کد خبر:۴۴۱۵
تاریخ انتشار: ۱۰ آبان ۱۳۸۹ - ۱۰:۳۸
تعداد بازدید: 2090
print نسخه چاپی
send ارسال به دوستان
saveذخیره
حوادث روز
حريق بي پايان بلوط زاران زاگرس
گستردگي حريق در جنگلهاي بلوط زار غرب ايران به اندازه اي شدت يافته که 30 سازمان غيردولتي با ارائه گزارشهاي مستند از آتش سوزيهاي پي در پي از رسانه ها...
گستردگي حريق در جنگلهاي بلوط زار غرب ايران به اندازه اي شدت يافته که 30 سازمان غيردولتي با ارائه گزارشهاي مستند از آتش سوزيهاي پي در پي از رسانه ها، مجلس و دولت خواستند براي جلوگيري از تخريب بيش از پيش اين ذخيرگاههاي طبيعي وارد عمل شوند.
با ادامه آتش سوزي در جنگلهاي غرب ايران به خصوص در استانهاي کردستان، کرمانشاه، کهگيلويه و بويراحمد و لرستان فرمانده يگان حفاظت سازمان جنگلها مراتع و آبخيز داري ايران در گفتگو با مهر گفت: تغييرات اقليمي و افزايش گرمايش زمين تاثير زيادي بر ايجاد بحران در جنگلهاي غرب کشور داشته است به طوري که گرم شدن کره زمين تمامي مناطق جهان را متاثر کرده است.
وي با بيان اينکه اقليم دنيا در حال تغيير است و آتش سوزي در تمام جهان به شيوه اي باور نکردني گسترش يافته تصريح کرد: براي نمونه آتش سوزي در جنگلهاي روسيه براي چندين روز زندگي در مسکو را مختل کرد و در بسياري ديگر از مناطق دنيا اين حادثه به شکل جدي رخ داده است.
تقي ايرواني در پاسخ به اينکه آيا اين آتش سوزيها که از سوي حفاظت سازمان جنگلها در ماههاي قبل پيش بيني شده بود، قابل مهار و کنترل نبوده اند تصريح کرد: پيش بيني ما اين بود که وضعيت از اين که هست بحراني تر شود ولي بايد دلايل متعدد اين آتش سوزيها بررسي شود.
 
 
---------------------------------------

تجاوز راننده آمبولانس به 20 بيمار

راننده شيطان‌صفت آمبولانس كه بيمارانش را مورد آزار و اذيت قرار مي‌داد، پس از دستگيري محكوم شد.
مرد آفريقايي متهم است طي سه ماه به 20 تن از بيمارانش تجاوز كرده است. او به دنبال شكايت يكي از بيماران، دستگير و پس از محاكمه به سه سال حبس محكوم شد.
 
 
---------------------------------------
 

عامل جنايت سياه در باغ قصاص مي‌شود

سرايدار افغان كه در پي جنايت سياه، زن جواني را در يكي از باغ‌هاي شهريار به قتل رسانده بود، با حكم 5 قاضي دادگاه كيفري استان تهران به قصاص محكوم شد. 
«غلامرضا» - 27 ساله - ظهر 19 آذر 88 زن ميانسالي به نام «مريم» را به باغي در حوالي شهريار كشانده و پس از آزار و اذيت جسد را داخل چاهي در باغ متروكه انداخت. تحقيقات جنايي براي كشف راز اين جنايت زماني آغاز شد كه پسر قرباني مأموران پليس را از ناپديد شدن مرموز مادرش باخبر كرد.
مأموران در نخستين گام به راننده آژانسي رسيدند كه «مريم» مسافرش بود. او مدعي شد زن 57 ساله را به باغي در شهريار برده و قرار بود يك ساعت بعد او را بازگرداند كه پس از مراجعه، سرايدار منكر حضور آن زن شده بود.
بدين ترتيب سرايدار باغ تحت بازجويي قرار گرفت و كارآگاهان نيز در بازرسي‌ها، جسد قرباني را از چاه بيرون كشيدند. «غلامرضا» كه چاره‌اي جز بيان حقيقت نمي‌ديد، با اعتراف به قتل انگيزه‌اش را سرقت عنوان كرد و گفت: به بهانه كمك مالي به مقتول او را به داخل باغ كشانده و پس از آزار و اذيت دست و پاهايش را بسته و خفه‌اش كردم.محاكمه عامل جنايت در شعبه 113 دادگاه كيفري استان برگزار شد كه قاضي «محمد سلطان همتيار» و 4 قاضي مستشار نيز پس از برگزاري جلسه غيرعلني به اتفاق آرا حكم به قصاص نفس - اعدام - مرد افغان صادر كردند.
 
 
---------------------------------------
 
 
2 مرد جوان پس از حمله به خانم‌ها، آنها را با چاقو به مرگ تهديد مي‌كردند

سرقت خشن دزدها از بانوان

 2 مرد که پس از تعقيب بانوان در محله‌هاي شهريار با تهديد طلاي آنها را سرقت مي‌کردند، دستگير شدند.

به گزارش «جام‌جم»، رسيدگي به اين پرونده هنگامي در دستور کار ماموران مبارزه با سرقت آگاهي شهريار قرار گرفت که زني تابستان امسال با حضور در دادسراي عمومي و انقلاب شهريار از سرقت گردنبند طلايش از سوي 2 مرد جوان خبر داد.
زن شاکي در تشريح ماجرا به بازپرس اصغري‌زاويه گفت: روز حادثه در يکي از محله‌هاي شهريار مردي از پشت سر به من حمله‌ور شد و با قرار دادن چاقويي زير گلويم، گردنبند طلايم را سرقت کرد و با موتورسيکلت از محل دور شد.
 
 
--------------------------------------
 

شکايت بانوان از 2 دزد فراري
 
با تشکيل پرونده‌اي در اين ارتباط با به دست آمدن اطلاعاتي از دزدان فراري، چهره‌نگاري رايانه‌اي از آنها صورت گرفت. در حالي که جستجوها براي دستگيري متهمان فراري ادامه داشت، دختران جوان و بانوان ديگري هم با حضور در مرکز پليس شکايت‌هاي مشابهي ارائه کردند. ماموران در بررسي پرونده‌ها پي بردند تصاوير رايانه‌اي از دزدان فراري با هم مطابقت دارد و آنها به يک شيوه مالباخته‌ها را در دام خود گرفتار کرده‌اند.
به اين ترتيب مشخصات ظاهري و تصاوير رايانه‌اي متهمان فراري در اختيار گشت‌هاي انتظامي شهريار قرارگرفت تا هر چه سريع‌تر دستگير شوند.
ناکامي دزدان در آخرين اقدام
جستجوها ادامه داشت تا اين که روزهاي پاياني هفته گذشته ماموران گشت آگاهي شهريار در يکي از محله‌ها متوجه راکبان يک دستگاه موتورسيکلت شدند که پس از تصادف با خودرويي در حال فرارند. بنابراين ماموران آنها را تعقيب و پيش از فرار دستگير کردند.
اين دو مرد در بازجويي اظهارات متناقضي بيان کردند تا اين که ماموران در تحقيق از راننده خودرو که با متهمان تصادف کرده بود، متوجه شدند آنها کيف همسر مرد راننده را سرقت و فرار کرده‌اند. با ثبت اظهارات اين مرد، متهمان عاقبت روز گذشته به سرقت‌هاي متعددي اعتراف کردند.
اعتراف دزدان خشن
امين، يکي از متهمان در تشريح ماجراي سرقت‌ها به پليس گفت: من و دوستم بعد از آزادي از زندان سرقت‌هايمان را از سر گرفتيم و از تابستان امسال در محله‌هاي شهريار بانوان و دختران جوان را تعقيب و در فرصتي مناسب با چاقو به آنها حمله‌ور شده و گردنبند طلاي آنها را سرقت و فرار مي‌کرديم.
وي ادامه داد: در صورت مقاومت بانوان آنها را با چاقو از ناحيه گردن زخمي و در خيابان رها مي‌کرديم، همچنين به شيوه‌اي مشابه از مردان هم سرقت مي‌کرديم. بنابراين گزارش، با ثبت اظهارات متهم، همدستش نيز به همکاري با وي در ده‌ها سرقت خشن اعتراف کرد.
 
 
------------------------------------
 
 
كوسه سفيد زن شناگر را بلعيد!

سازمان اورژانس استراليا از كشته شدن يك زن شناگر توسط يك كوسه سفيد در غرب اين كشور خبر داد.
 
به گزارش ايسنا، «الكساندر فسا» ـ سخنگوي سازمان اورژانس استراليا ـ در گفتگو با رسانه‌هاي دولتي اين كشور، خاطر نشان كرد: اين حادثه در سواحل غربي استراليا رخ داد و طي آن يك زن شناگر توسط يك كوسه سه متري سفيد رنگ مورد حمله قرار گرفت.

وي افزود: ماموران امداد ساحلي بلافاصله به سمت محل حادثه اعزام شدند، اما متاسفانه اين زن 31 ساله به دليل شدت جراحات وارده جان خود را از دست داده است.

--------------------------------------
 

در دادگاه خانواده رخ داد

طلاق به خاطر اختلاف سن

زني به دادگاه خانواده آمد و گفت: مي‌خواهم از شوهرم كه 13 سال با او تفاوت سني دارم، جدا شوم.
به گزارش فارس، زني با مراجعه به دادگاه خانواده شهيد محلاتي دادخواست جدايي خود را به قاضي يكي از شعب ارائه كرد.
اين زن در حضور قاضي شعبه 254 مجتمع قضايي خانواده يك با اشاره به بي‌معنا بودن زندگي‌اش بيان كرد: بايد از شوهرم جدا شوم ؛ او 13 سال از من بزرگتر است و مرا درك نمي‌كند.او مرا نمي‌فهمد و راهي جز جدايي ندارم؛ در واقع من در اين زندگي نابود مي‌شوم و بايد هرچه زودتر از شوهرم جدا شوم. ما فرزندي نداريم و مي‌توانيم به راحتي از يكديگر جدا شويم و من تمايلي به اينكه در كنار شوهرم باشم، ندارم.
شوهر اين زن كه در دادگاه حاضر بود، با بيان اينكه من زنم را طلاق نمي‌دهم ، گفت: او مي‌توانست ابتداي زندگي حواسش را جمع كند تا الان اين موضوع ناراحتش نكند.
وي با بيان اينكه همسرم بسيار خود‌خواه است ، افزود: همسرم بايد صبورتر شود و به فكر جدايي نباشد چرا كه من از او جدا نمي‌شوم.
قاضي اين شعبه بعد از شنيدن اظهارات طرفين حكمي صادر نكرد و زن و مرد را به مصالحه دعوت كرد.
 
---------------------------------------
 
نگاه بي شرمانه!

فکر مي کردم او مجرد است و با اين بهانه که قصد کمک به زني تنها را دارم با شهناز ارتباط مخفيانه برقرار کردم. ما مدتي به طور تلفني با هم رابطه داشتيم و هر وقت هم که او به مغازه ام مي آمد به مناطق ييلاقي اطراف شهر مي رفتيم و گردش مي کرديم. اين زن جوان با محبت هاي دروغين خود مرا کم کم از همسر و فرزندانم دور کرد و آن قدر شيفته و دلباخته اش شده بودم که نمي توانستم لحظه اي او را از ذهنم دور کنم.مرد جوان در حالي که با ضربات چاقو مجروح شده بود در گفت وگو با کارشناس اجتماعي کلانتري جهاد مشهد افزود: چند ماه از اين ارتباط شوم گذشت و من فهميدم که شهناز دروغ گفته است و شوهر دارد. از اين موضوع خيلي ناراحت شدم و با عصبانيت گفتم چرا ادعا کردي طلاق گرفته اي؟ شهناز در حالي که چشمانش پر از اشک شده بود سرش را پايين انداخت و جواب داد: تو اگر اسير يک آدم بي عاطفه، معتاد و لاابالي بودي همين کار را نمي کردي؟ زن جوان آن روز با اين حرف ها سرم را شيره ماليد و آن قدر احساساتي شدم که عقلم و ايمانم را باختم و قول دادم که کمکش کنم.متاسفانه با ادامه اين ارتباط مخفيانه مرتکب گناهي بزرگ شدم و نمي دانم چگونه قبول کردم تن به اين خفت و گمراهي بدهم؟حدود ۳ ماه از اين ماجرا گذشت و خيلي از نظر عاطفي و حتي مالي به شهناز کمک کردم و امروز هم قرار گذاشته بوديم همديگر را ببينيم اما قبل از آن که او سر قرار بيايد مرد جواني جلوي مرا گرفت و با چاقو زخمي ام کرد.اين مرد غريبه با عصبانيت و خشم مي گفت: تو با ناموس من چه کار داري و چرا دست از سر همسرم بر نمي داري؟مانده بودم چه جوابي بدهم و آن قدر ترسيده بودم که درد زخم چاقو از يادم رفت. فقط دنبال راهي مي گشتم تا فرار کنم اما او قصد داشت با چاقو مرا بکشد که شاهدان عيني ماجرا به دادم رسيدند.
Bookmark and Share
نظرات بینندگان:
نام:
ایمیل:
* نظر: