کد خبر:۴۳۳۲
تاریخ انتشار: ۱۵ مهر ۱۳۸۹ - ۰۹:۱۰
تعداد بازدید: 4963
print نسخه چاپی
send ارسال به دوستان
saveذخیره
اعتراف زن‌عموي جنايتكار به قتل ندا كوچولو
حمیده گودرزی راز مرگ غم‌انگيز «ندا كوچولو» سرانجام پس از 51 روز با اعتراف‌ تكان‌دهنده زن عموي فاش شد.

حمیده گودرزی راز مرگ غم‌انگيز «ندا كوچولو» سرانجام پس از 51 روز با اعتراف‌ تكان‌دهنده زن عموي فاش شد. به گزارش ايران، «فاطمه» - 30 ساله – كه به اتهام كودك‌آزاري منجر به مرگ «ندا كوچولو» در بازداشت به سر مي‌برد، در دومين جلسه بازجويي لب به اعتراف گشود و به قتل دختر سه ساله اعتراف كرد. صبح ديروز – چهارشنبه 14 مهر – مأموران زندان فاطمه – متهم – را براي بازجويي به شعبه اول بازپرسي دادسراي ناحيه 6 – خارك – منتقل كردند. وي درباره جنايت خود به قاضي عباس خوشكام گفت: قسم مي‌خورم قصد كشتن «ندا» را نداشتم. من او را همانند دو فرزندم دوست داشتم. اما آن روز «ندا» در آشپزخانه ادرار كرد.
من هم كه تازه خانه را تميز كرده بودم با مشاهده اين صحنه از شدت عصبانيت به خشم آمده و كنترلم را از دست دادم و چند سيلي به صورتش زدم. بعد هم او را به حمام خانه كه در كنار آشپزخانه قرار داشت بردم و در آنجا او را به زمين كوبيدم و به دليل آن كه عرض حمام كم بود، سرش محكم به ديوار خورد. بعد هم براي آوردن لباس‌هايش از حمام خارج شدم و هنگام بازگشت ناگهان متوجه شدم كه او به شكم روي زمين افتاده است و تكان نمي‌خورد با ديدن پيكر بي‌جان دختربچه ترسيدم و وحشت‌زده «ندا» را چند بار صدا زدم اما جوابي نشنيدم. سپس ديوانه‌وار همسايه‌ها را صدا زدم و به سراغ آنها رفتم و كمك خواستم، دقايقي بعد همراه همسايه‌ام ندا را به بيمارستان رسانديم.
فاطمه كه از قتل «ندا كوچولو» بسيار مضطرب و ناراحت بود با صداي بغض‌آلودي ادامه داد: قصد آزار رساندن به او را نداشتم. هيچ‌گاه او را كتك نمي‌زدم.
اما در اين اواخر به دليل آن‌كه در خانه ادرار مي‌كرد عصبي مي‌شدم ولي يك هفته قبل از مرگش به خاطر همين مسئله بدنش را سوزاندم كه بلافاصله به خاطر اين كه خودم بچه‌دارم و دلم نمي‌خواهد كسي با فرزندانم اين كار را بكند پشيمان شدم. حالا هم از كاري كه كردم دچار عذاب وجدان شده‌ام و مي‌خواهم به خاطر فرزندانم كمكم كنيد.
زن‌عموي «ندا كوچولو» درباره كبودي‌هاي روي بدن ندا گفت: من اتهام يك بار سوزاندن و انداختن ندا كوچولو را در حمام خانه كه باعث مرگش شده است قبول دارم. اما اتهام ضرب و جرح و كبودي‌هاي روي بدنش را نمي‌پذيرم. چون همه بستگانم شاهد هستند كه پسر كوچكم او را كتك مي‌زد. بارها نيز به خاطر اين كارش از سوي من و پدرش تنبيه مي‌شد، اما او دست‌بردار نبود. از آنجايي كه ندا مرتب از سوي پسرم كتك مي‌خورد، چند بار از شوهرم خواستم تا او را تحويل مادرش بدهد اما همسرم قبول نكرد.
در ادامه بازجويي‌ بازپرس پرونده از متهم درباره آخرين نظريه پزشكي قانوني مبني بر شكستگي بازوي ندا كوچولو پرسيد كه «فاطمه» پاسخ داد، من از اين موضوع بي‌اطلاع هستم شايد زماني كه او را روي زمين انداختم دستش زير بدنش مانده و باعث شكستگي بازويش شده باشد. در پايان جلسه بازجويي بازپرس پرونده اتهام‌هاي قتل عمد، كودك‌آزاري همراه با ضرب و شتم را به فاطمه تفهيم كرد و سپس او را براي تحقيقات بيشتر در اختيار اداره دهم پليس آگاهي تهران قرار داد.
گفت‌وگو با بازپرس پرونده
بازپرس پرونده در گفت‌وگو با خبرنگار ما درباره انتساب اتهام قتل عمد ندا كوچولو به متهم پرونده گفت: با توجه به اين‌كه پرتاب كردن كودك و ايراد ضرب و جرح به سرش نوعاً كشنده تلقي مي‌شود و اين ضربات هم باعث مرگ دختربچه شده است، در نتيجه اتهام قتل عمد به متهم منتسب خواهد بود. حتي اگر قصد قتل نداشته باشد. به گفته اين مقام قضايي متهم در اظهاراتش اعلام كرده بود كه بيماري روحي و افسردگي شديد دارد كه به خاطر آن مرتكب اين حادثه تلخ نيز شده است كه به اين ادعاي او در جلسه بعدي رسيدگي خواهد شد.
گزارش پرونده
پيكر نيمه‌جان ندا كوچولو روز دوشنبه 25 مرداد امسال به بيمارستاني در مركز تهران منتقل شد. پزشكان نيز با مشاهده آثار جراحت، سوختگي و ضرب و شتم شديد روي پيكر نيمه‌جان دختر موضوع را به پليس اطلاع دادند. همزمان با شروع تحقيقات قضايي پليسي، زن‌عموي دختربچه بازداشت شد كه سرانجام بعد از 51 روز در بازجويي‌ها لب به اعتراف گشود و ماجراي مرگ تلخ دختربچه بيگناه را بازگو كرد.

 
------------------------------------
 
 
آخرین دفاع متهم در جلسه رسیدگی به پرونده قتل دختربچه بیگناه
 
ساناز قرباني كينه شد!

زن جوانی كه دختر 5 ساله‌اي را قرباني جنايت كينه‌جويانه خود كرده بود، در حالي محاكمه شد كه رفتارهاي تحقيرآميز و تنهايي را انگيزه قتل عنوان كرد.
اين جنايت هولناك زماني اتفاق افتاد كه ساناز كوچولو سرگرم بازي با دختردايي شش ماهه‌اش بود. 
عصر دوشنبه 16 آذر 88، مرد صاحبخانه با مشاهده شعله‌هاي آتش و دود از طبقه سوم يك مجتمع مسكوني در خيابان مشيريه با شكستن در هراسان وارد شد كه ناگهان پيكر شعله‌ور خواهرزاده 5 ساله‌اش – ساناز – را مشاهده كرد. وي در حال خاموش كردن آتش صداي ناله‌هاي همسر و فرزندش را از حمام شنيد. وقتي در حمام را باز كرد آنها را دست و پا بسته يافت. با اعلام موضوع به كلانتري 169، زن جوان به عنوان تنها شاهد قتل تحت بازجويي قرار گرفت. وي در نخستين تحقيقات با طرح يك داستان خيالي ادعا كرد كه دو مرد قوي هيكل به زور وارد خانه شدند و احتمالاً يكي از مردان نقابدار، عموي ساناز است. اما 11 روز بعد در حالي كه همچنان عموي 26 ساله «ساناز» منكر جنايت بود، زن جوان لب به اعتراف گشود و راز جنايت هولناك را فاش كرد و انگيزه قتل را انتقام‌جويي دانست.
در جلسه محاكمه ديروز كه در شعبه 113 محاكم كيفري استان تهران به صورت علني برگزار شد، ابتدا «ذبيح‌زاده» - نماينده دادستان – با قرائت كيفرخواست خواستار مجازات قانوني عامل جنايت شد. وي گفت: «سهيلا» - 26 ساله – متهم به مباشرت در قتل عمدي و آتش زدن جسد كودك بيگناه است. پزشكي قانوني سلامت روحي و رواني متهم را قبل، بعد و در هنگام ارتكاب جنايت تأييد كرده و وي مسئول اعمال و رفتار خود بوده است. سپس پدر و مادر «ساناز» تقاضاي قصاص متهم را كردند و گفتند: شب قبل از حادثه، دختر كوچك‌مان را به خانه مادربزرگش برديم اما او بعدازظهر قصد داشت براي ملاقات يكي از دخترانش به بيمارستان برود. بنابراين «ساناز» را به خانه پسرش كه در طبقه بالا زندگي مي‌كرد برد و به عروسش سپرد. ولي ساعتي بعد با اين حادثه وحشتناك روبه‌رو شديم.
در ادامه دادگاه متهم در دفاع از خود گفت: من از دوران كودكي با شرايط روحي سختي مواجه بودم. خانواده شوهرم نيز خيلي اذيتم مي‌كردند و مدام تحقير مي‌شدم.
با وجود آنكه يك بچه شيرخواره داشتم، بايد از بچه‌هاي خواهرشوهرهايم نيز مراقبت مي‌كردم. يكي از آنها در بيمارستان بستري بود و مادر «ساناز» هم سركار مي‌رفت. من نيز پس از زايمان دچار افسردگي شده بودم و شيطنت‌هاي بچه‌ها آزارم مي‌داد. تا اينكه «ساناز» از بدرفتاري والدينش با من حرف زد و براي آنكه از اين وضعيت نجاتش دهم او را كشتم. ابتدا با چسب، دست، و پاها و دهانش را بستم و پس از اينكه او را خفه كردم جسدش را به آتش كشيدم. بعد هم با فرزند شيرخواره‌ام به حمام رفتيم و دست و پاهاي او را هم بستم تا اطرافيانم را گمراه كنم. حالا هم از دادگاه درخواست مي‌كنم مرا زودتر اعدام كند چرا كه معني آزادي و حبس برايم يكي است و مي‌خواهم از اين وضعيت خلاص شوم. او قرباني كينه شد و من قرباني بي‌مهري.به گزارش خبرنگار ما، قاضي «محمد سلطان همتيار» - رئيس – و 4 قاضي مستشار شعبه 113 – آروين، بردبار، سري و واعظي – با دريافت آخرين دفاعيات متهم و وكيل مدافعش براي صدور حكم در مهلت قانوني وارد شور شدند.
 
Bookmark and Share
نظرات بینندگان:
نام:
ایمیل:
* نظر: