کد خبر:۴۱۸۵
تاریخ انتشار: ۰۱ شهريور ۱۳۸۹ - ۰۹:۱۶
تعداد بازدید: 4111
print نسخه چاپی
send ارسال به دوستان
saveذخیره
راز پنهان جسد گمشده یک زن
دست نوشته‌های یک زن نشان می‌داد وی به همراه دختر و پسرش سم خورده‌اند اما در صحنه مرگ آنها تنها 2 جسد پیدا شد.

دست نوشته‌های یک زن نشان می‌داد وی به همراه دختر و پسرش سم خورده‌اند اما در صحنه مرگ آنها تنها 2 جسد پیدا شد. هنوز مشخص نیست جسد زن که به‌خاطر تعفن شدید قابل شناسایی نبوده متعلق به مادر یا دختر خانواده است. ظهر 21 مرداد‌ماه سال‌جاری وقتی بوی مشمئز‌کننده‌ای در راهروی ساختمان پیچید، همسایه‌های یک مادر و 2 بچه به جست‌وجوی آنها پرداختند تا مشخص شد این بو از کجای آپارتمان این خانواده است.

وقتی کسی در را به روی همسایه‌ها باز نکرد آنان پلیس را در جریان قرار دادند و ساعتی نگذشته بود که راز مرگ تلخی در طبقه دوم این ساختمان فاش شد. ساعت 14 بود که بازپرس شهریاری در جریان حادثه‌ای مرموز قرار گرفت و وقتی خود را به خانه‌ای در منطقه باغ فیض رساند 2 جسد متعفن را پیش رویش دید. در بررسی‌های میدانی دیده شد که اثاثیه خانه بسته‌بندی شده هستند و انگار بیشتر این لوازم به خارج از آپارتمان انتقال داده شده‌اند به گونه‌ای که خانه خالی به نظر می‌رسید. بسته‌های اثاثیه به صورت پراکنده در گوشه و کنار خانه به چشم می‌خوردند، صحنه کاملا مرموز به نظر می‌رسید. در بررسی‌ها مشخص شد اجساد متعلق به زن و پسری هستند اما تعفن شدید این اجازه را نمی‌داد مشخص شود قربانیان چقدر سن دارند و چه کسانی هستند. تحقیقات قضایی و پلیسی نشان داد در این واحد آپارتمانی زنی 45 ساله با نام فاطمه به همراه دختر 13 ساله و پسر 10 ساله‌اش زندگی می‌کردند و از یک‌سال پیش پدر خانواده آنان را ترک کرده است. یکی از همسایه‌ها که آشنایی بیشتری با فاطمه داشت به تیم تحقیق گفت که این زن با همسرش اختلاف داشته و به‌خاطر نداشتن ارتباط خوب با بستگانش رفت و آمد زیادی به خانه‌اش نمی‌شد. وی گفت: آخرین‌بار بیش از یک هفته پیش بود که فاطمه و بچه‌هایش را دیدم، تصور داشتم به مسافرت رفته‌اند تا اینکه از 2 روز پیش بوی تعفن از خانه‌شان بیرون زد این بو به اندازه‌ای زیاد شد که به پلیس زنگ زدیم وقتی ماموران کلانتری 140 باغ‌فیض آمدند و در خانه را باز کردند باور کردنی نبود، 2 جسد کف پذیرایی روی زمین افتاده بود.

دست نوشته‌های مرگ

بالای سر اجساد پاکت‌‌نامه‌هایی دیده می‌شد که روی هر کدام اسامی یکی از بستگان وی دیده می‌شد، وقتی بازپرس شهریاری به بررسی آنها پرداخت دید فاطمه با دستخط خودش گلایه‌‌نامه‌هایی نوشته است. فاطمه در این نامه‌ها نوشته بود که بستگانش یا دیگران زندگی وی را به پرتگاه و سقوط کشانده‌اند و باعث شده‌اند وی تصمیم به خودکشی بگیرد و چون تحمل رفتارهای آنها را نداشته به زندگی خود و دختر و پسرش پایان داده است. تیم تحقیق با دیدن همین نامه‌ها پی‌برد که در برابر یک خودکشی دسته‌جمعی قرار گرفته است اما صحنه جنایت از بسته‌بندی شدن اثاثیه گرفته تا وجود تنها 2 جسد مرموز به نظر می‌رسید.

جسد گمشده

مشخص بود فاطمه می‌خواسته خود و 2 بچه‌اش را از بین ببرد اما در خانه‌اش تنها اجساد یک زن و پسر بود و جسد سومی دیده نمی‌شد.

جسد پسر 10 ساله خیلی زود شناسایی شد اما تعفن شدید جسد زن را قابل شناسایی نشان نداد چرا که نمی‌شد از روی چهره یا تخمین زدن سن قربانی هویت آن را شناخت. برای اینکه مشخص شود آن جسد متعلق به فاطمه است یا دخترش ریحانه، یکی از بستگان نزدیک این خانواده به بالای سر جسد رفت و وی نیز با شک و تردید ادعاهایی کرد. این زن گفت: هفته گذشته جشن عروسی یکی از بستگانمان بود فاطمه و ریحانه هر 2 موهای خود را به یک رنگ درآورده بودند اما با توجه به مدل ابروی جسد تصور می‌کنم متعلق به فاطمه است چرا که دخترش ابروهای کلفت‌تری داشت.

سم کشنده

با توجه به تردیدهای به وجود آمده همزمان با تحقیقات قضایی و پلیسی اجساد پسربچه و زن مرموز به پزشکی قانونی انتقال داده شد تا گره کور این معما باز شود. متخصصان پزشکی قانونی با اعلام اینکه هر 2 قربانی با خوردن سم کشنده‌ای از پای در آمده‌اند، نتوانستند سن جسد زن را در روزهای نخست معاینه تشخیص دهند و آن را نیازمند آزمایشات دقیق‌تری دانستند.

آزمایش DNA

بازپرس شهریاری در این مرحله با توجه به اینکه بخ شی از تحقیقات به نتیجه آزمایش DNA بستگی داشت دستور انجام این آزمایش تخصصی را صادر کرد تا به راحتی صاحب جسد زن مشخص شود تا بتوان فرضیه‌های به وجود آمده را دقیق‌تر مورد بررسی قرار داد.

2 فرضیه

تیم تحقیق در نخستین فرضیه که قوی‌ترین آن نیز است جسد را متعلق به مادر خانواده دانست و این داستان را پیش روی خود دید که دختر 13ساله با رهایی از مرگ سمی با بسته‌بندی کردن اثاثیه ضروری خانه و اجساد مادر و برادرش را ترک کرده است. در فرضیه دیگری که به اندازه فرضیه قبلی مهم است شاید فاطمه پس از کشتن 2بچه‌اش جرات خوردن سم را نداشته و با رها کردن اجساد پا به فرار گذاشته است که در این مرحله احتمال می‌رود فاطمه در محل دیگری به زندگی خود پایان داده باشد.

سرقت 70 میلیونی

کارآگاهان در تجسس‌های خود که بسته‌بندی اثاثیه و انتقال برخی از آنها به خارج از خانه مادر و 2 بچه را مرموز می‌دانستند خود را در برابر نبودن 70 میلیون تومان دیدند که به گفته بستگان قربانیان باید در خانه آنها موجود بود. اما صحنه حادثه نشان نمی‌داد که قتلی رخ داده باشد و عامل جنایت با خونسردی به بسته‌بندی اثاثیه سنگین و سبک دست زده و از آن ساختمان 8 واحدی بدون اینکه دیده شود خارج کرده باشد. بنا به گزارش خبرنگار «وطن‌امروز»، با شناسایی شدن هویت جسد زن که آثار بریدگی نیز روی دستش است و پیدا شدن جسد گمشده می‌تواند پرده از راز هولناک این خانه بردارد.
 
 
---------------------------------------
 
 
عشق اينترنتي!

من بي گناهم و از کارهاي دوست پسرم اطلاعي نداشتم. يعني متاسفانه احساس و هيجان مثل عينکي تيره جلوي چشمانم را پوشانده بود و همه جا را تار مي ديدم. حالا نمي دانم چه خاکي بر سر بريزم و بايد به خاطر عشق واهي روانه زندان بشوم.

سميرا با چشماني اشک بار در دايره اجتماعي کلانتري شهيد نواب صفوي مشهد افزود: ۵ ماه قبل، يک روز هنگامي که در فضاي چت روم پرسه مي زدم با پسر جواني آشنا شدم که خودش را سعيد معرفي کرد و ارتباط ما با جملاتي احساسي و عاطفي، خيلي زود به يک عشق اينترنتي تبديل شد.

ما پس از گذشت ۲ هفته با هم قرار گذاشتيم و من بي تاب و بي قرار به پارک رفتم تا سعيد را ببينم. در اولين ديدار دلباخته اين پسر شيک پوش و باکلاس شدم و او نيز با ابراز عشق و علاقه گفت دوست دارم از اين به بعد هفته اي چند بار همديگر را ببينيم.

دختر ۲۲ ساله افزود: من ساده لوح تقريبا روز درميان به ديدار سعيد مي رفتم و ما با خودرو و موتورسيکلت چند ساعتي در خيابان ها و نقاط ييلاقي شهر گشتي مي زديم. او مي گفت بازارياب يک شرکت بزرگ است و بايد به نقاط مختلف شهر سر بزند. افسوس که نمي دانستم چه اشتباه بزرگي کرده ام و عاشق پسري شده ام که فقط چهره و قيافه ظاهري اش را ديده ام.

سميرا افزود: شايد باور نکنيد در اين مدت پس از ديدار با سعيد، در زمان جدايي از او دلم مي گرفت و تا چند ساعت با هيچ کس حرف نمي زدم.

متاسفانه به مادرم نيز که نگران رفتار و حرکاتم بود دروغ مي گفتم و موضوع را از او مخفي نگه داشتم تا اين که يک روز به طور اتفاقي عمويم ما را با هم در خيابان ديد و چند دقيقه بعد گوشي تلفنم زنگ خورد. پدرم با عصبانيت از پشت گوشي مي گفت: معلوم هست کدام گوري هستي و چه غلطي مي کني؟ واي به حالت اگر به خانه برگردي!

من احمق از ترس پدرم به سعيد پناه بردم و او مرا همراه خود به خانه مجردي اش برد و متاسفانه...! با مشکلي که برايم به وجود آمده بود تمام پل هاي پشت سرم خراب شد و تنها تکيه گاهم پسري بود که از صميم قلب دوستش داشتم اما امروز در حال دورزدن بوديم که توسط ماموران کلانتري دستگير شديم و پليس از داخل کيف دستي سعيد چندين بسته کريستال و شيشه کشف کرد.

ماموران انتظامي ما را به کلانتري انتقال دادند و من تازه فهميدم که به يک خرده فروش حرفه اي کريستال و شيشه که پدر و مادرش نيز پشت ميله هاي زندان هستند دل بسته ام و سرنوشت خودم را به راحتي تباه کرده ام. «حسين سليمان پور مقدم» مدرس روان شناسي و مشاور خانواده درباره اين ماجرا گفت: همان گونه که بارها اشاره کرده ايم در اين روابط پنهاني، متاسفانه بيشترين آسيب ها را دختر خانم ها مي بينند. پس داشتن تفکر نقاد و افزايش قدرت «نه» گفتن در آن ها يک ضرورت روان شناختي است. وي افزود: از طرفي ضمن همدلي با والدين جوانان و نوجوانان عزيز بايد بگوييم در زمان بروز اين گونه اتفاقات، رفتارهاي پرخاشگرانه و طرد کردن فرزند آسيب ديده به هيچ عنوان منطقي به نظر نمي رسد بلکه پذيرش کمک به او مثل زماني که بيمار است بهترين راهکار تربيتي مي باشد.تهيه كننده:غلامرضا تديني راد-خراسان
 
 
-------------------------------------
 
 
ديگر تحمل هوو برايم غيرممكن است
 
به گزارش فارس، زني 65 ساله با مراجعه به دادگاه خانواده شهيد محلاتي دادخواست جدايي خود را به رئيس شعبه 235 اين مجتمع قضايي خانواده ارائه كرد.

اين زن ميانسال در حضور قاضي اين شعبه گفت: شوهرم با رضايت من ازدواج مجدد كرد و من در كنار هوو كه 26 سال دارد، زندگي كردم ولي ديگر نمي‌توانم محبت بيش از اندازه شوهرم به او را تحمل كنم و مي‌خواهم از او جدا شوم.

وي ادامه داد: شوهرم به جاي اينكه اموالش را به نام من كه 40 سال با او زندگي كردم، بكند، همه را به نام زن دومش كه 3 سال است با او ازدواج كرده، مي‌كند؛ من از اين وضع خسته شدم و مي‌خواهم از او جدا شوم تا آن‌ها راحت‌تر زندگي كنند.

زن در حضور قاضي دادگاه بيان كرد: من ابتدا اين موضوع را به دليل اينكه شوهرم كه 72 سال دارد از اين دختر خوشش آمد و فكر و خيالش او شده بود، قبول كردم با اينكه مي‌دانستم كه اين دختر فقط پول شوهرم را مي‌خواهد اين موضوع را قبول كردم.

وي با بيان اينكه شوهرم بسيار خود‌خواه است، ادامه داد: من حسود نيستم ولي تحمل اين موضوع بسيار سخت است و هر زني روي اين موضوع حساسيت دارد مخصوصاً اينكه در كنارت و با اطلاع تو اين اتفاق بيفتد.

پيرمرد در دادگاه حضور داشت و گفت: من هر 2 زنم را دوست دارم و از طريق قانوني و با اطلاع هر دو با آنها ازدواج كرده‌ام.

وي با بيان اينكه من خيلي از اموالم را به نام او كردم ولي او هنوز اطلاع ندارد، تصريح كرد: مي‌خواهم او باز در كنار من زندگي كند و خوبي و بدي مرا تحمل كند چرا كه من بدون پشتيباني او نمي‌توانم زندگي كنم و حتي زنده بمانم.

زن در حضور قاضي دادگاه مدعي شد كه شوهرش فقط به خودش فكر مي‌كند و كاري به او و احساسات او ندارد.

مرد بيان كرد: من همسرم را طلاق نمي‌دهم بلكه در كنارش زندگي خود را ادامه داده و اموالي كه به نامش كردم كه مي‌خواستم متوجه نشود، به او مي‌دهم.

قاضي رسيدگي كننده، زن و مرد ميانسال را به مراوده و مصالحه دعوت كرد و حكمي مبني بر طلاق صادر نكرد.
Bookmark and Share
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۰
انتشار یافته: ۱
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۰۸:۴۷ - ۱۳۹۱/۰۳/۱۳
0
0
تو مملكت ما هيچ بهايي به احساس و عاطفه زن داده نمي شود!!آخه چرا زني كه شوهرش هيچ محبتي بهش نداره بايد دركنارش بمونه!بخدا اين بي عدالتي و فردا روز بايد جواب خدا رو بدن!!
نظرات بینندگان:
نام:
ایمیل:
* نظر: