کد خبر:۴۳۷۹
تاریخ انتشار: ۲۹ مهر ۱۳۸۹ - ۱۰:۰۵
تعداد بازدید: 2286
print نسخه چاپی
send ارسال به دوستان
saveذخیره
يك كيسه پول براي طلاق مرد 70 ساله
پيرمردي كه از قهر 10 ساله همسرش به ستوه آمده بود سرانجام براي طلاق با كيسه پر از پول به دادگاه رفت.
سوختن زن امريكايي و 4 فرزندش

زن امريكايي و چهار فرزندش در آپارتمان محل سكونت‌شان زنده زنده در آتش سوختند.
به گزارش خبرگزاري آسوشيتدپرس، شامگاه سه‌شنبه به وقت محلي، آپارتمان مسكوني در منطقه هريس برگ در ايالت پنسيلوانيا بر اثر اتصال كابل‌هاي برق ناگهان آتش گرفت.
آتش‌نشانان با اطلاع از حادثه با عجله خود را به آنجا رساندند اما به علت گسترش سريع آتش، مأموران موفق به مهار زودهنگام حريق نشدند و خانه به طور كامل سوخت. در اين حادثه زن امريكايي و چهار كودك خردسالش زنده زنده در آتش سوختند.
 
 
-----------------------------
 

محاكمه زن جنايتكار استراليايي
 
دادگاه فدرال استراليا يك مادر را به اتهام قتل و مثله كردن دو فرزندش به حبس ابد محكوم كرد.

به گزارش ايسنا، سخنگوي سازمان دادگستري استراليا در گفت و گويي با رسانه‌هاي دولتي اين كشور، عنوان كرد: اين زن 35 ساله متهم است دو كودك 4 و 7 ساله‌اش را در حالي كه به شدت از گرسنگي رنج مي‌بردند، ابتدا با طناب خفه كرده و سپس با استفاده از يك ساتور آنان را تكه تكه كرده است.
وي ادامه داد: اجساد مثله شده اين دو كودك درون محفظه‌اي در باغچه خانه‌اي كه اين زن در آن سكونت داشت، توسط ماموران پليس كشف شد. همچنين سه مرد نيز به اتهام همدستي با اين زن توسط پليس دستگير شدند.
بنا بر همين گزارش،  اين زن جوان در جلسه دادگاه اعلام كرده بود كه در زمان وقوع قتلها و مثله كردن دو فرزند خردسالش حالت عادي نداشته است.
با اين حال، بر اساس راي دادگاه فدرال استراليا و نظر پزشكي قانوني اين زن به اتهام قتل و مثله كردن دو فرزندش به حبس ابد محكوم شد.
 
 
-------------------------------------
 

شعري كه با مرگ تمام شد

مادر چيني كه دختر 5 ساله‌اش را به خاطر حفظ نكردن شعر به قتل رسانده بود، به 3 سال زندان محكوم شد.
به گزارش خبرگزاري فرانسه، تان هانكينگ چند ماه قبل دخترش را آنقدر كتك زد تا بچه جان سپرد. دادگاه نيز با توجه به محتويات پرونده، عامل قتل را به سه سال حبس محكوم كرد.

------------------------------------

سوزاندن جاسوس در تانكر اسيد

پليس ايتاليا از كشف بقاياي جسد زني خبر داد كه از سوي مافيا درون تانكر اسيد سوزانده شد.بقاياي جسد «لي گاروفالو» 35 ساله كه سال گذشته مفقود شده بود، ديروز در يك تانكر حاوي اسيد در نزديكي شهر «ميلان» كشف شد. به گفته رئيس پليس ايتاليا چهار تن از جمله نامزد سابق اين زن در اين رابطه دستگير شده‌اند.
قرباني جنايت به عنوان جاسوس پليس عليه مافيا طي سال‌هاي 2007 تا 2009 ميلادي فعاليت مي‌كرد.

------------------------------------
 

اختلاس 85 ميليارد ريالي كارمند بانك
كارمند متخلف بانك كه با سندسازي 85 ميليارد ريال اختلاس كرده بود، در جريان تحقيقات كارآگاهان پليس به همراه 11 همدستش دستگير شد.
به گزارش خبرنگار ما، كارآگاهان پليس آگاهي استان تهران همزمان با دريافت گزارش حراست يكي از بانك‌هاي كرج از اختلاس ميلياردي باخبر شدند. در جريان بررسي‌ها، مشخص شد آرش- يكي از كارمندان- با سندسازي 85 ميليارد ريال از حساب بانك برداشته و اين مبلغ را به حساب‌ جاري‌اش در بانك‌هاي ديگر واريز كرده است.
متهم براي تمامي حساب‌هايش دسته چك گرفته و براي وصول چك‌ها از اعضاي خانواده، دوستان و آشنايانش كمك مي‌گرفت.
پيگيري‌هاي پليس ادامه داشت تا اين كه مأموران باخبر شدند يكي از خواهران متهم با مراجعه به بانك، قصد نقد كردن چند فقره از چك‌ها را دارد. بنابراين مأموران راهي بانك شده و زن جوان را دستگير كردند. او در تحقيقات اظهار داشت: برادرم آرش چهار فقره چك 15 ميليون توماني به من داده بود كه 30 ميليون تومان را نقد كردم اما وقتي قصد نقد كردن دو فقره چك ديگر را داشتم، دستگير شدم.
در شاخه ديگري از تجسس‌ها هم روشن شد «آرش» با ثبت شركت كاغذي، دسته چك گرفته و هشت فقره از چك‌ها را به زن جواني پرداخته است.
سرهنگ عليپور، سرپرست پليس آگاهي استان تهران با اعلام اين خبر گفت: كارآگاهان در ادامه اين زن و پنج تن ديگر از نقدكنندگان چك‌ها را دستگير كردند اما هيچ ردي از متهم اصلي به دست نيامد. سرانجام پس از بررسي‌هاي گسترده، هفته گذشته «آرش» در مخفيگاهش شناسايي و در عملياتي غافلگيرانه به دام افتاد.
وي ادامه داد: با دستگيري 12 متهم اين پرونده، تمامي مبلغ اختلاس شده كشف و به بانك بازگردانده شد.
 
 
-----------------------------------
 
دختر فراري!

شوخي هاي پدرم و عمويم در خانه باعث شد تا از زمان کودکي به پسرعمويم علاقه مند شوم؛ ولي او از من خوشش نمي آمد و قبل از اين که به سربازي برود با دختر همسايه شان ارتباط تلفني داشت.بعد از آن که سجاد از سربازي برگشت در مغازه پدرش مشغول کار شد. او هم چنان از من فاصله مي گرفت اما پدرم و عمويم اصرار داشتند که ما با هم ازدواج کنيم. حتي زن عمويم توصيه مي کرد که به هر شکلي شده خودت را توي دل پسرم جا بده و اين ازدواج بايد براي تحکيم پيوند فاميلي انجام شود.دختر جوان در دايره اجتماعي کلانتري مصلاي مشهد افزود: من بنابر تاکيد بزرگ ترهايم به بهانه مشکلات درسي خودم را به پسر عمويم نزديک کردم و متاسفانه هرچه غرور خودم را بيشتر مي شکستم سجاد فرصت بيشتري براي سوءاستفاده پيدا مي کرد.افسوس که پسرعمويم پس از مدتي مرا طعمه هوس هاي شيطاني خودش قرار داد و ما به طور مخفيانه با هم رابطه برقرار کرديم.سجاد با توجه به مشکلي که برايم به وجود آمد گفت: نگران آينده نباش و قول مردانه مي دهم که با هم ازدواج کنيم اما درست زماني که گفت و گوهايي براي برگزاري مجلس خواستگاري آغاز شده بود رابطه پدرم و عمويم سر ارث و ميراث شکرآب شد و کار آن ها به درگيري و توهين ختم شد.در اين شرايط پسرعمويم اصرار داشت که با من ازدواج کند اما نه تنها خانواده اش با اين امر مخالفت شديد خود را اعلام کردند بلکه پدرم نيز که نمي دانست چه بلايي به سرم آمده است براي آن ها پيغام مي فرستاد که اگر دخترم را توي چاه بيندازم بهتر از اين است که او را به پسر شما بدهم.با اين وضعيت من نگران آينده بودم اما سجاد مي گفت: مدتي صبر کن تا آب ها از آسياب بيفتد و اگر بزرگ ترهايمان راضي نشوند با هم فرار خواهيم کرد و... . با شنيدن اين حرف ها کمي خيالم راحت شد اما تابستان امسال چند روزي به مسافرت رفتيم و زماني که به مشهد بازگشتيم متوجه شديم پسر عمويم به اصرار خانواده اش با دختر يکي از اقوام ازدواج کرده است.من با گريه و زاري به سجاد زنگ زدم و گفتم خيلي نامرد و بي معرفت هستي و حالا چه خاکي بر سرم بريزم. اما او گفت بهتر است همه چيز را فراموش کني.چند ماه از اين ماجرا گذشت و در اين مدت دچار افسردگي شديد شده بودم تا اين که با وساطت ريش سفيدهاي فاميل، پدرم و عمويم آشتي کردند. آن ها به دليل اين که از خجالت يکديگر در بيايند تصميم گرفتند مقدمات ازدواج من و برادر سجاد را فراهم کنند و حتي تاريخ عقد هم براي مان تعيين کردند.واقعا مانده بودم چه کار کنم و نمي توانستم با کسي درددل کنم. ساعت حدود ۵ بعدازظهر بود که کيف دستي ام را برداشتم و از خانه فرار کردم و آواره کوچه و خيابان شدم. اما با تاريک شدن هوا ۲ موتورسوار ولگرد مزاحمم شدند و من از ترس خودم را به پليس معرفي کردم.از پدران و مادران خواهش مي کنم با سرنوشت فرزندان خود بازي نکنند و جوانان هم احساساتي و هيجاني نشوند.
 
------------------------------------
 

يك كيسه پول براي طلاق مرد 70 ساله

پيرمردي كه از قهر 10 ساله همسرش به ستوه آمده بود سرانجام براي طلاق با كيسه پر از پول به دادگاه رفت.
مرد 70 ساله‌ كه كيسه پلاستيكي مشكي در دست داشت خود را به شعبه 268 دادگاه خانواده رساند و پس از گشودن سفره دل پردردش به قاضي «عموزادي» گفت: آقاي قاضي به خدا از اين وضعيت يكنواخت خسته شده‌ام و نمي‌دانم چگونه خودم را آخر عمري نجات دهم. شما را به خدا كمكم كنيد تا شايد آرامش به خانه‌ام برگردد و ...
پيرمرد سپس كيسه‌اي را روي ميز قاضي گذاشت و گفت: اين هم تمام مهريه همسرم. رئيس دادگاه پس از شنيدن گوشه‌اي از درددل‌هاي پيرمرد در حالي كه با تعجب به او نگاه مي‌كرد گفت: پدرجان معناي اين كارتان چيست. لطفاً پول‌ها را از روي ميز جمع كنيد و به طور شفاف بگوييد براي چه به دادگاه آمده‌ايد و تقاضايتان چيست؟! مرد سالخورده با صداي بغض‌آلود گفت: چند ماه قبل دادخواست طلاق به دادگاه داده‌ام كه متأسفانه تاكنون رسيدگي نشده است. مي‌‌خواهم هر چه زودتر تكليفم را روشن كنيد. من از دست همسر لجبازم كه زندگي من و همه خانواده را تلخ كرده خسته شده‌ام. او از 10 سال قبل خانه را ترك كرده و خانه جداگانه‌اي براي خود گرفته و هيچگونه ارتباطي هم با ما ندارد. در حقيقت او در تمام اين مدت با من قهر كرده است. ضمن اين كه فرزندانمان را هم تحريك كرده و آنها و همسرانشان هم به ديدنم نمي‌آيند. به همين خاطر تنها هستم! حالا هم در 70 سالگي از تنهايي و مشكلات خسته شده‌ام.
قاضي: اين پول‌ها را براي چي به دادگاه آورده‌ايد؟
مرد كه توانايي ايستادن در برابر قاضي را نداشت به آرامي روي صندلي نشست و با دست به كيسه پلاستيكي اشاره كرد و گفت: داخل كيسه مهريه همسرم است. مي‌خواهم همين امروز تمامش را پرداخت كنم يا آن را به حساب دادگستري واريز كنم تا حكم طلاق را هر چه زودتر بگيرم. چرا كه تصميم به ازدواج مجدد دارم و نمي‌خواهم آخرين سال‌هاي زندگي‌ام از تنهايي دق كنم. وي درباره زندگي‌اش گفت: «حدود 40 سال قبل به خواستگاري «شمسي» رفتم. بعد هم با مهريه پنج هزارتومان پاي سفره عقد نشستيم و پيوند زناشويي بستيم. سال‌هاي اول زندگي خوبي داشتيم و احساس خوشبختي مي‌كرديم. اما با تولد دخترمان مشكلات‌مان شروع شد. چرا كه همسرم علاقه چنداني به نگهداري از بچه نداشت. در نتيجه برايش پرستار خانگي گرفتيم اما باز هم به بهانه‌هاي مختلف با من درگير مي‌شد. وقتي دختر و پسر ديگرمان هم متولد شدند مشكلات و اختلافات ما بيشتر شد اما به خاطر اين كه خانواده‌‌ام از هم نپاشد، بداخلاقي‌ها و رفتار خشن همسرم را تحمل مي‌كردم. تا اين كه پس از ازدواج دو فرزند بزرگمان نوبت به دختر كوچكمان رسيد. همسرم تصميم داشت او را به عقد يكي از آشنايانش درآورد اما به دليل اين كه خواستگار دخترم را مرد زندگي نمي‌ديدم با ازدواج‌شان مخالفت كردم ولي بالاخره به رغم ميل باطني‌ام و تحت فشارهاي خانواده موافقتم را اعلام كردم. با اين حال 8 ماه بعد متوجه شديم دامادمان فردي خوشگذران و معتاد به مواد مخدر است. بنابراين سعي كردم طلاق دخترم را بگيرم تا بيش از اين بدبخت و گرفتار نشود. اما همسرم كه خود را مقصر مي‌دانست به همين بهانه جنجال به پا كرد و بعد هم به حالت قهر خانه را ترك كرد.پس از مدتي متوجه شدم او خانه‌اي اجاره كرده و با دو فرزند ديگرمان همان جا زندگي مي‌كند. اكنون 10 سال از آن روزها گذشته و تمام تلاش‌هايم براي حل مشكلات و بازگشت همسرم به خانه بي نتيجه مانده است. بنابراين 30 ميليون تومان پول با خودم به دادگاه آورده‌ام تا مهريه همسرم را به «نرخ روز» محاسبه و پرداخت كنم. حتي حاضرم نيمي از خانه‌ام را به او ببخشم به شرط اين كه دادگاه هر چه زودتر حكم طلاق‌مان را صادر كند.قاضي دادگاه پس از شنيدن اظهارات پيرمرد براي همسر او احضاريه‌اي فرستاد تا پس از رفع ابهام‌ها در اين باره تصميم بگيرد.


----------------------------------

كارگر بيهوش نمي‌دانست زنده مي‌ماند

 كارگر جوان كه به دليل خرابي دستگاه بالابر برقي به اعماق كانال سقوط كرده بود با تلاش امدادگران آتش‌نشاني از مرگ نجات يافت. به گزارش خبرنگار ما، بعدازظهر سه‌شنبه امدادگران آتش‌نشاني از سقوط كارگر جواني به كانال 10 متري در بزرگراه محلاتي باخبر شدند. آنها سپس با استفاده از تجهيزات نجات و ايمن‌سازي محل، مرد مصدوم بيهوش را بيرون كشيدند. مصدوم بلافاصله توسط امدادگران اورژانس به بيمارستان انتقال يافت. تحقيق درباره اين حادثه ادامه دارد.

 
-----------------------------------------
 

زن جوان قرباني سقط جنين

 متخصص زنان و يك جراح عمومي در مرگ غم‌انگيز زن باردار مقصر شناخته شدند.

چندي قبل زن جواني به نام «اعظم» در پي اطلاع از نخستين بارداري‌اش به پزشك متخصص زنان و زايمان يكي از درمانگاه‌هاي جنوب شرق تهران مراجعه كرد و پس از آزمايش‌ها و سونوگرافي دريافت دچار حاملگي خارج از رحم شده است.
بنابراين زن 26 ساله با توصيه پزشك متخصص زنان در سلامتي كامل به كلينيك جراحي رفت تا تحت عمل جراحي سقط جنين قرار گيرد اما ساعتي بعد به همسرش اطلاع داده شد وي دچار خونريزي شديد شده است. زن نيمه جان بلافاصله به يك بيمارستان تخصصي منتقل شد اما دو روز بعد جان سپرد.
با شكايت همسر و پدر و مادر «اعظم»، داديار دادسراي ويژه جرايم پزشكي دستور داد تا پرونده باليني بيمار در اختيار كميسيون پزشكي قانوني قرار گيرد تا علت مرگ و ميزان قصور متخلفين مشخص شود.
سرانجام اعضاي كميسيون 7 نفره پس از بررسي‌هاي تكميلي اعلام كردند پزشك متخصص زنان پس از عمل سقط جنين به دليل تخليه نشدن كامل نسج ناچار به ايجاد حفره شكمي و عمل لاپاراسكوپي شده است اما در اين عمل، وسيله جراحي وارد عروق بزرگ و در نتيجه پارگي شده است. به طوري كه در ادامه عمل يك جراح عمومي نيز سعي كرده تا شريان را ترميم و خونريزي را كنترل كند اما بيمار در پي افت شديد فشارخون بلافاصله با آمبولانس به بيمارستاني تخصصي منتقل شد. با اين حال نيمه‌هاي شب علائم حياتي زن جوان در پي خونريزي شديد شكمي، دچار اختلال شد كه بلافاصله يك جراح عروق پس از باز كردن چند بخيه، مسير تخليه خونريزي را باز كرد تا مقدار فراواني از خونابه خارج شود اما بيمار در پي از كار افتادن كليه‌ها به كما رفت و سپس راهي بيمارستان ديگري شد تا اين كه به دليل مرگ مغزي فوت كرد. بدين ترتيب داديار شعبه اول دادسرا دستور احضار و بازجويي از پزشك متخصص زنان و جراح عمومي را صادر كرد. خانم دكتر در دفاع از خود گفت: روز حادثه با وجود بيماري قلبي‌ام 2 بار به زن جوان خون دادم و هزينه‌هاي پزشكي، اورژانس و جراحي عروق را نيز خودم پرداختم. از سوي ديگر به رغم اينكه همسرم در مأموريت بود و فرزندانم تنها بودند شبانه‌روز كنار بيمار ماندم تا او را از مرگ نجات دهم اما متأسفانه كم دقتي جراح عروق وضعيت بيمار را تشديد كرد. بنابراين خود را بي‌گناه مي‌دانم و تقاضاي حكم برائت دارم. جراح عمومي 80 ساله نيز در اين باره گفت: «بيمار دچار عارضه پارگي آئورت شده بود كه اين يعني مرگ. او در مراحل آخر حيات بود و كلينيك هم خون نداشت. جراحان حاضر همه ترسيده بودند و با تجربه پيوند 35 عضو قطع شده و دو مورد پيوند آئورت، داوطلب شدم تا خونريزي را مهار كنم اما پس از انتقال بيمار به يك بيمارستان تخصصي به او چندين واحد خون تزريق شد كه مرگ او را به دنبال داشت. ضمن اين كه فقط به خاطر احساس وظيفه و بدون دريافت دستمزد در اين ماجرا مداخله كردم و به هيچ عنوان مقصر نيستم. با اين وجود داديار پرونده با اشاره به نظريه كميسيون پزشكي كه پزشك زنان را 85 و جراح عمومي را 10 درصد مقصر شناخته بود، هر دو را مجرم معرفي كرد و پرونده را به دادگاه فرستاد. قاضي شعبه 1043 دادگاه عمومي تهران نيز پزشك زنان، جراح عمومي و پرستار مسئول بخش مراقبت‌هاي ويژه را به ترتيب به پرداخت 85، 10 و 5 درصد ديه يك زن براساس نرخ ديه در ماه حرام محكوم كرد. اين حكم با اعتراض شديد متهمان به شعبه 39 دادگاه تجديدنظر استان تهران ارسال شد اما مورد تأييد قرار گرفت.

----------------------------
 
 
حبس ابد براي افسر كانادایی به اتهام قتل و تعرض به5 زن
 
دادگاه عالي كانادا، يك افسر نيروي هوايي ارتش اين كشور را به اتهام قتل و تعرض به 5 زن به حبس ابد محکوم کرد. «راسل ويليامز» كه يك خلبان نيروي هوايي ارتش كانادا و 47 ساله است، دوشنبه گذشته توسط قاضي دادگاه عالي اين كشور به اتهام قتل، تعرض، سرقت از قربانيان و تهيه تصاوير و فيلم‌هاي مستهجن از خود و قربانيانش به حبس ابد محكوم شد. وي همچنين تا 25 سال ديگر حق درخواست دادگاه تجديد نظر را ندارد. اين مرد 47 ساله متهم است با وارد شدن به اتاق خواب دختران جوان، ضمن آزار و اذيت آنان، از اين صحنه‌ها تصوير تهيه كرده است. همچنين لباس‌هاي آنان را به سرقت مي‌برده است، به طوري كه بازرسان در جست‌وجو از خانه اين مرد لباس‌هاي قربانيان را در حالي كه درون كشوها و چمدان‌هايي مخفي شده بود، يافتند. در گزارش دادگاه عالي اين كشور همچنين آمده است كه اين مرد 47 ساله متهم است در فوريه سال جاري «جسيكا لويد» 27 ساله را به قتل رسانده و جسد وي را در اطراف محل قتل پنهان كرده است. همچنين جسد «ماري كوميو» 38 ساله هم كه اواخر نوامبر سال گذشته به قتل رسيده بود، در جنگل‌هاي اطراف محل سكونت اين زن كشف و مشخص شد كه اين مرد او را به قتل رسانده است. 2 قرباني پس از تجاوز خفه شده بودند. يك زن 21 ساله نيز در جلسه دادگاهي يادآور شد كه اين مرد با وارد شدن به منزل وي، دست و پا و چشمانش را بسته و به وي تعرض كرده و از او فيلمبرداري كرده است. همچنين اكثر قربانيان اين مرد 47 ساله از ميان زنان و دختران نوجوان و 20 ساله بوده‌اند. به نقل از خبرگزاري رويترز، «راسل ويليامز» 47 ساله كه به مدت 23 سال در خدمت نيروي هوايي ارتش كانادا بوده است، توسط روانپزشكان دادگاه عالي اين كشور هم مورد آزمايش قرار گرفت و مشخص شد وي در كمال صحت و سلامت اين كارها را انجام داده است.
 
 
----------------------------------

مژدگانی دردسر ساز سگ گمشده
 
 مژدگانی میلیونی برای پیدا شدن یک سگ گرانقیمت دردسر ساز شد.پسر جوان SMSهای تهدیدآمیز به زن جوان فرستاد تا مژدگانی‌اش را
تحویل بگیرد.
 

15 شهریورماه سال‌جاری یک زن جوان به نام «دنیا» همراه دوستانش به رستورانی در حوالی نیاوران رفت. در حالی‌که سگ کوچکش به نام «جسی» نیز همراه آنان بود، «دنیا» ساعتی بعد متوجه گم شدن سگ کوچکش شد و موضوع را به مدیر رستوران اطلاع داد.
 
وی که از گم شدن سگ گرانقیمتش سراسیمه شده بود به همراه دوستانش و کارگر رستوران به جست‌وجوی سگ پرداختند اما اثری از وی نیافتند. زن جوان برای پیدا کردن سگش با چاپ یک آگهی مژدگانی، آن را در محله‌شان و اطراف رستوران توزیع کرد و گفت چنانچه هر کس سگش را پیدا کند 4 میلیون تومان به‌عنوان مژدگانی می‌پردازد. چاپ این آگهی دردسر ساز شد، چون 3 روز بعد پسر جوانی به نام رسول، سگ گم شده را پیدا کرد و به صاحبش تحویل داد اما خبری از مژدگانی میلیونی نبود و ...
 

هدیه دوست
 

زن جوان، 27 شهریور ماه سال‌جاری در شعبه سوم دادیاری دادسرای شمیرانات حاضر شد و به طرح شکایت از یک پسر مزاحم پرداخت.
 
وی به دادیار عبدی گفت: 2 سال پیش یکی از دوستانم از آمریکا به ایران آمد و مدتی میهمان خانه من بود. وی هنگام رفتن به‌عنوان هدیه برایم یک سگ میلیونی خرید. برایش شناسنامه گرفتم و نامش را جسی گذاشتم. این زن ادامه داد: وقتی همراه دوستانم به رستوران رفته بودم پس از شام متوجه گم‌شدن جسی شدم. این سگ همیشه و همه جا همراهم بود. وقتی این اتفاق افتاد، به‌هم ریختم. این سگ بسیار گرانقیمت است.
 
وی ادامه داد: برای پیدا کردن سگم دست به دامان آگهی شدم تا اینکه 3 روز بعد پسر جوانی با من تماس گرفت و مدعی شد که سگم را پیدا کرده است. این بهترین خبری بود که شنیده بودم. با جوان تماس‌گیرنده قرار گذاشتم و سگم را تحویل گرفتم. می‌خواستم مژدگانی را بدهم که وی با بی‌ادبی گفت باید تسلیم نیت شوم او شوم. به او ناسزا گفتم و به خانه برگشتم. چون این پسر در رستوران میز کناری ما نشسته بود به عمد سگم را دزدید تا نقشه شیطانی خود را علیه من اجرا کند. این پسر جوان بارها برایم sms تهدیدآمیز فرستاد که چون سگم را پیدا کرده باید هر چه می‌گوید انجام دهم. چند روز پیش، خود را جلوی در خانه‌ام رساند و با سنگ شیشه‌های پنجره‌ام را شکست. من هم ناچار شدم برای رهایی از مزاحمت‌های این جوان از وی شکایت کنم.
 
پس از طرح شکایت این زن، دادیار دستور احضار پسر مزاحم را به دادسرا صادر کرد. این پسر وقتی به اتهام تخریب، تهدید و مزاحمت در برابر دادیار عبدی ایستاد گفت: من با دیدن آگهی و پیدا کردن سگ این زن در محل قرار حاضر شدم اما خبری از مژدگانی نشد. من هیچ خواسته شومی از زن جوان نداشتم فقط پول مژدگانی را می‌خواستم. اما این زن حاضر نمی‌شد پول مژدگانی را بپردازد چون سگش پیدا شده بود و دلیلی برای پرداخت پول نمی‌دید. چند بار خواستم سگش را بدزدم و پولم را بگیرم اما نشد. آن شب هم عصبی شدم و با سنگ شیشه‌ خانه وی را شکستم اما به پول نرسیدم. من فقط هدفم گرفتن پول بود و هیچ نیت شومی نداشتم. پس از اظهارات این پسر جوان دادیار پرونده دستور تحقیقات بیشتر از زن و مرد را صادر کرد تا زوایای پنهان پرونده آشکار شود.
Bookmark and Share
نظرات بینندگان:
نام:
ایمیل:
* نظر: