کد خبر:۴۵۴۶
تاریخ انتشار: ۱۸ آذر ۱۳۸۹ - ۰۸:۴۷
تعداد بازدید: 3238
print نسخه چاپی
send ارسال به دوستان
saveذخیره
پايان 28 سال زندگي با ميلياردر خسيس
در ميان هياهوي حاضران در مجتمع قضايي خانواده- ونك- زن و شوهر ميانسالي با ظاهري آراسته جلب توجه مي‌كردند كه پشت در شعبه 268 دادگاه خانواده بي‌صبرانه ...

زني پس از 28سال زندگي فقيرانه با شوهر ميلياردر، مهريه‌اش را بخشيد تا طلاق بگيرد.

در ميان هياهوي حاضران در مجتمع قضايي خانواده- ونك- زن و شوهر ميانسالي با ظاهري آراسته جلب توجه مي‌كردند كه پشت در شعبه 268 دادگاه خانواده بي‌صبرانه منتظر ورود به محكمه بودند.
دقايقي بعد نيز منشي آنها را صدا زد و هر دو مقابل قاضي عموزادي روي صندلي نشستند. زن كه به آرامي گريه مي‌كرد با صدايي بغض‌آلود به قاضي گفت: حدود 28 سال پيش پدرم كه تاجر بازار بود ورشكسته شد. بعد هم براي پرداخت بدهي از دوستش كمك خواست كه او نيز با دريافت چندين برگ چك و سفته در پرداخت بدهي به پدرم كمك كرد. اما يك ماه بعد از آن دوست پدرم همراه پسرش «محمدرضا» براي خواستگاري به خانه ما آمدند.
آن موقع دختري 21 ساله بودم و محمدرضا نيز 12 سال از من بزرگتر بود. پدرم به دليل بدهي چند ميليوني به دوستش بدون هيچ صبر و بررسي جواب مثبت داد و من هم چاره‌اي جز ازدواج اجباري نداشتم! سرانجام مقدمات جشن عروسي خيلي زود فراهم شد و من با مهريه 100سكه طلا سر سفره عقد نشسته و با محمدرضا ازدواج كردم. اما يك سال بعد وقتي متوجه شدم همسرم نمي‌تواند بچه‌دار شود بداخلاقي و بهانه‌گيري‌هاي او شروع شد.
در اين ميان فقط به خاطر حفظ زندگي والدينم و بدهي پدرم مجبور به سكوت شدم و همه سختي‌ها و رنج مادر شدن را نيز تحمل كردم. اما افسوس كه مشكلات زندگي‌مان به اينجا ختم نشد. چرا كه شوهر ميلياردرم بشدت خسيس است و من را از داشتن همه‌چيز در زندگي محروم كرده حتي براي رفتن به خانه پدرم بايد از شب قبل او را در جريان مي‌گذاشتم و براي هزينه راه نيز فقط 2 بليت اتوبوس مي‌گرفتم. حتي براي خريد مايحتاج زندگي نيز هميشه مشكل داشتيم. چرا كه او به هيچ عنوان اهل پول خرج كردن نيست. به همين خاطر هم ماه به ماه در زندگي رنگ مرغ و گوشت و برنج و ميوه را نمي‌ديدم.
به همين دليل وقتي ميهمان سرزده‌اي به خانه مي‌آمد هيچ چيزي براي پذيرايي نداشتم. وقتي هم از مشكلاتم با پدر و مادرم حرف مي زدم دائم از من مي‌خواستند كه تحمل كنم. زن ميانسال در حالي كه آهي كشيد، ادامه داد: باور كنيد فقط يك بار در سال اجازه خريد لباس و مايحتاج شخصي داشتم و با وجود ثروت فراوان شوهرم هميشه همانند گداها لباس مي‌پوشيدم و در مدت 28 سال زندگي مشترك با شوهرم هميشه از تفريح محروم بودم و...
حالا هم صبرم به سر آمده و مي‌خواهم خود را از اين زندگي جهنمي نجات دهم و بقيه عمرم را براي خودم زندگي كنم نه به خاطر ديگران بنابراين با همسرم صحبت كردم تا به طور توافقي جدا شويم. او نيز در پاسخ به درخواستم گفت: در صورتي كه مهريه 100 سكه اي ام را ببخشم حاضر به جدايي است.
مرد كه تا اين لحظه سكوت كرده بود با قطع حرف‌هاي همسرش گفت: آقاي قاضي از كودكي از پدرم كه از تجار بزرگ تهران بود ياد گرفتم كه هميشه پول زياد و حساب بانكي قوي نشانه قدرت و بزرگي مرد است.
بنابراين همواره سعي مي‌كردم از پدرم پيروي كنم ضمن اينكه چيزي براي همسرم و زندگي‌ام كم نگذاشتم. فقط او را از اسراف منع كردم و نگذاشتم كه همانند بعضي از زنان ديگر سرمايه زندگي‌ام را بر باد بدهد. من و همسرم با خوردن غذاي ساده هم سير مي‌شويم پس دليلي ندارد كه دائم غذاهاي رنگارنگ بخوريم و...
متأسفانه همسرم هميشه مرا خسيس دانسته و بر سر اين موضوع نيز با هم اختلاف‌هاي شديد داشته‌ايم. ولي حالا كه حاضر شده مهريه‌اش را ببخشد من هم با طلاق و جدايي مخالفتي ندارم. قاضي عموزادي پس از شنيدن اظهارات اين زوج و تحقيقات تكميلي حكم طلاق را صادر كرد.


-----------------------------------
 
 
ازدواج اينترنتي و خودکشي
 
او عاشق شده بود و هرچه من و پدرش گفتيم اين دختر به درد تو نمي خورد فايده اي نداشت. احسان حرف هاي ما را به مسخره مي گرفت و مي گفت اگر به خواستگاري دختر مورد علاقه اش نرويم دست به خودکشي خواهد زد.من و شوهرم در چندين جلسه راجع به اين مسئله با هم صحبت کرديم اما به نتيجه اي نرسيديم و به پسرمان گفتيم که اين ازدواج به صلاح تو نيست و بايد مثل برادرت با دختر اصل و نسب داري ازدواج کني. احسان که از طريق چت و اينترنت با مهسا  آشنا شده بود براي آخرين بار تهديد کرد که تصميم خودش را گرفته است و مي خواهد ازدواج کند.پسرم بالاخره يکه و تنها به خواستگاري رفت و با مهسا ازدواج کرد. اين ماجرا قلب ما را شکست و از نظر عاطفي خيلي براي مان گران تمام شد چون جلوي دوست و  آشنا سرافکنده شديم.مادر عزادار در دايره اجتماعي کلانتري طبرسي جنوبي مشهد افزود: احسان بعد از ازدواج، با من و پدرش قطع ارتباط کرد و هيچ خبري از او نداشتيم تا اين که پس از گذشت يک سال، يک روز سر و کله اش پيدا شد و در حالي که نادم و پشيمان بود و گريه مي کرد گفت: مهسا با باندهاي فساد رابطه دارد و در اين مدت نقشه داشته که او را نيز اغفال کند و به گناه و معصيت بکشاند.شنيدن اين حرف ها از زبان پسري که آرزوهاي زيادي برايش داشتيم قلب ما را به درد آورد. من و شوهرم اشتباهات او را ناديده گرفتيم و پسرمان را با آغوش باز پناه داديم و کمکش کرديم تا همسرش را طلاق بدهد.اما افسوس که اين شکست بزرگ، پسرم را افسرده و بي حوصله کرد و او با احساس پوچي و دلتنگي که داشت خانه نشين شد.اوايل فکر مي کرديم اعتياد پيدا کرده است ولي اين طور نبود و احسان فقط از نظر روحي و رواني دچار مشکل شده بود. ما چندين برنامه مسافرت گذاشتيم و سعي کرديم فضاي خانه را آرام و شاد نگه داريم تا پسرم روحيه بگيرد ولي او که از کرده خود پشيمان شده بود کارش به مصرف داروهاي آرام بخش کشيده شد.متاسفانه چند روز قبل زماني که من و شوهرم براي کاري به خانه خواهرم رفته بوديم و احسان داخل خانه تنها بود با توجه به وضعيت روحي که داشت دست به خودکشي زد و وقتي ما بالاي سرش رسيديم که بدنش غرق در خون بود و نفس نمي کشيد.مادر دل شکسته با چشماني اشک بار گفت: ما پس از انجام تشريفات قانوني جسد پسرم را به خاک سپرديم و از بچه اي که با هزار خون دل بزرگ کرده بوديم يک قاب عکس براي مان ماند .منبع:خراسان
 
-----------------------------------

جنايت هولناك كيف‌قاپ شرور

گروه حوادث كيف‌قاپ جنايتكار كه پس از هجوم بي‌رحمانه به زن باردار و سرقت كيف دستي متواري شده بود، با رديابي‌هاي ويژه پليسي به دام افتاد.
در اين حادثه دلخراش كه هفته گذشته در خيابان قزوين رخ داد، مرد قوي‌هيكلي در فرصتي مناسب كيف زن باردار را قاپيد اما از آنجايي كه بند كيف دور دست زن جوان گره خورده بود، او روي زمين كشيده شد اما سرانجام بند كيف پاره شد و سارق گريخت. همسر زن جوان و شاهدان حادثه بلافاصله او را به بيمارستان منتقل كردند اما پزشكان پس از معاينات لازم اعلام كردند جنين بر اثر ضربه سقط شده است.
بدين ترتيب به دنبال شكايت زن جوان و همسرش، مأموران كلانتري 111 هفت‌چنار در عمليات پليسي، متهم را در خيابان قزوين شناسايي و در عملياتي ضربتي دستگير كردند. كيف‌قاپ جنايتكار در بازجويي‌ها به 8 فقره كيف‌قاپي اعتراف كرده و تحقيقات بيشتر در اين باره ادامه دارد.

--------------------------------------
 

دستگيري شهردار اوکلند نيوزلند به اتهام تهيه تصاوير مستهجن از کودکان

رسانه‌هاي دولتي «نيوزلند» اعلام کردند که شهردار يکي از مناطق اين کشور به اتهام تهيه تصاوير مستهجن از کودکان توسط پليس دستگير شد. به گزارش ايسنا، «مايکل وارن» 46 ساله که شهردار منطقه «اوکلند» در نيوزلند است، روز سه شنبه توسط پليس اين منطقه و به اتهام تهيه و انتشار عکس‌ها و تصاوير مستهجن از کودکان و نوجوانان دستگير شد. براساس گزارش پليس «نيوزلند» که در پايگاه اطلاع‌رساني تلگراف نيز منتشر شده است، اين مرد 46 ساله که از سال 2007 ميلادي به سمت شهردار اين منطقه منصوب شده است، تاکنون 50 شاکي خصوصي دارد. از منزل و رايانه اين شهردار خلافکار بيش از يک هزار تصوير و فيلم غيراخلاقي کشف و ضبط شد.
 
--------------------------------------

قتل پس از طلاق زن دوم

مرد ميانسال وقتي همسر دومش را طلاق داد نمي‌دانست سرنوشت خونين و مرگباري در انتظارش است.
به گزارش خبرنگار ما، شامگاه 15 شهريور مأموران كلانتري 167 دولت آباد از كشف جسد خونين مرد ميانسالي در يكي از خيابان‌ها باخبر شدند. در ادامه تحقيقات جنايي مشخص شد هادي -47 ساله- كارمند يك شركت توليد مصالح ساختماني بوده كه با كارد مقابل خانه‌اش به قتل رسيده بود. تجسس‌هاي كارآگاهان اداره دهم پليس آگاهي تهران حاكي از آن بود هادي – مقتول- در پي مرگ همسرش در سانحه رانندگي با زن جواني به نام رومينا -30 ساله- ازدواج كرده و پس از چندماه به خاطر اختلاف‌هاي شديد خانوادگي او را طلاق داده بود. در پي بررسي وضعيت خانوادگي مقتول و دلايل جدايي زن و شوهر، زمينه قتل با انگيزه انتقام‌جويي قوت گرفت. از آنجا كه مأموران مي‌دانستند قرباني جنايت از سوي دو سرنشين خودروي پرايد نقره‌اي هدف قرار گرفته است تحقيقات در اين باره تمركز يافت. تا اين كه بهرام و بهنام – برادران همسر سابق مقتول – به عنوان مظنونان اصلي جنايت در شمال كشور دستگير شدند. آنها كه منكر هرگونه دخالت در قتل و اطلاع از ماجرا بودند سرانجام پس از 2 ماه، سكوت را شكسته و لب به اعتراف گشودند. سرهنگ عباسعلي محمديان – رئيس پليس آگاهي تهران بزرگ- با اعلام اين خبر گفت: متهمان انگيزه جنايت را انتقام‌جويي عنوان كرده و مدعي شده‌اند براي اين كه درس عبرتي به هادي بدهند با كارد او را زده‌اند. اما گمان نمي‌كردند داماد سابق‌شان كشته شود. در حال حاضر تحقيقات جنايي در اين باره ادامه دارد.

 
---------------------------------
 
 
حمله مرد اسيدپاش به دختر جوان

راكب موتورسيكلت كه با تعقيب يك دختر جوان از مقابل خانه تا چند قدمي محل كارش با پاشيدن اسيد او را سوزانده است، تحت تعقيب پليس قرار گرفت.
به گزارش «جام‌جم» ، عصر روز يكشنبه گذشته مردي با حضور در وقت كشيك دادسراي ناحيه 2 تهران از مرد غريبه‌اي كه به چهره خواهر جوانش اسيد پاشيده بود، شكايت كرد. شاكي در تشريح ماجرا به بازپرس طوفاني گفت: صبح روز حادثه خواهر 27 ساله‌ام از خانه‌مان در يكي از محله‌هاي شمال غرب تهران خارج شد تا به محل كارش برود، ولي نزديكي محل كارش از سوي موتورسواري ناشناس با اسيد مورد حمله قرار گرفت و اكنون در بيمارستان بستري است. در پي اظهارات اين مرد، پرونده‌اي تشكيل شد و در اختيار ماموران اداره 16 آگاهي تهران قرار گرفت.
دختر مصدوم در بيمارستان
ماموران با حضور در بيمارستاني كه دختر جوان بستري بود، متوجه شدند او از ناحيه صورت و بخش‌هايي از بدن دچار سوختگي شده است.
با تحقيق از دختر مصدوم، معلوم شد مرد غريبه‌اي قبل از وقوع حادثه، او را به اسم صدا زده و به محض آن‌كه دختر جوان سرش را برگردانده، مرد موتورسوار كه كلاه‌كاسكت به سر داشته، به صورت او اسيد پاشيده و متواري شده است.
در پي اين حادثه با فريادهاي دختر جوان، مردم به كمك وي شتافته و او را به بيمارستان منتقل كردند. با ثبت اظهارات دختر مصدوم و تحقيق در محل حادثه، معلوم شد دوربين مداربسته چند مغازه و بانك تصوير مرد اسيدپاش را ثبت كرده است.
بنابر اين ماموران به بازبيني فيلم‌هاي دوربين مداربسته اين مراكز پرداختند تا بزودي مرد اسيدپاش را شناسايي و دستگير كنند.
 
----------------------------------
 
عاملان تجاوز به دختر جوان اعدام می‌شوند
 
به گزارش ایران، «جلال گربه» به همراه 12 تن از نوچه‌هایش و چهار زن، 24 تیر 86 در جریان اجرای طرح دستگیری مجرمان شناسنامه‌دار در یک خانه فساد دستگیر شدند. بازجویی از «جلال» و اعضای شبکه‌اش ادامه داشت که سه تن از نوچه‌هایش جزئیات آزار و اذیت یک دختر جوان و نحوه مرگ غم‌انگیز قربانی را فاش کردند.
یکی از آنها به مأموران گفت: «با دختری به نام «ساناز» دوست و به او علاقه‌مند بودم. یک‌روز او از «جلال» در حضورم بدگویی کرد تا رابطه دوستانه ما قطع شود که من هم حرف‌های «ساناز» را به گوش «جلال» رساندم. او هم با عصبانیت تصمیم به انتقام گرفت. بنابراین با طرح نقشه‌ای دختر جوان را به خانه مجردی کشاندیم که جلال او را مورد آزار و اذیت قرار داد. بعد هم با تهدید، بقیه اعضای شبکه را وادار کرد به دختر جوان تجاوز کنند. دختر جوان هم هنگام خروج از آنجا گفت بزودی خودکشی می‌کند. چند روز بعد هم خودش را زیر قطار انداخت و کشته شد.»
بدین‌ترتیب با افشای جزئیات مرگ «ساناز»، پرونده به شعبه 77 دادگاه کیفری استان تهران فرستاد شده. هیأت قضایی نیز دستور شناسایی اولیای دم را صادر کردند، اما مأموران در تحقیقات دریافتند خانواده قربانی پس از مرگ دخترشان به محل نامعلومی نقل‌مکان کرده‌اند. بنابراین پس از محاکمه و دریافت دفاعیات «جلال» و نوچه‌هایش، قاضی «اکبر ساعی» - رئیس و 4 قاضی مستشار - باقری، قاسمی، رسولی و مرادی - به اتفاق آرا سردسته شبکه را به اعدام و همدستانش را به زندان و شلاق محکوم کردند. با اعتراض متهمان به رأی دادگاه، قضات شعبه 11 دیوان‌عالی کشور حکم را تأیید و قابل اجرا دانستند. بدین‌ترتیب پرونده به اجرای احکام دادسرای امور جنایی فرستاده شد تا مقدمات اعدام شرور جنایتکار فراهم شود.
 
---------------------------------
 

دندانپزشك قلابي تحت تعقيب
دندانپزشك قلابي كه طي 3 سال طبابت غيرمجاز در يك درمانگاه، چند هزار بيمار را درمان كرده بود، با شكايت يك پژوهشگر جوان تحت تعقيب قضايي قرار گرفت.
به گزارش خبرنگار ايران، چندي قبل مرد جواني كه به روش درماني و طبابت دندانپزشك درمانگاه مشكوك شده بود، به سازمان نظام پزشكي تهران مراجعه كرد و خواستار بررسي موضوع شد.
شاكي گفت: من و همسرم از حدود 3 سال قبل براي انجام امور دندانپزشكي، به درمانگاهي در غرب تهران مراجعه كرده و توسط دندانپزشك جواني ويزيت مي‌شديم تا اينكه همين اواخر براي ترميم و كاشت دندان‌هاي من و همسرم حدود 7 ميليون تومان گرفت. اما وقتي با عوارض حاد در دندان و لثه‌هايمان روبه‌رو شديم ناچار به درمان مجدد نزد دندانپزشك ديگري شديم.
حالا هم پي برده‌ام وي فاقد مهر و شماره نظام پزشكي است. در برخي موارد نيز از مهر يك پزشك عمومي استفاده مي‌كند.
با اعلام اين گزارش، بازپرس شعبه 5 دادسراي ويژه جرايم پزشكي از معاونت درمان دانشگاه علوم پزشكي مربوطه خواست تا درباره نحوه عملكرد درمانگاه و چگونگي استخدام و فعاليت دندانپزشك تحقيق و گزارشي ارائه نمايند.
بازرس معاونت درمان پس از بازديد درمانگاه نام و مشخصات دندانپزشك مربوطه را در تابلوي درمانگاه ملاحظه كرد. اين در حالي بود كه او از چند روز قبل در محل كارش حاضر نشده بود. از سوي ديگر مشخص شد «ناصر» - 38 ساله – هيچگونه سابقه‌اي در نظام پزشكي نداشته است.
بدين ترتيب رئيس درمانگاه به دليل معاونت در دخالت غيرمجاز در امر پزشكي احضار شد و در دفاع از خود گفت: وقتي قصد استخدام دندانپزشك داشتم، كپي مدارك «ناصر» را بررسي كردم اما نمي‌دانستم همه مداركش جعلي است. ضمن اينكه او همزمان با شكايت بيمارانش، فرار كرد و هيچ نشاني هم در اختيار نداريم. اين در حالي است كه دندانپزشك قلابي به صورت ميانگين روزانه 3 بيمار را ويزيت مي‌كرد و هيچ كس هم اعتراضي نداشت.
در حالي كه تلاش براي دستگيري دندانپزشك فراري به بن‌بست رسيده بود، با گذشت يك سال سرانجام با دريافت دفاعيات مسئول فني درمانگاه، قرار مجرميت متهمان صادر شد و پرونده براي صدور رأي در اختيار شعبه 1169 دادگاه عمومي تهران قرار گرفت.
قاضي دادگاه نيز مسئول درمانگاه را به 2 ميليون ريال جزاي نقدي و دندانپزشك قلابي را نيز به طور غيابي به پرداخت ديه به 2 تن از بيمارانش محكوم كرد كه با اعتراض شاكي‌ها پرونده به شعبه 42 دادگاه تجديدنظر استان تهران فرستاده شد.
هيأت قضايي دادگاه پس از بررسي پرونده، از مسئولان دادسرا خواستند با اصلاح كيفرخواست، مجازات شديدتري براي 2 متهم پرونده در نظر بگيرند. اين در حالي است كه همچنان دستگيري دندانپزشك فراري در دستور كار مأموران قرار دارد.
 
 
---------------------------------------
 
 
دزدها، گاوصندوق را دزديدند
دزدهاي حرفه‌اي با ورود به خانه‌اي در شهريار، گاوصندوق 300 كيلويي حاوي پول و طلا را سرقت كردند.
به گزارش «جام‌جم»، نيمه شب جمعه گذشته وقتي اعضاي خانواده‌اي از مهماني به منزلشان در شهرك عباسپور شهريار بازگشتند، مشاهده كردند در ورودي خانه تخريب و گاوصندوق 300 كيلويي حاوي 80 ميليون تومان پول و طلا سرقت شده است.
در پي اين ماجرا مرد صاحبخانه با مركز فوريت‌هاي پليسي 110 شهريار تماس گرفت و سرقت را اطلاع داد.
سرقت گاوصندوق 300 كيلويي
دقايقي پس از اين تماس، ماموران آگاهي شهريار با حضور در محل سرقت و تحقيق از شاكي متوجه شدند گاوصندوق به سرقت رفته حاوي 80 ميليون تومان پول، چند فقره چك به مبلغ 5 ميليون تومان، 30 عدد سكه بهار آزادي، يك سرويس طلا، يك جلد گذرنامه، شناسنامه، كارت‌هاي اعتباري بانكي، دسته چك و اسناد و مدارك‌ ملكي بوده است. با ثبت اظهارات شاكي، در بررسي دوباره از محل سرقت معلوم شد سارقان، گاوصندوق 300 كيلويي را با قراردادن روي يك تخته فرش از ساختمان خارج كرده‌اند.
با جمع‌بندي اطلاعات، ماموران كه احتمال مي‌دادند سارقان آشنايي كامل با خانواده مالباخته دارند، به تحقيق دوباره از اعضاي اين خانواده پرداختند.
اختلاف ديرينه با برادر
پدر خانواده در اظهاراتش به پليس گفت: من و برادرم از سال‌ها قبل با هم اختلاف داشتيم و دامنه اين اختلاف‌ها هر روز بيشتر مي‌شد. شاكي يادآور شد: چند روز قبل از حادثه، برادرم همراه اعضاي خانواده‌اش با سد كردن راه فرزندان من، با يكديگر دعوا و تهديد كرده بودند اگر از آنها شكايت كنيم، اموال منزلم را سرقت مي‌كنند، اما ما توجهي به اين تهديدها نكرديم.
تهديدهاي مرگبار
شاكي تصريح كرد: روز بعد دوباره خانواده برادرم در خيابان با من و اعضاي خانواده‌ام مشاجره كردند كه تصميم به شكايت از آنها گرفتيم.
وي افزود: در همين موقع پسر و داماد برادرم تاكيد كردند اگر از آنها شكايت كنيم، با اجير كردن چند آدمكش اعضاي خانواده‌ام را به قتل خواهند رساند و اموال قيمتي، خانه را سرقت خواهند كرد.
احضار به دادسرا
شاكي يادآور شد: گمان مي‌برم برادرم و اعضاي خانواده‌اش به قصد انتقامگيري از من و خانواده‌ام افرادي را اجير كرده‌اند تا گاوصندوق را سرقت كنند.
با تشكيل پرونده‌اي در شعبه چهارم دادياري دادسراي عمومي شهريار، دستور احضار برادر شاكي و اعضاي خانواده وي به دادسرا صادر شد تا تحقيقات تكميلي از آنها انجام شود.

 

Bookmark and Share
نظرات بینندگان:
نام:
ایمیل:
* نظر: