کد خبر:۴۱۸۲
تاریخ انتشار: ۳۱ مرداد ۱۳۸۹ - ۱۱:۰۶
تعداد بازدید: 2599
print نسخه چاپی
send ارسال به دوستان
saveذخیره
يادداشتهاي ساعت 25 ؛
« فردا فكني » عادت ديرينه ماست!
«فردا فكني» عادت ديرينه ماست. كار امروز را به فردا مي افكنيم و در روزمرگي روزگار مي گذرانيم. به فردا اميدهاي بسيار، طلايي و نامتناهي داريم. فردا هرگز نمي رسد، ولي ما وعده فردا مي دهيم!
«فردا فكني» عادت ديرينه ماست. كار امروز را به فردا مي افكنيم و در روزمرگي روزگار مي گذرانيم.
به فردا اميدهاي بسيار، طلايي و نامتناهي داريم. فردا هرگز نمي رسد، ولي ما وعده فردا مي دهيم! در تمام مسائل مهم كشور، شهرداريها، فرهنگ، بهداشت، مسكن، كار، ازدواج، ما وعده «فردا» مي دهيم.
ما علاقه تام و تمامي به سمينار، سمپوزيوم، كميسيون، سوء كميسيون و جلسه داريم. تمام وزيران و معاونان آنها و مديران كل و مديران عامل و معاونان مديران عامل، هر روز جلسه دارند، اما جلسه براي غيرخوديها، خوديها و آشنايان و كسي كه تصور مي رود نفوذي داشته باشد و دستش به جايي بند باشد با جمله مسخره و تكراري جلسه دارند، كميسيون دارند، ميهمان دارند از سر باز نمي شوند.
اگر كسي در پايه فردي معتبر و محترم به صاحب مقامي ولو در حد رئيس اداره، شهردار قصبه، فرماندار شهري كوچك و بخشداري بخشي كوچكتر رئيس دفتر، منشي، آجودان حضور، پيشخدمت باشي كه جاي مباشر و فراشباشي و وكيل باشي و يوز باشي و ده باشي و فراش خلوت عصر قاجار گرفته اند طرف را دنبال جعبه بگير و بنشون و ناكجا آباد فرستاده براي فريب كه در اسلام از بدترين گناهان است، شماره تلفنش را مي پرسند كه روز قيامت ارتباط برقرار كنند!
اين روزها از آن سادگي و كوشش به سادگي سالهاي نخست انقلاب خبري نيست. در كشور مدي به صورت فراگير، ساري و جاري شده است كه هرچه عادت و محل كار وزارتخانه بررسي بادهاي گرم كوير و سازمان سفيد بودن ماست و مؤسسه كند و كاو سنجدهاي فاسد و مركز تفكيك شن ها و ماسه هاي درشت از ريز بلندتر و غول آساتر و شيك تر و عالي تر و پر دبدبه تر و پر كبكبه تر باشد احترام وزير و معاون و مديرعامل بيشتر خواهد بود! شما به دفتر هر وزارتخانه اي برويد دچار شگفتي خواهيد شد كه اين همه خدم حشم و دربان و قراول و آجودان حضور و منشي حضور مرد و زن براي چي؟

مي گويند اميركبير وقتي صدراعظم شد دستور داد در اطراف او حاجب، شاطر و فراش حركت نكنند، درشب حركت فانوس دار ممنوع اعلام كرد. قليان كش را مرخص كرد، از خدم و حشم كاست و سعي كرد به مردم بفهماند حركت كردن عده زياد در اطراف صدراعظم و دورباش و كورباش رويه اي متمدنانه آن نيست.آمده اند سفارت به آن زيبايي و عظمت و شكوه ايران در لندن را رها كرده اند مي خواهند ميليونها پوند خرج كنند سفارتخانه اي بنا كنند كه چشم فلك را خيره كند! كه چه بشود؟ مردم محله ايراد گرفته اند كه احداث اين بناي نوساز، شكوه و عظمت لندن قديم و نيز كليساي قديمي در آن نزديك را خدشه دار مي كند.

من نمي فهمم چه نيازي به ساختن چنين بنايي است؟ مگر آقاي ؟ در پايتخت كانادا به عنوان سفارتخانه ساخت، عظمت، فر و شكوه ما نزد مردم كانادا خيلي بالا رفت اين همه مسائل مختلف در كشور مبتلا به عموم وجود دارد.
نمي دانم آيا مدارس كپرنشين در كشور هنوز برقرارند؟ آيا هنوز مدارس چند نوبته دايرند؟ آيا بيمارستاني در هر شهر كه بينوايان و فرودستان را بپذيرد و رايگان يا با هزينه كم يا با بيمه درمان كند داير شده است؟ آيا آرزوي رهبر معظم نبود كه چنين بيمارستانهايي در سراسر كشور راه اندازي شود؟
همه اين نيازها را رها كرده و در حال ساختن كاخ چند ده يا شايد چند صد ميليون پوندي در لندن هستيم كه چه بشود؟ در پايتخت كشوري كه ساختمانهاي كهنه و قديمي و معماري قرن هفدهمي و هجدهمي و نوزدهمي و قرن بيستمي سمبل معماري آن هستند ولخرجي خود را به نمايش بگذاريم؟

فرض مي گيريم آن آقاي آرشيتكت كه نمي دانم چرا و چگونه اين قدر عزيز شده و قرار است براي معرفي كشور ما در لندن سفارتخانه جديد بسازد به آرزوي خود رسيد و آن عمارت باشكوه را ساخت تا يادگار معماري قرن بيست و يكمي يك معمار ايراني باشد، چه فايده اي نصيب كشور خواهد شد؟

در قبال آن ساختمان هاي با عظمتي كه من در لندن ديده ام اين عمارت نوساز چه اهميتي خواهد داشت؟ سفارت ايران در لندن در اوايل قرن بيستم با شكل و ظاهر بناهاي عصر هخامنشي ساخته شده و هنوز از بناهاي باعظمت آنجا شناخته مي شود.

بهتر نيست اين آقاي آرشيتكت جوان به كشور بازگردد و فكري براي ساختمان هاي بدريخت و زشت ميدان توپخانه، ميدان سپه كه امروز نام با عظمت امام خميني(ره) به آن گذشته شده است، فكري بكند؟ آيا واقعاً اين ميدان كه در شمال آن خيابان پشت شهرداري سابق با آن مغازه هاي توسري خورده و در جنوب آن قلعه نظامي بي روح و مستطيلي شكل و زشت وزارت پست و تلگراف و تلفن سابق خودنمايي مي كند برازندگي آن را دارد كه ميدان مركز شهر تهران خوانده شود؟

يك روز به اين ميدان برويد و ببينيد اين ميدان كه زماني از زيباترين ميدانهاي خاورميانه به شمار مي رفت و در شمال آن بناي زيباي اوايل قرن بيستمي شهرداري تهران و در جنوب آن بناي با عظمت تلگرافخانه با آن گنبد پر جبروت ديده مي شدند و دوربين هاي عكاسان و فيلمبرداران بي اختيار متوجه آن مي شد به چه صورتي درآمده است و بناي سابق بانك شاهي انگليس، بانك بازرگاني سپه بانك تجارت كنوني با پلاكاردها و تابلوهاي زشت تبليغاتي چه وضعيتي به اين ميدان داده است؟

وزارت ارتباطات و فناوري بناحق نيمي از اين ميدان را به حيطه متصرفات ارضي خود در سطح شهر درآورده و گويا تاچندي پيش زور شهرداري نمي رسيد بخش جنوبي ميدان را آزاد كند.
در اطراف اين ميدان بناهاي بي ريخت سر به آسمان كشيده است. كمي آن سوتر طرح نوسازي ميدان حسن آباد به پايان نرسيده و حسن آباد كه قرار بود يكي از زيباترين ميدانهاي سنتي و قديمي تهران شود در پيچ هاي بروكراسي بلاتكليف مانده است. ما از آينده سخن مي گوييم، اما آينده نمي رسد!

راه آهن سراسري ايران را مهندسان دانماركي، نروژي، سوئدي، آلماني، آمريكايي، چكسلواكيايي، ايتاليايي و مجارستاني ساختند. كاري ندارم مسير اين راه آهن درست نبود، اما شما براي نمونه هم يك همايش سمپوزيوم و كنفرانس، در طول آن سيزده- چهارده سالي كه فرنگي ها اين راه آهن را ساختند مشاهده نمي كنيد. در عوض ما عاشق همايش هستيم، عاشق سمينار و سمپوزيوم و هر اصطلاح جديدي كه وقتمان را به خوبي و خوشي بگذراند، جلساتي را به سخنراني بگذرانيم، ناهار چرب و نرمي بخوريم، كاغذ مصرف و هزاران برگ اوراق زيراكس شود و بعد همه در انبارها بريزيم و درش را ببنديم و به فراموشي بسپاريم!

من در بسياري از اين همايشها و سمينارها شركت كرده و هيچ دستاورد ارزنده اي نديده ام. باور كنيد به جاي سمينار بايد كاركرد و قاطعانه هم كار كرد.ما به وقت تلف كردن عادت داريم. نصف ايام سال را در تعطيل يا روزهاي شبيه تعطيل مي گذرانيم. بين تعطيلات را هم تعطيل مي كنيم. ماه رمضان ساعات كار به حداقل تقليل داده مي شود. ادارات كم و بيش نيمه تعطيل است، مملكت نصف سال تعطيل است و هر روز بهانه اي براي تعطيلات بيشتر، اما سمينارها همچنان ادامه دارد. نويسنده:خسرو معتضد
Bookmark and Share
نظرات بینندگان:
نام:
ایمیل:
* نظر: