کد خبر:۴۲۸۸
تاریخ انتشار: ۰۴ مهر ۱۳۸۹ - ۰۷:۵۶
تعداد بازدید: 3325
print نسخه چاپی
send ارسال به دوستان
saveذخیره
دختری قرباني مشاجره با نامادري
براي اين كه او را بترسانم روي سرش «تينر» ريخته و تهديدش كردم اگر يك بار ديگر مادرخوانده‌اش را اذيت كند او را آتش مي‌زنم. بعد هم كبريت كشيدم كه ناگهان «شيما» شعله‌ور شد.
عکس هاي شخصي!

با يکي از هم کلاسي هايم، تحقيق علمي خود را آماده کرديم و سپس مطالب تايپ شده را روي فلش ريختيم و به کافي نت برديم تا با چاپ آن، جزوه اي را براي دانشگاه آماده کنيم.جواني که در کافي نت کار مي کرد فلش را گرفت و پس از چند دقيقه مطالب تحقيقي را روي کاغذ چاپ کرد و همراه فلش به دستمان داد.دختر دانشجو افزود: ما بلافاصله به خوابگاه برگشتيم و از اين که کار تحقيقي مان تمام شده، خوشحال بوديم، ولي فرداي آن روز وقتي از خوابگاه بيرون آمديم متوجه شديم ۲ قطعه عکس از جشن تولدم روي ديوار خوابگاه نصب شده است.من و دوستم با تعجب و در حالي که عصباني و نگران شده بوديم عکس ها را پاره کرديم. در اين لحظه ناگهان شاگرد کافي نت جلو آمد و با لحني تهديدآميز گفت: تمام عکس هاي شما را از روي فلش برداشته ام و اگر با من دوست نشويد بلايي به سرتان مي آورم که از خجالت نتوانيد سرتان را بالا بگيريد.دختر دانشجو ادامه داد: با شنيدن اين حرف سرم سوت کشيد و به ياد عکس هاي خصوصي ام با نامزدم افتادم که در حافظه فلش ضبط شده بود. با ترس و لرز و گريه گفتم: خواهش مي کنم عکس ها را از روي حافظه سيستم رايانه ات پاک کن و آبروي ما را به بازي نگير.پسر جوان با خنده اي شيطاني جواب داد: تازه مي خواهم عکس هاي تو و شوهرت را روي اينترنت منتشر کنم، حالا به پيشنهادي که دادم فکر کنيد و اگر آبروي تان را دوست داريد خواسته هايم را عملي کنيد! من قول مي دهم در اين باره به کسي چيزي نگويم!او سوار موتورسيکلتش شد و رفت و من هم با دلهره و نگراني خودم را به کلانتري رساندم تا کمک بگيرم. اما واقعا نمي دانم با چه عقلي عکس هاي شخصي ام را از روي حافظه حذف نکردم و بدون توجه به عواقب اين کار به کافي نت رفتم. خواهش مي کنم کمکم کنيد که خيلي دل شوره دارم.با اعلام شکايت ۲ دختر دانشجو، تيم هاي اطلاعات و عمليات پليس امنيت عمومي شهرستان قوچان بلافاصله وارد عمل شدند و متهم پرونده که شاگرد کافي نت بود را دستگير و اقدامات قانوني را به عمل آوردند.
 
 
--------------------------------
 
نگاه کارشناس
چند نكته مهم درباره «طلاق»

قاضي «مطلبي» ـ رئيس شعبه 269 مجتمع قضايي ونك
 
زناني كه با توافق مي‌خواهند از همسرانشان جدا شوند توجه نمايند اگر قصد بخشيدن مهريه و ساير حقوق قانوني‌شان را دارند بايد هنگام تشكيل جلسه دادگاه اعلام كنند كه در قبال «طلاق»، حقوق خود يا بخشي از آن را «بذل» مي‌كنند. چرا كه در مواردي زن با حضور در دادگاه بيان كرد، حقوقش را مي‌بخشد اما اظهار نمي‌كند اين بخشش در قبال طلاق است. در آن صورت زن به صورت قانوني از حقوقش مي‌گذرد بدون آنكه طلاق واقع شود. بنابراين زنان بايد دقت بيشتري كنند.
دادگاه خانواده به هيچ‌عنوان محيط مناسبي براي كودكان نيست و تأثيرات روحي، رواني نامطلوبي در روحيه بچه‌ها دارد. بنابراين پيشنهاد مي‌شود خانواده‌ها وقتي به هر دليلي راهي دادگاه مي‌شوند از آوردن كودكان خودداري كنند و آنها را وسيله اثبات ادعا يا حقوق‌شان قرار ندهند.
زماني كه زن از شوهرش كراهت دارد بايد رضايت وي را در قبال طلاق جلب كند.
زنان حق طلاق ندارند، مگر زماني كه عذر موجه داشته باشند.
 
 
-----------------------------------------
 

دختری قرباني مشاجره با نامادري

مشاجره دختر 12 ساله و نامادري، سرنوشت هولناكي براي دختربچه به دنبال داشت.
روز 13 شهريور امسال صداي نالان دختربچه‌اي كه تقاضاي كمك مي‌كرد سكوت محله‌اي در شهرستان «خرمدره» زنجان را شكست. اهالي وقتي از خانه بيرون دويدند خانه همسايه را در آتش ديدند. بلافاصله آنها براي خاموش كردن آتش وارد خانه شده و دقايقي بعد، در كمال ناباوري با پيكر شعله‌ور «شيما» -12 ساله- روبه‌رو شدند.پيكر نيمه‌جان دختربچه بلافاصله به بيمارستان منتقل شد كه پزشكان با معاينه پيكرسوخته «شيما» و سوختگي 85 درصدي، او را در بخش مراقبت‌هاي ويژه بستري كردند.از سوي ديگر با اعلام موضوع به پليس، تيمي از كارآگاهان تحقيق در اين باره را آغاز كردند. نخستين بررسي‌ها حاكي از آن بود پدر و مادر «شيما» 11 سال قبل به خاطر اختلافات شديد از هم جدا شده و سه سال قبل نيز پدر «شيما» با زن ديگري ازدواج كرده بود.كارآگاهان سپس به بازجويي از پدر و نامادري «شيما» پرداختند اما نامادري دختر بچه، با رد هرگونه دخالتي در ماجراي آتش سوزي اظهار داشت: «شوهرم «شيما» را براي تنبيه به اتاقي برد و ناخواسته او را سوزاند!»پدر «شيما» نيز گفت: ساعاتي قبل از حادثه، دخترم و نامادري‌اش مشاجره تندي كرده بودند. البته دخترم سر به هوا بود و از دستش بشدت عصباني بودم. براي اين كه او را بترسانم روي سرش «تينر» ريخته و تهديدش كردم اگر يك بار ديگر مادرخوانده‌اش را اذيت كند او را آتش مي‌زنم. بعد هم كبريت كشيدم كه ناگهان «شيما» شعله‌ور شد. همان موقع با كمك اهالي آتش را خاموش كرده و دخترم را به بيمارستان منتقل كرديم!» بر اساس این گزارش، 11 روز پس از حادثه و به دنبال مرگ دختر 12 ساله روند رسيدگي به پرونده وارد مرحله تازه‌اي شد و قاضي دادگاه پدر شيما را به اتهام قتل بازداشت كرد. مادر بزرگ «شيما» نيز به خبرنگار ما گفت: «روز قبل از حادثه، شيما به خانه ما آمده بود. صبح هم راهي خانه‌شان شد. پس از چند ساعت از طريق همسايه‌هاي داماد سابقم در جريان اين جنايت قرار گرفتم. بنابراين بلافاصله همراه دخترم – مادر شيما – راهي بيمارستان شديم و...البته روزي كه نوه‌ام به خانه ما آمده بود متوجه آثار سوختگي و شكنجه روي بدنش شده بوديم. حالا هم از عامل يا عاملان جنايت شكايت داريم.»هم اكنون تحقيقات در اين باره ادامه دارد.
 
 
-----------------------------------
 
 
دختر كر و لال پس از يك سال فرار و ازدواج با پسر جوان دستگير شد

 دختر جوان كر و لالي كه يك سال پيش از خانه فرار كرده و يك پسر جوان ازدواج كرده بود دستگير شد.

به گزارش فارس، عصر 28 شهريور سال گذشته مرد ميانسالي در مراجعه خود به شعبه يكم دادياري دادسراي امور جنايي تهران به هاشميان، گفت: دختر 20 ساله‌ام كر و لال است.

وي مدعي شد: چند ماه قبل در يك پاركي در محله مان با يك زن آشنا شد. اين آشنائي آنها كم كم به دوستي و در ادامه تبديل به وابستگي شديد دخترم به اين خانم شد.

از نظر خانواده، روحيات و اخلاق دخترم بهتر از قبل شده بود. كمتر بهانه‌گيري مي‌كرد. افسردگي و گوشه گيري جايش را به شادي و نشاط داد. ما هم از اين بابت خيلي خوشحال بوديم.

وي افزود: متأسفانه اين خوشحالي ما زياد طول نكشيد. آن اوايل، دخترم فقط براي ساعاتي و در برخي روزها به خانه‌اش مي‌رفت. در ادامه برخي شب‌ها و به بهانه اين كه شوهرش امشب در خانه نيست و او تنهاست شب را هم در خانه‌اش مي‌گذراند.

اين شرايط به حدي رسيد كه اين اواخر بيشتر از خانه ما، در خانه او بود تا اين كه در ادامه غيبت‌هايش فهميديم با يك پسر دوست شده است.

به ما خبر رسيد اين پسر وضعيت چندان مناسبي هم ندارد. با حساسيت‌هاي اوليه‌مان وي كاملاً نسبت به ما جبهه گرفت. مخالفت مي‌كرد و بهانه جوئي مي‌كرد.

اوقات تلخي‌ها كم‌كم تبديل به كتك كاري شد. تا جايي كه به حالت قهر از خانه رفت. اخيراً فهميديم كه كارشان از يك دوستي ساده پسر و دختري گذشته است و هر بار كه او را با هزار عذر و بهانه و ترفند و حتي تهديد به خانه آورديم؛ طولي نكشيد كه باز هم از خانه فرار مي‌كرد.

اين مرد ميانسال مدعي شد مدتي است كه كار دخترم شده دوستي با پسرهاي خلافكار. با اعتراض‌هاي من و مادرش، اين زن، هيچ مسئوليتي را قبول نمي‌كرد. مي‌گفت در دوستي دخترم با پسرها او هيچ دخالتي ندارد. در حالي كه ما مي‌دانستيم هر چه هست زير سر اين زن است.

با دستور داديار شعبه يكم دادسراي جنايي تهران، پرونده فقدان اين دختر ناشنوا به كارآگاهان پايگاه پنجم پليس آگاهي تهران بزرگ ارجاع شد.

كارآگاهان در تحقيقات نخست خود ابتدا آدرس اين زن را به نام ياسمن به دست آورده كه وي در مقابل سوالات افسر پرونده گفت: از سرنوشت دختر خبري ندارم. چرا كه با دوستي‌هاي دختر با پسرها و از اين كه خانواه‌اش من را مقصر مي‌دانستند، مجبور شدم تا خانه‌ام را عوض كند.

در ادامه رسيدگي به اين پرونده، كارآگاهان دريافتند كه فقداني بعد از ياسمن با يك زن ديگر به نام فاطمه 37 ساله آشنا شده و هم اكنون با وي زندگي مي‌كند.

با تحقيقات دامنه‌دار و ميداني، منزل اين زن در محدوده خيابان آزادي شناسايي شد. فاطمه به همراه برادرش به نام سياوش دستگير و به پايگاه پنجم منتقل شدند.

سياوش به افسر پرونده گفت: چند ماه قبل، از طريق خواهرم با اين دختر آشنا شدم. وي مدتي در منزل خواهرم با ما زندگي مي‌كرد. اما بعد از آن از آنجا هم رفت. ديگر از او هيچ اطلاعي ندارم.

در اين مرحله فاطمه كه خود يكي از متهمان اين پرونده بود، مشخصات زن ديگري را به نام ساناز به مأموران داد و گفت: ممكن است او از وضعيت فقداني مطلع باشد.

به نظر مي‌رسيد ساناز آخرين فرد مرتبط با دختر كر و لال باشد. لذا با اطلاعات اندكي كه افسر پرونده در مورد ساناز در اختيار داشت، وي هم پس از چند هفته پيگيري و جستجو در شرق تهران شناسايي و دستگير شد.

اين زن جوان هم به كارآگاهان گفت: من هم از چند ماه قبل به اين طرف دختر كر و لال را نديدم. اما مي‌دانم وي در آخرين روزهايي كه او را مي‌ديدم با يك پسر جوان به نام مجيد كه در بلوار ابوذر در شرق تهران ساكن بود دوست شده بود.

با تحقيقات پيگيرانه كارآگاهان پايگاه پنجم آگاهي تهران و اطلاعات اندكي كه ساناز از مجيد داشت؛ منزل پدري مجيد 28 ساله در بلوار ابوذر شناسايي و پس از هماهنگي قضايي، مجيد به همراه دختر كر و لال دستگير و به پايگاه پنجم دستگير شدند.

مجيد در اعترافاتش گفت: من 6 ماه پيش با اين دختر در خيابان آشنا شدم. وقتي فهميدم كه كر و لال است، او شرايطش را برايم نوشت. او را به خانه بردم و به خانواده‌ام معرفي كردم. وقتي او حاضر نمي‌شد تا به منزل برگردد، وقتي خانواده علاقه مرا نسبت به او ديدند؛ او را به عقد من در آورده و در اين چند ماه با ما زندگي مي‌كرد.

سرگرد محمد نظري رئيس مركز اطلاع‌رساني پليس آگاهي تهران بزرگ، گفت: ضروري است تا در محاكم قضايي و انتظامي، اين‌گونه پرونده‌ها توسط كارشناسان علوم اجتماعي ريشه‌يابي شود.

 
--------------------------------------

برخورد با توزيع‌كنندگان فيلم و عكس‌هاي خصوصي

رئيس پليس امنيت اخلاقي ناجا از برخورد جدي نيروي انتظامي با افراد سودجو خبرداد كه فيلم و عكس‌هاي خانوادگي مردم را پخش مي‌كنند.به گفته سردار روزبهاني، اگر جرم مشهودي رخ دهد پليس وارد عمل خواهد شد و درصورت دستگيري مجرمان بنا بر نياز با توجه به حكم قضايي، پليس به بررسي وسايل ارتباطي همچون رايانه، فلش و... مي‌كند. در صورت تأييد سوءاستفاده از عكس‌هاي شخصي، با مجرمين برخورد مي‌شود.رئيس پليس امنيت اخلاقي ناجا با اشاره به اجراي طرح ارتقاي امنيت اجتماعي، خاطرنشان كرد: پليس در اجراي اين طرح‌ها با فروشندگان سي‌دي‌هاي غيراخلاقي يا فروش غيرمجاز فيلم، برخورد مي‌كند اما برخوردي كه با منتشركنندگان سي‌دي‌هاي غير مجاز صورت مي‌گيرد، در مقابل برخوردي كه پليس با توزيع‌كنندگان سي‌دي‌هاي خانوادگي دارد، متفاوت است، چون اين موضوع نوعي تجاوز به حريم خصوصي خانواده‌ها محسوب مي‌شود.وي درباره نظارت بر اماكني همچون آتليه‌ها و تعميرات رايانه نيز اظهاركرد: تا زماني كه اصناف و مسئولان امر در رابطه با عملكرد صنف‌هاي مختلف وجود دارند، پليس مسئوليتي براي پيشگيري از وقوع جرايم در برخي از اصناف مانند آتليه‌ها ندارد.
بازپرس پرونده در گفت‌وگو با «ايران»، نتايج آخرين تحقيقات را اعلام كرد
 
-------------------------------------

افشاي جنايت سياه در خانه ويلايي

 دو مرد شيطان صفت كه پس از ربودن زن جواني وي را در خانه ويلايي مورد آزار و اذيت قرار داده بودند گمان نمي‌كردند پليس سايه به سايه در تعقيب آنهاست. 
كارآگاهان اداره شانزدهم پليس آگاهي تهران حدود يك ماه قبل با دريافت شكايت زن جواني در جريان اين ماجراي شوم قرار گرفتند.زن جوان گفت: مدتي قبل از همسرم جدا شده و با خانواده‌‌ام زندگي مي‌‌كنم. غروب ديروز براي رفتن به خانه‌ام در شرق تهران سوار خودروي «روآ» شدم كه دو مرد سرنشين بودند. پس از طي مسير مسافت كوتاهي ناگهان راننده تغيير مسير داد و وارد جاده لواسان شد. وقتي هم اعتراض كردم يكي از آنها با تهديد گفت: «ما دو نفر از سوي مردي اجير شده‌ايم تا تو را به خانه‌اش ببريم براي اين كار هم 2 ميليون تومان گرفته‌ايم!»
قرباني جنايت سياه ادامه داد: در حالي كه بشدت ترسيده بودم با تهديد آنها به ناچار سكوت كردم تا اين كه دقايقي بعد وارد ويلايي در لواسان شديم كه هيچكس در آنجا نبود. اما متأسفانه دو مرد شيطان صفت مرا مورد آزار و اذيت قرار دادند. سپس با تهديد به قتل مرا سوار بر خودرو در خيابان خلوت رها كرده و رفتند.»پس از اين شكايت، كارآگاهان تجسس براي شناسايي و دستگيري تبهكاران را آغاز كرده و با رديابي‌هاي شبانه‌‌روزي سرانجام مالك اصلي خودرو را شناسايي كردند. حميد پس از دستگيري و انتقال به اداره شانزدهم پليس آگاهي، تحت بازجويي قرار گرفت اما منكر اطلاع از آدم‌ربايي و آزار و اذيت زن جوان شد و گفت: من كارمند يك شركت معتبر و متأهل هستم.اما به محض روبه‌رو شدن با شاكي بلافاصله شناسايي شد.بدين ترتيب مرد جوان لب به اعتراف گشود و گفت: آن روز با دوستم حامد اين نقشه شيطاني را طراحي و اجرا كرديم و زن جوان را به ويلاي پدر حامد برديم.پس از اعترافات شوم مرد شيطان صفت، همدستش نيز دستگير و به اداره آگاهي منتقل شد.هم اكنون دو تبهكار به اتهام آدم‌ربايي و آزار و اذيت زن جوان بازداشت هستند و تحقيق از آنها در اداره شانزدهم پليس آگاهي ادامه دارد.

---------------------------------------- 
 
زني در دادگاه‌ خانواده مدعي شد:
روزي 5 هزار تومان براي پول توجيبي‌ام كافي نيست

 زني به دادگاه آمد و گفت: من با روزي 5 هزار تومان نمي‌توانم زندگي‌ام را بگذرانم و خرجي بيشتري مي‌خواهم ولي شوهرم مي‌خواهد به خاطر همين موضوع مرا طلاق ‌دهد.

به گزارش فارس ، مردي با مراجعه به دادگاه خانواده شهيد محلاتي دادخواست جدايي خود را به قاضي شعبه 236 اين مجتمع قضايي ارائه كرد.

اين مرد در حضور قاضي اين شعبه گفت: همسرم هر روز نفقه و پول توجيبي بيشتري از من مي‌خواهد و من از اين وضع خسته شدم.

وي با بيان اينكه نفقه حق زنم است ولي او زياده‌روي مي‌كند، ادامه داد: وقتي به او روزي 5 هزار تومان مي‌دهم درخواستش بيشتر مي‌شود و من نمي‌توانم با اين موضوع كنار بيايم.

مرد در مقابل قاضي اين دادگاه خانواده شهيد محلاتي بيان كرد: ما فرزندي نداريم و مي‌توانيم از هم جدا شده و تنها زندگي كنيم.

زن در دادگاه حاضر شد و گفت: خرج زندگي‌ام بسيار است و بايد از شوهرم درخواست وجه نقدي بيشتري بكنم.

وي با بيان اينكه من ولخرج نيستم و در حد توان از شوهرم وجه نقد مي‌خواهم، ادامه داد: من نمي‌توانم به خاطر پول زندگي‌ام را نابود كرده و از شوهرم جدا شوم.

مرد بار ديگر در دادگاه بيان كرد: من بايد از او جدا شوم و ديگر پولي براي خرجي همسرم نمي‌توانم بپردازم و او بايد اين را متوجه شود.

وي بيان كرد: 5 هزار تومان كفاف خرج زندگي و خواسته‌هاي مرا نمي‌دهد به همين دليل من هر بار درخواست بيشتري از شوهرم دارم.

قاضي اين شعبه، بعد از شنيدن اظهارات طرفين زن و مرد را به مراوده و مصالحه دعوت كرد.
همچنين حكمي مبني بر طلاق صادر نكرده و پرونده را مختومه اعلام كرد.
 
 
---------------------------------------
 

جشن تولد دوقلوهای 98 ساله
 
دوقلوهای 98 ساله فرانسوی که پیرترین جفت‌های جهان هستند، روز پنجشنبه هفته گذشته تولد خود را جشن گرفتند. «ریموندا و لوسین وات‌لید» که 98 سال از سن‌شان می‌گذرد، پیرترین دوقلوهای جهان بوده و به همین دلیل نامشان در کتاب رکوردهای گینس به ثبت رسیده است. این 2 خواهر فرانسوی در مصاحبه‌ای با رسانه‌های دولتی این کشور، عنوان کردند که راز زندگی طولانی و سالم‌شان ورزش، مصرف غذای سالم و لذت بردن از زندگی است. این 2 خواهر 98 ساله در ادامه خاطر‌نشان کردند: ما در سال‌های دهه 1930 میلادی عضو تیم ژیمناستیک فرانسه بودیم. هر دوی ما 4 بار ازدواج کردیم و 4 فرزند، 7 نوه و 13 نتیجه داریم. ما هنوز تصور می‌کنیم که 20 ساله هستیم! به گزارش فرانسه، «ریموندا» برای کمیسیون انرژی اتمی فرانسه کار می‌کرده و «لوسین» خانه‌دار است. با این حال، هر دو هم‌اکنون اوقات پیری خود را در کنار هم می‌گذرانند. در گزارش خبرگزاری فرانسه نیز آمده است که این دو‌قلوها در 22 سپتامبر سال 1912 میلادی به دنیا آمده‌اند. همچنین لوسین 10 دقیقه از خواهرش بزرگ‌تر است.
 
 
------------------------------------
 

سکوت 2 مظنون در قتل دومین پزشک

2 مرد که همراهان یکی از بیماران دکتر سرابی بوده و وی را تهدید به مرگ کرده بودند، بازداشت شدند. پلیس درحالی‌که هنوز سرنخی از عاملان شلیک به دکتر سودبخش به دست نیاورده در برابر سکوت این 2 مظنون اصلی در قتل دومین پزشک تهران قرار گرفته است. ساعت 19:30 چهارشنبه 31 شهریور‌ماه سال‌جاری وقتی دکتر سرابی برابر خانه‌اش واقع در میدان 53 نارمک پیاده قدم می‌زد از سوی 2 موتورسوار هدف گلوله قرار گرفت و پس از 43 ساعت دست و پنجه نرم کردن با مرگ، روز جمعه تسلیم سرنوشت شد. این دومین پزشکی بود که در کمتر از 24 ساعت مورد حمله موتورسواران مسلح قرار می‌گرفت چراکه روز سه‌شنبه دکتر سودبخش نیز در بلوار کشاورز و در برابر دیدگان منشی دفترش به قتل رسیده بود. سریالی بودن این 2 شلیک از سوی مقامات قضایی و پلیسی و حتی وزیر بهداشت خیلی ضعیف دانسته شد و رئیس پلیس آگاهی تهران از تهدیداتی گفت که بستگان یک بیمار پس از مرگ وی دست به آن زده و دکتر سرابی را باعث مرگ بیمار دانسته و گفته بودند این پزشک را خواهند کشت. همین سرنخ در دستور کار اداره 10 پلیس آگاهی قرار گرفته شد و ماموران توانستند خیلی زود 2 مظنون اصلی به قتل دکتر و متخصص قلب را بازداشت کنند. بازپرس شهریاری از شعبه 7 دادسرای امور جنایی تهران با بیان این مطلب گفت که درحال تحقیق از 2 مظنون هستند و امیدوارند خیلی زود زوایای پنهان قتل دومین پزشک فاش شود. این درحالی است که درباره پرونده قتل دکتر سود‌بخش هنوز هیچ اظهار‌نظری نشده و تصور می‌رود هیچ سرنخی در این زمینه وجود نداشته باشد.

سوال‌های بی‌پاسخ
 
به گفته وزیر اسبق بهداشت و درمان، درباره حادثه قتل 2 پزشک سوالات بسیاری وجود دارد که تا روشن نشدن علت و عوامل حادثه نمی‌توان درباره آن اظهارنظر کرد. مسعود پزشکیان با اظهار تاسف از قتل 2 تن از پزشکان درهفته گذشته با فاصله یک روز، تصریح کرد: نخست باید علت این حادثه بررسی شود، اگر علت مشخص نشود اقدامی نظیر در اختیار نهادن وسایل دفاع شخصی به پزشکان مشکلی را حل نمی‌کند. وی تاکید کرد: باید مساله ریشه‌ای حل شود و پس از آن نسبت به توصیه‌ها و انجام برنامه‌های پیشگیرانه اقدام شود. نماینده مردم تبریز در خانه ملت ادامه داد: نیروی انتظامی و مسؤولان ذی‌ربط باید با انجام بررسی‌های دقیق عوامل بروز این 2 حادثه را شناسایی و هر چه سریع‌تر سرنخ‌هایی در این باره کشف کنند. عضو کمیسیون بهداشت مجلس شوراي اسلامي در خاتمه خاطرنشان کرد: پزشکان در جامعه احترام خاصی دارند و اینگونه نیست که همه پزشکان مورد تهدید باشند، لذا باید علت حادثه مشخص و اطلاعات دقیق کسب شود.
 

------------------------------------ 
 
 
درخواست جدايي تنبيه مرد براي درس خواندن زنش

مرد جواني به دادگاه خانواده آمد و مدعي شد كه عاشق تحصيل است و مي‌خواهد از زنش كه اصلاً تمايلي به ادامه تحصيل ندارد، جدا شود.

به گزارش فارس ، مردي با مراجعه به دادگاه خانواده شهيد محلاتي دادخواست جدايي خود را به قاضي نجفي رئيس شعبه 234 اين مجتمع قضايي خانواده ارائه كرد.

اين مرد 33 ساله در حضور قاضي نجفي بيان كرد: همسرم دانشجو است و سال دوم حسابداري تحصيل مي‌كند ولي حالا مايل به ادامه تحصيل نبوده و مي‌خواهد از درس رها شود.

وي با بيان اينكه من عاشق زن تحصيلكرده هستم، ادامه داد: مي‌خواهم همسرم مانند من تحصيل كرده باشد ولي او حرف از كشش نداشتن و درس نخواندن مي‌زند.

مرد گفت: ما فرزندي نداريم كه همسرم نتواند تحصيل كند، در واقع هيچ مانعي براي تحصيل كردن او وجود ندارد و حتي من حاضر به تشويقش در اين زمينه هستم.

زن 30 ساله در دادگاه حاضر شد و گفت: من استعدادي در تحصيل كردن ندارم و مي‌خواهم از ادامه تحصيل رها شوم ولي شوهرم مانع است.

وي با بيان اينكه از اصرار شوهرم خسته شدم، ادامه داد: جدايي تنها راه براي نجات از من نيست شوهرم بايد خودش را تغيير دهد و نگاهش را متفاوت كند.

مرد بار ديگر در مقابل قاضي نجفي بيان كرد: همسرم بايد تحصيل كرده باشد و گرنه من از او جدا مي‌شوم و تنها زندگي خواهم كرد.

قاضي نجفي حكمي مبني بر طلاق صادر نكرد و پرونده را مختومه اعلام كرد.
 
 
-------------------------------------

بازداشت زن 17 ساله به اتهام کلاهبرداری
 
زن 17 ساله‌ای که سردسته باند کلاهبرداری در مشهد بود دستگیر شد.
 
مدیر یکی از فروشگاه‌های لوازم خانگی مشهد در تماس با فوریت‌های پلیسی 110 اعلام کرد: خانم
17 ساله‌ای که با چک‌های جعلی 3 میلیون تومان سرم کلاه گذاشته است را در مغازه‌ام دستگیر کرده‌ام. در پی این تماس تلفنی هماهنگی‌های لازم از طریق مرکز فرماندهی و کنترل پلیس مشهد به عمل آمد و تیم‌های آگاهی کلانتری مصلی بلافاصله خود را به محل مورد نظر رساندند.
 
صاحب فروشگاه به افسر گشت پلیس گفت: دیروز صبح این زن جوان به اتفاق 2 مرد ناشناس وارد مغازه‌ام شدند و پس از خرید 3 میلیون تومان کالا شامل یخچال فریزر، تلویزیون ال‌سی‌دی، ماشین لباسشویی و اجاق‌گاز، 3 برگ چک به دستم دادند و رفتند اما لحظاتی بعد متوجه شدم چک‌ها جعلی هستند و منتظر ماندم تا برای تحویل یکی از کالاهای خریداری شده که سر شب قرار داشتیم بیایند.
 
شاکی پرونده افزود: وقتی این زن جوان وارد مغازه‌ام شد من او را دستگیر کردم ولی 2 همدستش فرار کردند.
 
با انتقال متهم به کلانتری، 2 همدست او شناسایی و تلاش پلیس برای دستگیری آنان آغاز شده است.
 
 
-------------------------------------
 
 
بازپرس و پلیس جنایی پایتخت درحال رازگشایی از این معما هستند
ردپای کیف‌‌قاپ وحشی در جنایت شامگاهی
 
حمله وحشیانه
 
ساعت 12 ظهر روز 21 خرداد‌ماه سال‌جاری رهگذری در بالای زیرگذر خیابان ری‌ - امین حضور – تهران صحنه هولناکی را دید.
 
2 جوان موتورسوار با دیدن مردی که کیف‌دستی‌ای در اختیارش بود به سمت وی حمله کردند تا کیفش را بدزدند و زمانی‌که با مقاومت مرد مسافر روبه‌رو شدند بی‌رحمانه چاقو به دست گرفته و ضرباتی را به بدن طعمه‌شان زدند.
 
مرد رهگذر بلافاصله با موبایل خود به فیلمبرداری از این صحنه وحشیانه دست زد و همزمان برای نجات جان مرد زخمی فریاد‌ زد تا توجه 2 کیف‌قاپ به تصویربرداری موبایلش جلب شود.
 
وقتی 2 پسر بالای سر خود را نگاه کردند، دیدند از آنان فیلمبرداری می‌شود و درحالی‌که موفق به سرقت کیف نشده بودند با موتوسیکلت پا به فرار گذاشتند.
 
دقایقی بعد اورژانس با اعزام به محل سرقت خونین، مرد جوان را که مسافری از شمال کشور بود به بیمارستان انتقال دادند و وی با وجود تعداد زیاد ضربات چاقو از مرگ حتمی نجات یافت. چند روز بعد و درحالی‌که پلیس خود را در برابر معمای حمله مرگبار به مسافری می‌دید یک فیلم دلخراش پیش‌رویش قرار گرفت که در آن دیده می‌شد 2 کیف‌قاپ وحشی چه جولانی در خیابان‌های پایتخت می‌دهند.
 
با توجه به شکار چهره کیف‌قاپ‌ها، تیمی از ماموران پلیس آگاهی به عملیات اطلاعاتی ویژه‌ای دست زدند و خیلی زود میلاد 18 ساله و همدستش را به دام انداختند.
 
این پسر که بارها به‌خاطر سرقت و کیف‌قاپی بازداشت شده بود با دیدن فیلم اقدام وحشیانه‌اش چاره‌ای جز اعتراف ندید و ادعا کرد پس از خوردن مشروب به همراه دوستش درحال گشت‌زنی بوده‌اند که مرد جوان و تنهایی را دیده‌اند و برای سرقت کیفش به سمت وی حمله کرده و تا وقتی پی نبرده بودند از آنان فیلمبرداری شده است، نمی‌دانستند طعمه‌شان را تا پای مرگ کشانده‌اند.
 
در تحقیق از این 2 جوان کیف‌قاپ مشخص شد که آنان بارها با تهدید چاقو براحتی زورگیری کرده‌اند اما وقتی مرد مسافر اعتنایی به تهدید آن دو نکرده و نمی‌‌خواست کیف را به آنان بدهد با چاقو ضرباتی را به بدنش وارد کرده‌اند.
 
قتل کارمند راه‌آهن
 
پلیس بر این باور بود که میلاد در جریان سرقت‌های وحشیانه‌اش می‌توانسته دست به جنایت نیز زده باشد.
 
با همین فرضیه، پرونده‌هایی که در آن کیف‌قاپان دست به قتل زده‌اند تحت بررسی قرار داده شد و کارآگاهان خود را در برابر جنایتی دلخراش دیدند.
 
ساعت 21 شامگاه یکشنبه 16 اسفند‌ماه سال‌ گذشته در خیابان مختاری و روبه‌روی ساختمان شماره 5 مرد 51 ساله‌ای به نام هانی مراد‌پور از سوی کیف‌قاپان جنایتکار از پای درآمده بود.
 
وقتی ماموران کلانتری 115 رازی پای در قتلگاه گذاشتند با گریه‌های دختر جواني روبه‌رو شدند که ادعا می‌کرد همه صحنه قتل پیش‌روی چشمانش رخ داده و 2 موتور‌سوار که می‌خواستند کیسه‌ای پلاستیکی را از هانی بدزدند وی را با ضربات چاقو به قتل رسانده‌اند.
 
تحقیقات محلی از سوی بازپرس هنرمند نشان می‌داد که قربانی کارمند راه‌آهن بوده و در زمان حادثه با بازگشت از محل کارش، خانه‌شان را برای رفتن به خشکشویی ترک کرده که در مسیر خانه‌اش مورد حمله کیف‌قاپان قرار گرفته است.
 
در بررسی کیسه پلاستیکی نیز مشخص شد هانی در آن کیسه چیزی جز کپی‌شناسنامه و برگه‌های شخصی نداشته و وی آماده می‌شده تا در هفته آینده جشن عقد پسرش را برپا کند.
 
سکوت و انکار

میلاد وقتی درباره کیف‌قاپی از کارمند راه‌آهن تحت بازجویی گرفته شد آن را نپذیرفت و ادعا کرد دخالتی در قتل هانی نداشته است و اصلا اطلاعی از کیف‌قاپی در خیابان مختاری ندارد.
 
اتهام قتل

در این مرحله پس از ارجاع پرونده به بازپرس شهریاری از شعبه هفتم دادسرای امور جنایی تهران، وی دستور پیگیری ویژه اتهام قتل میلاد را صادر کرد. بدین‌ترتیب، دختر جوان که شاهد قتل کارمند راه‌آهن به دست 2 کیف‌قاپ در تاریکی شب بوده است باید در مواجهه با میلاد و همدستش کلید حل این معمای جنایی را در اختیار پلیس و بازپرس قرار دهد.
Bookmark and Share
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۰
انتشار یافته: ۱
zahra
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۰۰:۵۴ - ۱۳۹۰/۰۴/۲۸
0
0
متن دومی عالی بود
نظرات بینندگان:
نام:
ایمیل:
* نظر: