کد خبر:۴۲۲۹
تاریخ انتشار: ۱۶ شهريور ۱۳۸۹ - ۰۹:۵۲
تعداد بازدید: 3925
print نسخه چاپی
send ارسال به دوستان
saveذخیره
درخواست مهريه ميلياردي 18 سال پس از طلاق
زن سالخورده 18 سال پس از طلاق وقتي فهميد همسر سابقش براي ازدواج با منشي خود و طرح نقشه‌اي او را طلاق داده خواستار ابطال حكم طلاق ، دريافت مهريه ميلياردي و بازگشت به زندگي مشترك شد
مژده نوروزی زن سالخورده 18 سال پس از طلاق وقتي فهميد همسر سابقش براي ازدواج با منشي خود و طرح نقشه‌اي او را طلاق داده خواستار ابطال حكم طلاق ، دريافت مهريه ميلياردي و بازگشت به زندگي مشترك شد.

به گزارش خبرنگار ايران، زن – 70 ساله – كه ساكن كاناداست عصازنان خود را به شعبه 268 دادگاه خانواده تهران رساند و وقتي مقابل قاضي عموزادي ايستاد خواستار ابطال حكم طلاق و دريافت مهريه ميلياردي‌اش شد. «فروزان» به قاضي پرونده گفت: من در يك خانواده اشرافي به دنيا آمده و حدود 46 سال قبل با همسر سابقم مظفر كه كارمند ارشد يكي از وزارتخانه‌ها در اروپا بود در يك ميهماني شبانه آشنا شدم.چند ماه بعد نيز با مهريه پنج هزار متر زمين در لواسان، 7 هزار متر زمين بسيار مرغوب در كاشان و يك خانه ويلايي در شميران به عقد مظفر درآمدم. بعد از مراسم ازدواج نيز براي ادامه زندگي راهي ايتاليا شديم. سال‌ها در غربت زندگي كرده و صاحب دو فرزند شديم كه هر دو تحصيلات عاليه و مشاغل عالي دارند. البته طي اين سال‌ها من و همسرم براي ديدن خانواده‌هايمان به ايران سفر مي‌كرديم تا اينكه حدود 18 سال قبل كه همسرم تنها به تهران آمد و زمان بازگشتش طولاني شد شك كردم. هر بار هم كه تلفني صحبت مي‌كرديم، مي‌گفت: در حال انجام كارهاي عقب‌افتاده و بر زمين مانده است. اما وقتي يك روز پستچي بسته‌اي را برايم آورد در كمال ناباوري با حكم دادگاه خانواده تهران روبه‌رو شدم. در اين حكم نوشته شده بود: من با بخشيدن همه حق و حقوقم از جمله مهريه ميلياردي‌ام به طور توافقي از همسرم طلاق گرفته‌ام.وي در ادامه گفت: هر چه سعي كردم نتوانستم با همسرم صحبت كنم تا اينكه از يك وكيل ايراني خواستم درباره حكم دادگاه تحقيق كند. او نيز پس از بررسي‌ها اعلام كرد حكم دادگاه واقعيت دارد و قاضي به استناد درخواست طرفين پرونده حكم صادر كرده است در حالي كه من چنين درخواستي نكرده بودم. در حالي كه دلم شكسته بود و شوهرم نيز حاضر به هيچ توضيحي نبود به زندگي‌ام در خارج از كشور ادامه داده و چند سالي است كه مقيم كانادا هستم. اما حالا پس از بازگشت به ايران متوجه شده‌ام همسرم با منشي شركتش ازدواج كرده است. همچنين پي برده‌ام همسرم در غياب من زن ديگري را به دادگاه برده و با سوءاستفاده از موقعيت پيش آمده موفق به دريافت حكم طلاق شده است. وي افزود: حالا با اطلاع از توطئه شوم همسرم براي انتقام از او به دادگاه آمده‌ام تا ضمن ابطال حكم طلاق، مهريه و همه حق و حقوق قانوني‌ام را بگيرم. همچنين مي‌خواهم با شوهر سابقم زندگي كنم. البته به شرط اينكه همسر دومش را طلاق دهد.قاضي دادگاه با شنيدن اظهارات شاكي به مأموران پليس دستور داد درباره اين ادعاها تحقيق و نتايج را براي تصميم‌گيري بعدي ارائه نمايند.

 
--------------------------------------
 

جنايت مرموز در جنگل

كشف جسد زن ناشناس در جنگل «توسكستان» بازپرس و پليس گرگان را در برابر جنايت مرموزي قرار داد.
به گزارش ايران، عصر پنجشنبه 11 شهريور مردمي كه براي تفريح به جنگل توسكستان گرگان رفته بودند، با استشمام بوي تعفن از داخل جنگل، به موضوع مشكوك شده و پليس را باخبر كردند.گروهي از مأموران پس از حضور در محل و حفر زمين ناگهان با پيكر زني روبه‌رو شدند.قاضي «علي حاجي دون» - بازپرس شعبه سوم دادسراي عمومي و انقلاب گرگان - در اين باره گفت: در نخستين تحقيقات مشخص شد هيچ مدرك شناسايي همراه مقتول نيست و جسد پس از كشته شدن در محل ديگري به جنگل منتقل و دفن شده است.از سوي ديگر با توجه به مشاهده روسري دور گردن مقتول، احتمال مي‌رود او خفه شده باشد.وي افزود: متخصصان پزشكي قانوني پس از معاينه جسد زمان مرگ او را حدود دو هفته قبل اعلام كردند. سن قرباني بين 30 تا 40 سال تعيين شده است.قاضي حاجي دون خاطرنشان كرد، هم اكنون تحقيقات براي شناسايي هويت مقتول و كشف راز جنايت هولناك ادامه دارد.


------------------------------------

انکار 4 متهم در پرونده جنایت بدون جسد
«ساحله» وقتی پیش روی قضات ایستاد مدعی شد که از سرنوشت خواستگارش بی‌خبر است.

این در حالی است که دختر جوان پیش از این 2 برادر و مادرش را عامل اصلی قتل پسر مورد علاقه‌اش عنوان کرده بود. مادر، دخترش ساحله و 2 پسرانش صبح دیروز در شعبه 74 دادگاه کیفری پای میز محاکمه رفتند و خود را بی‌گناه دانستند.

وقتی 17 فروردین ماه سال 88 پلیس پایتخت در جریان ناپدید شدن مرموز پسر 22 ساله‌ای قرار گرفت، سناریوی یک جنایت خاموش کلید خورد. خانواده «رضا» در تحقیقات پلیسی ادعا کردند پسرشان دلباخته دختر همسایه بوده و با هم رابطه دوستی داشته‌اند.

پلیس از خانواده رضا شنید که وی چند هفته پیش از ناپدید شدن به خواستگاری ساحله دختر همسایه رفته است اما با مخالفت‌های شدید برادران دختر مورد علاقه‌اش روبه‌رو شده تا جایی که خانواده ساحله وی را به مرگ تهدید کرده بودند. همزمان با افشای این حقیقت، ساحله با خوردن قرص اقدام به خودکشی کرد و در بیمارستان بستری شد. وی زمانی که روی تخت بیمارستان بود، پرده از راز ناپدید شدن خواستگارش برداشت و گفت: برادر بزرگم خواستگارم را به قتل رسانده و من و مادرم ناچار شدیم با او همکاری کنیم. همین اقرار که تحت‌تاثیر عواطف دختری به رضا بود، کافی بود تا با دستور بازپرس جنایی کارآگاهان 2 برادر و مادرشان را تحت بازجویی‌های ویژه قرار دهند. این خانواده وقتی بازجویی شدند خود را بی‌گناه دانسته و ادعا داشتند که ساحله به خاطر جدایی از پسر مورد علاقه‌اش حالت روحی مناسبی ندارد و به دروغ‌پردازی پرداخته است. ساحله برخلاف ادعاهایش روی تخت بیمارستان وقتی خود را پیش روی پلیس دید، هرگونه قتل را منکر شد. وی ادعا کرد هیچ اطلاعی از سرنوشت رضا ندارد. مادر و پسر دیگر خانواده نیز خود را بی‌گناه دانستند اما وقتی برادر بزرگ‌تر خانواده که شواهد نشان می‌داد عامل اصلی جنایت است پشت میز بازجویی نشست به تناقض‌گویی پرداخت.

این مرد که «محمد» نام دارد، ابتدا سکوت کرد اما وقتی چاره‌ای جز اقرار ندید، گفت: من و برادرم در برابر دیدگان مادر و خواهرم، رضا را در خانه‌مان به قتل رساندیم و جسدش را در چاهی انداختیم. کارآگاهان به بازرسی از چاه پرداختند و زمانی که جسد را پیدا نکردند بار دیگر بازجویی از محمد را آغاز کردند.

این‌بار محمد ادعا کرد که جسد را به همراه برادرش به کهریزک برده و داخل رودخانه‌ای انداخته‌اند اما جست‌وجو در رودخانه هم نتیجه‌ای نداشت و جسد رضا هیچ وقت پیدا نشد و جز محمد هیچ کدام از اعضای خانواده توطئه‌گر اعترافی به قتل نکردند. دادستان پایتخت برای 2 برادر به اتهام قتل و مادر و دخترش ساحله به اتهام معاونت در قتل کیفرخواست صادر کرد و متهمان صبح دیروز در شعبه 74 دادگاه کیفری پای میز محاکمه رفتند. پدر و مادر مقتول خواستار اعدام متهمان شدند و مادر مقتول گفت: من از این خانواده می‌خواهم که جسد پسرم را تحویل بدهند. وقتی متهمان در برابر قضات ایستادند خود را بی‌گناه دانستند و ساحله گفت: من اطلاعی از سرنوشت رضا ندارم. در آن زمان خودکشی کرده بودم و تحت‌تاثیر قرص‌هایی که خورده بودم به دروغ گفتم که خانواده‌ام قاتل هستند اما این‌طور نبود.

در پایان جلسه مادر، دختر و 2 پسرش به زندان انتقال یافتند و در انتظار رای قضات هستند.
 
------------------------------
 
طالع نحس!
 
مادرم ادعا می‍کرد که باز کردن گره زندگی دیگران برای او کاری سهل و ساده است و اگر اراده کند می تواند با یک وردیا طلسم، مشکلات مردم را حل کند یا سنگ جلوی پای آنها بیندازد!
او حتی به من نیز که تنها دخترش هستم یک عمر دروغ گفته است و نتیجه کارها و پول های حرامی که سر سفره مان گذاشته آتش سوزانی شده که زندگی مان را خاکستر کرده است.
حالا هر چه به او می گویم که چرا برای حل مشکلم کاری نمی کنی و حداقل به آینه یا کاسه آب نگاه کن تا بتوانی آینده ام را پیش گویی کنی! سرش را پائین می اندازد می گوید: به تو که نمی توانم دروغ بگویم، تمام حرف هایم یک مشت چرت و پرت است و هیچ غلطی نمی توانم بکنم!
افسوس که حتی با به وجود آمدن این همه مشکل و بدبختی، اینجا هم به هرکس می رسد خودش را فالگیر و دعا نویسی قهار و توانمند معرفی می کند و می گوید: اگر به دخترم کمک کنید، دعای وسعت زرق و چشم نظری برای تان می نویسم تا زندگی تان رونق بگیرد و هر آرزویی دارید برآورده شود.
اتفاقاً امروز قبل از آن که به کلانتری بیاییم زن همسایه را دیدیم. او از مادرم پرسید چرا برای دخترت کاری نمی کنی؟ مادر مکث کوتاهی کرد و جواب داد: چاقو دسته خودش را نمی تواند ببرد و ...!»
این مطالب بخشی از اظهارات زن جوانی است که با چهره ای زرد و زار و ظاهری آشفته و نگران به همراه مادرش به دایره اجتماعی کلانتری سیدی مشهد مراجعه کرده است تا شاید بتواند برای نجات از چاهی که در آن سقوط کرده، راهی بیابد.
در این شماره از بررسی حوادث، به موضوعی اشاره می کنیم که بارها مورد مطالعه و بررسی قرار گرفته است و مشکلات به وجود آمده آن ناشی از خرافه پرستی و ایمان سست افرادی است که برای حل مسائل و مصائب زندگی به جای مشاوره با افراد معتمد و متخصص و تقویت ایمان و توکل به خدای بزرگ و استمداد از توجهات الهی، دست به دامان افراد رمال و فال گیر می شوند و امید دارند با پیش گویی و طلسم بستن یا طلسم شکستن، نسخه های سیاه این افراد شیاد و حیله گر را مو به مو اجرا کنند و به خوشبختی و سعادت برسند.
البته ماجرایی که امروز به آن می پردازیم یک تفاوت اساسی با مطالب مشابهی که تاکنون به آن اشاره کرده ایم دارد و آن این که دختر یک زن رمال و فال گیر در آتش حیله و مکر مادرش گرفتار شده است و آثار سوختگی و ضرب و جرحی که بر روی بدنش نمایان می باشد حکایت درد و رنجی بزرگ و سوزناک دارد:
درد دل های زن جوان
«منیژه» 17 سال سن دارد و مدت 8 ماه از ازدواج او می گذرد. زن جوان در بیان حکایت تلخ زندگی اش گفت: پدرم راننده بیابان بود و حدود 12 سال قبل مادرم را طلاق داد. اگر چه اجل مهلتش نداد و پس از مدتی در حادثه تصادف به طرز دلخراشی جان باخت.
اختلاف اساسی او و مادرم این بود که مادر ادعا می کرد فن پیشگویی و فالگیری را از پدر خدا بیامرزش فرا گرفته است و توانمندی های زیادی در این زمینه دارد اما پدر همیشه می گفت: این چرت و پرت ها را کنار بگذار و ما را انگشت نمای در و همسایه نکن. اگر واقعاً دوست داری سرگرم شوی برایت کار مناسبی پیدا کنم!
ولی این جر و بحث ها بی فایده بود و آنها سر این مسئله از هم جدا شدند.مادرم بعد از طلاق می گفت پدرت را نفرین کرده ام و به زودی بلایی به سرش خواهد آمد و با حادثه ای که رقم خورد او جلوی دیگران قیافه می گرفت و از قدرت و توان طلسم هایی که می بندد حرف می زد!
زن جوان اشک هایش را پاک کرد و افزود: من در خانه ای قد کشیدم و بزرگ شدم که هر روز تعدادی از زنان و مردان افسرده و غمگین به امید پیدا کردن راه حلی برای مشکل زندگی شان به آن جا رفت و آمد داشتند و مادرم از این راه خرج و مخارج زندگی مان را تأمین می کرد.
 شاید باورتان نشود وقتی کلاس دوم راهنمایی بودم یک روز معلمم نیز برای بخت گشایی خواهرش به خانه ما آمد و با من روبرو شد.
 از خجالت نمی توانستم سرم را بالا بگیرم ولی او لبخندی زد و در گوشم گفت: این راز باید بین ما بماند نه من در این باره به کسی چیزی می گویم و نه تو باید از این که مرا در خانه تان دیده ای حرفی بزنی!
 دلباخته پسری جوان شدم
یک روز جمعه مشغول تمیز کردن حیاط خانه مان بودم که ناگهان صدای زنگ خانه بلند شد. با عجله در را باز کردم پسر جوانی که پشت در ایستاده بود سلام کرد و پرسید: ببخشید مادرتان هستند. در حالی که نگاه ما برای چند ثانیه به هم دوخته شده بود نفس عمیقی کشیدم و جواب دادم بله بفرمائید داخل!
 او به خانه ما آمد تا دعای مهر و محبت بگیرد اما محبتش را در دلم جا گذاشت.
«هاشم» ظاهر آراسته ای داشت و لحظه ای که می خواست از خانه ما بیرون برود نگاهم کرد و گفت: فردا دوباره می آیم تا دعا را از مادرت بگیرم. او دوباره به چشمانم نگاهی انداخت با لبخندی خداحافظی کرد و رفت.
فکرم حسابی درگیر دو چشم عسلی رنگ شده بود و نمی توانستم از یاد آن پسر جوان فارغ شوم.
 شب خاطره انگیزی را پشت سر گذاشتم و صبح روز بعد هم که شنبه اول هفته بود خودم را به مریضی زدم و مدرسه نرفتم.
ساعت حدود 10 صبح بود که هاشم آمد. در آن دقایق صدای تپش قلبم را می شنیدم. با تمام وجود به طرف در خانه دویدم و در را باز کردم. او سلامی کرد و به داخل منزل آمد.
ما چند دقیقه توی حیاط با هم صحبت کردیم و هاشم شماره تلفن همراهش را به دستم داد و گفت: کمی فکر کن و اگر خواستی به من زنگ بزن منتظرت می مانم.
منیژه افزود: من می خواستم موضوع را به مادرم اطلاع بدهم اما او خنده ای کرد و گفت: همه چیز را از پنجره اتاق دیدم.
پسر خوب و خوش تیپی است. مطمئن باش خانواده اش را زبان بندمی کنم تا اگر به خواستگاری ات آمدند نتوانند حرفی بزنند و با هم ازدواج کنید.
 با عجله پای سفره عقد نشستم
ارتباط من و هاشم از طریق تماس های تلفنی برقرار شد و او هر وقت می خواست مرا ببیند به بهانه این که با مادرم کار دارد به خانه ما می آمد.
تا این که تصمیم گرفتیم با هم ازدواج کنیم. اما هاشم می گفت با خانواده اش قهر است و آنها او را طرد کرده اند.
با این حرف ها من بدون هیچ شرط و شروطی و با عجله پای سفره عقد نشستم و با هاشم ازدواج کردم او جا و مکانی نداشت با کمک مادرم در زیرزمین خانه مان زندگی مشترک خود را آغاز کردم ولی در مدت کوتاهی فهمیدم چه اشتباهی کرده ام.
هاشم به کراک اعتیاد دارد و هر روز مرا تا حد مرگ کتک می زند تا مادرم به او پول بدهد.
 منیژه در حالی که آثار سوختگی روی دستهایش را نشان می داد گفت: ببینید این علامت ها را هاشم روی دستانم به جا گذاشته است. دیگر از دست این مرد خسته شده ام و دنبال راه و چاره ای برای حل مشکلات زندگی ام هستم. امیدوارم هر چه زودتر بتوانم از او طلاق بگیرم و جان و رحم را آزاد کنم.
 گفتگو با کارشناس
درباره این ماجرا نظر یکی از اساتید روان شناسی مشهد را جویا شدیم . دکتر حمید نجات اظهار داشت: امروزه با افزایش آگاهی و دانش شهروندان، افراد به این نتیجه رسیده اند تنها راه موفقیت ، طی کردن مراحلی است که در رسیدن به خواسته مورد نظر وجود دارد.
لذا همه می دانند که فال گیری و رمالی روش منطقی نیست بلکه می توان از آن به عنوان روشی احساسی نام برد
این استاد دانشگاه افزود: به طور کلی انسان ها در برخورد با مشکلات و مسائل دو روش هیجان مدار و مسئله مداربر می گزینند.
روش های هیجان مدار روش های هستند که فقط فرد را آرام می کنند و از استرس او می کاهند مانند روی آوردن به کف بینی، فال گیری و .. .
و روش های مسئله مدار راههایی هستند که در آن فرد با توجه به عقل و خرد ، مشاوره و مشورت می تواند مسئله را به طور واقعی حل کند .
 در این روش ها به احساسات و هیجانات زیاد توجهی نمی شود بلکه هدف رسیدن بهراه حل ریشه ای مشکلات است.
بنا بر این افراد سالم از نظر روانی معمولا روش های مسئله مدار را انتخاب می کنند و در صورتی هم که از روش های هیجان مدار استفاده کنند از روسشهای منطقی برای آرام شده بهره می برند مانند دعا، نذر و توکل و توسل به خدای بزرگو ائمه معصومین(ع).
وی خاطر نشان کرد این ماجرا حکایت از آن دارد عده ای از افراد متاسفانه در جامعه ما هنوز در دام راه های هیجان مدار ناسالم گیر افتاده اند. این در حالی است که علم ثابت کرده نمی توان فال گیری ، رمالی و پیش گویی را تایید کرد چرا که در همین ماجرا نیز می بینیم مادر منیژه در حضور دختر خود اعتراف می کند حرف هایش چرت و پرت است و نمی تواند برای حل مشکل به وجوده از طریق رمالی و فال گیری کاری از پیش ببرد و این توانایی را ندارد.
 خطاهای خانواده منیژه و توصیه های لازم:
وی در ادامه بیان داشت: از جمله خطاهای خانوداه منیژه اعتماد به خرافه پرستی، ازدواج زود هنگام و عجولانه( یعنی بدون تحقیق و بررسی لازم).
 اما توصیه هایی که در این رابطه می توان ارائه کرد این که هیچ فردی قادر به پیش گویی دقیق آینده نیست مگر از طریق مسائل علمی و این حساب دو دو تا چهارتاست.
 به عنوان مثال : اگر فردی ورزش نکند و مدام غذای چرب بخورد می توان پیش بینی کرددر آینده دچار عوارض قلبی و حتی سکته بشود. اما این که آینده شغلی و یا خانوادگی فرد را بتوان بدون دلیل و منطق پیش بینی کرد صحیح نیست و پایه و اساسی ندارد.
لذا شهروندان باید تفکر نقاد داشته باشند بدین معنا که چرایی ، چگونگی و صحت و سقم اطلاعات و دانش فرد را مورد سوال قرار دهند و از طرفی این قضیه نیز تایید شده ، افرادی دست به دامان رمالان و فالگیران می شوند که اصطلاحا دچار « درماندگی آموخته شده» هستند یعنی فرد به این نتیجه رسیده که پیامد و نتیجه کارها در دست او نیست بنابراین دست از تلاش بر می دارد و این افراد مستعد افسردگی هستند اما انسان سالم چند اصل برنامه ریزی، تلاش و پشتکار ، امید و توکل به خدای بزرگ و مدیریت هیجانات را همیشه در ذهن خود دارند. طبیعی است این افراد از طرق منطقی و عقلانی به سوی هدف خود حرکت می کنند نه این که به روش های احساسی و غیر عقلانی رو بیاورند!
 پیش نیازهای ازدواج:
وی افزود: ازدواج شرایطی دارد یا به عبارتی پیش نیازهایی دارد که هم خود فرد و هم خانواده باید به آن توجه کنند. برخی از مهم ترین این شرایط عبارتند از بلوغ جسمانی، بلوغ روانی، بلوغ اقتصادی، بلوغ اجتماعی، سن مناسب، تشابهات تحصیلی ، خانوادگی، مذهبی و ... .
متاسفانه در این ماجرا می بینیم که سن ازدواج منیژه بسیار زود بوده است و تشابهی از نظر خانواده ها وجود نداشته یا به طور کلی هیچ یک از شرایط منطقی ازدواج در نظر گرفته نشده است.
وی یکی دیگر از اصول منطقی ازدواج را تحقیق و تفحص دانست و افزود: در این ماجرا می بینیم هاشم در زمان خواستگاری عنوان کرده که خانواده ندارم .
این ادعا خود شک برانگیز است و منیژه و مادرش باید این سوال را طرح می کردند که چرا این جوان از خانواده اش طرد شده است ، احتمالا مشکلی داشته که نتوانسته است با خانواده اش کنار بیاید ! تازه اگر خیلی خوش بین باشیم می توانیم بگوییم هاشم مهارت حل مسئله را یاد نداشته که در این صورت نیز او آمادگی ازدواج را نداشته است. از طرفی خانواده ها باید توجه داشته باشند عقدی که به سرعت انجام شود احتمالا زندگی را با چالش روبرو خواهد کرد .
در این پرونده می بینیم که هاشم به کراک اعتیاد دارد حال آن که چنین فردی یقینا در گذشته سابقه مصرف سایر مواد مخدر و سیگار را داشته است و با اندکی تحقیق می توانستند به این موضع پی ببرند و یا حداقل اگر دوران آشنایی وجود داشت احتمالا این مشکل روشن می شد و کار به این جا کشیده نمی شد.
منبع:police.ir
 
---------------------------------------
 
 
گرفتاري دختر در دام شياد اينترنتي
 
پسر جواني كه درپي ارتباط اينترنتي با فريب يك دختر جوان ميليون‌ها تومان از وي اخاذي كرده بود، در عمليات ويژه پليس آگاهي اصفهان دستگير شد.
به گزارش «جام‌جم» ، چند روز پيش مردي با حضور در پليس آگاهي اصفهان با ارائه شكايتي عنوان كرد وقتي به اتفاق اعضاي خانواده محل سكونت خود را ترك كرده، پس از بازگشت متوجه شده طلاي موجود در خانه به ارزش 20 ميليون تومان به سرقت رفته است.
ردپاي آشنا
درپي اين شكايت كارآگاهان پليس آگاهي با حضور در خانه شاكي و بررسي موضوع متوجه شدند اين سرقت داخلي است و فردي آشنا كه از محل نگهداري طلا ها اطلاعات كافي داشته در فرصتي كه به دست آورده طلاي موجود در خانه به ارزش 20 ميليون تومان را سرقت كرده است.
با مشخص شدن اين موضوع، ماموران به تحقيق از اعضاي خانواده پرداختند كه در جريان تحقيقات، اظهارات ضد و نقيض دختر 21 ساله خانواده موجب شد تا وي به عنوان فرد مظنون به سرقت براي تحقيقات بيشتر به پليس آگاهي منتقل شود.
دختر جوان در دام كلاهبردار اينترنتي
سرهنگ حسين‌زاده، رئيس پليس آگاهي استان اصفهان در اين باره به «جام‌جم» گفت:‌ پس از انتقال دختر 21 ساله به پليس آگاهي وي سرانجام زبان به اعتراف گشود و گفت در دام يك شياد اينترنتي گرفتار شده و براي حفظ آبروي خود و خانواده‌اش 20 ميليون تومان طلاي والدينش را سرقت كرده و در اختيار وي قرار داده است.
سرهنگ حسين‌زاده افزود: با اعترافات دختر جوان مشخص شد او از چند ماه پيش با جواني كه ساكن كرمانشاه است در چت‌روم ارتباط اينترنتي برقرار كرده و در جريان اين ارتباط، با فريب اين فرد تصاوير خصوصي خود را در اختيار اين فرد شياد قرار داده است.
رئيس‌پليس آگاهي استان اصفهان تصريح كرد: پس از اين ارتباط كه به دور از چشم والدين بوده جوان شياد به بهانه‌هاي مختلف از اين دختر چندين ميليون تومان اخاذي كرده و هر بار كه وي در برابر خواسته اين فرد مقاومت مي‌كرده، از سوي فرد شياد تهديد مي‌شده است كه بلافاصله تصاوير خصوصي او در فضاي اينترنت پخش خواهد شد؛ به طوري كه دختر جوان از ترس اين تهديدها، 20 ميليون طلاي والدينش را سرقت كرده و در اختيار اين فرد قرار داده است.
دستگيري متهم
رئيس پليس آگاهي اصفهان اضافه كرد: پس از اعترافات دختر جوان، موضوع به بازپرس پرونده در دادسراي اصفهان گزارش و دستور نيابت قضايي صادر شد.
حسين‌زاده افزود: با اعزام يك تيم عملياتي از ماموران به كرمانشاه، شياد اينترنتي دستگير و در بازرسي از مخفيگاه وي تصاوير خصوصي چند دختر جوان از جمله دختر شاكي كشف و متهم براي ادامه تحقيقات به پليس آگاهي اصفهان منتقل شد.
متهم در بازجويي‌ها اعتراف كرد، پس از پرسه زدن در اينترنت و حضور در چت‌روم، با جملات فريبنده دختران جوان را اغفال كرده و سپس با در اختيار گرفتن عكس‌ها و فيلم‌هاي خصوصي‌شان،‌ در مرحله بعدي از آنها اخاذي مي‌كردم.
رئيس پليس آگاهي تهران عنوان كرد: پس از اعترافات متهم دستور قضايي در اين ارتباط صادر شد تا تحقيقات تكميلي از وي انجام شود.
سرهنگ حسين‌زاده افزود: والدين بايد نسبت به آگاه‌سازي فرزندان خود در فضاي مجازي توجه كافي داشته باشند، زيرا همان طور كه در اين پرونده شاهد هستيم، اين دختر براي جلوگيري از پخش تصاوير خصوصي خود در اينترنت، مدام پول در اختيار اين فرد شياد قرار مي‌داد.
Bookmark and Share
نظرات بینندگان:
نام:
ایمیل:
* نظر: