کد خبر:۴۳۴۳
تاریخ انتشار: ۱۸ مهر ۱۳۸۹ - ۱۲:۰۴
تعداد بازدید: 2852
print نسخه چاپی
send ارسال به دوستان
saveذخیره
سوء استفاده از دختران
محكوميت حبس براي زن پسرنما
دادگاه عالی ایالت «اوهایو» در آمریکا یک زن 31 ساله را به اتهام جا زدن خودش به‌عنوان یک پسر نوجوان و سوء استفاده از دختران نوجوان به 6 ماه حبس محکوم کرد.

دوئل دختر و پسر در دادگاه جنایی
 
دختر و پسری که در قتل مرد جوانی همدست بوده‌اند در جلسه محاکمه، قتل را به دیگری نسبت دادند. صبح 24 مرداد سال 87 ماموران پلیس تهران در جریان کشف جسد مرد جوانی در داخل حمام خانه‌اش قرار گرفتند.
 
مأموران با حضور در محل حادثه با جسد این مرد به نام حمیدرضا در حالی که دست‌وپا و دهانش بسته شده و به قتل رسیده بود، مواجه شدند. تحقیقات برای شناسایی عاملان این قتل آغاز شد تا اینکه مدتی بعد، یک دختر جوان که با این مرد رابطه پنهانی داشت، شناسایی شد و قتل را با همدستی پسر دیگری گردن گرفت.
 
شیرین در تحقیقات ادعا کرد با قربانی درگیر شده و او را به قتل رسانده است. ادعاهای شیرین درباره اینکه به تنهایی مرتکب قتل شده، در حالی بود که تحقیقات پلیس نشان داد این قتل نمی‌تواند توسط یک تن آن هم یک زن رخ داده باشد.
 
حدود 5 ماه از زمان وقوع قتل گذشته بود که شیرین همدست خود به نام نادر را معرفی کرد و مدعی شد شب حادثه به همراه نادر، حمیدرضا را به قتل رسانده است. در ادامه تحقیقات از متهمان، هر یک با معرفی دیگری به عنوان قاتل، خود را بی‌گناه دانسته و مدعی شدند فقط در سرقت اموال قربانی نقش داشته‌اند.
 
در دادگاه

صبح دیروز جلسه رسیدگی به این پرونده در این شعبه و به ریاست قاضی محمدسلطان همتیار برگزار شد. نماینده دادستان با اشاره به مدارک موجود در پرونده خواستار مجازات متهمان شد. وکلای اولیای‌دم نیز خواسته خود را قصاص متهمان عنوان کردند.
 
در ادامه جلسه، نادر در جایگاه قرار گرفت و با بیان اینکه اتهام را قبول ندارد، گفت: من نه مقتول را می‌شناختم و نه انگیزه‌ای برای قتل او داشتم. شیرین به من زنگ زد و از من خواست برایش به آدرسی که با پیامک فرستاده بود، «شیشه» ببرم. ساعت 4 صبح شیشه را به خانه‌ مقتول بردم.
 
وی ادامه داد: بعد از مصرف شیشه، شیرین و حمیدرضا بر سر بدهی 10 میلیون تومانی شیرین، درگیر شدند و من هم به کمک شیرین رفتم و حمیدرضا را روی زمین انداختم.
 
متهم افزود: من، حمید را کنترل کردم و شیرین با چسب و سیم، دست و پای حمیدرضا را بست و بعد برای اینکه او زیاد سر و صدا نکند، چیزی شبیه جوراب داخل دهان حمید کرد. او را با کمک هم به حمام بردیم و از خانه خارج شدیم. تلویزیون و خودرو او را هم شیرین با خود برد.
 
بعد از ادعاهای نادر،‌ شیرین در جایگاه قرار گرفت و او هم مانند نادر، اتهام مشارکت در قتل را نپذیرفت و گفت: شب حادثه، حمیدرضا با من تماس گرفت و از من خواست برای دریافت طلبم، به خانه او بروم. اما وقتی رفتم، بهانه آورد و از من خواست برایش شیشه تهیه کنم. وی ادامه داد: موضوع را به نادر گفتم و برایش شیشه آورد و بعد از مصرف شیشه با حمیدرضا درگیر شدم. نادر از من خواست برایش چسب بیاورم. چسب را به دهانش بست اما باز شد؛‌ با یک شال گردن بست اما آن هم باز شد. تا اینکه سیم جارو برقی را کند و آن را دور دست و پایش بست.
 

------------------------------
 
محکومیت حبس برای زن پسرنما آمریکایی
 
دادگاه عالی ایالت «اوهایو» در آمریکا یک زن 31 ساله را به اتهام جا زدن خودش به‌عنوان یک پسر نوجوان و سوء استفاده از دختران نوجوان به 6 ماه حبس محکوم کرد.

 «بروس مک‌گری» بازپرس ویژه‌ منطقه «وارن کانتی» در ایالت اوهایو در آمریکا، گفت: این زن 31 ساله که «پاتریشیا دای» نام دارد، با الهام گرفتن از فیلم «پسرها هیچ‌وقت گریه نمی‌کنند» خودش را به جای یک پسر نوجوان جا زده و با ایجاد ارتباط با دختران نوجوان اقدام به دوستی و سوء‌استفاده جنسی از آنها ‌کرده است. این زن هنگامی دستگیر شد که یک دختر نوجوان 16 ساله از او به اتهام قصد برقراری رابطه نامشروع به پلیس شکایت کرد.
 
این بازپرس ویژه‌ در ادامه خاطرنشان کرد: این روند بشدت بر روحیه 3 دختر نوجوانی که این زن با آنها رابطه داشته، اثر مخرب بر جای گذاشته است، به‌طوری‌که آنها در بیانیه‌ای که به دادگاه ارائه داده بودند، اعلام کردند که دیگر نمی‌توانند به دیگران اعتماد کرده و حتما باید با سگ محافظ از منزل خارج شوند.
 
به گزارش شبکه خبری CNN، بر اساس رای دادگاه ایالتی اوهایو، این زن به اتهام تلاش برای سوء‌استفاده جنسی، هتک حرمت، ایجاد رعب و وحشت برای دختران نوجوان و وارد کردن خدشه روحی به 6 ماه حبس محکوم شد.
 
البته وی به دلیل داشتن مشکلات روحی و روانی برای 15 سال آینده تحت درمان روانپزشک
قرار می‌گیرد.
 
--------------------------------------

فرود اضطراری در بزرگراه شلوغ آمریکا
 
پلیس بزرگراه آمریکا از فرود اضطراری یک هواپیمای تک‌موتوره در بزرگراهی شلوغ در یکی از ایالات این کشور خبر داد.
 
پلیس منطقه «یورک» در مرز ایالات متحده آمریکا با کانادا در گزارشی اعلام کرد که این هواپیمای سبک و تک‌موتوره در ساعت 22:30 به وقت محلی به دلیل بروز نقص فنی مجبور شد در بزرگراه شلوغ و پر رفت و آمد «وود بین» فرود اضطراری داشته باشد.
 
به گزارش رسانه‌های دولتی آمریکا، براساس اعلام اورژانس منطقه به هیچ یک از سرنشینان این هواپیمای سبک آسیبی وارد نیامده و تنها دچار شوک شدند.
 
 
------------------------------------

اعدام پایان هوسرانی شب یلدا
 
عامل توطئه سیاه در شب یلدا که خانم دکتری را قربانی نیت شوم خود کرده بود، در یک قدمی مرگ قرار گرفت.
 
متهم که پسر یکی از تاجران سرشناس دوبی است پس از آزادی از زندان نقشه سیاه خود را به مرحله اجرا گذاشت. اول دی ماه سال 88 یک دندانپزشک زن به شعبه 77 دادگاه کیفری مراجعه کرد و نزد قاضی ساعی گفت: 30 آذرماه، شب یلدا بود که همراه همسرم به خانه بازگشتم. ساعت یک بامداد مادر شوهرم با همسرم تماس گرفت و گفت حالش بد است. همسرم نیز ناچار شد به خانه مادرش برود و او را به بیمارستان برساند. من هم درهای آپارتمان را قفل کردم و خوابیدم.
 
ساعت 3 بامداد بود که با شکستن شیشه‌های آشپزخانه از خواب بیدار شدم و پسر ناشناسی را بالای سر خود دیدم. او چاقویی زیر گلویم گذاشت و تهدید کرد چنانچه تسلیم خواسته شوم او نشوم مرا می‌کشد. به او التماس کردم اما فایده‌ای نداشت.
 
وی افزود: زمانی که شیطان وحشت می‌خواست خانه‌ام را ترک کند شماره تلفنش را در اختیار من قرارداد تا با او تماس بگیرم. پس از شکایت این خانم دکتر، وی با شماره تلفن عامل جنایت سیاه تماس گرفت و با او در حوالی میدان انقلاب قرار گذاشت. اول دی ماه سال 88، ماموران کلانتری 107 فلسطین، جوان 28 ساله را دستگیر کردند.
 
این شیطان وحشت در بازجویی‌ها خود را «امید» و مقیم دوبی معرفی کرد. وی که به اتهام حمل شیشه دستگیر شده و به تازگی از زندان آزاد شده بود، در بازجویی‌های نخست گفت: پیش از اینکه روانه زندان شوم با زن جوانی آشنا شدم. وی در همان ساختمانی که خانم دکتر هست، زندگی می‌کرد. آن شب به دیدن آن زن رفته بودم اما وی در خانه نبود. در راه‌پله‌ها منتظر او نشستم که دیدم خانم دکتر به همراه شوهرش وارد آپارتمان شد و لحظاتی بعد شوهرش هراسان خانه را ترک کرد. وسوسه شدم و با شکستن شیشه‌های راه‌پله وارد آپارتمان خانم دکتر شدم و ... عامل توطئه سیاه در شب یلدا با حکم قضات شعبه 77 دادگاه کیفری استان تهران به اعدام محکوم شد و حکم به تایید قضات دیوانعالی کشور رسید. با تایید حکم این تبهکار، وی در یک قدمی چوبه‌دار قرار گرفت.

 
------------------------------------
 
 
براي تصاحب دارايي‌هاي خانواده
خواهران هندي مادرشان را به ويروس ايدز آلوده كردند
دو خواهر هندي در اقدامي غيرانساني براي تصاحب دارايي‌ها و املاك خانواده، مادر خود را به ويروس ايدز آلوده كردند.
به گزارش ايسنا، مادر اين دو خواهر كه 60 سال سن دارد پس از اينكه به دليل دردشديد مفاصل و ضعف عمومي به پزشك مراجعه كرد، از شنيدن تست مثبت ايدز خود شوكه شد و به پليس شكايت كرد.

به گزارش روزنامه تايمز آواينديا، اين زن ادعا كرد كه دخترانش در يك بيمارستان خصوصي خون آلوده به او تزريق كرده‌اند.
گفتني است، يكي از دختران اين زن، ناتني بوده و مادر اين دختر در همان بيمارستان خصوصي، پرستار است.
بررسي‌هاي بيشتر نشان داد كه خون وي پيش از بستري شدن در بيمارستان سالم بوده است.
تحقيقات پليس در حالي ادامه دارد كه دختران و يك پسر ناتني اين زن نيز ناپديد شده‌اند.
 
-----------------------------------
 
بازجويي از خلبان و گروه پرواز درباره مرگ پسربچه

 خلبان و خدمه پرواز هواپيماي كيش - تهران براي پاسخگويي درباره علت مرگ پسربچه در آسمان، در دادسراي جنايي تهران حضور يافتند.
به گزارش خبرنگار جنايي ما، ايمان - 3 ساله - غروب يكشنبه - 21 شهريور - همراه مادرش از جزيره كيش عازم تهران بود كه دقايقي پس از پرواز جان سپرد. پدر پسربچه در شكايتش به بازپرس شهرياري گفت: همسر و پسرم با پرواز ساعت 18 و 45 دقيقه روز یکشنبه 21 شهريور، از كيش به تهران پرواز كردند. حدود ساعت هشت و نيم شب وقتي براي اطلاع از وضعيت همسر و پسرم با تلفن همراه همسرم تماس گرفتم در كمال ناباوري خبر مرگ پسرم را شنيدم.در حالي كه گيج بودم و خبر را باور نداشتم با نخستين پرواز به تهران آمده و ...
به دنبال اين شكايت خلبان و گروه پرواز به دادسرا احضار شده و مورد تحقيق قرار گرفتند. خلبان در پاسخ به اين سؤال بازپرس كه چرا در شيراز فرود اضطراري نداشته گفت: «من با اين فرود موافق بودم اما شنيدم مادر پسربچه مخالفت كرده و من هم وقتي متوجه مخالفت مادر ايمان شدم به پرواز ادامه دادم.»وي همچنين در رابطه با نبود پزشك در هواپيما نيز گفت: من از اين ماجرا اطلاع نداشتم و به من نگفته بودند پزشك در هواپيما حضور ندارد.
پس از تحقیق از خلبان و خدمه پرواز،بازپرس جنايي تهران با صدور دستور تحقيقات بيشتر در اين رابطه از مأموران خواست با بررسي دقيق موضوع مقصر اصلي ماجرا را شناسايي و براي تصميم‌گيري به دادسرا معرفي كنند.
اظهارات يك كارشناس
يك كارشناس هوايي در رابطه با الزام وجود پزشك در هواپيما به خبرنگار ما گفت: در قانون پرواز هواپيما، الزامي براي حضور پزشك در پروازها وجود ندارد اما مهمانداران ملزم به گذراندن دوره‌هاي آموزشي كمك‌هاي اوليه و پزشكي هستند تا چنانچه مسافري نياز به درمان يا امور مربوطه داشت قادر به ارائه كمك‌هاي اوليه لازم باشند.همچنين بيماران حاد نيز قبل از پرواز بايد مشكل خود را به گروه پرواز اطلاع دهند و فرم مربوط به اطلاعات پزشكي را نيز تكميل كرده و با رضايت خود سوار هواپيما شوند.در ضمن چنانچه در طول سفر مشكلي براي مسافري پيش آمد و كمك‌هاي مهمانداران كافي نبود بايد گروه پرواز از مسافران طلب كمك نمايد تا اگرپزشكي در ميان مسافران هواپيما بود به بيمار كمك كند. در غير اين صورت خلبان ملزم به فرود اضطراري در نزديكترين فرودگاه خواهد بود.
 
------------------------------------
 
 
آتش خیانت
 
همسرم را زیر نظر گرفتم، به چشم خودم دیدم وقتی سرکار هستم مرد غریبه‌ای به خانه‌ام
رفت و آمد دارد و... .
 
سرم محکم به سنگ زمانه خورد و از قله غرور و خودخواهی آنچنان سقوط کردم که دیگر رو ندارم به چشمان پدر و مادرم نگاه کنم.
 
«رامین» با صدایی بغض‌آلود افزود: 3 سال قبل تازه از سربازی آمده بودم که با کمک پدرم کار و کسب آبرومندانه‌ای راه انداختم و روی پای خودم ایستادم. خانواده‌ام از تلاش و پشتکارم راضی بودند و تصمیم گرفتند برایم آستین بالا بزنند.
 
در حالی که آنها دختران قوم و آشنا را معرفی می‌کردند به مادرم گفتم با دختری به نام سوسن آشنا شده‌ام و او را خیلی دوست دارم. پدر و مادرم با خوشحالی تحقیقات خود را درباره دختر مورد علاقه‌ام آغاز کردند ولی آنها با اطلاعاتی که درباره سوسن و خانواده‌اش به دست آوردند مخالفت شدید خود را با این ازدواج اعلام کردند.
 
مرد جوان افزود: متأسفانه من که یک دل نه، صد دل عاشق و خاطرخواه شده بودم بدون توجه به نظر و خواسته خانواده‌ام و تحت تأثیر حرف‌های تحریک‌آمیز سوسن، از خانه فرار کردم و همراه دختر مورد علاقه‌ام به یکی از شهرهای شمالی کشور رفتیم.
 
ما 2 روز در خانه یکی از دوستان دوران سربازی‌ام میهمان شدیم و سپس به شهر خودمان بازگشتیم و به این ترتیب بود که خانواده‌ام از ترس آبرویشان بساط مراسم عقدکنان را چیدند و من زندگی مشترک خود را با کسی که از صمیم قلب دوستش داشتم، آغاز کردم. روزهای اول خیلی خوب و شیرین گذشت و هر چیزی که همسرم اراده می‌کرد، برایش فراهم می‌ساختم.
 
سوسن دنبال مد و تفریحات متنوع بود و برای هر مجلس و مراسمی لباس‌های گرانقیمت می‌خرید. من هم چون خیلی دوستش داشتم با اینکه از نوع لباس پوشیدن و حرکات و رفتارش در بیرون از خانه دلخور بودم، چیزی نمی‌گفتم و با خودم می‌گفتم به مرور زمان و با تولد یک فرزند همه چیز درست خواهد شد.
 
اما افسوس که سوسن با تولد دخترمان هم تغییری نکرد و حتی از چندی قبل متوجه حرکات، رفتار و تلفن‌های مشکوک او شدم. او را زیر نظر گرفتم. به چشم خودم دیدم وقتی سر کار هستم مرد غریبه‌ای...!
 
در این لحظه بغض دلتنگی مرد جوان شکست و او که برای پیگیری شکایت خود به پلیس مراجعه کرده بود، رشته کلامش پاره شد و خیلی آرام گفت: آتش خیانت تمام هستی و وجودم را خاکستر کرده است.
 
کاش می‌مردم و این روزها را نمی‌دیدم. فرمانده انتظامی شهرستان جوین درباره این پرونده به سايت پليس گفت: با اعلام شکایت رامین، مأموران انتظامی، سوسن و مرد جوانی را به اتهام رابطه نامشروع در منزل مسکونی دستگیر کردند.
 
سرهنگ حسین بدری افزود: متهمان این پرونده با تشکیل پرونده به مراجع قضایی معرفی شده‌اند. وی تأکید کرد: مشاوره قبل و بعد از ازدواج می‌تواند بسیاری از اختلافات و مشکلات را حل کند تا جوانان با آگاهی از مهارت‌های زندگی، انتخاب صحیح و درستی در زمان ازدواج داشته باشند و راه‌حل منطقی برای اختلافات و مشکلات خود به کار گیرند.
-----------------------------------
 
 
جنايت خاموش!
 
روي صندلي عقب نشسته بودم و گريه مي کردم. راننده جوان که از داخل آينه خودرو مرا زير نظر داشت ابرويي بالا انداخت و پرسيد اتفاقي افتاده؟ چرا اين قدر نگران هستيد؟ فوري اشک هايم را پاک کردم و جواب دادم براي دخترم مشکلي به وجود آمده است و دل شوره دارم. در اين لحظه مرد جوان آبميوه اي به دستم داد و گفت: ناراحت نباشيد! اميدوارم مشکل دخترتان هر چه زودتر حل بشود.من آبميوه را گرفتم و چون راننده پيکان در قوطي را باز کرده بود به ناچار مقداري از آبميوه را خوردم تا گلويي تازه کنم. سپس سفره دلم را براي مرد غريبه باز کردم و داشتم برايش حرف مي زدم که ناگهان سرگيجه عجيبي پيدا کردم و چشمانم سياهي رفت. ديگر نفهميدم چه اتفاقي افتاد و وقتي چشمانم را باز کردم متوجه شدم داخل پارک ملت، در گوشه اي روي زمين افتاده ام و آفتاب هنوز سر نزده است.زن ۴۵ ساله در دايره کلانتري شهيد نواب صفوي مشهد افزود: با ترس و وحشت بلند شدم و بلافاصله خودم را به خانه ام رساندم. از اين که طعمه اميال حيواني جواني شيطان صفت شده بودم قلبم داشت مي ترکيد.من تصميم گرفتم در اين باره به کسي چيزي نگويم و اين راز عذاب آور را پيش خودم نگه دارم،اما طاقت نياوردم. باور کنيد در اين چند روزي که از اين ماجرا گذشته است از خواب و خوراک افتاده ام و دارم ديوانه مي شوم. امروز به اين جا آمدم تا موضوع را از طريق قانوني پي گيري کنم.حالا ديگر خوب فهميدم که آدم هر جا و پيش هر فردي نبايد مسائل زندگي اش را بازگو کند چرا که بيان مشکلات و گرفتاري هاي زندگي براي افراد غريبه نه تنها دردي را دوا نمي کند، بلکه مشکلات ديگري را در پي دارد.زن ۴۵ ساله درباره مشکلات زندگي دخترش نيز گفت: من خديجه را خيلي دوست دارم اما چند سال قبل در حالي که او خودش را براي دانشگاه و ادامه تحصيل آماده مي کرد دلباخته پسري جوان شد. هر چه به او گفتم اين ازدواج به صلاح تو نيست فايده اي نداشت و دخترم پس از کلي دعوا و اعصاب خردکني که در خانه راه انداخته بود با پسر مورد علاقه اش ازدواج کرد. ولي افسوس پس از گذشت مدتي او با چشماني گريان سرش را روي شانه ام گذاشت و گفت: شوهرم به کريستال اعتياد دارد.خديجه ۳ سال با اين فرد معتاد سوخت و ساخت و شوهرش تمام وسايل خانه را براي تهيه مواد خود و دوستان لاابالي اش که خانه آن ها را پاتوق درست کرده اند، دود کرد و به هوا فرستاد.ديروز غروب دخترم زنگ زد و با گريه و ناله گفت: دوستان شوهرش قصد سوءاستفاده از او را دارند و متاسفانه دامادم نيز هيچ عکس العملي نشان نداده است. با شنيدن اين حرف از کوره در رفتم و با عجله يک خودرو سواري شخصي کرايه کردم تا خودم را به خانه دخترم برسانم و او را نجات دهم،اما خودم طعمه شيطان شدم.در خور يادآوري است در پي اعلام شکايت زن جوان، پليس با توجه به سرنخ هاي موجود تلاش خود را براي دستگيري متهمان اين پرونده آغاز کرده است.
 
 
--------------------------------------
 
دنیای حادثه
بيگناهي كه 8 سال زنداني بود

مرد امريكايي كه به اتهام قتل هشت سال از عمرش را پشت ميله‌هاي زندان سپري كرده بود بيگناه شناخته شد.
به گزارش خبرگزاري يونايتدپرس از شيكاگوي امريكا دادگاهي در اين شهر، روز جمعه «موريس پترسون» - 54 ساله - را كه هشت سال به اتهام قتل زنداني بود، بيگناه معرفي كرد. رابرت واردن، مدير اجرايي مركز «محكوميت‌هاي اشتباه» در دانشكده حقوق دانشگاه «نورث وسترن» در اين‌باره گفت: پترسون به خاطر شهادت دروغ پشت ميله هاي زندان بود. به گفته واردن شهادت دروغ يك افسر پليس نيز دلايل اتهام را عليه متهم كامل كرد.

 
-----------------------------------
 
 
نجات دختر نابينا از دام زورگير

 مرد معتاد كه هنگام زورگيري از دختر نابينا خود را در محاصره مردم ديد، با كارد به آنها حمله كرد.
صبح جمعه - 16 مهر - مأموران كلانتري 109 بهارستان هنگام گشت در منطقه متوجه تجمع مردم در يكي از كوچه‌ها شدند. آنها وقتي به محل مورد نظر نزديك شدند، مرد معتادي را ديدند كه با كاردي در دست، مردم را تهديد مي‌كند. در ادامه نيز مشخص شد وي هنگام زورگيري از يك دختر نابينا در محاصره مردم قرار گرفته است.به دنبال دستگيري مرد معتاد، دختر جوان كه بشدت شوكه بود، گفت: دقايقي قبل ناگهان مردي سد‌راهم شد. او تلاش داشت به زور كيفم را بگيرد كه با سر‌و‌صدايم، مردم به كمكم آمدند.متهم پس از دستگيري در حالي كه منكر زورگيري و سرقت بود، با دستور قاضي سليماني‌فرد - داديار شعبه ششم دادسراي جنايي - بازداشت شد و براي تحقيقات بيشتر در اختيار كارآگاهان اداره آگاهي قرار گرفت.
 
Bookmark and Share
نظرات بینندگان:
نام:
ایمیل:
* نظر: