کد خبر:۴۳۵۹
تاریخ انتشار: ۲۲ مهر ۱۳۸۹ - ۰۹:۳۰
تعداد بازدید: 3577
print نسخه چاپی
send ارسال به دوستان
saveذخیره
جنايت در دفتر خانم وکیل
مسافر باكو در اتاق خانم وكيل به سمت همسرش حمله كرد و سناريوي يك جنايت انتقامجويانه را رقم زد.

مسافر باکو برای کشتن به تهران آمده بود ؛ جنايت در دفتر خانم وکیل 

مسافر باكو در اتاق خانم وكيل به سمت همسرش حمله كرد و سناريوي يك جنايت انتقامجويانه را رقم زد. عامل اين جنايت كه در برابر ديدگان 3 زن وكيل دست به قتل همسرش زد بزودي در برابر قضات دادگاه كيفري از خود دفاع مي‌كند. عصر سوم مردادماه سال 88 يك زن وكيل با پليس تماس گرفت و با صداي لرزان و وحشت‌زده خبر از
جنايت در دفتر وكالتش داد. وقتي تيم تجسس پا در دفتر 3 وكيل زن واقع در
خيابان دانشگاه گذاشت صداي گريه‌هاي زنان را شنيد. در سالن انتظار مرد سالخورده‌يي ديده مي‌شد كه ظاهري آشفته داشت. وقتي كارآگاهان وارد دفتر كار مسوول اصلي اين دفتر شدند، روي صندلي روبروي ميز كار زن وكيل، پيكر خون‌آلود و بي‌جان زن 22 ساله‌اي به نام «زهرا بهزادپور» را ديدند. مرد خشمگين كه دستان و پيراهن خون‌آلودي داشت در همان اتاق خونسرد نشسته بود و ماموران با ادعاي وكيل گريان، وي را بازداشت كردند. در بررسي از قتلگاه زن جوان مشخص شد
31 ساله قرباني به نام محمد، وقتي قرار بود در دفتر وكالت توافق به طلاق كنند دست به انتقام كور زده است.

پدر زهرا كه شاهد قتل دخترش بود در بازجويي‌ها گفت: مدت‌ها بود كه متوجه اختلاف دخترم با محمد شده بودم تا جايي كه دامادم به باكو سفر كرد و نوه‌ام را نيز با خودش برد. روز حادثه قرار بود براي هميشه از هم جدا شوند و به اختلاف‌هايشان پايان دهند. وقتي من وارد دفتر وكالت شدم با دامادم مشاجره لفظي كرديم. وي روي من تينر پاشيد و قصد داشت آتش‌افروزي كند كه نتوانست. سپس با چاقو به دخترم حمله كرد. خانم وكيل نيز در تحقيقات گفت: من تازه به دفتر رسيده بودم كه صداي داد و فرياد شنيدم، بعد در اتاقم باز شد و زهرا با ترس زياد داخل آمد و روي صندلي روبرويم نشست با ديدن شوهرش كه با چاقو وارد اتاقم شد، باور نمي‌كردم وي دست به جنايت بزند. مرد خيلي عصباني بود و با چاقو به جان زهرا‌ افتاد.
منشي دفتر وكالت 3 خانم وكيل نيز به تيم تحقيق گفت: «زهرا و محمد روحيه خوبي براي طلاق توافقي داشتند، آنها پيش از آمدن خانم وكيل به دفتر آمدند، دقايقي گفتند و خنديدند، اصلا ناراحتي‌اي بين آنها نبود تا اينكه پدر زهرا آمد و بين او و دامادش درگيري به وجود آمد».
منشي افزود: «وقتي محمد به سمت زهرا حمله كرد اين زن از ترس به اتاق خانم وكيل دويد، هيچ كاري نتوانستيم انجام دهيم، مرد با چاقو به اتاق رفت و همسرش را به قتل رساند، بعد آرام روي صندلي نشست و خواست پليس را خبر كنيم».
انتقام خونين مسافر باكو
محمد، كه سعي داشت راز جنايت را افشا نكند با رفتارهاي روانكاوانه تيم تحقيق پرده از جزييات سرنوشت خود برداشت.
اين مرد گفت: «زهرا دوست خواهرم بود. 8سال پيش با وي آشنا شدم و سر سفره عقد نشستيم، همسرم را دوست داشتم و زندگي خوبي داشتيم، با به دنيا آوردن پسرم كه 4 ساله است احساس كردم خوشبخت‌ترين مرد روي زمين هستم اما ناگهان رفتارهاي زهرا عوض شد. همسرم كارهايي مي‌كرد كه من را نسبت به خود بدبين كرده بود، خيلي سعي داشتم تا از اين فضا خارج شويم اما زهرا، دل به زندگي نمي‌داد تا جايي كه بارها در دادسراها پرونده اختلاف تشكيل داديم».
وي افزود: «يك سال پيش دست بچه‌ام را گرفته و به باكو رفتم، دخالت‌ها در زندگي‌ام زياد شده بود. در باكو مشغول كار شدم و دل به دختري باكويي دادم، چون زهرا اصرار به طلاق داشت تصميم گرفتم با آن دختر ازدواج كرده و با سفر به تهران زهرا را طلاق بدهم. چهار روز پيش از باكو به تهران آمدم و قرار گذاشتيم در دفتر وكالت يك خانم وكيل به طلاق توافق كنيم كه با آمدن به اينجا متوجه دخالت‌هاي پدرزنم شدم. اين مرد عصباني‌ام كرد و من چاقويي كه به همراه داشتم را برداشته و به زهرا حمله كردم، تصميم به قتل، ناگهاني بود».
در حالي كه مسافر باكو سعي داشت ادعا كند انگيزه‌اي براي قتل زهرا نداشته و تصميم آني بوده است، تحقيقات قضايي و پليسي نشان داد وي در زمان رفتن به دفتر وكالت، ساكي در دست داشت كه 3 بطري پر از تينر، مايع اشتعالزا و چاقو داخل آن جاسازي شده بود كه حكايت از اين داشت. مرد خشمگين پيش از اين نقشه قتل را طراحي كرده و به مرحله اجرا گذاشته است. اين مرد در بازجويي‌هاي بعدي اقرار كرد كه براي انتقامجويي از همسرش وي را قرباني جنايت كرده است. پرونده اين انتقامجويي كور براي رسيدگي و صدور حكم به شعبه71 دادگاه كيفري فرستاده شد و متهم بزودي پاي ميز محاكمه مي‌رود. اين در حالي است كه خانواده قرباني خواستار اعدام اين مرد انتقامجو شده‌‌اند.  منبع:قدس
 
 
------------------------------------------
 
 
 4 سال زندگی مشترک بدون هدیه
 
زن جوانی در دادگاه خانواده گفت: تا به حال شوهرم یک کلام عاشقانه به من نگفته و حتی یک بار هدیه‌ای به من نداده است، من می‌خواهم از او جدا شوم. این زن در حضور قاضی شعبه 254 دادگاه خانواده تهران گفت: «شوهرم اصلاً با من تفاهم ندارد، او بسیار خشن بوده و از احساسات بویی نبرده است». وی ادامه داد: «من کنار شوهرم به دلیل رفتارهای سرد و خشونت آمیزش، افسرده و پیر می‌شوم به همین دلیل می‌خواهم از او جدا شده و به راحتی و با آرامش زندگی کنم». زن با بیان اینکه 4 سال از زندگی مشترکمان می‌گذرد، افزود: «می‌خواهم از او دور شده تا او هم به زندگی خود رسیده و کنار کسی که با او تفاهم دارد زندگی کند و خوشبخت شود». وی بیان کرد: «من حاضرم به خاطر اینکه شوهرم سریع با طلاق راضی شود مهریه 114 سکه‌ای‌ام را ببخشم و از او دور شوم».زن ادامه داد: «شوهرم وقتی من برایش هدیه یا گل می‌خرم بی‌اعتنایی می‌کند و با داد و فریاد می‌گوید «مگر من نگفتم از این کارها بدم می‌آید».وی اضافه کرد: من هیچ‌گاه از شوهرم کلام عاشقانه نشنیده یا هدیه‌ای نگرفته‌ام؛ من بسیار حساس و احساسی هستم و نمی‌توانم در کنار شوهر سنگدلم زندگی کنم. زن گفت: من نمی‌دانم در این 4 سال چگونه توانسته‌ام در کنارش بمانم، شاید سرگرم شدنم با کودکم مرا صبور کرده بود. وی با بیان اینکه یک فرزند یک ساله دارم، افزود: می‌خواهم از شوهرم جدا شوم و او باید این موضوع را منطقی قبول کند. قاضی این شعبه، با توجه به اظهارات زن و عدم حضور مرد حکمی صادر نکرد و رسیدگی به پرونده را به آینده موکول کرد.
 
----------------------------------------
 
مرد بي غيرت

او با ۲ دختر فراري به خانه آمد و در حالي که از دهانش بوي گند مشروب به مشام مي رسيد به چشمانم نگاهي کرد و گفت: يک لقمه زهرمار بياور بخوريم که خيلي گرسنه هستيم.شوهرم همراه آن ۲ دختر جوان به داخل اتاق رفتند و من از شدت ناراحتي قلبم گرفت. چند دقيقه بعد مسعود با الفاظي رکيک و بسيار زشت مرا صدا زد و گفت: مگر نگفتم غذا درست کن و سفره را زودتر پهن کن! تو مگر نمي فهمي ميهمان داريم؟زن جوان در دايره اجتماعي کلانتري امام رضا(ع) مشهد افزود: مانده بودم چه خاکي بر سرم بريزم. با عصبانيت به داخل اتاق رفتم و گفتم: اي مرد بي غيرت، از چشمان معصوم ۲ بچه ات خجالت بکش و دست از اين کارهاي کثيف بردار! در اين لحظه شوهرم که حال طبيعي نداشت به طرفم حمله کرد و با کمربند کتکم زد. او آن قدر بي رحمانه مرا کتک زد که ۲ دختر فراري هم شاکي شدند و با عجله از خانه بيرون رفتند.متاسفانه مسعود که آدم گرگ صفتي است و فکر مي کرد شکارش را از دست او پرانده ام، مرا تا صبح توي حمام زنداني کرد و خودش هم از خانه خارج شد.چند روز از اين ماجرا گذشت و ناگهان سر و کله  شوهرم پيدا شد. او پسر جواني را نيز همراه خود به خانه آورده بود و مي گفت آقاهوشنگ پسر دوست قديمي اش است.مسعود پس از خوردن يک ليوان چاي به بهانه اي از خانه بيرون رفت و من متوجه نگاه هاي شيطاني پسر غريبه شدم. او که قصد سوءاستفاده داشت به طرفم آمد، اما با سر و صدا از همسايه کمک خواستم. پسر جوان نيز که احساس خطر مي کرد پا به فرار گذاشت.آن شب مسعود خيلي دير به خانه آمد، ولي زماني که مي خواستم از او گلايه کنم خيلي خونسرد گفت: من خيلي حق تو را ضايع کرده ام و مي خواهم گذشته را جبران کنم به همين دليل هوشنگ را به خانه آوردم تا با هم دوست شويد. او جوان خام و پولداري است و اگر کمي همکاري کني مي توانيم پول خوبي تيغ بزنيم.با شنيدن اين حرف ها ديگر نتوانستم طاقت بياورم. ناخودآگاه بلند شدم و چنان ضربه اي به سر مسعود زدم که بيهوش شد و خودم نيز از ترس بچه هايم را به خانه مادر پيرم بردم و فرار کردم. من از تهران به مشهد آمدم و چون جايي نداشتم بروم تصميم گرفتم خودم را به پليس معرفي کنم.زن جوان با چشماني اشک بار گفت: من ۷ سال قبل داخل ايستگاه اتوبوس با مسعود آشنا شدم و ازدواج ما با وجود مخالفت شديد خانواده ام بر پايه يک ارتباط خياباني شکل گرفت، اما حالا مي فهمم کسي که چشمانش داخل کوچه و خيابان بچرخد شايسته اعتماد، رفاقت و زندگي مشترک نيست. اعتراف مي کنم که حماقت کرده ام، اما پشيماني چه سود دارد؟خراسان
  
  ----------------------------------------
 
 
سبقت از دزدان شیشه ای 

 مرد جوان وقتی از سوی 2 زورگیر شکار شد، با خودرویی تندرو از آنان سبقت گرفت و پلیس را در جریان زورگیری قرار داد تا اینکه مردان خطرناک لحظاتی بعد شکار شدند.

ساعت 12:45 روز 6 مهرماه سال‌جاري راننده یک خودروي زانتيا با ديدن ماموران گشت كلانتري 152خاني‌آباد با حالتي سراسيمه نزد آنها دويد و ادعا كرد كه 2 سارق زورگير كه با تهديد چاقو و قمه اقدام به سرقت 900 هزار تومان وي كرده‌اند، تا چند لحظه ديگر با يك پرايد سفيدرنگ، از اين خيابان عبور خواهند كرد. ماموران پس از اطلاع‌ از ماجراي زورگيري و ديدن خودرو پرايد سفيد كه 2 سرنشين جوان داشت با مسدود كردن مسير خيابان دستور ايست دادند كه آنان با بي‌اعتنايي به ماموران باوجود يكطرفه بودن، با دور زدن در خيابان و در مسير خلاف حركت ديگر خودروها، با سرعت بسيار زيادي اقدام به فرار كردند.
ماموران با مشاهده صحنه فرار 2 جوان زورگير به تعقيب آنها پرداخته و در حالي كه متهمان تحت تعقيب بارها با خودروهاي ديگر تصادف كرده بودند توانستند پس از تصادف شديد با يك پيكان وقتي آنان سعي داشتند با پاي پياده متواري شوند 2 زورگير را با 2 چاقو و 930 هزار تومان پول دستگير كنند. با تشكيل پرونده مقدماتي و به دستور شعبه ششم دادسراي ناحيه 27 تهران، 2 زورگير در اختيار ماموران پايگاه 5 پليس آگاهي قرار گرفتند.
كارآگاهان در نخستين اقدام به تحقيق از راننده زانتيا پرداختند كه وي گفت: «در خيابان عبدل‌آباد، با خودرويم در حال تردد بودم كه ناگهان سرنشينان يك پرايد سفيدرنگ پس از سبقت گرفتن و ترمز كردن در مسير حركت خودرو، مرا مجبور كردند توقف كنم؛ ناگهان 2 مرد در حالي كه قمه و چاقو در دست داشتند با صداي بلند و با ايجاد رعب و وحشت در خيابان به من نزديك شدند و با تهديد چاقو پول‌هايم را سرقت و با سوار شدن به پرايد باسرعت فرار كردند.»
وي افزود: پس از فرار زورگيران بلافاصله با خودرو به تعقيب آنها پرداختم؛ در يك لحظه توانستم سبقت گرفته و از آنها جلو بيفتم كه ناگهان چشمم به خودروی گشت پليس افتاد؛ به سرعت به سمت آنها رفته و موضوع را با آنها در ميان گذاشتم و آنها نيز با مشاهده خودروي پرايد بلافاصله اقدام به بستن مسير خيابان كردند تا مانع از فرار 2 زورگير شوند.
2 زورگير به نام‌هاي مجتبي 21 ساله و سليمان 22 ساله كه پس از دستگيري و با توجه به دلايل و مدارك قطعي چاره‌اي جز اعتراف نداشتند، به كارآگاهان گفتند كه در روز سرقت هر 2 شيشه مصرف كرده بودند و به همين علت در شرايط روحي و رواني مناسبي قرار نداشتند.
كارآگاهان با شناسايي پاتوق‌هاي 2جوان زورگير در منطقه عبدل‌آباد و در تحقيقات ميداني پي بردند آنان بارها براي ساكنان منطقه ايجاد مزاحمت كرده و با اقداماتشان موجب ترس و وحشت اهالي محل شده‌اند.
در تحقيقات مشخص شد كه چندي پيش اين 2 جوان با مراجعه به در خانه يكي از اهالي منطقه عبدل‌آباد، اين مرد را با ضربات چاقو و قمه مجروح كرده‌اند كه وي به طرز معجزه‌آسايي از مرگ نجات يافته است.
اين جوان به كارآگاهان گفت: «ساعت 7 روز 6 مهرماه در خانه بودم كه زنگ خانه‌مان را زدند و پسري خودش را مجتبي معرفي كرد و از من خواست تا به در خانه بروم. با هم به سمت سر كوچه مي‌رفتيم كه ناگهان مجتبي در حالي كه در پشت سر من بود، بدون اينكه چيزي به من بگويد با چاقويي كه در دست داشت شروع به زدن ضربات چاقو به من كرد و مرا با ضربات چاقو از ناحيه سر، دست چپ و راست مجروح كرد و دايما فرياد مي‌زد: «مي‌خواهم تو را بكشم»؛ پس از آن، به سمت خودروي پرايد سفيدرنگي كه راننده آن «سليمان» بود رفت و پس از سوار شدن به همراه سليمان، با سرعت بسيار زيادي از محل متواري شد و من نيز با كمك همسايگان و بچه‌هاي محل كه تازه متوجه موضوع شده بودند به بيمارستان منتقل شدم.»
بنا به گزارش «قدس» با توجه به رفتارهاي خطرناك اين 2 جوان شرور داديار سليماني‌فرد با تقاضاي انتشار تصاوير‌شان از كساني‌كه در دام آنان افتاده‌اند خواست بدون ترس با شماره 51055465 تماس گرفته و به طرح شكايت بپردازند.  
 
 
--------------------------------------------
 
حكم قصاص قاتل سنگدل

ديوان عالي كشور حكم قصاص مردي كه بعد از كشتن مردي ديگر او را مثله كرده و در نقاط مختلف شهر انداخته بود ، تأييد كرد.
به گزارش فارس، 7 تير سال 87، زني با مراجعه به دادسراي جنايي تهران ، مدعي شد كه همسرش از چند روز قبل ناپديد شده است و خبري از او نيست.
تحقيقات در اين زمينه آغاز شد و عصر روز 11 تير، مأموران مركز فوريت‌هاي پليسي 110 تهران بزرگ از كشف دو بسته حاوي اعضاي بدن با خبر شدند.
در بدو تحقيقات اين موضوع مشخص نبود كه دو پاي كشف شده متعلق به يك مرد يا 2 مرد است اما مشخص بود اين اعضا بيش از حدود 2 هفته پيش قطع شده است.
تحقيقات براي كشف اندام ديگر در سطح شهر و همچنين انطباق اين اعضا با ديگر اعضاي كشف شده در سطح شهر آغاز شد تا اينكه مشخص شد اعضاي يك خانواده مدعي هستند پدر 56 ساله‌شان مفقود شده است.
بعد از صدور قرار مجرميت متهم در دادسراي جنايي تهران،‌ پرونده براي رسيدگي به شعبه 74 دادگاه كيفري استان تهران ارجاع شد كه در تاريخ 28 دي سال گذشته به رياست قاضي حسن تردست به آن رسيدگي شد.
متهم به ارتكاب قتل با انگيزه اختلاف مالي اعتراف كرد و قضات دادگاه نيز بعد از مشورت، حكم به قصاص متهم دادند.
پرونده به ديوان عالي كشور ارسال شد و قضات شعبه 27 ديوان نيز بعد از بررسي پرونده و مشورت، حكم دادگاه بدوي مبني بر قصاص متهم را تأييد كردند.
   
  ------------------------------------------
 
پرونده قاتل مرده در دادگاه 
قبل از برگزاري جلسه رسيدگي به پرونده قتل، مشخص شد قاتل مدتي پيش در زندان به كام مرگ فرورفته است. يكي از روزهاي سال 84، يك مرد كه به اتهام سرقت خودرو در زندان رجايي‌شهر كرج بود، به يك زندانبان مراجعه كرد و مدعي شد 6 سال پيش مرتكب قتل شده است. اين مرد در تشريح حادثه گفت: سال 78 در كرمانشاه، با زن و مردي آشنا شدم و مدتي بعد از آن تصميم گرفتم با آن زن، رابطه برقرار كنم. چند ماه بعد از آشنايي، آنها تصميم گرفتند براي سكونت به كرج بيايند كه من هم با آنها همراه شدم. وي ادامه داد: بعد از اينكه به كرج آمديم، تقريبا رابطه بين من و همسر محمد آغاز شده بود و تصميم گرفته بوديم با هم فرار كنيم. يك شب كه در خانه آنها خواب بودم، متوجه شدم كه محمد براي تهيه ترياك سراغ كيف من رفته است. از اين فرصت استفاده كردم و با كمك مريم، او را به قتل رساندم. متهم گفت: بعد از قتل، جسدش را داخل باغچه خانه دفن كردم و با جعل شناسنامه محمد، از طرف او يك وكالت‌نامه به همسرش دادم تا طلاق غيابي بگيرد. مدتي بعد از آن، با هم ازدواج كرديم. سعيد در ادامه اظهاراتش گفت: حدود دو ماه بعد جسد را از باغچه خارج كرديم و به بيابان‌هاي اطراف فرديس برديم؛ بعد از سوزاندن جسد، ‌آن را دفن كرديم. پرونده براي رسيدگي به دادگاه كيفري استان تهران و شعبه 74 ارسال شده و قرار بود صبح ديروز جلسه دادگاه به رياست قاضي حسن تردست برگزار شود اما عدم حضور متهم جلسه دادگاه را مختومه كرد. با پيگيري قاضي تردست و استعلام از زندان، مشخص شد متهم مدتي پيش در زندان فوت كرده است و با توجه به اين موضوع پرونده قتل براي هميشه مختومه شد. 
 
 
-----------------------------------------
 

سرويس مدرسه

هر روز که مي گذشت بيشتر شيفته و فريفته هاشم مي شدم و در تاريکي و سکوت شب برايش گريه مي کردم. زن جوان در دايره اجتماعي کلانتري شهيد فياض بخش مشهد افزود: هاشم ۲۸ سال سن داشت و راننده سرويسي بود که هر روز مرا به مدرسه مي رساند. پس از گذشت چند هفته متوجه نگاه هاي معني دارش شدم و او با يک مشت حرف احساسي مرا که آن موقع دختري ۱۳ ساله بودم فريب داد.ما گاهي اوقات، حدود نيم ساعت با هم دور مي زديم و رابطه عاطفي مان کم کم رنگ و بوي ديگري به خودش گرفت تا جايي که به سوءاستفاده ختم شد.اگرچه او به قول خودش عمل کرد و به خواستگاري ام آمد ولي پدر و مادرم راضي به اين ازدواج نبودند.در آن شرايط من و هاشم با هم فرار کرديم و او مرا به خانه پدربزرگش در روستا برد و چندين بار ديگر نيز از من سوءاستفاده کرد.با توجه به مشکلي که برايم به وجود آمده بود خانواده ام ناچار شدند به خواستگاري هاشم جواب مثبت بدهند و ما بالاخره با هم ازدواج کرديم.زن جوان افزود: الان که داستان زندگي ام را براي تان تعريف مي کنم ۷ سال از آن موقع مي گذرد و من که مادر ۲ فرزند هستم به اتهام سرقت دستگير شده ام.راستش را بخواهيد بعد از ازدواج متوجه شدم شوهرم اهل کفتربازي است و به مواد مخدر اعتياد دارد. او هر شب دوستانش را روي پشت بام خانه دور خودش جمع مي کرد و بساط ترياک را براي آنان جور مي کرد.از ۳ سال قبل هاشم به مصرف شيشه و کريستال روي آورد و با اين بهانه که اگر من نيز از شيشه استفاده کنم هر ۲ نيروي فوق العاده اي پيدا مي کنيم و اختلافاتي که از روابط ضعيف زناشويي داريم حل خواهد شد، مرا به دام انداخت.متاسفانه تا چشم باز کردم ديدم عضو ثابت مجالس شب نشيني شوهرم و دوستان بي سر و پايش شدم.شرم دارم که بگويم براي تامين هزينه هاي مواد مخدر و مخارج خانه به چه کارهاي ناشايستي تن داده ام و هر وقت هم که خيلي بي پول مي شدم همراه شوهرم با موتورسيکلت به مقابل فروشگاه هاي بزرگ مي رفتيم و با سوءاستفاده از شلوغي محل و غفلت فروشندگان دست به سرقت مي زديم و متواري مي شديم.امروز هم قصد داشتيم سرقت کنيم اما توسط صاحب فروشگاه دستگير شدم ولي شوهرم فرار کرد.
 
-----------------------------------------
 
بعد از 9 سال طلسم نفقه ندادن مرد شكست

زني به دادگاه، آمد و گفت: شوهرم طي 9 سال به غير از يك 10 هزار توماني به من خرجي نداده و من حالا نفقه‌ام را مي‌خواهم كه بايد اين طلسم بشكند.
به گزارش فارس ، زني با مراجعه به دادگاه خانواده شهيد محلاتي دادخواست نفقه خود را به قاضي يكي از شعب ارائه كرد.
اين زن در حضور قاضي شعبه 254 اين مجتمع قضايي خانواده، بيان كرد: من طي 9.5 سال زندگي مشترك يك بار به جز يك 10 هزار توماني، از شوهرم خرجي نگرفته‌ام.
وي با بيان اينكه من پول توجيبي مي‌خواهم ، افزود: من نفقه‌ام را مي‌خواهم و شوهرم اصلاً به حق و حقوق من توجهي ندارد.
زن در مقابل قاضي اين شعبه، افزود: ما يك فرزند 7 ساله داريم كه شوهرم خرجي آن را كامل مي‌دهد ولي به من يك ريال نيز روا ندارد. با گرفتن نفقه اين طلسم 9 ساله براي دادن خرجي شكسته مي‌شود و من در زندگي انگيزه بيشتري پيدا مي‌كنم.
مرد 33 ساله در دادگاه حاضر شد و گفت: مي‌خواهم از همسرم جدا شوم حالا كه او به دنبال مال و منال من است من نيز ديگر او را نمي‌خواهم.
وي با اشاره به اينكه تا حالا به خاطر فرزندم، همسرم را تحمل كردم ، اضافه كرد: نفقه وظيفه من است ولي در صورتي كه من چيزي براي زنم تهيه نكنم؛ من هر چيزي كه او خواسته تهيه كردم فقط پول توجيبي به او ندادم.
قاضي اين شعبه مرد را محكوم به پرداخت نفقه به صورت ماهيانه كرد و همچنين پرونده را مختومه اعلام كرده و حكمي مبني بر طلاق صادر نكرد.
 
  ---------------------------------------
 
توهم شيشه‌يي خونین 
پسري در توهم شيشه به برادرش حمله كرد و پس از قتل وي با چاقو به جان خود افتاد. سرهنگ «محسن عقيلي» رييس‌پليس اصفهان با اعلام اين خبر اظهار داشت: «در پي كسب گزارشي مبني بر يك اختلاف خانوادگي و جنايت، موضوع در دستور كار ماموران كلانتري 25 قرار گرفت. ماموران پس از اعزام به محل گزارش كردند 2 برادر به علت اختلاف با هم درگير شده‌اند و يكي از آنان به قتل رسيده است». سرهنگ عقيلي در ادامه جزييات اين خبر افزود: «در تحقيقات صورت‌گرفته از سوي ماموران در محل مشخص شد قاتل به نام «كورش» 25 ساله به مواد مخدر از نوع شيشه اعتياد داشته و شب حادثه اقدام به مصرف زياد اين مواد كرده و وقتي برادر ديگر وي را سرزنش مي‌كند تعادل رواني خود را از دست داده و با برادر خود «جواد » درگير شده و با چاقو ضربه‌اي را به گردن وي وارد مي‌كند». رييس‌پليس اصفهان ادامه داد: «قاتل شيشه‌يي كه دقايقي بعد تازه متوجه كرده خود شده بود چاقوي تيزي را به سينه خود خود فرو برده بود». وي با اشاره به اثرات منفي و جبران‌ناپذير مصرف اين ماده كه مي‌تواند براي ساير كساني كه در حال استعمال آن هستند به دنبال داشته باشد اضافه كرد: «پس از اين در‌گيري خونين كه با ريخته‌شدن خون هر دو برادر آرام گرفت توسط اورژانس بدن‌هاي نيمه‌جان هر دو برادر به نزديكترين بيمارستان منتقل شد كه «جواد» در بين راه به علت شدت جراحات‌وارده بر گردن به كام مرگ فرو رفت».
 
---------------------------------
 
 
دستگیری پسر نوجوان به اتهام اقدام به تعرض به معلمش
 
پلیس آلمان از دستگیری یک پسر نوجوان به اتهام اقدام برای تعرض به معلم مدرسه‌اش خبر داد. پلیس آلمان در گزارش خود عنوان کرد که این پسر 14 ساله روز گذشته و پس از پایان ساعت مدرسه در کلاس درس پنهان شده و قصد داشت معلم 35 ساله خود را مورد تعرض قرار دهد که با هوشیاری وی و یکی از مسؤولان مدرسه دستگیر شد. این پسر در بازجویی‌ بیان کرد: اصلا قصد تجاوز نداشته و تنها برای سرگرمی و برقراری ارتباط بیشتر با معلمش اقدام به این کار کرده است. به گزارش خبرگزاری دولتی آلمان، پلیس این کشور نیز گزارش داد که این پسر نوجوان تا اطلاع ثانوی از تحصیل محروم شده و جلسه رسیدگی به پرونده‌اش هفته آینده برگزار می‌شود.
Bookmark and Share
نظرات بینندگان:
نام:
ایمیل:
* نظر: