کد خبر:۴۲۸۴
تاریخ انتشار: ۰۳ مهر ۱۳۸۹ - ۰۹:۳۲
تعداد بازدید: 3628
print نسخه چاپی
send ارسال به دوستان
saveذخیره
مردي در دادگاه : زنم، مرد با نشاط مي‌خواهد
وي با بيان اينكه 4 سال از زندگي مشتركمان مي‌گذرد، افزود: همسرم نه تنها به فكر من نيست بلكه با تفريح خود را جوان‌تر از من نگه داشته است و من ديگر نمي‌توانم در كنار همسرم باشم.
مردي با ارائه دادخواست طلاق: زنم ، مرد با نشاط مي‌خواهد

مردي در دادگاه حاضر شد و گفت: زنم دائم به فكر گردش، تفريح و نشاط براي من است ولي من مردي جدي هستم به همين علت مي‌خواهم او را طلاق دهم.

به گزارش فارس ، مردي با مراجعه به دادگاه خانواده شهيد محلاتي دادخواست جدايي خود را به قاضي يكي از شعب ارائه كرد.

اين مرد در حضور قاضي شعبه 254 اين مجتمع قضايي خانواده گفت: همسرم بسيار به فكر تفريح و خوشگذرانيش است و من مي‌خواهم از او جدا شوم.

وي با بيان اينكه 4 سال از زندگي مشتركمان مي‌گذرد، افزود: همسرم نه تنها به فكر من نيست بلكه با تفريح خود را جوان‌تر از من نگه داشته است و من ديگر نمي‌توانم در كنار همسرم باشم.

زن در دادگاه حاضر شد و گفت: من شوهرم را دوست دارم و قصد جدايي ندارم و هميشه به او مي‌گويم كه به فكر سلامتي و جوانيش باشد.

وي با بيان اينكه شوهرم خود‌خواه است و مي‌خواهد به خاطر خودش مرا پير كند، ادامه داد: او بايد مثل من خوشگذران باشد و كمتر حرص دنيا را بخورد.شوهرم بايد با تفريح خود را سالم و شاد نگه دارد ؛ مي‌خواهم كه او از اين كار منصرف شده و جدا نشود.

مرد سكوت اختيار كرده و قاضي اين پرونده، حكمي مبني بر طلاق صادر نكرد و جلسه را پايان داد.
 
 
--------------------------------
 

نامه‌ای از کابوس‌های شبانه زندان «شهلا»
 
این زن زندانی از رئیس قوه قضائیه خواستار تعیین تکلیف نهایی خود شد
 
کابوس‌های شبانه در زندان «شهلا» را بر آن داشت تا در نامه‌ای به رئیس قوه قضائیه خواستار تعیین سرنوشت قضایی خود شود. «شهلا»‌ وقتی 32ساله بود از آبان‌ماه سال 81 به خاطر قتل لاله سحرخیزان همسر ناصر محمدخانی بازداشت شد و تاکنون در زندان به‌سر می‌برد. بنا به گزارش پرونده، 17 مهرماه سال 81 وقتی 2 کودک پسر از مدرسه به خانه‌شان در ساختمان 46 خیابان گل‌نبی حوالی میدان کتابی رفتند با دیدن پیکر بی‌جان و خون‌آلود مادرشان پلیس را در جریان قرار دادند. لاله سحرخیزان در غیاب بچه‌ها و همسرش که به خاطر اردوی تیم پیروزی در آلمان بود به‌طرز فجیعی به قتل رسیده بود. تجسس‌ها نشان داد قاتل آشنا بوده و انگیزه‌ای غیر از سرقت داشته تا اینکه راز همسر صیغه‌ای ناصرمحمدخانی فاش شد و تیم تحقیق خود را در برابر زنی به نام «شهلا» دید. شهلا در آبان‌ماه همان سال بازداشت شد و تا 11 ماه خود را بی‌گناه دانست تا اینکه در شب بارانی وقتی ناصر را نیز در زندان دید و با وی در محوطه پلیس آگاهی تهران قدم زد با گریه جزئیات جنایت هولناکش را فاش کرد. همان شب شهلا در صحنه قتل لاله به بازسازی دقیق چگونگی قتل پرداخت و به مواردی اشاره کرد که نه‌تنها با صحنه جنایت مطابقت داشت بلکه هنوز از چشم پلیس دور مانده بود. شهلا بارها و بارها پیش از انتقال به زندان قتل لاله را شرح داد و ادعا کرد با در دست داشتن کلید خانه عصر روز پیش از قتل، برای کنجکاوی به خانه قربانی رفته و تصور داشت همسر و بچه‌های ناصر شب میهمان خانه دوست‌شان هستند و ناگهان با بازگشت آنها غافلگیر شده و در خانه زندانی شده است. شهلا گفت که شب در جایی پنهان بود که هیچ کس وی را نمی‌دید و در بازسازی صحنه قتل نیز محل اختفای خود را نمایش داد که ادعایش را تایید می‌کرد. این زن تا صبح در خانه لاله مانده و همه گفت‌وگو‌های لاله با دوست خانوادگی‌شان به نام مهرنوش که میهمان آن شب بود را شنیده و صبح وقتی قربانی در خانه تنها مانده برای جنایت وسوسه شده است. پس از این اعترافات وحشتناک، دیگر هیچگاه شهلا قتل را به گردن نگرفت و ادعا کرد در قتل هوویش دخالتی نداشته است. بیش از 30 قاضی پس از صادر شدن حکم قصاص نفس- اعدام- از سوی قاضی جعفرزاده به مطالعه این پرونده قطور پرداخته و شهلا با اکثریت آرای قضات با محکومیت قطعی حکم مرگ خود روبه‌رو شد.

نامه‌ای به رئیس قوه قضائیه

پس از گذشت 8 سال شهلا هنوز نمی‌داند چه سرنوشتی خواهد داشت و پرونده وی با وجود اصرارهای خانواده لاله سحرخیزان برای اجرای سریع حکم قصاص نفس- اعدام- هنوز در مرحله استیذان رئیس قوه‌قضائیه متوقف است. شهلا که به گفته وکیل خرمشاهی در شرایط بد روحی و روانی به‌سر می‌برد در نامه‌ای به رئیس قوه‌قضائیه خواستار تعیین تکلیف نهایی خود شد. وکیل شهلا در این‌باره به خبرنگار «وطن‌امروز» گفت: موکلم در شرایط بد روحی ناشی از بلاتکلیفی است تا اینکه هفته گذشته در تماسی با من اعلام کرد می‌خواهد نامه‌ای به آیت‌الله لاریجانی بنویسد که من نظر مساعدی نداشتم اما وی برای نخستین بار و تنها به خاطر بار زیاد فشارهای روحی، خودسرانه این نامه‌نگاری را انجام داده است. وی افزود: در متن نامه شهلا نوشته که از 8 سال پیش در زندان است و بارها حکم صادره درباره وی نقض و تایید شده است. وی از کابوس‌های شبانه در زندان گفته و اینکه هر شب می‌ترسد و خواسته در مرحله استیذان حکم قصاص وی کارها زودتر انجام شود تا یا سرنوشتش یکسره شود و حکم به اجرا درآید یا نقض شود. بنا به گزارش خبرنگار «وطن‌امروز»، شهلا در نامه‌اش تاکید کرده دیگر طاقت ندارد و نمی‌تواند در این بلاتکلیفی قضایی به‌سر ببرد.
 
 
-------------------------------------
 
 
راز داستان‌های دروغ خواستگار در شب عروسی
 
خواستگار دختر خانواده ثروتمند تهرانی به بهانه سفر به اروپا به کمین نشست تا شب عروسی فرا برسد. این دزد قدیمی می‌دانست دختر مورد علاقه و خانواده‌اش می‌خواهند به مراسم عروسی یکی از بستگانشان بروند. روز 31 تیرماه سال جاری مردی شیک‌پوش با مراجعه به کلانتری 124 قلهک ادعا کرد وقتی در مراسم عروسی بودند در بازگشت به خانه‌شان در اختیاریه با جابه‌جایی اثاثیه روبه‌رو شده و پی برده‌اند 5 میلیون تومان پول و یک میلیون طلا به سرقت رفته است. وقتی با دستور بازپرس شعبه 11 دادسرای ناحیه 3 تهران تیمی از پایگاه سوم وارد عمل شد، آنان در بررسی‌های میدانی پی بردند دزد آشنا بوده و با اطلاع از روز عروسی به اجرای نقشه سرقت دست زده است. کارآگاهان به بررسی شخصیت اجتماعی کسانی دست زدند که به خانه مرد تهرانی رفت و آمد داشته‌اند و پی بردند جوان 33 ساله‌ای به نام فرهاد خواستگار دختر خانواده بود و در شب عروسی برای دیدار با پدرش که سرمایه‌گذاری در اروپا بود از ایران خارج شده و نمی‌تواند دخالتی در سرقت شبانه داشته باشد. این تجسس‌ها نشان داد فرهاد و شیرین، وقتی خودروی این دختر پولدار در یکی از مناطق شمال تهران خراب شده بود با هم آشنا شده‌اند و خواستگار شیک‌پوش با رفع نقص فنی خودرو با دختر جوان طرح دوستی ریخته و پیشنهاد ازدواج داده است. فرهاد نزد پدر و مادر شیرین ادعا کرده بود پدرش یک سرمایه‌گذار امور ساختمانی در چند کشور اروپای شرقی بوده است. خود وی نیز مهندس معماری بوده و خانه‌ای در قطر دارد. وقتی عکس‌هایی از فرهاد در اختیار پلیس آگاهی قرار گرفت، بررسی‌ها نشان داد وی نه‌تنها مهندس نیست بلکه از دزدان قدیمی و زندان‌دیده در آلبوم مجرمان به حساب می‌آید که به تازگی نیز از ایران خارج نشده و داستانش دروغ بوده است. خانه فرهاد در خیابان خرم تبریزی شناسایی شد و وی روز 22 شهریورماه سال جاری پس از بازداشت در بازجویی‌ها پرده از جزئیات سناریوی سرقت برداشت. فرهاد گفت: پس از دروغ‌بافی نزد شیرین رفت و آمد زیادی به خانه پدرش کردم تا اینکه اطمینان آنان را به دست آورم، می‌خواستم از آنان کلاهبرداری کنم، می‌دانستم اگر رابطه‌ام طولانی باشد با توجه به اصرارهای پدر شیرین برای ملاقات با پدرم راز دروغ‌هایم فاش می‌شود. وی افزود: «وقتی شنیدم قرار است 30 تیرماه شیرین و خانواده‌اش به مراسم عروسی بروند آن را بهترین فرصت دانستم و به دروغ ادعا کردم باید به سفر خارجی بروم و قول دادم به همراه پدرم به خواستگاری شیرین بروم. ‌تا روز عروسی منتظر ماندم و همان شب با استفاده از کلیدهای یدکی که به صورت مخفیانه آنها را تهیه کرده بودم وارد خانه‌شان شدم و با توجه به شناخت کاملی که از آنجا داشتم با سرقت 5 میلیون پول و طلا آنجا را ترک کردم و ناپدید شدم. می‌دانستم آنها هیچ ردی از من ندارند». بنا به گزارش خبرنگار جنایی «وطن امروز»، این خواستگار فریبکار وقتی در مسیر پلیس آگاهی به دادسرا می‌خواست فرار کند با سرعت عمل ماموران گرفتار شد و در اجرای نقشه فرار ناکام ماند.
 
---------------------------------------
 
 
ماجرای پرتاب نامه یک زن به خیابان

پرتاب نامه زن جوان از طبقه چهارم يك ساختمان، به دستگيري 60 عضو شركت بزرگ هرمي انجاميد
بعد از ظهر چهارشنبه مرد جواني سراسيمه خود را به مأموران كلانتري 142 كن رساند و با نشان دادن ورقه‌اي به مأموران گفت: دقايقي قبل در حال عبور از كنار يك ساختمان 4 طبقه بودم كه ناگهان اين تكه كاغذ از بالا جلوي پايم افتاد. وقتي با كنجكاوي آن را برداشتم و خواندم پي بردم به ظاهر نامه از سوي زن جواني نوشته شده كه گويا در ساختمان مذكور در چنگال چهار مرد گرفتار شده و قصد آزار و اذيتش را هم دارند. مأموران كلانتري با ديدن نامه بلافاصله خود را به خانه مورد نظر رساندند اما كسي در را باز نكرده بنابراين مأموران پس از تماس با قاضي شاهنگيان – بازپرس كشيك جنايي – و دريافت مجوز قضايي ورود به خانه با شكستن قفل در وارد ساختمان شدند. در حالي كه ساكنان ساختمان از ورود مأموران به خانه جلوگيري مي‌كردند سرانجام 60 زن و مرد كه همگي عضو شركت هرمي بودند دستگير شدند. در بررسي‌هاي پليسي نيز مشخص شد يكي از اعضاي شركت كه ميليون‌ها تومان از دست داده براي افشاي راز فعاليت مخفيانه شركت هرمي نامه را نوشته و به خيابان انداخته است. هم‌اكنون تحقيق در اين‌باره ادامه دارد.
 
 
------------------------------------
 
 
پيامک زشت

همه همکلاسي هايم به رفاقت من و افسانه حسادت مي کردند و حتي خواهرم به اين همه صميميت حسودي اش مي شد و هميشه سعي داشت با بدگويي از دوستم مرا نسبت به او بدبين کند. اما من و افسانه به قول معروف يک روح بوديم در ۲بدن و هيچ چيز نمي توانست بين ما فاصله بيندازد. تا اين که از دبيرستان فارغ  التحصيل شديم و ديپلم گرفتيم. دوستم با پسرعمويش ازدواج کرد و من هم براي ادامه تحصيل راهي دانشگاهي در شهرستان شدم.

زن جوان در دايره اجتماعي کلانتري جهاد مشهد افزود: ۴ سال گذشت و از افسانه خبر چنداني نداشتم، بعد از پايان دانشگاه با پسر يکي از اقوام ازدواج کردم، حدود ۶ماه قبل يک روز که به ديدن مادرم رفته بودم به طور اتفاقي افسانه و فرزندش را داخل خيابان ديدم و از اين ملاقات خيلي خوشحال شدم او مي گفت: شوهرش بيکار شده است و به موادمخدر اعتياد دارد با شنيدن اين حرف دلم گرفت و ياد روزهايي افتادم که پشت ميز مدرسه نشسته بوديم و هيچ غم و غصه اي نداشتيم. من افسانه را به خانه ام دعوت کردم و فرداي آن روز او به ديدنم آمد و چون خيلي دلم برايش مي سوخت قرار گذاشتيم هفته اي ۲روز در کارهاي خانه کمک دستم باشد تا از اين طريق من هم به او کمکي کرده باشم.

زن جوان آهي کشيد و افزود: پس از گذشت مدتي تعريف و تمجيدهاي همسرم از تيپ و قيافه و اخلاق و حتي نوع صحبت کردن افسانه مرا دچار شک و ترديد کرد و با احساس خطرجدي براي زندگي ام به دوستم گفتم ديگر نيازي نيست براي انجام کارها به خانه ما بيايي. او هم قبول کرد و رفت ولي هفته پيش يک روز دوباره به ديدنم آمد و گفت: عروسي برادرشوهرم است و اگر ايرادي ندارد سرويس طلاها و يک دست لباس به من قرض بده تا جلوي اقوام و آشنايان آبروداري کنم. من ساده لوح يک سرويس طلا که تقريبا ۲ ميليون تومان ارزش دارد را با يک دست لباس مجلسي گران قيمت به او دادم و او با خوشحالي رفت اما ديگر پشت سرش را هم نگاه نکرد. من در اين باره مي خواستم با شوهرم مشورت کنم ولي تازه متوجه شدم همسر افسانه نيز مبلغ ۶۰۰هزار تومان پول نقد از شوهرم قرض گرفته است و اين زوج دروغگو سر هر دوي ما را کلاه گذاشته اند. امروز به افسانه زنگ زدم تا از او گلايه کنم ولي با لحني تند حرفم را قطع کرد و گفت: شوهرت به من نظر سوء داشته است و تمام پيامک هاي زشت او را روي سي دي ضبط کرده ام اگر از اندازه دهانت بيشتر حرف بزني آبرو و حيثيت تو و همسرت را خواهم برد. او هم چنين تهديدم کرد که شوهرش اعصاب ندارد و اگر بفهمد کسي نگاه چپ به ناموسش کرده خون به پا مي کند. زن جوان در پايان گفت: من از تمام زنان و مردان جواني که داستان زندگي ام را خواندند خواهش مي کنم حواس خود را جمع کنند و هر کسي را به حريم خانه و خانواده خود راه ندهند، چون اعتماد بي جا براي آدم دردسر درست مي کند.خراسان
 
 
---------------------------------
 
توهم نابينا شدن شوهر فقط براي يك عينك

خبرگزاري فارس: زني با مراجعه به دادگاه خانواده، گفت: شوهرم عينكي است و من نمي‌توانم اين موضوع را تحمل كنم و مي‌خواهم از او جدا شوم.

به گزارش فارس، زني با مراجعه به دادگاه خانواده شهيد محلاتي دادخواست جدايي خود را به قاضي يكي از شعب ارائه كرد.

اين زن در حضور قاضي شعبه 245 اين مجتمع قضايي خانواده گفت: من نمي‌توانم در كنار شوهرم كه چشم‌هايش روز به روز ضعيف‌تر مي‌شود، زندگي كنم.

وي با بيان اينكه 2 سال از زندگي مشتركمان مي‌گذرد، افزود: شوهرم عينكي شده و من تحمل اين موضوع را ندارم.

زن در مقابل قاضي بيان كرد: ما فرزندي نداريم و شوهرم هر روز بينايي‌اش كمتر مي‌شود و من بايد از او جدا شوم.

مرد در دادگاه حاضر شد و گفت: من همسرم را دوست دارم و نمي‌توانم از او جدا شوم؛ او نبايد از جسم من ايراد بگيرد.

وي ادامه داد: در طي اين 2 سال من چشمانم ضعيف شده و نمي‌دانم چرا همسرم اين موضوع را مدنظر قرار داده است.

زن بار ديگر در مقابل قاضي بيان كرد: عينكي شدن شوهرم مرا عذاب داده و من در كنار شوهر عينكي و نابينا نمي‌توانم زندگي كنم.

مرد در مقابل قاضي با بيان اينكه همسرم همه چيز را بزرگ مي‌كند، گفت: من دليلي براي جدايي از همسرم نمي‌بينم و او دنبال بهانه مي گردد.

قاضي اين شعبه با توجه به اظهارات طرفين حكمي صادر نكرد و پرونده را مختومه اعلام كرد.
 
 
------------------------------
 
 
تجاوز، قتل و آتش افروزي در پرونده سياه «جانيان مست» آمريکايي
 
ورود به قصد دزدي، کتک زدن مرد خانه، تجاوز و قتل 2 دختر بچه و مادرشان،آتش کشيدن خانه، بازداشت توسط پليس و حالا به گردن هم انداختن اين همه جنايت، موضوع دادگاهي در کنکتيکات آمريکاست.به گزارش خبر آنلاين ، آنتوني باگلايون کارآگاه پليس ايالتي خطاب به قاضي دادگاه نيوهاون گفت استيون هايس يکي از 2 متهم به تجاوز و قتل جنيفر هاک پتيت و 2 دخترش گفته قصدشان تنها دزدي بوده، اما سلسله حوادثي که هنگام سرقت رخ داد باعث شد تا آن ها دست به تجاوز و قتل بزنند.23 جولاي سال 2007 بود که دکتر ويليام پتيت در حال استراحت روي راحتي اتاق پذيرايي پايين بود که استيون هايس و جاشوآ کوميساروسکي که هم مشروبشان را خورده بودند و هم مواد مخدر مصرف کرده بودند، از در پشتي وارد آشپزخانه شدند و به طرف ويليام حمله ور شدند. کارآگاه پليس در حضور قاضي ادامه داد که استيون در بازجويي گفت دوستش جاشوآ با يافتن چوب بيسبال به طرف دکتر ويليام رفته و 4 يا 5 بار به سر وي زد تا اين که وي نقش زمين شد. مرد خانه سپس با داد و فرياد در حالي که غرق در خون شده بود لب به اعتراض گشود که قاتلان وي را تهديد به مرگ کرده و گفتند که فقط براي سرقت به آن جا آمده اند. بر اين اساس آن ها پس از آن که پول زيادي براي سرقت نيافتند به طبقه بالا رفتند و يک زن و 2 دختر از جمله دختر بچه 11 ساله اي را در اتاق خواب يافتند.آن ها با قرار دادن اسلحه روي سر آن ها درخواست پول کردند. آن ها حساب بانکي 30 هزار دلاري را يافتند و تصميم گرفتند با بردن زن به بانک پول ها را نقد کرده و با خود ببرند. هم زمان استيون هايس براي پر کردن گالن بنزيني که در خانه بود تصميم به بيرون رفتن از خانه گرفته و به پمپ بنزين رفت. هايس جنيفر هاک پتيت زن مقتوله را با خود برد و جاشوآ پيشنهاد کرد که خانه را سوزانده تا هر نوع سند احتمالي در آن از بين رود.آن ها وقتي به خانه بازگشتند متوجه شدند که جاشوآ به دختر بچه هاي بي گناه تجاوز کرده است. قاتل بي رحم پيشنهاد تجاوز به مادر بيچاره را نيز مطرح کرد. ظاهرا به گفته استيون هايس، جاشوآ با ديدن طلا و پول گرفته شده از بانک آن را قاپ زده و سعي کرد از خانه فرار کند.به گفته کارآگاه عکس هايي از ميشله، دختر بچه بي گناه، روي تلفن همراه جاشوآ به عنوان مدرک پيدا شده که جان برونتي کارشناس رسمي جنايي صحت آن ها را در دادگاه مورد تاييد قرار داد. وايني کارور مرگ مادر و دختر بچه ها را بر اثر استنشاق دود ناشي از آتش سوزي خانه مورد تاييد قرار داد. هم چنين کارن گابيانلي از افسران پليس برخي متعلقات مقتولان را که همراه قاتلان به يغما برده شده بود را مورد تاييد قرار داد.در هنگام برگزاري دادگاه، پيشنهاد حکم حبس ابد براي متهمان از سوي وکلاي مدافع مطرح شد، که به شدت رد شده و شاکيان پرونده اشد مجازات يعني اعدام را براي قاتلان خواستار شدند.اين گزارش حاکي است به دليل بستري شدن قاضي پرونده، ادامه دادگاه تا هفته آينده تشکيل نخواهد شد، اما به طور حتم با توجه به ارائه مدارک و مستندات کافي، حکم اعدام براي اين 2 شيطان صادر خواهد شد.
ماجراي ديگري نيز حاکي از آن است دستان مادر بزرگ قاتل آمريکايي به خون 2 کودک و پدر آن ها رنگين شد و با ضرب گلوله يکي از دخترهاي خود را نيز نقش بر زمين کرد
Bookmark and Share
نظرات بینندگان:
نام:
ایمیل:
* نظر: