کد خبر:۴۴۰۴
تاریخ انتشار: ۰۶ آبان ۱۳۸۹ - ۱۳:۵۰
تعداد بازدید: 4136
print نسخه چاپی
send ارسال به دوستان
saveذخیره
افسردگي، سلامت جمعيت 2 ميليون نفري جوانان بيکار را تهديد مي‌کند
آن چه مسلم است اين که ميزان بروز بيماري هاي رواني به لحاظ آماري و تعدد اختلال در زنان بيشتر از آقايان است. يعني خانم ها در عين افسردگي ...

تعداد زيادي از زنان ايراني وقتي مشغول کارهاي روزمره شان هستند، همين طور که مي شويند و پاک مي کنند و مي پزند، افسرده تر هم مي شوند اما اين را خيلي هايشان نمي دانند. بسياري از زنان نمي دانند که روزمرگي، بار مسئوليت سنگين و فشارهاي اجتماعي و اقتصادي آن ها را ناخودآگاه افسرده کرده است. آن چنان که به گفته مسئولان وزارت بهداشت شيوع اختلالات روان پزشکي در زنان کشور ۱۱ درصد بيشتر از مردان است و شيوع افسردگي نيز در ميان آنان بيشتر است. درباره دلايل اين پديده کارشناسان و صاحب نظران ديدگاه هاي متفاوتي دارند که در اين گزارش نظرهاي چند کارشناس ذکر شده است. اگر يکي از اعضاي خانواده يا همسرتان مبتلا به افسردگي است، حتما او را تشويق به خواندن اين گزارش کنيد.

دکتر عليرضا شريفي يزدي جامعه شناس خانواده در اين باره به خراسان مي گويد: آن چه مسلم است اين که ميزان بروز بيماري هاي رواني به لحاظ آماري و تعدد اختلال در زنان بيشتر از آقايان است. يعني خانم ها در عين افسردگي به اضطراب، خشم، عصبانيت و بي خوابي هم دچار هستند و از چند اختلال به صورت هم زمان رنج مي برند. درباره افسردگي بايد ذکر کرد که اين اختلال جزو اختلالات طيفي است. يعني بخش وسيعي از زنان ايراني دچار افسردگي خفيف و بخشي مبتلا به افسردگي مزمن هستند. همين نکته در واقع تفاوت بين بيماري و اختلال را مي رساند. در اختلال زندگي فرد تحت تاثير قرار مي گيرد اما وي مي تواند وظايف متعارف و روزمره را انجام دهد. اما زندگي کسي که دچار افسردگي شديد شده است، کاملا مختل مي شود. در واقع افسردگي به نحوي بر او چيره مي شود که عملا امکان انجام وظايف روزانه اش را ندارد.

نبايد فراموش کرد که افسردگي دلايل متعدد دارد و به دلايل مختلفي بيشتر در زنان بروز پيدا مي کند. زنان دوره هاي افسردگي بيولوژيک را مي گذرانند زيرا در دوران بارداري يا پس از زايمان به دليل تغييرات شديد هورموني، دچار طيف افسردگي از ضعيف تا شديد مي شوند. هم چنين برخي خانم ها زمينه ژنتيک ابتلا به افسردگي را دارند. به جز اين ها عوامل فرهنگي و اجتماعي نقش چشم گيري در اين پديده دارد و اهميت اين موارد در آن است که قابل تغيير مي باشد. اما زمينه ژنتيک و يا تغييرات هورموني قابل تغيير نيست.

عضو پژوهشگاه تعليم و تربيت ادامه مي دهد: چرايي بالا بودن افسردگي در زنان به اين دليل است که عوامل تاثيرگذار در بروز افسردگي در زنان بيشتر است. از طرف ديگر هنوز در بسياري از خانواده ها، زن جايگاهي ندارد و حتي نسبت به پسر بزرگ تر، در مديريت و امور خانواده نقش کم رنگ تري دارد. روزمرگي، بار مسئوليت زياد، تحمل رفتارهاي همسر، فرزندان و اطرافيان، سنگ صبور بودن براي ديگران بدون اين که کسي پاي حرف هاي او بنشيند، همگي باعث مي شود زمينه هاي بروز افسردگي در زنان فراهم شود. در طبقه متوسط شهرنشين که اکنون بيشتر دختران و زنان اين طبقه تحصيل کرده هستند نيز موانع اجتماعي و فرهنگي موجود در بازار کار، تبعيض هاي فراوان و برخورد نامناسب با نيروي کار، نبود زمينه لازم براي به کارگيري مهارت هاي آنان در جامعه، باعث سرخوردگي، نااميدي، دلسردي و ياس آن ها مي شود و در نهايت به افسردگي مي انجامد. به گفته امان ا... قرايي مقدم جامعه شناس و استاد دانشگاه در گفت وگو با ايسنا، دسته اي ديگر از زنان اين طبقه هم که بايد دوشادوش مرد براي تامين مايحتاج زندگي تلاش کنند و فشار اجتماعي، اقتصادي، فرهنگي، روحي و رواني شوهر و فرزندان را در جامعه تحمل کنند، دچار افسردگي خفيف يا شديد مي شوند. چون زن حساس تر و عاطفي تر است، بيشتر در معرض افسردگي قرار دارد. دسته اي ديگر از زنان هم که متعلق به طبقه مرفه هستند خواسته ها، نيازها و توقع هايي دارند که گاه برآورده نمي شود و روياهايي دارند که نرسيدن به آن ها باعث افسردگي در آنان مي شود. نمي توان از گروه دختران مجرد که با افزايش سن و کم شدن شانس ازدواج دچار افسردگي هستند نيز گذشت. آسيب شناسي و روان شناسي اين طيف بحث بسيار گسترده اي را مي طلبد. کارشناسان و پژوهشگران اجتماعي، افزايش افسردگي در ميان زنان ايراني را يکي از دلايل خودکشي آنان اعلام مي کنند. به نوشته خبرآنلاين بررسي هاي استاني نشان مي دهد که استان ايلام بالاترين آمار خودکشي و استان سمنان پايين ترين آمار خودکشي موفق را دارد.خبرگزاري ايلنا به نقل از احمد جليلي رئيس انجمن روان پزشکان ايران آورده است که درصد ابتلاي زنان به اختلالات رواني در جامعه ما ۲ برابر مردان است و علاوه بر مسائل بيولوژيک و شرايط محيطي نابساماني هاي اجتماعي و قانوني در اين مسئله بسيار موثر است. هنگامي که به طور مثال تلفات در تصادفات جاده اي سالانه به اندازه جمعيت يک شهر کوچک است، طبيعي است که تعداد بيماران رواني هم بيشتر شود چرا که افراد، وابستگان و خانواده خود را از دست مي دهند. بنابراين وضعيت بهداشت رواني با مشکلات اقتصادي و اجتماعي نيز ارتباط تنگاتنگ دارد که ظاهرا به چشم نمي آيد.در همين حال افسردگي در ميان زنان خانه دار نيز از مباحث قديمي است که بارها کارشناسان نسبت به آن هشدار داده اند. ازجمله دکتر انور صمدي راد جامعه شناس که عواملي نظير نبود تامين اجتماعي فراگير، احساس تنهايي، ترک خانه توسط فرزندان، کار بدون دستمزد، فقر اقتصادي، قدرناشناسي نسبت به تلاش زنان خانه دار، خشونت، نداشتن مشارکت اجتماعي، کمبود مراکز تفريحي، بالا بودن هزينه ها براي تفريح و پر کردن اوقات فراغت را از مهم ترين دلايل افسردگي در ميان زنان خانه دار ذکر مي کند. به نوشته آفتاب طبق پژوهش ها زنان خانه دار در مقابل خشونت آسيب پذيرتر هستند و اين خشونت آن ها را براي ابتلا به افسردگي مستعد مي کند.هم چنين به گفته دکتر سيدهادي معتمدنژاد روان پزشک تعداد زيادي از زنان در کشور داراي ۲ شغل يا ۲ جايگاه اند و علاوه بر اين که مادر هستند، شاغل مي باشند و اين خود سبب ايجاد آسيب هاي روحي و جسمي مي شود و اين امر بر فرزندان آن ها نيز تاثير مي گذارد. وي در گفت وگو با ايسنا آورده است که؛ از سويي بسياري از مشاغل بيمه دارند اما زنان خانه دار بيمه نيستند و از پشتوانه مالي بهره اي ندارند و تا زمان توسعه کشور و حل مشکلات نمي توان به رفع افسردگي در آنان اميدوار بود. اغلب زنان افسرده انرژي کافي براي مطالعه، آموزش، يادگيري و حتي ورزش ندارند که اين امر منجر به افت عملکرد آن ها مي شود. (ادامه دارد)

افسردگي از مهم ترين پيامدهاي بيکاري به خصوص در بين جوانان است؛ خطري است که همواره سلامت جمعيت 2 ميليوني جوانان بيکار کشور را تهديد مي‌کند.بيکاري به احتمال زياد فقر،اعتياد، افسردگي، بيماري‌هاي رواني، از هم گسيختگي خانواده و ... را هم در پي دارد. پرويز مظاهري، دبير انجمن روان پزشکان ايران در گفت و گو با فارس مي‌گويد: در اختلالات روان پزشکي عوامل زيستي، رواني و اجتماعي مؤثر است که از بين عوامل اجتماعي بيکاري از مهم ترين عواملي است که مي‌تواند اختلالات رواني به خصوص افسردگي را در بين افراد بيکار شايع کند. وي مي‌افزايد: شغل يک عامل تثبيت رواني افراد است و کسي که شغل داشته باشد، درآمد، موقعيت اجتماعي و مقبوليت جامعه و خانواده را دارد. مظاهري اضافه مي‌کند: نداشتن شغل براي جوانان در برخي موارد موجب سرزنش آنها توسط والدين به خصوص پدر مي‌شود. اين موضوع نيز تنش بين روابط جوانان و پدران را بيشتر مي‌کند. در خانواده‌اي هم که مشکلات اقتصادي وجود دارد اين موضوع بيشتر ديده مي‌شود. نويسنده: عظيمي مروي -خراسان

Bookmark and Share
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۰
انتشار یافته: ۱
بنیامین
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۰:۰۲ - ۱۳۸۹/۰۸/۲۰
0
0
خوب
نظرات بینندگان:
نام:
ایمیل:
* نظر: