کد خبر:۴۵۹۸
تاریخ انتشار: ۰۴ دی ۱۳۸۹ - ۰۹:۲۷
تعداد بازدید: 2266
print نسخه چاپی
send ارسال به دوستان
saveذخیره
اسيدپاشي پدرسنگدل ‌روي‌خانواده خود
معاون اجتماعي فرمانده انتظامي آذربايجان ‌شرقي از اسيدپاشي پدر سنگدل بر روي پسر بچه هفت ساله، همسر و مادرزن خود خبر داد.
معاون اجتماعي فرمانده انتظامي آذربايجان ‌شرقي از اسيدپاشي پدر سنگدل بر روي پسر بچه هفت ساله، همسر و مادرزن خود خبر داد.
به گزارش ايسنا، صمد فرامرزي در گفت‌وگو با خبرنگاران گفت: مردي كه طي يك عمل انتقام جويانه اقدام به اسيدپاشي كرده و فرزند و همسر و مادر زن خود را به شدت مجروح كرده بود توسط مأموران كلانتري 21 تبريز دستگير شد.
وي تصريح كرد: در پي تماس تلفني با مركز فوريت‌هاي پليسي 110 مبني بر اينكه فردي طي يك عمل ناجوانمردانه اقدام به اسيدپاشي كرده و دو خانم و يك پسر بچه هفت ساله را مجروح كرده و متواري شده است بلافاصله مأموران كلانتري 21 تبريز به محل حادثه اعزام شدند.
فرامرزي ادامه داد: به محض حضور مأموران در محل مشاهده شد كه هر سه نفر بر اثر شدت حادثه زخمي و بلافاصله با اورژانس به بيمارستان منتقل شده‌اند. با تحقيقات به عمل آمده و اظهارات مجروح شدگان معلوم شد كه فرد اسيدپاش پدر پسر بچه هفت ساله بوده و دو نفر زن نيز همسر و مادر زن وي است كه با تمام سنگدلي با هدف انتقام جويي چنين عمل غير انساني را مرتكب شده است.
فرامرزي خاطرنشان كرد: مأموران بلافاصله متهم را در محل اختفاي خود دستگير و به منظور انجام بازجويي‌ها به محل كلانتري منتقل كردند كه نامبرده در بازجويي‌ها ضمن قبول اتهام وارده انگيزه خود را وجود مسائل و اختلافات خانوادگي اعلام و پس از سير مراحل قانوني در مراجع قضايي با قرار مناسب روانه زندان شد.
 
 
---------------------------------------

طلاق جنجالی زن ششم
 
زن ميانسال كه هنگام جدايي پي برده بود شوهر فريبكارش پنج همسر قبلي خود را نيز به شيوه‌هاي مختلف فريب داده براي دريافت حق و حقوقش به دادگاه رفت.
به گزارش خبرنگار ما، زمستان 88 زن ميانسالي بامراجعه به شعبه دوم بازپرسي دادسراي سعادت‌آباد از همسرش به اتهام خيانت در امانت شكايت كرد. شاكي به بازپرس گفت: 20 سال پيش شوهرم بر اثر يك بيماري ناشناخته از دنيا رفت و مرا با 2 فرزند خردسال تنها گذاشت. تمام جواني‌ام را به پاي دو دختر كوچك و بي‌پناهم گذاشتم تا آنها بزرگ شدند و بعد هم براي ادامه تحصيل به شهرهاي دور رفتند. با اين كه خودم به سختي كار مي‌كردم اما ديگر توان پرداخت هزينه‌هاي تحصيل فرزندانم را نداشتم تا اين كه وقتي يك مرد ثروتمند از من خواستگاري كرد براي نجات زندگي فرزندانم حاضر شدم با مهريه 20ميليون توماني به عقدش در بيايم تا در تأمين هزينه‌‌هاي زندگي نيز كمكم كند. درحالي كه يك سال از شروع زندگي‌مان مي‌گذشت و شوهر دومم هيچ كمك مالي به من نمي‌كرد، براي يكي از دخترهايم خواستگار مناسبي پيدا شد و من براي تهيه جهيزيه در تنگنا و فشارمالي قرار گرفتم. بنابراين به طور پنهاني از شوهرم خواستم مبلغ 10ميليون تومان به من قرض بدهد. «ارسلان» هم اين مبلغ را همان روز به من پرداخت اما در قبالش سفته گرفت. سه روز بعد هم مرا به دفترخانه برد و پيشنهاد داد تا 10 ميليون تومان بدهي، از مهريه‌ام كم شود. بدين ترتيب مهريه‌ام به 10 ميليون تومان كاهش يافت و با هم به خانه برگشتيم. در آن روزها به قدري سرگرم تدارك عروسي دخترم بودم كه يادم رفته بود رسيد و سفته 10ميليون توماني را از شوهرم پس بگيرم. اما پس از 4 سال زندگي مشترك، سختگيري‌هاي شوهر خسيس و تنگ‌نظرم بيشتر شد و دائم با هم جر و بحث و مشاجره داشتيم. «ارسلان» هم در مشاجرات ادعا مي‌كرد من هيچ حق و حقوقي ندارم و مرا از خانه بيرون خواهد انداخت. بنابراين در چنين شرايطي مهريه‌ام را به اجرا گذاشتم. اما چند روز بعد احضاريه‌اي از دادگاه برايم رسيد كه دريافتم شوهرم سفته‌ها را به اجرا گذاشته و براي پرداخت بدهي‌ام مهلت كوتاهي به من داده است. از آنجا که سفته‌ها به امانت در اختيار «ارسلان» بود و وي پس از كم‌كردن بدهي از مهريه‌ام، آنها را به من برنگردانده و آنها را به اجرا گذاشته به اتهام خيانت در امانت شكايت دارم.
بازپرس پرونده با شنيدن اظهارات شاكي دستور احضار متهم را صادر كرد اما مرد 65 ساله با تكذيب اظهارات همسرش گفت: او بنا به ميل و خواسته خودش مهريه را كم كرد و موضوع ربطي به بدهي‌اش ندارد.بدين ترتيب قرار منع تعقيب مرد از سوي دادسرا صادر شد اما با اعتراض شاكي، پرونده به دادگاه عمومي تهران رفت.
در اين مرحله از رسيدگي، زن ميانسال به قاضي شعبه 1164 گفت: در اين مدت با تحقيق در مورد گذشته و زندگي پرماجراي شوهر فريبكارم دريافتم او قبلاً نيز 5 ازدواج ديگر داشته كه تمام همسرانش را به روش‌هاي مشابه از حق و حقوق قانوني‌شان محروم كرده و طلاق‌شان داده است. حالا هم قصد جدايي از شوهر خسيس و پول دوستم را دارم.قرار است قاضي دادگاه پس از بررسي‌هاي لازم در اين‌باره حكم صادر كند.
 
 
------------------------------------
 
 
بررسي سلامت رواني زن اسيد پاش

 عامل اسيدپاشي به زن جوان و سه فرزندش كه در مراحل مختلف بازجويي همچنان سكوت كرده با دستور قضايي تحت معاينات روحي، رواني قرار خواهد گرفت. با اين وجود اعضاي تيم تحقيق اميدوارند با رازگشايي از اين اقدام جنايتكارانه، به انگيزه اصلي اسيدپاشي دست يابند.
به گزارش خبرنگار ما، حادثه هولناك، نيمه شب چهارشنبه 24 آذر امسال رخ داد كه زن جواني به نام «مريم» - 32 ساله - همراه سه دختر خردسالش به نام‌هاي «آرزو» - 8 ساله -، «يلدا» - 6 ساله - و «آتنا» يك و نيم ساله در خانه برادرش در شهرستان بادرود ميهمان بودند. نيمه‌هاي شب «طيبه» - همسر 26 ساله صاحبخانه - در اقدامي هولناك با ظرف اسيد به ميهمانانش كه در خواب بودند حمله‌ور شد. همزمان با انتقال مصدومان حادثه به تهران و شكايت همسر و پدر قربانيان، زن اسيدپاش با دستور قاضي محمدجواد بدريان - دادرس دادگاه عمومي بخش بادرود – دستگير شد. اما وي با گذشت چند روز قفل سكوت مرموزش را نشكسته و هيچ اعترافي نداشته است. قاضي پرونده درباره روند رسيدگي به اين ماجراي دلخراش به خبرنگار ما گفت: متهم در بازجويي‌ها حاضر به هيچگونه پاسخگويي نشده با اين حال تحقيقات تخصصي براي كشف انگيزه همچنان ادامه دارد. وي افزود: متهم براي معاينات رواني به پزشكي قانوني معرفي شده است و از آنجا كه مصدومان حادثه در تهران تحت درمان هستند تيم ويژه‌اي نيز براي تحقيق از آنها - با دريافت نيابت قضايي - به تهران اعزام شده‌اند.

-------------------------------------------------
 
کلاهبرداری تاريخي استاد دانشگاه از همسر نویسنده 

 نویسنده زن با شکایت از شوهرش که دکترای تاریخ دارد، سناریوی پيگيري یک پرونده کلاهبرداری را کلید زد.
این مرد وقتی از انگلیس بازگشت نمی‌دانست در برابر اتهام کلاهبرداری قرار خواهد گرفت.
آذرماه سال جاری، یک نویسنده زن به شعبه اول بازرسی دادسرای منیریه تهران مراجعه کرد و نزد بازپرس مکرمی به طرح شکایت از شوهرش پرداخت. وی گفت: سال 53 با ساسان آشنا شدم. او علاقه زیادی به تاریخ داشت و درس می‌خواند. 2 سال با هم نامزد بودیم و بعد وارد زندگی مشترک شدیم. زندگی خوبی داشتیم. وی افزود: 4 سال بعد دختردار شدیم و زندگیمان شیرین‌تر شد. من در دانشگاه ادبیات می‌خواندم و کتاب هم می‌نوشتم. کم‌کم اختلافات ما شروع شد. ساسان اصرار داشت که باید به خارج از ایران برویم و در آنجا با هم زندگی کنیم اما من مخالف بودم. کم‌کم لجبازی‌های ساسان شروع شد. بر سر بزرگ کردن بچه‌مان هم اختلاف داشتیم. هر روز باید کتک‌کاری می‌کردیم. از دست رفتارهایش خسته شده بودم. با همه چیز مخالفت می‌کرد. می‌گفت چرا کتاب می‌نویسی؟ چرا درس می‌خوانی؟ در صورتی که خودش نیز عاشق تحصیل و کتاب‌های تاریخ بود. او انسان خودخواهی است و از همان ابتدا باید این موضوع را می‌فهمیدم و در این سال‌ها کنار او زندگی نمی‌کردم. این نویسنده زن ادامه داد: مرتب با هم اختلاف داشتیم. تا اینکه دخترمان ازدواج کرد و برای تحصیل و زندگی به ایرلند رفت. پس از آن درخواست طلاق دادم و دادگاه حکم جدایی را صادر کرد. اما شوهرم حاضر نیست به دفترخانه برویم و صیغه طلاق را جاری کنیم. وی افزود: شوهرم یک آپارتمان حوالی میدان پاستور دارد که هنگام جدایی، خانه را به عنوان مهریه به من داد و بعد به انگلیس رفت. هنوز شوهرم بود چون صیغه طلاق جاری نشده بود. مدتی پیش متوجه شدم که به ایران بازگشته و خانه‌ام را رهن داده و پولش را برداشته است. بهم ریختم. او با اسناد جعلی دست به کلاهبرداری زده و خانه مرا بدون اجازه‌ام رهن داده و پولش را برداشته است. در صورتی که من می‌خواستم به خانه‌ام بروم. چون صاحبخانه‌ام از من خواسته که خانه را تخلیه کنم. پس از شکایت این نویسنده زن علیه شوهر دکترش، بازپرس مکرمی دستور احضار شوهر این زن را صادر کرد.
این مرد که دکترای تاریخ دارد و استاد دانشگاه نیز هست وقتی در برابر بازپرس ایستاد گفت: همسر من مشکل روحی و روانی دارد اما با این حال حاضرم که با او زندگی کنم. وی افزود: وقتی با هم ازدواج کردیم، چند ماه بعد بدون اینکه به من حرفی بزند، برای تفریح به آلمان رفت. سفر همسرم آغاز اختلافات ما بود. کارهای عجیب انجام می‌داد، بدون اینکه مرا در جریان قرار بدهد. در مدت 34 سالی که در کنار هم زندگی کردیم، مرتب با هم اختلاف داشتیم اما هیچ‌وقت او را کتک نزدم. این زن وقتی به دادگاه خانواده رفت مدعی شد که من او را شکنجه می‌دهم اما دروغ است. این زن چون کتاب می‌نویسد در تخیلات زندگی می‌کند. در این زمینه باهوش است. به همین خاطر حرف‌های عجیبی که در تخیلاتش است علیه من می‌زند. این مرد ادامه داد: حکم طلاق ما از سوی قاضی دادگاه خانواده صادر شد اما من به دفترخانه نرفتم. با خود گفتم شاید باز هم راه بازگشتی باشد تا به خاطر دخترمان در کنار هم زندگی کنیم. من به همسرم علاقه دارم. او زنی تحصیلکرده و نویسنده است اما همیشه عادت دارد با نیش و کنایه‌ها به من تهمت بزند تا اینکه وقتی از انگلیس بازگشتم برگه احضاریه از دادسرا به دستم رسید. باورم نمی‌شد به اتهام جعل و کلاهبرداری از من شکایت کرده است. من آپارتمانی که در حوالی میدان پاستور داشتم تحت عنوان مهریه به همسرم دادم اما هنوز آن خانه به نام من است و من پیش از اینکه خانه را در اختیار همسرم قرار دهم، آن را اجاره داده بودم. اکنون پولی هم ندارم که به مستاجر بدهم تا او خانه را تخلیه کند. حالا نمی‌دانم چطور این زن به اتهام کلاهبرداری از من شکایت کرده، در حالی که خانه هنوز به نام من است. پس از اظهارات این استاد دانشگاه، همسرش به گریه افتاد و گفت: دروغ می‌گوید. این مرد همیشه خوب نقش بازی می‌کند. هنوز آثار کتک‌ها و شکنجه‌هایش روی بدنم هست. حالا حق مرا حاضر نیست بدهد. من یک زن تنها هستم. در این سال‌ها که در کنار او زندگی کردم،‌ همیشه از بار مسؤولیت شانه خالی کرده است. همیشه در سفر بود و من به تنهایی بچه‌مان را بزرگ کرده‌ام و حالا بعد از این مدت جواب خوبی‌های مرا با بدی می‌دهد. بازپرس مکرمی پس از شنیدن اظهارات دکتر و نویسنده، دستور تحقیقات بیشتر در این پرونده پیچیده را صادر کرد تا گره کور آن باز شده و حقایق آشکار شود.
 
 
----------------------------------
 

دوربين مخفي!

۷ سال قبل با پسرخاله ام ازدواج کردم و از زندگي ام راضي هستم اما از مدتي قبل،کارهاي تکراري خانه مرا بي حوصله کرده بود و شوهرم هميشه نق مي زد که چرا اين قدر افزايش وزن پيدا کرده اي و خسته و افسرده شده اي؟
من تصميم گرفتم کمي ورزش کنم تا روحيه ام عوض شود و براي همين در يکي از باشگاه هاي ورزشي بانوان ثبت نام کردم.مدتي به اين محل رفت و آمد داشتم اما يک روز به طور اتفاقي متوجه شدم شيئي شبيه دوربين در محل نصب شده است.من بدون آن که چيزي بگويم از باشگاه بيرون آمدم و با عجله به خانه رفتم.با دلهره عجيبي که داشتم شوهرم را در جريان قرار دادم و ما بلافاصله موضوع را به فوريت هاي پليسي ۱۱۰ اطلاع داديم.در پي گيري اين ماجرا به سراغ رئيس پليس نظارت بر اماکن عمومي خراسان رضوي رفتيم. سرهنگ پاسدار مصطفي احمدي به خراسان گفت: با دريافت اين گزارش، تيم هاي کنترل نامحسوس پليس، باشگاه زنانه را مورد بازرسي قرار دادند که در نتيجه نصب دوربين تاييد شد و ماموران انتظامي با هماهنگي مقام قضايي، دوربين تصويربرداري را کشف و باشگاه پلمب کردند.وي با اشاره به اين مطلب که مدير اين باشگاه ورزشي دستگير و با تشکيل پرونده به مراجع قضايي معرفي شده است تصريح کرد: تحقيقات ويژه اي در اين باره از سوي پليس امنيت اخلاقي خراسان رضوي آغاز شده است.سرهنگ پاسدار مصطفي احمدي گفت: طي ۴۸ ساعت گذشته طرح کنترل نامحسوس باشگاه ها و فروشگاه هاي ورزشي در شهر مشهد به اجرا گذاشته شد که در بازرسي از يک فروشگاه ،۴۸ قوطي انواع داروهاي نيروزاي غيرمجاز کشف شده است.وي هم چنين از اجراي طرح ويژه کنترل و بازرسي اماکن عمومي، اتاق هاي پرو و باشگاه هاي ورزشي در شهر مشهد طي روزهاي آينده خبر داد و افزود: از شهروندان نيز انتظار داريم هوشياري لازم را به خرج دهند و در صورت کسب هرگونه اطلاعاتي از تخلفات صنفي و يا مشاهده موارد مشکوک مراتب را به فوريت هاي پليسي ۱۱۰ و شماره تلفن ۸۷۹۰۰۱۴ گزارش دهند.
 
-------------------------------------
 

نحوه قتل در مجلس عروسي
متهم به قتل پرونده جنايت در مجلس عروسي ساعت ۷ صبح روز پنجشنبه گذشته در حضور مقام قضايي و کارآگاهان شعبه جنايي آگاهي خراسان رضوي چگونگي ارتکاب قتل را تشريح کرد و گفت: آن شب مشروب نخورده بودم و حالم کاملا طبيعي بود!
به گزارش خراسان، در ابتداي بازسازي صحنه جنايت، وقتي متهم در مقابل دوربين قوه قضاييه قرار گرفت گفت: ساعت ۱۰:۳۰ شب بود که حسين به من زنگ زد و گفت: آماده باش که مي خواهيم به مجلس عروسي برويم اووقتي با ماشين به دنبالم آمد گفت: به مجلس عروسي يکي از بستگان دعوت هستيم البته او ۳ نفر ديگر را هم سوار کرده بود. وقتي من داخل اتومبيل نشستم حسين به طرف جاده کنه بيست حرکت کرد و در آن جا ۴ نفر ديگر را هم سوار کرد که ۸ نفر شديم .
او در حالي که انتهاي کوچه را نشان مي داد گفت: وقتي به آن جا رسيديم حسين در صندوق عقب خودرو را باز کرد و از داخل آن به هر کدام از ما يک چماق داد من هم يکي برداشتم و به سمت مجلس عروسي آمديم سرکوچه در نزديکي محل برگزاري مجلس چند نفر با يکديگر در حال نزاع بودند که با ورود ما شلوغ شد در همين هنگام و در طرف ديگر خيابان ديدم هاشم (مقتول) به سمت ما حمله کرد من هم با چوب به سرش زدم و کمي آن طرف تر چوب را انداختم .کوچه تاريک بود فکر کردم شيئي در دست هاشم بود که ترسيدم و چاقو را از داخل جيب بغل کاپشنم بيرون آوردم وقتي چاقو را دور سرم مي چرخاندم به او نزديک شدم و يک ضربه از بغل به کتفش زدم او چند قدم عقب رفت و در کنار يک خودروي نيسان که در محل پارک شده بود به زمين افتاد البته من چاقو را به قصد قتل نياورده بودم آن چاقو از قبل در جيبم بود!متهم در حالي که چگونگي وارد آوردن ضربه چاقو را بازسازي مي کرد ادامه داد: پس از آن که هاشم نقش زمين شد حسين فرياد کشيد فرار کنيد! فرار کنيد!با صداي حسين همه ما به داخل خودرو پريديم و فرار کرديم. حسين ابتدا مرا به ابتداي محمدآباد رساند که من به منزلمان رفتم و پس از آن نيز بچه هاي ديگر را به خانه هايشان برد.اين گزارش حاکي است: در ابتداي صحنه بازسازي قتل، کارآگاه حسن نژاد (افسر پرونده) در مقابل دوربين قوه قضاييه به تشريح چگونگي دستگيري متهم و وقوع حادثه پرداخت و گفت: امروز (89.10.2) رضا (متهم) در محل ارتکاب جرم صحنه حادثه را در حضور مقام قضايي بازسازي مي کند.يکي از اعضاي خانواده مقتول نيز در بازسازي اين صحنه به خراسان گفت: شب عروسي، صاحبان مجلس اين خيابان را به دليل برگزاري مجلس عروسي مسدود کرده بودند که چند بار به آنان تذکر داديم اما هر بار آن ها بي توجهي کردند.
وي گفت: هاشم پسر آرامي بود و به هيچ کس کار نداشت او در حالي که لکه هاي خشک شده خون را نشان مي داد گفت: او اين جا کنار وانت ايستاده بود که آن ها به وي حمله کردند.شايان ذکر است: در آبان ماه گذشته مجلس عروسي در بولوار مصلي ۳۰ مشهد برگزار شده بود که در اين مجلس چند بار درگيري بين جوانان رخ داد که در آخرين مرحله از اين درگيري ها هاشم جلالي جوان ۲۸ ساله اي که از اهالي همان محل بود با وارد آمدن ضربه چوب و چاقو به سر و بدنش کشته شد. در پي وقوع اين حادثه، تحقيقات ماموران کلانتري مصلي با دستورات ويژه قاضي علي اکبر صفائيان (قاضي ويژه قتل عمد) براي دستگيري متهمان اين پرونده آغاز شد که ماموران کلانتري موفق شدند همه عوامل اين نزاع را در کمتر از ۲ روز دستگير و به پنجه عدالت بسپارند.
برخي از متهمان اعتراف کردند که ما در پشت بام مشروب خورده بوديم و حالت طبيعي نداشتيم.
 
 
------------------------------------
 
وحشت خواننده رادیویی از زن مزاحم
 
یک خواننده رادیویی از دست مزاحمت‌های زن ثروتمندی به تنگ آمد و خواستار مجازات وی شد. این زن جوان که مقیم یک کشور اروپایی است در سفری به جزیره کیش با مرد خواننده آشنا شد تا اینکه با هم عقد موقت کردند. تابستان سال جاری مردی با مراجعه به شعبه 3 دادیاری در دادسرای شمیرانات ادعا کرد یک خواننده رادیویی است و از یک زن آشنا وحشت دارد. این مرد به دادیار عبدی گفت: «چند سال پیش به خاطر اختلافاتی که بین من و همسرم به وجود آمده بود وی را طلاق دادم و تنها شدم. زندگی راحتی داشتم تا اینکه در سفر به جزیره کیش با زنی جوان که «فیروزه» نام دارد آشنا شدم. وی از آلمان به ایران آمده بود، شنیدم به خاطر اختلاف با شوهرش با وجود داشتن 2 پسر از وی جدا شده و به تنهایی با بازگشت به تهران در خانه‌ای شیک واقع در نیاوران زندگی می‌کند». وی افزود: «هر دو تنها بودیم، احساس کردم می‌توانیم با هم زندگی خوبی داشته باشیم تصمیم گرفتم ابتدا با هم عقد موقت کنیم و اگر اختلافی نبود، سال‌های زیادی با هم زندگی کنیم اما 2 ماهی نگذشته بود که پی‌بردم فیروزه مشکلات روحی و روانی زیادی دارد و قرص مصرف می‌کند، رفتارهایش غیرقابل تحمل بود به خاطر همین وقتی دوران عقد موقتمان تمام شد، خواستم دیگر با هم زندگی نکنیم. ابتدا با خونسردی پذیرفت و رفت تا اینکه مزاحمت‌هایش شروع شد. شب‌ها به من زنگ می‌زد و گریه‌کنان می‌خواست با هم ازدواج کنیم، وقتی دید من چنین تصمیمی ندارم با پیامک‌های تهدیدآمیز وحشت به جانم انداخت، می‌گفت من را خواهد كشت حتي يك بارهم لاستيك‌هاي خودرويم را پنچر كرد و يك بار جلوي در آپارتمانم آمد و با ناسزاگویی آبرویم را برد. چاره‌ای جز طرح شکایت نداشتم». با ادعاهای این خواننده رادیویی، زن جوان نیز در برابر دادیار عبدی قرار گرفت و گفت: «من خیلی این مرد را دوست دارم، وقتی دیدم به احساساتم اعتنایی ندارد و جوابی به تماس‌ها و پیامک‌هایم نمی‌دهد، شروع به تهدید کردم». بنا به گزارش خبرنگار «وطن‌امروز»، زن پولدار با این اقرارها، به اتهام ناسزاگویی، تهدید و تخریب خودرو و مزاحمت تحت تعقیب قضایی قرار گرفت.

 
------------------------------------------
 

کارآگاه‌بازی خانم مدیر
 
سرنخ اصلی از زن تبهکار با کارآگاه‌بازی‌های خانم مدیر به دست آمد. این زن که مدیر یکی از مدارس دخترانه در غرب تهران است یک روز از روی کنجکاوی و برای پیگیری پرونده‌اش به کلانتری تهرانسر رفته و شنیده بود زنی جوان دزد آرایشگاهی بوده که با گرفتن رضایت مالباخته‌اش، با دستور قضایی آزاد شده است. عکس و مشخصات این زن 35 ساله که «آنا» نام دارد در کلانتری شناسایی شد و کارآگاهان با شناسایی خانه یکی از بستگان زن تبهکار در تهرانسر روز 17 آذرماه سال جاری، شوهر وی به نام «داوود» را بازداشت کردند و از وی شنیدند به خاطر اعتیاد به مواد و مخارج زندگی با همدستی «آنا» به طراحی این سرقت‌ها دست زده ‌است. «آنا» که فراری شده بود، 5 روز بعد در غرب تهران به دام افتاد و در بازجویی‌ها گفت: «شوهرم با موتوسیکلت یا خودرو در برابر آرایشگاه‌ها یا مدارس دخترانه منتظر می‌ماند. من با کیفی پر از کاغذ باطله داخل می‌شدم و پس از سرقت خودم را به «داوود» رسانده و فرار می‌کردیم».
 
 
---------------------------------------
 

حبس ابد برای آدمخوار تیر و کماندار!
 
وقتی برای نخستین بار دستگیر شد، در حالی که انگشتان دستش را مانند بچه‌ها در هم گره می‌زد از کشتن و خوردن 6 زن سخن گفت. اما بعدها تنها نام 3 تن را بر زبان آورد. استفان گریفیث 41 ساله که دوران حبس ابد خود را بتازگی شروع کرده، معروف به قاتل تیر و کماندار بوده و جالب اینجاست که در دانشگاه برادفورد در رشته حقوق و در حوزه جرم و جنایت نیز درس می‌خوانده است. افسران پلیس که از وی بازجویی کردند از داستان‌های نگفته حکایت دارند. ظاهرا وی از 6 قتل سخن گفته که بعدا زیر آن زده است. وی بعد از آنکه رسما قتل سوزان بلامیرز 36 ساله در دادگاه ثابت شد که وی را با تیر و کمان و شلیک به وی از پای در آورده است، قتل شلی آرمیتاژ 31 ساله و سوزان راشورد 43 ساله را برعهده گرفت و به حبس ابد محکوم شد. قاضی ارشد دادگاه لیدز در این باره گفت: بر اساس صحبت‌های قاتل جای هیچ شک و شبهه‌ای نیست که وی باید تا ابد در زندان باقی بماند. پیش‌تر قاتل از قتل‌های زیادی خبر داده بود اما بعدا جزئیات 5 قتل در برادفورد را گفت و سپس رسما 3 مورد را بر زبان آورد. به هر حال از این داستان که بگذریم پذیرش 3 قتل و خوردن اجساد توسط این قاتل متوحش چیزی را عوض نمی‌کند.
 

 
Bookmark and Share
نظرات بینندگان:
نام:
ایمیل:
* نظر: