، موبایلش را خاموش کرد، هرچه با او تماس می‌گرفتم جوابم را نمی‌داد. حالم خیلی خراب بود. به خانه دوستم رفتم و با هم مشروب خوردیم و من مرتب گریه می‌کردم. بعد از آن سوار خودروام شدم و در خیابان‌ها پرسه زدم. حالت عادی نداشتم. نمی‌دانم چطور شد که به سمت راننده خوردوی ریو حمله کردم و... این پسر تاجر پس از مطرح کردن ادعاهایش اظهار داشت که بزودی از شاکی رضایت می‌گیرد.
 
--------------------------------------
 
 
سارق خودروهاي سرقتي را 350 هزار تومان مي‌فروخت

ماموران نيروي انتظامي كرج، سارقي را که خودروها را پس از سرقت به قيمت 350 هزار تومان به اوراقي‌هاي مي‌فروخت دستگير كردند.
به گزارش ايسنا، سرهنگ اصلاني، فرمانده انتظامي شهرستان كرج در تشريح اين خبر گفت : ماموران كلانتري 29 مشكين دشت، ظهر روز جمعه سوم دي ماه حين گشت‌زني در يکي از خيابان‌هاي آريانشهر به يك دستگاه خودرو پرايد نوك مدادي مشكوك و دستور توقف صادر کردند.
وي ادامه داد: راننده خودرو پرايد به دستور پليس توجهي نکرد و قصد متواري شدن را داشت كه پس از مدتي تعقيب و گريز، خودرو متوقف و راننده بلافاصله از آن پياده شد و اقدام به فرار کرد كه ماموران او را دستگير کردند.
اصلاني تصريح کرد : با استعلام شماره پلاک خودرو مشخص شد که سابقه سرقت از تهران دارد و ماموران نيز راننده خودرو به نام «آرش» 24 ساله را براي بررسي‌هاي بيشتر به مقر انتظامي منتقل شد.
فرمانده انتظامي شهرستان کرج خاطرنشان کرد: متهم دستگيرشده در بازجوئي ضمن اعتراف به 5 فقره سرقت خودرو در يک ماه گذشته در کرج، تهران و شهريار اعتراف كرد که خودروهاي سرقتي را به مبلغ 350 هزار تومان به اوراقي‌ها مي‌فروخته است.
وي گفت: اين سارق با تشكيل پرونده براي سير مراحل قانوني تحويل مقام قضايي شد.
 
--------------------------------------
 
اسير وعده هاي دروغين

او جنون دارد و اعتياد به شيشه پدرش را درآورده است. کامران امروز صبح زنگ زده بود و تهديدم مي کرد که مي خواهد روي صورتم اسيد بپاشد. من حرفش را جدي نگرفتم و ساعت حدود ۹ صبح بود که براي خريد به خواروبارفروشي سرکوچه رفتم. در اين لحظه ناگهان کامران با يکي از دوستانش وارد مغازه شدند. او با عصبانيت به طرفم آمد و کتکم زد. سپس با چاقويي که در دست داشت زخمي ام کرد و همراه دوستش که روي موتورسيکلت نشسته بود پا به فرار گذاشتند.
زن جوان در دايره اجتماعي کلانتري قاسم آباد مشهد قصه تلخ زندگي اش را اين گونه تعريف کرد که ۷ سال قبل، شوهرم را در حادثه اي دلخراش از دست دادم و با اين مصيبت ناگوار، سرپرستي تنها دخترم و مسئوليت هاي سنگين خانه را بر دوش گرفتم. روزهاي سختي را پشت سر گذاشتم. حدود ۲ سال قبل، پسر جواني که خواهرش همسايه ما است با ابراز علاقه و وعده هاي دروغين از من خواستگاري کرد. او مي گفت قصد کمک دارد و از آن جا که واقعا مانده بودم بار هزينه هاي سرسام آور زندگي را چگونه به دوش بکشم به عقد موقت و کاملا مخفيانه اين مرد جوان درآمدم اما افسوس که پس از مدت کوتاهي متوجه شدم عجب غلط بزرگي کرده ام چون کامران، فردي شرور و خلافکار است و چند فقره سابقه کيفري دارد. با روشن شدن اين واقعيت ها تصميم گرفتم به اين رابطه مخفيانه پايان بدهم اما او با تهديد چاقو مي گفت: اگر برخلاف خواسته ام عمل کني بلايي به سرت خواهم آورد که مرغ هاي آسمان به حالت گريه کنند.
کامران هر روز به من بيشتر وابسته مي شد و اصرار داشت که به عقد رسمي اش در بيايم. او براي اين که مرا مجبور به اين کار کند حدود يک هفته بچه ام را دزديد و به ناچار با اين شرط که دست از شرارت و رفيق بازي بردارد با هم ازدواج کرديم و جان دختر ۳ ساله ام را نجات دادم.
هنوز ۲ ماه از ازدواج رسمي ما نگذشته بود که شوهرم به اتهام زورگيري، عربده کشي و اخلال در نظم عمومي دستگير شد و به زندان افتاد. در اين شرايط من تقاضاي طلاق داده ام. اما کامران که چند روزي براي برگزاري مراسم درگذشت مادرش از زندان مرخصي گرفته بود فراري شد و حالا تهديدم مي کند که اگر طلاق بگيري تو را مي کشم. امروز هم اين بلا را به سرم آورد.
 
---------------------------------
 
 
حکم قصاص براي مردي که زن دومش را به قتل رساند
مردي که همسر خود را به قتل رسانده بود با حکم دادگاه کيفري استان تهران به قصاص محکوم شد.
به گزارش فارس، صبح 30 مرداد سال 87، يکي از کارگران شهرداري که مشغول کار در يکي از خيابان‌هاي منطقه تهران‌پارس بود، با يک چمدان که بوي نامطبوعي از آن منتشر مي‌شد، مواجه شد. کارگر بعد از باز کردن چمدان، با جسد زن جواني رو به رو شد که معلوم بود مدتي از مرگ او گذشته است. بعد از حضور مأموران اورژانس در محل حادثه معلوم شد که 2 روز از قتل اين زن گذشته است. تحقيقات پليس براي شناسايي هويت اين زن ادامه داشت تا اين که يک مرد به اداره آگاهي مراجعه کرد و مدعي شد همسر دومش مبلغ 15 ميليون تومان از او ربوده و متواري شده است. با اطلاعات به دست آمده از اين مرد مشخص شد جسد کشف شده متعلق به همسر دوم او است؛ تحقيقات از اين مرد آغاز شد تا اين که او دچار تناقض در گفتار شد. در هنگام تحقيقات مأموران پليس از اهالي محل سکونت مقتول، آن ها به فروشگاه کيف و کفشي برخورد کردند که نمونه‌اي از چمداني که مقتول در آن کشف شد، در آن فروشگاه بود. صاحب فروشگاه هم مدعي شد که چند روز قبل چمدان را به رامين فروخته است. رامين، مدعي بود که همسر صيغه‌اي خود را بعد از اطلاع از ارتباط با مرد ديگري به قتل رسانده و جسد او را داخل چمداني گذاشته و در خيابان رها کرده است. او معتقد بود که همسرش مستحق مرگ بوده است. با اعتراف رامين به ارتکاب قتل مريم، قرار مجرميت وي از سوي دادسراي جنايي تهران صادر و براي رسيدگي به دادگاه کيفري استان تهران ارجاع شد که صبح ديروز به رياست قاضي نورا...عزيزمحمدي برگزار شد. در ادامه جلسه، اصغري روشن با اشاره به متن کيفرخواست، بزه انتسابي به متهم را محرز دانست و خواستار مجازات وي شد. اولياي‌دم نيز خواسته خود را قصاص متهم عنوان کردند. در ادامه جلسه، متهم در جايگاه قرار گرفت و با بيان اين که اتهام قتل را قبول دارد، گفت: روز حادثه وقتي به منزل برگشتم احساس کردم که شخصي داخل يکي از اتاق‌هاست. قصد داشتم به سمت اتاق بروم که همسرم مرا روي زمين انداخت و در همين لحظه مردي از خانه فرار کرد. وي ادامه داد: به دنبال آن مرد رفتم اما نتوانستم او را پيدا کنم؛ وقتي به خانه برگشتم از روي عصبانيت او را خفه کردم و جسدش را داخل چمداني گذاشته و در خيابان انداختم. رامين گفت: از مدتي قبل متوجه ارتباط تلفني او با مردي شدم که مريم او را دايي خود معرفي کرد اما بعدها فهميدم او مردي است که قبلا با مريم ازدواج کرده و هم چنان باهم رابطه دارند. در ادامه جلسه، مردي که رامين مدعي بود با مريم ارتباط داشته به دادگاه احضار شد و در جايگاه قرار گرفت و گفت: من با مريم ازدواج موقت کرده بودم ولي او مدتي بعد براي کار از من جدا شد و به تهران آمد. تا 2 ماه قبل از قتل که براي درمان بيماري به مشهد آمده بود او را نديدم و متهم را هم تاکنون اصلا نديده بودم. در انتهاي جلسه، رامين در جايگاه قرار گرفت و در بيان آخرين دفاع گفت: من حاضر به عذرخواهي از خانواده مريم نيستم چرا که به من از ازدواج اول او و همچنين بچه‌اي که داشت، چيزي نگفتند. قاضي عزيزمحمدي ختم جلسه را اعلام و بعد از مشورت با مستشاران دادگاه، متهم را به قصاص محکوم کرد.
Bookmark and Share
نظرات بینندگان:
نام:
ایمیل:
* نظر: