کد خبر:۴۲۰۶
تاریخ انتشار: ۰۸ شهريور ۱۳۸۹ - ۱۰:۴۸
تعداد بازدید: 3145
print نسخه چاپی
send ارسال به دوستان
saveذخیره
تصويربرداري از خانه‌هاي مردم
مردي كه نيمه‌شب مخفيانه وارد منازل مردم مي‌شد و از زندگي خصوصي آنها عكس مي‌گرفت، در آخرين اقدام خود با هوشياري همسايه‌ها ناكام ماند و دستگير شد.
مردي كه نيمه‌شب مخفيانه وارد منازل مردم مي‌شد و از زندگي خصوصي آنها عكس مي‌گرفت، در آخرين اقدام خود با هوشياري همسايه‌ها ناكام ماند و دستگير شد.

به گزارش «جام‌جم» ، نيمه‌شب جمعه گذشته يكي از ساكنان مجتمعي در غرب تهران پس از ورود به پاركينگ خانه‌اش، متوجه شد مردي از تراس خانه يكي از همسايه‌ها داخل پاركينگ پريد.
مرد همسايه به گمان اين‌كه آن مرد دزد است، با داد و فرياد از همسايه‌ها كمك خواست. در پي اين ماجرا مرد غريبه با چاقو مرد همسايه را تهديد به مرگ كرد و هراسان از محل متواري شد.

ناكامي مرد چاقو به دست در حال فرار
 
در همين موقع، همسايه‌ها كه به پاركينگ مجتمع آمده بودند، به جستجوي مرد چاقو به دست پرداختند تا اين‌كه وي را هنگام سوار شدن به يك خودروي عبوري شناسايي و دستگير و به كلانتري 141 گلستان تهران منتقل كردند.
 
مرد بازداشت‌شده در بازجويي‌هاي پليسي ادعا كرد همسايه‌ها او را به اشتباه دستگير كرده‌اند.
به دنبال اظهارات متناقض متهم، ماموران به بررسي گوشي تلفن همراه او پرداختند كه مشخص شد 13 عكس از زندگي خصوصي يك زوج كه ساكن مجتمع هستند، همراه صدها عكس غيراخلاقي ديگر در تلفن همراه وي وجود دارد. ماموران در ادامه تحقيقات پي بردند تصاوير خصوصي زندگي آن زوج به طور مخفيانه و از پشت پنجره يكي از اتاق‌ها گرفته شده است.
با مشخص شدن اين موضوع، زوجي كه عكس آنها از سوي متهم گرفته شده بود، به مركز پليس احضار شده و مورد تحقيق قرار گرفتند.
 
بي‌اطلاعي شاكي از نقشه شوم متهم
 
مرد خانواده در اظهاراتش گفت: با متهم آشنايي ندارم و نمي‌دانم او به چه انگيزه‌اي از زندگي خصوصي من و همسرم عكس تهيه كرده است. چند شب پيش همسرم با شنيدن سر و صدايي از خواب بيدار شد و مرا هم بيدار كرد. هر دو به سمت تراس آپارتمان رفتيم و متوجه مردي ناشناس شديم كه در تاريكي شب از ديوار مجتمع به خيابان پريد و فرار كرد. سراسيمه از خانه خارج شده و به تعقيب او پرداختم ولي مرد غريبه در تاريكي شب ناپديد شد.
 
مرد شاكي ادامه داد: شب حادثه هم با شنيدن صداي كمك‌خواهي همسايه‌ها از آپارتمان خارج شدم و مردي را در حال فرار ديدم كه مشخصات ظاهري‌اش با همان مردي كه چند شب پيش از تراس خانه‌ام فرار كرده بود، مطابقت داشت. در حالي كه تحقيقات در اين رابطه ادامه داشت، زني همراه 2 دخترش با حضور در كلانتري از متهم بازداشت شده شكايت كردند.
 
شكايت 3 نفر ديگر از متهم
 
اين زن در تشريح ماجرا به پليس گفت: من و دخترانم در خواب بوديم كه با شنيدن سر و صداهايي از بيرون، از خواب بيدار شديم. من براي بررسي موضوع به سمت تراس رفتم و مردي را ديدم كه با گوشي تلفن همراهش در حال عكاسي است. وي ادامه داد: او با ديدن من دستپاچه شد و از تراس پايين پريد و فرار كرد. با داد و فرياد همراه ديگر اعضاي خانواده به تعقيب مرد غريبه پرداختيم كه او در خيابان با چاقو به شوهر و فرزندانم حمله‌ور شد كه در اين هنگام گشت پليس سر رسيد و مرد چاقو به دست در تاريكي شب ناپديد شد.
 
با ثبت اظهارات وي و دخترانش، ماموران از آنها خواستند تا متهم را در بازداشتگاه پليس شناسايي كنند كه به اين ترتيب هويت متهم تاييد شد. با تشكيل پرونده قضايي، متهم كه از سوي 2 خانواده شناسايي شده بود، براي ادامه تحقيقات به شعبه يازدهم بازپرسي دادسراي ناحيه 5 تهران انتقال يافت.
 
انكار متهم در دادسرا
 
متهم در اظهاراتش به بازپرس حسني گفت: من شاكيان را نمي‌شناسم و آنها به اشتباه مرا دستگير كرده‌اند و نمي‌دانم چه كسي عكس‌هاي زندگي خصوصي شاكيان را در گوشي تلفن همراهم ثبت كرده است.
 
بنابر اين گزارش، به دنبال اظهارات متناقض متهم، وي روز گذشته با قرار قانوني از سوي بازپرس حسني رئيس شعبه يازدهم دادسراي ناحيه 5 تهران روانه زندان شد تا تحقيقات تكميلي از متهم براي افشاي جرايم سياه وي انجام شود.
 
--------------------------------
 
دام 3 شيطان صفت براي خواهران خردسال

 3 جوان شرور كه به بهانه جابه‌جايي مسافر، دو خواهر 10 و 13 ساله را ربوده و با انتقال به باغ متروكه‌اي در حومه شهريار، مورد آزار و اذيت قرار داده بودند، دستگير شدند.

به گزارش جام‌جم ، راز فعاليت مجرمانه 3 جوان شرور، روز 21 مرداد با شكايت 2 خواهر در شعبه اول بازپرسي دادسراي عمومي و انقلاب شهريار فاش شد.
2 شاكي كه همراه والدين خود در دادسرا حضور يافته بودند، با ارائه شكايتي عنوان كردند در يكي از محله‌هاي شهريار از سوي 3 سرنشين يك خودروي پژو ربوده شده و پس از انتقال به باغ متروكه‌اي مورد آزار و اذيت قرار گرفته‌اند.

با ثبت شكايت اين دو خواهر 10 و 13 ساله، با دستور ويژه قاضي طاووسي دادستان شهريار جستجو براي يافتن 3 جوان شرور آغاز شد و با شروع تحقيقات ويژه، ابتدا ماموران كلانتري 11 مركزي شهريار با احضار 2 شاكي به مركز پليس به تحقيق از آنها پرداختند و با اطلاعاتي كه از اين دو خواهر ـ شاكيان ـ به دست آوردند، به چهره‌نگاري رايانه‌اي از شرورهاي فراري پرداختند. ماموران در ادامه تحقيقات پي بردند تصوير رايانه‌اي يكي از متهمان فراري با يك شرور سابقه‌دار كه از اراذل و اوباش شهريار است، مطابقت دارد. با مشخص شدن اين موضوع، تصوير وي را به 2 شاكي نشان دادند كه آنها با ديدن تصوير متهم، او را شناسايي كردند. با شناسايي شرور سابقه‌دار، پاتوق‌هاي احتمالي او زير نظر گرفته شد تا اين كه چند روز بعد از حادثه وي در خانه‌اش در يكي از محله‌هاي شهريار شناسايي و در اقدامي ضربتي دستگير شد.
 
اعتراف به نقشه شيطاني
 
متهم با اعتراف به ربودن و آزار و اذيت اين دو خواهر گفت: روز حادثه همراه 2 نفر از دوستانم با خودروي پژو در حال تردد در شهر بوديم كه متوجه اين دو دختر شديم كه در حاشيه خيابان منتظر تاكسي بودند من و دو همدستم با ديدن آنها وسوسه شديم اين دو دختر را ربوده و مورد آزار و اذيت قرار دهيم.
 
متهم ادامه داد: وقتي يكي از دختران مقصد خود را گفت، خودرو را متوقف و او و دختر همراهش را سوار كرديم.
 
شرور سابقه‌دار افزود: پس از طي مسافتي، تغيير مسير دادم كه 2 دختر مسافر به اوضاع مشكوك شده و فرياد زنان از ما خواستند خودرو را متوقف و آنها را رها كنيم. اما من بدون توجه به التماس‌هاي آنها،‌ به مسير ادامه دادم. 2 همدستم نيز با چاقو آنها را به مرگ تهديد مي‌كردند.
متهم اضافه كرد: پس از طي مسافتي خودرو را مقابل يكي از باغ‌هاي متروكه حومه شهر متوقف و آن دو دختر را كشان‌كشان به داخل باغ منتقل كرديم و بعد از اين كه هر سه نفر آن دو را مورد آزار و اذيت قرار داديم، آنها را در يكي از محله‌هاي شهر رها كرده و متواري شديم. با ثبت اظهارات اين مرد، 2 همدستش هم تحت تعقيب قرار گرفتند و چند روز پيش دستگير و به كلانتري 11 مركزي شهريار منتقل شدند.
 
متهمان در مواجهه حضوري با شاكيان و همدست خود، به همكاري در ربودن 2 شاكي و آزار و اذيت آنها اعتراف كردند.
 
بنابراين گزارش، 3 جوان شرور با قرار بازداشت موقت روانه زندان شدند. تحقيقات تكميلي براي فاش شدن ديگر جرايم آنها ادامه دارد.
 
 
----------------------------------------
 
 
بنزین دزدی از خودروهای مدل بالا
 
2 راننده آژانس که از خودروهای مدل بالای شمال تهران بنزین می‌دزدیدند، بازداشت شدند. نگهبان یک مجتمع مسکونی با دیدن 2 پسر جوان که در تاریکی شب در حال دزدیدن بنزین بودند با پلیس تماس گرفت. این 2 پسر که هر دو راننده آژانس در شمال پایتخت هستند، شنبه‌شب در محدوده منطقه مینی‌سیتی تهران بازداشت شدند. مرد تاجر که صاحب خودروی پرادو است صبح دیروز در شعبه سوم دادیاری دادسرای شمیرانات به دادیار عبدی گفت: خودرویم را همیشه در حیاط مجتمع پارک می‌کنم. با وجود اینکه شهرک، نگهبان دارد اما 4 بار از خودروی من بنزین دزدیده‌اند. وی افزود: شب گذشته متوجه سر و صدا شدم وقتی از خانه بیرون آمدم خودروی پلیس را دیدم که 2 پسر جوان را حین دزدیدن بنزین بازداشت کرده بود. 2 پسر جوان که راننده آژانس هستند در بازجویی‌ها به دزدیدن بنزین در نیمه‌های شب اقرار کردند. یکی از آنها به دادیار پرونده گفت: من و دوستم راننده آژانس هستیم و برای تامین خرج دانشگاه عصرها در آژانس کار می‌کنیم. همیشه بنزین کم داشتیم و ناچار می‌شدیم بنزین آزاد بزنیم. برای همین تصمیم گرفتیم باک خودروها را شکسته و با شلنگ بنزین بکشیم. تحقیقات از این 2 پسر بنزین‌دزد ادامه دارد تا با شناسایی شاکیان دیگر زوایای پنهان پرونده افشا شود.
 
 
----------------------------------
 
 
بن‌بست FBI در قتل 3 جوان ایرانی
 
‌FBI در حالی خود را در بن‌بست می‌بیند که تحقیقات‌ نشان می‌دهد قربانیان عضو هیچ گروه مافیایی‌ای نیستند. ساعت 21 شامگاه پنجشنبه 4 شهریورماه سال جاری

– 26 آگوست 2010 میلادی – با شنیده شدن صدای انفجار در بلوک 600 ساختمان شمالی جاده سلطان در جنوب خیابان «ملروز» «هالیوود» همسایه‌ها ‌ از خانه‌هایشان بیرون ریختند. یکی از همسایه‌ها سروصداهای عجیب را به مدیر ساختمان گزارش داد. مدیر بلوک 600 به بررسی همه آپارتمان‌ها دست زد که خود را در برابر در نیمه‌باز آپارتمانی در انتهای راهروی طبقه دوم دید. وقتی وارد خانه شد با جسد 3 مرد روبه‌رو شد که خون‌آلود روی زمین افتاده بودند. با مخابره این گزارش پلیس کالیفرنیا به همراه بازرس جنایی پای در قتلگاه این مردان غیرآمریکایی گذاشتند. تحقیقات نشان داد که قربانیان ایرانی بوده و از کودکی به آمریکا مهاجرت کرده‌اند و سال‌هاست در این آپارتمان زندگی می‌کنند. در ادامه بررسی‌ها پزشکی‌قانونی اعلام کرد 3 مرد به نام‌های پیروز موسی‌زاده 27 ساله و برادرش شهریار موسی‌زاده

38 ساله و برنارد خلیلی 27 ساله هدف شلیک‌های گلوله قرار گرفته و به کام مرگ فرو رفته‌اند. با مشخص‌شدن هویت قربانیان در شاخه بعدی کارآگاهان به بررسی‌های گام به گام دست زدند، وقتی در بررسی‌ها روشن شد که قفل‌ها و کلید آپارتمان سالم است فرضیه جنایت خونین از سوی یک آشنا قوت گرفت. با افشای این حقیقت «پت نلسون» رئیس پلیس ویژه قتل به همراه تیم تخصصی‌اش به بازبینی ایمیل‌ها و عکس‌های خانوادگی مردان ایرانی پرداختند و به آزمایش‌ انگشت‌نگاری دست زدند. در بررسی‌های میدانی وقتی هیچ اسلحه و دارویی مبنی بر مصرف مواد مخدر پیدا نشد کارشناسان اسلحه اعلام کردند قاتل با در دست داشتن تفنگ به بلوک 600 رفته و 3 مرد ایرانی را غافلگیر کرده است. ماموران در مرحله بعدی به بازجویی از دوستان و خانواده‌های قربانیان پرداختند. پویا یکی از دوستان برنارد به ماموران گفت: «برنارد از کودکی به آمریکا مهاجرت کرده و همیشه آرام و خوب بود. در زندگی هیچ‌وقت با کسی گلاویز نمی‌شد. آخرین بار که با وی حرف زدم قرار گذاشتیم همدیگر را امروز ببینیم که شنیدم کشته شده است». یکی از همسایه‌ها که مردی 64 ساله بود به ماموران گفت: «شب حادثه تازه از یک مسافرت تجاری برگشته بودم. با همسرم در خانه تنها بودیم که صدای شلیک‌های پی‌در‌پی را شنیدیم. ابتدا تصور کردم بچه‌ها در حال ترقه‌بازی هستند. یک لحظه احساس بدی پیدا کردم. به همین خاطر مدیر ساختمان را در جریان گذاشتم که در جریان این جنایت خونین قرار گرفتیم. تحقیقات نشان داد این مردان از نظر مالی آنقدر ثروتمند نبوده‌اند که طعمه این نقشه شوم قرار گرفته باشند و از آنجایی که آنان هیچ‌گونه سابقه کیفری ندارند، کارآگاهان ویژه قتل را با معمای پیچیده‌ای مواجه کرد. در حالی که این نخستین تراژدی خانواده برنارد خلیلی نبوده است و 2 سال پیش در حادثه دیگر خانواده قربانی شاهد جنایت دیگری بوده‌اند و در این حادثه هولناک خواهر برنارد از یکی از ساختمان های بلند لس‌آنجلس به بیرون پرت شد که تحقیقات گسترده‌تر مشخص کرد این حادثه یک‌خودکشی بوده است. پسر عموی برنارد به خبرنگاران آمریکایی گفت: برنارد را مثل برادر دوست داشتم. خیلی مهربان و باگذشت بود. همیشه با یکدیگر بودیم ولی شب حادثه من به یک میهمانی رفته بودم. برنارد هیچ دشمنی نداشت ولی نمی‌دانم چرا هدف گلوله قرار گرفته است. بنا به گزارش خبرنگار «وطن‌امروز»، قاتلان 3 مرد ایرانی در لس‌آنجلس بدون هیچ سرنخی پا به فرار گذاشته‌اند و کارآگاهان به دنبال شواهدی هستند که بتوانند جنایتکاران حادثه سیاه را ردیابی کنند.
 
 
-----------------------------------
 
 
فيلم هاي خصوصي!

از ازدواج اولم خيري نديدم و شوهرم تمام جهيزيه ام را که پدر بيچاره ام با هزار بدبختي فراهم کرده بود، خرج بساط دود و دم خود و دوستان لاابالي اش کرد.
وقتي هم کفگيرمان به ته ديگ خورد متوجه شدم همسرم قصد دارد خانه ما را علاوه بر پاتوق افراد معتاد به لانه فساد و فحشا تبديل کند و مرا نقطه هدف هاي شيطاني خود قرار دهد. براي او ديگر غيرت و ناموس معنا و مفهومي نداشت، به همين دليل به دادگاه رفتم و تقاضاي طلاق دادم. من به حکم قانون از او جدا شدم و به خانه پدربزرگم رفتم چون والدينم مي گفتند حداقل مدتي دندان روي جگر مي گذاشتي تا پدرشوهرت که پايش لب گور است بميرد و آن وقت ارثيه آن چناني او را بالا مي کشيدي بعد طلاق مي گرفتي. زن جوان افزود: ۱۹ ساله بودم که مهر طلاق، صفحه شناسنامه ام را سياه کرد و به خاطر اين که منت پدربزرگ و مادربزرگ روي سرم نباشد به سر کار رفتم. اما انگار مهر بدبختي را روي پيشاني ام نيز زده اند زيرا که بار ديگر احساساتم به بازي گرفته شد و به راحتي فريب پسر مدير فروشگاهي که در آن کار مي کردم را خوردم. «مهران» ۲۵ ساله بود و از لحظه اي که همديگر را ديديم او ابراز عشق و علاقه کرد و به قول معروف، خواستگار از آب درآمد!
سمانه در دايره اجتماعي کلانتري آبکوه مشهد افزود: من به او گفتم که يک بار ازدواج کرده ام و از شوهرم به خاطر اعتيادش به موادمخدر طلاق گرفته ام، اما پسر جوان که خود را عاشق و دلباخته ام معرفي مي کرد گفت: براي من هيچي مهم نيست و ما بايد هرچه زودتر به طور موقت با هم محرم شويم تا به مرور زمان مخ پدر و مادرم را بزنم و رضايت آن ها را براي ازدواج دائم جلب کنم.
متاسفانه اين پسر جوان با وعده هايي که داد توانست مرا خام کند و من که فکر مي کردم هرچه سريع تر بايد از بلاتکليفي دربيايم به خواسته او تن دادم و ما به طور مخفيانه ازدواج موقت کرديم.
حدود يک سال از اين ارتباط پنهاني گذشت و در اين مدت چندين بار با مهران به مسافرت رفتم و خيلي به او وابسته شدم، اما حدود يک هفته قبل او به تمام وعده هايي که داده بود پشت پا زد و گفت: قصد دارد با دختري در تهران ازدواج کند و بهتر است همديگر را فراموش کنيم. در برابر اين برخورد تحقيرآميز سکوت کردم و خودم را عقب کشيدم، اما حالا مهران خواسته ديگري دارد و مي گويد يا بايد با يکي از دوستانش رابطه برقرار کنم و يا تمام فيلم هايي که از من گرفته است را منتشر خواهد کرد. نمي دانم چرا به چنين سرنوشتي دچار شدم. در ازدواج اولم، پدر و مادرم به طمع مال و ثروت يک خانواده مرا بدبخت کردند و در اين ازدواج پنهاني نيز من فريب يک مشت حرف پوچ و وعده  و وعيد را خوردم. اگر آدم در هر کاري با افراد آگاه و معتمد مشورت کند چنين مشکلاتي برايش درست نخواهد شد.نويسنده: غلامرضا تديني راد-خراسان
 
-----------------------------------
 
 
رمال «قلم سياه» به دام افتاد

رمال و دعا نويس معروف به «قلم سياه» که در پوشش دعانويسي و رمالي از زنان کلاهبرداري مي کرد و آنان را هدف نيات پليد خود قرار مي داد در مشهد دستگير شد. به گزارش خراسان با دريافت گزارش هايي از سوي پليس آگاهي خراسان رضوي مبني بر فعاليت مجرمانه شخصي در پوشش دعانويسي، رمالي و اخاذي از مردم ، کارآگاهان وارد عمل شدند و تحقيقات خود را آغاز کردند، تحقيقات انجام شده بيانگر اين بود که اين «رمال» در ازاي فعاليت مجرمانه خود از زناني که به وي مراجعه مي کردند مبلغ ۵۰۰ هزار ريال کلاهبرداري مي کرده و برخي زنان را نيز هدف نيات شوم خود قرار داده است.
 
با توجه به اهميت موضوع ماموران انتظامي با انجام اقدامات اطلاعاتي و غير محسوس و با هماهنگي مقام قضايي متهم را که در حال رمالي براي تعدادي زن بود دستگير کردند. در بازرسي از محل کار اين فرد نيز مبالغي وجه نقد و کتاب ها و نسخه هاي مربوط به رمالي کشف و ضبط شد. گزارش پليس خراسان رضوي حاکي است متهم در تحقيقات انجام شده به جرم خود اعتراف کرد و با نظر مقام قضايي روانه زندان شد.
 
 
--------------------------------
 
 
تا ساده‌لوح باشد، مفلس درمانده نمی‌ماند
 
انتشار خبر دستگیری 4 عضو باند «کلاهبرداری پیامکی» و اعترافات آنها، یک بار دیگر‌ کلمه کلاهبرداری‌ را مطرح کرد.
 
5 عضو یک باند – که سرکرده آنها هنوز فراری است – با ارسال پیامک به‌طور اتفاقی برای دارندگان تلفن همراه، مخاطبان خود را به دریافت یک روزه 10 تا 200 میلیون تومان وام بدون بهره و بدون ضامن ترغیب می‌کردند و متاسفانه تعداد زیادی از مخاطبان باند کلاهبرداران پیامکی نیز با خوش‌باوری و ساده‌لوحی بسیار، فریب اعضای این باند را خورده و کارمزدی که بر مبنای میزان وام پرداختی(!) بین 600 هزار تا 4 میلیون تومان بوده است را به حساب‌هاي اعلام شده واریز می‌کردند. اعضای این باند، 60حساب با اسامی جعلی در تقريبا تمام بانک‌های دولتی و خصوصی باز کرده بودند و فریب‌خوردگان را به واریز پول به این حساب‌ها و انتظاری چند ساعته برای دریافت وام‌های کلان خود، دعوت می‌کردند. با توجه به این موضوع، نکاتی به ذهن نگارنده رسید که در پی می‌آید.
 
1- با توجه به فراوانی شگردهای کلاهبرداری و اینکه هر روز از سوی شیادان، راهی جدید برای فریب مردم خوش‌باور‌ ابداع می‌شود، لزوم زیرکی بیشتر مردم در مقابل این افراد، اینک بشدت احساس می‌شود. در این پرونده، عده‌ای غریبه و ناشناس با ارسال یک پیامک که طمع افراد ساده‌‌لوح را برمی‌انگیزد، موفق شده‌اند ده‌ها میلیون پول را بدون هیچ زحمتی به جیب بزنند؛ امری که البته با
یک سرنخ يعني عکس یکی از اعضای باند که کار افتتاح حساب در بانک‌ها و جعل شناسنامه و مدارک دیگر را برعهده داشت، پلیس را در ردیابی باند، موفق کرد.
 
2- اعضای باند اعتراف کرده‌اند تا روز پیش از دستگیری به ارسال پیامک مشغول بوده و افراد زودباور نیز همچنان به حساب‌شان پول واریز می‌کرده‌اند که این نشان‌دهنده قصد اعضای باند جهت سرکیسه کردن تعداد بیشتری از مردم است و باید در پرونده مدنظر قرار گیرد.
 
3- جالب است شرایط اعجاب‌آور «وام سنگین»؛ «پرداخت یک روزه»؛ «بدون بهره» و «عدم نیاز به ضامن»، هیچ یک، شک افرادی را که تا 4 میلیون تومان پول بی‌زبان را بدون هیچ تحقیقی به حساب کلاهبرداران پیامکی واریز کرده‌اند، برنینگیخته‌ است. این موضوع در حالی است که دریافت
وامي 300 هزار تومانی که واقعا دیگر پولی نیست، اولا چند روز و گاه هفته‌ها و ماه‌ها طول می‌کشد و ثانیا بدون چند ضامن ضمانت (که گاه ضمانت مالي2 برابری را نیز برخی صندوق‌ها طلب می‌کنند)‌ به هیچ عنوان همین میزان کم هم وام داده نمی‌شود؛ پس چگونه این افراد ساده‌لوح که قطعا در میان‌شان، علاوه بر افراد طماع، افراد بشدت نیازمند و با آبرو هم وجود دارند، به هیچ یک از این موارد توجه نکرده‌اند. جالب آنکه وقتی یکی از این افراد، برای دریافت وام 200 میلیون تومانی یک روزه بی‌بهره بدون ضامن، 4 میلیون تومان کارمزد(!) کلاهبرداران را به حساب‌شان واریز کرده و یک روز بعد 200 میلیون وام را هم در حسابش ندیده، با تماس با آن شماره تلفن همراه، خوش‌باورانه کلاهبرداران را در جریان واریز نشدن این وام قرار داده و با قهقهه مستانه و تمسخر کلاهبردار هم روبه‌رو شده که به او گفته: «کدوم وام؟‌! تا افراد ساده‌ای مثل شما باشند، چرا برای به دست آوردن پول باید زحمت بکشم؟!»
 
4- نکته پایانی آنکه، علاوه بر مردم که باید بر زیرکی و فراست و دقت نظر خود بیفزایند، سایر ارگان‌ها نیز بايد شیوه‌های مختلف جلوگیری از سوءاستفاده شیادان حرام‌خوار و بی‌آبرو را که گاه موجب ضرر روحی و حتی جانی مغبون‌ها می‌شوند بیاموزند.
 
ساخت انیمیشن‌های کوتاه که اثر خود را در برنامه‌های مختلف که برای آگاهی مردم در حوزه‌‌های متفاوت محیط زیست، راهنمایی و رانندگی، رعایت حقوق شهروندی، مصرف صحیح انرژی و ... نشان داده، یکی از راهکارهاست. مورد دیگر، آگاه کردن مردم از سوءاستفاده كلاهبرداران از فناوری‌های نوین است؛ تلفن همراه، اینترنت و... هر یک راهکارهای‌ جدیدی را پیش روی کلاهبرداران قرار داده‌اند که متاسفانه سادگی مفرط برخی شهروندان نیز به کمک آنها می‌آید. مورد آخر که اساسی‌تر است، عدم تطابق احتمالی جرم با مجازات مجرمان است. به عنوان مثال کسی که پس از 30 بار دستگیری، به جرائم خود از قبیل دزدی، کلاهبرداری، جعل و... ادامه داده و متنبه نمی‌شود، نباید به سادگی آزاد شود و جامعه و آرامش روانی آن را مورد تهدید قرار دهد؛ این موضوعی است که باید مدنظر قضات محترم قرار گیرد تا امکان وقوع جرم با آزادی مجرمانی که قصد اصلاح شدن ندارند، مهیا نباشد.
 
در عین حال اگر تحقیق، زود اعتماد نکردن و دقت، مورد توجه بیشتر افراد قرار گیرد،‌کلاهبرداران نمی‌توانند به راحتی به اهداف خود که گاه منجر به سقوط یک خانواده از هستی‌اش می‌شود، برسند. البته قطعا این موضوع به معنای ترویج بی‌اعتمادی‌ نیست ولی طبق فرمایش دین مبین اسلام، حتی موقع قرض دادن اندکی پول، رسیدی از قرض‌گیرنده باید گرفت؛ شاید آن فرد مورد اطمینان، بعدها تغییر کند.
 
البته هستند افرادی که بی‌توجه به آنچه در صفحات حوادث روزنامه‌ها می‌خوانند؛ اعم از جرائم کلاهبرداری، دزدی، فیلم‌های سیاه، روابط غیرشرعی‌ با نامحرمان، عصبانیت‌های آنی، دوستی‌های خیابانی و حتی اداری غیرشرعی و با چشم بستن بر درک منظور سریال‌های مختلف تلویزیون، معتقدند‌ خودشان زرنگ‌تر از این هستند که گول افراد از خدا بی‌خبر را بخورند اما در حقیقت خودشان را به خواب زده‌اند‌ و «قطعا شخص خواب رفته را می‌توان بیدار کرد؛ ولی شخصی که خود را به خواب زده باشد را هرگز نمی‌توان بیدار کرد».
 
 
-----------------------------------------
 

بازداشت 2 متجاوزبه دختر جوان
 
2 مرد شیطان‌صفت که با زور و اجبار اقدام به آزار و اذیت یک دختر جواني کرده بودند، دستگیر شدند.
 
سرهنگ درعلی، رئیس پلیس آگاهی استان چهارمحال و بختیاری گفت: کارآگاهان جرائم جنایی، رسیدگی به پرونده دختر جوانی که به زور و با ضرب و شتم مورد تعرض قرار گرفته بود را آغاز کردند. رئیس پلیس آگاهی چهارمحال و بختیاری افزود: در تحقیقات انجام شده شاکیه اظهار کرد برای انجام کاری در حال تردد در خیابان بودم که در پی توقف خودرویی مقابلم، مردی از آن پیاده شده و مرا به زور و اجبار سوار خودرو کرده و پس از انتقال به مکانی دیگر به همراه مردي ديگر مرا مورد آزار و اذیت قرار دادند.
 
وی گفت: کارآگاهان با حضور در محل ارتکاب جرم به کمک کسانی که در آن لحظه در محل حضور داشتند، چهره فرضی متهمان را ترسیم و مشخصات خودرو را ثبت کردند و با انجام اقدامات اطلاعاتی گسترده و استفاده از اطلاعات مردمی، محل اختفای متهمان را شناسایی و در یک عملیات غافلگیرانه هر دو متهم به نام‌های «م ـ ح» و «گ ـ ظ» را دستگیر کردند و به پلیس آگاهی انتقال دادند. وی افزود: در بازجویی‌های انجام شده متهمان که منکر ارتکاب هر گونه آزار و اذیت و اعمال مجرمانه‌ای بودند، پس از مواجهه حضوری با شاکیه و شناسایی توسط وی راهی جز بیان حقیقت نداشته و گفتند با خودرو در خیابان در حال عبور بودیم که پس از دیدن شاکیه به فکر اجرای نقشه شیطانی خود افتادیم و او را با زور و اجبار سوار خودرو کرده و مورد آزار و اذیت قرار دادیم و در محلی خلوت رها کردیم.
 
رئیس پلیس آگاهی چهارمحال و بختیاری افزود: پس از تکمیل پرونده متهمان به دادسرا معرفی و با صدور قرار قانونی روانه زندان شدند و همچنین بازجویی‌ها برای کشف بزه‌های احتمالی دیگر ادامه دارد.
 
Bookmark and Share
نظرات بینندگان:
نام:
ایمیل:
* نظر: