کد خبر:۴۰۳۰
تاریخ انتشار: ۱۷ مرداد ۱۳۸۹ - ۰۸:۵۱
تعداد بازدید: 3855
print نسخه چاپی
send ارسال به دوستان
saveذخیره
در باتلاق فساد!
دختر زرنگي بودم و براي آينده ام برنامه هاي زيادي داشتم، اما يک لحظه هم به فکرم خطور نمي کرد سرنوشت شومي برايم رقم بخورد و با گرفتاري در دام مواد مخدر در باتلاق فساد اخلاقي غرق شوم.
دختر زرنگي بودم و براي آينده ام برنامه هاي زيادي داشتم، اما يک لحظه هم به فکرم خطور نمي کرد سرنوشت شومي برايم رقم بخورد و با گرفتاري در دام مواد مخدر در باتلاق فساد اخلاقي غرق شوم. زن جوان گفت: دانش آموز کلاس اول دبيرستان بودم که برادر زن همسايه به خواستگاري ام آمد. متاسفانه پدرم معتقد بود دختر را نبايد در خانه نگه داشت بنابراين هرچه زودتر تکليفم روشن شود بهتر است. او با اين باور غلط، بدون انجام تحقيقات و تنها به صرف آشنايي ناچيزي که از همسايه و همسرش داشت، جواب مثبت داد و مرا به عقد مردي درآورد که ۱۶ سال تفاوت سني داشتيم.شوهرم آدم عياش و رفيق بازي بود و هيچ تعهدي نسبت به زندگي زناشويي مان نداشت. ما در سال اول زندگي صاحب دختري خوشگل و دوست داشتني شديم و من فکر مي کردم با تولد فرزندمان به سر عقل بيايد اما هيچ فايده اي نداشت و ارتباط او با زنان فاسد خياباني به داخل حريم خانه مان کشيده شد و هر روز بايد منتظر مي نشستم تا شريک زندگي با زني فاسد بيايد و...!زن جوان در دايره اجتماعي کلانتري طبرسي جنوبي مشهد افزود: منصور تهديدم کرده بود اگر در مورد کارهايش چيزي به کسي بگويم من و بچه ام را خواهد کشت، به همين دليل دو سال خون دل خوردم و صدايم در نيامد، ولي در اين مدت دچار افسردگي شديد و ناراحتي روحي شدم و کارم به جايي رسيد که تحت نظر پزشک متخصص قرار گرفتم. خانواده ام وقتي فهميدند در چه جهنمي گرفتار شده ام با پي گيري قانوني مرا از چنگ منصور نجات دادند و از اين مرد بوالهوس جدا شدم.با نااميدي دست دخترم را گرفتم و به خانه پدرم برگشتم و خودم را در خانه زنداني کردم.پدرم که خيلي نگران وضعيت روحي و رواني ام بود در يک شرکت توليدي کاري برايم جور کرد تا کمي سرگرم بشوم. زن ۲۱ ساله افزود:من با ذوق و شوق مشغول کار شدم، اما به علت ضعف عصبي و جسمي خيلي زود خسته مي شدم و کم مي آوردم. متاسفانه جواني که تبعه افغاني بود و در آن شرکت کار مي کرد يک روز گفت تو اگر کمي دوا مصرف کني زور و قوت پيدا خواهي کرد و مي تواني اندازه دو کارگر کار انجام بدهي و از نظر روحي هم بهبود خواهي يافت. من ساده لوح تحت تاثير اين حرف هاي پوچ خام شدم و بدون آن که بدانم دوا يعني چه، کريستال مصرف کردم. افسوس که نمي دانستم اين جوان شيطان صفت چه نقشه اي برايم کشيده است. او در کمتر از چند ماه مرا معتاد کرد و سپس به خواسته هاي پليدي که در سر داشت رسيد. مدير کارگاه زماني که متوجه شد با جوان افغاني ارتباط نامشروع دارم هر دوي ما را اخراج کرد و من دوباره خانه نشين شدم، اما هر روز براي تامين مواد مخدر مجبور بودم از خانه بيرون بيايم و چون براي خريد کريستال پولي در بساط نداشتم، تن به کارهاي غيراخلاقي دادم. زن جوان اشک هايش را پاک کرد و گفت: من در باتلاق اعتياد و فساد اخلاقي افتاده ام و به موجودي پليد و کثيف تبديل شده ام. امروز هم ماموران انتظامي مرا همراه دو مرد گرگ صفت دستگير کرده اند و ديگر اميدي به آينده ندارم. منبع:خراسان
 
---------------------------------
 
 
مردي در دادگاه: زنم به فرزندم حسودي مي‌كند

مردي در دادگاه حضور پيدا كرد و مدعي شد كه همسرش به شدت به فرزندش حسودي مي‌كند و هرگاه او به فرزندش محبت مي‌كند، همسرش كودك را به شدت كتك مي‌زند.
به گزارش فارس ، مردي با مراجعه به دادگاه خانواده شهيد محلاتي دادخواستي را به قاضي يكي از شعب ارائه كرد.
اين مرد 34 ساله در حضور قاضي شعبه 235 اين مجتمع مدعي شد كه همسرش فرزند 4 ساله‌اش را به شدت كتك مي‌زند.
وي با بيان اينكه از اين وضع خسته شدم، ادامه داد: زماني كه من براي فرزندم لباس بيشتر از همسرم مي‌خرم يا با او به پارك مي‌روم، همسرم عصباني شده و فرزندم را كتك مي‌زند.
مرد بيان كرد: ما حدود 5 سال است كه با هم زندگي مي‌كنيم، ولي همسرم بعد از 2 سال بيماري اعصاب گرفت و در حال حاضر به شدت به فرزندم حسودي مي‌كند.
وي اضافه كرد: من مي‌خواهم از همسرم جدا شده و حضانت فرزندم را برعهده بگيرم تا شايد با آرامش زندگي كنيم.
مرد تصريح كرد: فرزندم به شدت از سوي همسرم كتك مي‌خورد و من از اين وضع خسته شدم؛ من بايد از همسرم جدا شوم تا آينده و امنيت فرزندم تأمين شود.
قاضي رسيدگي كننده به اين پرونده، به دليل عدم حضور زن و عدم شواهد لازم، رسيدگي را به جلسه آينده موكول كرد.
 
--------------------------------
 
 
زن جوان مهريه شمش طلاي خود را به اجرا گذاشت

زني به دادگاه آمد و مهريه‌اش را كه يك كيلو شمش طلا بود، از شوهر معتادش، مطالبه كرد.
به گزارش فارس، زني با مراجعه به دادگاه خانواده شهيد محلاتي دادخواست مهريه خود را به قاضي يكي از شعب ارائه كرد.
اين زن 26 ساله در حضور قاضي شعبه 240 اين مجتمع مدعي شد كه مهريه‌اش را كه يك كيلو شمش طلا است از شوهر معتادش مي‌خواهد.
وي ادامه داد: شوهرم معتاد به شيشه است و مصرفش نيز بسيار بالاست و من با اينكه از اين وضع خسته شدم ولي مي‌خواهم ابتدا مهريه‌ام را بگيرم و بعد از او جدا شوم.
زن بيان كرد: شايد با گرفتن مهريه‌ام زندگي و آرامش من بيشتر شود و بتوانم داراي فرزند شوم و راحت‌تر زندگي كنم. ما حدود 4 سال است كه با هم زندگي مي‌كنيم ولي به دليل اعتياد شوهرم داراي فرزند نشديم.
زن در حضور قاضي اين شعبه تصريح كرد: شوهرم بايد مهريه‌ام را بدهد و من اگر نتوانستم در كنارش بمانم و اعتيادش را تحمل كنم، باز به دادگاه مي‌آيم و از شوهرم جدا مي‌شوم.
مرد 30 ساله در دادگاه خانواده، بيان كرد: من معتاد نيستم و همسرم زيادي موضوع را بزرگ كرده است و به دنبال بهانه است. من نمي‌توانم مهريه همسرم را بپردازم و اين پول هنگفت را ندارم و او بايد از گرفتن اين مهريه منصرف شود.
قاضي رسيدگي كننده به اين پرونده، مرد را محكوم به پرداخت مهريه زن كرد.
 
 
----------------------------------
 
 
مردي بيماري قلبي همسرش را بهانه‌اي براي جدايي كرد

مردي كه براي درخواست طلاق به دادگاه رفته بود بيماري قلبي همسرش را بهانه جدايي كرد.

به گزارش فارس ، مردي با مراجعه به دادگاه خانواده شهيد محلاتي دادخواستي را به قاضي يكي از شعب ارائه كرد.

اين مرد 27 ساله در حضور قاضي شعبه 231 اين مجتمع مدعي شد كه مي‌خواهد از همسرش جدا شود و در كنار او نماند.

وي با بيان اينكه ديگر همسرم را دوست ندارم، ادامه داد: همسرم 24 ساله است و در اين سن بيماري قلبي دارد و اگر سنش بالا برود بدتر مي‌شود و من مي‌خواهم از او جدا شوم.

مرد افزود: ما حدود 2 سال است كه با هم زندگي مي‌كنيم و جالب است كه همسرم مخفي كاري كرده و من حدود دو هفته است كه از بيماري قبلي همسرم آگاه شدم.

وي بيان كرد: اگر من از همسرم جدا شوم زندگي بهتري خواهم داشت و‌ آزار و عذاب نمي‌كشم؛ بايد او دور از من باشد.

مرد تصريح كرد: بيماري همسرم مرا عذاب مي‌دهد و او به من دروغ گفته و مخفي كاري كرده است و من ديگر نمي‌توانم اين وضع را تحمل كنم.

وي گفت: مي‌خواهم از او جدا شده و تنها زندگي كنم و هر حق و حقوقي كه بخواهد به او مي‌دهم ولي او از زندگي‌ام بيرون برود.

قاضي رسيدگي كننده به اين پرونده، به دليل عدم حضور زن جلسه را به آينده موكول كرد. 
 
--------------------------------------
 
با تأييد حكم قصاص در ديوان‌عالي كشور
قاتل شكنجه‌گر به طناب دار نزديك شد

 حكم قصاص مردي كه همسرش را بعد از شكنجه‌هاي فراوان به قتل رسانده بود، در ديوان عالي كشور تأييد شد.

به گزارش فارس، صبح 27 مهر سال گذشته، يك كارگر شهرداري كشف جسد زن جواني در خيابان مفتح را به مأموران كلانتري 107 فلسطين خبر داد.

مأموران كلانتري با حضور در محل، متوجه شدند كه جسد متعلق به زن جواني است كه چادري دور او پيچيده شده است. جسد به پزشكي قانوني ارسال و مشخص شد كه وي بر اثر شكنجه به قتل رسيده است.

يك روز بعد از كشف جسد، خانواده زن جوان به پزشكي قانوني آمدند و جسد دخترشان را شناسايي و از داماد خود به اتهام قتل دخترشان شكايت كردند.

تحقيقات براي شناسايي شوهر مقتول آغاز شد و بعد از دستگيري، وي به ارتكاب قتل همسرش اعتراف كرد.

جلسه رسيدگي به اين پرونده، اسفند سال گذشته در شعبه 113 دادگاه كيفري استان تهران و به رياست قاضي محمدسلطان همت‌يار برگزار شد و اولياي‌دم ضمن شكايت مجدد از متهم، تقاضاي خود را قصاص اعلام كردند.

در ادامه جلسه، متهم در جايگاه قرار گرفت و ضمن قبول اتهام قتل همسرش گفت: هنوز نمي‌دانم در زندگي چه مشكلي با همسرم داشتم كه او را كشتم. من او را با سيم آنتن كشتم.

قاضي از او سؤال كرد كه پس علت شكستگي بيني مقتول چيست كه متهم در جواب گفت: شايد با مشت او را زده باشم. او را آن قدر زدم تا حالش به هم خورد، به طوري كه توان حرف زدن نداشت. او را به سمت بيمارستان بردم ولي مقابل بيمارستان با نگهبان دعوايم شد و بدون اينكه او را معالجه كنم، به خانه برگشتم.

نادر، در پاسخ به سؤال قاضي كه همسرت را به چه جرمي كشتي گفت: همسرم بي‌گناه كشته شد.

قاضي از متهم درباره علاقه به همسرش سؤال كرد كه وي گفت: من او را به شدت دوست داشتم و به خاطر همين دوست داشتن زياد، او را مي‌زدم. قرار بود از هم جدا شويم ولي روز حادثه بر اثر صحبت كردن او با همسر موقت سابق من، با او درگير شدم. همسر سابقم به او زنگ مي‌زد و از او مي‌خواست از من جدا شود تا دوباره با من ازدواج كند.

قاضي با اشاره به جراحات گسترده روي بدن مقتول، مانند شكستگي بيني، كبودي گسترده در بدن، خونريزي دور چشم و زير ابرو، پارگي لب، خراشيدگي شديد در گردن، بازو، ساعد و همچنين سوختگي در قسمت ران و كف پا، از متهم علت اقدام به چنين جنايتي را سؤال كرد كه وي گفت: ‌هيچ توجيهي براي اين كار ندارم.

يكي از اعضاي خانواده مقتول‌ با بيان اينكه اظهارات متهم دروغ است، گفت: او فردي معتاد است و قبلاً هم به خاطر اعتياد او، يك بار خواهرم از او جدا شده بود ولي با اصرار او، خواهرم دوباره با او ازدواج كرد.

نادر گفت: حدود 24 ساعت همسرم را به صندلي بسته بودم و دراين مدت حدود 11 ساعت او را شكنجه كردم.

بعد از قتل، زخم‌هاي او را با جوراب پانسمان و لباسي مرتب تن او كردم. سپس او را سوار خودرو كردم و در شهر چرخاندم تا اينكه در فرصتي مناسب او را در خيابان مفتح كه خلوت بود از ماشين بيرون انداختم.

بعد از اظهارات متهم، قاضي همت‌يار و مستشاران دادگاه وارد شور شدند و در نهايت حكم به قصاص متهم دادند. پرونده به ديوان عالي كشور ارجاع داده شد كه قضات شعبه 11 ديوان نيز بعد از بررسي پرونده حكم دادگاه بدوي را تأييد كردند. 
--------------------------------------
 
هلند در شوک، زني ۴ فرزند خود را کشت
 
زني در هلند به اتهام کشتن فرزندان خود دستگير شد، اين زن اجساد ۴ فرزند خود را در داخل چند چمدان و در اتاق زير شيرواني قرار داده بود.
گزارش خبرگزاري فارس به نقل از پايگاه اطلاع رساني پليس حاکي است، يک مادر هلندي که مظنون به قتل ۴ فرزند خردسال خود است دستگير شد.
پليس هلند اعلام کرد اين زن اجساد ۴ فرزند خود را در داخل چند چمدان و در اتاق زير شيرواني قرار داده بود.پزشکي قانوني اينک سرگرم معاينه اجساد است تا چگونگي مرگ آن ها روشن شود.
اين حادثه در روستاي «نيبيتز» در شمال هلند که کمتر از ۲ هزار نفر جمعيت دارد، اتفاق افتاده و ساکنان آن را شوکه کرده است.
مادر ۲۵ ساله اين چهار کودک که دستگير شده است همراه با والدين خود در اين شهر زندگي مي کرد. به گفته پليس، همسايگان از اين که اين زن را بارها حامله ديده اما هيچ گاه او را با فرزندانش نديده بودند مشکوک شده بودند.به گفته پليس، اين زن پس از دستگيري مدعي شده بود برخي افراد فرزندان او را به فرزندخواندگي پذيرفته اند و اسناد رسمي اين کار نيز موجود است اما اين اسناد هيچ گاه پيدا نشد.
وي بعدا گفت فرزندانش را در اتاق زير شيرواني نگهداري مي کند.
قرار است براي مشخص شدن چگونگي مرگ اين چهار کودک بررسي هاي پزشکي قانوني انجام گيرد. اين مادر تا ۲ هفته در بازداشت خواهد بود تا نتيجه تحقيقات مشخص شود، اما بعيد است که وضع زندگي براي ساکنان اين روستا در هلند به حال عادي بازگردد.
 
----------------------------------------
 
از سوي قضات دادگاه كيفري استان تهران صادر شد
حكم اعدام شرور جنايتكار

گروه حوادث شرور معروف منطقه شهريار كه با همدستي نوچه‌هايش، دختر جواني را مورد آزار و اذيت قرار داده بودند با حكم 5 قاضي دادگاه كيفري استان تهران به اعدام محكوم شد.
پرونده اين جنايت هولناك از 24 تير 86 به دنبال دستگيري چند تن از مجرمان شناسنامه‌دار و اعتراف آنها به يك جنايت سياه در دستور كار تيم جنايي قرار گرفت.به گزارش خبرنگار ما و براساس اوراق پرونده، مأموران پليس شهريار به دنبال دريافت گزارش‌هاي متعدد مردمي درباره جرايم يك شرور سابقه‌دار معروف به «جلال گربه»، سرانجام وي و 12 تن از نوچه‌هايش را در طرح مبارزه با اراذل و اوباش دستگير كردند. در خانه فساد مرد شرور نيز مقداري مشروبات الكلي، تجهيزات ماهواره و موادمخدر كشف و 4 زن جوان هم دستگير شدند.
با دستگيري «جلال گربه»، سردسته شبكه تحقيق از تبهكاران آغاز شد تا اينكه 3 تن از نوچه‌هايش در تحقيقات پليسي، راز مرگ مرموز يك دختر جوان را فاش كردند.يكي از آنها به مأموران گفت: «مدتي قبل با دختري به نام «ساناز» دوست شدم تا اينكه او با بدگويي از «جلال» سعي كرد من و او را از هم جدا كند. يك روز هنگام مصرف موادمخدر كه دور هم جمع بوديم كه حرف‌هاي «ساناز» را به گوش «جلال» رساندم كه او هم از شدت خشم تصميم به انتقام گرفت. بنابراين با طرح نقشه‌اي، «ساناز» را به خانه مجردي يكي از بچه‌ها كشاند و «جلال گربه» او را با تهديد چاقو مورد آزار و اذيت قرار داد. بعد هم به بقيه اعضاي شبكه دستور داد به دختر جوان تجاوز كنند.
ساعتي بعد «ساناز» در حال خروج از خانه، با چشمان اشكبار گفت: به زودي خودكشي خواهد كرد. سرانجام هم چند روز بعد او خود را زير قطار انداخت و... در حالي كه ديگر اعضاي شبكه نيز اظهارات همدست‌شان را تأييد مي‌كردند، «جلال گربه» منكر هرگونه نقشي در اين ماجرا شد تا اينكه كارآگاهان جنايي دريافتند وي كلكسيوني از جرايم خشن در كارنامه دارد.بدين ترتيب قاضي شعبه 103 دادگاه عمومي شهر قدس پرونده را با قرار عدم صلاحيت به دادگاه كيفري استان تهران فرستاد كه هيأت قضايي شعبه 77 به رياست قاضي «اكبر ساعي» دستور دادند وكيل مدافعي براي متهمان تعيين شود.
در شاخه ديگر تحقيقات نيز مأموران تلاش براي شناسايي اولياي دم «ساناز» را آغاز كردند. اما پس از تحقيقات دريافتند خانواده قرباني براي حفظ آبرويشان، محل سكونت خود را تغيير داده و به محل نامعلومي رفته‌اند.بنابراين با دريافت آخرين دفاعيات «جلال» و نوچه‌هايش، قاضي «اكبر ساعي» - رئيس – و 4 قاضي مستشار شعبه 77 – باقري، قاسمي، رسولي و مرادي – وارد شور شدند و به اتفاق آرا «جلال گربه» را به اعدام و همدستانش را به زندان و شلاق محكوم كردند. 
Bookmark and Share
نظرات بینندگان:
نام:
ایمیل:
* نظر: