کد خبر:۴۳۴۰
تاریخ انتشار: ۱۷ مهر ۱۳۸۹ - ۰۹:۰۱
تعداد بازدید: 5803
print نسخه چاپی
send ارسال به دوستان
saveذخیره
شكار زنان با قناری فراری
فرار قناري گران قيمت، بهانه پسر شيطان صفت براي ورود به خانه زنان تنها و اجراي نقشه شومش بود.

فرار قناري گران قيمت، بهانه پسر شيطان صفت براي ورود به خانه زنان تنها و اجراي نقشه شومش بود.

جوان شیطان‌صفت به بهانه «قناری من روی پشت بام خانه شماست» وارد خانه‌های طعمه‌هایش می‌شد تا به اجرای نقشه تبهکارانه‌اش دست بزند. اواخر سال گذشته زنی در مراجعه به شعبه ششم دادسرای ناحیه 21 تهران به بازپرس اصغرنژاد گفت: پیش از ظهر دیروز یک جوان 19 ساله زنگ خانه ما را زد و من از طریق آیفون جوابش را دادم.
وی گفت: «من همسایه کوچه پایینی شما هستم، قناری من از قفس بیرون پریده و دنبالش کردم و الان روی پشت بام خانه شما نشسته است. اگر اجازه بدهید من به پشت بام خانه شما بروم و قناری را بگیرم». من هم آمدم دم در و اجازه دادم تا او به پشت بام برود. در خانه تنها بودم. چون او را نمی‌شناختم و به خاطر اینکه ممکن است دزد باشد و وسایلی را بردارد، پشت سر او حرکت کردم. او را به سمت پشت بام راهنمایی کردم و خودم منتظرش ماندم. هنگام برگشتن وقتی پایین می‌آمد مثل اینکه به نوعی فهمیده بود غیر از من کسی دیگر در خانه نیست در یک لحظه غافلگیرکننده به سمتم حمله کرد و قصد آزار و اذیت داشت که با مقاومت و درگیری من با او، با عجله فرار کرد. چون گوشی تلفن همراهم در مسیر فرارش بود گوشی‌ام را نیز برداشت و رفت». با دستور بازپرس اصغرنژاد، پرونده جهت رسیدگی تخصصی و شناسایی و دستگیری جوان فراری به اداره 16 پلیس آگاهی تهران ارجاع شد. ماموران در ابتدا و با توجه به اینکه شاکی چهره متهم را به خاطر داشت، از طریق مرکز تشخیص هویت پلیس آگاهی برای چهره نگاری، چهره‌ای فرضی از وی تهیه کردند. در ادامه با احتمال وجود پرونده‌های مشابه در ادارات و نیز پایگاه‌های دیگر پلیس آگاهی، پرونده مشابهی به دست نیامد. اما این پیگیری‌ها با توجه به اینکه احتمال داشت مواردی در پلیس پیشگیری باشد، افسر پرونده از طریق پلیس پیشگیری تهران با بررسی سوابق مشابه موفق شد به دو سابقه در کلانتری 108 نواب و کلانتری 119 دست یابد. جزئیات این دو پرونده حاکی بود که در تابستان سال گذشته یک جوان 18 ساله به نام «رضا» 18 ساله و با معرفی خود به عنوان همسایه، به بهانه اینکه قناری‌اش روی پشت بام منزل آنان است، با اجازه زنان وارد خانه شده و با اطلاع از تنها بودن زن در خانه، در یک لحظه قصد آزار و اذیت را داشته اما با ایجاد سر و صدا و داد و فریاد این زن سریعأ متواری شده است. در این 2 پرونده متهم شناسایی و دستگیر شده اما متهم در مراحل رسیدگی به پرونده از هر دو شاکی رضایت گرفته و مقدمات آزادی خود را فراهم کرده بود. در روزهای نخست سال جاری و زمانی که کارآگاهان اداره 16 به دنبال دستگیری متهم بودند، دو زن شاکی دیگر که یکی دختری جوان و دیگری زن جوانی بود، با مراجعه به دادسرای ناحیه 21، شکایت مشابهی را مطرح کردند. پرونده‌ها برای رسیدگی به اداره تخصصی ارجاع شد. افسر پرونده در همان ابتدا تصویر چهره فرضی متهم را به دو شاکی نشان داد که هر 2 تأیید کردند که متهم همین جوان است. کارآگاهان با این اطلاعات و تحقیقات میدانی، متهم را در محدوده پاسگاه نعمت آباد شناسایی کردند. در مراجعه به خانه رضا معلوم شد که وی اقدام به تغییر خانه کرده است که در ادامه محدوده محل خانه وی در همان حوالی پاسگاه نعمت آباد شناسایی و با مراقبت‌های به عمل آمده و تلاش بسیار کارآگاهان، این جوان در روز 10 شهریورماه دستگیر و به اداره 16 پلیس آگاهی منتقل شد. با دستگیری متهم و دعوت مالباخته‌ها، هر سه زن وی را شناسایی کردند. متهم در روز‌های ابتدای دستگیری موضوع را انکار می‌کرد اما با توجه به مدارک موجود، خصوصأ دو مورد پرونده سال پیش خود، به عمل ارتکابی اعتراف کرد. متهم گفت: «من با پرسه زدن در کوچه‌ها ومحله‌های خلوت و در ساعات مناسب که هیچ کسی درخانه نبوده و معمولا به سر کار می‌روند؛ به بهانه اینکه قناری‌ام روی پشت بام خانه آنهاست، زنگ در خانه را می‌زدم و اگر به من اجازه می‌دادند ابتدا به سمت پشت‌بام می‌رفتم و کمی جست‌وجو می‌کردم و در موقع برگشت وقتی می‌فهمیدم کسی دیگر در خانه نیست در یک لحظه به سمتش هجوم می‌بردم. در این سه پرونده و دو پرونده در دستگیری قبلی، با داد و فریاد این زنان از آنجا فرار کردم. سرهنگ عباسعلی محمدیان رئیس پلیس آگاهی پایتخت با اعلام این خبر گفت: متهم پس از دستگیری و با همین تعداد شاکی واعترافات به عمل آمده، با صدورقرار مناسب از سوی قاضی پرونده روانه زندان شده است. وی افزود: از زنانی که به خصوص در محدوده خیابان جمهوری، میدان منیریه و خیابان ولی عصر (عج) پایین‌تر از خیابان انقلاب، مواردی مشابه داشته اما به خاطر برخی ملاحظات خانوادگی و اجتماعی از شکایت صرف‌نظر کرده‌اند، دعوت می‌شود تا جهت طرح شکایت یا پرونده خود به اداره 16 پلیس آگاهی تهران مراجعه یا با شماره تلفن‌های 51055573 و 51055574 تماس بگیرند. سرهنگ محمدیان درپایان و با یادآوری اینکه پلیس و دستگاه قضایی امین و پناهگاه افراد بویژه بی‌پناهان است، گفت: لازم است تا شهروندان در زمان مراجعه کسانی به در خانه و با هرگونه اظهارات و ادعا، حتما در کنار بعد معنوی و نظر مثبت خود، جوانب احتیاط را نیزفراموش نکنند. همچنین تجربیات پلیسی به دست آمده در پرونده‌های مشابه حاکی است که اغلب افراد به خاطر ترس از آبرو و حتی در بسیاری از موارد ترس از برخورد انفعالی خانواده خود پس از شنیدن موضوع، از طرح شکایت در محاکم قضایی و پلیسی یا اعلام موضوع به خانواده خود صرف‌نظر کرده‌اند. باید گفت که این افراد در چنین مواقعی بدون اینکه گناهی مرتکب شده باشند، فقط در اعتماد به یک شیطان‌صفت و غریبه مرتکب اشتباه شده‌اند که حتما نیاز به حمایت شدید خانواده و قانون دارند.

------------------------------------------
 
 
کلاه گشاد
مرد جوان در دايره اجتماعي کلانتري مصلي مشهد داستان تلخ و عبرت آموز زندگي خود را اين گونه تعريف کرد: ۳۳ سال سن دارم و ۸ سال قبل با دخترعمويم ازدواج کردم. پدر همسرم به عنوان هديه عروسي يک واحد آپارتمان براي مان خريد و يک دستگاه خودرو سواري هم زير پايم انداخت.من و معصومه زندگي بسيار شيريني را با حمايت هاي پدرش آغاز کرديم و صاحب پسر شيرين زباني شديم که امسال به مهد کودک مي رود. همسرم، زني بسيار باوقار و فهميده است و حتي با خيانت و ظلم بزرگي که در حق او کرده ام دلداري ام مي دهد و مي گويد انسان جايزالخطاست و غصه نخور همه چيز درست مي شود. کاش مي مردم و اين روزها را نمي ديدم.در اين لحظه صداي هق هق گريه مرد جوان بلند شد. او پس از مکث کوتاهي ادامه داد: يک روز براي خريد از خانه بيرون رفته بودم که زني بزک کرده در مسير راهم قرار گرفت و دست بلند کرد. من ناخودآگاه پايم را روي پدال ترمز فشار دادم و او را سوار کردم. سوسن با لبخندي شيطاني روي صندلي جلو خودرو در کنارم نشست. او پس از طي مسافت کوتاهي گفت: اگر وقت داري برويم و با هم گشتي بزنيم. من به چشمانش نگاهي کردم و جواب دادم: امشب ميهمان دارم و بايد زودتر به خانه برگردم. سوسن شماره تلفن همراهش را روي تکه کاغذي نوشت و به دستم داد و به اين ترتيب بود که من اسير هوس هاي شيطاني ام شدم و با او رابطه پنهاني برقرار کردم. مدتي گذشت و از عذاب وجدان شب ها خواب راحت نداشتم خيلي پشيمان شده بودم و مي خواستم به اين رابطه شوم خاتمه بدهم اما سوسن ۵ ميليون تومان پول به حسابم واريز کرد و گفت: قرار است حدود ۲۰۰ميليون تومان سهم ارث از پدرش بگيرد و چون نياز مالي به کسي ندارد ما مي توانيم با ازدواج موقت، سال هاي سال همدم و مونس هم باشيم. با شنيدن اين حرف وسوسه شدم و عقلم را باختم. من با او به طور موقت ازدواج کردم و چند هفته از اين ماجرا گذشت تا اين که يک روز گفت قصد خريد يک باب آپارتمان دارد.متاسفانه با اعتمادي که به سوسن پيدا کرده بودم همراهش به بنگاه رفتم و يک خانه براي او خريديم. اما ۲ برگ چک به مبلغ ۴۸ميليون تومان به تاريخ يک ماهه از دسته چکم کشيدم تا همسر مخفي ام مبلغ مورد نظر را به حسابم واريز کند و من ساده لوح، نقش خود را به عنوان شوهر، خوب بازي کرده باشم بعد از انجام اين معامله، سوسن گفت: خاله اش در تهران بيمار است و براي چند روز بايد به ديدنش برود. مي خواستم به بهانه ماموريت همراهش بروم اما او گفت مرخصي ات را نگه دار تا با هم به شمال برويم.او رفت و ديگر هيچ خبري نشد و گوشي تلفن همراهش نيز خاموش بود. از اين برخورد به شک و ترديد افتادم تا اين که چند روز قبل از بانک زنگ زدند و گفتند ۴۸ميليون تومان چک هاي شما برگشت خورده است. با تعجب و نگراني موضوع را پي گيري کردم و متوجه شدم سوسن خانم چند روز پس از خريد خانه، منزل را به فرد ديگري فروخته و با نقد کردن پول آن به خارج از کشور فرار کرده است.من با اعلام شکايت شاکيان پرونده دستگير شده ام و معصومه نيز فهميد که چه دسته گلي به آب داده ام. گرچه همسرم گفت خانه اي که پدرش براي مان هديه خريده را براي پرداخت بدهي هايم مي دهد و نمي گذارد پشت ميله هاي زندان بمانم.منبع:خراسان
 
 
----------------------------------------
 
راز سرقت‌های عجیب کفش‌های مردانه در دل دزد پابرهنه پنهان بود
 
این مرد شیشه‌ای وقتی در محاصره پلیس افتاد پابرهنه بود.
اواخر شهریورماه سال‌جاری یکی از مسؤولان یک شرکت دولتی در جنوب پایتخت به شعبه اول بازپرسی دادسرای بعثت مراجعه کرد و از سرقت کفش‌های همکاران نمازگزار خود خبر داد. وقتی کارمندان مرد وارد نمازخانه می‌شدند پس از ساعتی متوجه می‌شدند که همه کفش‌ها به سرقت رفته است.
2 بار این دزدی در این شرکت دولتی اتفاق افتاد و برای همه جای سوال بود که دزد کفش‌های مردانه چه کسی است.
وقتی ماجرای این کفش‌دزدی به پلیس و بازپرس مخابره شد، تحقیقات برای افشای این معما و دستگیری کفش‌دزد آغاز شد تا اینکه شکایت مشابه دیگری مطرح شد.
این‌بار کفش‌های سربازان کلانتری و نمازگزاران مسجدی در محدوده جنوب پایتخت به طرز عجیبی به سرقت می‌رفت.
با افشای این حقیقت، ماموران خود را در برابر یک کفش دزد حرفه‌ای دیدند.
جست‌وجو در این زمینه آغاز شد تا اینکه از طریق دوربین مداربسته کلانتری و شرکت دولتی چهره دزد کفش‌ها شناسایی شد. وی با ظاهری پریشان وارد محوطه شرکت و نمازخانه شرکت و اتاقک سربازان می‌شد و در فرصتی مناسب کفش‌ها را داخل گونی می‌ریخت و به‌سرعت پا به فرار می‌گذاشت.
12 مهرماه سال‌جاری بود که کارآگاهان این دزد را پیش از انجام توطئه سرقت به دام انداختند.
وی در حالی که پابرهنه بود و در حوالی شرکتی دولتی پرسه می‌زد تا نقشه عجیب خود را به مرحله اجرا بگذارد، دستگیر شد.
این مرد به نام قاسم که اعتیاد به شیشه و کراک دارد، وقتی پابرهنه در برابر بازپرس کیانی از شعبه اول دادسرای بعثت حاضر شد، ادعا کرد علاقه‌ای به پوشیدن کفش ندارد.
دزد پابرهنه که سعی داشت راز دزدیدن کفش‌های مردانه را پنهان کند، گفت: من اصلا علاقه‌ای به پوشیدن کفش ندارم و بیشتر اوقات پابرهنه به خیابان‌ها می‌آیم. از وقتی شیشه می‌کشم از کفش و دمپایی متنفر شده‌ام! پس من چطور می‌توانم کفش بدزدم وقتی اصلا عادت به استفاده از آن را ندارم!
وی که با رفتارهای عجیبش خود را به دیوانگی زده بود، وقتی بازپرس پرسید دوربین مداربسته و شاهدان شناسایی‌ات کرده‌اند، گفت: حالا که دستم رو شده، دزدیدن کفش‌های مردانه را قبول می‌کنم اما نمی‌توانم راز این سرقت‌ها را فاش کنم.
این مرد شیشه‌ای با صدور قرار قانونی روانه زندان شد و تحقیقات از وی ادامه دارد.

گفت‌وگو با دزد پابرهنه
رفتارهایش مرموز است. می‌خواهد وانمود کند که به‌خاطر مصرف شیشه و کراک در توهم زندگی می‌کند.
اما این‌طور نیست چون نمی‌خواهد رازش را فاش کند انگار از چیزی می‌ترسد.
همدست داری؟
(چهره‌اش دگرگون می‌شود و با عصبانیت می‌گوید:) نه!
پس چرا حاضر نیستی علت دزدیدن کفش‌ها را بگویی؟
چون یک راز است.
پس چرا پابرهنه دستگیر شدی؟
چون همیشه پابرهنه‌ام.
پاهایت آسیب نمی‌بیند؟
نه!
کفش‌های دزدی را به چه کسی می‌دادی تا برایت بفروشد؟
شما چه می‌گویید. من اصلا کفش‌دزد نیستم. من هیچ اتهامی را قبول نکرده‌ام! چون دزدیدن کفش‌ها کار من نیست...
خودت نزد بازپرس اعتراف کردی.
نه دروغ گفتم. [با عصبانیت] من کفش‌دزد نیستم. یک معتاد پابرهنه‌ام!
 
 
 
Bookmark and Share
نظرات بینندگان:
نام:
ایمیل:
* نظر: