کد خبر:۴۲۹۸
تاریخ انتشار: ۰۷ مهر ۱۳۸۹ - ۰۸:۴۳
تعداد بازدید: 5498
print نسخه چاپی
send ارسال به دوستان
saveذخیره
فريب خورده!
متاسفانه اين مرد زن و بچه دار با اين حرف ها مرا خام کرد و به طور پنهاني و بدون اطلاع خانواده ام با او رابطه پنهاني برقرار کردم ...
زن تحمل شوهر قد كوتاهش را نداشت

زني به دادگاه آمد و گفت: قد شوهرم بسيار از من كوتاهتر است و نگاه‌هاي تحقير آميز فاميل و دوستان به من باعث شده است كه به دليل رهايي از اين وضع از شوهرم جدا شوم.

به گزارش فارس، زني جوان با مراجعه به دادگاه شهيد محلاتي درخواست جدايي خود را به قاضي يكي از شعب ارائه كرد.

اين زن در حضور قاضي شعبه 245 اين مجتمع قضايي خانواده بيان كرد: مي‌خواهم از شوهرم كه قدش بسيار از من كوتاهتر است، جدا شوم.

وي با بيان اينكه 3 سال از زندگي مشتركمان مي‌گذرد، گفت: قد شوهرم بسيار كوتاهتر از من است و من ابتدا اين موضوع را جدي نگرفتم ولي حالا حرف‌هاي مردم و فاميل و نگاه‌هاي آنها را نمي‌توانم تحمل كنم.

زن در حضور قاضي اين شعبه اضافه كرد: جدايي تنها راه حل براي رها شدن از اين مشكل است كه من مي‌خواهم از شوهرم جدا شوم.

وي با اشاره به اينكه تمايلي به زندگي در كنار شوهرم ندارم، ادامه داد: من حتي مهريه‌ام را به شوهرم مي‌بخشم تا براي جدا شدن مانعي نباشد و او راضي شود.

مرد جوان نيز در دادگاه خانواده حاضر شد و بيان كرد: من همسرم را بسيار دوست دارم و او را طلاق نمي‌دهم.

وي با بيان اينكه همسرم بسيار خود‌خواه است، اضافه كرد: او زندگي 3 ساله‌مان را با حرف و نگاه مردم نابود مي‌كند و بايد جدي‌تر به اين موضوع فكر كند.

مرد با بيان اينكه همسرم بايد منطقي باشد، گفت: حرف و نگاه مردم نبايد در زندگي‌مان تأثير داشته باشد و همسرم بايد به فكر زندگي خودمان باشد.

زن بار ديگر در مقابل قاضي اين شعبه افزود: مي‌خواهم از شوهرم جدا شده و از اين همه حرف و سخن راحت شوم.

قاضي اين شعبه با توجه به اظهارات طرفين، حكمي مبني بر طلاق صادر نكرد و پرونده را مختومه اعلام كرد.
 
 
----------------------------------------
 
این مرد شبانه نوعروس خود را هدف گلوله قرار داد
 
اعدام برای داماد هفت‌تیرکش
 
جنایتکار هفت‌تیرکش که در تاریکی شب، نوعروسش را هدف گلوله قرار داده است، به مجازات مرگ محکوم شد. این مرد 4 ماه پس از قتل فراری بود و زندگی زیر‌زمینی داشت.
10 اسفند‌ماه سال 87، «بهنام» داماد
30 ساله که بتازگی با دختر‌دایی‌اش عقد کرده بود جلوی در خانه پدر زنش در میدان آرش مارلیک کرج رفت تا اختلافات جزئی‌شان را حل کنند.

«سحر» 26 ساله به پارکي در نزدیکی خانه‌شان رفت و گفت که دیگر حاضر نیست در کنار او زندگی کند. همین صحبت‌های تلخ نوعروس کافی بود تا داماد خشمگین توطئه خونینی را که از یک ماه پیش طراحی کرده بود به مرحله اجرا بگذارد. همان شب زمستانی داماد کینه‌جو اسلحه‌اش را برداشت و خود را به پشت در خانه پدر زنش رساند. وقتی سحر و خواهرش را دید که وارد خانه‌شان شدند، به سرعت به طرف حیاط دوید و این‌بار فریادهای نوعروس با صدای شلیک‌های گلوله در تاریکی شب خاموش شد. همزمان با فرار مرد هفت‌تیرکش، ماجرای این شلیک‌های مرموز به بازپرس ویژه قتل شهرستان شهریار مخابره شد و تیمی از ماموران تجسس به همراه کشیک قتل پای در قتلگاه نوعروس گذاشتند. قربانی نوعروس 26 ساله‌ای به نام «سحر» است که با شلیک 2 گلوله به قتل رسید.
 
خواهر قربانی جنایت در بازجویی‌ها به پلیس گفت: چند ماه پیش بهنام، پسر‌عمه‌ام به خواستگاری خواهرم سحر آمد و آنها با رضایت خانواده‌ها به عقد یکدیگر درآمدند. اما بهنام مرد بداخلاقی بود و سوءظن‌های بیجا داشت. خواهرم نمی‌توانست این وضع را تحمل کند و حاضر نبود با این مرد وارد زندگی مشترک شود. سحر همیشه پیش من درد دل می‌کرد و از دست رفتارهای عجیب همسرش گله داشت. به همین خاطر به دادگاه خانواده شهریار رفت و دادخواست طلاق داد. وی افزود: شب حادثه همراه خواهرم سحر از سر کار به خانه می‌آمدیم. به نزدیکی خانه که رسیدیم، صدای بهنام را شنیدیم. سحر را به سمت خود کشاند و 2 گلوله شلیک کرد. وقتی جیغ زدم، بهنام به سرعت پا به فرار گذاشت. خواهرم خون‌آلود روی زمین افتاد و با آمدن اورژانس مرگ وی تایید شد.
 
پس از اظهارات شاهد حادثه، تحقیقات برای ردیابی قاتل فراری آغاز شد اما هیچ ردی از وی در دست پلیس نبود. کارآگاهان به خانه پدر و مادر بهنام رفتند اما آنها نیز اطلاعی از مخفیگاه پسرشان نداشتند.
 
در حالی‌که پلیس قدم به قدم در تعقیب هفت‌تیر‌کش فراری بود ردپای وی پس از 4 ماه در مشهد به‌دست آمد و وی در دام ماموران گرفتار شد.
 
بهنام در بازجویی‌ها پرده از جزئیات جنایت برداشت و گفت: در بین فامیل همیشه صحبت ازدواج من و سحر دختر‌دایی‌ام بود. چند ماه پیش از جنایت به خواستگاری سحر رفتم و به عقد یکدیگر در آمدیم. مدتی در شهرمان در آستارا کار می‌کردم و بعد به خانه پدر‌زنم در مارلیک آمدم و در نزدیکی خانه‌اش یک آپارتمان کوچک اجاره کردم و می‌خواستم مراسم عروسی‌مان را جشن بگیرم تا اینکه متوجه رفتارهای عجیب همسرم شدم. سحر می‌گفت مرا نمی‌خواهد و علتش را نمی‌گفت. به همین خاطر من تصور می‌کردم که پای یک رقیب عشقی در میان است. قاتل فراری ادامه داد: وقتی شنیدم سحر درخواست طلاق داده، خیلی به‌هم ریختم و آتش انتقام به جانم افتاد. سحر اصرار به جدایی داشت و من هم نقشه قتل او را کشیدم. برای اجرای این نقشه سیاه، به شهرستان کوهدشت خرم‌آباد رفتم و از آنجا یک اسلحه خریدم و شبانه خود را به جلوی در خانه پدر‌زنم رساندم و... . پس از قتل به کوچه مروی رفتم، یک شناسنامه جعلی خریدم و با آن به مشهد رفتم تا اینکه دستگیر شدم. این متهم صبح دیروز در شعبه 71 دادگاه کیفری پای میز محاکمه رفت. پدر و مادر سحر نیز خواستار اعدام داماد جنایتکار خود شدند. ساناز خواهر سحر که تنها شاهد جنایت بود به قضات گفت: خواهرم دانشجوی گرافیک بود. وی هنرمند بود، اما بهنام شوهرش تحصیلاتی نداشت و راننده تاکسی بود. اختلاف آنها بر سر این موضوع بود و با هم تفاهم نداشتند. خواهرم یک‌بار اقدام به خودکشی کرده بود. به همین خاطر درخواست طلاق داد. اما بهنام بی‌عاطفه با خرید اسلحه دست به قتل خواهر بی‌گناهم زد و من هر بار صحنه مرگ او را به خاطر می‌آورم، بی‌اختیار وحشت به جانم می‌افتد. پس از اظهارات تنها شاهد جنایت‌، متهم پشت تریبون ایستاد. وی خونسردانه جنایت را گردن گرفت و گفت: من یک دیوانه زنجیری هستم. نمی‌دانم چه‌طور شد که سحر را کشتم. شاید به‌خاطر حرف‌های اطرافیانم بود که اجازه ندادند در کنار او خوشبخت زندگی کنم. مرد هفت‌تیر‌کش نه‌تنها اظهار پشیمانی نکرد، بلکه گفت دوست دارد هرچه زودتر اعدام شود و دیگر به زندان باز‌نگردد. در پایان جلسه، عامل شلیک به سحر از سوی 5 قاضی عالیرتبه دادگاه کیفری به قصاص نفس محکوم شد.
 
---------------------------------
 
فريب خورده!

منوچهر مي گفت: يک دختر مي تواند ازدواج موقت داشته باشد و نبايد آزادي دختران را در جامعه، به عنوان يک فرد که خواسته ها و علايقي دارند، ناديده بگيريم.او معتقد بود در واقع ازدواج موقت فرصتي به يک دختر جوان مي دهد تا هم با اخلاق و رفتارهاي مردانه بيشتر آشنا شود و هم سر فرصت شوهر دلخواه خودش را پيدا کند.متاسفانه اين مرد زن و بچه دار با اين حرف ها مرا خام کرد و به طور پنهاني و بدون اطلاع خانواده ام با او رابطه پنهاني برقرار کردم.منوچهر مي گفت: براي ازدواج موقت نيازي به عقدنامه نيست و اگر زن و مرد به يکديگر تعهد اخلاقي بدهند و با رضايت کامل و رعايت حد و مرزهاي شرعي رفت و آمد داشته باشند، مشکلي به وجود نخواهد آمد.افسوس که من با اين عقايد احمقانه، تن به رابطه نامشروعي دادم که خيلي زود رنگ و بوي هوس به خود گرفت و صفحه سفيد سرنوشتم را لکه دار کرد.«هديه» در دايره اجتماعي کلانتري شهيد نواب صفوي مشهد افزود: ۳ سال قبل، پدرم بازنشسته شد و با پاداش پايان خدمت خود براي من و برادرم شرکتي تاسيس کرد. ما با منوچهر که از دوستان قديمي برادرم بود شريک شديم. چند ماه گذشت و تازه داشت کارهايمان رونق مي گرفت که اجل به برادرم مهلت نداد و او در حادثه رانندگي جان باخت.از آن به بعد من ماندم و منوچهر، و ديگر دوست نداشتم پا به داخل شرکت بگذارم! با دلتنگي هايي که داشتم تصميم گرفتم شرکت را تعطيل کنم اما دوست برادرم نيز که خودش را ناراحت و عزادار نشان مي داد گفت: اين کار را با برادرت شروع کرديم و براي شادي روح او هم که شده بايد شرکت را به هر قيمتي سرپا نگه داريم.با وجود اين که پدرم نيز اصرار داشت شرکت را تعطيل کنم اما من فريب چرب زباني ها و محبت هاي دروغين منوچهر را خوردم و اين مرد هوسران به مرور زمان مرا خام کرد و تن به خواسته هاي پليدش دادم.هديه اشک هايش را پاک کرد و بيان داشت: شايد باور نکنيد من درباره ازدواج موقت و شرايط آن هيچ اطلاعي نداشتم و فکر مي کردم منوچهر درست مي گويد در نتيجه حماقتي مرتکب شدم و بدون مشورت خانواده ام با او رابطه پنهاني برقرار کردم.متاسفانه در اثر اين روابط شيطاني باردار شدم و روزي که مشکل را به منوچهر گفتم او خيلي خونسرد جواب داد: اگر سهم خودم را از شراکت مان به نام او سند بزنم مرا به طور قانوني عقد خواهد کرد تا آبروريزي به بار نيايد.داشتم ديوانه مي شدم و مانده بودم چه خاکي بر سرم بريزم. افسوس که باز هم موضوع را به خانواده ام اطلاع ندادم و سهم خودم را از شرکت به نام منوچهر انتقال دادم اما او به وعده اش عمل نکرد و گفت بهتر است بچه را سقط کني.با شنيدن اين حرف انگار آتش به جانم انداخته اند و مي خواستم خودکشي کنم ولي منصرف شدم و به خانه رفتم تا موضوع را به والدينم اطلاع دهم اما لحظه اي که به خانه رسيدم متوجه شدم ميهمان داريم. از خانه بيرون آمدم و الان اين جا هستم تا راه نجاتي پيدا کنم.
 
-------------------------------------
 
 
بازجویی پلیس انگلیس از قصّابان به دنبال پیداشدن سر خوک در مسجد
 
پلیس انگلیس بعد از پیداشدن سر بریده خوک در یکی از مساجد شهر «کمبریج»، از قصّابان این شهر بازجویی می‏کند.

پلیس انگلیس همچنین در تلاش برای ردیابی مجرمان این حادثه در حال بررسی نوار ویدئویی ضبط شده از دوربین‏های‏ مدار بسته این مسجد است.

گفتنی است برخی از مسلمانان عقیده دارند این حادثه که دوشنبه شب گذشته رخ داد، بی‏ارتباط با برنامه‏‏ی اجرا شده برای بالارفتن تعداد نمازگزاران در مسجد نیست، چرا که این برنامه با اعتراض ساکنان محل مواجه شده بود.
 
----------------------------------------
 
راننده شیطانی سرویس مدارس آفریقا

مردی در آفریقای جنوبی که به عنوان راننده سرویس دانش‌آموزان استخدام شده بود به یکی از مسافران 14 ساله خود تعرض کرد. به گزارش پایگاه خبری «نیوز24»، پلیس آفریقای جنوبی از دستگیری مردی 58ساله خبر داد که به عنوان راننده سرویس، دختری 14 ساله را مورد تجاوز قرار داده است. بر اساس این گزارش، این مرد 58 ساله پس از پیاده کردن تمام دانش‌آموزان، قربانی خود را طی 3 ماه تا زمان دستگیری، به خانه خود برده و با وی مرتکب اعمال منافی عفت شده است.در نهایت قربانی 14 ساله تهدیدات متجاوز را از فکر خود بیرون کرده و مراتب را به پلیس اطلاع داد.قربانی هم‌اکنون در یک مرکز درمانی به سر می‌برد و متهم نیز بزودی به جرم تجاوز به سزای عملش می‌رسد.
 
 
---------------------------------------------
 
 

دستگيري زني به جرم فروش نوزاد ۵ماهه در مشهد

زني ۳۵ ساله به جرم خريد و فروش نوزادي ۵ ماهه در جاهدشهر مشهد دستگير شد.به گزارش پايگاه اطلاع رساني پليس، در پي گزارشي مبني بر پيشنهاد فروش نوزادي ۵ ماهه توسط زني ۳۵ ساله، ماموران کلانتري بلافاصله وارد عمل شدند و اين زن را دستگير و به همراه نوزاد به کلانتري انتقال دادند.متهم ۳۵ ساله، خود را زينب معرفي کرد ، عنوان کرد: ۲ ماه قبل کودک را از مادربزرگش به مبلغ ۲۰۰ هزار تومان خريداري کرده و قصد داشته است آن را به مبلغ ۳ ميليون و پانصد هزار تومان به فروش برساند.مادربزرگ نوزاد نيز بلافاصله به کلانتري احضار شد و در بازجويي هاي پليس گفت: مادر نوزاد معتاد بوده و از شوهر خود طلاق گرفته و از دخترش خبري ندارد.متهمان با تشکيل پرونده به مقام قضايي معرفي شدند.
Bookmark and Share
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۰
انتشار یافته: ۱
لاله
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۰:۴۴ - ۱۳۹۰/۰۶/۲۱
0
1
از زحمت هایتان متشکرم . لطفا سرگذشت های بلندتر و بیشتری بنویسید. ممنون
نظرات بینندگان:
نام:
ایمیل:
* نظر: