کد خبر:۴۵۰۲
تاریخ انتشار: ۰۷ آذر ۱۳۸۹ - ۱۵:۳۶
تعداد بازدید: 2409
print نسخه چاپی
send ارسال به دوستان
saveذخیره
آلودگي هوا چيز بدي است!
قرار است 5 ميليون جمعيت از تهران بروند، بلكه اندكي آرام‌تر شود و لاجرم، پالوده‌تر، نمي‌دانم مي‌روند يا نمي‌روند. اگر گفته بودند 100 هزار شايد مي‌شد باور كرد...

در قانون برنامه چهارم توسعه دولت مكلف شده بود كه در طول برنامه آلودگي شهرهاي بزرگ از جمله تهران را به حد استاندارد كاهش دهد.

برنامه تمام شد اما آلودگي هوا به اوج رسيده است. پارسال چند روز تعطيل شد و همه آلاينده‌ها از حد اضطرار گذشت و كودكان و سالمندان را گفتيم از خانه بيرون نشوند. امسال، تازه اول قصه است. هنوز زمستان در پيش است و خشكسالي هم گويي چندان عزم رفتن ندارد و ما مانده‌ايم و هواي ساكن و سرد و وارونگي و اين شهر خاكستري و در حال انفجار از دود و بوق و پرايد!

قرار است 5 ميليون جمعيت از تهران بروند، بلكه اندكي آرام‌تر شود و لاجرم، پالوده‌تر، نمي‌دانم مي‌روند يا نمي‌روند. اگر گفته بودند 100 هزار شايد مي‌شد باور كرد اما 5 ميليون عدد عجيبي است. در آن سوي دنيا، شهرهاي بيشتر از 300 هزار نفري را شهر بزرگ و پرجمعيت مي‌دانند. حال قرار است كه جمعيتي به اندازه 15 برابر جمعيت يك شهر بزرگ، از تهران كوچ كند كه تازه 8 ـ 7 ميليون بماند. لابد، همه هم منتظرند ديگران بروند تا آنها نفس بكشند!

نه اينكه گمان كنيد اينها حاصل بي‌برنامگي اين دولت است نه، حاصل پنجاه ـ شصت سال بي‌برنامگي مستمر است. شهري را در نقطه‌اي از جغرافيايي كه نه باد دارد و نه باران چنداني، چنان هيولاوار رشد دادن و آماسيده از جمعيت بي‌كار و مهاجر و مات شده كردن، اشتباه وحشتباري است كه بنايش از دهه 30 آغاز شد و همين طور ادامه دارد كه دارد و رسيده است به جايي كه مردم اينك به جاي هوا، سم تنفس مي‌كنند و بيماري‌هاي قلبي حتي در اطفال شيوع مي‌يابد.

و وزير بهداشت مدام هشدار مي‌دهد و نهيب مي‌زند كه بيماري‌هاي قلبي و تنفسي و سرطان‌ها تا چند سال آينده 10 برابر مي‌شود و هزارويك مصيبتي كه صبح صدايش درمي‌آيد. من نمي‌دانم كه 5 ميليون آدم را اساساً چگونه مي‌توان برد و چه‌طور مي‌توان برد و كجا مي‌توان برد، اما مي‌دانم كه اين شهر همچنان مهاجرپذير است. لازم نيست خودتان تحقيقات دقيق انجام دهيد. كافي است اولين چهارراه نگاهي از ماشين بيرون بيندازيد و ببينيد. اين كار را هم اگر نخواستيد انجام دهيد و تا سر چهار راه هم فرصت رفتن نداشتيد نگاهي به آمار رسمي مركز آمار ايران بيندازيد و ببينيد كه هنوز آنها كه قرار است بروند، نرفته‌اند و چه ميزان آدم ديگر آمده‌اند!

اما از آن جالب‌تر اينكه به فرض محال كه 5 ميليون نفر رفتند. خوب چه مي‌شود؟ بالاخره اين 5 ميليون نفر كه الان كف خيابان نمي‌خوابند. جايي ساكن‌اند. يا مالك يا مستأجر. اگر بروند خانه‌شان را يا مي‌فروشند يا پس مي‌دهند يا اجاره مي‌دهند. در هر سه صورت، خانوارهاي ديگري ساكن مي‌شوند. نمي‌شوند؟ خوب آن‌وقت چه‌طور جمعيت اين شهر كم مي‌شود؟

معني‌اش اين است كه عده‌اي مي‌روند و عده ديگري مي‌آيند. همين. فقط يك جواب براي اين مساله مي‌ماند كه البته آن هم به كلي ناممكن است. اينكه دولت بگويد،‌ خانه‌هاي آنها كه مي‌روند را ـ كه هنوز معلوم نيست چگونه و كجا مي‌روند ـ دولت مي‌خرد و نمي‌گذارد كسي ساكن شود بلكه با بلدوزر تخريب مي‌كند و مثلاً جايش درخت سرو مي‌كارد و اصطلاحاً شهر را كوچك مي‌كند. اگر «بعد خانوار» در تهران را در نظر بگيريم 5 ميليون جمعيت تقريباً 5/1 ميليون خانوار مي‌شود. فرض كنيم به‌طور ميانگين قيمت هر خانه يا آپارتمان در تهران ـ از شمال تا جنوب ـ فقط 100 ميليون تومان باشد. دولت بايد 150 هزار ميليارد تومان پول بپردازد كه چنين چيزي اساساً محال است.

اما گره آلودگي تهران چگونه گشوده مي‌شود. به نظر مي‌رسد اصلاً بنا نيست كه گشوده شود. اگر بنا بود گشوده شود كه با اين قانون پرطمطراق برنامه چهارم ـ كه تمام شد ـ گشوده شده بود. اصلاً مگر مي‌شود «توپوگرافي» شهر را عوض كرد. اينجا باد نمي‌وزد. باران نمي‌بارد. مردمانش هم دوست دارند حتي تا سر كوچه هم با خودرو شخصي بروند. موتوسوارانش هم كه از همه قوانين سه جهان آزادند. دولتش هم كه جايزه زاد و ولد مي‌دهد. كماكان در صدر جدول شهرهاي مهاجرپذير كشور هم كه قرار دارد. باغ‌هاي چند هزار متري‌اش هم كه مرتب به مجتمع‌هاي چندصد واحدي تبديل مي‌شود.

دانشگاه غيرانتفاعي و علمي كاربردي و غيركاربردي هم كه مرتب اضافه مي‌‌كند. خودروهاي شش سيلندر هم كه اتفاقاً به مذاق بسياري از اهالي‌اش خوش مي‌افتد ـ و به مزاج واردكنندگانش نيز ـ شبكه حمل?ونقل عمومي‌اش هم كه كفاف نصف جمعيتش را نمي‌دهد.واقعاً چه دليلي دارد كه گمان كنيم مساله آلودگي خفقان‌آور اين شهر غول‌پيكر حل مي‌شود؟ درست است كه هر مساله‌اي بالاخره راه‌حلي دارد، متنها نه در اين شهر!

بند الف ماده 26 قانون برنامه چهارم را بخوانيد:

«دولت مكلف است در طول برنامه چهارم [كه پارسال تمام شد] آلودگي هواي شهرهاي تهران،‌ اهواز، اراك، تبريز، مشهد، شيراز، كرج و اصفهان را در حد استاندارد مصوب شوراي عالي محيط زيست كاهش دهد. آيين‌نامه اجرايي اين بند توسط...»

و الي ماشاءالله بند و ماده ديگر كه مرتباً دولت را «مكلف» يا «موظف» مي‌كند به انجام اين قبيل كارها. اما مگر اين كلاف پيچيده و هزار توي تهران، كه حاصل چندين دهه و لنگاري مديريتي و برنامه‌ريزي لحظه‌اي براي همان لحظه بوده است، با يك ماده و چند بند و تبصره حل مي‌شود؟

براي همين هم هست كه برنامه تمام شد و آلودگي تشديد، گويي مجموعه كارهاي بزرگ و برنامه‌ريزي‌هاي سترگ و همه‌جانبه و جدي به اين نتيجه قطعي و لايتغير و انكار ناپذير و مسلم منتج شد كه «آلودگي چيز بدي است!»
نويسنده: علي رضا خاني
Bookmark and Share
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۰
انتشار یافته: ۲
باهوش الدوله
|
NETHERLANDS
|
۱۹:۳۹ - ۱۳۸۹/۰۹/۰۸
0
0
این هم از اون طرحهای دولت اصلا مساله اصلا جمعیت نیست، بلکه تعدد خودروها و موتورهای فرسوده است
اگه تهران خلوتتر بشه قطعا مردم بیشتر خودرو میخرن و دوباره مثل قبل میشه، به نظر من این طرح برای فروش بیشتر خودروهای فرسوده تولید وطنی و لا غیر
علوان الهيان
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۰:۱۸ - ۱۳۸۹/۰۹/۲۱
0
0
خداوند سرنوشت قومي را تغيير نمي دهد مگر اين كه خودشان بخواهند و اقدام كنند؛
* * *
سر چشمه شايد كه بستن به بيل
چوپر گشت نتوان ببستن به پيل
* * *
بايد شاخصهايي تعريف كرد و بر اساس آن مرتب ،توسعه مناطق مختلف كشور را سنجيد تا عدالت در منطق مختلف كشور برقرار شود و كسي مجبور نباشد به نقاط برخوردار كشور (از نظر پزشك،دانشگاه ،خيابان ،دسترسي آسان به مجاري امور اداري و....)مهاجرت كند .
نظرات بینندگان:
نام:
ایمیل:
* نظر: